پاسخ رئیس‌جمهور به سوال کیهان در مورد عدم ارائه لایحه برجام به مجلس حتی حامیان روحانی و دولت را هم قانع نکرد.

روزنامه آرمان در تحلیلی به قلم صادق زیبا‌کلام، ضمن اینکه از نفس مصاحبه روحانی با خبرنگاران ستایش کرد اما نوشت: در یک جمع‌بندی کلی باید گفت که پاسخ یا درست‌تر گفته باشیم استدلال آقای روحانی در پاسخ به کیهان که چرا توافق وین به مجلس نباید برود خیلی مستدل و قانع‌کننده نبود.
ایشان در پاسخ روزنامه کیهان گفتند که هیچ یک از شش کشور دیگر مذاکره‌کننده با ایران هم توافق وین را به پارلمان‌‌هایشان نفرستاده‌اند.
این حرف البته تا حدودی درست است اما نباید فراموش کنیم بزرگترین مشکلی که رئیس‌جمهور آمریکا با آن روبه‌روست بررسی توافق وین در کنگره و سنای آمریکاست. در عین حال این زمزمه که مجلس در راس امور کشور نباشد و متاسفانه از چند سال قبل در کشور شاهد آن بودیم به هیچ‌رو شیوه درستی نیست. ممکن است در خصوص توافق وین استثنائا حق با آقای روحانی باشد اما این درست نیست که مجلس هیچ اشراف و هیچ مداخله‌ای در خصوص برنامه‌های هسته‌ای کشور نداشته باشد.
یادآور می‌شود رئیس‌جمهور در پاسخ کیهان این‌گونه استدلال کرد که چون چیزی امضاء نکرده‌ایم، بنابراین نباید لایحه‌ای هم درباره توافق هسته‌ای (برجام) برای بررسی و تصویب به مجلس بفرستیم. این استدلال از چند جهت ضعیف و سست است. 1- رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه رئیس‌جمهور، بر ضرورت ملاحظه و بررسی دقیق برجام در مجاری قانونی و بستن راه‌های نقض طرف بدعهد غربی «در صورت تصویب» تاکید کردند. 2- ملاک عرضه توافق‌های خارجی برای بررسی و تصویب در مجلس، امضاء آن نیست بلکه «ایجاد تعهد برای کشور» است. ضمن اینکه امضا صرفا به مفهوم اصطلاحی که کشیدن چند خط می‌باشد نیست، بلکه وقتی نمایندگان رسمی یک کشور با نمایندگان کشور یا کشورهای دیگر توافقی اجرایی را اعلام کردند، این خود الزام‌آور است. که اگر غیر از این باشد، باید پرسید ما چرا محدودیت‌ها و تعهدات برجام را اجرا می‌کنیم؟ طبق اصل 77 قانون اساسی «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس برسد» و طبق پاسخ شورای نگهبان به استفساریه، هر نوع توافقی که برای کشور ایجاد تعهد کند شامل ماده 77 قانون اساسی می‌شود. بدیهی است اطلاق الفاظی مانند «داوطلبانه» یا «توافق اجرایی» و... هیچ تفاوتی در ماهیت تعهدات سند وین ایجاد نمی‌کند و ادبیات برجام نیز الزام‌آور است و نه اقدامات داوطلبانه؛ اگر چنین بود، اصلا نباید اجرا می‌شد!
3- آقای روحانی در مصاحبه مطبوعاتی می‌گوید، آنچه در برجام انجام می‌گیرد، نسبت به معاهده NPT بوده که می‌گویند شما درست اجرا کرده‌اید یا نه؟ ما می‌گوییم درست اجرا کرده‌ایم، اما یک عده‌ای مخالف ما بودند و اعلام کردند که درست اجرا نمی‌کنیم. تمام مذاکرات هم برای این بود که ثابت کنیم این اتهامات نارواست. بنابراین تمام بحث‌ها برای درست اجرا شدن معاهده‌ای بود که قبلا ایران جزء آن معاهده شد و مجلس هم این موضوع را در رژیم قبل تصویب کردند... اگر برجام به مجلس فرستاده شود یک الزامی برای دولت به وجود می‌آید.» اولا همان‌گونه که گفته شد، مفهوم امضاء، «پذیرفتن» یک تعهد است که معمولا هم  در عرف و حقوق بین‌الملل به صورت اختیار و داوطلبانه است. به این معنا، تیم مذاکره‌کننده تعهداتی نامتوازن و ناهمزمان را پذیرفته است و با لفظ «امضاء نکرده‌ایم» نمی‌توان از مسئولیت‌های حقوقی برجام که متاسفانه با اشتباه بدتر در متن، تبدیل به «ضمیمه الف» قطعنامه شورای امنیت شده، شانه خالی کرد.
ثانیا متن NPT یک چیز است، پروتکل الحاقی به آن موضوع دومی است و تعهدات به مراتب فراتر از پروتکل، موضوع سوم! کجای پروتکل الحاقی ایران را از داشتن رآکتور آب سنگین، تاسیسات فردو، غنی‌سازی 20 درصد، تعداد سانتریفیوژ بالای 5060 یا انباشت اورانیوم 3/5 درصد بالای 300 کیلوگرم، استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته IR6 و IR8 و... منع می‌کند که آقای روحانی می‌گوید NPT قبلا تصویب شده و ما هم همان را اجرا می‌کنیم؟! طبق ان‌پی‌تی غنی‌سازی تا 90 درصد و ایجاد  تاسیسات غنی‌سازی مجاز است، در حالی که ایران در برجام متعهد می‌شود جز در نطنز، در جای دیگری غنی‌سازی نکند و تاسیسات دیگری نسازد و در قلب رآکتور آب سنگین اراک هم بتون بریزد!!
4- طبق اصل 125 قانون اساسی، امضای عهدنامه‌ها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی «پس از تصویب مجلس» با رئیس‌جمهور است. در این جا نیز معنای امضاء هم «پذیرش» و هم «دستور اجرا» می‌باشد. بنابراین اجرای تعهدات برجام صرفا از طریق تصویب مجلس امکانپذیر است و در غیر این صورت دولت حق اجرا و اعمال آن را ندارد و بنابراین اظهاراتی نظیر سخنان آقای ظریف مبنی بر اجرای برجام از اول مهرماه، غیرقانونی و دور زدن مجلس و قانون اساسی است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دوش آب سرد وسط جنگ ،عنوان یادداشت روز کیهان

آقای روحانی سه‌شنبه گذشته در جمع مردم همدان گفت: «با مذاکره و توافق توانستیم سایه شوم جنگ را از سر مردم برداریم». این گزاره درست باشد یا نادرست، یک پیش فرض مسلم را باخود دارد؛ «آمریکا دشمن ماست و می‌خواسته به ملت ما شلیک کند». در جبهه مقابل، باراک اوباما ضمن اینکه تصریح می‌کند به اعتبار جنگ عراق و افغانستان، چشم‌انداز هر نوع جنگی آن هم با ایران، پر هزینه و تیره و تار است، تأکید می‌ورزد «مواضع انقلابی ایران آزار دهنده است... در بحبوحه جنگ سرد با شوروی وارد مذاکره شدیم و ناچار بودیم در آن توافق موشکی، امتیازاتی بدهیم اما در نهایت ما بدون شلیک یک گلوله به سمت شوروی، برنده جنگ سرد شدیم». مفهوم دیگر این سخن آن است که ما به شوروی، از موقعیت و گاردی که تصور نمی‌شد، ضربه زدیم و نه از جبهه نظامی که امکان پیروزی فراهم نبود. عراق و سوریه و یمن کوچک، گواهانی بر ناتوانی آمریکا و متحدان اوست.
رهبر معظم انقلاب در دیدار هیئت دولت چند دغدغه و اولویت را مورد تأکید قرار دادند. 1- دشمنی دشمن را فراموش نکنیم 2- حفظ شتاب علمی 3- فرهنگ 4- مسئله اقتصاد که از همه فعلی‌تر و نقدتر است. فرمودند «یک نکته در تمام شدن مسئله هسته‌ای جزو نگرانی‌ها و دغدغه‌های بنده است و آن این است که ما توجه کنیم به هدف‌هایی که دشمنان صریح جمهوری اسلامی در ذهن خودشان می‌پرورانند... مسلم است که دشمنی‌های دشمنان از اول انقلاب تا حالا کاسته نشده... منتها خب کارها تطور پیدا کرده، یک وقت یک جور دشمنی می‌کردند و ضربه می‌زدند، حالا با ابزار دیگری. این را مطلقاً همه مسئولین دستگاه‌های مختلف توجه داشته باشند که ما در داخل نقشه طراحی شده دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم؛ که فلان تصمیمی که ما می‌گیریم در زمینه سیاست و اقتصاد و تجارت و فرهنگ، کمک بکند به آن بسته تعیین شده دشمن که ما از حرف‌ها و نوشته‌های اینها می‌توانیم مقاصدشان را بفهمیم... حالا مادر مقابل این دشمنی چه کار باید بکنیم، آن بحث دیگری است اما دشمنی را فراموش نکنیم... عمده این است که فراموش نکنیم در مقابل ما یک جبهه‌ای وجود دارد که بنای بر دشمنی دارد... کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتخاذ مواضع انقلابی باید صراحت داشت یعنی رو دربایستی نکنیم... چند روز قبل از این گفتم که اینها درصدد نفوذند، در صدد رخنه‌اند... مسئله دیگر مسئله فرهنگ است... گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به خاطر مسائل فرهنگی. یعنی اهمیت مسائل فرهنگی این جور است...».
به تعبیری، ترکیب خواب زدگی در برابر نقشه دشمن و شبیخون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می‌تواند آسیب‌ها و تخریب‌هایی به مراتب شوم‌تر از جنگ را برای یک ملت به همراه آورد و مهم‌تر از فروریختن خاکریز خودی در حمله نظامی دشمن باشد. اولین تهدید در این عرصه، تحلیل و ارزیابی جابه‌جا نسبت به دشمن، و دوست یا منجی معرفی کردن اوست یا دست کم اینکه، به مردم القا شود شیطان بزرگ و متحدانش به مرحله تنش‌زدایی و حل مسائل با ایران رسیده‌اند. این در حالی است که مثلاً اوباما برای دومین بار می‌گوید «اگر می‌توانستیم حتی پیچ و مهره‌های تأسیسات اتمی ایران را هم باز می‌کردیم اما حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز از برنامه هسته‌ای ]یعنی پیشرفت علمی و فنی[ پشتیبانی می‌کنند» و «ساختار تحریم‌ها را علیه ایران حفظ می‌کنیم و تحریم‌هایی هم که پس از انجام همه تعهدات ایران تعلیق می‌شوند، به طور خودکار برگشت‌پذیر هستند».
آیا می‌توان رفتار آینده جبهه استکبار را براساس رفتار دیرینه آنها پیش‌بینی کرد؟ یک نگاه، تلقی فلان روزنامه زنجیره‌ای- متهم به پایگاه مطبوعاتی دشمن بودن - است که درست در سالگرد کودتای آمریکایی و انگلیسی 28 مرداد از قول یک روشنفکر غربگرا نوشت «من باید روی سرتان آب سرد بریزم چون اصلاً این را که باید از تاریخ درس عبرت بگیریم، قبول ندارم». در مقابل این تلقی غیر انسانی و نابخردانه، تلقی انسانی و خردمندانه قرار دارد که از زبان امیر مؤمنان و در سفارش به امام حسن - علیهما‌السلام- بیان شده است. «فرزندم! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبار آنان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا اینکه مانند یکی از آنان شدم بلکه گویا از اولین تا آخرین آنها را همراهی کرده و با آنان زیسته‌ام... برای امور پیش نیامده، به واسطه آن چه واقع شده استدلال کن چرا که امور دنیا شبیه هم هستند و از کسانی نباش که اندرز و موعظه سودی به آنان نمی‌بخشد مگر زمانی که به آزار و رنج برسد؛ که عاقل با آموختن و تربیت پند می‌پذیرد و چهارپایان، اندرز نمی‌پذیرند جز با زدن... و الهَوی شریک العَمی. و هواپرستی شریک کوری و نابینایی است» (نامه 31 نهج‌البلاغه).
آمریکا و انگلیس چموش از اشغال ایران در شهریور 1320 تا کودتای 1332 و سپس انواع کودتاها و ترورها و عملیات خرابکاری و تحمیل جنگ 8 ساله و تحریم‌های گوناگون اقتصادی  و سنگ‌اندازی در برابر پیشرفت علمی و... چند بار باید به خواب زدگان تاریخ ما لگد بزنند تا باور کنند آنها دشمنند و به دشمن، سر سوزنی نباید اعتماد کرد یا نباید با آنها از موضع ضعف و نرمش و مداهنه -و بدتر از همه همرازی و محرم اسراری- سخن گفت؟! چگونه می‌توان فراموش کرد در حالی که رئیس جمهور سودای ارتقای اعتبار پاسپورت ایرانی را داشت، همین دولتمردان آمریکایی، پاسپورت سفیر برگزیده وی برای دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل را پس زدند و معاون سیاسی دفتر آقای روحانی را رسماً «تروریست» خواندند؟! اگر آمریکا دشمن است- که در دشمنی او تردیدی نیست- چگونه است که وقتی همین دشمن یک طیف سیاسی را در داخل نشان می‌کند و با صدای بلند می‌گوید ترجیح ما، روی کارآمدن این طیف است و توافق باید به آنان در این مسیر کمک کند، رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت یا وزارت امور خارجه کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کنند؟ آیا این مصداق «با دف و آهنگ خواب کردن شکار» در تعبیر امیر مؤمنان(ع) نیست و دام گذار را به طمع بیشتر نمی‌اندازد؟!
16-17 سال پیش زنجیره‌ای از مطبوعات، احزاب و گروهک‌ها، و برخی دولتمردان در وزارتخانه‌های ارشاد، کشور و علوم شرایطی را فراهم آوردند که از درون آن هجوم مغول‌وار به تمام ارزش‌های ملت ایران و سپس آشوب نیابتی تیر ماه 78 سر برآورد. برخی از متهمان اول آن رویدادها- در حد وزیر و معاون وزیر و نماینده مجلس- اکنون در آمریکا یا اروپا پناهندگی گرفته‌اند، برخی به اعتبار تکرار خیانت در سال 1388 در بازداشت به سر می‌برند، بعضی دیگر مشغول بازسازی روند گذشته‌اند و شماری هم به مراکز دولتی در حد مدیر کل و معاون و... بازگشته‌اند. آقای روحانی 23 تیر 78 این جماعت را به صراحت مزدوران آمریکا و اسرائیل که باید سرکوب شوند معرفی کرد و پرسش این است که چگونه همین جماعت، مؤتلف و شریک دولت شده و با صراحت دولت آقای روحانی را- با عرض پوزش- «رحم اجاره‌ای» برای پروژه خود توصیف می‌کنند. بارگذاری آنها در دولت، جز به معنای باز تولید رادیکالیسم، آشوب افکنی، غوغاپردازی و حاشیه‌سازی، و ایجاد غفلت نسبت به دشمنی دشمن یا بزک کردن و به جای دوست جا زدن اوست؟! آقای وزیر ارشاد یا وزیران کشور و اطلاعات و علوم و آموزش و پرورش و... پس‌از شنیدن هشدار صریح رهبر انقلاب و رصد تحرکات میدانی خیانت پیشگانی که به دولت نظر سوء دارند و دست‌درازی می‌کنند، کدام حرکت را به استقبال از این هشدار یا برای صیانت از ناموس و حیثیت دولت آغاز کرده‌اند؟ آیا تجدید فعالیت اتاق‌های فتنه و آشوبی نظیر خانه احزاب و خانه سینما- و تحرکات مشابه برای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران- یا فعالیت دوباره احزاب رادیکال و منحله با اسامی جدید (نظیر اتحاد ملت و...) در کنار بزک‌کاری 24 ساعته نشریات و رسانه‌های زنجیره‌ای نسبت به آمریکا و انگلیس - و ایجاد حاشیه و جنجال برای موضوعات مبتذل- نباید گوشی را دست برخی دولتمردان بدهد؟ یا اینکه خدای نکرده با مدیران آلوده جدیدی شبیه مهاجرانی‌ها و رمضان‌پورها روبرو هستیم که صدای سقوط آنان بعداً بلند خواهد شد؟
دی ماه 1379 در حالی که جریان رخنه و نفوذ، تحرکات خود را در دولت وقت سامان می‌داد، استراوب تالبوت معاون وزیر خارجه آمریکا خاطرات خود را منتشر کرد. او که در گذشته مدیر دفتر مطبوعاتی مجله تایم در مسکو بوده، در خاطرات خود در زمینه رخنه به شوروی می‌نویسد «نقش‌ها بین کارکنان دفتر ریاست جمهوری آمریکا تقسیم شده بود. عده‌ای با گورباچف و برخی دیگر با یلتسین در تماس مداوم بودند؛ به گورباچف اطمینان می‌‌دادند که در نهایت، غرب طرف او را خواهد گرفت و همزمان یلتسین را تشویق می‌کردند که اگر او بر ضعف‌های ساختاری جماهیر شوروی تأکید کند، غرب از او حمایت خواهد کرد... اکثر کشورهای عضو ناتو با آمریکا در فروپاشی هم عقیده بودند». این، راز پیروزی بدون شلیک حتی یک گلوله است که اوباما می‌گوید و باید دید پروژه آن روز چه شباهتی با برخی تبادل پیام‌ها دارد، از جنس سخنانی که جان‌کری و فیلیپ‌ هاموند و... می‌گویند مبنی بر اینکه فلان طیف یا گروه یاچهره‌های سیاسی را در ایران ترجیح می‌دهند؟! اگر بگوییم برای بدنام کردن و ترور شخصیت است، پس چرا افراد نشان شده، به صراحت، شعارهای انقلاب و امام را در برابر شیطان بزرگ سردست نمی‌گیرند و بر سینه آمریکا و انگلیس نمی‌کوبند؟! گیر کار کجاست؟ آیا آتویی در دست دشمن است یا صرفاً از سر غفلت و نشناختن نقشه دشمن است که باعث می‌شود در زمین و نقشه او بازی کنند؟ حکایت این دو طیف خارجی و داخلی حکایت «ریل‌گذار» و «لکوموتیوران» است. ممکن است لکوموتیوران ادعا کند که قطار را من می‌رانم که بیراه هم نیست اما این قطار، لاجرم روی ریلی حرکت می‌کند که ریل‌گذار چیده است. هرکس دشمنی دشمن را انکار یا رقیق می‌کند یا بدتر، دوستی و تنش‌زدایی و تعامل نشان می‌دهد، لاجرم روی ریل دشمن حرکت می‌کند؛ همچنان که هرکس جبهه و خط اصلی را از استکبار به داخل منتقل می‌کند و رقابت‌های سیاسی را چنان فربه می‌کند که منافع و امنیت ملی را به حاشیه پرت می‌کند، او هم به مقصد دشمن راه می‌برد.
مذاکرات پایان یافته است اما دشمنی دشمن، نه. استفاده از ظرفیت دیپلماسی حتی در قبال دشمن یک بحث است و بار کردن همه مسئولیت‌ها و مشکلات بر دوش مذاکره و معامله با دشمن سر موضع، یک موضوع کاملاً متفاوت. انفعال در حدی که مثلاً وزیر خارجه انگلیس در بازگشت از سفر تهران ادعا کند موضع دولت ایران نسبت به اسرائیل اندکی تغییر یافته، دادن آدرس غلط به حریف است. اشکال کار این است که به جای استفاده از ظرفیت‌های داخلی برای مقابله با فشار و تهدید و چالش خارجی، کسانی برآنند که از ظرفیت فشار (دوپینگ) خارجی برای رقابت و تسویه حساب در داخل بهره بگیرند؛ درست مانند کاری که یک مقام اصلاح‌طلب دولت در مصاحبه با بی‌بی‌سی- آن‌هم در شب سالگرد کودتای 28 مرداد - مرتکب شد و تصریح کرد «توافق هسته‌ای، اهرمی در اختیار اصلاح‌طلبان در مقابل سایر گروه‌ها قرار می‌دهد». این طیف به جای اینکه مقابل بیگانگان عایق باشند و از فشار خارجی بکاهند، کاملاً «رسانا» عمل می‌کنند بلکه ایستگاه تقویت فشار خارجی در داخل می‌شوند. بخشی از این طیف به حیات انگلی و غوغا زیستی خو‌کرده‌اند و اگر شرّ آنان از سر دولت کم نشود، می‌توانند مصیبت و سرشکستگی دولت موسوم به اصلاحات را بازسازی کنند؛ جایی که حتی کسی با مختصات خاتمی،‌«اردک لنگ» و «شاه سلطان حسین» نام گرفت و در شیپور عبور از او دمیدند و وسط دانشگاه هو کردند. آنها به حساب هاشمی و... هم رسیدند هر چند که حالا ادبیات خود را عوض کرده باشند. آیا دولتمردان، امروز به این عبرت‌ها به دیده اعتبار می‌نگرند؟ ما اکثر العبر و اقل الاعتبار. عبرت‌ها چه بسیارند و عبرت‌پذیران چه اندک!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

عذرخواهی وزیر اطلاعات از مقام معظم رهبری

روابط عمومی وزارت اطلاعات پس از حضور وزیر اطلاعات در برنامه زنده تلویزیونی نگاه یک و اشتباهی که سهوا از سوی ایشان سر زد ضمن عذرخواهی متن صحیح و کامل را در پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات درج کرد.
 به گزارش فرهنگ نیوز، روابط عمومی وزارت اطلاعات پس از حضور وزیر اطلاعات در برنامه زنده تلویزیونی نگاه یک و اشتباهی که سهوا از سوی ایشان سر زد ضمن عذرخواهی متن صحیح و کامل را در پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات درج کرد.

متن اصلاحیه بدین شرح می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

در برنامه تلویزیونی نگاه یک از قول مقام معظم رهبری نقل شد که (این خط تبلیغی دروغ که از خطوط قرمز عبور شده است صحت ندارد) پس از مراجعه به متن سخنرانی معظم له ملاحظه شد که عبارت صحیح این است (این خط تبلیغی غیر صحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوصی صرف نظر شده است خلاف واقع و دروغ است)

ضمن پوزش از معظم له و مردم شهید پرور در نقل خطای بیان معظم له از منتقدین محترمی که ما را به این خطای در نقل توجه دادند صمیمانه سپاسگزاری می شود.

سید محمود علوی - وزیر اطلاعات

نوشته شده در تاریخ شنبه 7 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

کیهان نوشت:همزمان با گزارش منفی آژانس صورت گرفت شتاب‌زدگی در اجرای تعهدات قبل از تصویب برجام

وزیر امور خارجه در اصفهان از آغاز تعهدات ایران از ابتدای مهرماه جاری و پایان آن پس از ده سال خبر داد.
پنجشنبه گذشته، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان، به اصفهان رفت تا در میانه هفته دولت، چند طرح عمرانی و مخابراتی را افتتاح کند. اقدام غیرمتعارف اعزام وزیر خارجه برای افتتاح طرح‌های عمرانی در هفته دولت، فرصتی بود تا وی در جریان سخنان‌ خود، به موضوع پرونده‌ هسته‌ای کشورمان بعنوان مهمترین و به قول برخی یگانه دستاورد دولت یازدهم پرداخته و درباره آن توضیحاتی بدهد.
وی در دومین روز از سفر سه روزه‌اش به اصفهان، در جمع اصحاب رسانه حاضر شد و اعلام کرد: «محدودیت‌های پذیرفته شده ایران در برجام 10 ساله بوده و قطعنامه شورای امنیت در این زمینه کاملا صریح است. محدودیت بعد از 10 سال تمام می‌شود مگر اینکه توافق به هم بخورد که آن موقع همه‌چیز به هم می‌خورد.»
وی افزود: «در متن تاریخی را عنوان کردیم که از آن به بعد پرونده‌ای از ایران در شورای امنیت نباشد. از روز اول مهر بعد از مدت 10 سال پرونده ایران به طور رسمی بسته خواهد شد، بدون اینکه حتی یک قطعنامه را اجرا کرده باشد.»
سخنان وزیر امور خارجه و تعیین «روز اول مهر» بعنوان روز آغاز تعهدات ایران، گرچه اولین پرده از شتابزدگی دولتمردان نیست اما در نوع خود جدیدترین و منحصر به فردترین آنهاست چرا که تا پیش از این کسی روز آغاز تعهدات ایران را اعلام نکرده بود!
قانون اساسی در محاق!
برخلاف آنچه وزیر محترم امور خارجه کشورمان مبنی بر اعلام برنامه‌ زمانی کشورمان صورت داد، قانون اساسی تدبیر دیگری اندیشیده و راه دیگری را مطرح کرده است. بموجب اصول 77 و 125 قانون اساسی، هرگونه پیمانی که کشورمان را در عرصه بین‌الملل  و در مقابل یک یا  چندکشور دیگر متعهد به اجرای کاری کند، فارغ از نام و عنوان آن، نیازمند بررسی و تصویب در مجلس شورای اسلامی است که تاکنون بارها و بارها مصادیق و مبانی علمی و حقوقی آن در گزارش‌های گوناگون کیهان مورد بررسی قرار گرفته است. با این حال گویی مسئولان دولت یازدهم، از بررسی توافق حاصله در وین توسط نمایندگان مجلس خرسند نیستند و ترجیح می‌دهند با دور زدن قانون اساسی آن را ناگهان اجرا کنند!
برخی از آنها با بازی با کلمات و بعضی با توجیهات عجیب مثلا حقوقی و در عین حال کاملا خلاف بدیهیات حقوقی، می‌کوشند راه را بر این اقدام فراقانونی هموار کنند، که اقدام وزیر خارجه بدیع‌ترین نمونه این رفتارها قلمداد می‌شود.
مجاری قانونی مسدود است!؟
تاکید چندباره رهبر معظم انقلاب بر بررسی برجام در مجاری قانونی و نیز تاکید بر «تصویب شدن یا نشدن آن» حکایت از آن دارد که قرار است جایی به این امر ورود پیدا کرده و آن را بررسی کند. با اینکه نمایندگان مجلس، تعطیلات تابستانی را به سرنوشت کشور و به کلیدی‌ترین پرونده حقوق بین‌الملل جمهوری اسلامی ترجیح داده‌اند و برای سومین بار در یک تابستان به تعطیلات رفته‌اند، این امر از مسئولیت قانونی سپرده شده به آنها براساس قانون اساسی نمی‌کاهد و مرجع رسیدگی را تغییر نمی‌دهد. در اصل ورود مجلس به این موضوع، نه از سر دلسوزی است و نه از سر همراهی و کمک به دولت- که البته هر دو در جای خود خوب و لازم است- بلکه تکلیفی است که قانون اساسی بر عهده آنها گذاشته است.
زمانی که همزمانی نداریم!
قرار بود تعهدات ما و غرب متوازن و همزمان اجرا شود اما آغاز اجرای تعهدات ایران در اول مهر- آنگونه که وزیر خارجه وعده داده- در شرایطی صورت می‌گیرد که غرب هیچ اقدامی نکرده و قرار نیست بکند بلکه قرار است ایران به ده‌ها تعهد مندرج در ماده 15 پیوست 5 برجام عمل کرده و آژانس آن را راستی‌آزمایی کند تا پس از آن و پس از تایید همه‌جانبه آژانس، غرب برای توقف و تعلیق برخی تحریم‌ها، مصوباتی را در مجاری قانونی کشورهای 5+1 بگذراند. این همه عدم توازن و عدم همزمانی فاحش و فاجعه‌آفرین و در عین حال شتاب مقامات کشورمان تعجب‌آور و حیرت‌انگیز است و معلوم نیست انگیزه آنها در تعجیل مفرطشان برای ویرانی زیرساخت‌های هسته‌ای کشورمان بدون حتی یک گام عملی دشمن چیست!؟
پای در مسیری بی‌بازگشت
برخلاف آنچه که برخی مقامات کشورمان بارها و بارها بیان کرده‌اند، آنها که تنها یک‌بار فهرست بلندبالای تعهدات اجرایی و الزام‌آور ایران در پیوست 5 برجام را خوانده باشند می‌دانند که آنچه ما بر آن اساس اجرا می‌کنیم، در اصل پای گذاشتن در مسیری بی‌بازگشت است و اینگونه نیست که هر زمان که غرب بدعهدی کرد، ما نیز بتوانیم به گذشته بازگردیم! البته اینگونه عنوان می‌شود که ما می‌توانیم اجرای تعهداتمان را متوقف کنیم و به وضع سابق بازگردیم اما کسی توضیح نمی‌دهد که وقتی قلب رآکتور از سیمان پر شده، چه چیزی قابل بازگشت است!؟ وقتی لوله‌های سانتریفیوژ با رزین پر شده، چه احتمالی برای بازگشت وجود دارد، وقتی اورانیوم غنی شده از کشور خارج شد یا اکسیده شد، چه چیزی قابل بازگشت به روز اول است و وقتی ...

ذوق‌زدگی همزمان با حمله دشمن!
اما همزمان با این سخن وزیر محترم امور  خارجه، آژانس انرژی اتمی، گزارشی داد و بار دیگر ثابت کرد که نمی‌توان به او اعتماد کرد و بد عهدی و بدسگالی در ذات آنهاست! آژانس خیلی زود پیش‌بینی رهبر انقلاب را ثابت کرد و در گزارشش باز هم به رفتار ایران در پارچین و تکرار ادعاهای گذشته در خصوص ساخت و ساز در آن محل پرداخت و آن را قرینه‌ای بر احتمال فعالیت نظامی یا خارج از ضابطه کشورمان تلقی کرد! پر واضح است که مسیر این نوع گزارش‌دهی قرار است به کجا بیانجامد! گزارشی که حتی صدای وزارت خارجه دولت اعتدال و نماینده ایران در آژانس را هم در آورد و نشان داد که آش آنقدر شور شده که آنها هم نتوانسته‌اند ساکت بنشینند! در چنین شرایطی و در حالی که حتی یک گام مثبت از غرب و آژانس ندیده‌ایم، اعلام زمان آغاز اجرای تعهدات کشورمان چه معنایی دارد!؟ آژانس در بخش‌هایی از گزارش خود رسماً اعلام کرده: «بنظر می‌رسد ایران از ماه مه (اردیبهشت) یک بخش جدید به تأسیسات نظامی پارچین افزوده باشد.» و سپس افزوده: «از هنگام گزارش قبلی (ماه مه)، در بخشی خاص از سایت پارچین که تحت نظارت ماهواره‌ای آژانس است، تردد ماشین، تجهیزات و مصالحی که احتمالاً برای ساخت و ساز به کار می‌روند، مشاهده شده است.»
آژانس پس از ذکر این احتمالات، به دیگر موارد موجود در عکس‌های هوایی خود پرداخته و گفته: «... علاوه بر این، بنظر می‌رسد یک بخش جدید به یکی از ساختمان‌های موجود در پارچین افزوده شده است.»
و بعد از این مقدمه‌چینی‌ها در اظهارنظری عجیب اعلام کرده: «هرگونه فعالیت ساختمانی در پارچین پس از فوریه 2012 (بهمن 1390)، توانایی آژانس برای راستی‌آزمایی مؤثر را کاهش می‌دهد.»
این اظهارات، صریحاً استمرار بهانه‌جویی‌های آژانس درباره رفتار گذشته ایران- که آن هم بدون ایراد و عیب و نقص بوده- قلمداد می‌شود.  و از آینده‌ای مبهم و بسیار نگران کننده درباره گزارش‌های آژانس حکایت می‌کند.
قانون را فصل‌الخطاب قرار دهید
اگر آنچه را که از اصول 77 و 125 قانون اساسی برشمردیم با سخنان صریح و غیر قابل تأویل و تفسیر رهبر معظم انقلاب کنار هم بگذاریم، تنها و تنها یک نتیجه حاصل می‌شود و آن اینکه قانون فصل‌الخطاب است و هیچکس حق ندارد خود را بالاتر از قانون ببیند.
رهبر انقلاب در خطبه دوم نماز عید فطر امسال تصریح کردند: «برای تصویب متن تهیه شده، باید مسیر قانونی پیش‌بینی شده طی شود» و خطاب به دست‌اندرکاران بررسی «متن تهیه شده هسته‌ای» تأکید کردند: «براساس مصالح کشور و منافع ملی با دقت کار خود را انجام دهید تا بتوانید حاصل بررسی‌ها را با گردن افراشته به ملت و خداوند ارائه دهید.»
ایشان همچنین در پاسخ به نامه رئیس جمهور درباره مذاکرات هسته‌ای پس از توافق وین به صراحت، بررسی قانونی متن توافق جهت تصویب یا عدم تصویب آن قبل از اجرا را لازم و ضروری دانستند و اظهار داشتند: «لازم است متنی که فراهم آمده با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و راه آن بسته شود».
اکنون باید پرسید علیرغم این تصریحات و تأکیدات آشکار و در شرایطی که می‌دانیم هنوز مجلس شورای اسلامی، اقدامی عملی در مسیر بررسی قانونی برجام نکرده و بالاتر از آن، دولت اصلاً لایحه بررسی توافق هسته‌ای را به مجلس تقدیم نکرده، چه کسی اجازه داده که اجرای تعهدات توافق هسته‌ای آغاز شود و ملت و نظام در مقابل عمل انجام شده قرار گیرند!؟ آیا عده‌ای با سیاست جنجال و هیاهو، می‌توانند کفه جمهوریت نظام را سبک کرده و عملیات بازگشت به دیکتاتوری را کلید بزنند!؟

نوشته شده در تاریخ شنبه 7 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

فراکسیون روحانیون مجلس: آقای رئیس‌جمهور! سوگند خورده‌اید پاسدار قانون اساسی باشید

فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور نسبت به اظهارات اخیر وی در مورد شورای نگهبان واکنش نشان داده و خواستار آن شدند که رئیس جمهور به قانون اساسی وفادار باشد.
به گزارش فارس 25 نفر از نمایندگان روحانی مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور با اشاره به سخنان رئیس جمهور درباره شورای نگهبان آمده است:  از شما که سوگند یاد کردید پاسدار قانون اساسی باشید انتظار می‌رود جزء مدافعان شورای نگهبان و وظیفه نظارتی آن باشید نه آن که موجب تضعیف شورای نگهبان شوید.
در بخش دیگری از این نامه آمده است: در پاسخ به ادعای شما برخی از وزرای شما دولت را خم رنگرزی فرض کرده‌اند و تلاش می‌کنند تمام مدیران خود را به رنگ دولت درآورند ولی شورای محترم نگهبان براساس وظیفه الهی خود عمل می‌کند و به هیچ وجه متعلق به یک حزب و جناح سیاسی نیست و تأیید خود جنابعالی در انتخابات اخیر هم شاهد بر این مدعاست.
در این نامه همچنین تصریح شده است: امیدواریم به سوگند خود پایبند باشید و به جای تضعیف یک نهاد مقدس قانونی برای رفع مشکلات معیشتی مردم براساس اقتصاد مقاومتی عمل کنید.
تذکر نمایندگان به رئیس جمهور
خبر دیگر اینکه تعدادی از نمایندگان در تذکری به رئیس جمهور خواستار توضیح علت مصاحبه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور با بی‌بی سی شدند.
بر اساس این گزارش فاطمه آلیا، زهره طبیب‌زاده، مجتبی رحماندوست، محمد صادق جوکار، روح‌الله عباسپور، احمد امیرآبادی فراهانی، احمد سالک، نمایندگان تهران، یزد، بوئین‌زهرا، قم‌‌ و اصفهان در تذکری به رئیس جمهور خواستار توضیح علت مصاحبه رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست کشور با خبرگزاری BBC شدند.
حمید رسایی نماینده مردم تهران به رئیس جمهور در مورد علت ایراد نظر خلاف قانون معاون رئیس جمهور مبنی بر مغایرت ارائه لایحه برای توافق هسته‌ای با قانون اساسی تذکر داد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ماجرا فراتر از برجام است عنوان یادداشت روز کیهان

شاید عجیب به نظر بیاید اما چاره و تدبیر گشایش در امور، همان است که برای بستن راه نفوذ دشمن نیز لازم است. راه نفوذ دشمن با همان فرمولی بسته می‌شود که بن‌بست‌ها با آن می‌شکند و مضیقه‌ها رو به گشایش می‌گذارد. رهبر معظم انقلاب 26 مرداد امسال در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت فرمودند «نقشه دشمن در منطقه عمدتاً بر دو پایه استوار است، یکی عبارت است از ایجاد اختلاف. دومی عبارت است از نفوذ. این اساس نقشه دشمن است... البته متخصص این کار انگلیسی‌ها بودند؛ آنها در ایجاد اختلاف مذهبی تخصص دارند و آمریکایی‌ها هم از آنها یاد گرفتند و با همه وجود، امروز دارند کار می‌کنند». در این زمینه تحلیل 8 سال پیش دکتر مایکل برانت (رئیس بخش شیعه‌شناسی و از معاونان اسبق سیا) قابل تأمل است. وی ضمن انتشار کتابی، از هزینه 900 میلیون دلاری برای شناسایی و مبارزه با شیعه ‌انقلابی خبر داده و تصریح کرد که پس از ضربه بزرگ انقلاب ایران در 1979 به سیاست آمریکا و پس لرزه‌های آن، نمایندگان سیا و MI6 انگلیس دور هم جمع شدند تا به آسیب‌شناسی ماجرا بپردازند. «در این گردهمایی‌ها نتیجه‌گیری شد که فراتر از سیاست‌های شاه، این رهبری سیاسی (مرجعیت و روحانیت) شیعه و شهادت حسین نوه پیامبر اسلام]ص[ در 1400 سال پیش است که مردم ایران را برای انقلاب به حرکت آورده است... با مشورت  MI6 که سابقه و تجربه بیشتری در منطقه خاورمیانه دارد، به جای تفرقه بیانداز و حکومت کن، سیاست تفرقه‌بینداز و نابودکن را انتخاب کردیم.»
اگر راه نفوذ دشمن در تفرقه‌افکنی است، بستن راه او و گشودن مسیر رونق و پیشرفت در الفت و همدلی نهفته است. این تعبیر شریف از امیر مؤمنان(ع) در خطبه 120 نهج‌البلاغه است که فرمود «کجایند گروهی که به اسلام فرا خوانده شوند پس پذیرفتند... و هیجوا الی الجهاد فَوَلَهوا وَلَهَ اللّقاح الی اولادها... و به جهاد برانگیخته شدند پس همانند اشتیاق ماده شتر به فرزند جدا شده‌اش، مشتاقی نشان دادند... آنها برادران من بودند که رفتند و سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و در فراق آنان انگشت به دندان بگزیم. همانا شیطان راه‌های خود را برای شما هموار می‌کند و می‌خواهد گره به گره، دین شما را از هم بگشاید. و جماعت و اتحاد شما را بگیرد و در ازای آن تفرقه بدهد و با تفرقه، فتنه را ارزانی شما دارد (ویعطیکم بالجماعهًْ الفُرقَهِ، و بالفٌرقَهًِْ الفتنه) بنابراین از وسوسه‌ها و تبهکاری‌های او رویگردان شوید و نصیحت را از کسی که به شما هدیه می‌کند بپذیرید». یعنی دامن زدن یا افتادن در دام تفرقه -به هر بهانه که باشد- یک بده بستان شوم با شیطان‌ است؛ وحدت را می‌دهید و تفرقه را می‌گیرید و تفرقه را که گرفتید، شیطان به شکل سنجاق شده و خودکار، فتنه را نیز بر سر شما می‌ریزد. به تعبیر رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران حج «به برکت اتحاد و اتفاق، موفقیت‌های بزرگی به دست آوردیم؛ این را بعضی کشورهای دیگر ندانستند و نفهمیدند. براثر یک اختلاف... می‌افتند به جان هم و همدیگر را مثل دشمن می‌کوبند... وقتی نعمت خدا را که تفضل کرده نشناختیم، شکرگزاری نکردیم، کفران کردیم، خب خدای متعال هم رفتار خودش را تغییر خواهد داد... تا وقتی من و شما در راه راست حرکت می‌کنیم خدای متعال نعمتش را بر ما باقی نگه می‌دارد».
قرآن کریم در سوره محمد(ص) با قاطعیت می‌فرماید «آنان که کافر شدند، (خداوند) عملشان را نابود می‌کند. و آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ... خداوند بدی‌های آنها را می‌پوشاند و امورشان را -از نابسامانی- به صلاح و سامان می‌رساند». الفت و اتفاق و اتحاد در تراز یک ملت بود که نقشه کاملاً حساب شده آمریکا در صحرای طبس را اسباب سرشکستگی همیشگی شیطان بزرگ قرار داد و پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران را تبدیل به تور و تله بزرگ برای گروهک منافقین کرد تا دست به خودکشی جمعی بزنند. و مگر 2 پروژه نیابتی مثلث سیا و ام آی سیکس و موساد در سال‌های 1378 و 1388 جز براساس فهم و محاسبه بد از ملت ایران اجرا شد و جز به برداشته شدن نقاب از صورت منافقین انجامید؟ آیا شروع این شبیخون‌ها به اعتبار نفوذ دشمن و تفرقه‌انگیزی و یارگیری از درون نبود و آیا تبدیل هر دو ماجرا به مرصاد منافقین جدید و نیروهای 20 سال دست‌چین شده دشمن - با وجود همه ضعف‌ها-  جز به برکت ایمان و اتحاد بود؟ آیا حقانیت «کَفَّرَ عنهم سیّئاتهم و اصلح بالهم» را به چشم ندیدیم؟! و آیا برای چندمین بار ایمان نیاوردیم که «ام یریدون کیداً. فالذین کفرو هم المکیدون. آیا می‌خواهند کید بورزند؟ پس آنان که کافر شدند، خود در دایره مکر الهی قرار دارند» (طور- 42).
واقعیت این است که وضعیت امروز بسیار پیچیده‌تر از مثلاً 5 یا 10 سال قبل است. این پیچیدگی البته هم هشدار و هم بشارت است. هشدار است به این معنا که دشمن سوژه‌ها و چهره‌های تازه‌ای برای جولان طمع خویش یافته و بر این اساس نقشه‌های پیچیده‌تری چیده است. و بشارت است از منظر دیگر و آن اینکه آزمون سخت‌تر، برای آزمودگانی است که از آزمون‌های قبلی با سربلندی بیرون آمده‌اند و گرنه، مثلاً معنا ندارد که کسی در کنکور دانشگاه مردود شود و بتواند پای آزمون دکترا بنشیند. البته که آزمون دوره دکترا از آزمون ورود به دانشگاه سخت‌تر است اما آن که به دنبال رشد و  مدارج بالاتر است، این سختی و پیچیدگی را با افتخار و آغوش باز به جان می‌خرد. بنابراین پیچیدگی شرایط و فزونی فشارها و نقشه‌های دشمن، ضمن آن که چشم و گوش ما را تیز می‌کند، باید بر امید و اراده و ایمان و حسن ظن ما به وعده‌های نصرت و تعلیم و هدایت الهی بیفزاید؛ که فرمود «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا». کلیدی‌ترین راهبرد در این مصاف بزرگ و سرنوشت‌ساز، همان الفت و همدلی است.
احتمالاً راهبردی‌تر از این رهنمود حضرت ولی عصر- ارواحنا له‌الفدا- نتوان سراغ گرفت که فرمود «لو اَنَّ اشیاعنا وفّقهم الله لطاعته علی اجتماعٍ من القلوب فی‌الوفاء بالعهد علیهم لمّا تأخر عنهم الیمن بلقائنا... اگر شیعیان ما- که خداوند آنها را به اطاعت خود موفق بدارد- برای وفای به عهدی که برعهده آنهاست یکدل و همدل بودند، میمنت دیدار ما به تأخیر نمی‌افتاد». بهانه اختلاف مهم نیست، مهم این است که هر اختلافی میان دوستداران آن حضرت به ویژه در میان نخبگان و پرچمداران و متولیان امور، امر فرج و روزگار گشایش حقیقی امور را برای دوره‌ای کمابیش دور به تأخیر می‌اندازد. با چنین نگرشی آیا کوچک‌ترین اختلاف و دودستگی و نقار، با هر بهانه‌ای که باشد، جفا در حق ملت و امت و بشریت نیست؟ ما مأمور به وحدت و الفت هستیم و پرسش اساسی این است که اختلاف مختارها و ابراهیم بن مالک‌ها یا شیخ فضل‌الله‌ها و طباطبایی و بهبهانی‌ها، و نظایر این اختلاف‌ها - کم یا زیاد- در 37 ساله پس از انقلاب تا کجا قرار است راه‌های رخنه دشمن را بگشاید یا راه‌های گشوده موفقیت را ناهموار کند؟ کش و قوس میان مالک‌ها و اشعث‌های بدعهد در درون جبهه خودی یک غصه است و غافل شدن خوبان از دشمن و دست به گریبان هم شدن در طول تاریخ، غمی دیگر. چرا راه دور برویم؟ از مجادله بر سر شریعتی تا اختلاف بر سر بنی‌صدر و سپس برخی دوگانه‌های قلابی بر سر اشخاص و چهره‌ها در همین دهه اخیر و این آخری - با تفاوت‌هایی- مذاکرات هسته‌ای و برجام!  
معلوم است که سرنوشت جمع‌بندی مذاکرات (برجام) و تصویب یا رد آن برای کشور و ملت و نظام ما اهمیت دارد و درست به همین دلیل رهبر حکیم انقلاب ظرف همین یکی دو سال اخیر بارها ضمن حمایت و پشتیبانی از تیم مذاکره‌کننده، به دفعات ضمن اشاره به بدعهدی، حیله‌گری و فریبکاری دشمن فرمودند «من نگرانم»، «دغدغه جدی دارم» و «آمریکایی‌ها می‌خواهند از توافقی که هنوز تکلیفش و رد یا قبول‌شدنش معلوم نیست، وسیله‌ای برای نفوذ بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته‌ایم». ترسیم مکرر خطوط قرمز، تذکرهای بهنگام درباره نقشه دشمن و به هم زدن بازی او و سرانجام تأکید چندباره بر لزوم ملاحظه و بررسی دقیق و با جزئیات برجام در مجاری قانونی (مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی) درست خلاف مشی کسانی است که بالش زیر سر افکار عمومی می‌گذارند و دعوت به نیاندیشیدن و ندیده پذیرفتن می‌کنند. در عین حال و با وجود اهمیت سرانجام توافق، موضوع مهم‌تری در میان است که فربه‌شدگی برجام نباید مانع از دیدن آن مسئله مهم‌تر شود و آن نقشه و تقلای دشمن برای یافتن جای پای نفوذ در منطقه و در داخل کشور- از جمله به بهانه برجام و غیر آن- است. البته تعابیری نظیر پساتوافق یا پساتحریم، یک اشتباه یا مغالطه بزرگ است اما باید متوجه بود که نقشه دشمن فراتر از این توافق است و برجام- تصویب بشود یا نشود- تنها یک ایستگاه از آن نقشه است. بنابراین در مواجهه با نقشه پیچیده دشمن، هم باید این ایستگاه و هم آن مقصد نهایی را ملاحظه کرد.
به این معنا و در مقایسه با ماجرای بزرگ‌تر، قصه برجام برای ما یک آزمایش و رزمایش است. مسئله مستحدثه‌ای پیش آمد که خیلی سابقه نداشت و ما را - که شاید اندکی سنگین شده بودیم- به تکاپوی فکری و تحرک عملی بیشتر واداشت تا گوشی دستمان بیاید که باید چابک‌تر، منسجم‌تر، مهیاتر، سازمان‌یافته‌تر، مآل‌اندیش‌تر و مجاهدتر، خمیده‌تر و پا به رکاب‌تر، فهمیده‌‌تر و با هم مرتبط‌تر و تقسیم کار شده‌تر و هم‌آهنگ‌تر در خط مقدم دفاع و حمله باشیم، نقشه داشته باشیم و نقشه دشمن را بشناسیم؛ که اگر این هوشیاری، پدید آمده و ما را به حرکت آورده باشد، یا ضعف‌های سازمانی و ارتباطی را متذکر ما شود به هزینه‌های پرداخته شده تا اینجا می‌ارزد.
ماجرای اصلی این است؛ انگلیس با 150 سال  و آمریکا با 70 سال پیشینه مهره‌چینی و شبکه‌سازی و نفوذطلبی در ایران به انضمام شبکه جهانی صهیونیسم و سرمایه‌داری، همه بدبختی‌ها و سرشکستگی‌های خیره‌کننده خود را در 37 سال اخیر در منطقه غرب آسیا (زرادخانه ثروت و قدرت و موقعیت استراتژیک) به درستی از پیدایی و مانایی انقلاب اسلامی می‌بینند و رمز آن را نیز در اتحاد کلمه و همدلی نظام امت - امامت می‌دانند. آنها برای شکستن این اتفاق مقتدر، طیف‌هایی را نشان کرده‌اند که در ادبیات صریح جان‌کری در شورای روابط خارجی آمریکا و فیلیپ هاموند در مصاحبه با الشرق‌الاوسط به دروغ، «اصلاح‌طلبان» و «میانه‌روها» معرفی می‌شوند. کری نگران سرنوشت آنها در انتخابات است و هاموند می‌گوید امیدواریم بحث به نفع اصلاح‌طلبان تمام شود. جک استراو وزیر خارجه سابق انگلیس نیز بهمن پارسال در مجلس عوام تصریح کرد امیدواریم نیروهای خیر(!) بتوانند وضعیت را در ایران به کمک ما تغییر دهند اگر رویتر می‌نویسد «مذاکرات هسته‌ای می‌تواند تنش سیاسی در ایران را تشدید کند»، ولی رضا نصر مشاور دولت اوباما در نیویورک‌تایمز خاطر نشان می‌کند «توافق هسته‌ای باید بتواند بر انتخابات مجلس و خبرگان ایران اثر بگذارد». تکلیف روشن است. باید جای پاهایی را که دشمن به واسطه آنها می‌خواهد در عمق جبهه ملت ایران شکاف بیاندازد، در میان مطبوعات و احزاب و برخی سیاسیون شناسایی کرد و این پناهگاه‌ها و پوشش‌ها را فرو ریخت یا بی‌اعتبار و انگشت‌نما کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رونمایی از موشک نقطه زن فاتح ۳۱۳

همزمان با ۳۱ مرداد روز صنعت دفاعی با حضور رئیس جمهور موشک نقطه زن فاتح ۳۱۳ درسازمان هوافضای وزارت دفاع رونمایی شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، موشک نقطه زن فاتح 313  با برد 500 کیلو متر بدست دانشمندان ، محققان و متخصصان افتخار آفرین سازمان هوافضای سازمان وزارت دفاع  و با بهره گیری از توانمندی های داخلی و خارجی و فناوری بومی طراحی و ساخته شده است .
در طراحی موشک نقطه زن فاتح 313 که نوع جدیدی از موشک جدید فاتح به شمار می رود علاوه برسبک سازی  بدنه آن نسل پیشرفته از پیشرانه های سوخت جامد، مرکب و سنسور که با دانش بومی طراحی شده در آن به کار گرفته شده است.
در آزمایش زوایای انجام شده توانمندی سیستم های بومی نصب شده در اصابت به هدف به اثبات رسیده است .
با توجه به آزمایش های موفق موشک نقطه زن فاتح 313تولید انبوه این محصول در دستور کار وزارت دفاع و پشتیبانی  نیروهای مسلح قرار گرفته است.
یاد آورد می شود با تولید این موشک ، ایران به جمع انگشت شمار کشورهای صاحب موشک با سوخت جامد، مرکب و نقطه زن با برد 500 کیلومتر پیوست.
 

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: نظامی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

برخلاف مصوبه مجلس صورت می‌گیرد ،بازگشایی غیرقانونی سفارت انگلیس در تهران

سفارت انگلیس در تهران، روز یکشنبه اول شهریور با حضور وزیر خارجه این کشور بازگشایی می‌شود.

در شامگاه شصت و دومین سالگرد کودتای 28 مرداد در ایران روزنامه گاردین در خبر کوتاهی اعلام کرد سفارت انگلیس در تهران پس از چند سال تعطیلی روز یکشنبه اول شهریور 94 با حضور وزیر خارجه آن کشور بازگشایی می‌شود!
این خبر کوتاه به سرعت در محافل خبری و رسانه‌ای دست به دست شد اما مقامات کشورمان که معمولا سفرهای مقامات خارجی را از چند هفته قبل با آب و تاب و ذوق‌زدگی مقدمه‌چینی می‌کنند، پس از پنهان‌کاری‌های اولیه، تنها به تائید خبر مذکور بدون هرگونه اظهارنظر دیگری اکتفا کردند!
ماجرای تعطیلی سفارت انگلیس
پس از فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 و همدستی سران و عوامل وطن‌فروش فتنه‌سبز با دشمنان قسم‌خورده ملت، اسناد و مدارک متقن و معتبری از دخالت سفارت انگلیس در آن ماجرا حکایت می‌کرد. دستگیری بعضی عوامل مرتبط با سفارت انگلستان که به نقش‌آفرینی در حوادث پس از انتخابات و خط‌دهی و جریان‌سازی آنها مشغول بودند، خشم و انزجار عمومی را از سیاستهای روباه پیر بیش از پیش کرد.
در سال 90 مجلس شورای اسلامی با تصویب ماده واحده‌ای دولت را به کاهش سطح روابط با انگلیس در حد کاردار ملزم کرد و فصل نوینی در روابط تیره آن دولت با کشورمان آغاز شد. از آن زمان انگلیس به  خیال آنکه تعطیلی سفارتش در ایران ضربه‌ای مهلک به کشورمان وارد خواهد کرد، همه اتباع خود را فراخواند و مدعی خسارت و غرامت شد و با همین بهانه سفارت آن کشور در ایران تعطیل شد.
 قانون چه می‌گوید؟
متن ماده واحده مجلس شورای اسلامی می‌گوید: «وزارت امور خارجه موظف است در چارچوب حفظ منافع ملی و دفاع از حقوق ملت بزرگ ایران ظرف دو هفته روابط سیاسی را با دولت انگلیس به سطح کاردار تنزل دهد و روابط اقتصادی و بازرگانی را نیز به حداقل ممکن برساند.»
تبصره یک: در صورت تغییر سیاست‌های خصمانه کشور مزبور، وزارت‌خارجه می‌تواند سطح روابط را ارتقاء دهد.
این مصوبه به روشنی از دلیل کاهش مناسبات دیپلماتیک بین ایران و انگلیس حکایت می‌کند که همانا «حفظ منافع ملی و دفاع از حقوق ملت ایران» است.
حال باید دید پس از 4 سال، احتمال خدشه‌دار شدن منافع ملی و پایمال شدن حقوق مردم از سوی انگلستان کم شده!؟ و آیا انگلستان از خوی استعماری و خباثت ذاتی خود دست برداشته که دولت یازدهم با چراغ خاموش درصدد گشایش سفارت آن برآمده است؟
 جنایت هسته‌ای
پاییز 89 زمانی که جان ساورز در مقام رئیس‌ دستگاه جاسوسی انگلیس (MI6)  مقابل دوربین رفت، برای افکار عمومی این سوال پیش آمد که کدام موضوع مهمی رئیس (MI6) را برای اولین‌بار در صد سال اخیر در انگلیس مقابل دوربین کشانده است.
برنامه هسته‌ای ایران مهم‌ترین موضوعی بود که صحبت‌های او را تشکیل می‌داد. جان ساورز اعلام کرد سازمان تحت ریاستش در حال «انجام عملیات جاسوسی» با هدف «توقف برنامه هسته‌ای ایران» است.
اما صحبت‌های او شاه کلیدی داشت که از اتفاقات آتی رمزگشایی می‌کرد. شاه کلیدی که به نظر می‌رسید فرمان آغاز یک عملیات جدید و غیرانسانی علیه مردم ایران باشد: «دیپلماسی برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران کافی نیست و باید به فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی برای مقابله با ایران ادامه داد.»
8 آذرماه 89 و تنها چند روز پس از این اظهارات، مجید شهریاری و فریدون عباسی از برجسته‌ترین و کلیدی‌ترین دانشمندان هسته‌ای ایران در دو عملیات جداگانه ترور شدند تا به زودی ترجمه عملی سخنان ساورز و مراد او از فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی علیه برنامه هسته‌ای ایران نمایان شود.
یکسال بعد در آذرماه سال 90 و در شرایطی که محافل دانشجویی آماده می‌شدند تا سالگرد شهادت شهید مظلوم و نامدار هسته‌ای ایران را برپا کنند، دولت انگلیس به عنوان اولین کشور تحریم‌کننده فعالیت‌های مالی با ایران در دور جدید تحریم‌ها علیه ایران، در روز اول آذرماه از توقف همکاری با موسسه‌های مالی ایران از جمله بانک مرکزی خبر داد. موضوعی که بسیاری آن را اعلام جنگ اقتصادی انگلیس علیه ایران قلمداد کردند.
اظهارات ساورز و اقدامات بعدی، آتش خشمی در دل مردم و مسئولان، برانگیخت که مثل دیگر جنایات پیشتر آنها، به این سادگی‌ها هرگز در دل‌های مردم خاموش نمی‌شود. مدتی بعد و همزمان با تشییع پیکر پاک شهید مهندس مصطفی احمدی‌روشن وزارت‌خارجه کشورمان با ارسال دو یادداشت اعتراضی شدید‌اللحن خطاب به دولت‌های آمریکا و انگلیس بر نقش آشکار آنها در وقوع این جنایت تاکید کرد و این کشورها را در قبال جنایات انجام شده علیه دانشمندان هسته‌‌‌ای ایران مسئول دانست.
در یادداشت اعتراضی ایران خطاب به دولت انگلیس که برای وزارت‌خارجه این کشور ارسال شده است، با اشاره به سخنان جان‌ساورز  رئیس سرویس اطلاعات خارجی این کشور در پاییز سال گذشته تاکید شده است که ترور دانشمندان هسته‌ای ایران بلافاصله پس از سخنرانی ساورز درباره آغاز عملیات اطلاعاتی علیه ایران انجام شده است.
در این یادداشت آمده است: «وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با مدنظر قرار دادن این واقعیت که روند عملیات ترور دانشمندان ایرانی دقیقا پس از اعلام این رویکرد دولت انگلیس از سوی آقای جان ساورز رئیس سرویس اطلاعاتی انگلیس آغاز شده است، لهذا مراتب اعتراض مجدد خود نسبت به پیامدهای رویکرد یاد شده دولت انگلیس را ابراز داشته و بر مسئولیت آن کشور در قبال این قبیل اقدامات تروریستی تاکید می‌ورزد.»
با آنکه انگلستان هرگز بخاطر جنایات فراموش ناشدنی‌اش در حق دانشمندان هسته‌ای کشورمان عذرخواهی نکرد اما متقابلا در برابر خشم جوانان انقلابی که «احساسات» آنها به تائید رهبر انقلاب هم رسید، ادعای غرامت و خسارت هم نمود!
 یک فهرست کوتاه!
برای آنها که روابط دیپلماتیک ایران و انگلیس را در تاریخ معاصر دنبال کرده‌اند،  جای کمترین تردیدی نیست که در همه این سال‌ها، انگلیس بعنوان دولتی خبیث و توطئه‌گر، در مقاطع مختلف ضربات کاری و ناجوانمردانه‌ای به کشور میزبانش زده و از ادامه آن نیز ابایی نداشته است.
بعنوان فهرستی کوتاه می‌توان به بخشی از سوابق دولت روباه پیر در ایران اشاره کرد.
1- جدا کردن افغانستان از ایران در سال 1857 براساس پیمان پاریس.
2- تحمیل قرارداد رویترز (1872) که براساس آن، ایران به مدت 70 سال کاملا به انگلستان فروخته شد. این قرارداد با مخالفت حاج‌ملا‌علی کنی؛ روحانی روشن ضمیر باطل شد اما انگلیسی‌ها مخفیانه به غارت منابع ایران مشغول شدند. قرارداد رویترز انحصار استفاده از معادن، جنگل‌ها، گمرکات و حق کشتیرانی رایگان در کارون را به انگلیسی‌ها می‌داد و عملا ایران را به مستعمره انگلیس تبدیل می‌کرد.
3- ایجاد فرقه‌های ضاله بابیت و بهائیت به قصد انحطاط مذهبی در ایران و تسلط بر این سرزمین.
4- جدا کردن بخشی از بلوچستان از خاک ایران در سال 1887.
5- تحمیل قرارداد تالبوت (انحصار توتون و تنباکو) به ایران، این قرارداد با حکم فقیه جامع‌الشرایط زمان؛ آیت‌الله میرزای شیرازی لغو شد.
6- تحمیل قرارداد لاتاری (تاسیس قمارخانه) به ایران از سوی میرزا ملکم‌خان که با مخالفت روحانیون ملغی شد. (1889 میلادی)
7- تحمیل قرارداد دارسی به ایران برای اکتشافات، استخراج و غارت منابع نفتی در سال 1901.
8- به انحراف کشاندن انقلاب مشروطیت و زمینه‌چینی برای اعدام آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری.
9- تحمیل قرارداد 1907 که براساس آن ایران بین انگلستان و روسیه تقسیم شد.
10- تحمیل قرارداد 1919 که براساس آن شمال ایران نیز زیر سلطه انگلستان قرار گرفت. این قرارداد با مجاهدت‌های آیت‌الله‌ مدرس بی‌اثر و کمتر از یکسال پس از انعقاد، لغو شد.
11- زمینه‌چینی، حمایت و پشتیبانی از کودتای رضاخان از طریق سیدضیاءالدین طباطبایی، روزنامه‌نگاری که عامل سفارت بریتانیا در تهران بود.
12- تحمیل قرارداد گس- گلشائیان در 1933 (1312 شمسی) که قرارداد دارسی را ظالمانه‌تر کرد. براساس این قرارداد حق بهره‌برداری از معادن، جنگل‌ها، معافیت گمرکی برای کالاهای کشاورزی بریتانیا، استفاده رایگان از نفت ایران برای نیروی دریایی انگلیس و خرید زمین‌هایی که در آن نفت کشف می‌شد به قیمت زمین عادی به انگلستان اختصاص یافت. از فروش نفت، 20 درصد به صورت اقساط به ایران تعلق می‌گرفت، آنهم در زمانی که ارزش لیره کاهش می‌یافت. ضمن اینکه انگلیسی‌ها همواره اطلاعات ناقص از عملکرد شرکت نفت ایران- انگلیس به طرف ایرانی می‌دادند. این قرارداد 60 ساله قرار بود تا سال 1372 شمسی، منافع نفت ایران را در اختیار انگلیسی‌ها قرار دهد که با انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 ملغی شد.
13- اشغال ایران در چارچوب حمله متفقین به ایران و تحمیل قحطی و فقر به ملت و وارد آوردن خسارات جانی و مالی فراوان.
14- کمک به فرار رضاخان از ایران و روی کار آوردن فرزندش.
15- مانع‌تراشی در راه تشکیل حکومت جمهوری در ایران طی سال‌هایی که حکومت محمدرضا شاه هنوز تثبیت نشده بود. (1941-1953)
16- نقش مستقیم در کودتای 28 مرداد 1332 (1953) برای همراهی با آمریکا.
17- نقش مستقیم در جدایی کل سرزمین‌های جنوبی خلیج‌فارس که در 1971 به جدایی کامل بحرین انجامید. بحرین آخرین قطعه از سرزمین‌های جنوبی خلیج‌فارس بود که از ایران جدا شد.
18- همراهی با آمریکا در سرکوب انقلاب اسلامی ملت ایران.
19- تحریک گروهک‌ها و قومیت‌ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران.
20- کمک به رژیم بعثی عراق برای حمله به ایران و ادامه این پشتیبانی‌ها در طول هشت سال جنگ.
21- حمله به سفارت ایران در لندن و شهادت دو کارمند ایرانی.
22- حمایت مستمر از گروهک‌ها و براندازان جمهوری اسلامی در 33 سال گذشته.
23- حمایت و پشتیبانی از سلمان رشدی، نویسنده کتاب موهن آیات شیطانی، انگلیسی‌ها سفارش‌دهنده، منتشر‌کننده و حامی کتاب و نویسنده‌اش بوده و هستند.
24- آموزش و تجهیز و پشتیبانی از بمب‌گذاری و دیگر اقدامات تروریستی در خوزستان و سیستان و بلوچستان در طی سال‌های پس از اشغال افغانستان و عراق.
25- حمایت از فتنه88 از طریق سفارتخانه‌اش در تهران، شبکه‌های رسانه‌ای همچون بی‌بی‌سی و راه‌اندازی شبکه‌های مختلف رسانه‌ای فارسی زبان در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی و انحطاط مذهبی ملت ایران. در جریان فتنه 88 چندجاسوس انگلیسی که به تحریک فتنه‌گران نیز می‌پرداختند دستگیر و محکوم شدند، ازکارکنان سفارت انگلیس در تهران بودند.
26- مشارکت فعال و اثرگذار در تحریم‌های ایران طی 33 سال گذشته.
27- زمینه‌چینی برای ترور دانشمندان هسته‌ای ایران (سخنان جان ساورز و اقدامات کوپر معاون اشتون)
28- حمایت از براندازان نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق دادن پناهندگی و مجوز اقامت دائم به آنها.
29- تجاوز ناوگان دریایی انگلیس به حریم دریایی ایران که به دستگیری  تفنگداران دریایی آنها از سوی مرزبانان ایرانی منجر شد.
این فهرست مختصر، تنها بخشی از  جنایات انگلیس است و این پرسش را در ذهن پدید می‌آورد که چرا با چنین سابقه‌ای، روابط ما با انگلیس، طبق طرح اولیه نمایندگان قطع نشد و در چرخشی عجیب تنها به کاهش سطح روابط رای داده شد؟!
 بازگشایی چراغ خاموش!
اکنون و پس از 4 سال، ناگهان با خبری از سوی منابع غربی مبنی بر بازگشایی قریب‌الوقوع مواجه شده‌ایم! اما به راستی چرا مقامات ذوق‌زده داخلی، این خبر را که برای آنها قطعا از سفر فلان هیات دون پایه تجاری و فرهنگی اهمیت بیشتری داشته، پنهان کرده‌اند!؟
در این رابطه، به نظر می‌رسد مقامات دولتی، پس از هشدار صریح و بی‌پرده اخیر رهبر معظم انقلاب درباره خطر نفوذ دشمن و برشمردن مجدد نقش خباثت‌های انگلستان، از بیم مخالفت عمومی و تجمع‌های مردمی و دانشجویی در مخالفت با بازگشایی سفارت، این موضوع را پنهان کردند و به نظر می‌رسد اگر گاردین موضوع را لو نداده بود، مقامات رسمی باز هم آن را پنهان می‌کردند! اما دلیل دیگری هم می‌توان بر این پنهان‌کاری برشمرد و آن ادعای دولت متکبر و جنایتکار انگلیس برای اخذ غرامت از ایران بود! شاید دولت برای فرار از پاسخگویی به افکار عمومی  و شفاف‌سازی غرامت احتمالی داده شده به انگلیس بود که این موضوع را پنهان کرد! و البته به این دلایل، درخواست انگلستان برای تجهیز سفارتش به دستگاه‌های پیشرفته - که از دید مسئولان امنیتی کشورمان، اسباب و وسایل جاسوسی قلمداد می‌شوند! - مدتی موضوع مناقشه بود و اکنون معلوم نیست سرنوشت آن درخواست به کجا انجامیده است!؟
اکنون باید از دولت یازدهم پرسید، کدام حمایت و کدام روی خوش در ماجرای مذاکرات هسته ای از دولت انگلستان مشاهده شد که اینگونه فرش قرمز زیر پای آنها پهن می‌کنید؟! آیا تغییر رفتار محسوس و حسن نیتی از آن کشور دیدید!؟ ذکر این نکته خالی از لطف نیست که به نظر می‌رسد مقامات و رسانه‌های انگلیسی هم از گشایش مجدد سفارت کشورشان در ایران شگفت‌زده‌اند به گونه‌ای که گاردین نوشت: «بازگشایی سفارتخانه انگلیس در تهران گامی رو به جلو محسوب می‌شود اما فیلیپ هاموند باید به رویدادهایی از قبیل کودتای تحت حمایت انگلیس در تهران در سال 1953 اذعان کند(!)»
این گزارش می‌افزاید: «زمانی که وزیر امور خارجه انگلیس روز یکشنبه برای بازگشایی سفارتخانه انگلیس در تهران پس از تعطیلی حدوداً چهار ساله به ایران سفر کند، بی‌شک او از آغازی جدید سخن خواهد گفت. در حال حاضر، ایران توافق هسته‌ای را امضا کرده است که سبب محدود شدن برنامه هسته‌ای‌اش می‌شود و این آغازی برای انعقاد قراردادهای تجاری جدید، فرصت‌های جدید و فصلی جدید محسوب می‌شود. این رویکرد ممکن است در ورای انگیزه تجار انگلیسی برای سفر به تهران قرار داشته باشد و آنها ممکن است به چشم‌انداز فروش تجهیزات میدان‌های نفتی یا خدمات مالی چشم داشته باشند اما ایرانی‌ها به آسانی تاریخ را فراموش نخواهند کرد.»
اکنون باید پرسید، مقامات دولت یازدهم، به اندازه گاردین دغدغه عذرخواهی و اصلاح رفتار انگلیس را داشته‌اند یا صرفاً و به سیاق گذشته از سفر یک مقام اروپایی به ایران ذوق زده‌اند!؟

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

نامه سرگشاده سلیمی نمین به هاشمی رفسنجانی

عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در نامه سرگشاده‌ای به آیت الله هاشمی رفسنجانی، اظهارات نامبرده در گفت‌و‌گو با روزنامه گاردین را که معمولاً به‌نقل از وی، مطالب حاشیه سازی را منعکس می‌کند، به نقد کشید. متن این نامه به‌شرح ذیل است:

سرور ارجمند جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

با سلام، مصاحبه اخیر جناب‌عالی با روزنامه گاردین (در تیرماه) و تکرار برخی مواضع اتخاذ شده در سخنرانی برای مدیران و رؤسای آموزش و پرورش مرا بر آن داشت تا نکاتی را به‌لحاظ تاریخی خدمتتان عرضه دارم.

حضرت‌عالی به‌عنوان سیاستمداری برجسته و باسابقه به‌خوبی مطلعید که چرا در دهه اول انقلاب، امام خمینی و در دهه دوم، آیت‌الله خامنه‌ای ورود به تعاملات سیاسی با آمریکا در چارچوب نظام بین‌الملل را پرمخاطره می‌دانستند و مسئولان کشور را از غلتیدن در این وادی به‌شدت پرهیز می‌دادند. اما همان‌گونه که اذعان خواهید داشت همزمان با قدرتمند شدن نهال نوپای استقلال در ایران، به‌عنوان یک مدل حکومتی غیرهمگون با نظام سلطه (یعنی همان نظام کدخدای حاکم بر دهکده جهانی!!) ما می‌بایست جایگاه خودمان را در جهان، تعریف و سپس تثبیت می‌کردیم؛ به‌عبارت دیگر زمانی وارد تعاملات و گفت‌وگوهای سیاسی شدیم که حتی محتاط‌ترین جریانات داخلی نیز تهدیدات نظامی واشنگتن را به‌سخره می‌گرفتند؛ بنابراین نمایندگان ایران‌ ــ چه در دولت دهم و چه در دولت یازدهم‌ ــ با اطمینان از این‌که در صورت نرفتن زیربار فشار سیاسی آمریکا، این کشور هرگز قادر به توسل به حربه نظامی نیست این اعتماد به نفس را می‌یافتند که با قاطعیت بیشتری بر مطالبات به‌حق ملت تأکید ورزند. این فضای مطلوب در شرایطی به دست آمد که ایران علاوه بر استحکام جبهه داخلی خود از اهرم‌های مؤثری نیز در سطح بین‌الملل برخوردار شد که از آن جمله‌اند: الف ــ دست‌یابی به توان دفاعی چشمگیر و مؤثر، و انتقال این دانش دفاعی بومی به سایر کشورهای هم‌موضع با ایران و اثبات عملی این‌که در مواجهه با هر تهدیدی متقابلاً قدرت ویران کردن پایگاه استراتژیک جهان سرمایه‌داری در منطقه یعنی اسرائیل را داراست. ب ــ آمریکا در دهه‌های اول و دوم همواره برای از سرگیری روابط سیاسی با ایران پیش‌شرط‌هایی را مطرح می‌ساخت که ناقض استقلال و آزادی این مرز و بوم بود؛ شروطی همچون ضرورت تغییر قانون اساسی، تغییر سیاست خارجی و ... اما در پایان دهه سوم همزمان با بروز مظاهر قدرت منطقه‌ای ایران دیگر کمتر شاهد طرح چنین شروطی بوده‌ایم. ج ــ در دهه چهارم ایران توانست در سطح قدرت‌نمایی‌های بین‌الملل به تقابل آشکار با برنامه و طرح‌های مداخله‌جویانه آمریکا برای برهم ریختن نقشه منطقه ــ که البته هدف نهایی آن تسلیم تهران در برابر جبهه حامیان اسرائیل بود ــ بپردازد و عملاً توان سیاسی و نظامی واشنگتن و متحدانش را در چند نقطه تعیین کننده و مهم زمین‌گیر سازد؛ تا جایی که به‌امید تغییر در جهت‌گیری‌ها، و مخدوش شدن پایگاه قدرت، ایران رسماً به مبارزه مشترک با تروریسم از سوی کاخ سفید دعوت شد، آن هم تروریست‌هایی که قرار بود در قالب اختلافات مذهبی، جنگ داخلی را حتی تا درون مرزهای ما بکشانند و مرزبندی‌های جهان اسلام با صهیونیست‌ها را بر هم زنند. طبیعی بود که این پیشنهاد سخاوتمندانه(؟!) یعنی «همکاری مشترک در موضوعی مبتلابه جامعه جهانی» به‌دلیل وجود قرائن عدیده در زمینه نقش‌آفرینی غیرآشکار کاخ سفید در پیدایش داعش و تداوم حیات آن، مورد پذیرش رهبری ایران قرار نگیرد. اما نفس فاصله فاحش بین تعیین پیش‌شرط‌های ناقض استقلال برای برقراری هر نوع ارتباطی تا ارائه پیشنهاد مبارزه مشترک با تروریسم، برای هر صاحب‌نظر سیاسی بسیار قابل تأمل است، آیا چنین موقعیتی جز از طریق شناخت مزیت‌های قدرت و تقویت تدریجی و آرام آن از یک سو و عدم شتاب‌زدگی در ورود به عرصه‌های پیچیده سیاسی قبل از تسلط بر مکانیزم‌های آن و دست‌یابی به پشتوانه‌های متناسب ممکن بوده است؟

بنا بر اعتراف بسیاری از تحلیلگران حتی غربی، ایران امروز مزیت‌های خود را در نظام بین‌الملل به‌خوبی شناخته و به‌گونه‌ای آن را مدیریت می‌کند که هر زمان آمریکا با اتکا به اهرم‌های مختلف (پرهزینه‌ نظامی مستقیم یا نیابتی غیرمستقیم) وارد این قلمرو شده نتیجه نهایی را کاملاً به ایران واگذار کرده است.

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! با توجه به این واقعیت که جناب‌عالی قبل از ورود به این مرحله خواهان برقراری رابطه با بزرگترین حامی صهیونیست‌ها بوده‌اید و در دهه اول و دوم پیدایش انقلاب اسلامی به‌طرق مختلف سعی در عملی ساختن این تمایلتان داشته‌اید، باید دید آیا مذاکراتی که از نیمه دولت دهم با محوریت موضوع هسته‌ای با آمریکا آغاز شد و در نیمه دولت یازدهم ما را به نتایجی نایل ساخت، دنباله همان نسخه‌ای است که حضرت‌عالی برای برون‌رفت از برخی مشکلات می‌پیچیدید یا کاملاً با آن در تعارض است.

اگر خاطر مبارک باشد در ابتدای دهه دوم عمر جمهوری اسلامی معاون حضرت‌عالی (به‌عنوان رئیس‌جمهور وقت) ضرورت مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح ساخت که هیچ‌گونه واکنشی را از جانب شما در پی نداشت، اما چون در این مقطع مقامات کاخ سفید شروط تحقیرآمیزی را بدین منظور تعیین کرده بودند با مخالفت علنی رهبری مواجه شد. اما بعدها عنوان داشتید که در زمان رهبری امام هم معتقد به رابطه با آمریکا بوده و نامه‌ای در این زمینه خدمت ایشان تسلیم داشته‌اید؛ آقای فاضل موسوی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر با اشاره به دیدار اعضای فراکسیون اقلیت مجلس با جناب‌عالی در این باره می‌گوید: «در این جلسه یکی از حاضران در خصوص صحبت‌های اخیر هاشمی رفسنجانی در مورد رابطه با آمریکا سؤال کرد که وی در پاسخ گفت که در زمان حیات حضرت امام خمینی(ره) نامه‌ای به ایشان نوشتم که من در ۷ مورد به مهمترین مسائل و مشکلات آن زمان اشاره کردم و از امام خواستم که به این مسائل رسیدگی کنند و مشکلات حل شوند... در این دیدار رئیس‌ مجمع تشخیص نظام به اعضای فراکسیون اقلیت گفت که اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتماً امام در همان زمان پاسخ مرا می‌داد». (سایت تاریخ ایرانی، پنج‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۱)

این تلاش برای همراه نشان دادن حضرت امام با تشخیص حضرت‌عالی پیرامون حل مشکلات کشور، بهترین گواه بر آن است که رهبر فقید انقلاب هرگز ارائه طریق شما را راه برون‌رفت از مشکلات کشور نمی‌دانستند؛ از این‌رو نه تنها در زمان حیاتشان اقدامی در جهت برقراری رابطه با آمریکا ننمودند بلکه براساس مواضع اتخاذی تا پایان عمر هرگونه رابطه با آمریکا را منوط به تغییر ماهیت این کشور اعلام داشتند: «این‌ها می‌خواهند یک هیاهو راه بیندازند تا با آمریکا روابط داشته باشیم و ما دست از صدام برداریم و ما تا آخر ایستاده‌ایم و با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان و نخواهد دستش را به‌طرف خلیج فارس دراز کند. مادامی که آمریکا این‌طور است و آفریقای جنوبی آن‌طور عمل می‌کند و اسرائیل هست، ما با آن‌ها نمی‌توانیم زندگی بکنیم». (صحیفه امام ــ مجموعه آثار امام خمینی ــ ج۱۹، ص۹۵)

بنابراین براساس نظر امام ارتباط با آمریکا قبل از تغییر ماهیت آن، نه تنها از مشکلات نمی‌کاهد بلکه موجب می‌شود که ایران نتواند پایگاه خود را در معادلات جهانی قدرت تثبیت کند. در صورتی که دیدگاه حضرت‌عالی بر جهت‌گیری‌های کشور غلبه می‌یافت قطعاً ایران نمی‌توانست به کانون قدرت مخالفان جبهه طرفداران اسرائیل تبدیل شود، یعنی دقیقاً همان قدرتی که در مذاکرات محدود با آمریکا بر سر موضوع هسته‌ای نقطه قوت جدی ایران به حساب می‌آمد.
برخی سیاسیون گرد‌آمده اطراف جناب‌عالی بعد از انقلاب راه حل مشکلات کشور را در ایجاد ارتباط با آمریکا می‌پنداشتند؛ لذا برای نیل به این امر حاضر بودند حتی از بعضی آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز عدول کنند. بهترین گواه بر صحت این ادعا مطالبی است که گاه و بیگاه در طیفی از رسانه‌های مکتوب داخلی ‌اندر ضرورت تغییر مواضع کشور در مورد اسرائیل مطرح می‌شود. از منظر این حضرات، مدلی چون دولت کنونی ترکیه مطلوب است که برای جلب رضایت مردم مواضعی تبلیغاتی علیه اسرائیل به نمایش درمی‌آورد، اما در صحنه عمل نه تنها هیچ‌گونه اقدامی که جبهه طرفداران اسرائیل را خوش نیاید نمی‌کند، بلکه برای استمرار کمک‌های مالی آمریکا حتی در پنهان همکاری اطلاعاتی با صهیونیست‌ها تداوم می‌یابد. شاهد دیگر بر این مدعا آن که این افراد در وضعیتی که واشنگتن شروط ناقض استقلال را برای ارتباط مطرح می‌ساخت (از جمله تغییر سیاست نسبت به اسرائیل) پیشگام در ارائه پیشنهاد رابطه با آمریکا می‌شدند و در نهایت، وقتی دولتمردی به‌جای تأکید بر این امر که همه مشکلات می‌تواند با همت والای ملت ایران حل شود، به‌صورت علنی و آشکار آن را در گروی رابطه با آمریکا اعلام می‌داشتند، آیا به‌راستی این نحو عملکرد، موضع دشمن را تقویت می‌کند یا در راستای تأمین منافع ملی قرار دارد؟ پاسخ کاملاً روشن است، مگر این‌که به این باور رسیده باشیم که آمریکا دیگر آن کشور سلطه‌جو، چپاولگر، مداخله‌جو، قانون‌گریز، سرکوبگر ملت‌ها، حامی دیکتاتورها در طرح‌ها و اشکال مختلف و تروریست و تروریست‌پرور نیست. نمی‌خواهم در مورد جنگ، پیشنهاد واگذاری اروندرود به صدام و مخالفت امام را مطرح کنم، اما اشاره به این نکته کافیست که نشان دهد آسایش طلبان بعضاً میزان پایبندی‌های خود را آشکار ساخته‌اند!

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! مطمئن باشید اگر در دوران امام بحث ضرورت رابطه با آمریکا را برای حل مشکلات کشور به‌صورت علنی مطرح می‌ساختید با واکنش آن پیر دوران مواجه می‌شدید، اما نه تنها منویات خویش را به‌صورت آشکارا بیان نمی‌کردید بلکه عکس آن موضع می‌گرفتید، برای نمونه، در مراسم سالگرد گرامی‌داشت روز ۱۳ آبان در مورد سفر مک‌فارلین به تهران گفتید: «ما گفتیم بروید همان جا، این جا جای این حرف‌ها نیست، ما با آمریکا قهریم، ما با شما در جنگ هستیم، شما آتش‌افروز این جنگ هستید، ما چطور بیاییم و با شما ملاقات کنیم و با شما حرف بزنیم، مگر ما یادمان رفته که برژینسکی با دولت موقت ما در الجزایر ملاقات کرد و دولت موقت را آب برد». (روزشمار جنگ ایران و عراق، ماجرای مک‌فارلین، جلد چهل و چهارم، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سال ۱۳۸۰، ص۵۸۵)

اگر به‌درستی معتقدید آمریکا در ستیز با ماست و برای درهم شکستن روحیه استقلال‌طلبی ملت ایران آتش‌افروزی‌های بسیاری کرده است چرا نزدیکانتان با اظهاراتی از موضع ضعف، این دشمن را جسورتر می‌سازند؟ آیا با اعلام این‌که حل مشکلات کشور در گروی ارتباط با آمریکاست بر جسارت چنین بدخواهی نمی‌افزاییم؟

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! در مصاحبه‌ها و اظهارات اخیرتان به‌گونه‌ای سخن گفته‌اید که گویا سیاست «مذاکره محدود به موضوع هسته‌ای با آمریکا» در تداوم باور شما به تجدید رابطه با آمریکا از دوران امام تاکنون است و در سخنرانی خود در جمع مدیران آموزش و پرورش گشوده شدن باب مذاکره با آمریکا به‌عنوان یک تحول را نتیجه رأی دادن مردم به یکی از شخصیت‌های مورد قبولتان عنوان داشته‌اید. به‌گزارش «نامه‌نیوز» از این سخنرانی: «هاشمی با تأکید بر این‌که ادامه تحول مهم است، اظهار داشت: ادامه این راه سخت است و مردم باید از تحولی که ایجاد کرده‌اند پایداری و حراست کنند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: یکی از جاهایی که این تحول بروز کرد و از کارهایی بود که نمی‌گذاشتند انجام شود و هنوز هم برای انجام نشدن آن دست و پا می‌زنند مسئله مذاکره با آمریکا بود و هم‌اکنون می‌بینید که تابوی مذاکره با آمریکا شکست». (نامه‌نیوز: سه‌شنبه ۹۴.۵.۱۳)

اجازه دهید در این زمینه چند سؤال را مطرح سازم؛ ۱ ــ آیا مذاکره با آمریکا حول یک موضوع خاص مسبوق به سابقه نبوده است؟ ۲ ــ آیا گشودن باب مذاکره محدود به موضوع هسته‌ای با مقامات کاخ سفید ربطی به رأی مردم در انتخابات ۹۲ داشته است؟ ۳ ــ قطب‌بندی و جدال فرضی موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا در کجا عینیت یافته و چگونه موافقان در این کشاکش غالب شده‌اند؟ ۴ ــ آیا تاکنون سابقه داشته است چنین تصمیماتی در جدال بین دارندگان گرایش‌های مختلف تعیین تکلیف شود؟ ۵ ــ از چه رو عنوان تابو بر مذاکره با آمریکا در دهه اول و دوم انقلاب می‌گذارید، مگر شخص جناب‌عالی در دوران امام مذاکره با آمریکا را دست‌کم در بیان به‌زیان ملت عنوان نمی‌کردید؟

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! البته در ادامه اظهاراتتان تلاش می‌کنید خیلی هم از واقعیت دور نشوید: «البته مذاکرات پیش از انتخابات با نامه‌ای که سلطان قابوس برای ایران آورد با نظر مثبت رهبری آغاز شد و یک تیم در سطح پایین در عمان با آمریکایی‌ها مذاکره کردند (کرد) ولی چون تیم قوی نبود و حمایت مردمی نیز پشتوانه آن قرار نداشت بی‌ثمر بود؛ در واقع مردم خبر نداشتند که حمایت کنند و دلواپسان خبر نداشتند که مخالفت کنند». (همان)

به این ترتیب می‌خواهید با بیان بخشی از واقعیت در چارچوب شاکله تحلیلی خود این‌گونه وانمود سازید که پرونده مذاکرات در قبل از انتخابات ۹۲ بسته شد، سپس با گرایشی متفاوت همزمان با روی کار آمدن دوستان شما گشوده شد و این بدان معنی است که به‌تعبیر شما تابوی مذاکرات در راستای نسخه‌پیچی ارتباط با آمریکا برای حل مشکلات کشور شکسته شده ‌است.

اگر کسی از حضرت‌عالی بپرسد: «به‌فرض که مردم (چه موافقان و چه مخالفان) از گفت‌وگوی دوطرفه نمایندگان ایران و آمریکا مطلع نشده باشند، مگر بعد از توافقات حاصله در عمان به‌صورت کاملاً آشکار، آمریکا به جمع مذکرات هسته‌ای نپیوست و عنوان ۱+۵ ابداع نشد»، چه پاسخی خواهید داد؟ تنها یک نکته در این اظهارات برای اهل نظر قابل تأمل است و آن این‌که حضرت‌عالی و دوستانتان با عدم تمکین به قانون و نپذیرفتن نتیجه انتخابات ۸۸ موجب تضعیف موقعیت تیم ایرانی در مذاکرات شدید. قطعاً اگر طرف شکست خورده در انتخابات ۹۲ نیز همان رفتار غیراصولی را پی می‌گرفت هرگز دولت یازدهم نیز نمی‌توانست بهره لازم را از مذاکرات ببرد.

نتیجه‌ای که از این بحث عاید می‌شود این‌که اولاً مذاکرات با آمریکا با درخواست واشنگتن و موافقت رهبری رسماً و علناً در دولت دهم آغاز شد که البته مقدماتی غیرعلنی در عمان داشت. تیم اعزامی ما به این کشور چه ضعیف بوده و چه قوی، مذاکراتش بی‌نتیجه نبود بلکه از این مقطع به بعد آمریکا رسماً در چارچوب ۱+۵ وارد گفت‌وگو با ایران شد. ثانیاً رهبری در رسیدن به این تشخیص که گفت‌وگوی محدود با آمریکا منطبق بر مصالح ملی است، نه متأثر از موافقان بوده و نه مخالفان، بلکه به‌دور از هیاهوهای سیاسی به اتخاذ تصمیم می‌پردازد. ثالثاً صرف‌نظر از میزان تبعیت موافقان و مخالفان از تصمیمات حوزه رهبری، این واقعیت بر همگان روشن شده است که ولی فقیه به هیچ وجه زیر بار فشار‌های سیاسی مخالف آرمان‌ها و مصالح عمومی نخواهد رفت. در گذشته امام زیربار نامه حضرت‌عالی نرفت، آیت‌الله خامنه‌ای نیز متأثر از جوسازی‌ و نامه متحدان بعدی شما در مجلس ششم عمل نکرد و ... .

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! چگونه قادر خواهیم بود نتایج مذاکرات محدود با آمریکا حول موضوع هسته‌ای را در تداوم نسخه‌پیچی ارتباط با آمریکا در گذشته آن هم از موضع ضعف مطلق بدانیم؟ هرچند نامه حضرت‌عالی به امام در مورد ضرورت ارتباط با آمریکا در دست نیست که در مورد آن به قضاوت بنشینیم، اما نامه مشابه متحدان و همفکران امروز شما در اختیار همگان قرار دارد، آن‌جا که می‌نویسند: «شکاف‌های سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشکار دولت ایالات متحده آمریکا (به‌عنوان قدرتی که در برابر خود مانعی نمی‌بیند) برای تغییر نقشه ژئوپولتیک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر این برنامه است... اگر جام زهری باید نوشید قبل از آن‌که کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود». (نامه سرگشاده ۱۲۷ نماینده مجلس به مقام رهبری، ۳۱ اردیبهشت ۸۲)

آیا اگر امام و رهبری تسلیم این‌گونه فشارها می‌شدند مشروعیت خود را نزد مردم از دست نمی‌دادند؟ صرف‌نظر از این مهم، تجربیات گذشته ثابت می‌کند هرگونه موضع علنی مبنی بر نیاز ما به داشتن رابطه با آمریکا حتی اگر مبتنی بر مطالعات دقیق باشد نتیجه عکس مصالح ما را به بار آورده است و هر زمان، ما بر مقاومت در برابر زورگویی‌های این کشور تأکید ورزیده‌ایم ــ با توجه به آن‌که موقعیت ما را میان ملت‌های معتقد به ایستادگی در برابر اسرائیل تقویت می‌کند ــ واشنگتن وادار به عدول از سرکشی‌هایش در برابر ملت ایران شده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان دانشگاه‌های استان یزد ضمن بیان صریح این مطلب «آن روزی که رابطه با آمریکا مفید باشد اول کسی که بگوید رابطه با آمریکا را ایجاد بکنید خود بنده هستم»، فرمودند: «یکی از سیاست‌های اساسی‌مان قطع رابطه با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلی ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشوری، یا هر دولتی داشته باشیم... آن چیزی که می‌تواند خطر دشمن را ضعیف کند، نمایش قدرت‌ شماست، نه نمایش ضعف شما، نمایش ضعف شما دشمن را تشجیع می‌کند. آن چیزی که ممکن است جلوی خودسری و خودکامگی دشمن را بگیرد، این است که احساس کند شما قدرتمندید. اگر احساس کند ضعیفید، بدون مانع، هرکاری که بخواهد می‌کند». (سایت رهبری، ۱۳۸۳.۱۰.۱۳)

بنابراین بحث مذاکره با آمریکا حتی ارتباط با آن تابو نیست، یک مسئله پیچیده سیاسی در ارتباط با قدرتی است که همزمان می‌تواند در لایه‌های مختلف عمل کند، همچنان که جناب‌عالی به آن اذعان داشته‌اید از صدام بهره می‌گیرد تا به‌صورت نیابتی جنگی را بر ملت ایران تحمیل کند، از مجاهدین خلق و سایر گروه‌های مسلح بهره می‌گیرد تا شخصیت‌های تراز اول جمهوری اسلامی را ترور کند، در داخل، سازمان‌های مخفی مرتبط با خود همچون فراماسونری را دارد که می‌توانند جنگ‌های روانی متنوعی را علیه جریان استقلال‌خواه از سلطه‌اش سامان دهند و ... در برابر چنین قدرتی می‌بایست به‌گونه‌ای عمل کرد تا نتواند از اهرم‌های متنوع نظامی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی برای تحمیل اراده‌اش استفاده کند. اگر خاطر مبارک باشد آمریکا در سوریه به‌گونه‌ای پیچیده عمل کرد که شخصیت باسابقه‌ای چون شما در عرصه سیاست، ابتدا از این جنگ افروزی تلقی مسئله داخلی داشت. خوشبختانه طولی نکشید که ابعاد پیچیده پشت‌صحنه روشن شد. جای سپاس دارد که حضرت‌عالی در مصاحبه با گاردین دیگر بحران این کشور را یک مسئله داخلی اعلام نمی‌کنید: «س ــ با توجه به اوضاع سوریه و این‌که ایران رابطه خوبی با آن کشور دارد، آینده سوریه را چگونه می‌بینید؟ ج ــ بالاخره الآن سوریه مورد تهاجم گروه‌های فراوان تروریست‌ها هست و ما هم با تروریست‌ در هر جا که باشد، مخالف هستیم. س ــ پس آن بحث بمباران شیمیایی چه می‌شود؟ ج ــ بارها گفتیم که استفاده از سلاح شیمیایی (را) از طرف هرکسی که باشد محکوم می‌کنیم». (روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴، شماره ۱۰۳۵۴، ص۸)

در این مصاحبه با وجود برداشتن گام مهمی در جهت اصلاح موضع قبلی‌تان همچنان برخی ادعاهای بی‌اساس در مورد سوریه را به‌گونه‌ای تأیید می‌کنید، زمانی که برای اولین بار در مجمع تشخیص مصلحت نظام این ادعا مطرح شد حتی برخی علاقه‌مندان جدی شما در این مجمع همچون آقای دکتر ولایتی بر حضرت‌عالی خرده گرفتند: آیا دلیلی بر اثبات ادعای غربی‌ها دارید؟

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! در مورد سوریه با آن‌که اکنون به‌خصوص بعد از تکرار حرکت مشابه در عراق هیچ‌کسی تردید‌ی ندارد که یک اقدام نیابتی طراحی شده توسط آمریکا، هدفی بلند در جهت تقویت موقعیت اسرائیل را دنبال می‌کرده است، باز هم شما می‌خواهید حرفی متفاوت بزنید ولو اینکه منشأ آن ادعا جنگ افروزان غربی باشند و با آن خود را متمایز سازید. پرسش اصلی از حضرت‌عالی آن است: چرا در سال‌های اخیر می‌خواهید خود را با تفاوت‌هایی با امام و رهبری در تاریخ به ثبت رسانید؟ اشتراکات شما با این دو بزرگوار بسیار فراوان است. فراموش نکنید بر اساس این اشتراکات منشأ خدمات بسیاری بوده‌اید. هیچ‌کس حتی منتقدان شما نمی‌توانند این همراهی با رهبری را نادیده بگیرند، اما ابهام برای من و امثال من در آن است که چه‌کسانی سعی می‌کنند شما را با افتراقاتتان تبلیغ کنند؟ سودبرندگان از چنین ترسیمی چه‌کسانی‌اند و آیا کمترین ارادتی به حضرت‌عالی به‌طور اخص و نظام جمهوری اسلامی به‌طور اعم دارند یا خیر؟ آقای هراتی را از یاد نبرده‌اید که تا جایگاه مشاورت شما بالا کشیده شده بود، آیا وی کمترین ارادتی به امام و نظام جمهوری اسلامی داشت؟

در خاتمه ضمن پوزش از تصدیع، توفیق روزافزون شما را در راه خدمت به اسلام و مسلمین از خداوند متعال خواهانم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

سرلشکر جعفری : تحقق سخنان برخی مسئولان یعنی فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی و انقلابی ایران است

فرمانده کل سپاه در واکنش به سخنان برخی از مسوولین گفت: تحقق سخنان برخی از مسوولین به معنی آغاز فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی و انقلابی ایران است.

به گزارش خبرگزاری مهر، سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری در حاشیه جلسه قرارگاه تحول و تعالی سپاه در واکنش به سخنان اخیر برخی از مسوولین اظهار کرد:برخی معتقدند رفتارهای ما باید در چارچوب اراده ی دشمن تنظیم شود و می گویند ما هر طوری که می خواهیم نمی توانیم حرف بزنیم و عمل کنیم؛ چون دیگران در مقابل ما واکنش نشان می دهند!!

وی تصریح کرد: این اولین آثار زیر سؤال بردن عزت نظام و شور و شعور جامعه انقلابی و ملت مقاوم ما است که در اوج قدرت باید بر اساس این دیدگاه، رفتار خود را با عمل دشمن تنظیم کنیم!! و به تعبیری صریح تر این یعنی آغاز فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی و انقلابی ایران.

سرلشکر جعفری در ادامه با بیان اینکه تعالیم اهل بیت علیهم السلام و منش سیاسی حضرت امام (ره) به ما می آموزد باید آزاد، مستقل و قدرتمند، به دستاورد آینده انقلاب، یعنی تمدن اسلامی بیاندیشیم و در مقابل نفوذ و اراده ی دشمنان مستحکم و پایدار ایستادگی کنیم گفت: کسانی که می خواهند با این سخنان مغایر با اصول انقلاب و فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، روزنه های جدیدی را برای نفوذ بیگانگان در کشور بگشایند، بدانند هرگز اجازه ی رشد و پیاده سازی چنین تفکری را نخواهیم داد.

وی همچنین پیرامون سخنانی که تضعیف شورای نگهبان را به دنبال دارد گفت: اینگونه گویش ها که در آن تضعیف ارکان مؤثر انقلاب مثل شورای نگهبان را در پی دارد، خدشه به وحدت ملی و شعار برگزیده ی سال یعنی همدلی و همزبانی است.

فرمانده کل سپاه تأکید کرد: کسانی که از مسیر همین شورا و با بلند نظری و منش غیر جناحی اعضای آن، فرصت ظهور در عرصه ی مدیریت کشور را یافته اند، باید گفتار سنجیده تری داشته باشند.

سرلشکر جعفری با اشاره به سفارش امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه « نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی خود عدول می کند» اظهار داشت: به مسوولان محترم نظام توصیه می کنیم این سفارش حضرت امام (ره) را مشی خود قرار داده و اجازه ندهند برای جلب رضایت نسبی نظام سلطه و شیطان بزرگ، باورها و ارزش های انقلابی جامعه زیر سوال برده شود.

وی در پایان تأکید کرد: سپاه پاسداران در کنار مردم غیور و با ایمان ایران اسلامی محکم ایستاده است و به برکت این ایستادگی و همدلی و همزبانی، اجازه نفوذ سلطه گران را در هیچ عرصه ای به یاری خدای بزرگ نخواهیم داد

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

هاشمی :این‌قدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا ده میلیارد خرج می‌کنیم، ممکن است از قبل آن، پانصد میلیون هم اختلاس شود.

وقتی اختلاس 500 میلیونی در ساخت یک سد مهم نباشد، در این صورت می‌توان گفت مهدی هاشمی هم بی‌گناه و مظلوم است.
رجانیوز ضمن مرور برخی مواضع اقتصادی هاشمی نوشت: دفاع حداکثری هاشمی رفسنجانی از پسرش قبل از ورود به زندان، ثابت کرد که این شخص خود هاشمی رفسنجانی است که اصرار دارد هیچ مرزبندی با مفاسد پسرش نداشته باشد و تمام قد از یک مجرم امنیتی و اقتصادی دفاع کند.
هاشمی می‌توانست با اعلام برائت از مفاسد گسترده و متعدد فرزندش، هزینه آنها را به پای خود ننویسد و مانند بسیاری دیگر از بزرگان انقلاب مسیر خود را از انحرافات آشکار فرزندش جدا سازد اما وی با دفاع از مهدی نشان داد که اتفاقا عامل اصلی رشد و تربیت چنین فرزندی عملکرد خودش بوده است! چنانکه اگر قرار باشد نسبت به اوج گرفتن اشرافیت و مفاسد اقتصادی در سالهای بعد از جنگ ریشه‌یابی کنیم، متوجه می‌شویم که بیشترین هشدارها دراین‌باره را رهبر انقلاب در سالهای سازندگی بیان کرده و از مسئولان وقت به کرات خواسته‌اند تا نگذارند اشرافی‌گری، حیف و میل بیت‌المال، مفاسد اقتصادی و... در میان مسئولان و ارکان حاکمیت رواج یابد:
«عده‌ای سازندگی را با مادیگرایی، اشتباه گرفته‌اند... امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده‌پرستی می‌کنند. آیا این سازندگی است؟» (24 تیر 1371)
اما جالب اینکه دقیقا در همان برهه هاشمی رفسنجانی طی مصاحبه‌ای صراحتا گفتمان فکری خود و یارانش را به اسم سازندگی، اینطور تبیین می‌کند: «این‌قدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا ده میلیارد خرج می‌کنیم، ممکن است از قبل آن، پانصد میلیون هم اختلاس شود. اما این سد برای کشور می‌ماند و هیچ‌کس نمی‌تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.» (کتاب بی‌پرده با هاشمی، مصاحبه قدرت‌الله رحمانی با هاشمی. ص184)
رجانیوز می‌افزاید: این جملات کوتاه تنها یک اظهارنظر ساده از سوی هاشمی نبود بلکه مانیفست نظری و عملی تکنوکرات‌های بعد از انقلاب را به خوبی نشان می‌داد و نشانه‌اش هم همان جمله معروفی در بین مردم است که «اگر یک مسئول بخورد و دزدی هم بکند، عیبی ندارد، اما کار هم بکند!» در حالی که در هیچ جای متون و نصوص دینی مجوزی برای اختلاس و دزدی مسئولان وجود ندارد، بلکه یک مسئول در جامعه اسلامی وظیفه دارد هم برای مردم کار کند و هم نهایت دقت برای رعایت بیت‌المال را انجام دهد. در غیر این صورت هر چقدر هم خدمت کرده باشد مستوجب برخورد قانونی است. حالا شاید مشخص‌تر شود که منطق دفاع محکم هاشمی از فرزندش لحظاتی قبل از ورود وی به زندان چیست و علیرغم اینکه مهدی به خاطر ارتکاب جرائم اقتصادی و امنیتی متعدد به ده سال زندان و رد مال محکوم شده است، چرا پدرش تا این حد از او دلجویی کرده و او را مستوجب کیفر نمی‌بیند!
یادآور می‌شود از جمله اتهامات ثابت شده مهدی هاشمی اختلاس و ارتشا- در حد 60 میلیون دلار- است.
نکته قابل تأمل این است که آقای هاشمی اتفاقا درباره برخی تخلفات انجام گرفته در دولت دهم به شدت حساس است و ظاهرا تنها درباره عملکرد دولت خود یا برخی نزدیکانش است که اهل تسامح و اغماض می‌شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

زمان واریز یارانه مرداد ماه

طبق روال گذشته یارانه نقدی باید بیست و یکم هرماه پرداخت می شد که یارانه نقدی مرداد 94 تاکنون پرداخت نشده است.
زمان واریز یارانه مرداد ماهبه گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان؛  پنجاه و چهارمین یارانه نقدی (مردادماه) طبق روال عادی باید  بیست و یکم پرداخت می شد اما تاکنون سازمان هدفمندی یارانه ها هیچ اطلاع رسانی و زمان دقیقی برای پرداخت یارانه نقدی  اعلام نکرده است.

 اما شنیده ها حاکی ان است که پنجاه و چهارمین مرحله از واریز یارانه نقدی مربوط به مرداد سال جاری ساعت 24 روز دوشنبه 26 مردادماه به حساب سرپرستان خانوار واریز می شود.

بر اساس اعلام سازمان هدفمندی یارانه ها، یارانه این مرحله نیز همانند ماه های گذشته 45 هزار و 500 تومان بوده که به حساب سرپرستان خانوار واریز خواهد شد.

یارانه نقدی 45 هزار و 500 تومان که بیست و یکم هر ماه به حساب سرپرستان خانوار واریز می شد اما یارانه نقدی تیرماه نیز همچون ماه های گذشته با تاخیر 4 روزه به حساب سرپرستان خانوار واریز شد، گویا این تاخیر همچنان ادامه دارد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اشتباه فاحش تیم داوری/جشنواره پنالتی‌های سوخته در بازی سپاهان و پرسپولیس

8-اشتباه-فاحش-تیم-داوریجشنواره-پنالتیهای-سوخته-در-بازی-سپاهان-و-پرسپولیس

وبسایت رسمی برنامه نود - داور بین المللی سابق فوتبال ایران گفت: حسین زرگر ضعیف ترین روز داوری خود را در بازی پرسپولیس و سپاهان به نمایش گذاشت و جشنواره‌ای از پنالتی‌های سوخته را شاهد بودیم.

به گزارش وبسایت نود و به نقل از فارس ، نوید مظفری در مورد نحوه قضاوت حسین زرگر در بازی پرسپولیس و سپاهان گفت: این بازی را باید فستیوال پنالتی‌های سوخته و اخراج فراموش شده در فولاد شهر نامید. ضعیف ترین روز داوری حسین زرگر را در این مسابقه شاهد بودیم.

وی با اشاره به نحوه قضاوت کمک داوران این بازی گفت: روز خوب کمک اول محمد رضا ابوالفضلی بود و  روز بد کمک دوم حسن ظهیری  و روز ضعیف داور چهارم محمد ملکی، در واقع فقط کمک داور اول این بازی کارش را خوب انجام داد.

مظفری با اشاره به اشتباهات داور مسابقه گفت: اولین اشتباه فاحش داور  اعلام خطا نکردن و اخراج نشدن مدافع سپاهان بود. دقیقه پنجم بازی خطای هادی عقیلی روی طارمی خارج از محوطه جریمه بود که اصلاً اعلام نشد. در حالی که بازیکن سپاهان اول بازیکن پرسپولیس را سرنگون کرد و بعد توپ را زد، اعلام خطا و اخراج بازیکن سپاهان به دلیل موقعیت آشکار گل تصمیم صحیح در این صحنه بود.

مظفری ادامه داد: دومین اشتباه فاحش اعلام نکردن پنالتی سپاهان بود. در همان دقیقه پنجم خطای بازیکن شماره ۱۱ پرسپولیس، کامیابی نیا روی بازیکن شماره ۲۰ سپاهان یعنی مهدی شریفی اعلام نشد این هم یک خطای آشکار پنالتی بود.

داور بین المللی سابق فوتبال ایران با اشاره به اشتباه‌های دیگر زرگر گفت: سومین اشتباه داور؛ اعتراض بازیکن بود. در دقیقه ۳۱ اعلام آفساید به درستی توسط کمک اول که با اعتراض شدید  احسان حاج صفی همراه بود، ولی داور به راحتی حرکت این بازیکن را نادیده گرفت! چهارمین اشتباه در مورد آفساید رخ داد. در دقیقه ۵۰ کمک داور دوم، آفساید شریفی بازیکن سپاهان را اعلام کرد، اما او اصلا در آفساید نبود. زرگر البته در دقیقه ۵۶ برای سپاهان به درستی اعلام پنالتی کرد. ولی پنجمین اشتباه فاحش را در دقیقه ۶۲ و اعلام نکردن پنالتی سپاهان انجام داد. در دقیقه ۶۲ مدافع پرسپولیس در محوطه جریمه خودی خیلی واضح توپ را با دست کنترل کرد.
مظفری افزود: ششمین اشتباه فاحش داور پنالتی پرسپولیس بود که اعلام نشد. بازیکن شماره ۱۲ سپاهان علی کریمی با دست راست خود بازیکن شماره ۲ پرسپولیس امید عالیشاه را گرفت، اما داور خیلی راحت این پنالتی را ندید. هفتمین اشتباه تیم داوری اخراج نکردن عضو کادر فنی پرسپولیس بود. داور چهارم فقط سعی در آرام کردن جو محوطه‌های فنی داشت. در حالی که در دقیقه ۷۹ یکی از مربیان تیم پرسپولیس قطعاً به دلیل رفتار غیر مسئولانه باید اخراج می‌شد.

هشتمین اشتباه فاحش حسین زرگر هم پنالتی اعلام نشده پرسپولیس بود. در دقیقه ۸۸ بازیکن شماره ۱۲ سپاهان علی کریمی با پای خود موجب سرنگون شدن بازیکن شماره ۲ پرسپولیس امید عالیشاه شد اما داور این پنالتی را هم نگرفت تا شاهد جشنواره ای از اشتباهات داوری و پنالتی های سوخته در این بازی باشیم هرچند این ها البته تمامی اشتباهات این مسابقه نبود....

نوید مظفری که فیلم دو بازی دیگر از مسابقات هفته سوم لیگ برتر را هم دیده بود در مورد آن دو مسابقه هم گفت: در مسابقه ملوان و استقلال اهواز در انزلی شاهد شاهکار کمک داور اول، علی میرزابیگی  بودیم. در
دقیقه ۴۶ توپ به پشت مدافعی می‌خورد که سعی میکند توپ را با سر دفع کند و از آنجا به بازیکنی می‌رسد که توپ را وارد دروازه می‌کند، به همین دلیل گل دوم ملوان بر عکس صحبت‌های عنوان شده کاملاً صحیح است. 

وی با اشاره به قضاوت دیدار  صبا - گسترش فولاد گفت: اشتباه فاحش کمک داور اول در این مسابقه مشهود بود.
گل صحیح تیم گسترش فولاد دقیقه ۳۱ توسط کمک داور اول به اشتباه آفساید اعلام شد. متاسفانه این صحنه خیلی واضح بود و عدم تمرکز کمک داور باعث اعلام نشدن یک گل کاملاً صحیح شد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: ورزشی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آیا مرجعی هست مرا از دست این پیامکهای تبلیغاتی رها کند ؟

مشکلات و ضابطه ارسال پیامک تبلیغاتی برای مشترکات تلفن همراه/۴
حق سکوت و حق امتناع از تسخیر اجباری از حقوق شناخته شده در رابطه با پیامک‌های تبلیغاتی هستند

عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی حق سکوت به معنای برهم نزدن سکوت افراد و حق امتناع از تسخیر اجباری به معنای پیشگیری از اجبار مخاطب به خواندن تبلیغات در بسیاری کشورها از حقوق شناخته شده هستند.

خبرگزاری فارس: حق سکوت و حق امتناع از تسخیر اجباری از حقوق شناخته شده در رابطه با پیامک‌های تبلیغاتی هستند
باقر انصاری، حقوقدان و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی فارس، در رابطه با مقررات ارسال پیامک‌های تبلیغاتی در کشور و تفاوت آن با کشورهای دیگر اظهار کرد: در کشورهای مختلف دو مبنای اصلی در تنظیم مقررات راجع به پیامک ها وجود دارد. حمایت از آزادی بیان و حمایت از حریم خصوصی. اگر مبنا حمایت از آزادی بیان باشد که در برخی کشورها این چنین است پیامک‌های تبلیغاتی مشمول حمایت‌های موجود از بیان‌های تجاری است (مثل برخی ایالت های آمریکا) و بدون رضایت مخاطب برای وی ارسال می‌شود اما مخاطب می‌تواند با اعلام مخالفت خود از ارسال بعدی پیامک پیشگیری کند.

وی افزود: اما در کشورهایی همچون فرانسه که حریم خصوصی مبنا است ارسال پیامک تبلیغاتی چون تعرض به حریم خصوصی محسوب می‌شود اصولاً بدون رضایت مخاطب مجاز نیست.در این خصوص یکی از حقوق و مباحث مبنایی حق سکوت است یعنی اینکه کسی سکوت فرد را بر هم نزند و یکی دیگر از حقوق نیز امتناع از تسخیر اجباری است یعنی رسانه‌ها زمانی که به شما تبلیغاتی ارسال می‌کنند شما مجبور به دیدن یا خواندن می‌شوید چرا که حتی اگر بخواهید آن را حذف کنید باید بخوانید تا بدانید چیست. در واقع سمع و بصر شما را به تسخیر در می‌آورند.

این حقوقدان خاطرنشان کرد: در کشور ما مصوبه شورای عالی فضای مجازی با عنوان سیاست‌های ساماندهی خدمات پیامکی ارزش افزوده و پیامک انبوه، تنها مصوبه‌ای که است که به این موضوع پرداخته است. اما متأسفانه مبنای سیاستگذاری خاصی در آن مشاهده نمی‌شود. یعنی معلوم نیست نقطه عزیمت این مصوبه چیست؟ حریم خصوصی یا آزادی بیان.

برای مثال، اینکه شماره‌های تلفن اشخاص چگونه باید جمع آوری و به منظور استفاده برای مقاصد تبلیغات پیامکی اختصاص یابد از نکات بسیار حساس در همه کشورها است اما درکشور ما این موضوع علیرغم آنکه در ماده 15 قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات تعیین تکلیف شده است در عمل با برخوردهای سلیقه‌ای مواجه است و در مصوبه شورای عالی مجازی نیز مورد غفلت واقع شده است.

انصاری گفت: در این مصوبه نیز فقط از هزینه‌های مادی صحبت به میان آمده است که پیامک‌های انبوه می‌توانند رضایت مخاطب و بدون اخذ هزینه به مخاطب ارسال شوند و محتوای خدمات پیامکی ارزش افزوده باید با رضایت مخاطب و طبیعتاً با اخذ هزینه ارسال شوند. در حالیکه در کشورهای دیگر مدت زمانی که مخاطب بر روی پیامک و باز کردن آن می‌گذارد ارزش‌گذاری شده است و ارزش اقتصادی دارد.

این حقوقدان افزود: در این کشورها این موضوع مطرح است که چرا باید هزینه‌های مادی و غیر مادی اقدامی را که شخصی از آن سود می‌برد فرد دیگر بپردازد.

اگر هر روز برایتان تبلیغ آرایشگاه محله یا فروشگاه ها و... می آید و می خواهید از شر آنها خلاص شوید؛ برای سیم کارت های همراه اول عدد یک را به 8999 و برای سیم کارت های ایرانسل عدد 2 را به 5005 ارسال کنید.

البته این کد فقط شما را از شر پیامك تبلیغاتی غیر از خود اپراتورها راحت می کند و برای مسابقات و پیامکهای تبلیغاتی خود اپراتورها چاره ای ندارید باید تحمل کنید ،مگر اینکه نهادی مانند مجلس یا وزارت ارتباطات راه کاری بیاندیشند که به نظر می رسد فعلا چنین اقدامی را در دستور کار ندارند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

صادق خرازی: در دورانی که سفیر بودم برخی‌ها به دشمن گرا می‌دادند/ آنها را به عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم/ لیستشان را دارم

صادق خرازی گفت: کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن گرا می‌دادند؛ من آن‌ها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم؛ لیستشان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی به مردم ارائه خواهم داد.
خبرگزاری فارس: در دورانی که سفیر بودم برخی‌ها به دشمن گرا می‌دادند/ آنها را به عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم/ لیستشان را دارم
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، صادق خرازی زبانی برّا و نگاهی انتقادی به جریان سیاسی اصلاحات دارد؛ او معتقد است که اتهامات و انتقادات نسبت به حزب نوپای وی به‌واسطه تاوان «استقلال» حزب ندای ایرانیان است.
از سوی دیگر، نام جریان اصلاحات از میانه دهه هفتاد و به خصوص بعد از فتنه 78 و ماجرای کوی دانشگاه، با خیانت عجین بوده، در همین رابطه صادق خرازی در جدیدترین گفت‌وگوی خود از کسانی گرا به دشمن می‌دهند نام می‌برد و می‌گوید: «من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم؛ اینکه بروند و اتهام بزنند و بدوبیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم.

کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن گرا می‌دادند؛ من آن‌ها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیستشان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سیستم امنیتی نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم که بدانید این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپایی یا فرانسوی یا فلان مقام ارشد آمریکایی پنهان مذاکره کرده و گرا داده است.

ما این را قبول نداریم. اگر قرار باشد این‌طور باشد پس حکومت شاه را بیاوریم. اگر قرار بر این باشد که ما ته زمین هستیم و خیلی از ما لایق‌ترها وجود دارند. کسانی که در هاروارد و جاهای دیگر خوب درس‌خوانده‌اند و با تمام نهادهای آمریکایی و اروپایی هم کانکشن دارند. اگر قرار به وابستگی باشد آن‌ها بهتر از ما می‌توانند.»[1]

[1] - «برخی دولتی‌ها از اصلاحات عبور کرده‌اند»، گفت‌وگو با صادق خرازی، هفته‌نامه تحلیلی-خبری مثلث، شماره 272، صفحه

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

قانون خوب است به شرطی که ما بالاتر از آن باشیم

در شرایطی که رسیدگی به پرونده تخلفات وسیع مهدی هاشمی رفسنجانی پس از بیست و چند سال تاخیر در رسیدگی به جرایم اقتصادی همچون ارتشاء و اختلاس به جریان افتاد و قوه قضائیه پس از پایان محکومیت رشوه دهندگان شرکت‌های نفتی اروپایی، با تخفیف ویژه در جرایم سیاسی، حکم این آقازاده سرشناس را صادر کرد، فضاسازی رسانه‌ای گسترده‌ای از سوی خانواده و اعضای باند این مجرم، به جریان افتاده است.
آخرین پرده از نمایش سیاسی خانواده هاشمی رفسنجانی پیش از اجرای عدالت و آغاز حبس ده ساله مهدی هاشمی را می‌توان در پخش گسترده فیلم وداع پدر با پسر خطاکار مشاهده کرد. هاشمی با انکار صریح جرایم پسرش که به حکم دادگاه راهی زندان شده است می‌گوید: «من به روشنی می‌بینم که ان‌شاءا... به‌زودی سالم و با‌نشاط بیرون می‌آیید و وارد جامعه می‌شوید برای خدمت و خداوند اجر زحمات طولانی‌ات را فراموش نخواهد کرد. جامعه هم بحمدالله تاکنون متوجه شده و بیشتر متوجه خواهد شد(!)»
در راستای همین شوی سیاسی، علیزاده طباطبایی، وکیل خانواده هاشمی رفسنجانی نیز در تخلف آشکار انتظامی، در جمع خبرنگاران درباره حکم مهدی هاشمی گفت: آیت‌الله هم حکم صادره را غیرشرعی و غیرقانونی می‌داند(!)
فائزه هاشمی نیز در رفتاری ضدقانونی در مصاحبه با سایت فتنه گر کلمه، از پایگاه‌های عملیات رسانه‌ای علیه نظام، عملا نظام را از زبان مادرش به براندازی تهدید کرد و در برداشتی عجیب از رابطه اجرای عدالت و دوام حاکمیت، گفت: « مادرم دیروز - روز اجرای حکم مهدی هاشمی- جمله‌ای گفتند که انقلاب از اوین شروع شد و زندان‌ها و فشارها و کسانی که در زندان‌ها بودند عامل مهمی در شکل‌گیری انقلاب داشت و حالا به همین شکل! بنابراین تاریخ نشان داده که قطعا هیچ حکومتی با زندان کردن افراد پابرجا نمانده است و تمام این کارها نتیجه عکس درپی خواهد داشت.»
فائزه هاشمی در ادامه اظهارات مغشوش و بی‌پایه خود مدعی شد: «بعد از سال ۸۸ اتهامات زیادی به مهدی زده شد. در دو سه نوبت مشورتی با آقای خامنه‌ای و آقای لاریجانی شد مبنی بر اینکه مهدی می‌خواهد به ایران برگردد و آنها نظر دادند که مهدی الان دارد درس می‌خواند و دلیلی ندارد که به ایران برگردد(!؟) اما در نهایت مهدی تصمیم گرفت که به ایران برگردد و سه ماه هم به زندان رفت(!)»
وی در پایان با مجرم انگاری همه فرزندان ملت می‌گوید: «در هر حال برای همه زنان و مردان بی‌گناه حکم زندان داده شد و رفتند زندان، و مهدی هم یکی از آنهاست(!) متاسفانه شرایطی شده که بچه‌های همه ملت در زندان هستند و بلایی است که خاص خانواده هاشمی نیست(!)»
روزنامه‌های زنجیره‌ای نیز در رفتاری حرفه‌ای حق آب و نان مشترک با حامیان کارگزارانی متخلف خود را بجا آوردند و با قهرمان‌نمایی از مهدی هاشمی، تعریفی متناقض از «مبارزه با فساد» را با تیترهای صفحه اولی ارائه دادند. در تز مشخص باند رسانه‌های زنجیره‌ای که از جیب  برخی اختلاس‌گران قدیمی مانند «غ.ک» ارتزاق می‌کنند، مبارزه با فساد از خانه حریف آغاز می‌شوند و در همان جا پایان می‌یابد! به همین جهت روزنامه‌ها و سایت‌های برآمده از فساد اداری چند دهه قبل، با تیترهایی جگرسوز (!)و تصاویری از وداع همسر مهدی هاشمی با وی، در پی تحریک افکار عمومی به نفع و در رثای اختلاس‌گر و مجرم اقتصادی برآمدند.
جالب اینجاست که همین رسانه‌ها زمانی که معاون اول متخلف دولت قبل، به علت فوت همسر سرطانی‌اش مرخصی چند روزه از قوه قضائیه گرفته بود، زمین و زمان را همدست با مفسدین و خیانتکار خطاب کرده بودند!
رئیس دستگاه قضا در پاسخی دقیق به تلاش‌های سازماندهی شده برای تخریب دستگاه قضا به دلیل صدور احکام و آرا مربوط به برخی مسئولان و یا وابستگان به برخی مسئولان با تاکید بر اینکه چنین تلاش‌های مخربی در عزم دستگاه قضایی خللی ایجاد نمی‌کند، گفت: تخریب نهاد قضایی آن هم بدون دلیل و سند و صرفاً به دلیل اینکه رای علیه بستگان ما صادر شده کاری شرعی و قانونی نیست.
آیت الله آملی لاریجانی با اشاره به اینکه «از هر قشر و طبقه‌ای در این کشور ممکن است افرادی محکوم شوند» تاکید کرد: احکام و آرا صادره تنها متعلق به قشر ضعیف و مردم عادی جامعه نیست و نباید فضا را طوری پیش ببریم که هر کسی زمانی مسئولی بوده و حالا علیه او و یا وابستگانش حکمی صادر شده، تمام قوه قضاییه و زمین و زمان را زیر سوال ببرد و برای تخریب قوه قضاییه «فیلم وداع» درست کند.
البته  رئیس قوه قضائیه در مسیر اجرای عدالت و مبارزه با دانه درشت‌ها تنها نماند. سیل عظیمی از طرح‌ها و تصاویر در پاسخ به شانتاژ رسانه‌ای باند عملیات روانی عدالت ستیز در شبکه‌های اجتماعی در حمایت از «برابری قانونی» با ذوق مردم انقلابی منتشر شد که از جمله تاثیرگذار‌ترین آنها می‌توان به مقایسه وداع شرمسارانه پدر با فرزند متخلف و اشک پدران انقلابی در آخرین مصافحه جانسوز با فرزند که برای دفاع از اسلام و انقلاب در اجابت حکم امام، راهی جبهه‌های حق علیه باطل بود اشاره کرد.
همچنین جمع کثیری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مسئولین نظام با تقدیر از مقاومت قضات و مجموعه نیروهای قانون‌مدار قوه قضائیه  در برابر همه تلاش‌ها و نفوذها برای ایجاد انحراف در مسیر اجرای عدالت در پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی، ابراز امیدواری کردند، روند برخورد با دانه درشت‌ها و پاکسازی جامعه از مفسدین درجه یک ادامه یابد.
شایان ذکر است بررسی میدانی و رصد فعالیت‌های باند رسانه‌ای که با تهدید نظام در مسیر برخورد با طبقه اول مروج فساد در کشور از تحکیم پایه‌های حاکمیت به دنبال اجرای عدالت با مصامحه صفر، به هراس افتاده، نشان می‌دهد فتنه‌هایی جدید با هدف نجات مادرخرجان تغذیه‌کننده جریان مذکور در پیش است.
انتظار مردم و همه حامیان اجرای عدالت در جامعه این است که دستگاه‌های امنیتی و قوه قضائیه، تیم رسانه‌ای آشکار مجری عملیات روانی مذکور را نیز در نوبت برخورد قانونی قرار داده و با درهم شکستن شبکه باقی مانده از فتنه 88 در داخل کشور، مسیر تغذیه رسانه‌های رسمی دشمن همچون بی‌بی سی و صدای آمریکا که در حمایت از مفسدان سیاسی و اقتصادی با جبهه داخلی از اشتراک گفتمانی محسوسی برخوردارند، مسدود نمایند. شکی نیست که جرایمی همچون «تشکیک در صحت انتخابات»، «تهدید نهادهای ناظر انتخاباتی»، «ترغیب به براندازی نظام»، «زیرسوال بردن استقلال قوه قضائیه» و «توهین و افتراء به نهادهای حاکمیتی» و غیره تنها برآمده از داغ دل خانواده مجرم امنیتی- اقتصادی نمی‌تواند باشد که پس از ارتکاب انواع جرایم امنیتی رسیدگی نشده، با اغماض جدی نظام، تنها به ده سال حبس محکوم شده است. عدالت حکم می‌کند پیش از عضوگیری مجدد شبکه فتنه، پرونده مهره‌های زخمی پنهان مانده پشت لابی مروج فساد اقتصادی و سیاسی بازگشایی شود.
نانوشته نباید گذاشت که در اصول متعدد قانون اساسی، از جمله اصول دوم، نوزدهم، بیستم، یکصد و هفتم و ... بر برابری آحاد ملت در مقابل قانون تأکید شده است؛ اظهارات خانواده هاشمی پس از اجرای حکم فرزندشان که طی یک پروسه طولانی مدت و با برگزاری چندین جلسه دادگاه در نهایت با عناوین اقتصادی و سیاسی مجرم شناخته شده است، این موضوع را به اذهان متبادر کرده است که گویا ایشان خود را برتر از قانون اساسی پنداشته و اجرای قانون را تنها برای دیگران می‌پسندد !
تیترهای تمام صفحه نشریات خانوادگی و زنجیره‌ای هم که در آن به جای تکریم قوه قضائیه بخاطر برخورد قاطع با فساد سیاسی اقتصادی امینتی این آقا‌زاده، به تکریم مجرم سیاسی و اقتصادی پرداختند، و همچنین سابقه اینها، پرده از این واقعیت تلخ برمی‌دارد که این نشریات هم اجرای قانون را فقط برای غیراز خودشان می‌خواهند. به قول جرج اورول، ظاهراً در نظر اینها بعضی‌ها در مقابل قانون برابرترند !

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

این ردپاها دنبال کردنی است عنوان یادداشت روز کیهان

اواخر تیرماه 1394 درست پس از جمع‌بندی مذاکرات وین، از جانب یک مقام رسمی اروپایی که اتفاقا یک طرف میز مذاکره نشسته بود پیش‌شرطی مطرح شد که شاید بتوان آن را یکی از مختصات دوران پسا توافق از جانب غرب برشمرد. معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد آلمان در سفر به تهران گفت: «ایران برای بهبود روابط اقتصادی‌اش با غرب؛ مسئله رابطه‌اش با اسرائیل را حل کند.»1 اظهار نظراتی این چنین تا وقتی در محدوده کلام و حرف باشد چندان قابل اعتنا نخواهد بود و با اخذ موضع از جانب مسئولان ایرانی پاسخ داده خواهد شد. اما «قصه دلواپسی» از آنجایی آغاز خواهد شد که شواهدی عملی برای این اظهارات بیابیم.
به همین منظور شاید بد نباشد نگاهی به برخی رفت و آمدهای به اصطلاح تجاری بیندازیم. جایی که گروهی آمریکایی تحت عنوان‌«تجار و بازرگان» به ایران آمدند و با تیترهای درشت نشریات زنجیره‌ای استقبال شدند.2 اما اساسا تاجر و بازرگانی در کار بود؟
اواخر فروردین 1394 گروهی 24 نفره از اتباع آمریکایی به ایران سفر کردند، گروهی که سعی می‌شد در اخبار نشریات زنجیره‌ای و رسانه‌های غربی از آنان به‌عنوان سرمایه‌گذاران و تاجران آمریکایی یاد شود؛ 3 اما این توصیف چندان با سوابق افراد حاضر در این گروه سازگار نبود. به‌عنوان مثال بابی ساگر که یک سرمایه‌دار آمریکایی است بیشتر به علت فعالیت‌های به اصطلاح خیرخواهانه‌اش برای کشورهای جهان سوم نظیر پاکستان، افغانستان، فلسطین و... شناخته می‌شود4 و یا دیک‌سیمون رئیس مؤسسه غیرانتفاعیPAN شخصیتی تجاری نیست؛5 همچنین لیندا میسون که در مؤسسات به اصطلاح خیریه و حقوق بشری متنوعی نظیرMercy Corps و یا Bright Horizons فعالیت دارد و با میشل اوباما در طرح «بیایید حرکت کنیم» همکاری کرد،6 شخصیتی اقتصادی نیست؛ او همچنین از اعضای هیئت امنای بنیاد کارنگی است، 7 بنیادی آمریکایی که با هدف فراگیر کردن اصول و ارزش‌های آمریکایی و کنترل فرهنگی کشورهای در حال توسعه فعالیت می‌کند. 8 سوابق و عملکرد بنیاد کارنگی برای محققین و اهل مطالعه کاملا روشن است. به این فهرست اضافه کنید ند لامونت سیاستمدار دموکرات آمریکایی را که بارها نامزد سنا و کنگره آمریکا بوده و دستی هم در تاسیس مؤسسات به اصطلاح خیریه نظیر Mercy Corps دارد. 9 در واقع ترکیب افراد حاضر در این گروه هیچ شباهتی به گروه بازرگانان و یا هر تیم اقتصادی دیگر نداشت. در خوشبینانه‌ترین حالت این 24 نفر بیشتر به فعالان نهادهای اجتماعی و کنشگران مدنی شباهت داشتند تا تاجر! شاید به همین دلیل بود که در یک رستوران فرانسوی جلسه مشترکی با نصرالله جهانگرد معاون وزیر ارتباطات تشکیل دادند و آقای معاون با سخاوت هر چه تمام به ارائه توضیحاتی وافی و کافی درباره زیرساخت‌های اینترنتی ایران به خصوص در حوزه تلفن‌های همراه پرداخت،10 مسلما امروزه شبکه‌سازی‌های اجتماعی در فضای مجازی از طریق  تلفن‌های همراه در راه‌اندازی به اصطلاح جنبش‌های مدنی بسیار مهم خواهد بود. اما نکته مهم دیگری نیز در این سفر وجود دارد.
دو طرف آمریکایی و ایرانی در برپایی سفر تاجران آمریکایی(!) به ایران نقش داشتند. از یک طرف امیر سیروس رزاقی اصل کسی که ارتباطات نزدیکی با برخی افراد و نهادهای ایرانی و آمریکایی به صورت توأمان دارد11 و سوژه خبری جیسون رضاییان (روزنامه‌نگار متهم به جاسوسی) در روزنامه واشنگتن پست بود و رضاییان در برخی گزارش‌های خود ضمن مصاحبه با رزاقی اصل نظرات وی را پوشش می‌داد. 12 از طرف دیگر سازمانی غیرانتفاعی در آمریکا به نام PAN که سازماندهی این سفر را بر عهده داشت.13 این نام در واقع مخفف عبارت Peace Action Network به معنی شبکه اقدام صلح است. سازمانی که به صورت رسمی اهداف خود را نه اهدافی تجاری و اقتصادی بلکه برقراری صلح در جهان عنوان می‌کند. (نگاهی به عملکرد این سازمان در تسهیل روابط کوبا و کره‌شمالی با آمریکا خالی از لطف نیست).14 این سازمان در معرفی‌نامه خود می‌نویسد: PAN به طور مستمر به دنبال برطرف کردن موانع با ترویج گفت‌وگو است و در این راستا انجمنی با تمرکز بر اسرائیل، فلسطین، اعراب، مسلمانان، یهودیان و... ایجاد کرده است.15 اگر با نگاهی خوش‌بینانه ادعای رسانه‌های غربی و نشریات زنجیره‌ای در معرفی این اشخاص به عنوان هیئتی تجاری را بپذیریم آیا به نظر نمی‌رسد برقراری چنین مناسباتی با هدف عادی‌سازی روابط نه با ایالات متحده بلکه با رژیم اشغالگر قدس باشد؟
شاید بهتر باشد تنها به یک نمونه اکتفا نکنیم و سراغ موارد دیگری از این دست نیز برویم، بنابراین مناسب به نظر می‌رسد اگر این بار سفر هیئتی تجاری از فرانسه را بررسی کنیم. اردیبهشت 1393 بود که سایت انتخاب (نزدیک به خانواده آقای هاشمی) خبر از حضور هیئت صد نفره فرانسوی در تهران داد اما پس از مدتی از خروجی این سایت حذف گردید، 16 خبری که تقریبا یک سال بعد در 31 تیر ماه 1394 توسط روزنامه آرمان با تیتری درشت این‌گونه منتشر شد. «هیئت 100 نفره فرانسه در راه ایران»17 تا حاکی از سفر مجدد این هیئت فرانسوی در طول یک سال باشد. وب‌سایت خبرگزاری فرانسه در 19 اردیبهشت 1393 به نقل از نشریه ابسسیون از یک زن ایرانی به نام شاه‌پری زنگنه در جریان برقراری این ارتباطات تجاری یاد می‌کند و او را الهه تجارت می‌نامد، «کسی که اکثریت قریب به اتفاق مدیران [فرانسوی] قبل از پرواز به ایران از مشورت‌های وی برخوردار شده بودند. زیرا شاه‌پری جزو نادر چهره‌های سرشناس فرانسه است که در ایران زاده شده و همچنان روابط نزدیکی با محافل ایرانی دارد.»18
شاه‌پری زنگنه فرزند پری‌رخ شاه‌یالانی و امیرحسین اعظم زنگنه است که در سال 1989 با عدنان خاشوقی، میلیاردر سعودی ازدواج کرد.19 خاشوقی ارتباطات صمیمانه‌ای با تجار و دولتمردان رژیم صهیونیستی دارد. (از جمله رونالد فوربر تاجر اسرائیلی و دیوید کیمخی (1928-2010) نماینده اسبق موساد در اروپا و رئیس سابق شورای روابط خارجی اسرائیل»20 خاشوقی در جریان سفر مک‌فارلین، منوچهر قربانی‌فر (مسئول شاخه تدارکات کودتای نقاب) را به‌عنوان دلال اسلحه به یعقوب نیمرودی (مسئول دفتر موساد در تهران پیش از انقلاب اسلامی) معرفی کرد. 21 عدنان خاشوقی و همسرش شاه‌پری زنگنه حتی در حوزه نفت و انرژی نیز فعالند تا جایی که «شاه پری» در سال‌های دهه 2000 میلادی به کریستوف دومارژوری مدیر عامل شرکت توتال در رسیدن به قراردادهای کلان نفتی و گرفتن سهم در ذخایر نفت و گاز پارس جنوبی کمک کرد.»22
با این اوصاف چندان عجیب به نظر نمی‌رسد اگر شاهد اجاره دکل‌های نفتی آبان از شرکتی صهیونیستی باشیم! 23 علاوه بر موارد فوق باید به این خبر حیرت‌انگیز توجه کنیم که رئیس شاخه زیتون موساد دست کم از سال 1386 در پروژه‌های نفتی ایران حضور مستقیم داشته است.24 مسعود عالیخانی که در اسناد متعدد ساواک از او به‌عنوان رئیس شاخه زیتون و مشاور مقامات اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل یاد می‌شود، در قالب شرکت Dominion Energy معاملات و قراردادهای گسترده‌ای با برخی شرکت‌های تابع وزارت نفت به امضا رسانده است.25 فرض وجود شبکه‌ای منسجم برای مسعود عالیخانی در حوزه‌های مختلف چندان دور از ذهن نیست، به ویژه وقتی در حوزه فرهنگ، تصویر برادرش علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد فاسد دوران پهلوی) بر صفحات نشریات زنجیره‌ای نقش می‌بندد، نشریاتی که برخی دولتمردان از اعضای شورای سیاستگذاری آن هستند و ضمن تطهیر چهره علینقی عالیخانی، از او به نیکی یاد می‌کنند. 26 از همین خانواده که بخش قابل توجهی از آنان در سرزمین‌های اشغالی زندگی می کنند، 27محمدباقر عالیخانی رهبری شاخه سیاسی کودتای نقاب را بر عهده داشت. 28 و مهرداد عالیخانی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای بازداشت و به حبس ابد محکوم شد.29 و البته ما هنوز هم شاهد مقالات و یا مصاحبه‌های برخی «مسافران اسرائیل» با نشریات زنجیره‌ای هستیم.30
با مرور شواهدی اینچنین به نظر می‌رسد سخنان وزیر اقتصاد آلمان در سفر به تهران دست‌کم در برخی حوزه‌ها اظهاراتی خالی از عمل نبوده است. اکنون وقت آن است که نگاهی به سرمقاله فارسی روزنامه گاردین پس از پایان مذاکرات ایران و 1+5 بیندازیم و به این بخش از آن توجه بیشتری کنیم: «این نشانه‌ای کوچک بود اما شاید دلگرم کننده که حسن روحانی در سخنانش هنگام استقبال از توافق، اسرائیل را به جای «رژیم صهیونیستی» با نام «اسرائیل» خطاب کرد.»31
به همین دلیل است که لازم به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور محترم و مسئولان دولتی یک بار دیگر این کلام حضرت امام(ره) را که «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود»32 با صدایی رسا در گفتار و رفتار خود فریاد بزنند تا خواب آشفته خیال‌پردازان غربی تعبیر نشود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

واکنش بهنوش بختیاری به توهین روزنامه آفتاب‌یزد:تکلیف آزادی بیان که آنقدر ازش دم می‌زنند چیست؟/ از بقال‌ها، سلمونی‌ها و سایر اقشار زحمتکش عذرخواهی می‌کنم

بازیگر زن کشورمان در پاسخ به توهین روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد نوشت: گفتن این که آرزویم جامعه‌شناسی خواندن است که با آگاهی تصمیم بگیرم،‌ آیا توهین است یا گفتن جملاتی وقیحانه با ادبیاتی دلقک‌وار و سخیف؟
خبرگزاری فارس: تکلیف آزادی بیان که آنقدر ازش دم می‌زنند چیست؟/ از بقال‌ها، سلمونی‌ها و سایر اقشار زحمتکش عذرخواهی می‌کنم
به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، بهنوش بختیاری، بازیگر کمدی سینما و تلویزیون در برنامه رادیویی جمعه (9 مردادماه) در پاسخ به سئوالی درباره آرزوهایش، گفت: «دوست دارم جامعه شناسی بخوانم تا مثلا بعد از توافق هسته ای سریع ذوق زده نشوم و به عواقب و آینده آن فکرکنم، مثلا درباره اینکه بعد از ترکمنچای چه اتفاقی افتاد!»

اما همین اظهارنظر بختیاری کافی بود تا روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد شدیدترین هجمه را علیه وی به راه بیاندازد و وی را هنرمندی «نان به نرخ روز خور» معرفی کند.

به گزارش فارس، بختیاری پس از گذشت یک هفته از این اتفاق به توهین روزنامه آفتاب یزد پاسخ داد. وی در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت:

«من اولین ادمی نیستم که در معرض قضاوتهای نادرست و بی اخلاقی های رسانه ای-سیاسی انگ زدن های ناجوانمردانه قرار میگیرم اخریشم نیستم،توضیحی دارم برای کسانی که صحبتهای منو در مورد توافق هسته ای نه با گوش خود شنیدن ونه جایی مکتوب دیدن.

خبرنگاری که نمیدونم با چه رویی میخواد زندگی کنه(هرچند که وجدان کیلویی چند وقتی پای فروش روزنامس،آبروی مثقال مثقال جمع شده آدمها چه ارزشی داره، انگ بزن وبفروش.)درموردم نوشت که من توافق را با عهدنامه ترکمانچای مقایسه کردم که این از بیخ و بن بوی پستی و رذالت می‌دهد.

برداشت غلط از حرفم، مثل همه مردم ،از این که ممکنه با برداشتن تحریم دردها کمتر شود خوشحال شدم، اما واقعا نمیدونم این خوشحالی در مرور زمان چه میشود؟

نه گفتم دلواپسم و نه گفتم همه چیز درست پیش رفته، حالا این وسط عده ای هر انتقادی رو در دسته بندی های سیاسی قرار میدن و من واقعا نفهمیدم پس تکلیف آزادی بیان که آنقدر ازش دم میزنن چیست؟؟

مگه همه کسانی که رای دادن ویا نظرشون رو گفتن دکترای علوم سیاسی دارن، که به من گفتن شما که دلقکی نظرت اندازه بقال وسلمونی(که این عزیزان هم جزو شریف ترین اقشار این کشورن)ارزش داره، نظر نده...

چطور ممکنه شادی مردم برای منی که راهم رو تو شادیشون انتخاب کردم برام مهم نباشه، نون به نرخ روز خور واژه سنگینیه دوستان، من با مفهومش به خدا قسم آشنا نیستم، که اگر بلد بودم وارد این بحث نمیشدم و با محافظه کاری سکوت میکردم اما من عادت دارم حرف حق بزنم...

گفتن این که آرزویم جامعه شناسی خوندنه که با آگاهی تصمیم بگیرم،‌آیا توهین است؟؟ یا گفتن جملاتی وقیحانه با ادبیاتی دلقک وار و سخیف...

دلم شکست که سخن پاک منو با بی رحمی وبی ادبی به سمت خودشون برگردوندن، و شناس و ناشناس شدن منتقد و هتاک و فحاش..با اخلاق وارد شوید تورو به مقدساتتون..

امثال من که سالها برای خندیدن مردم کار کردیم نیازی به محکم کردن جای پامون تو صداوسیما نداریم، جای پای ما محکمه، چون با صبر و آبرو و شرافت و تلاش وسختی های زیاد کار کردیم و زندگی و جای پامونو خدا محکم میکنه...

وجالبه که موقع خیریه ها،‌انجمنها، سفیر تعیین کردنها، رضایت از خانواده مقتول گرفتنها،‌به بیمارستان رفتنها، ما فرهیخته ایم و اینجور وقتا که من میگویم مطالعه و آگاهی برای تصمیم درست ، میشم دلقک؟

من به نوبه خودم از بقالها. سلمونی ها و سایر اقشار زحمتکش این مملکت عذرخواهی میکنم که لفظ دلقک بهشون نسبت داده شد...

روز خبرنگار بر کسانی مبارک که جانشون رو برای مردمشون دادن، نه اون هایی که از فرط دریوزگی به تهمت زدن میپردازن که نون بهشون برسه و تیراژ روزنامشون بره بالا..یاعلی»

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

معاون وزیر خارجه آمریکا: برچیده شدن توانمندی هسته ای ایران خیالی خام و رویاست

معاون وزیر خارجه آمریکا با بیان اینکه بیش از 90 کشور جهان از توافق با ایران حمایت کرده اند، اظهار داشت: برچیده شدن توانمندی هسته ای ایران خیالی خام و رویاست لذا کنگره از فرصت تصویب این توافق استفاده کند.
 وندی شرمن در مجلس سنای آمریکا اذعان داشت: شدیدترین تحریم ها هیچگاه موجب متوقف شدن فعالیت های هسته ای ایران نشده است.

عضو ارشد تیم هسته ای مذاکره کننده آمریکا افزود: در دوره ریاست جمهوری اوباما شدیدترین تحریم ها علیه ایران صورت گرفت ولی ایران با وجود این تحریم ها موفق شد شمار سانتریفیوژهای خود را از تعداد حدود 5 هزار به 19 هزار و دویست افزایش دهد.

شرمن با اشاره به اینکه تحریم ها هیچگاه برنامه هسته ای ایران را نمی تواند متوقف کند، گفت: برخی معتقدند با بیشتر کردن تحریم ها، توانمندی های هسته ای ایران برچیده خواهد شد ولی در جواب باید گفت که این خیالی خام و رویاست.

به گزارش ایرنا، وی در خصوص اصرار نمایندگان و سناتورهای آمریکا برای دسترسی به توافقات میان آژانس و ایران، گفت: این توافقات بعنوان استاندارد بین آژانس و دیگر کشورها محرمانه خواهد ماند.

معاون وزیر خارجه آمریکا افزود: همانگونه که آژانس بعنوان نهادی مستقل از در اختیار گذاشتن مدارک آمریکا به دیگر کشورها اجتناب می کند، توافقنامه ایران را نیز در اختیار آمریکا یا کشور دیگری قرار نخواهد داد.

عضو ارشد تیم هسته ای مذاکره کننده آمریکا گفت: یوکیا آمانو، مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در پاسخ به دعوت فراجناحی نمایندگان در نشستی غیررسمی به تشریح و رفع نگرانی ها خواهد پرداخت.

وی با بیان اینکه بیش از 90 کشور در حمایت از توافقنامه ایران بیانیه عمومی صادر کرده اند، افزود: کشور های جهان برای برقراری نظام تحریم بر ایران مجبور به تصمیمات بسیار سختی بودند و حال با دستیابی به توافق، کنگره این فرصت را پیدا کرده است که با تصویب این توافقنامه، موجبات امنیت آمریکا و متحدانش را فراهم آورد.

شرمن که پیش از این گفته بود پس از توافق با ایران، وزارت خارجه آمریکا را ترک خواهد کرد و بازنشسته خواهد شد، همچنان با حضور مستمر و تشریح جزییات توافق وین، در تلاش برای به سرانجام رساندن این توافقنامه و تصویب نهایی در کنگره آمریکا می باشد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

توهین به یک هنرمند فاتحه‌ای برای اخلاق مطبوعاتی

توهین روزنامه آفتاب یزد و برخی پایگاه‌های اطلاع‌رسانی به بهنوش بختیاری به اتهام انتقاد ضمنی از توافق احتمالی هسته‌ای، در روزهای اخیر منجر به همسویی برخی فعالان فرهنگی و هنری کشور با وی شد.

بهنوش بختیاری، بازیگر کمدی سینما و تلویزیون در برنامه رادیویی جمعه من که جمعه گذشته از شبکه جوان پخش شد در پاسخ به پرسشی درباره آرزوهایش، گفت: دوست دارم جامعه‌شناسی بخوانم تا مثلا بعد از توافق هسته‌ای سریع ذوق‌زده نشوم و به عواقب و آینده آن فکرکنم، مثلا درباره این‌که بعد از ترکمانچای چه اتفاقی افتاد!

این اظهارات در روزهای اخیر منجر به درج یادداشت تندی علیه او در روزنامه آفتاب یزد شد، به طوری که این روزنامه ضمن مضحک خواندن حرف‌های این بازیگر، رفتار بختیاری را دلقک وار و به‌خاطر حفظ منافع شخصی عنوان کرد.

به دنبال چاپ این یادداشت در روزنامه و حمایت برخی سایت‌های همسو با آن، نه تنها برخی از چهره‌های آشنای هنری و سینمایی کشور به این موضوع واکنش نشان دادند و از رفتار غیرحرفه‌ای آنها انتقاد کردند که به نظر می‌رسد ادعای رعایت حقوق مخالف از سوی اصلاح طلبان نیز خدشه‌دار شده است.

حجت‌الاسلام سیدعلی طاهری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس از‌جمله این منتقدان است که در گفت‌وگو با تسنیم، ضمن انتقاد از توهین به بهنوش بختیاری گفت: وقتی دولت محترم شعار آزادی نقد را مطرح می‌کند، شایسته نیست برخی در حمایت از دولت، هنرپیشه‌ها را به‌دلیل نقد از دولت مورد فحاشی قرار دهند؛ چطور بازیگران هالیوود اجازه اظهارنظر درباره مذاکرات را دارند، اما هنرپیشه‌‌های ایرانی حق اعتراض و اظهارنظر ندارند.

همچنین جمعی از هنرمندان سینما و تلویزیون هم در حمایت از بختیاری، رفتار غیرحرفه‌ای برخی روزنامه‌ها را تاسف‌بار خواندند.

بهزاد فراهانی، بازیگر سینما و تلویزیون درخصوص توهین روزنامه آفتاب یزد به بهنوش بختیاری به بهانه نقد توافق هسته‌ای گفت: مطبوعاتی‌ها باید نظرات شخصی دیگران را تاب بیاورند و این چنین پا از گلیم خود فراتر نگذاشته و مسبب بی‌احترامی به افراد نشوند.

جهانگیر الماسی، بازیگر نیزمی‌گوید: از نشریه‌ای که کار فرهنگی می‌کند انتظار بیشتری می‌رود که نسبت به چاپ این بی حرمتی‌ها حساسیت بیشتری داشته باشند.تعجب من نه از نویسنده مطلب، بلکه از آن دبیرسرویس و سردبیری است که اجازه نشر این مطالب توهین آمیز را داده است. همچنین جمعی از زنان فعال فرهنگی کشور در نامه‌‌ای اعتراضی به روزنامه‌ توهین کننده به بهنوش بختیاری، ضمن حمایت از وی و رعایت«آزادی بیان» خواستار عذرخواهی رسانه‌های هتاک به وی شدند.

این جریان خبری علیه یک بازیگر که دیدگاه شخصی خود را بیان کرده نشان می‌دهد که داعیه‌داران تساهل، خود، اهل مسامحه و احترام به نظر مخالف نیستند. رعایت اخلاق رسانه‌ای یکی از محورهای توسعه است که مهم‌ترین مولفه آن رعایت انصاف و عفت قلم است. متاسفانه وقتی روزنامه‌نگاری، به هتاکی علیه همکار فرهنگی خود می‌پردازد، نه‌تنها حرمت قلم خود را نگه نداشته که به اهالی رسانه و قلم نیز بی‌حرمتی می‌کند، بنابراین اگر بهنوش بختیاری در قالب طنز سیاسی، مطلبی را به زبان جاری ساخته است، نقد و واکنش به آن نیز باید در همان قالب باشد نه این که به بهانه اعلام نظر وی، با توسل به انواع و اقسام ترفندها شخصیت هنری وی را تخریب کرد و از هر ابزار و کلامی برای تخریب او سود جست. در این صورت باید فاتحه‌ای برای اخلاق مطبوعاتی خواند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید