آیا انتظار بی‌جا و یا توقع زیادی است که دولت محترم به جای اینهمه تعریف و تمجید از برجام و آنهمه بزرگنمایی درباره دستاوردهای آن فقط در چند جمله برای مردم توضیح دهد کدام دستاورد قابل اشاره‌ای برای معیشت مردم، اقتصاد کشور و عزت و اقتدار ایران اسلام دارد؟!...

1- می‌گویند ناصرالدین‌شاه در یکی از روزها که به قصد شکار از شهر بیرون رفته بود با مشاهده گله آهوان درپی آنها اسب تاخته و از همراهان و ملازمان رکاب دور افتاده بود. شامگاهان خسته و کوفته به کاروانسرایی رسید و مصلحت آن دید که شب را به استراحت بگذراند تا ملازمان رکاب او را یافته و همراه آنان به پایتخت بازگردد. دروازه کاروانسرا بسته بود. ناصرالدین شاه دق‌الباب کرد و کاروانسرادار از پشت در پرسید کیست؟ ناصرالدین شاه به روال شاهان در پاسخ گفت؛ ما، سلطان‌بن‌سلطان، خاقان بن خاقان، شاه‌شاهان، سایه خدا بر سر ایران، قبله عالم، سلطان صاحبقران، اعلیحضرت شاهنشاه ایران هستیم! کاروانسرادار که حسابی گیج شده بود از پشت در به فریاد گفت؛ ان‌شاءالله خدای سبب‌ساز و بنده‌نواز در این شب سرد برایتان سرپناهی فراهم آورد، اینجا یک کاروانسرای کوچک است و برای اینهمه آدم جا نداریم!
2- بزرگنمایی فراتر از «گزافه» و «اغراق» درباره برجام که این روزها فضای تمامی نشست و برخاست‌ها و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های رئیس‌جمهور محترم و برخی دیگر از دولتمردان را به خود اختصاص داده است، در حالی است که دولت محترم هنوز به این سؤال ساده و دم‌دستی - و البته بسیار ضروری - نه فقط پاسخ روشنی نداده، بلکه اساسا هیچ پاسخی نداده است که در مقابل امتیازات نقد فراوانی که به حریف تقدیم کرده‌ایم، غیر از چند «وعده نسیه» که آنهم یکی پس از دیگری نقض شده و پوچ از کار درمی‌آید، چه دستاورد دیگری داشته‌ایم؟! تا آنجا که وقتی گفته می‌شود «به افتخار برجام دست بزنید»!  دقیقا نمی‌دانیم باید به کجای آن دست بزنیم؟ و برای کدام دستاورد، هورا بکشیم؟!
می‌گویند و اصرار دارند همه بپذیرند که «برجام فتح‌الفتوح بوده است»! «برجام بزرگترین دستاورد تاریخی ملت ایران است»، «برجام به معجزه شبیه است»! «برجام یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ جهان در مقابل ایران»! «اهمیت برجام از فتح خرمشهر هم بیشتر است»، «برجام سایه شوم جنگ را از سر مردم ایران برداشته است»! «برجام نه فقط بزرگترین پیروزی در تاریخ انقلاب بلکه بزرگترین پیروزی در تاریخ ایران است»!  «برجام نقطه آغاز شکوفایی اقتصادی است»!  برجام اشتغال‌زا، رونق‌دهنده تولید، جذب‌کننده سرمایه‌های خارجی، کارآفرین و...
کاش دولت محترم به جای اینهمه تعریف و تمجید از برجام و آنهمه بزرگنمایی درباره دستاوردهای آن فقط در چند جمله - تاکید می‌شود فقط در چند جمله - برای مردم توضیح می‌داد که زیر این تابلوهای رنگارنگ و چشمک‌زن کدام دستاورد قابل اشاره‌ای برای معیشت مردم، اقتصاد کشور و عزت و اقتدار ایران اسلامی جای دارد؟ آیا این، انتظار بی‌جایی است و یا توقع زیادی است؟!...
اما سخن در این نوشته، فراتر از برجام است، بخوانید!
3- دولت محترم هوشمندتر از آن است که نداند بسیاری از قوطی‌های پُر رنگ و لعاب ارائه شده درباره برجام، «پُر از خالی» است و اگرچه برجام به طور کامل بی‌دستاورد نیست ولی تقریبا  هیچیک از وعده‌های نسیه حریف تاکنون تحقق نیافته و در چشم‌انداز پیش روی نیز نه فقط نشانه‌ای از تحقق آن دیده نمی‌شود بلکه هر از چند گاه به جای تحقق دستاوردهایی که وعده داده شده است، بر فهرست «از دست‌‌داده‌ها» افزوده می‌شود!  که به عنوان مثال - و فقط به عنوان مثال - برخلاف آنچه در برجام وعده داده بودند، «سوئیفت» هنوز برقرار نشده و هیچ تبادل‌ تجاری قابل انجام نیست. در اولین روز اجرای برجام با افتخار اعلام شد که بیش از 1000 «ال‌سی» گشایش یافته است ولی آن روز «یکشنبه» بود و تمامی بانک‌های اروپایی در تعطیلات آخر هفته بودند و معلوم شد که ادعای یاد شده فقط یک «بلوف» بوده است و دولت محترم بعدها اعلام کرد که قرار بود 1000 ال‌سی‌گشایش یابد!
اعلام شده بود قرارداد خرید 118 فروند هواپیمای «ایرباس» با فرانسه منعقد شده است - که صرفنظر از  پرسش‌های فراوان درباره آن - چند روز بعد شرکت ایرباس رسما اعلام کرد، بدون اجازه آمریکا حاضر به فروش این هواپیماها نیست! آقای رئیس‌جمهور قول داده بود که با اجرای برجام بخش قابل توجهی از مشکل اشتغال حل می‌شود و جوانان ایران صاحب شغل خواهند شد ولی به جای آن در سفر فرانسه با شرکت در حال ورشکستگی پژو سیتروئن قرارداد بسته شد تا اقتصاد فرانسه با آنهمه جنایت و کینه‌توزی که علیه ایران اسلامی و مردم کشورمان مرتکب شده بود، از مرگ نجات یابد و برای جوانان فرانسوی شغل ایجاد شود و هنگامی که صدای اعتراض مجلس بلند شده و خواستار توضیح دولت درباره مفاد این قرارداد و چرایی آن شدند، آقایان اعلام کردند که این قرارداد «محرمانه» است! - دقیقا برخلاف نص صریح اصول 77 و 125 قانون اساسی - همین قید محرمانه بودن و مغایرت آن با اصول یاد شده قانون اساسی درباره قراردادهای نفتی نیز اعلام شده و...
اکنون جای این سوال است که دولت محترم از کدام «فتح‌الفتوح»! و یا «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»! و معجزه قرن! و... سخن می‌گوید و اگر آنچه در برجام از دست داده‌ایم و یا در حال از دست دادن آن هستیم، با اندک دستاورد حاصل از آن قابل مقایسه است و خود دولت نیز به فتح‌الفتوح بودن برجام اعتقاد دارد- که بعید است! - چرا دستکم به چند نمونه از دستاوردهای ملموس و عینی مورد ادعا اشاره نمی‌کند؟!
4- حالا به موضوع اصل یادداشت پیش روی بازمی‌گردیم و آن، این که دولت محترم از بزرگنمایی‌های اغراق‌آمیز درباره برجام و دستاوردهای نداشته - و یا اندک داشته- آن چه منظوری دارد؟ و کدام نقطه را نشانه رفته است؟ در این باره گفتنی است که؛
الف: بی‌تردید «نقطه مطلوب» این ماجرا در آینده‌ای بسیار نزدیک تعریف شده است. چرا که می‌دانند اغراق‌گویی درباره برجام نمی‌تواند دوام چندانی داشته باشد و افکار عمومی در فاصله‌ای نه چندان دور متوجه توخالی بودن تعریف و تمجیدهای گزاف خواهند شد.
ب: این نقطه مطلوب در کدام آینده نزدیک تعریف شده و در آینده نزدیک چه اتفاق و رخداد مهمی در پیش است؟ این سؤال، پاسخ روشن و خالی از ابهامی دارد؛ «انتخابات»
5- رئیس جمهور محترم پنهان نمی‌کند که خواستار مجلسی با حضور نمایندگان همسو با دولت است و به عنوان نمونه، ایشان در همایش استانداران به صراحت گفته بود «خواهان مجلس اعتدالی» است و البته هنوز تعریف مشخصی از اعتدال ارائه نداده‌اند و این واژه‌ را به معنای همراهی با دولت به کار برده و می‌برند! و موارد دیگری از همین دست که فهرست آن طولانی است.
اکنون می‌توان به وضوح نتیجه گرفت که تعریف و تمجیدهای غیرواقعی درباره برجام، کاربرد انتخاباتی دارد و مجموعه دولت اعتدال و مدعیان اصلاحات که متاسفانه و با عرض پوزش طی 3 سال گذشته دستاورد قابل ارائه چندانی نداشته‌اند و انبوهی از وعده‌های داده شده و تحقق نیافته در کارنامه خود دارند با بزرگنمایی درباره برجام؛
 الف: انتظار دارند بر ناکامی‌های خود در تحقق وعده‌ها سرپوش گذاشته و افکار عمومی را از مطالبه این وعده‌ها بازدارند!
ب: بر این تصورند که با معرفی برجام به عنوان «فتح‌الفتوح»! و معجزه قرن! و... چنته خالی از دستاورد خود را نه فقط «پُر»  بلکه حاوی «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»!  جلوه دهند و شاید بر این باورند که ارائه «این دستاورد بادکنکی»! می‌تواند آراء مردم را به حساب نامزدهای هوادار دولت فاکتور کند!
ج: ادعای «الگو بودن برجام»! و آمادگی برای «برجام 2»! در همین بستر قابل ارزیابی است و آقایان به یقین می‌دانند که اینگونه ادعاها، فقط می‌تواند کاربرد انتخاباتی داشته باشد و مردم، با بصیرت‌تر از آنند که یک معاهده با هزینه‌های سنگین را به عنوان «الگو» برای حل و فصل سایر مشکلات برگزینند! و این پرسش را نادیده بگیرند که مگر «برجام یک» چه دستاورد قابل ارائه‌ای داشته است که سخن از «برجام 2» نیز در میان باشد؟!
6- و اکنون سخنی با دولت محترم در میان است و آن، این که؛  چرا از بیان «واقعیت برجام» و توضیح درباره دستاوردهای ادعایی آن خودداری می‌کنید؟ به یقین گرد و غبار ناشی از بزرگنمایی‌های اغراق‌آمیز خیلی زود فرو می‌نشیند و واقعیت‌ها آنگونه که هست، در میدان دید همگان قرار می‌گیرد، کما این که مردم علی‌رغم آنهمه بزرگنمایی دولت محترم درباره برجام، واکنش مثبتی نشان ندادند و آن تعریف و تمجیدها را با واقعیات محسوس و ملموس از جمله چرخ معیشت خود همخوان ندیدند. از این روی به آسانی می‌توان نتیجه گرفت اینگونه اغراق‌ها نه فقط اغراق‌کنندگان را به مقصود نمی‌رساند بلکه می‌تواند به جایگاه دولت در نگاه مردم، آسیب‌های جدی نیز برساند و به قول یکی از شعرای کشورمان در اقتباس از شعر معروف «اریش فرید»  شاعر اتریشی؛ «بچه‌ها شوخی‌ شوخی به گنجشک‌ها سنگ می‌زنند و گنجشک‌ها جدی جدی می‌میرند»!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   |   | نظرات()   بازدید ها:بازدید

وکیل‌الدوله‌ها اگر به مجلس بروند دولت پاسخگوی وعده‌ها نخواهد بود

تلاش دولت یازدهم برای تشکیل مجلسی همراه و همسو که شأن نظارتی خود را به فراموشی سپرده و کاری به تصمیمات گرفته شده و برنامه‌های در دست اجرا نداشته باشد محصولی جز تقویت دولتی غیر پاسخگو در برابر مطالبات بحق مردم نخواهد داشت.
اغلب دولت‌ها در پی آن بوده‌اند که بی‌سر و صدا و بدون اعتراض نهادهای نظارتی از جمله مجلس شورای اسلامی برنامه‌های خود را به پیش برند‌‌‌، این دولت‌ها هرگونه سوال از وزیران و یا احیانا استیضاح و سوال از رئیس‌جمهور را کارشکنی در برابر دولت منتخب مردم می‌خوانند و آرزو می‌کنند که مجلسی شکل یابد که همراه و همگام دولت بوده و از شأن نظارتی خود کمترین بهره را ببرد.
در عرف عام به چنین مجلسی و چنین نمایندگانی «وکیل‌الدوله» گفته می‌شود‌‌‌، مجلسی که به جای بهره‌گیری از شأن نظارتی خود برای پاسخگو کردن دولت در برابر تخلفات و نیز وعده‌های داده شده در برهه انتخابات تنها بایستی به وزرا و برنامه‌های دولت با یک رای تشریفاتی مهر تایید بزند و باقی کارها را به کاردان‌ها بسپارد‌!
هفتم اسفند ماه سال جاری دو انتخابات حساس را پیش رو داریم‌‌‌، مردم در این روز علاوه بر انتخاب خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس دهم را نیز برخواهند گزید و اگر مجلس دهم حاصل شرکت سهامی ‌اصلاحات و اعتدال باشد نمی‌توان چنین انتظاری را داشت که دولت یازدهم در مقابل وعده‌های داده شده الزامی بر خود ببیند که در جهت تحقق آن‌ها حرکت کند‌‌.
دولت به دنبال نمایندگان «وکیل‌الدوله‌»
حسن روحانی رئیس‌جمهور بارها خواسته قلبی خود را برای تشکیل چنین مجلسی بر زبان آورده و آرزوی خود را برای تحقق بهارستانی بدون منتقد و صدای مخالف علنی ساخته است‌‌.
در آخرین مورد از این برون‌داد منویات درونی، روحانی در جمع استانداران و فرمانداران کشور که مسئول برگزاری انتخابات هستند ضمن حمله شدید به شورای نگهبان گفت «‌به عنوان دولت اعتدال دل‌مان می‌خواهد معتدلان بروند مجلس و این آرزوی ماست.»
طبیعی است که دولت به عنوان مجری انتخابات بایستی بی‌طرف باشد ولی سخنان رئیس‌جمهور نشان از آن دارد که وی علاقه‌مند است که حامیان دولت به مجلس راه یابند و این سخن بی‌طرفی دولت در عرصه انتخابات را زیر سوال می‌برد‌‌.
دورخیز انتخاباتی
 با صله رحم حزبی‌!
در ماه‌های گذشته نیز مقامات دولت تدبیر و امید بارها در جلسات حزبی شرکت کرده‌اند. به عنوان نمونه شهریور ماه سال جاری  محمدباقر نوبخت در رابطه با حضور اعضای دولت در برخی احزاب رسمی به خبرنگاران گفت: طبیعی است که همه وزرا قبل از ورود به دولت از سال‌های گذشته در یکی از احزاب فعال بوده باشند و به طور مثال بنده از سال 78 عضو حزب اعتدال و توسعه بودم که نظر ما انتقال تجربیات به نسل آینده بود و معتقد بودیم برای توسعه کشور منابع لازم تنها در دست یک جناح نیست و همه باید در جهت توسعه کشور فعالیت کنند.
وی با اشاره به اینکه از زمانی که مسئولیت اجرایی را عهده‌دار شده‌ام به جهت حجم فراوان کارها فرصت حضور در حزب و فعالیت حزبی را ندارم، گفت: شاید تنها تعامل من با حزب خلاصه به دید و بازدیدهای عاطفی شود. البته تأکید می‌کنم هرگونه فعالیت حزبی از سوی مسئولین دولتی خلاف قانون نیست اما آنچه مهم است این است که هیچ یک از اعضای دولت که در احزاب حضور دارند نباید از امکانات دولتی برای فعالیت‌های حزبی استفاده کنند که این موضوع همواره مورد تأکید رئیس‌جمهور است.
نوبخت در حالی حضور خود و سایر دولتی‌ها را عاطفی می‌خواند که زمستان سال گذشته حسین مرعشی عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی از کلید خوردن فعالیت‌های انتخاباتی دولت خبر داده بود و از قضا این کلید به آقای سخنگو سپرده شده بود!
 وی در مورد فعالیت دولت برای انتخابات مجلس نیز گفته بود‌: قاعدتاً آقای نوبخت در قالب حزب اعتدال و توسعه ورود می‌کنند.
مرعشی همچنین گفته بود‌: آقای نوبخت علایقی دارند و قاعدتاً با اصلاح‌طلبان کار خواهند کرد، چون آنها انتخاب دیگری جز اصلاح‌طلبان ندارند!
سخنانی که با واکنش و تکذیب نوبخت مواجه شد اما اقدامات بعدی دولتی‌ها نشان داد واقعیت‌ها چیز دیگری است.
اواخر فروردین ماه سال جاری نیز معاون اول رئیس‌جمهور به سعدآباد رفت و نگاه دولت به انتخابات اسفند ماه را برای کارگزارانی‌ها تشریح کرد.
اسحاق جهانگیری (رئیس ستاد انتخاباتی هاشمی در سال ۹۲) در این جلسه با اشاره به «ضعف کار حزبی در ایران» بر نقش‌آفرینی حزب متبوع خود در فضای سیاسی کشور تاکید کرده و گفته بود‌: «کارگزاران امسال باید این نقش را بیش از پیش ایفا کند، زیرا امسال سال انتخابات است، اگر مجلس خوبی شکل نگیرد کار دولت ناتمام خواهد بود.»
نفر دوم دولت تدبیر و امید در ادامه اظهارات خود، در قامت یک چهره تمام حزبی ظاهر شده و با یادآوری تجربه انتخابات ۹۲ شرط پیروزی حزب خود را «همگرایی» با اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل خواند‌‌‌، از فعالیت گروه‌های رقیب اظهار نگرانی کرده و گفته بود‌: «خبرهایی که به ما می‌رسد این است که مخالفان دولت و وزرای پیشین به صورت جدی در اغلب استا‌ن‌ها مشغول فعالیت‌های انتخاباتی شده‌اند». وی ادامه داده بود «تلاش می‌شود نیروهای مردمی و معتدل شهرستان‌ها از کاندیداتوری رویگردان شوند. به آنها القا می‌شود که اگر در انتخابات کاندیدا شوند یا فعالیت‌های خود را آغاز کنند با آنها برخورد می‌شود. اصلاح‌طلبان و نیروهای معتدل و حامیان دولت توجه داشته باشند که نباید فریب این جوسازی‌ها را بخورند. باید مقاومت کرد».
معاون اول دولتی که قرار است برگزار‌کننده انتخابات در هفتم اسفند  باشد، به صراحت از «وضعیت خوب اصلاح‌طلبان در آخرین نظرسنجی‌ها» گفته و در عین حال از «مدیریت انتخابات» سخن به میان آورده بود‌‌.  وی مدعی شده بود‌: «در آخرین نظرسنجی‌های صورت گرفته اصلاح‌طلبان وضعیت خوبی داشتند. البته برخی نیز به مدیریت انتخابات هم اشاره می‌کنند و نگران رد صلاحیت‌ها و مدیریت انتخابات هستند. امیدوارم این مسایل با مذاکرات حل شود.»
به هر ترتیب این سخنان و مواضع آشکار معاون اول رئیس‌جمهور با انتقادهای بسیاری مواجه شد اما ناظران صحنه پاسخ روشنی نگرفتند و دولتی‌ها نیز نشان دادند در ادامه دادن این راه سوال‌برانگیز مصمم هستند!
باج سبیل دولت به اصلاح‌طلبان
هر چند روحانی رئیس‌جمهور در سخنرانی اخیر خود اعتدال را یک گفتمان خوانده و با این سخن پاسخ دو سال جوسازی اصلاح‌طلبان که گفته بودند «‌دولت یازدهم فاقد گفتمان بوده و ادامه دهنده راه دولت اصلاحات است» را داد ولی اصلاح‌طلبان همچنان دولت یازدهم را فاقد گفتمان دانسته و معتقدند اگر این دولت مقدمات پیروزی آنان در انتخابات هفتم اسفند ماه را فراهم نسازد بایستی کلید پاستور را در انتخابات آینده ریاست جمهوری به مستاجر دیگری بسپارد‌‌.
بر اساس این روند اصلاح‌طلبان شرط حمایت خود از دولت در انتخابات آینده ریاست جمهوری را با تعداد کرسی‌هایی گره زده‌اند که در بهارستان کسب خواهند کرد و از این‌رو دولت برای ادامه راه خود بایستی سهم اصلاح‌طلبان را پرداخت کند‌‌.
خانه ملت یا وکیل دولت‌؟!
مجلس شورای اسلامی را خانه ملت نامیده‌اند و نمایندگان ملت بایستی به دنبال حقوق مردم بوده و در جهت اعاده این حقوق بر دولت نظارت داشته باشند‌‌‌، دولتی که به مقتضای در دست داشتن سرمایه و قدرت خواسته و یا ناخواسته می‌تواند به سمت فساد گرایش داشته باشد و اگر نهادی را ناظر بر خود نبیند وعده‌های خود در برهه انتخابات را نیز فراموش می‌کند‌‌.
مجلس هشتم و نهم در طول فعالیت خود که بخش اعظم آن در دولت‌های نهم و دهم گذشت از شأن نظارتی خود بارها استفاده کرد‌‌‌، از استیضاح وزیران دولت سابق تا سوال از رئیس‌جمهور که برای اولین بار در طول نزدیک به چهار دهه گذشته روی داد‌‌‌، سوالات فراوان نمایندگان از وزیران دولت را نیز بایستی در این راستا ارزیابی کرد‌‌.
حال چگونه کسانی که در نشریات و رسانه‌های خود از نظارت مجالس هشتم و نهم بر دولت‌های سابق حمایت می‌کردند امروز خواستار تشکیل مجلسی وکیل‌الدوله‌اند که نتواند سوالی از وزرا بپرسد و یا وزیری را در صورت تخلف استیضاح کند جای سوال و شبهه دارد‌‌.
دولت محرمانه‌ها
 به دنبال مجلس وکیل‌الدوله‌ها
دولت یازدهم را دولت محرمانه‌ها می‌خوانند‌‌‌، دولتی که ملت را محرم نمی‌داند و هر چه می‌کند در پشت پرده و در تاریکخانه‌هایی که رسانه‌ها و نمایندگان ملت را در آن راهی نیست صورت می‌گیرد‌‌.
طبیعی است چنین دولتی خواهان مجلسی است که کاری به پشت پرده‌ها نداشته باشد‌‌‌، چه در موضوع برجام که تصمیمات در اتاق‌های پشتی گرفته می‌شد و جز 1+5 و صهیونیست‌ها کسی از جزئیات آن اطلاع نداشت و چه در مباحث اقتصادی چون وعده‌های دولت به مردم که هنوز محقق نشده است وجود مجلسی پرسشگر به زیان دولت یازدهم است و از این رو است که دولت به دنبال مجلسی همسو و غیر ناظر است‌‌.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اخبار ویژه کیهان

افتتاح پروژه‌های سپاه و سپس تهمت زدن به سپاه؟!
«آقای روحانی خوب است تکلیف خود را با سپاه روشن کند تا این گونه نباشد که هم پروژه‌های احداث شده از سوی سپاه را افتتاح کند و هم سپاه را متهم سازد.»
داریوش سجادی همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب نوشت: روحانی در مراسم افتتاح 138 پروژه استانی در تهران در بخشی از اظهاراتش در خصوص مبارزه با فساد گفت «باید با فساد مبارزه کنیم تا در کشور فسادی نباشد و پیشرفت واقعی و دلخواه ایجاد شود. وقتی تولیدی صورت می‌گیرد یک دستگاه فاسدی که نام آن را نمی‌برم می‌آیند و می‌توانند کالا را قاچاق کنند و اجازه نمی‌دهند بخش خصوصی رشد کند».
هر چند اظهارات روحانی خلق الساعه نیست و آذر ماه سال گذشته نیز در همایش مبارزه با فساد بر همین روال اما به شکلی شفاف‌تر گفت «اگر اطلاعات، تفنگ، پول، روزنامه، خبرگزاری و دیگر مظاهر قدرت در یک نهاد جمع شود، ابوذر و سلمان هم باشد، فاسد می‌شود».
آقای روحانی در موقعیتی به طعنه و تلویح سپاه را متهم به فساد و قاچاق می‌کنند که «همین رئیس جمهور» در «همین دی ماه گذشته» و در خلال مراسم افتتاح فازهای 15 و 16 میدان گازی پارس جنوبی در مقام تقدیر از نقش «همین سپاه» فرمودند «این که کار این دو فاز مهم را قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) به عهده گرفت و آن را به اتمام رساند، علاوه بر کار ارزشمند این قرارگاه، به معنای هماهنگی و همکاری بین دولت و نهادهای این کشور از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است... از قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) بسیار متشکرم؛ از ابتدا به این قرارگاه گفتم چند ابرپروژه را مد نظر قرار بدهند تا به نام قرارگاه ثبت شود.
به هرحال همان‌هایی که در دوران جنگ برای استقلال کشور خون و جان دادند و فداکاری کردند امروز هم برای آبادانی کشور در تلاشند». آقای رئیس جمهور خوب است تکلیف را روشن کنند!
سجادی خاطرنشان کرد: این کمال بی‌اخلاقی است که وقتی به سپاه به منظور تقویت و حراست از امنیت کشور و درخشیدن سرداران دیپلماسی در مذاکرات 5+1 به پشتوانه سپاه و سلحشورهای سپاه در منطقه نیازمندیم شورمندانه فخر سردار سلیمانی و نیروهای تحت امر ایشان را به جهان بفروشیم و بابت امنیت ایران از جوار مدیریت شایسته سپاه به خود ببالیم و هم زمان هر کجا که در برخورد با فساد عاجز و ناتوان می‌شویم عجز خود را با قرار دادن انگشت اتهام به سپاه پاسداران استتار کنیم!؟

نفوذ سایبری ایران رژیم اسرائیل را در شوک فرو برد
«مقامات اسرائیل از نفوذ سایبری ایران در تل‌آویو شوکه شده‌اند.»
کانال 10 رژیم صهیونیستی با اعلام این خبر گفت: ایران در سال‌های قبل با استفاده از یک شکاف امنیتی به رایانه رئیس سابق ستاد ارتش (بنی گانتس)، وارد شده و اطلاعات و برنامه‌هایی را از آن برداشته است.
این گزارش می‌افزاید: ایران موفق شده سیستم امنیتی بیش از 1200 دستگاه رایانه مورد نظر خود را هک کند و این نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس برنامه هوایی رژیم صهیونیستی را از 18 سال پیش مطلع شده بودند. برخی کشورها از جمله ایران از سالها پیش موفق شده بودند کدهای امنیتی در اسرائیل را شکسته و همین امر نشان می‌دهد حزب‌الله و احتمالاً گروه‌های دیگر نیز از سالها پیش به تکنولوژی‌های لازم برای کشف اسرار تکنولوژیک مورد استفاده رژیم صهیونیستی دست یافته‌اند، امری که موجب شوکه شدن اسرائیلی‌ها شد.
به گزارش العالم «آلکس فیشمن» تحلیلگر امور نظامی روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحرنوت» گفت: این تجربه نشان داد ایرانیان دارای توانمندی هک‌های بسیار خطرناکند، اگر آنها توانستند یکی از پیشرفته‌ترین و گران‌قیمت‌ترین پهپادهای آمریکا را با بکارگیری فناوری مدرن هک کنند پس عجیب نیست که بتوانند کارت اعتباری دهها هزار اسرائیلی را هک نمایند.
فیشمن ادامه داد: ایرانیان دارای پرونده‌ای پر از دستاورد در زمینه جنگ الکترونیک هستند و توانسته‌اند موفقیتی چشمگیر در متوقف ساختن فعالیت بخش هدایت پرواز پهپادهای آمریکایی در عراق به دست آورند، آنهم با اینکه ستاد آن اصلاً در یک پایگاه نظامی در آمریکاست.
وی افزود، ایرانیان اواخر دهه 80 قرن بیستم توانستند کد هواپیماهای شناسایی اسرائیلی را که در آسمان لبنان تصویربرداری می‌کردند رمزگشایی کنند و اطلاعات آن را در اختیار حزب‌الله لبنان قرار دهند.
این اطلاعات به حزب‌الله کمک کرد تا فعالیت یگان‌های ویژه اسرائیلی فعال در جنوب لبنان که در آن موقع در اشغال اسرائیل بود را رصد نماید و در نهایت واحد ویژه نیروی دریایی اسرائیل به نام «شییطیت 13» در کمین مرگبار حزب‌الله گرفتار شد که به کشته شدن 12 نیروی این واحد انجامید و فقط بیسیم‌چی آن جان سالم به در برد.
ژنرال «اسحاق بن اسرائیل» رئیس «شورای ملی پژوهش و توسعه» صهیونیستی نیز گفت حملات الکترونیکی واقعیت بوده و خیال پردازی علمی نیست، بلکه هر روز اتفاق می‌افتد، بخشی از این حملات دردسرساز است و بخش دیگر خسارات عظیمی وارده می‌کند، برنامه‌ها و سامانه‌های پیشرفته‌ای هستند که می‌توان از آن برای فلج ساختن و توقف فعالیت تأسیسات اساسی اسرائیل استفاده نمود.

ظریف و کری چقدر زبان هم را می‌فهمند؟!
محمدجواد ظریف و جان کری در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با هم دیدار و گفت‌وگو کردند.
بهانه این دیدار چگونگی اجرای توافق برجام عنوان شده است.
ملاقات‌های هر از چند گاه ظریف با کری در حالی است که وی مجوزی برای تداوم این ملاقات‌ها با وزیر خارجه شیطان بزرگ ندارد.
همزمان جان کری ضمن مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست گفت: در طول مذاکرات، تندروها در ایران زندگی را برای ظریف و روحانی دشوار کرده بودند.
وی اضافه کرد: مداخله در انتخابات ایران بدترین اقدامی است که ما می‌توانیم انجام دهیم.
ظریف سال گذشته ضمن سخنانی در شورای روابط خارجی آمریکا احتمال داده بود که اگر توافق حاصل نشود مردم ایران 16 ماه دیگر در انتخابات تصمیم دیگری بگیرند.
یک سال پس از آن جان کری در همین شورا تصریح کرد: دوستان! آنچه می‌دانم این است؛ اگر به این توافق پشت کنیم، یک پیام بزرگ به افراطی‌ها در ایران می‌فرستیم و آنها احساس خوبی پیدا می‌کنند و ما شاهد آنها خواهیم بود. چه کسی می‌داند که در انتخابات چه می‌شود؟ اما روحانی و ظریف که خود را در مذاکره با غرب به خطر انداختند و توانستند با غرب مذاکره کنند و به یک نتیجه برسند، به نظرم به دردسر جدی می‌افتند.
پیش از این ابتکار رئیس سازمان محیط زیست هم در مصاحبه با بی‌بی‌سی مدعی شده بود توافق هسته‌ای اهرمی را در رقابت با سایر گروه‌ها در اختیار اصلاح‌طلبان قرار می‌دهد.

افزایش 41 هزار میلیاردی پایه پولی و ارائه آمار اشتباه به روحانی
رئیس جمهور در حالی جلوگیری از رشد پایه پولی را به عنوان یکی از موفقیت‌های دولت یازدهم بیان کرد، که در دو سال اخیر پایه پولی بیش از 41 هزار میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است.
به گزارش مشرق، روحانی در مجمع عمومی بانک مرکزی گفت: آنچه من در دو سال و نیم اخیر فهمیده‌ام، این بوده است که مهمترین عامل در کنترل تورم، انضباط پولی و مالی است و این اساس کار است که اگر به هم بخورد، تورم نیز سیر صعودی خواهد داشت.
روحانی گفت: از روز اول هر وزیری اگر خواسته است به سمت پایه پولی تعرض کند، من در دولت ایستاده‌ام و گاهی وقت‌ها اوقات تلخی نیز کرده‌ام و نگذاشته‌ام از پایه پولی برای اهدافی که مد نظر داشته‌اند استفاده شود.
رئیس جمهور اظهار داشت: هر وقت ناچار شده‌ایم که بانک مرکزی برای یک ماه بخشی را یاری کند، بلافاصله بعد از یک ماه من به آن دستگاه فشار آورده‌ام که پول را برگردانند تا فضا آرام باشد.
لازم به یادآوری است روحانی پیش از این بارها از دولت قبل بابت افزایش پایه پولی برای تأمین اعتبار طرح مسکن مهر انتقاد کرده بود.
اظهارات روحانی را می‌توان در راستای همان خط انتقادی نسبت به عملکرد دولت قبل در افزایش پایه پولی (چاپ پول پرقدرت و تورم‌زا) و متمایز جلوه دادن عملکرد دولت یازدهم در این زمینه دانست. اما واقعیت آن است که برخلاف سخنان روحانی، پایه پولی در دولت یازدهم نه تنها کنترل نشده بلکه کاملاً صعودی بوده است.
در ابتدای مرداد ماه سال 1392 که روحانی زمام قوه مجریه را به دست گرفت، رقم پایه پولی 95/8 هزار میلیارد تومان بود اما حجم پایه پولی در پایان شهریور ماه امسال (آخرین آمار رسمی منتشر شده) با رشدی 43 درصدی نسبت به ابتدای دولت یازدهم به 137/5 هزار میلیارد تومان رسیده است.
براساس این آمار، در دولت یازدهم بیش از 41/6 هزار میلیارد تومان به رقم پایه پولی افزوده شده است.
این در حالی است که در 4 سال دولت قبل، 43 هزار میلیارد تومان به حجم پایه پولی افزوده شد که حدود 40 هزار میلیارد تومان آن صرف تأمین اعتبار مسکن مهر شد.
با توجه به چاپ بیش از 2/5 هزار میلیارد تومان پول برای طرح وام 25 میلیون تومانی خودرو در پاییز امسال، مطمئناً رقم پایه پولی در حال حاضر از 137/5 هزار میلیارد تومان نیز فراتر رفته و روند رو به رشد پایه پولی در دولت، سریع‌تر هم شده است.
با توجه به آمار فوق که همگی در سایت بانک مرکزی قابل مشاهده است، باید سخنان روحانی را ناشی از اطلاعات نادرستی دانست که به وی درباره کنترل پایه پولی داده شده است.
پیش از این، مسعود میرکاظمی، نماینده مجلس با انتقاد از سیاستهای پولی دولت در دو سال اخیر اظهار کرده بود: متأسفانه دولت از طریق افزایش پایه پولی و نقدینگی که آن هم حاصل بدهی بانکها به بانک مرکزی است، تأمین مالی مورد نیاز خود را انجام می‌دهد.

برجام موش زایید /حواس مردم را پرت کنید!
حامیان دولت و اصلاح‌طلبان در فضاسازی انتخاباتی به توافق بر ضرورت عدم ورود به فضای اقتصادی تأکید کرده‌اند.
به گزارش «شفاف»، طی جلسات مختلفی که میان حامیان دولت و اصلاح‌طلبان تشکیل شده، ارزیابی‌های این جبهه در خصوص شرایط اجتماعی- اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
بر اساس این ارزیابی‌ها، تأکید شده که افکار عمومی تاکنون نتایجی مبنی بر گشایش‌های اقتصادی از سوی دولت به ویژه پس از برجام دریافت نکرده و این یک نقطه ضعف عمده برای دولت به شمار می‌رود.
گفته می‌شود بر اساس این ارزیابی، در محور تبلیغاتی جبهه حامیان دولت و اصلاح‌طلبان، انحراف توجه افکار عمومی از حوزه اقتصادی به حوزه سیاسی مورد تأکید قرار گرفته و تصریح شده که با خلق دو قطبی‌های مختلف باید 2 هدف عمده مورد توجه قرار گیرد. ایجاد «حواس‌پرتی از حوزه اقتصاد» به عنوان اولین هدف مورد توجه بوده و تأکید شده باید با خلق فضای سیاسی جدید و جریان‌ساز، شرایط مطالبه‌گری در حوزه اقتصاد را به حاشیه راند و از تمرکز افکار عمومی دور ساخت.
همچنین در خصوص هدف دوم نیز تصریح شده که با ایجاد جو سیاسی علاوه بر تعیین زمین بازی، چهره‌ها و رسانه‌های جریان اصولگرا را نیز می‌توان به بازی گرفت و عملاً از تریبون‌های جریان مقابل، به نفع خود بهره‌برداری کرد.

لدین: مرگ بر آمریکا رسم تغییرناپذیر در ایران است
مایکل لدین می‌گوید شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران یک رسم تغییر ناپذیر است.
پایگاه اینترنتی فوربز نوشت: سردادن شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران به یک رسم تبدیل شده و به نظر نمی‌رسد تغییری در سیاست‌های این کشور در حال شکل‌گیری باشد و هیچ پایه و اساس آشکاری برای باور اوباما مبنی بر امکان شکل‌گیری تغییر سیاسی در ایران وجود ندارد.
به گزارش شفاف، این پایگاه اینترنتی در تحلیلی به قلم مایکل لدین (مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا) افزود: زمانی که نیروهای مسلح ایرانی تفنگداران (متجاوز) آمریکایی را بازداشت و عکس آنها را در حالی که زانو زده و دستهایشان را روی سر گذاشته بودند، منتشر کردند؛ جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا از ایرانیان به خاطر آزادی سریع تفنگداران تشکر کرد و زمانی که حکومت ایران فیلم اسرای آمریکایی را در حالی که گریه می‌کردند، به نمایش گذاشت، یا حتی زمانی که این صحنه در تظاهرات جشن انقلاب سال 1979 در خیابان‌ها بازسازی شد، هیچ گله‌ای از جانب دولت آمریکا مطرح نشد.
لدین در ادامه نوشت: فکر نمی‌کنم تحلیلگران اوضاع ایران هم معتقد باشند ]آیت‌الله[ خامنه‌ای رهبر معظم ایران قصد دارد در نظام ایران، تغییری ایجاد کند. زمانی که وی می‌گوید مرگ بر آمریکا دقیقاً منظورش همان است و همواره در همان راستا تلاش می‌کند. درست است وی می‌خواهد بیشترین امتیاز را از آمریکا بگیرد اما تجربه گذشته به وی نشان داده است که می‌تواند بدون مواجهه واکنش شدیدی از سوی آمریکا به هر چه می‌خواهد دست یابد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

برجام به خاطر هزینه‌های سنگینی که داشته ، الگوی خوبی برای حل مشکلات کشور نیست، مشکلات جهان پیشکش.

 برجام اکنون یک «مسئله تمام شده» است. سوای از نتایج حاصله، هیچ کس منکر این حقیقت نیست که این مدل مذاکره، برای ما «پرهزینه» بوده است و قطعا نتیجه با آنچه می‌بایست و می‌توانست باشد، «فاصله» زیادی دارد. با نگاهی به خطوط قرمز ترسیم شده از سوی نظام، هشدار‌هایی که داده شد اما بعضا شنیده نشد و مقایسه آنچه دادیم با آنچه گرفتیم و آنچه داریم، این «فاصله» به خوبی نمایان می‌شود.  شاید مقصود آقا از «هزینه سنگین»، همین «فاصله‌» بود. به هر حال این مسئله اکنون تمام شده و از این پس، آنچه اهمیت بیشتری دارد «پسابرجام» است.
«برجام الگوی خوبی است»، یکی از این مسائل پسابرجامی است؛ موضوع مهمی که این روزها  برخی دولتمردان و رسانه‌های همسو، به رغم اعتراف هدفدار! به معجزه‌گر نبودن آن، برای حل «مسائل باقی مانده» مرتب تکرار می‌کنند. عجیب‌تر اینکه عده‌ای حتی این نسخه پرهزینه و ناتوان در حل مشکلات اقتصادی را برای حل «مشکلات منطقه و جهان» می‌پیچند! برجام به خاطر همان هزینه‌های سنگین هم که شده، الگوی خوبی برای حل مشکلات کشور نیست، مشکلات جهان پیشکش.
خلاصه تمام بحران ساختگی هسته‌ای از این قرار بود که عده‌ای با بهانه قرار دادن توانمندی هسته‌ای ایران، ضمن سرقت اموال و دارایی‌های کشورمان و اعمال برخی تحریم‌های ظالمانه تلاش کردند، معیشت مردم را به گروگان بگیرند و از طریق ریختن مردم به خیابان‌ها نظام را تحت فشار قرار دهند. این مسئله را همین چند روز پیش، هم اوباما و هم جان کری با دو ادبیات مختلف بیان کردند آنجا که در واکنش به تحریم‌های جدید پسابرجامی علیه کشورمان گفتند، منتظر «تغییر» در ایرانند. تمام آنچه دولت محترم، برای حل این مشکلات انجام داد نیز این بود که، بخش قابل توجهی از داشته‌های هسته‌ای‌مان را تقدیم کرد تا در مقابل، تنها «بخشی» از اموال سرقتی خودمان (نه همه آنها) را پس گرفته و تحریم‌های آمریکایی‌ها نیز 180 روز «تعلیق» شود و از طرفی همین تحریم‌های تعلیق و لغو شده، مجددا به بهانه‌های دیگر بازگردند. اتحادیه اروپا نیز گفته همین هفته، مثل آمریکا، بازگرداندن تحریم‌های لغو شده را به بهانه توانمندی‌های موشکی‌مان بررسی می‌کند!
قطعا اینکه همه داشته‌های ارزشمند هسته‌ای را بدهیم تا تحریم‌ها یکی در میان لغو و تعلیق شوند و مجددا همان تحریم‌های نیم بند لغو شده، به بهانه دیگری مثل حمایت از حزب‌الله لبنان و فلسطین و یا توانمندی‌های موشکی بازگردانده شود،  فتح‌الفتوح نیست.
اما، سوال مهمی که هرگز به آن پاسخ داده نشد این است که، حریف در طول پیش رفتن این الگوی مذاکراتی، واقعا چه امتیازی از جیب مبارک خود به ما داد؟ پاسخ «هیچ» است. اما ما از جیب خود چه دادیم؟! پاسخ روشن است.
در اینجا قصد تکرار مکررات را نداریم، فقط به دنبال تبیین این واقعیت هستیم که «برجام الگوی خوبی نیست.» مفهوم اینکه بگوییم برای حل سایر مسائلمان با غرب باید همین الگو را پیاده کنیم این است که، این بار در کارخانه‌های موشک‌سازی‌مان را تخته کنیم تا مجددا تحریم‌هایی که با جمع شدن سانتریفیوژها و برنامه هسته‌ای‌مان برداشته شده است، باز نگردند! و در مرحله بعد برای جلوگیری از بازگشت مجدد همان تحریم‌ها، از حمایت مظلومان منطقه دست برداریم و خلاصه برگه‌های دیگر قدرتمان را یکی یکی در مقابل همان یک برگ حریف بدهیم. چشم‌انداز کشوری که مولفه‌های قدرتش را از دست داده کاملا روشن است: یک کشور مستعد برای حمله تروریست‌های آدمخوار آن هم در ناآرام‌ترین نقطه جهان. اوضاعی که امروز در سوریه، عراق، لیبی، یمن، افغانستان، مصر و...  می‌بینیم. هدف غایی غرب تبدیل شدن جمهوری اسلامی ایران به یک کشور پیشرفته و صنعتی و برخوردار از امنیت نیست. اما الگوی پساتحریمی ما چه باید باشد؟
 هیچ کشوری را بدون داشتن مولفه‌های قدرت در حوزه‌های مختلف علمی، سیاسی، اقتصادی و نظامی نمی‌توان «قدرتمند» و «پیشرفته» نامید. کشورهایی مثل آلمان و ژاپن اگرچه در حوزه  اقتصاد سرآمدند اما در حوزه سیاسی، اگر نگوییم عقب افتاده و وابسته، حداقل می‌توانیم  بگوییم پیشرفته نیستند. اینکه گفت و گوهای صدر اعظم آلمان، شخص اول قدرتمندترین اقتصاد اروپا از سوی آمریکایی‌ها شنود می‌شود، اما مرکل اجازه ندارد خم به ابروی خود بیاورد، یعنی در آلمان با آن اقتصاد پیشرفته، یک «نقص» و «ضعف» بزرگی وجود دارد. بنا بر اسناد محرمانه‌ای که فاش شده و هیچ کس هم آن را رد نکرده، آلمان حتی از مردم خود برای سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا جاسوسی می‌کند! ژاپن نیز کشوری است قدرتمند در حوزه اقتصاد اما حتی اختیار نوشتن قانون اساسی خود را هم ندارد. این کشور برای تامین امنیت خود، صد درصد به آمریکا وابسته است و به دلیل محدودیت‌های نظامی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم علیه آن تحمیل کرده، به تنهایی قادر به مقابله با تهدیدات کشوری مثل کره شمالی نیست.
بنابراین، آلمان و ژاپن تنها برخی مولفه‌های یک کشور پیشرفته - مانند اقتصاد- را دارند، که آن را هم نه از جانب آمریکا یا هر کشور دیگر بلکه از جانب «تلاش»، «برنامه‌ریزی» و «مدیریت» و تکیه بر ظرفیت‌ها و توانمندی‌های داخلی خود به دست آورده‌اند. این دو کشور، توانمندی اقتصادی خود را مدیون برنامه‌ریزی، مدیریت، اعتماد و اتکا به همراهی مردم و به طورکلی تکیه بر ظرفیت‌های درونی‌شان هستند نه آمریکا. اتفاقا، نقاط ضعف کشورهایی مثل ژاپن و آلمان در همان جاهایی است که به ظرفیت‌های داخلی‌شان اعتماد نکرده‌اند. چشم بادامی‌های ژاپنی در پشتکار و تلاش زبانزد خاص و عامند، همین طور چشم‌آبی‌های آلمانی. استفاده از مولفه مهمی مثل «ظرفیت‌های درونی»، از ویژگی‌های بارز این دو کشور قدرتمند اقتصادی است و این مولفه از قضا،  یکی از شاخصه‌های اقتصاد مقاومتی است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، الگویی که برخی پس از مذاکرات هسته‌ای برگزیده‌اند، یعنی اعتماد و نزدیکی به دشمن، جز وابستگی، ضعف و عقب‌ماندگی در حوزه مربوطه نتیجه‌ای دربر نخواهد داشت و فرجام آن به ویژه در مورد کشورهای اسلامی، تبدیل کشور به یکی از کشورهای جنگ‌زده اطراف خواهد بود.
شاید ماجرای دستگیری 10 تفنگدار متجاوز آمریکایی در خلیج فارس مثال نزدیک و خوبی باشد برای یافتن یک «الگوی خوب» پسابرجامی. بلا استثناء تمام رسانه‌های دنیا و بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران حرکت سپاه در دستگیری نظامیان آمریکایی را تحقیر آمریکا و قدرتمند‌ترین ارتش جهان تیتر زدند و ایران را «پیروز بزرگ» این معرکه معرفی کردند. نمایش اقتدار، تنها کاری بود که بچه‌های سپاه در خلیج فارس انجام دادند و از آن نتیجه خوبی هم گرفتند. به گفته دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این اقتدار باعث شده آمریکایی‌ها با استرس بسیار زیاد از تنگه هرمز رد می‌شوند. حرکتی که رهبر معظم انقلاب نیز در جریان دیدار دست‌اندرکاران انتخابات(30/10/94) از آن «عمیقا» قدردانی کرده و گفتند: «آنها در مقابل تجاوز دشمن، هویت و قدرت ایران را نشان دادند و مسئولان نیز باید در همه عرصه‌ها همین‌گونه عمل کنند و هر جا دشمن از خطوط منافع ملی ایران تجاوز کرد با قدرت جلوی او را بگیرند.»
الگوی پسابرجامی ما، می‌بایست تلفیقی از دیپلماسی و اقتدار باشد، که در غیر این صورت، قطعا شاهد نقض بیشتر تعهدات از سوی آمریکایی‌های بدعهد خواهیم بود. اقتدار در این مسئله نیز یعنی این که، به محض نقض تعهدات می‌بایست در کنار موضع‌گیری‌های دیپلماتیک، مقابله به مثل هم کرد.
باز به قول حضرت آقا در همین دیدار «طرف، اهل خدعه است، به لبخند و ماسک او اعتماد نکنید... اهداف و سیاست‌های آمریکای کنونی همان اهداف خشن و ضد ایرانی آمریکای دوران ریگان و بوش است. مسئولان مراقب باشند آمریکایی‌ها در اجرای برجام به تعهداتشان واقعاً عمل کنند و در غیر این صورت حتماً مقابله به مثل کنند.»

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

جابجایی صندلی‌ها !عنوان یاداشت یادداشت روز کیهان

1- «قوه مجریه در انقلاب‌های جهانی و در تاریخ، همیشه قانون را به نفع خود تفسیر می‌کردند و انقلاب را به استبداد می‌کشاندند، بنابراین در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با دیکتاتوری، شورای نگهبان پیش‌بینی شده است و برای این که جلوی دیکتاتوری گرفته شود، قانون ‌اساسی پیش‌بینی کرده که شورای نگهبان، تفسیر این قانون را برعهده داشته باشد».
تصور می‌کنید که این تحلیل دقیق و توضیح منطقی جایگاه شورای نگهبان در قانون اساسی را چه کسی ارائه کرده و چه کسی با این بیان مستند، نشان داده است که اگر شورای نگهبان در قانون اساسی پیش‌بینی نشده بود، دولت‌ها به سمت استبداد و دیکتاتوری پیش می‌رفتند؟ آنچه از نظرتان گذشت بخشی از سخنان آقای دکتر روحانی، رئیس‌جمهور محترم کشورمان است که در صفحه 7 روزنامه جمهوری اسلامی 9 آذر 1359 درج شده است.
ایشان در ادامه برای شناخت افراد و جریاناتی که در خط امام و انقلاب نیستند می‌گویند «معیار و مبنا، سخنان رهبر انقلاب است. مردم مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها را بخوانند و مواضع مسئولان را با بیانات امام و رهبری مقایسه کنند تا ببینند چه کسانی در خط انقلاب هستند و چه کسانی برخلاف نظر امام که نظر امت خواهد بود قدم برداشتند»
2- صبح پنج‌شنبه آقای دکتر روحانی، رئیس‌جمهور محترم کشورمان در همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور درباره انتخابات پیش‌ روی مجلس شورای اسلامی و برخی از مسائل دیگر، اظهاراتی داشت که با توجه به جایگاه ایشان به عنوان رئیس قوه مجریه، یک شخصیت روحانی و یک حقوقدان، غیرمنتظره و با عرض پوزش، عجیب به نظر می‌رسید. ضمن آن که اظهارات روز پنج‌شنبه آقای روحانی با آنچه پیش از این، چه در تبلیغات انتخاباتی و چه در موقعیت‌های قبلی اظهار داشته و بر آن تاکید ورزیده بودند نیز در تناقض آشکار بود و از این روی، تأسف‌آور! یادداشت پیش روی، فقط اشاره به نکاتی از اظهارات پنج‌شنبه ایشان درباره انتخابات است و سخن پیرامون برخی از بزرگنمایی‌های جناب روحانی درباره برجام نظیر این که ما بدون استثناء تقریبا به تمام اهداف اصلی خود در مذاکرات دست یافته‌ایم و امثال آن را به بعد موکول می‌کنیم. و اما؛
3- آقای روحانی در آغاز سخن پیرامون انتخابات می‌گوید «کسی که می‌خواهد نماینده مجلس شورای اسلامی شود، البته که باید به دین اسلام متعهد باشد و التزام به قانون اساسی و ولایت داشته باشد و این از بدیهیات است، اما محیط‌زیست، صنعت، توسعه کشور، حل بیکاری و رکود چه می‌شود»؟!
در این خصوص باید از آقای روحانی پرسید؛
 الف- از کی تا به حال، حل مسائلی نظیر محیط‌زیست، صنعت، توسعه کشور، حل بیکاری و رکود از شرح وظایف قانونی دولت خارج شده و برعهده نمایندگان مجلس گذارده شده است؟!
ب- آیا سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت امور اقتصادی، وزارت کار و امور اجتماعی و... از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های تحت امر و زیرمجموعه مجلس هستند؟! اگر پاسخ منفی است که منفی است، حل معضلات یاد شده به نمایندگان مجلس چه ربطی دارد؟ و اگر این دستگاه‌ها زیرمجموعه دولت هستند - که هستند - چرا ناتوانی آنها در حل مشکلات را که متاسفانه نشانه ناتوانی دولت است، به حساب نمایندگان می‌نویسند؟!
ج- ممکن است گفته شود که ناکامی دولت در حل مشکلات مورد اشاره، ناشی از عدم همکاری مجلس با دولت است که باید گفت؛ اولا؛ مطابق دستور جلسات موجود مجلس، اصرار برای حل مسائل یاد شده همواره از سوی مجلس بوده است و بی‌اعتنایی به آن از سوی دولت محترم.
ثانیا؛ بفرمائید کدام لایحه و پیشنهاد را برای حل و فصل مشکلات مزبور به مجلس ارائه کرده‌اید و مجلس با آن مخالفت ورزیده است؟ به بیان دیگر، چه اقدامی می‌خواستید انجام بدهید که مجلس مانع آن شده است؟! پاسخ روشن است. هیچ!
د- تعجب‌آور است که آقای رئیس‌جمهور به جای آن که به خاطر ناکامی - بخوانید ضعف و ناتوانی- دولت در حل مشکلات یاد شده، روی صندلی بدهکار بنشیند و به مردم که با آنهمه وعده و وعید، طلبکار هستند پاسخ بدهد، روی صندلی طلبکاران نشسته و بازخواست می‌کند!
4- آقای روحانی می‌گوید؛ «احراز صلاحیت واقعی از آن ملت ایران است» درباره این اظهارنظر رئیس‌جمهور که از سوی یک حقوقدان عجیب و غیرمنتظره است باید گفت؛
الف: احترام واقعی به ملت در حل مشکلات آنها نظیر، گرانی، رکود، بیکاری، بی‌حرمتی به پاسپورت ایرانی، مقابله با تبعیض و... است و نه تعارفات سیاسی!
ب: این سخن رئیس‌جمهور محترم، بی‌احترامی به ملت و اهانت به شعور آنان است و مثل آن است که گفته شود مردم به بیمارستان و پزشک نیازی ندارند و هرکس مریض شد می‌تواند به هر که دلش خواست مراجعه کند! و نباید از دولت توقع داشته باشد که با تأسیس دانشکده‌های پزشکی و دادن گواهینامه طبابت به پزشکان، عرصه بهداشت کشور را سر و سامان بدهد! اصلا؛ به سازمان نظام پزشکی برای احراز صلاحیت پزشکان نیازی نیست! سایر دستگاه‌های نظارتی مثل مجلس و بازرسی کل کشور و سازمان حسابرسی در دولت و دستگاه قضایی و امثال آنها نیز بی‌مصرف و اضافی هستند!! مردم خودشان باید متوجه شوند دزد کیست؟ و پاکدامن کدام است؟ و خودشان باید قضاوت کنند که بیت‌المال برای ملت هزینه شده و یا به جیب رانت‌خواران رفته است؟!... آقای رئیس‌جمهور آیا نظر حضرتعالی نتیجه‌ای غیر از این دارد؟
5- آقای رئیس‌جمهور برای توجیه ورود افراد بی‌صلاحیت به خانه ملت مثالی آورده‌اند که نه فقط مصداق قیاس مع‌الفارق بوده و از یک حقوقدان دور از انتظار است، بلکه اهانت به کارگزاران محترم دولت نیز هست. می‌پرسند؛ آیا وقتی حضرت امیرالمومنین(ع) حاکمی را در یک منصب قرار می‌دادند فقط به صداقت و ایمان او توجه داشتند و یا کارآمدی و کاربلدی او را هم در نظر می‌گرفتند؟! و بعد می‌گوید، «قنبر» پاک و متدین بود ولی امیرالمومنین(ع) قنبر را فرماندار یا استاندار نکرد ولی برای سامان دادن به امور فارس «زیاد بن ابیه» را استاندار فارس کرد که وی پدر عبیدالله بن زیاد بود و نتیجه می‌گیرد که برای حل برخی از مشکلات پیچیده می‌توان از افرادی نظیر «زیاد بن ابیه» هم استفاده کرد؟!
در این خصوص گفتنی است؛
الف: درباره زنازاده بودن «زیاد بن ابیه» که لقب «ابن ابیه» به همین علت بر او نهاد شده است باید گفت؛ حضرت امیر علیه‌السلام این اتهام را درباره وی «غیرثابت» دانسته‌اند و این هنگامی بود که «زیاد» از جانب حضرت به استانداری فارس منصوب شده و به آشوب آن سامان پایان داده بود و معاویه برای فریب زیاد نامه‌ای به او نوشته و ابوسفیان را پدر وی و زیاد را برادر خود نامیده بود. حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام طی نامه‌ای که در نهج‌البلاغه موجود است - نامه 44 - خطاب به او می‌فرمایند؛  «اطلاع یافتم که معاویه برای تو نامه‌ای نوشته تا عقل تو را بلغزاند و اراده تو را سست کند، از او بترس که شیطان است و از پیش رو و از راست و چپ به سوی انسان می‌آید تا در حال فراموشی، او را تسلیم خود سازد و شعور و درکش را برباید».
از این نامه به وضوح پیداست که امیرالمومنین(ع) مولود نامشروع بودن زیاد را امری غیرثابت و ادعای ابوسفیان در حق وی را نامشروع دانسته است. ضمن آن که به گواه تاریخ، هنگام نصب به استانداری فارس، چنین شهرتی درباره او مطرح نبوده است.
گفتنی است؛ «زیاد» در جنگ صفین در سپاه علی ‌علیه‌السلام حضور داشت و از بیعت با معاویه سر باز زد، بعد از شهادت امیرالمومنین(ع) نیز به حضرت امام حسن علیه‌السلام پیوست و البته، بعد از شهادت آن حضرت با وساطت مغیرهًْ‌ بن شعبه، نزد معاویه رفت و از جانب او به حکومت بصره منصوب شد. و در این دوران است که «زیاد» دست به جنایات فراوانی می‌زند و مخصوصا بر شیعیان سخت می‌گیرد تا آنجا که جناب «حجر بن عدی» و همراهان آن بزرگوار را به شهادت می‌رساند.
ب: با توجه به آنچه از تاریخ مکتوب و نظر مورخان بزرگ شیعه نقل شد، اولا؛ شهرت «زیاد» به فرزند نامشروع، از نظر و نگاه حضرت امیرالمومنین(ع) «امری غیرثابت» بوده است، ثانیا؛ سوابق وی تا قبل از پیوستن به معاویه و استانداری بصره که بعد از شهادت امام حسن علیه‌السلام اتفاق افتاده، سابقه منفی نبوده است. بنابراین برخلاف آنچه آقای رئیس‌جمهور به آن استناد کرده است، حضرت امیر(ع)، یک فرد بدنام! و بدسابقه را به استانداری فارس منصوب نفرموده‌اند، بلکه او بعدها به معاویه پیوسته و در بصره دست به جنایت زده است. طلحه و زبیر هم که از اصحاب رسول خدا(ص) بودند، قبل از جمل، در کنار امیرالمومنین حضور داشته و از یاران آن حضرت بودند ولی بعدا علیه حکومت امام علی(ع) خروج کرده و در مقابل آن حضرت ایستادند. آیا تعریف و تمجید حضرت از آن دو تا قبل فتنه جمل از نگاه آقای رئیس‌جمهور «باعث تعجب»! است؟!
ج: سراسر نهج‌البلاغه، غررالحکم، تاریخ مکتوب و کتاب‌های احادیث و روایات مالامال است از تأکید و اصرار امیرالمومنین علیه‌السلام بر ضرورت تقوا، ایمان، خداترسی، التزام به اسلام، پاکدامنی و پاکدستی، همه آحاد مردم و مخصوصا مسئولان و معلوم نیست چرا آقای رئیس‌جمهور آن همه توصیه‌های حضرت درباره ویژگی‌های ضروری برای تصدی مسئولیت را نادیده گرفته و به ماجرای «زیاد» آنهم به گونه‌ای کاملا مخدوش و یک خط در میان! استناد کرده است؟! کاش آقای روحانی، فقط به یک نمونه از نظر امام علی(ع) که در آن بر ضرورت ایمان و تقوای مسئولان اشاره و تاکید نشده باشد، اشاره می‌کردند! تا علاوه بر جایگاه ریاست‌جمهوری، حرمت روحانیت را هم حفظ کرده و مخدوش نمی‌کردند!
د: تمثیل آقای روحانی، اهانت آشکار به وزرا و استانداران نیز هست و این توهم را پیش می‌کشد که ایشان - خدای ناکرده - در انتخاب و انتصاب مسئولان اجرایی، توجه چندانی به ایمان و تقوی و پاکدامنی آنها ندارند!
6- رئیس‌جمهور محترم در بخشی از سخنان خود با انتقاد به عدم احراز صلاحیت برخی از داوطلبان، می‌فرمایند؛ «باید مُرّ قانون انجام شود و نه مُرّ سلیقه»! که دراین‌باره گفتنی است؛
الف: آقای دکتر روحانی برای این ادعای خویش هیچ نمونه‌ای ارائه نمی‌کنند و حال آن که ایشان یک حقوقدان هستند و از این اصل حقوقی به خوبی باخبرند که «البیّنهًْ علی المدعی» یعنی آن که ادعایی می‌کند و اتهامی می‌زند ملزم است برای اثبات ادعای خود دلیل و سند ارائه کند.
ب: التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه «مُرّ» قانون است و بدیهی و منطقی نیز هست. و اما، آنچه آقای رئیس‌جمهور به عنوان ویژگی‌های مورد نظر خود برای احراز صلاحیت داوطلبان برمی‌شمارند «مُرّ سلیقه» است و در هیچ جای قوانین و مقررات انتخاباتی نیامده است.
ج: متاسفانه آقای رئیس‌جمهور به گونه‌ای از التزام عملی به اسلام یاد می‌کند و آن را جدا از «کاربلدی»، «کارآمدی» و «مدیریت» مطرح می‌کند که گویی اینگونه ویژگی‌ها با التزام به اسلام در تضاد و تقابل است! و این همان، دعوای انحرافی «تعهد و تخصص» است که آقای رئیس‌جمهور بهتر می‌دانند چه کسانی و با چه منظوری به آن دامن می‌زدند و متاسفانه امروز جناب ایشان بی‌آن‌که به مفهوم این دوگانه‌سازی توجه داشته باشند، از آن یاد می‌کنند!
7- آقای روحانی اظهارنظر عجیب دیگری نیز دارند. ایشان مجموعه اصلاح‌طلبان و کارگزاران و مدعیان اعتدال در کشور را بین 7 تا 10 میلیون نفر ارزیابی می‌کند! و می‌گوید، همانگونه که اقلیت‌های یهودی و مسیحی و زرتشتی هر کدام نماینده خود را در مجلس دارند چرا این جمعیت 7 تا 10 میلیونی نباید وارد مجلس شوند؟! در این‌باره گفتنی است؛
الف: شمار مورد اشاره‌ آقای روحانی هیچ سند قابل تکیه‌ای ندارد که بگذریم!
ب: باید از آقای روحانی پرسید آیا جنابعالی جمعیت مورد ادعای خود را بیرون از اعتقادات اسلامی تلقی می‌کنید که می‌فرمائید مانند اقلیت‌های دینی یهودی و مسیحی و زرتشتی در مجلس شورای اسلامی به آنان سهمی داده شود؟!
و درباره اظهارات روز پنج‌شنبه آقای روحانی گفتنی‌های دیگری نیز هست که برای اجتناب از اطاله کلام، فعلا می‌گذاریم و می‌گذریم.
حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس‌جمهوری خلق چین:

توافق برای «روابط استراتژیک ۲۵ ساله» ایران و چین درست و حکمت آمیز است/ رویکرد امریکاییها فریبکارانه و غیرصادقانه است/ رئیس‌جمهوری چین: آماده گسترش روابط در سطح شرکای راهبردی هستیم/ برخی ابرقدرتها به‌دنبال سیاست جنگلیِ «یا با ما یا دشمنِ ما» هستند (۱۳۹۴/۱۱/۰۳ - ۱۷:۳۹)
حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (شنبه) در دیدار آقای شی جین پینگ رئیس جمهوری خلق چین و هیأت همراه، با اشاره به سابقه کهنِ ارتباطات تجاری و فرهنگی دو ملت ایران و چین، تأکید کردند: دولت و ملت ایران همواره به دنبال گسترش روابط با کشورهای مستقل و قابل اطمینان همچون چین بوده و هستند و بر همین اساس، توافق رؤسای جمهوری ایران و چین برای یک روابط استراتژیک ۲۵ ساله، کاملاً درست و حکمت آمیز است.
رهبر انقلاب اسلامی، سخنان رئیس جمهور چین مبنی بر لزوم احیای «جاده ابریشم» و گسترش همکاریهای کشورهای واقع در این مسیر را ایده ای کاملاً منطقی و قابل قبول خواندند و گفتند: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه همکاریهای چین در دوران تحریم را فراموش نخواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، «انرژی» را یکی از مسائل مهم دنیا خواندند و خاطرنشان کردند: ایران تنها کشور مستقل در منطقه است که در زمینه انرژی می تواند مورد اطمینان قرار گیرد زیرا برخلاف برخی کشورهای منطقه، سیاست انرژی ایران تحت تأثیر هیچ عامل غیرایرانی قرار نمی گیرد.
ایشان با اشاره به سیاستهای سلطه گرانه برخی کشورها بویژه امریکا و همکاری غیرصادقانه آنها با کشورهای دیگر افزودند: این وضعیت موجب شده است که کشورهای مستقل، به دنبال همکاریهای بیشتر با یکدیگر باشند و توافق ایران و چین برای روابط استراتژیک 25 ساله در همین چارچوب است که باید با پیگیری جدی دو طرف، توافق ها حتماً به مرحله عملیاتی برسند.
رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به تمایل و نگاه به شرق در فرهنگ ایرانی گفتند: غربی ها هیچگاه نتوانسته اند اعتماد ملت ایران را جلب کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، سیاست امریکا نسبت به ایران را در میان کشورهای غربی، بدتر و خصمانه تر دانستند و افزودند: همین سیاستهای خصمانه موجب شده است که ملت ایران و مسئولان کشور، گسترش روابط با کشورهای مستقل را پیگیری کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه موضوع «چین واحد» از سیاستهای اصولی و قطعی جمهوری اسلامی ایران است، به سخنان رئیس جمهور چین درخصوص گسترش همکاریهای امنیتی میان دو کشور اشاره کردند و افزودند: متأسفانه منطقه ما به دلیل سیاستهای غلط غربی ها و همچنین برداشتی انحرافی و غلط از اسلام دچار ناامنی شده است که خطر گسترش یابندگی دارد که باید با همکاریهای خردمندانه جلوی آن را گرفت.
رهبر انقلاب برخی کشورهای منطقه را منشأ اصلی این تفکر انحرافی دانستند و خاطرنشان کردند: غربیها نیز به جای تقابل با منشأ اصلی این تفکر و گروههای تروریستی، مسلمانان را در اروپا و امریکا مورد تهاجم و فشار قرار داده اند در حالیکه این جریانهای تروریستی با تفکر صحیح اسلامی کاملاً متفاوت هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اصرار امریکاییها و غربیها در استفاده از عنوان «دولت اسلامی» برای برخی گروههای تروریستی گفتند: این رویکرد، اهانت به مسلمانان است و به جای علاج مشکل، بطور غیرمستقیم زمینه تقویت این گروهها را بوجود می آورد.
ایشان، ادعای امریکاییها مبنی بر تشکیل «ائتلاف مبارزه با تروریسم» را یک فریبکاری خواندند و تأکید کردند: رویکرد امریکاییها در همه مسائل اینگونه است و آنها هیچگاه رفتار صادقانه ندارند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان اظهار امیدواری کردند: نتایج گفتگوها و توافق های تهران به معنی واقعی کلمه برای هر دو طرف سودمند باشد.
در این دیدار که آقای روحانی رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، آقای «شی جین پینگ» رئیس جمهوری خلق چین با ابراز خرسندی از سفر به ایران و تشکر از احساسات صمیمانه و صادقانه دولت و ملت ایران، این صمیمیت را ناشی از همکاریها و مبادلات دوستانه و درازمدت دو کشور دانست و گفت: همکاریهای دوجانبه ایران و چین بر پایه «منافع متقابل» باید به صورت روزافزون افزایش یابد.
رئیس جمهوری چین با اشاره به سابقه اتصال ایران و چین از طریق راه قدیمی جاده ابریشم، این جاده را نماد «صلح، پیشرفت و تبادلات دوستانه» خواند و افزود: کشورهایی که در مسیر این جاده قرار دارند با توسعه همکاریهای خود می توانند در مقابل الگوی امریکاییها برای برهم زدن توازن اقتصاد منطقه از منافع خود دفاع کنند و به اهدافشان دست یابند.
آقای «شی جین پینگ» گفت: برخی ابرقدرتها به‌دنبال حاکم کردن انحصار و سیاست جنگلیِ «یا با ما یا دشمنِ ما» هستند اما پیشرفت اقتصادهای نوظهور، انحصار قدرت را از دست آنها خارج و فضای مناسبی برای ایده‌ها و سیاستهای دولتهای مستقل فراهم کرده است.
رئیس‌جمهوری چین حمایت کشورش از «موضوع هسته‌ای ایران» و همچنین حمایت ایران از «چین یکپارچه و واحد» را نمونه‌ای از اعتماد متقابل و سیاستهای مستقل دو کشور برشمرد و افزود: ما مسیر توسعه مستقل را دنبال می‌کنیم و آمادگی داریم همانگونه که در زمان تحریمها در کنار ایران بودیم، پس از برداشته شدن تحریمها نیز همکاریهای خود را در همه زمینه‌ها گسترش دهیم.
آقای «شی جین پینگ» با اشاره به مزیتهای فراوان «جغرافیایی، انسانی و انرژی ایران»، گفت: اقتصاد چین و ایران مکمل یکدیگر هستند و در این سفر در خصوص برنامه‌ریزی برای همکاری استراتژیک 25 ساله به توافق رسیده ایم و آماده گسترش و تعمیق همکاریها در بخشهای فرهنگی، آموزشی، فناوری، نظامی و امنیتی در سطح شرکای راهبردی هستیم.
رئیس‌جمهوری چین، ایجاد ساز و کاری برای افزایش همکاریهای امنیتی دو کشور در مواجهه با تروریسم و مسائل پیچیده منطقه را ضروری دانست.
آقای «شی جین پینگ» سخنان رهبر انقلاب را نیز حکیمانه و دوراندیشانه خواند و افزود: دولت و ملت چین نسبت به جنابعالی نگاه دوستانه و صمیمانه‌ای دارند و امیدواریم همچون گذشته به پیشرفت روابط دو کشور کمک کنید.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

پاسخ رهبر انقلاب به نامه رئیس جمهور :همین اندازه دستاورد بر اثر مقاومت به‌دست آمده است

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی از نتیجه دادن مقاومت ملت ایران در برابر تحریمهای ظالمانه و عقب نشینی طرفهای مقابل در اثر تلاش دانشمندان هسته‌ای و کوششهای همه دست اندرکاران مذاکرات ابراز خرسندی کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه آقای روحانی رئیس‌جمهور در خصوص سرانجام مذاکرات هسته‌ای، با ابراز خرسندی از نتیجه دادن مقاومت ملت ایران در برابر تحریمهای ظالمانه و عقب نشینی طرفهای مقابل در اثر تلاش دانشمندان هسته‌ای و کوششهای همه دست اندرکاران مذاکرات، بر پنج نکته مهم خطاب به رئیس‌جمهور تأکید کردند.

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر روحانی
ریاست محترم جمهوری
با سلام و تحیت،
خرسندی خود را از اینکه مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه و تلاش دانشمندان هسته‌ئی در پیشبرد این صنعت مهم و کوشش خستگی ناپذیر مذاکره‌کنندگان، سرانجام طرف‌های مقابل را که برخی از آنان به دشمنی با ملت ایران شهره‌اند، وادار به عقب‌نشینی و رفع بخشی از آن تحریم‌های زورگویانه کرد، ابراز می‌دارم و از جنابعالی و هیئت مذاکره و شخص وزیر محترم و همه‌ی دست‌اندرکاران تشکر می‌کنم. عجالتاً نظر جنابعالی را معطوف می‌دارم به اینکه:
اولاً: مراقبت شود که طرف مقابل تعهدات خود را به‌طور کامل انجام دهد. اظهارات برخی از سیاستمداران امریکائی در این دو سه روز کاملاً موجب بدگمانی است.
ثانیاً: به همه‌ی مسئولان دولتی تذکر داده شود که حلّ مشکلات اقتصادی کشور در گرو تلاش بی‌وقفه و خردمندانه در همه‌ی بخش‌ها در جهت اقتصاد مقاومتی است و رفع تحریم‌ها به تنهائی برای گشایش در اقتصاد کشور و معیشت مردم کافی نیست.
ثالثاً: در تبلیغات توجه شود که در برابر آنچه در این معامله به دست آمده، هزینه‌های سنگینی پرداخت شده است. نوشته‌ها و گفته‌هائی که سعی می‌کنند این حقیقت را نادیده گرفته و خود را ممنون طرف غربی وانمود کنند با افکار عمومی ملت، صادقانه رفتار نمی‌کنند.
رابعاً: همین اندازه دستاورد نیز در برابر جبهه‌ی استکبار و زورگو، بر اثر مقاومت و ایستادگی به دست آمده است. این را باید همه‌ی ما درسی بزرگ برای همه‌ی قضایا و حوادث در جمهوری اسلامی بدانیم.
خامساً: بار دیگر تأکید می‌کنم که از خدعه و نقض عهد دولت‌های مستکبر بویژه امریکا در این مسأله و دیگر مسائل غفلت نشود.
موفقیت جنابعالی و دیگر مسئولان کشور را از خداوند متعال مسألت می‌کنم.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

استقبال بین المللی از آغاز اجرای برجام


به فرجام رسیدن برجام بازتاب گسترده ای در جهان داشت و با استقبال بین المللی روبرو شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، دبیرکل سازمان ملل متحد در بیانیه اى با استقبال از اجراى برجام تاکید کرد: این موفقیت نشان داد که بهتر است به نگرانی های بین المللی درباره گسترش تسلیحات اتمى از طریق گفتگو و دیپلماسی توام با شکیبایی رسیدگی شود.
دبیرکل سازمان ملل همچنین عزم و اراده ی همه طرف ها را ستود و آنان را تشویق کرد اجرای برجام را در ماه ها و سال های پیش رو ادامه بدهند.
جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در پیامی در صفحه توئیتر خود نوشت: امروز لحظه ای است که توافق ایران از وعده های آرمان گرایانه روی کاغذ به اقدامات قابل توجه در عمل تبدیل شده است.
کری نوشت:« ما از گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در تائید تکمیل گام های ایران براساس برجام استقبال می کنیم. ما به روز اجرا رسیدیم. همه راه های ایران برای دراختیار داشتن مواد شکافت پذیر کافی برای ساخت یک سلاح هسته ای به شکلی قابل اطمینان مسدود شده است.»
وزارت امور خارجه روسیه نیز در بیانیه ای اعلام کرد: گام بزرگی در مسیر عادی سازی برنامه هسته ای ایران برداشته شده است. در بیانیه مسکو آمده است:  اجرای موفق برجام به تأمین امنیت خلیج فارس و خاورمیانه کمک می کند.
«فیلیپ هاموند»، وزیر خارجه انگلیس، هم با استقبال از اجرای برجام همچون ادعا کرد: این توافق، خاورمیانه و جهان را به مکانی امن‌تر تبدیل می‌کند. هاموند  اضافه کرد: «برنامه هسته‌ای ایران، به طرز محسوسی به عقب برگردانده شده است.
هاموند افزود: افراد شکاک بسیاری  می گفتند ایران هرگز به تعهداتش عمل نخواهد کرد ولی آژانس بین المللی انرژی اتمی به طور مستقل اعلام کرده است ایرانی ها به تعهداتشان عمل کردند.
وزیر خارجه آلمان هم با ابراز خوشحالی از اجرای توافق هسته‌ای ایران، گفت اجرای «برجام» لحظه‌ای تاریخی برای دیپلماسی است. فرانک اشتاین‌مایر  افزود:  مذاکرات هسته ای نشان داد دیپلماسی قادر است بحران های خطرناک را خنثی و اختلاف نظرهایی را که به نظر قابل حل نمی آیند حل کند.
لوران فابیوس وزیر امورخارجه فرانسه هم از فرا رسیدن روز اجرای «برجام»، استقبال کرد. فابیوس گفت: فرانسه هوشیاری خود را برای مشاهده رعایت دقیق تعهدات ایران در قبال برجام حفظ خواهد کرد.
نماینده ی آمریکا در سازمان ملل هم با انتشار بیانیه ای نوشت:« امروز ، آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی کرد که ایران گام های کلیدی مشخصی را که در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) آمده است به طور کامل برداشته و بدین ترتیب برنامه هسته ای این کشور به طور قابل ملاحظه ای محدود شده .»
سرانجام آژانس بین المللی انرژی اتمی بر اقدامات اعتماد ساز هسته ای ایران مهر تائید زد. آقای ظریف وزیر امورخارجه کشورمان و خانم فدریکا موگرینی هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با قرائت بیانیه ای مشترک  در وین، آغاز اجرای برجام را اعلام کردند و از لغو تحریم های آمریکا و اروپا که به بهانه فعالیت های هسته ای ایران وضع شده بود خبر دادند.
دراین بیانیه آمده است ، از آنجا که ایران به تعهدات خود عمل کرده است، تحریم های مالی و اقتصادی و چندجانبه مربوط به برنامه هسته ای ایران منطبق با برجام برداشته شد.در این بیانیه مشترک تاکید شده است اتحادیه اروپایی، کشورهای 1+ 5  مرکب از چین، فرانسه، آلمان، روسیه، انگلیس و آمریکا با ایران همچنین در زمینه استفاده‌های صلح آمیز از انرژی هسته ای در چارچوب برجام، همکاری خواهند کرد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ماجرای بازداشت تفنگداران آمریکایی از زبان جانشین فرمانده کل سپاه

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: بعد از جنگ جهانی دوم هیچ کشوری در جهان نتوانسته بود یک نظامی آمریکایی را دستگیر کند اما وقتی این نظامیان وارد آب‌های ما شدند شناورهای کوچک ایرانی با تعداد نیروی کمتر مانند عقاب آن‌ها را محاصره و دستگیر کردند و این ده تفنگدار در مقابل 5-6 جوان پاسدار سر تسلیم فرود آوردند.

به گزارش جام جم آنلاین، سردارسرتیپ پاسدار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه در مراسم گرامیداشت حماسه و ایثار مردم خوانسار که در حسینیه ارسور این شهرستان برگزار شد اظهار داشت: انقلاب اسلامی و قیام امام خمینی (ره) از برپایی عدل و عدالت و محبت و دشمنی با کفر و ظلم و استکبار بنیان گرفته است.

جانشین فرمانده کل سپاه افزود: امام خمینی (ره) ابر مردی بود که کشور را از معرکه‌ها ،تنگنا‌ها و فتنه‌هایی همچون هشت سال جنگ تحمیلی به سلامت عبور داد و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)نیز چراغی درخشان از نسل پیامبر هستند؛ ایشان مدیر و مدبر، حکیم، رئوف با مؤمنان و سرسخت و مستحکم در برابر دشمنان هستند.

وی با درود بر همه شهیدان انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، شهدای مدافع حرم و بیش از سیصد شهید شهرستان خوانسار، این شهر را همچون کوه‌هایش مستحکم و مقاوم دانست و خاطر نشان کرد: اگر ملت ایران در مقابل دشمنان قد علم می‌کند به برکت خون همین شهداست.

سردار سلامی با بیان اینکه انقلاب اسلامی در اول راه است، تاکید کرد: دشمنان تمام سعی خود را برای نابودی این انقلاب انجام می‌دهند و قصد دارند فرهنگ ما را با اندیشه‌های مبتذل و تصاویر مستهجن به ابتذال بکشانند و این همان جنگ نرمی است که غرب علیه ایران به راه انداخت و توسط مقام معظم رهبری کشف شد.

جانشین فرمانده کل سپاه با اشاره به وضع تحریم‌ها علیه ایران بیان داشت: جوانان مؤمن و انقلابی به میدان آمدند و به برنامه‌های دشمن پشت پا زدند؛ این حصر اقتصادی و تحریم‌ها که اگر بر هر کشوری وضع شود چند ماهی بیشتر دوام نمی‌آورد؛ آنان می‌خواستند جمهوری اسلامی را در دنیا منزوی کنند؛ هر روز از گزینه‌های روز میز حرف می‌زدند و تهدید می‌کردند اما هر چه زمان گذشت چهره شهرهای ما آبادتر شد و نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، جاده‌ها راه‌آهن‌ها و ... توسط جوانان ما ساخته شد.

وی با بیان اینکه دشمنان فکر می‌کردند روزی ما را آن‌ها می‌دهند، تصریح کرد: ما توسط همین جوانان توانستیم به فضا برویم و رادار و پهپادهایی ساختیم که کیلومترها بدون سرنشین پرواز می‌کنند و این‌ها اثر خون شهداست.

سردار سلامی با اشاره به دستگیری تفنگداران آمریکایی در خلیج‌فارس خاطر نشان کرد: بعد از جنگ جهانی دوم هیچ کشوری در جهان نتوانسته بود یک نظامی آمریکایی را دستگیر کند اما وقتی این نظامیان وارد آب‌های ما شدند شناورهای کوچک ایرانی با تعداد نیروی کمتر مانند عقاب آن‌ها را محاصره و دستگیر کردند و این ده تفنگدار در مقابل 5-6 جوان پاسدار سر تسلیم فرود آوردند.

جانشین فرمانده کل سپاه ادامه داد: آمریکایی‌ها در ناو هواپیمابرشان که دارای شصت هواپیمای جنگی و 5 هزار نفر خدمه است دچار دستپاچگی شده و سراسیمه بودند و پی‌درپی هواپیماهای خود را به پرواز در می‌آوردند و ما صدای لرزان این ابرقدرت را می‌شنیدیم.

وی افزود: در ادامه واحدهای شناور ما بلافاصله جزیره فارسی را پوشش دادند و اعلام کردند در صورتی که حرکت کوچکی از شما سربزند پاسخ کوبنده‌ای از ایران دریافت خواهند کرد.

سردار سلامی ادامه داد: بعد از آن صدای عجز و التماس مقامات سیاسی‌شان شنیده شد که طی تماس‌هایی تقاضای آزادی این تفنگداران دریایی را می‌کردند؛ ما نیز طی بررسی‌هایی که انجام شد فهمیدیم این تفنگداران بدون قصد وارد آب‌های ایران شده‌اند.

جانشین فرمانده کل سپاه اظهار داشت: این تفنگداران دریایی پس از دستگیری گریه می‌کردند اما مهربانی پاسداران ما باعث احساس آرامش آنان شد.

وی با اشاره به عذرخواهی مقامات آمریکایی تصریح کرد: آمریکایی‌ها متواضعانه به اقتدار ما اقرار کردند و ما نیز به دلیل اینکه تشخیص دادیم این تفنگداران دریایی غیر عمد وارد آب‌های ایران شده بودند آن‌ها را رها کردیم و حتی سلاح‌هایشان را هم به آن‌ها بازگرداندیم.

نوشته شده در تاریخ شنبه 26 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: نظامی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

فدائیان النمر: عربستان را به همراه آل سعود به آتش خواهیم کشید

خبرگزاری فارس: فدائیان النمر: عربستان را به همراه آل سعود به آتش خواهیم کشید

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در الشرقیه عربستان، گروهی با نام «فدائیان النمر» در پی اعدام شیخ نمر باقر النمر رهبر شیعیان عربستان اعلام کرد که عربستان و آل سعود را به آتش خواهد کشید.

اطلاعات دقیقی درباره این گروه هوادار روحانی برجسته شیعه در دست نیست، اما برخی منابع گفتند فدائیان النمر گروهی مسلح در عربستان شامل سیصد نظامی آموزش دیده است که تحت تعقیب دستگاه امنیتی سعودی قرار دارد.

بیشتر اعضای این گروه تحت تعقیب دستگاه امنیتی و نظامی رژیم آل سعود قرار دارند و احکام حبس یا اعدام برخی از آنها صادر شده است.
فدائیان النمر چند ماه پیش با صدور بیانیه‌ای تهدید کردند که اگر رژیم آل سعود حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر را اجرا کند، آتش خشم این گروه ظرف 2 ساعت در شرق عربستان شعله خواهد کشید و زبانه‌های آن تا 8 ساعت به دیگر شهرهای این کشور می‌رسد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی با محکومیت شدید قتل عالم مؤمن و مظلوم شیخ نمر ،بدون تردید دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در جلسه درس خارج فقه، جنایت بزرگ عربستان سعودی در به شهادت رساندن عالم مؤمن و مظلوم، شیخ نمر باقر النمر را به شدت محکوم کردند و با تأکید بر لزوم احساس مسئولیت دنیا در قبال این جنایت و جنایات مشابه سعودی در یمن و بحرین، خاطرنشان کردند: بدون تردید خون به ناحق ریخته این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت.
حضرت آیت الله خامنه‌ای گفتند: این عالمِ مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق می‌کرد و نه به صورت پنهانی اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او، انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکرِ برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود.
رهبر انقلاب، شهادت شیخ نمر و ریختن به ناحق خون او را خطای سیاسی دولت سعودی خواندند و افزودند: خداوند متعال از خون بی‌گناه نمی‌گذرد و خون به ناحق ریخته، بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت.
ایشان با انتقاد شدید از سکوت مدعیان آزادی، دموکراسی و حقوق بشر و حمایت آنان از رژیم سعودی که خون بی‌گناه را تنها به خاطر انتقاد و اعتراض به زمین‎ می‌ریزد، تأکید کردند: جهان اسلام و همه دنیا باید نسبت به این قضیه احساس مسئولیت کنند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای آزار و شکنجه مردم بحرین توسط نظامیان سعودی و تخریب مساجد و خانه‌های آنان و همچنین بیش از 10 ماه بمباران مردم یمن را نمونه‌های دیگری از جنایات رژیم سعودی خواندند و تأکید کردند: کسانی که صادقانه به سرنوشت بشریت و سرنوشت حقوق بشر و عدالت علاقه‌مند هستند، باید این قضایا را دنبال کنند و نباید نسبت به این وضعیت بی‌تفاوت باشند.
رهبر انقلاب همچنین افزودند: یقیناً شهید شیخ نمر مورد تفضل خداوند خواهد بود و بدون شک دست انتقام الهی گریبان ظالمانی را که به جان او تعدّی کردند خواهد گرفت و این همان چیزی است که مایه تسلّی است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دیدار سفرای کشورهای اسلامی و مسوولان با رهبر معظم انقلاب


همزمان با هفدهم ربیع الاول، خجسته سالروز میلاد پیامبر اعظم حضرت محمد (ص) و حضرت امام صادق (ع)، مسئولان نظام، میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی، سفرای کشورهای  اسلامی و جمعی از قشرهای مختلف مردم، صبح امروز با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار ضمن تبریک سالروز میلاد پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و حضرت امام صادق(ع) با اشاره به دمیده شدن روح زندگی و معنویت واقعی و احیای دنیای مرده و آفت زده جاهلیت با ظهور اسلام و ولادت و بعثت پیامبر(ص)، مهمترین وظیفه امروز دنیای اسلام بویژه علماء و روشنفکران راستین را «تلاش مجدانه و مجاهدانه» برای دمیدن روح واقعی اسلام و معنویت در دنیای پر از ظلم و تبعیض و قساوت کنونی دانستند و تأکید کردند: امروز نوبت دنیای اسلام است که با استفاده از دانش و ابزارهای جهانی و همچنین عقل و خردمندی و تدبر و بصیرت، در جهت برپایی «تمدن نوین اسلامی» حرکت کند.
حضرت آیت الله خامنه ای گرامیداشت میلاد پیامبر(ص) را در مقابل وظیفه مورد انتظار از دنیای اسلام، بسیار کوچک برشمردند و گفتند: امروز وظیفه امت اسلامی، فقط گرامیداشت میلاد یا بعثت پیامبر اسلام (ص) نیست بلکه دنیای اسلام باید اهتمام خود را رسیدن به تمدن نوین اسلامی قرار دهد.
ایشان افزودند: تمدن نوین اسلامی به معنای تجاوز به سرزمین ها، پایمال کردن حقوق انسانها و تحمیل کردن اخلاق و فرهنگ خود به ملتها نظیر آنچیزی نیست که تمدن غربی انجام داد بلکه به معنای هدیه کردن فضیلت الهی به بشریت و ایجاد زمینه برای تشخیص مسیر صحیح بوسیله خود انسانها است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به استفاده غرب از دانش و فلسفه دنیای اسلام برای پایه ریزی تمدن خود، خاطرنشان کردند: این تمدن اگرچه جلوه های زیبایی از فناوری، سرعت، سهولت و ابزارهای مختلف زندگی ارائه کرد اما برای بشریت خوشبختی، سعادت و عدالت به ارمغان نیاورد و در درون خود نیز دچار تضاد شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: تمدن غرب با ظاهر پر زرق و برق خود، اکنون از لحاظ اخلاقی فاسد و از لحاظ معنوی پوک شده است به گونه ای که خود غربی ها به این واقعیت اذعان می کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه اکنون نوبت دنیای اسلام است تا در جهت پایه ریزی شالوده تمدن نوین اسلامی گام بردارد، گفتند: برای رسیدن به این هدف، امیدی به سیاستمداران دنیای اسلام نیست و باید علمای دین و روشنفکران راستین که قبله آنها غرب نیست، اقدام به روشنگری در میان امت اسلامی کنند و بدانند که برپایی این تمدن، امکان پذیر است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ظرفیت ها و توانایی های دنیای اسلام از جمله سرزمین های خوب، موقعیت جغرافیایی ممتاز، منابع طبیعی فراوان، و نیروی انسانی با استعداد، خاطرنشان کردند: اگر این ظرفیت ها با تعالیم واقعی اسلام درهم آمیخته شوند، امت اسلامی می تواند آفرینش های هنرمندانه خود را در عرصه های علم و سیاست و فناوری و همچنین عرصه های اجتماعی به ظهور برساند.
حضرت آیت الله خامنه ای نظام جمهوری اسلامی ایران را یک نمونه از امکان رسیدن به این اهداف بزرگ برشمردند و افزودند: ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، از لحاظ علمی، سیاسی و اجتماعی، عقب افتاده و از لحاظ سیاسی، منزوی و از لحاظ شئونات کشور کاملاً وابسته بود اما امروز به برکت اسلام، ملت ایران هویت و شخصیت خود را نشان داده و کشور به پیشرفتهای مهمی در علم و فناوری و دانش های نوین رسیده و جزو چند کشور برتر در این عرصه ها است.
ایشان این نمونه را قابل تعمیم برای همه دنیای اسلام دانستند و تأکید کردند: رسیدن به این جایگاه شرط دارد و شرط آن نیز، کوتاه شدن سایه سنگین ابرقدرتها از ملتها است که البته هزینه هم دارد زیرا رسیدن به اهداف بزرگ بدون دادن هزینه امکان پذیر نیست.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در تمدن اسلامی بر خلاف تمدن غرب، هیچ کشوری با زور تحت سلطه  قرار نمی گیرد، افزودند: در پایه ریزی تمدن نوین اسلامی نباید نگاهمان به غربی ها باشد و نباید به لبخند و اخم آنها توجه کنیم بلکه باید با اتکاء به تواناییها و ظرفیت های خود، در مسیر صحیح حرکت کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی از ابزارهای دشمنان برای جلوگیری از برپایی تمدن نوین اسلامی را ایجاد تفرقه میان مسلمانان دانستند و گفتند: از هنگامیکه موضوع شیعه و سنی در ادبیات مقامات و سیاستمداران امریکایی مطرح شد، اهل فهم و اهل نظر نگران شدند زیرا مشخص بود آنها بدنبال یک توطئه جدید و خطرناک تر از قبل هستند.
ایشان با تاکید بر اینکه امریکاییها با اصل اسلام مخالف هستند و نباید فریب اظهارات آنها را در حمایت از برخی فرقه ها، خورد خاطرنشان کردند: اظهارات رئیس جمهور قبلی امریکا بعد از ماجرای یازده سپتامبر که سخن از جنگ صلیبی بر زبان آورد، در واقع نشان دهنده جنگ دنیای استکبار با اسلام است.
رهبر انقلاب اسلامی، اظهارات مقامات فعلی امریکا مبنی بر موافقت با اسلام را خلاف واقع و نشانه نفاق آنها دانستند و گفتند: مقامات فعلی امریکا با اصل اسلام مخالف و برخلاف اظهاراتی که می کنند، بدنبال ایجاد اختلاف میان مسلمانان هستند و نمونه آن هم ایجاد فرقه هایی تروریستی همچون داعش و فرقه های دیگر است که با پول وابستگان به امریکا و کمک های سیاسی آنان بوجود آمده و فجایع کنونی را در دنیای اسلام به بار آورده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه اظهارات مقامات امریکایی مبنی بر موافقت با سنی و مخالفت با شیعه، دروغ است افزودند: مگر مردم غزه که آنگونه مورد تهاجم و تعرض قرار گرفتند، سنی نبودند و یا مردم کرانه باختری که اینگونه تحت فشار هستند سنی نیستند.
ایشان با اشاره به اظهارات یک سیاستمدار امریکایی مبنی بر اینکه «دشمن امریکا، اسلام گرایی است» تأکید کردند: برای امریکاییها شیعه و سنی تفاوتی ندارند، آنها با هر مسلمانی که بخواهد براساس احکام و قوانین اسلامی زندگی و برای آن مجاهدت کند، مخالف هستند.
رهبر انقلاب اسلامی مشکل اصلی امریکاییها با مسلمانان را، پایبندی و تقید به احکام و دستورات اسلام و تلاش برای پایه ریزی تمدن اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: به همین دلیل است، هنگامی که بیداری اسلامی آغاز شد، آنها سراسیمه و نگران شدند و تلاش کردند آن را مهار کنند که در برخی کشورها نیز موفق شدند اما بیداری اسلامی نابود شدنی نیست و به لطف الهی، به اهداف خود خواهد رسید.
حضرت آیت الله خامنه ای هدف اصلی جبهه استکبار را ایجاد جنگ داخلی میان مسلمانان و نابودی زیر ساخت های کشورهای اسلامی همچون سوریه، یمن و لیبی دانستند و گفتند: نباید در مقابل این توطئه ساکت نشست و تسلیم شد بلکه باید با کسب بصیرت و حفظ استقامت در مقابل توطئه ها ایستاد.
ایشان با انتقاد از سکوت دنیای اسلام در قبال استمرار فشار بر مسلمانان بحرین و همچنین نزدیک به یک سال بمباران شبانه روزی یمن، و اوضاع سوریه و عراق، به قضایای اخیر نیجریه اشاره کردند و افزودند: چرا باید در مورد شیخِ مصلحِ تقریبی و مؤمن اینگونه فاجعه آفرینی شود و حدود یک هزار نفر کشته شوند و فرزندان او به شهادت برسند و دنیای اسلام ساکت بماند؟
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اهداف دشمنان اسلام بسیار خطرناک است و وظیفه همه ، بصیرت و بیداری است و در این میان وظیفه علمای اسلام و روشنفکران راستین است که با مردم و سیاستمداران دارای وجدان بیدار صحبت و واقعیت ها را بیان کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: هنگامی که دنیای زر و زور با همه توان به دنبال طراحی های خطرناک برای دنیای اسلام است، کسی حق ندارد به خواب برود و متوجه واقعیت ها نباشد.
پیش از بیانات رهبر انقلاب اسلامی، آقای روحانی رییس جمهور با تبریک میلاد نبی مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع)، پیامبر اسلام را اسوه اخلاق و پاکدامنی خواند و افزود: حضرت محمد (ص) درس وحدت، اتحاد و برادری را برای جهان به ارمغان آورد.
رییس جمهور با بیان اینکه امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند پیروی ازنبی مکرم اسلام هستیم، گفت: با وحدت ملت و هدایت رهبر بزرگمان در برابر قدرتهای جهان به پیروزی رسیدیم و راه این پیروزی ادامه خواهد داشت.
وی با اشاره به در پیش بودن دو انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، این انتخابات‌ها را آزمون عظمت جهانی کشور دانست و افزود: همه باید به فکر پیروزی نظام اسلامی و کشور در این انتخابات باشیم.
آقای روحانی به حماسه ایرانیان در 9 دی سال 88 نیز اشاره و تاکید کرد: 9 دی ، روز دفاع ملت ایران از خاندان رسالت، دفاع از نظام، قانون و دفاع از ولایت فقیه و ولی فقیه بود.
رییس جمهور گفت: امنیت امروز جمهوری اسلامی ایران در سایه برنامه ها و تدابیر رهبر معظم انقلاب تامین شده است و شکر این نعمت با وحدت بیشتر و کمک به دنیای اسلام برای نجات کشورها از تروریسم و دخالت بیگانگان میسر خواهد بود.
آقای روحانی با بیان اینکه دشمنان، جهان اسلام را به جان یکدیگر انداخته اند، گفت: اگر کشورهای بزرگ اسلامی در کنار یکدیگر به فکر مسائل عامه مسلمین بودند،به راحتی مشکلات منطقه حل و فصل می شد.
وی با بیان اینکه برخی کشورهای اسلامی به جای تعامل فرهنگی و اقتصادی با یکدیگر ، با قدرتهای بیرون منطقه تعامل می کنند، افزود: جای تاسف است که کشوری از پیروزی یک ملت در عرصه سیاسی ناراحت باشد و سرمایه سیاسی جهان اسلام را به ثمن بخس در اختیار قدرتهای بیگانه قرار دهد.
رییس جمهور اضافه کرد: کشوری که بیشترین نقش را در کاهش قیمت نفت داشت، اکنون بودجه سال آینده خود را با کسری صد میلیارد دلاری بسته که این نشان می دهد، کسی که چاه برای دیگران می کَند اول خود در آن خواهد افتاد.
در پایان این مراسم جمعی از میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی ، از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

کارناوال تبلیغاتی به جای کارنامه اقتصادی

همیشه همین‌طور بوده که در آستانه انتخابات، بعضی صدا‌ها بلندتر بوده و بر عکس تلاش بر این بوده که برخی صداها شنیده نشود! این وسط معمولا آن صدایی که قرار است شنیده نشود، صدای مطالبات مردمی است که چشم امیدشان به دست دولتمردان است. اینکه این نوع تفکر و زندگی از اساس درست است یا نه و اینکه باید از خودمان توقع داشته باشیم یا از دولتمردانی که سطح زندگی برخی از آنها، تفاوت ناچیزی در حد صدها میلیارد تومان با مردم عادی دارد، فعلا موضوع بحث ما نیست و یا اینکه اساسا می‌توان از کسی که کمترین تصویری از زندگی مردم عادی ندارد، انتظاری داشت یا نه! اما هرچه هست این نکته را نمی‌توان انکار کرد که مردم در اثر وعده‌ها و ادعا‌های نامزدها به آنها رای می‌دهند و اینکه از یک کاندیدا به دیگری میل پیدا می‌کنند براساس همین وعده‌هاست.
اما امروزه و با گذشت دوسال و اندی از عمر دولت یازدهم، این‌گونه به نظر می‌رسد که دولتمردان اصلا دلشان نمی‌خواهد کسی به یادش بیاید که دوسال قبل آنها چه گفتند و مردم را به چیز‌هایی امیدوار کردند! آن‌قدر از این موضوع گریزانند که حتی هرگونه درخواست و مطالبه عادی مردم هم زیاده خواهی قلمداد می‌شود و معاون اول دولت معتقد است نباید توقعات مردم را بالا برد! او البته نگفت چه کسی زیاده خواهی کرده و چه کسی توقع زیادی داشته است اما مرور وعده‌های خوش آب و رنگ آن روزها و وضع موجود نشان می‌دهد که مردم توقع زیادی دارند یا کار نابلدی و بی‌برنامگی باعث بدتر شدن اوضاع مردم شده و به‌خاطر همین هر روز سرگرمی تازه‌ای برپا می‌شود تا کسی یاد وعده‌ها نیفتد! به عنوان نمونه، همین انتخابات مجلس را در نظر بگیرید. دولتمردان و رسانه‌های حامی آنها آن‌قدر از گسترش نشاط سیاسی سخن می‌گویند که گویی تاکنون در ایران دیکتاتوری بوده و اکنون به یمن حضور دولت یازدهم، دموکراسی تمام عیار در کشور حاکم است و به همین خاطر، روی ثبت نام بیش از 12 هزار نفر برای انتخابات مجلس شورای اسلامی مانور می‌دهند. آنها نمی‌خواهند به یاد بیاورند که در جریان انتخابات گذشته مجلس، هزاران نفر داوطلب نمایندگی ثبت نام کردند و مردم از بین آنها براساس سلایق و باور‌های گوناگون دست به انتخاب زدند. اما دولتمردان علاقه‌ای به شنیدن حرفی به جز حرف خودشان ندارند وصد البته حرفهای امروزشان! وگرنه همه توان خود را به‌کار بسته‌اند که حرف‌های دیروزاصلا به یاد نیاید! کدام حرف‌ها!؟
ارزش از دست رفته!
مثلا نباید کسی به یاد بیاورد که در گرما گرم رقابت‌های انتخاباتی، همان روزهایی که حرف زدن هزینه‌ای نداشت و حتی احتمال ضرورت اجرای حرف‌ها و وعده‌ها هم به ذهن برخی نمی‌رسید، دکتر روحانی در استادیوم شهید شیرودی تهران در خیل انبوه حامیانش اعلام کرد «اگر می‌خواهید ارزش پول ملی باردیگر به جایگاه واقعی خود باز گردد، به من رای بدهید» این وعده با غریو خوشحالی حاضران روبرو شد. دولت زمانی مستقر شد که دلار 2900 تومان بود و همه وعده‌ها هم حاکی از تک نرخی شدن ارز«به زودی» بود. اکنون دلار حدود 3700 تومان است! تلاش دولت برای بازگرداندن ارزش پول ملی همچنان ادامه دارد تا آنجا که در بودجه سال آینده هم دلار دولتی 2997 تومان پیش بینی شده و البته این پیام به بازار کار خودش را کرد و همین دو روز قبل دلار ناگهان سی تومان گران شد! طبیعی است که در چنین شرایطی، دولتی‌ها سعی می‌کنند کسی این وعده را به یاد نیاورد!
اعتباری که بازنگشت!
همان ایام و اتفاقا همان روزی که پیش از این اشاره شد، از رفتار دولت پیشین در مناسبات بین الملل گلایه‌های آنچنانی می‌شد و این‌گونه به مردم گفته می‌شد که این رفتار‌ها باعث از دست رفتن اعتبار پاسپورت ایرانی در سراسر جهان شده و اکنون ایرانی‌ها در جهان بی‌اعتبارند! و اگر می‌خواهید اعتبار به پاسپورت ایرانی باز گردد، به من رای بدهید.این وعده هم مورد استقبال جوانان و حاضران در مراسم قرار گرفت و همه سر مست از اینکه به زودی و در اثر دوستی با کدخدا، اعتبار پاسپورت ایرانی بازمی‌گردد و با ثروت افسانه‌ای که در اختیارشان قرار می‌گیرد، می توانند تعطیلات آخر هفته را در هر کشوری که می‌خواهند بگذرانند، در انتخابات شرکت کردند. اندکی بعد آثار بازگشت اعتبار به پاسپورت‌ها معلوم شد و آمریکا نماینده معرفی شده دولت یازدهم برای تصدی کرسی نمایندگی ایران در سازمان ملل را راه نداد! آنها در حالی که پیش از این هر ایرانی آزادانه به هرکجای جهان سفر می‌کرد، به پاس احترام پاسپورت ایرانی، نماینده مارا به اتهام تروریست بودن راه ندادند! دولتمردان مدتی به روی خودشان نیاوردند و سرانجام و با طولانی شدن پروسه جلب رضایت کدخدا و بی‌نتیجه ماندن مذاکرات مربوطه، خیلی خونسرد و راحت، نماینده دیگری را معرفی کردند و چشم خود را به این گستاخی آمریکایی‌ها بستند! اما ماجرا به همین جا ختم نشد و تاثیر وعده بازگشت اعتبار آن‌قدر زیاد بود که سر ریز آن نصیب چهل کشور دیگر هم شد!یعنی آمریکا به اتباع چهل کشور اعلام کرد که در صورت سفر به ایران، برای سفر به آمریکا دچار مشکل شده و در فهرست امنیتی مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت! 38 کشور از این کشورها، آنهایی بودند که پیمان ترک روادید با آمریکا داشتند و این بی‌سابقه‌ترین رفتار آمریکا با دوستان خودش بود! در چنین شرایطی، همه زیر ساخت‌های گردشگری کشور، بی استفاده و معطل می‌ماند و بالاتر ازآن ،هیچ شریک تجاری و بازرگانی نمی‌تواند برای یک مذاکره ساده، یک معامله معمولی یا یک سرمایه گذاری ناقابل، پایش را به ایران بگذارد! واقعا انتظار دارید دولت علاقه‌مند باشد مردم خاطره این وعده را هم به یاد بیاورند!؟
همه چیز می‌چرخد!
در یکی از مناظره‌های انتخاباتی، سخن از چرخیدن چرخ سانتریفیوژها و چرخ زندگی مردم به‌صورت همزمان به میان آمد وخوب چه بهتر از اینکه هم شرف و عزتمان حفظ شود و هم زندگی مردم آسان و راحت  بچرخد. هرکس به این وعده اعتماد کرده بود، با همین نگاه در انتخابات شرکت کرد. اکنون آن گونه که رسما اعلام شده، و آن گونه که دانشمندان سابق اتمی کشورمان می‌گویند، باد با سرعت زیادی در تاسیسات اتمی می‌چرخد، از این جهت وعده دولت محقق شده و اگر سانتریفیوژنمی چرخد، سرعت باد کم نیست و چرخش خوبی دارد!چرخ زندگی مردم هم که معلوم است و چنان می‌چرخد که هرچه مردم می‌دوند، به آن نمی‌رسند! شاید بهتر بود مسئولان در وعده خود تجدید نظر می‌کردند و اندکی سرعت چرخ زندگی را کم می‌کردند تا ازاین همه خوشی به عده بیشتری از مردم نصیبی برسد و جاماندگان و واماندگان،بی بهره نمانند! اکنون و با این سرعت، به نظر می‌رسد که دولت دوست ندارد مردم در خاطرات وعده‌های انتخاباتی بمانند و از پیشرفت و سرعت چرخ، عقب بمانند!
تورم تک رقمی، بنزین سه رقمی!
هنوز به یاد داریم که وعده داده شد که قرار است کاری کنند که به جای اینکه مردم دستشان را پیش دولت دراز کنند، دولت دستش را پیش مردم دراز کند و از مردم کمک بگیرد. چقدر این وعده شیرین و لذت بخش بود! یا مثلا تورم بالا در شان ملت فرهیخته ایران نیست و باید تورم را تک رقمی کرد و البته رئیس جمهور محترم افزوده بود: «معیار و ملاک تورم هم، آمار و ارقام نیست بلکه معیار جیب مردم است» حقیقتا چه وعده و قول و قراری از این بهتر!؟ مردم باور کردند و رای دادند. اکنون حسب اعلام مراکز آماری، تورم کم شده! آن‌قدر که احتمالا تا نوروز سال آینده دچارتورم منفی بشویم و ناچار، برای رفع مشکل تورم منفی، چند همایش بین‌المللی برگزار کنیم! چشم‌اندازهای کنونی که این‌گونه می‌گوید !مثلا تورم نقطه به نقطه –که معلوم نیست از کدام یک از اجرام آسمانی نازل شده-  یک رقمی و زیر ده درصد شده و در هر سخنرانی کمتر و کمتر هم می‌شود! تورم غیرنقطه به نقطه – همان تورم اصلی و واقعی- هم که زیر پانزده و چهارده درصد شده و آن هم هرروز کمتر می‌شود. این وسط یکی دو اشکال کوچک وجود دارد که بزودی برطرف می‌شود و اصلا جای نگرانی نیست! مثلا و از جمله این اشکالات کوچک، گرانی تقریبا فصلی شیر و محصولات لبنی است که مهم نیست و برطرف می‌شود! یا گران شدن پنج باره قیمت بلیط قطار که البته به قول جناب وزیر راه با مقاومت عده‌ای نامسلمان مارکسیست و... مواجه شده و هنوز به آزادی کامل نرسیده است! از جمله چیزهای بی‌ارزش دیگر هم موضوعاتی مثل گرانی آب و برق، یا اقلام خوراکی و مایحتاج مردم است که بنظر نمی‌رسد هیچ یک مهم باشد! آنچه اکنون مهم است، تک رقمی شدن تورم است که باید برای آن جشن گرفت! البته نباید بپرسیم چرا تورم و قیمت‌ها رابطه عکس دارند و هرچه این کمتر می‌شود، آن دیگری بیشتر و بیشتر!؟ نباید بپرسیم اگر تورم تک رقمی شده، اگر نفت یک سوم قیمت سال قبل شده، چرا باید بنزین- که به شهادت همه اندیشمندان و دانشمندان، یکی از مشتقات نفت است و قیمت آن ارتباط مستقیمی با بهای نفت دارد- هوس گران شدن بکند و ژنرال کابینه از یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های ملی و حتی بین‌المللی برای فروش بنزین با سه نرخ سخن بگوید!؟ بنزین خالی! بنزین با طعم تنظیم باد و بالاخره بنزین با طعم تمیز کردن شیشه خودرو! آیا مسئولان محترم موفق شده‌اند همان اتفاق مذکور در بحث تورم- یعنی پایین آمدن نرخ تورم همزمان با بالارفتن قیمت‌ها – را در عرصه نفت هم تکرار کنند و کاری کنند که هرچه قیمت نفت پایین‌تر می‌آید، قیمت بنزین بالاتر برود!؟ این یعنی پیوند جدید علم اقتصاد دولت یازدهم با نفت که بی‌تردید جای تقدیر و ستایش دارد! صرف‌نظر از اینکه جیب مردم چه می‌گوید.
هوا خوب است، نفس بکشید!
مثلا وعده شده بود که با آمدن ما آسمان آبی‌تر می‌شود و این چیزهایی که به اسم بنزین به خورد ماشین مردم داده می‌شود را جمع می‌کنیم و به‌جای آن بنزین خوب و پاک تحویل می‌دهیم. چه کسی است که هوای خوب دوست نداشته باشد!؟ به این وعده هم اعتماد شد و به امید هوایی تازه و سالم، انتخابات برگزار شد و مردم رای دادند. دوسال گذشته و شهرها یکی پس از دیگری از نفس می‌افتند. تابستان‌ها ریزگرد ، زمستان‌ها آلودگی و وارونگی و مه دود فتو شیمیایی. نفس شهرهابه شماره افتاده و کسی حالی از مردم نمی‌پرسد! اوائل که همه گرم بودند،کلی هیاهو و جنجال شد بر سر بنزین پتروشیمی و آن‌قدر گفتند و نوشتند تا ریشه‌کن شد و خیال همه راحت شد. اما امروز کسی نمی‌پرسد شما که منشا آلودگی را حذف کردید و پا روی تولید ملی گذاشتید، حالا چرا آلودگی داریم!؟ صد البته معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، در همین دوره تصدی خودشان خدمات زیادی داشتند که کوشیدند با سفر به قطب شمال، این تجربه را در اختیار مردم آن سامان هم قرار دهند!یا در همین ایام به شدت آلوده تهران، برای بررسی آب و هوای خلیج فارس، به جزیره زیبای کیش رفتند و از نزدیک با مشکلات اقلیمی آنجا و آب و هوای آن دیار در این فصل سال هم آشنا شدند! ایشان البته در ایام طوفان‌های تمام نشدنی که چهره استان کشور را درهم نوردیده بود، ترجیح دادند در تهران بمانند و با شیوه کنترل از راه دور امور را پیگیری کنند اما در همین ایام اخیر،آلودگی را ارث دولت قبل دانستند! به نظر میرسد عده‌ای چند بادکنک پر از هوای سالهای گذشته دارند که هر از گاهی برای بدنام کردن مسئولان دولت یازدهم ،آنها را در شهرها باز می‌کنند و هوا را آلوده می‌کنند! و معلوم نیست چرا مسئولان امنیتی با دارندگان این بادکنک‌ها برخوردی نمی‌کنند!
فراوانی اشتغال، پایان رکود
همان ایام وعده داده می‌شد که باید برای اشتغال جوانان کاری کرد و نمی‌شود ما با واردات گسترده از چین، برای کارگران آن سامان شغل ایجاد کنیم.این حرف منطقی و نوید بخش، بارقه‌هایی از امید در دل مردم و بخصوص جوانان ایجاد کرد. بالاخره سرکار بودن بهتر از بیکاری است و نمی‌توان تا همیشه بیکار بود، لذا به امید رفتن به سرکار، به این وعده هم اعتماد شد. اکنون معاون وزیر صنعت از تعطیلی هشتاد درصد صنایع سخن می‌گوید! واردات از کشور‌های دوست و برادر مثل آمریکا و چین، افزایش ناچیزی گاه تا حد صد در صد در اقلامی خاص داشته و دولت همچنان در حال اشتغال آفرینی است و حال اگر عده‌ای تنگ نظر ناراحتند، مشکل خودشان است! چه فرقی می‌کند کجا شغل ایجاد شده!؟ همه جهان وطن ماست و مرزهای جغرافیایی نباید ما را از برادران آمریکایی و اروپایی و چینی و...جدا کند! اینجا و آنجا ندارد، مهم اشتغال است که ایجاد شده. حال اگر جوان ایرانی بیکار است، لابد از بی‌هنری خودش است یا شاید به‌قول جناب معاون اول رئیس جمهور، توقع زیادی دارند و نمی‌دانند در این شرایط سخت، نباید از دولت توقع زیادی داشت! اکنون رکود پایان یافته، چهار وزیر نامه‌ای به رئیس جمهور ننوشتند و هشداری ندادند، صنایع بزرگ  و کوچک به یارانه تولید - که گفته می‌شود حتی یک ریال هم به کسی داده نشده- نیازی ندارند! و خلاصه تدبیر دولت درباره اقتصاد کاملا جواب داده است و اوضاع روز به روز بهتر می‌شود.
ده‌ها وعده دیگر را می‌توان برشمرد که هرگز عملی نشد و نخواهد شد، افتخاراتی که از دست رفت و می‌رود مثل رشد پر شتاب و تاریخی علمی کشور که با تدبیر مسئولان، معکوس شده است.
در چنین شرایطی، هر چه مردم چیزی به یاد نیاورند بهتر است، هرچه از گذشته و از آن همه وعده داده شده سخنی نگویند، بهتر است و هرچه سرشان به چیزهای دیگر گرم باشد، مطلوب‌تر است این روزها بهتر است به جای کارنامه اقتصادی، کارناوال انتخاباتی به راه‌ انداخت تا اصلاح طلبانی که موفق شدند در طول دوسال، این همه هنرنمایی در قوه مجریه بکنند، افتخار هنر نمایی در قوه مقننه را هم بدست بیاورند!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آرزوی بر باد رفته مردم برای معیشت حداقلی و بهره‌مندی از ساده‌ترین مواهب زندگی

فتح‌الفتوح، صلح حدیبیه، پیوند با جامعه جهانی، بازگشت عزت، گزارش لحظه به لحظه از ثبت‌نام برای انتخابات خبرگان، شورای رهبری، شایعه‌پراکنی و دوقطبی‌سازی‌های موهوم و ده‌ها عنوان و خبر و اظهارنظر دیگر، همه آن چیزی است که این روزها به وفور از تریبون‌های فراوان و پرتعداد دولتی و قلم به دستان حامی جریانی خاص می‌بینیم و می‌شنویم. همه این حرف‌ها و اظهارنظرها در روزهایی با پژواک بسیار تکرار می‌شود، که با عبور از دومین سال دولت یازدهم، کارنامه دولت برای مردم، به خصوص در حوزه اقتصاد، کارنامه‌ای نامطلوب و غیرقابل قبول است. در چنین شرایطی اگر در یک روز، 15 روزنامه وابسته و حامی دولت به جای پرداختن به مشکلات مردم، به هیاهو و رپرتاژ برای موضوعاتی که در درجه چندم اهمیت برای مردم قرار دارد و بیشتر به نوعی دورهمی و گعده و نان به هم قرض دادن شباهت دارد بپردازند، عجیب نیست. اگر آنها هم به درددل مردم بپردازند، اگر به درددل بیکارها و خانه به دوش‌ها بپردازند، تعجب‌آور است. اگر به رکود و صنایع ورشکسته و... بپردازند، عجیب است.
اینگونه به نظر می‌رسد که در میانه گرفتاری‌ها و ناملایماتی که با ناکارآمدی، کوتاهی و غفلت برخی مسئولان بر سر مردم و معیشت آنها آمده و می‌آید، عده‌ای تصمیم دارند بی‌توجه به اطراف، با صدای بلند، همانند یک گروه اپرا، آواز بخوانند! از دید آنها نه هنر آوازشان مهم است نه زیبایی صدایشان! آنچه مهم است، صدای بلند و جیغ بنفشی است که در هر حال باید از هر صدایی بلندتر باشد تا صدای هیچ کس به گوش نرسد! آنها همچون ناشنوایانی هستند که اصلاً نمی‌شنوند دیگران چه می‌گویند! این دقیقاً همان رفتاری است که این روزها برخی از مدعیان حمایت از دولت به آن مشغولند و برخی از عناوین اپرای آنها در ابتدای این نوشتار بیان شد. آنها در حالی با گلوی گشاده و با چشم بسته، مشغول آوازه‌خوانی شده‌اند که حتی بسیاری از حامیان دولت، در محافل خصوصی و نیمه خصوصی، از ناکارآمدی شدید تیم اقتصادی دولت گله‌مندند و آن را تهدیدی جدی برای خود و اعتبارشان نزد مردم می‌دانند. آنها به درستی دریافته‌اند که گره زدن اعتبارشان به خلف وعده‌ها و بی‌تدبیری‌های پی در پی دولت، آنها را هم شریک وضع امروز می‌کند و در نگاه مردم، تکلیفشان را روشن می‌کند. شاید به این علت است که از همین الان، برخی جریانات اصلاح‌طلب در محافل خود این تصمیم را گرفته‌اند که تنها تا پایان انتخابات پیش‌رو همراه دولت باشند و انتقادات خود را علنی و آشکار نکنند. البته سخنگوی دولت هم با بیان اینکه «اصلاح‌طلبان معتدل با دولت همگرایی دارند» به این موضوع مهر تأیید زد و هم این پالس را برای گروه‌های سیاسی فرستاد که شرط برخورداری از سهام دولتی «اعتدال» است! یعنی همان چیزی که دولت یازدهم شعار آن را داده و در عمل چیزی بروز نداده است. در مقابل این تهدید دولتی و مرزبندی در میان کسانی که می‌کوشند خود را جبهه‌ای کاملاً متحد نشان دهند، بسیاری از آنان معتقد به ضرورت جدا کردن صفشان از دولتند، اما بعد از انتخابات! آنها از یک طرف نمی‌توانند از سهم خود در مناصب و موقعیت قدرت دل بکنند و از دیگر سو می‌دانند که فرجام این مدل نگاه دولت به معیشت مردم، فرجامی بسیار تلخ و پرهزینه است لذا حاضر نیستند در پرداخت آن خسارت و هزینه گزاف شریک باشند.
اما آنها نگران شریک شدن در چه چیزی هستند و چرا می‌خواهند خطای دولتمردان به پای آنها نوشته نشود؟ مصادیق بسیاری برای نگرانی هر سیاست‌پیشه‌ای در این عرصه وجود دارد که بیان آنها مثنوی هفتاد من کاغذ است. اما فرض کنید یک مقام مسئول، با سختی و با چندین و چند شرط و عهد، زمام کاری را به دست گرفته باشد. در طول دو سال و اندی از مسئولیتش، اغلب وعده‌هایش را به طاق نسیان و فراموشی سپرده و هیچ جایگزین مناسبی هم برای آنها ارائه نکرده باشد. در عوض در طول این دو سال، مدام قیمت‌های حوزه تحت مسئولیتش را افزایش داده باشد! مثلاً 5 بار قیمت بلیط قطار را گران کرده باشد! بله 5 بار در دو سال و سه ماه! بعد یک سازمانی پیدا شده و با توجه به باز بودن دائمی در دیزی، در مقام حیا و حمایت از حقوق مصرف‌کننده، جلوی آخرین گرانی جناب مسئول را گرفته است. فکر می‌کنید جناب مسئول فرهیخته چه واکنشی نشان داده است؟ آیا آمده و در یک برنامه تلویزیونی، صمیمانه با مردم سخن گفته و توضیح داده که چرا مدام قیمت‌ها را افزایش می‌دهد؟ آیا آمده و متواضعانه از مردم به خاطر پایین بودن کیفیت خدمات زیرمجموعه‌اش عذرخواهی کرده و وعده داده که با گران کردن قیمت‌ها، این ضعف را جبران می‌کند؟ آیا توضیح داده که این افزایش قیمت‌ها تا کی ادامه دارد و چه موقع دیگر افزایش قیمتی نخواهیم داشت و قیمت‌ها کاملاً «آزاد» می‌شوند!؟ هر کدام از این واکنش‌ها می‌توانست خوب و قابل قبول باشد. اما واکنش ایشان، واکنشی با ادبیات دولت یازدهم است! همان ادبیاتی که مردم و منتقدان را بی‌سواد، لایق رفتن به جهنم، لایق بردن آرزوهایشان به گور، و... می‌داند! بنابراین جناب آخوندی وزیر راه و شهرسازی که از دست سازمان حمایت از مصرف‌کننده به خاطر کنترل نرخ بلیط قطار عصبانی شده بود، اینگونه واکنش نشان داد: «عده‌ای در کشور به دنبال ادامه‌دار بودن نگرش‌های سوسیالیستی و مارکسیستی هستند تا نرخ‌گذاری و کنترل قیمت‌ها را ادامه دهند و مانع توسعه(!) شوند. این بساط حضراتی که دست در جیب مردم می‌کنند(!) فقط ادامه نگرش‌های سوسیالیست و مارکسیست است و در حالی که مدعی طرفداری از مردم هستند؛ اینها مسلمان نیستند(!)... از برنامه اول توسعه اعلام شد که نظام قیمت‌گذاری باید برچیده شود، 25 سال در همه برنامه‌های توسعه به این موضوع تاکید شد اما هنوز این داستان، مانع توسعه کشور است... اگر دنبال حمایت از مصرف‌کننده هستیم، ارتقای کیفیت، عرضه خدمات مناسب و ایمنی بالا نشان از حمایت از مصرف‌کننده دارد... پیشنهاد می‌دهم چنین سازمان‌های سوسیالیستی و مارکسیستی قیمت‌گذاری نظیر سازمان حمایت از مصرف‌کننده منحل شود(!) و باید این پیشنهاد را به مجلس هم بدهیم تا بساط این تعالیم مارکسیستی و سوسیالیستی جمع شود... ما نباید از چنین حرکات عوام‌فریبانه بترسیم و قطعاً با قدرت(!) پیش می‌رویم.» لطفا یک بار دیگر این سخنان کوتاه را بخوانید. اینها ادبیات یک وزیر است ! وزیری که قرار بوده حافظ منافع مردم باشد اما کلیدواژه‌هایی به کار برده که جز بهت و حیرت، حاصلی ندارد. او در یک متن کوتاه چندین بار عده‌ای از مسئولان رسمی کشور را نامسلمان، مارکسیست و سوسیالیست خوانده است! چرا!؟ چون به وظیفه قانونی خود عمل کرده و جلوی فشار بیشتر بر گرده مردم بی‌پناه را گرفته‌اند. نامسلمانند چون مانع اجحاف به مسلمانان شده‌اند! آروز کرده بساط قیمت‌گذاری برچیده شود تا هرکاری که دلش خواست بکند و کسی یارای ایراد گرفتن نداشته باشد! رعایت حال مردم مظلوم و دفاع از حقوق آنها را مانع توسعه - همان آرزوی موهوم و همان نشخوار مشهور غربی که حتی نمی‌دانند الفبای آن در یک کشور اسلامی چیست- می‌داند! و در آخر هم با عوام‌فریب دانستن کسانی که دست خواص را از جیب عامه جامعه کوتاه می‌کنند، قدرت خود را به رخ مردم کشیده که «با قدرت به پیش می‌رویم»! به پیش می‌روید تا کجا!؟ اصلا به کجا می‌روید؟ جایی می‌روید یا در حال عقبگرد و واپسگرایی هستید!؟ نوروز سال 92، حدود دو میلیون و سیصد هزار نفر از قطار برای سفر استفاده کرده بودند اما پس از چند بار افزایش بهای بلیط و کاهش محسوس کیفیت، امسال حدود یک میلیون و هفتصد هزار نفر، از قطار استفاده کردند! یعنی کاهش بیش از ششصد هزار مسافر در دو سال! این ثمر و فرجام مدیریت کسانی است که اینگونه عصبانی و بی‌محابا سخنرانی می‌کنند و دیگران را از دایره مسلمانی هم خارج می‌کنند، آن هم در جایی که تلفات جاده‌ای سالانه بیش از بیست هزار نفر را به کام مرگ می‌کشد و ضرورت سوق دادن مردم به سفر با قطار، بر هیچ‌کس پوشیده نیست.
صد البته این تنها مشتی از خروار و اندکی از بسیار است و موضوعاتی از این دست فراوان! مثل افزایش قیمت لبنیات که از دیروز شش درصد به بهای آن افزوده شد تا برای چندمین بار در یک‌سال گذشته اوج بگیرد و سر سفره‌های مردم کمرنگ‌تر شود! مثل دادن پول بانک‌ها برای فربه کردن تولیدکنندگان خارجی و ورشکسته‌تر کردن تولیدکنندگان داخلی، مثل ده برابر شدن فروش رنو به اذعان مسئولان آن شرکت به برکت گشاده‌دستی آقایان مسئول از کیسه مردم و از آبروی نظام، مثل سقوط چندباره و پانصد واحدی بورس ظرف دو روز پس از فتح‌الفتوح پی ام دی! مثل نابودی بنزین تولید ملی  و دو سال واردات بنزین بی‌کیفیت از جیب مردم و آلوده‌تر کردن هوا به قیمت از دست رفتن سلامتی مردم، مثل ...
به نظرتان، این روش مدیریتی - اگر بتوان نام آن را روش گذاشت-  به گونه‌ای هست که یک سیاستمدار- هرچند هم‌تیم و نزدیک با دولت- بتواند هستی و آبرویش را به آن گره بزند!؟ اینجاست که شکاف‌های پدیدآمده، با هیچ وصله‌ای پوشیده نمی‌شود و ماموریت دوم اپرای ناشنوایان برای سرکوب صدای همراهان دیروز و منتقدان یواشکی امروز تعیین می‌گردد.
اکنون می‌توان بهتر فیهمید که چرا امسال مخالفین واقعی مردم- که حق مردم را در حیات آبرومند، معیشت حداقلی و بهره‌مندی از ساده‌ترین مواهب زندگی نادیده می‌گیرند- این همه به فکر مردم‌سالاری افتاده‌اند و از الان گزارش لحظه به لحظه از ستاد انتخابات می‌دهند! می‌توان فهمید، چون آنها نباید بگذارند مردم متوجه ضعف‌ها، کاستی‌ها و ناراستی‌هایشان بشوند. توپخانه رسانه‌ای آنها مامور است و معذور! مامور به نوشتن از چیزی که‌ ای‌بسا خود نیز بدان اعتقاد ندارد! مامور به بزک کردن وضعیتی است که بزک‌ناشدنی است! چون مردم هر روز و هر ساعت با معیشت خود دست به گریبانند و چون چنین است، مامور به مهم جلوه دادن مسائلی دیگر برای پرت کردن حواس‌ها از مسائل اصلی هستند. مامور به دوقطبی‌سازی‌های دروغین و غیرواقعی. مامور به قربانی کردن افراد وجیه و بی‌گناه پای آرزوها و کینه‌های کسانی که بارها و بارها از مردم جواب نه شنیده‌اند. مامور به قربانی کردن آبروی هرکس پای تفرعن و خودکامگی پدرسالارانی که مسبب همه این وضعیت و پدرخوانده تفکر غرب‌زده کنونی‌اند. آنها قطعا تا انتخابات، نقش‌ها و شگردهای دیگری هم در آستین دارند و می‌کوشند به هر طریق ممکن، دو دستگی و چنددستگی پدید آورند و مردم را به اموری موهوم سرگرم کنند. اما تجربه نشان داده مردم، هوشمندند و با کسی که با آنها خدعه کند، کنار نمی‌آیند.
 حسین شمسیان

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

تحریم‌های قبلی لغو نشده تحریم‌های جدید هم اضافه شد!

رئیس جمهور آمریکا قانون «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» را امضا کرد. واشنگتن با ایجاد محدودیت برای شرکای تجاری جدید ایران، درصدد دور زدن لغو تحریم‌هایی است که مذاکره بر سر لغوشان ماه‌ها زمان برد و هنوز هم به سرانجام نرسیده است.
«باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه تنها ساعتی پس از تصویب لایحه بودجه سال 2016 در سنای آمریکا، این مصوبه را امضا کرد.
در بین انبوه بندها و تبصره‌های این لایحه 2009 صفحه‌ای، دستکم یک بند برای ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ بندی که آشکارا ناقض توافقی است که تیر ماه امسال در وین بین ایران و 1+5 به دست آمد.
در بند 203 از لایحه بودجه آمریکا تحت عنوان «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص»، چهار کشور ایران، عراق، سوریه و سودان به عنوان کشورهایی معرفی شده‌اند که اتباع کشورهایی که با آمریکا تفاهمنامه لغو روادید امضا کرده‌اند، در صورت حضور در آن‌ها، برای سفر به آمریکا روادید دریافت کنند.
گفتنی است پیش از این، مجلس نمایندگان آمریکا طرح محدودیت تردد به کشورهای خاص را با 407 رأی مثبت در برابر تنها 19 رأی منفی به تصویب رساند.
بر اساس این قانون، شهروندان 38 کشور جهان که برای تجارت یا گردشگری می‌توانستند مدت 90 روز را بدون داشتن روادید در آمریکا سر کنند، حال اگر طی 5 سال گذشته به این 4 کشور سفر کرده باشند، باید برای سفر به آمریکا در صف دریافت روادید قرار بگیرند.
با نگاهی به این 38 کشور درمی‌یابیم که شرکای بزرگ اقتصادی ایران در این فهرست قرار دارند. تاجرانی که برای سرمایه‌گذاری در ایران پس از لغو تحریم‌ها ابراز تمایل کردند، آنهایی هستند که به آمریکا رفت و آمد تجاری زیادی دارند و در زمره این 38 کشور جای می‌گیرند.
 شلیک اوباما به برجام
در حقیقت قانون فوق نقض صریح برجام است و می‌توان آن را «تحریم‌های اقتصادی جدید و مکارانه» واشنگتن علیه ایران نام برد. قانونی که به منزله بازگشت و اجرای غیرمستقیم تحریم‌ها علیه ایران و در حکم «نقض برجام» است.
در بند 29 برجام که هدف از آن جلوگیری از ایجاد مانع برای تجارت با ایران با روش‌هایی به جز تحریم است، آمده است: اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز این برجام، خودداری خواهند کرد.
علاوه بر این، در بند 26 از برجام آمده است: «ایالات متحده، با حسن نیت، نهایت تلاش خود را برای دوام این برجام و پیشگیری از ایجاد تداخل در تحقق متمتع شدن ایران از لغو تحریم‌های مشخص شده در پیوست 2 به عمل خواهد آورد.
تصویب تحریم جدید علیه ایران در حالی است که هنوز هیچکدام از تحریم‌های ضد ایرانی لغو نشده است.
دلسوزان نظام پیش از این بارها بر بدعهدی آمریکا و غیرقابل اعتماد بودن آن تاکید داشته‌اند ولیکن دولتمردان با این رویکرد مخالف بوده و اقتصاد نیازمند جهاد را معطل نقطه‌های خیالی رابطه با کدخدا نگه داشتند.
 موضع گیری اتحادیه اروپا قوی‌تر از وزارت خارجه ایران!
نکته قابل تامل اینجاست که اعضای اتحادیه اروپا با توجه به اهمیت این طرح در ممانعت از افزایش روابط تجاری با ایران و تحت تاثیر قرارگرفتن موضوع رفع تحریم‌ها به صورت جدی به مسئله ورود کرده و 29 سفیر اروپایی در آمریکا با انتشار نامه‌ سرگشاده خطاب به مقامات آمریکایی، به طرح کنگره این کشور مبنی بر ایجاد محدودیت سفر بدون ویزا به آمریکا اعتراض کردند.
اما متاسفانه دستگاه دیپلماسی ایران با رویکردی کاملا منفعلانه با موضوع برخورد کرد و با صدور پیامی تکراری اعلام کرد که طرح کنگره خلاف روح برجام است!
 تا چه زمانی باید منتظر نقطه‌های خیالی ماند؟
چند روز پس از تصویب طرح مذکور در کنگره آمریکا و پیش از امضا شدن آن توسط اوباما، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در گفتگو با المانیتور گفت: خوب، باید منتظر ماند و دید. متأسفانه پیام‌های متناقضی از سوی واشنگتن می‌بینیم که اغلب آنها هم منفی هستند، نمونه آن نیز همین محدودیت برنامه لغو روادید که از نظر ما با تعهدات ایالات متحده  ذیل برجام هم‌راستا نیست. اکنون منتظر تصمیم دولت (آمریکا) هستیم تا ببینیم که چطور می‌خواهد خود را با تعهداتش در برجام، همخوان کند.
حال اوبامای مودب! -به زعم آقای روحانی- مصوبه را امضا کرده است و بار دیگر مهر تاییدی بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا زده است. سوال اینجاست که آیا هنوز هم باید خوش خیال و منتظر غرب بود؟! آیا وقت آن نرسیده است که دولتمردان از نقطه‌های خیالی دست بردارند و با جدیت اقتصاد مقاومتی را عملیاتی کنند؟  
 قلب راکتور اراک باز شد، قفل تحریم‌ها همچنان بسته است
به گزارش فارس، «علی اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی در برنامه نگاه یک شبکه یک سیما با بیان اینکه سانتریفیوژهای غیرفعال به دستور رئیس‌جمهور جمع‌آوری شد، گفت: بعد از تصویب قطعنامه شورای حکام اقدام به جمع‌آوری سانتریفیوژهای فعال کردیم و ظرف هفته آینده سانتریفیوژهای فعال جمع‌آوری می‌شود.
صالحی پیش از این نیز گفت: در هفته جاری یک تفاهمنامه یا موافقتنامه پایه‌ای به امضای ایران و طرف‌های مقابل می‌رسد و پس از آن، مقدمات خروج مخزن یا قلب رآکتور اراک را آغاز خواهیم کرد.
خارج کردن قلب راکتور اراک و سانتریفیوژهای فعال از سوی دولت ایران آغاز شده است ولیکن هنوز هیچ خبری از رفع تحریم‌ها نیست و حتی تحریم‌های جدید نیز وضع شده است.
تعهدات ایران هنوز به اتمام نرسیده و آمریکا برجام را نقض کرده است، حال با این وجود با چه منطقی می‌توان ثابت کرد که پس از اینکه امتیازات برجام را تمام و کمال دادیم، آمریکا به تعهدات خود پایبند بماند؟
آیا آقای روحانی همچنان معتقد است که « نقد و انتقاد دیگر جایی در زمینه برجام ندارد»- نطق تلویزیونی رئیس جمهور پس از صدور قطعنامه شورای حکام- و همچنان باید دهان منتقدان را بست؟!
 تذکر 101 نماینده به رئیس جمهور
واکنش منفعلانه دولت موجب شد تا 101  نماینده مجلس شورای اسلامی طی تذکری به حسن روحانی رئیس‌جمهور نسبت به محدودیت ایجاد شده برای کسانی که به ایران سفر کردند انتقاد کرده و خواستار واکنش قاطعانه دولت به این موضوع شوند.
در همین زمینه، ابراهیم کارخانه‌ای نماینده مردم همدان و رئیس کمیته هسته‌ای مجلس اعلام کرد که نمایندگان از عدم واکنش قاطعانه دولت به این موضوع انتقاد دارند و علت نگارش تذکر هم همین موضوع است.
به گزارش فارس، در متن این تذکر آمده است: محدودیت مطرح شده در مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر تحریم اشخاصی که از 5 سال گذشته به ایران سفر کردند و یا سفر خواهند کرد، لغو صریح برجام است که اقدام قاطع دولت ایران را در اجرای ماده 3 قانون اقدام متقابل و متناسب جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام می‌طلبد.
دولت یازدهم همواره انتقادات به برجام را به نتایج آن بعد از لغو تحریم‌ها ارجاع می‌داد و سخنان وزرای اقتصادی دولت تماما به لغو تحریم‌ها گره خورده بود. حال‌ که دولت اینقدر به لغو تحریم‌ها و آمدن سرمایه‌گذاران خارجی و کارشناسان خارجی به ویژه در بخش نفت امید دارد و حتی وزیر صنعت معتقد است که باید مدیر خارجی به کشور بیاوریم، انتظار می‌رفت حداقل در برابر اقدامی که برای آرزوها و تدابیرش سد ایجاد کرده واکنش درخور نشان دهد.
 نامه جان کری به ظریف، پس از تصویب قانون جدید!
در حالیکه طرح «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» تمام مراحل قانونی در آمریکا را طی کرده و در آخرین مرحله توسط رئیس جمهور این کشور امضا شده و رسما به قانون تبدیل شده است، «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در نامه‌ای فریبکارانه به همتای ایرانی‌اش به وی اطمینان داد که تغییرات جدید برای کسب روادید به هیچ وجه مانع اجرای تعهدات براساس برجام نمی‌شود و ما این تغییرات را به گونه‌ای اجرا می‌کنیم که هیچ مانعی برای منافع اقتصادی مشروع ایران ایجاد نکند!
بر همین اساس، حسین جابرانصاری سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد: در پی قریب به ده روز مذاکره سخت و فشرده وزیر امور خارجه و تیم هسته‌ای با طرف‌های آمریکایی و اروپایی، در نیویورک، وین، بروکسل و تهران، در خصوص قانون جدید ویزا در کنگره آمریکا که با تلاش لابی صهیونیستی به عنوان قسمتی از لایحه بودجه تصویب شده بود و تقریبا امکان وتو را از رییس جمهور گرفته بود، نهایتا امروز آقای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با ارسال نامه رسمی خطاب به جناب آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان به صراحت اطمینان داد که دولت آمریکا با استفاده از همه ابزارهای در اختیار خود اجازه نخواهد داد که این قانون هیچ مانعی برای منافع اقتصادی ایران ایجاد کند.
سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: کری در نامه خود تاکید کرده است که ایالات متحده آمریکا به رفع تحریم‌ها بر طبق برجام و اجرای کامل تعهدات آن کشور بر اساس توافقات به عمل آمده در برجام کاملا متعهد است. کری همچنین تاکید کرده است که دولت آمریکا تغییرات مربوط به قانون روادید آن کشور را با توجه به اختیارات خود به گونه‌ای اجرا خواهد کرد که دخالتی در همکاری‌های اقتصادی و تجاری کشورهای دیگر با ایران به عمل نیاید!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل، اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

زمان جنگ با ایران "حتی فرصت تلفن کردن" هم نخواهید داشت

رمزگشایی از گفت و گوی وزیر خارجه اسبق آمریکا با CNN؛
وزیر خارجه سابق آمریکا سخنانی را درباره جنگ آتی ایران و عربستان مطرح کرده که قابل بررسی است.
به گزارش خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ پادشاهی عربستان سعودی در منطقه غرب آسیا دشمنی بی‌سابقه ای را با جمهوری اسلامی ایران کلید زده که خروجی این دشمنی جز شکست برای سردمداران عربستان نخواهد بود.
 
در اکثر مسائل اختلاف نظرهای جدی بین ایران و عربستان وجود دارد که نمونه آن‌ها را می‌توان در موضوعات مهم منطقه همچون مسئله عراق و سوریه، یمن، لبنان و فلسطین مشاهده کرد. البته برخی از دولتمردان سعودی برخی ادعاها را درباره توان نظامی عربستان در رویارویی با ایران مطرح می‌کنند که قابل تامل است.  
 
اخیرا یکی از تحلیگران سعودی ادعایی را مطرح کرده که در آن گفته شده عربستان می‌تواند ظرف چهار تا شش ساعت آسمان ایران را تسخیر کند که البته یکی از مقامات محافظه کار دولت "جرج بوش" رئیس جمهور اسبق آمریکا به این ادعا پاسخ داده است.  
 

**پاول می گوید: اگر ایران مستقیم با شما وارد جنگ شود، شما حتی فرصت پیدا نمی‌کنید که تلفن را بردارید تا از ما تقاضای کمک کنید

 "کالین پاول" وزیر خارجه اسبق آمریکا طی اظهاراتی رسانه‎ای سعودی ها را از توهم حمله به ایران بازداشت. در برنامه کارشناسی شبکه سی ان ان ( CNN)سه کارشناس سعودی ادعا کردند که در ۴ تا ۶ ساعت می‌توانند آسمان و حریم هوایی ایران را تصرف کنند و در اختیار بگیرند.
 

"کالین پاول" وزیر خارجه  اسبق آمریکا که به عنوان مهمان و کارشناس تلفنی برنامه بود، نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد. او پس از خنده‌ای تمسخر آمیز گفت : نه نه ، من چنین فکر نمی‌کنم . صحبت‌های شما بیشتر جنبه جوک و خنده دارد؛ اگر ایران مستقیم با شما وارد جنگ شود شما حتی فرصت پیدا نمی کنید که تلفن را بردارید تا از ما تقاضای کمک کنید. بهتر است کمی واقع بین باشید و ایران را با یمن و هیچ کشور دیگر مقایسه نکنید؛ حتی ما هم تا کنون چنین ادعایی نکرده ایم.


زمان جنگ با ایران


در صورت رویارویی مستقیم عربستان با ایران سعودی ها فرصت نمی‌کنند حتی تلفن را بردارند تا از آمریکا تقاضای کمک کنند؛ مصداق این جمله قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران است که با داشتن انواع موشک های برد بلند و متوسط می‌تواند منافع و اهداف سعودی را هدف قرار دهد که از جمله آن‌ها می‌توان به  "وزارت جنگ عربستان"، "شرکت نفتی آرامکو"، "پایگاه های شاهزاده سلطان" و پایگاه‌های نظامی دیگر اشاره کرد که موشک‌های ایرانی می‌توانند آن ها را هدف قرار دهند.  
 
یکی دیگر از معیارهای قدرت جمهوری اسلامی ایران شهر موشکی سپاه پاسداران است که زیر زمین قرار دارد و هر زمان که لازم باشد علیه اهداف و منافع کشورهای متخاصم می‌تواند مورد استفاده قرار خواهد گرفت که البته در این زمینه سردار سرتیپ  "امیرعلی حاجی زاده" فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفته که ما دست به ماشه آماده‌ایم تا به هر تهدیدی پاسخ دهیم.
 
 
شهر موشکی سپاه می تواند در زمان لزوم بنا به گفته فرماندهان مرتبط موشک‌ها را به سمت اهداف مورد نظر از زیر زمین شلیک کند و در این زمینه عربستان در صورت انجام هر گونه عمل خطرناک و تحریک آمیزی دچار خسارت‌های تاسف باری خواهد شد.  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: نظامی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مرکل، اوباما و اردوغان "دروغ‌گویان سال2015

بر اساس نتایج نظرسنجی یک نشریه آلمانی، صدراعظم این کشور به همراه روسای جمهور امریکا و ترکیه، دروغگوترین سیاستمداران جهانند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، وب‌سایت آلمانی «الس شال اوند راوخ» یک نظرسنجی میان خوانندگانش برگزار کرد و از آنها خواست تا "دروغگوی سال" در جهان را مشخص کنند.آنگلا مرکل، باراک اوباما و رجب طیب اردوغان سه جایگاه نخست این نظر سنجی را از آن خود کردند.

در شرایطی که سال 2015 به پایان خود نزدیک می‌شود، این وب‌سایت معروف آلمانی نظرسنجی‌ خود را برگزار کرد تا میزان اعتماد خوانندگانش را با توجه به تمام تحولات سال جاری میلادی بسنجد. به نظر می‌رسد که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان اعتماد شهروندان کشورش را از دست داده باشد چرا که 39 درصد از خوانندگان رتبه نخست عنوان "دروغگوی سال" را به وی دادند.

البته این وب‌سایت می‌گوید که فقط شهروندان آلمانی در این نظرسنجی شرکت نکردند بلکه افرادی از 40 کشور مختلف هم نظراتشان را در این باره گفته‌اند.

حدود 21 درصد از شرکت‌کنندگان بر این باور بودند که باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا مستحق شناخته‌شدن با عنوان "بزرگترین دروغگو" است. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه نیز 18 درصد رای آورد تا در جایگاه سومین سیاستمدار دروغگو قرار بگیرد.

براساس این نظرسنجی آلمانی‌ها، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، الکسیس سیپراس، نخست‌وزیر یونان و حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران را صادق‌ترین سیاستگذاران دانسته‌اند.
 

نویسنده این مطلب با خلاصه کردن نتایج نظرسنجی تاکید کرد که آنگلا مرکل همان کسی است که مجله تایم آن را "شخص سال" معرفی کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

تجزیه عراق دستور کار تازه اردوغان از سوی کدخدا

دولت آنکارا در تازه‌ترین ماجراجویی خود با اعزام نیرو به شمال عراق، تلاش می‌کند طرح متوهمانه اعلام شده واشنگتن در مورد تجزیه عراق را عملیاتی کند.

یک هفته‌ای است که دولت ترکیه نقش جنجالی جدیدی را در منطقه برعهده گرفته است و هیچ معلوم نیست که این طرح چه سرانجامی خواهد داشت؛ پیش از این مقامات آمریکایی از جمله «جو بایدن» معاون رئیس‌جمهور این کشور از تجزیه عراق، به سه منطقه کرد‌نشین، سنی‌نشین و شیعه‌نشین حرف می‌زدند و اجرای این طرح را «تنها راه برون‌رفت عراق از بحران داخلی» ذکر می‌کردند. ایالات متحده طی سه سال اخیر براساس همین طرح، مخفیانه از تروریست‌های فعال در عراق، به ویژه داعش، حمایت می‌کرد تا نوعی توازن میان بغداد و تروریست‌ها برقرار بماند اما، هر چند هدف همه فعالیت‌های دیپلماتیک و نظامی آمریکا، حفظ همین توازن بوده است، ولی تحولات میدانی اکنون به سمتی نمی‌رود که آمریکا می‌خواهد؛ شهرهای مهم «رمادی» و «فلوجه» حداکثر طی چند هفته آینده به دست نیروهای دولتی و بسیج مردمی خواهد افتاد و وقوع چنین اتفاقی برای ایالات متحده به منزله یک فاجعه خواهد بود.
به همین خاطر، واشنگتن از آنکارا خواست قبل از آنکه دیر شود، «طرح جایگزین» را به اجرا بگذارد؛ طرحی که قبلاً ترکیه، آمریکا و دولت خودمختار کردستان عراق بر سر آن گفت‌وگوهای مورد نظر را انجام داده‌اند. بنابراین، ماجرای اعزام نیرو توسط آنکارا به استان نینوای عراق، یک ماجراجویی ساده نیست و ترک‌ها در قبال آن، احتمالاً امتیازاتی را از آمریکا در قبال برخی مسائل، از جمله کرد‌های ترکیه، خواهند گرفت. در ارتباط با جایگاه کرد‌ها در سیاست منطقه‌ای آنکارا، «فیلیپ گیرالدی» مقام سابق سیا گفته، ترکیه به این خاطر وارد ماجرای سوریه شده است که بتواند مشکل کرد‌ها را حل و فصل بکند.
ماجرای اعزام نیرو به عراق نه تنها اقدامی معمولی آن طور که آنکارا تلاش می‌کند به افکار عمومی القاء کند، نیست، بلکه از لحاظ حساسیت در حد و اندازه مداخله در سوریه و سرنگونی «سوخو»ی روسیه است که سه هفته قبل اتفاق افتاد.
هر چند اکنون عراق یکپارچه به اقدام ترکیه معترض است و بغداد تلاش می‌‌کند شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای خارجی را با خود همراه کند، اما ترکیه که نسبت به حمایت ناتو و آمریکا دلگرم است، هرگز سیاست‌های مداخله‌جویانه خود را در عراق و دیگر مناطق متوقف نخواهد کرد.
آن طور که خبرگزاری تسنیم نوشته دیروز روسای قوای سه‌گانه عراق طی نشست مشترکی در کاخ «السلام» بغداد، اعلام کردند که از همه ابزارهای مشروع برای دفاع از حاکمیت عراق در مقابل ترکیه بهره می‌گیرند.
هزاران نفر از مردم عراق نیز طی روزهای اخیر در شهرهای مختلف این کشور علیه ترکیه تظاهرات کردند و پرچم آن را به آتش کشیدند. «حسن عبدالهادی» سخنگوی نیروهای بسیج مردمی عراق هم طی بیانیه‌ای، به ترکیه هشدار داد که اگر نیروهایش را از نینوا خارج نکند، باید منتظر پاسخ مناسب باشد. «کریم النوری» و «قیس الخزعلی» از فرماندهان نیروهای بسیج مردمی هم اعلام کردند که آنکارا به دنبال اجرای طرح بایدن برای تجزیه عراق است. «همام حمودی» عضو هیئت رئیسه پارلمان عراق نیز از شورای امنیت و جامعه جهانی خواسته، علیه تجاوز ترکیه، دست به اقدام فوری بزنند. «عمار حکیم» رئیس مجلس اعلای اسلامی نیز موضع بغداد در برابر ترکیه را حکیمانه خوانده و از آنکارا خواسته هر چه سریع‌تر نیروهایش را خارج کند. در میان کشورهای خارجی نیز وزارت خارجه روسیه با انتشار بیانیه‌ای، استقرار نظامیان ترکیه در شمال عراق را «تجاوز غیرقانونی» خوانده و اعلام کرده که روسیه از حاکمیت و تمامیت ارضی عراق قاطعانه حمایت می‌کند.
با توجه به اتحاد قابل توجه جریان‌های سیاسی، مردمی و مرجعیت عراق با دولت بغداد در این مسئله به نظر می‌رسد اردوغان طرح آمریکایی تجزیه عراق را هم همچون بسیاری از طرح‌های رویاپردازانه‌اش نخواهد توانست به سرانجام برساند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

پسران عوضی آمریکا عنوان یادداشت روز کیهان

فرانکلین روزولت، سی و دومین رئیس‌جمهور آمریکا بیش از 70 سال پیش جمله مشهوری درباره دیکتاتور نیکاراگوئه آناستازیا سوموزا دارد؛ شاید او پسری عوضی باشد اما این عوضی‌ مال خودمان است! ردپای این طرز تفکر در سیاست سایر روسای‌جمهور آمریکا نیز قابل جستجو است و می‌توان گفت چنین برداشتی تاکنون نیز ادامه یافته است. کافی است نگاهی به رفتار و سیاست کاخ سفید طی دو دهه اخیر بیندازید. دیکتاتورها، جانیان و تروریست‌ها تا جایی که در خدمت اهداف آمریکا عمل کنند، نه تنها نباید سرزنش شوند و با آنها مبارزه کرد بلکه باید مورد حمایت نیز قرار بگیرند. اسامه بن لادن وقتی در افغانستان علیه شوروی سابق می‌جنگید، از حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا برخوردار بود. صدام دیکتاتور عراق نیز تا وقتی با انقلاب اسلامی ایران در جنگ بود، وضعیتی مشابه داشت.
برخی حکام کشورهای حوزه خلیج فارس نیز در این فهرست قرار می‌گیرند. رژیم‌هایی که با مردم‌سالاری، حقوق بشر و موضوعاتی از این دست بطور کامل بیگانه هستند اما از حمایت تام و تمام آمریکا برخوردارند. کم اطلاع‌ترین افراد در جهان نیز امروزه می‌دانند که رژیم آل سعود به مدد دلارهای نفتی با گسترش تفکر منحرف سلفی‌گری و وهابیت، تبدیل به زایشگاه تروریسم در منطقه و جهان شده است. اما آمریکا بطور مضحکی قانون «محدودیت سفر بدون ویزا» را با ادعای افزایش ضریب امنیت شهروندان خود تصویب می‌کند تا کسانی که طی 5 سال گذشته به ایران، سوریه، عراق و سودان سفر کرده‌اند نتوانند به راحتی  وارد خاک آمریکا شوند. گذشته از سودان که امروزه به جیره‌خوار آل‌سعود و پادوی آمریکا تبدیل شده است، باید پرسید تاکنون کدام تروریستی از ایران به آمریکا رفته است؟! حتی اگر روایت رسمی سیا را نیز درباره 11 سپتامبر بپذیریم، شایسته‌تر بود ایران در این لیست می‌گنجید یا عربستان سعودی؟ در ماجرای تروریستی اخیر در سن برناردیو کالیفرنیا، مهاجمان از ایران آمده بودند یا عربستان؟
درباره سوریه و عراق نیز باید گفت تروریست‌هایی که در این کشور شیعه و سنی و مسیحی و... را سلاخی می‌کنند از کجا می‌آیند؟ چه کسی آنها را پشتیبانی و حمایت می‌کند؟ عربستان، قطر و ترکیه در کجای این معادله هستند؟ عربستان 9 ماه است که مردم مظلوم و بی‌پناه یمن را بمباران می‌کند و اندک پیروزی نیز به دست نیاورده است. اما نه تنها سرزنش و مواخذه نمی‌شود اما حمایت سیاسی و رسانه‌ای نیز می‌شود، انواع و اقسام تسلیحات مدرن را از آمریکا دریافت می‌کند. چرا؟ چون آل سعود پسر عوضی خودشان است!
همانطور که داعش پسر عوضی آمریکایی‌هاست. هیلاری کلینتون در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «ما در جنگ عراق، سوریه و لیبی شرکت کردیم و همه چیز خوب بود اما به یکباره انقلاب سی‌ام ژوئن در مصر علیه دولت اخوان‌المسلمین روی داد و همه چیز در مدت 72 ساعت تغییر کرد. ما با اخوان‌المسلمین در مصر توافق کرده بودیم دولت اسلامی (نام دیگر داعش) در سینا تشکیل شود. قرار بود بخشی از سینا به حماس و بخش دیگر آن به اسرائیل واگذار شود و حلایب و شلاتین به سودان ملحق شود و دولت مصر مرزهای با لیبی را در منطقه السلوم باز کند. قرار بود ما در روز پنجم ماه ژوئیه سال 2013 در نشستی با دوستان اروپایی خود دولت اسلامی را به رسمیت بشناسیم. من به 112 کشور سفر کردم تا نقش آمریکا و توافق با بعضی از دوستان را درباره به رسمیت شناختن دولت اسلامی بلافاصله پس از تشکیل آن، توضیح دهم. اما به یکباره همه چیز در برابر چشمان ما فرو ریخت.»
آمریکایی‌ها در موضوع سوریه، ایران و روسیه را به دلیل مبارزه با تروریست‌ها سرزنش می‌کنند و البته حق هم دارند چرا که تهران، مسکو و دمشق در حال نابودی سرمایه‌های آمریکا هستند. بیش از یک سال و نیم از تشکیل ائتلاف پوشالی ضدداعش به رهبری آمریکا می‌گذرد. اما در عمل چه اتفاقی افتاده است؟ شکست‌های داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه حاصل اقدامات این ائتلاف دروغین بوده است یا ائتلاف ایران، روسیه، عراق و سوریه؟ در رسانه‌های دیکتاتور خود می‌گویند چرا به گروه‌های میانه‌رو حمله می‌کنید! کدام گروه میانه‌رو؟ همان‌هایی که سینه جنازه‌ها را می‌شکافند و قلب آنان را با افتخار مقابل دوربین به دندان می‌کشند! از نظر آمریکا و متحدانش اینها تروریست نیستند؟ گروه‌های میانه‌رویی هستند که باید به ژنو و وین دعوت شوند و درباره آینده سوریه نظر بدهند و البته بشار اسد در این معادله جایی ندارد چرا که حاضر نیست زیر بلیت آمریکا باشد.
اتفاق هولناکی که روز گذشته در غرب آفریقا نیز رخ داد بیرون از این دایره نیست. ارتش نیجریه به شیعیان این کشور حمله کرد و صدها تن شهید و مجروح شدند. به چه جرمی؟ چون دو هفته پیش 180 کیلومتر را به عشق امام حسین(ع) پیاده‌روی کرده بودند و در این مسیر علاوه بر پرچم‌های «یا حسین(ع)»، تصاویر حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را با خود حمل می‌کردند. همین برای کشتار آنان کافی است تا رسانه‌های غربی بی‌شرمانه تیتر بزنند؛ شیعیان نیجریه قصد ترور فرمانده ارتش را داشته‌اند. آن هم با سنگ!
گروه تروریستی بوکوحرام چند سالی است که مردم نیجریه را اعم از مسیحی و مسلمان قتل عام می‌کند. آنها زاییده کدام تفکر هستند؟ بوکوحرام در زبان محلی نیجریه یعنی؛ تحصیل در مدارس امروزی ممنوع! از نظر آنها باید مدارس را تعطیل کرد و به جای آنها مدارس و مکتب‌هایی به راه انداخت شبیه آنچه چند دهه پیش عربستان در پاکستان تشکیل داد و از دل آن طالبان و القاعده زاییده شد. حال این تفکر را مقایسه کنید با تفکر شیعیان نیجریه. آنان مساجد خود را از اهل سنت جدا نکرده‌اند و آنان را برادران و خواهران ایمانی خود می‌دانند و در فعالیت‌های اجتماعی خود و کمک به محرومان، میان شیعه و سنی تفاوتی قائل نمی‌شوند. اما باید تاوان بدهند چون دوستدار امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای هستند و از نظر غرب و مزدورانش، این جرم کمی نیست.
آمریکایی‌ها برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی ایران از هیچ جنایت و خیانتی دریغ نمی‌کنند و آنچه تاکنون نیز نکرده‌اند بدون شک نتوانسته‌اند که انجام دهند و اگر مجال و توانش را داشتند، لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند. شیعیان نیجریه، مردم مظلوم بحرین، یمن، سوریه و عراق تاوان بیداری خود را می‌دهند. حرکتی که بیش از نیم قرن پیش با قیام امام خمینی(ره) علیه آمریکا و دست‌نشانده داخلی‌اش آغاز شد و اینک به طوفانی غیرقابل مهار تبدیل شده است. آمریکایی‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانند منشأ اصلی سیلی‌هایی که در گوشه و کنار دنیا می‌خورند از کجاست. پس تعجبی ندارد از پست‌ترین و روسیاه‌ترین دیکتاتورها حمایت کنند و دل به مشتی غافل و مزدور داخلی ببندند تا بلکه به خیال خود مانع این سیل خروشان شوند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دومین نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان کشورهای غربی


حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به عموم جوانان کشورهای غربی، حوادث تلخ تروریستی فرانسه را زمینه‌ای برای همفکری خواندند و با بر شمردن نمونه‌های دردناکی از «آثار تروریسم مورد حمایت برخی قدرتهای بزرگ در دنیای اسلام، پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل و لشکرکشی‌های خسارت‌آفرین سالهای اخیر به دنیای اسلام»، خطاب به جوانان خاطرنشان کردند: من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید.


متن نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌
حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان میدهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل میشود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی میبرد، و یا تماشاگری که نمیداند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم میشود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند. امّا مسئله این است که رنجهای امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است.

درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سالهای متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی بمراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونتها همواره از طرف برخی از قدرتهای بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است. امروز کمتر کسی از نقش ایالات متّحده‌ی آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطّلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ی تروریسم تکفیری، علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ی گویایی از تضاد در سیاستهای غربی است.

چهره‌ی دیگر این تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده میشود. مردم ستمدیده‌ی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه میکنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز میکنند، یک خانواده‌ی فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را میتوان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟ این رژیم بدون اینکه هرگز به‌طور جدّی و مؤثّر مورد سرزنش متّحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای بظاهر مستقلّ بین‌المللی قرار گیرد، هر روز خانه‌ی فلسطینیان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود میکند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع‌آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد؛ و همه‌ی اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشک‌بار زنان و کودکانی روی میدهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده‌ی خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاه‌های مخوفند. آیا در دنیای امروز، قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسّط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام میشود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علّت که شصت سال مکرّراً از صفحه‌ی تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقّف یا کندی گراییده، و در مواردی ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند؛ با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته میشود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه میتوان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهیِ صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسّفانه این ریشه‌ها طیّ سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار میکنند، فرهنگهایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری میکند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی میکنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیّت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری اخلاقی» که متأسّفانه به مؤلّفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیّت و جایگاه آن را حتّی در خاستگاهش تنزّل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه‌جو، مبتذل و معناگریز را نخواهیم، گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه میشود، مقصّریم؟ من اهمّیّت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمیکنم. این پیوندها هر گاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی، ناموفّق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسّف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلتهای ناموفّق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، میبایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده میشد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی میدهد. مستندات مسلّم تاریخی بروشنی نشان میدهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت میداند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولّد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها میشوند؟ آیا میتوان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ی فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طیّ سالهای شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده میشود.

به‌هرحال این شما هستید که باید لایه‌های ظاهری جامعه‌ی خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق، باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم، واکنشهای عجولانه‌‌ای است که گسست‌های موجود را افزایش دهد. هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده که جامعه‌ی مسلمان ساکن اروپا و آمریکا را که متشکّل از میلیون‌ها انسان فعّال و مسئولیّت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی‌شان محروم سازد و از صحنه‌ی اجتماع کنار گذارَد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورتها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی ــ مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد ــ جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحرانهای آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت. طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرّراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وامیدارد؛ این رفتارها ظالمانه است و همه میدانیم که ظلم، خواه‌ناخواه خاصیّت برگشت‌پذیری دارد. وانگهی مسلمانان، شایسته‌ی این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرنها است که مسلمانان را بخوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۸ آذر ۱۳۹۴

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید