تبلیغات
دیدگاه - مطالب بهمن 1394

چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟

KHAMENEI.IR در گزارشی به بررسی موضوع اعلام نارضایتی رهبر انقلاب از اجرایی نشدن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی پرداخته است.
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۲ «سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» را به رؤسای قوا و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کرده و قوای کشور را به «اجرای بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص» این سیاست‌ها ملزم کردند. ایشان اجرای این سیاست‌ها را عامل «رفع مشکلات اقتصادی کشور» و «عقب‌نشینی دشمن در زمینه‌ی جنگ تمام‌عیار اقتصادی» علیه ملت ایران دانستند. با گذشت دو سال از ابلاغ این سیاست‌ها، رهبر انقلاب از اجرایی نشدن این سیاست‌ها به صورت کامل و دقیق ناراضی بوده و طی تذکرات متعددی این موضوع را اعلام کرده‌اند. رهبر انقلاب با طرح «مطالبات مشخص» در این زمینه، مسئولین را به اجرای دقیق این سیاست‌ها و پرهیز از «تکرار زبانی» مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی فراخواندند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن سالروز ابلاغ این سیاست‌ها، در این گزارش به بررسی موضوع اعلام نارضایتی رهبر انقلاب از اجرایی نشدن این سیاست‌ها، دلایل این موضوع و مطالبات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این زمینه پرداخته است.

* خشنود نیستم

«اسم اقتصاد مقاومتی هم زیاد تکرار میشود... من البتّه خیلی خشنود نیستم از مقدار پیشرفت این فکر و این بنیان مهم در کشور.»[۱] این عبارات رهبر معظم انقلاب اسلامی حکایت از نارضایتی ایشان از روند عملیاتی‌سازی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و پیشرفت آن دارد. البته اعلام ناخشنودی از نحوه‌ی عملکرد مسئولان و کارگزارانِ کشور در تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تنها در این سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به چشم نمی‌خورد. ایشان در پیام نوروزی خود به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳ نیز نسبت به انجام نشدن کارِ لازم برای تحقق «حماسه‌ی اقتصادی» ابراز نارضایتی کرده و با اشاره به اعلام سیاست‌های «اقتصاد مقاومتی» از آن به عنوان «زیرساخت فکری و نظری برای ایجاد حماسه‌ی اقتصادی» نام بردند:

«در باب حماسه‌ی اقتصادی کاری که باید انجام بگیرد و توقّع بود که اتّفاق بیفتد، اتّفاق نیفتاد. تلاشهایی انجام گرفت که مورد سپاس است، ولی کار بزرگی که باید در زمینه‌ی حماسه‌ی اقتصادی انجام بگیرد، همچنان در پیش روی ما است و ما موظّفیم که این حماسه را به وجود بیاوریم. مسئله‌ی اساسیِ اقتصاد برای کشور ما و ملّت ما یک مسئله‌ی مهم است؛ در اواخر سال ۹۲ بحمدالله یک زیرساخت فکری و نظری برای حماسه‌ی اقتصادی به وجود آمد؛ سیاستهای «اقتصاد مقاومتی» اعلام شد و زمینه آماده است برای اینکه ان‌شاءالله تلاش لازم در این باب انجام بگیرد.»[۲]


اشاره‌ی رهبری به ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، به اسفندماه ۱۳۹۲ برمی‌گشت. رهبر انقلاب پس از ابلاغ این سیاست‌ها در جلسه‌ای با حضور سران سه قوه، ضمن تأکید بر جامع و فراگیربودن این سیاست‌ها، ورود جدی قوا برای اجرای آن و پاسخ به انتظارات مردم را خواسته بودند:
«با ابلاغ این سیاستها، مردم اکنون منتظر اجرای آنها و تأثیرات مثبت ناشی از اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی هستند، بنابراین دولت، مجلس و قوه‌ی قضائیه باید بطور جدی وارد میدان شوند و وظایف مربوط به خود را، در هر بخش، پیگیری و اجرا کنند.»[۳]

چند روز پس از جلسه‌ی رهبر انقلاب با سران قوا، ایشان دیداری با مسئولان، فعالان اقتصادی و مدیران مراکز علمی و رسانه‌ای و نظارتی داشته و طی آن به تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به صورت تفصیلی پرداخته و لوازم اجرای آن را برشمردند. ایشان مجموعه‌ی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را «الگویی بومی و علمی» و «تدبیری بلندمدت» برای اقتصاد کشور معرفی کردند:
«مجموعه‌ی سیاستهای اقتصاد مقاومتی در واقع یک الگوی بومی و علمی است که برآمده‌ی از فرهنگ انقلابی و اسلامی ما است؛ متناسب با وضعیت امروز و فردای ما است... این یک تدبیر بلندمدت برای اقتصاد کشور است.»[۴]


یک‌سال بعد رهبر انقلاب ضمن اشاره به سخنان پیشین خود درباره‌ی مسئله‌ی اقتصاد و ابلاغ این سیاست‌ها، تلاش‌های به عمل آمده در زمینه‌ی مسائل اقتصادی را «کافی» ندانسته و از ضرورت دمیدن «نفَس جدیدی» در مسئله‌ی اقتصاد سخن گفتند:

«در طول این سالها همیشه تلاشهایی شده است لکن کافی نیست. آنچه ما میخواهیم بگوییم، این است که باید یک نفَس جدیدی به این کار داده بشود. امروز بیست‌ونهم بهمن است. سال گذشته بیست‌ونهم بهمن، سیاستهای اقتصاد مقاومتی را به دستگاه‌های مختلف ابلاغ کردیم؛ امروز یک‌سال گذشته. اقتصاد مقاومتی برای کشور ضروری است.»[۵]

* با تکرار زبانی هیچ اتّفاقی نمی‌افتد

اما دلیل این اعلام نارضایتی‌ها و تذکرات رهبر انقلاب به مسئولان در زمینه‌ی اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی چیست؟ با دقت در بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان پاسخ این سؤال را «فقدانِ اقدام و عمل لازم» در این زمینه و بسنده کردن به «حرف» و در یک کلمه «برخورد شعاری و سطحی» با موضوع دانست. ایشان در برهه‌های گوناگونی به صراحت این موضوع را اعلام کرده و مسئولان را به اقدام جدی و «فراتر رفتن از حرف و شعار» فراخواندند.

رهبر انقلاب خردادماه ۹۳ و در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی «حمایت و ستایش» از این سیاست‌ها را کافی ندانسته و خواستار اقدام لازم شدند:

«از روزى که این سیاستهاى اقتصاد مقاومتى اعلام شده است و ذکر آن مکرّر گفته شده است، مسئولین مختلف -دولتى‌ها، مجلس محترم، دستگاه‌هاى مختلف، مسئولان گوناگون- در مقام حمایت و ستایش از این سیاستهاى اقتصاد مقاومتى برآمده‌اند و مکرّر گفته شده، لکن تجربه‌ى بنده به من میگوید که ستایش کافى نیست؛ تعریف کردن کافى نیست؛ حرکت لازم است. بله، افرادى مى‌آیند، مى‌نشینند، در منبرهاى عمومى یا در جلسات خصوصى از مزایاى این اقتصاد مقاومتى مطالبى را بیان میکنند و غالباً هم درست است، امّا خب باید اقدام کرد، عمل کرد.»[۶]


پس از این رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نظام نسبت به کُند حرکت کردن در این زمینه هشدار دادند:
«اقتصاد مقاومتی را جدّی بگیرید. خب، رئیس جمهور محترم گفتند، مسئولین دیگر هم کم‌وبیش اظهار کرده‌اند، گفته‌اند، منتها باید عمل کرد: وَ لا مِمَّن عَلی‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل؛ این‌جور نباشد که به زبان بگوییم، در عمل کُند حرکت بکنیم.»[۷]

چند ماه پس از این هشدار، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به صراحت «تکرار زبانی» این موضوع از جانب مسئولان و فعالان اقتصادی و سیاسی بدون اقدام متناسب را راه‌گشا ندانستند:

«از وقتی که این عنوان مطرح شده، شاید هزار مرتبه از طرف مسئولین -با کم و زیادش- تأیید شده؛ مسئولین مختلف، فعّالان اقتصادی، حتّی فعّالان سیاسی، مسئولین دولتی، مجلس، غیره، مکرّر گفته‌اند اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مقاومتی؛ خب، خوب است؛ لکن با اسم و با تکرار زبانی هیچ اتّفاقی نمی‌افتد؛ هیچ اتّفاقی نمی‌افتد. با بردن اسم دارو و تکرار اسم دارو هیچ بیماری خوب نمیشود؛ دارو را باید مصرف کرد.»[۸]

* باید اقتصاد مقاومتی را باور کنید

تذکرات رهبر معظم انقلاب درباره‌ی پرهیز از برخورد شعارگونه با اقتصاد مقاومتی و ضرورت اقدامات عملی جدی مسئولان در این زمینه در سال ۹۴ نیز ادامه یافته است. ایشان در خردادماه ۹۴ از نگرانی خود درباره‌ی «نبود همدلی» درباره‌ی مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی سخن گفتند:

«در مورد اقتصاد مقاومتی، خوشبختانه در کشور هم‌زبانی هست، [امّا] مشکل ما در همدلی است؛ آدم میترسد هم‌زبانی باشد، همدلی نباشد... این هم‌زبانی هست، همدلی هم باید انجام بگیرد یعنی از بُن دندان به مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی باید باور آورده شود؛ باور کنیم که کلید حلّ مشکلات کشور در داخل است.»[۹]

این روند اعلام نارضایتی رهبری از انجام نگرفتن اقدامات لازم و ضروری برای اجرایی‌سازی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و بسنده کردن به تکرار زبانی موضوع همچنان ادامه یافت که نشانگر «عدم تغییرِ رفتار مسئولان مرتبط» در این زمینه است. رهبر انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم در اواسط شهریور ۹۴ بار دیگر اقدامات جدی در این موضوع را خواستار شدند:

«همین اقتصاد مقاومتی که سیاستهای آن ابلاغ شده است و بر روی زمین و به‌صورت کار عملی و عملیّاتی و اجرائی هم باید با شدّت هرچه تمام‌تر و بدون فوت وقت دنبال بشود.»[۱۰]

پیش از این و در دیدار با اعضای هیأت دولت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به صراحت فعالیت‌های صورت‌گرفته در این زمینه از سوی دولت را «ناکافی» دانسته بودند:

«پارسال -سال ۹۳- شروع اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی بود. دوستان دولت هم گزارشهایی به من دادند... حالا یک گزارش مفصّلی فرستادند که البتّه برای من خلاصه کردند آن گزارش را و تماماً خواندم، نگاه کردم. کارهایی که انجام گرفته در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی، بعضی‌هایش کارهای مقدّماتی است... بعضی از کارهایی که گزارش شده، مربوط به بندهای اقتصاد مقاومتی نیست... اینها آمده جزو کارنامه‌ی دستگاه‌ها در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی؛ درحالی‌که این نیست. بعضی از کارها هم ارتباطی اصلاً به بندهای اقتصاد مقاومتی ندارد؛ این مقدار کافی نیست.»[۱۱]

 مطالباتِ رهبری از مسئولان برای اقدام عملی

با نگاه به بیانات رهبر معظم انقلاب در چند سال اخیر و به‌خصوص پس از ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی می‌توان به این نکته پی برد که ایشان به روشنی «مطالبات و انتظارات» خود از قوای سه گانه و دستگا‌ه‌های گوناگون را در چارچوب سیاست‌های ابلاغی مشخص ساخته و اعلام کرده‌اند. «وظایف مسئولان و مدیران کشور» کاملاً مشخص است و اگرچنانچه عزم و اراده‌ی جدی و راسخی برای اجرای خواسته و مطالبه‌ی رهبر انقلاب و مردم وجود داشته باشد، اقتصاد مقاومتی پیاده شده و کشور در مقابل فشارها مصونیت می‌یابد.

اهم این مطالباتِ رهبری در قالب ۳ جدول ذیل مرور شده است:

چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟



چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟

چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟



* دو صد گفته چون نیم کردار نیست

از سوی دیگر پس از انتشار نامه‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به رئیس‌جمهور درباره‌ی الزامات اجرای برجام و تأکید دیگرباره‌ی ایشان بر «جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ی اقتصاد مقاومتی» موضوع بسیار حساس‌تر نیز شده است:

«رفع تحریمها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ی اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدّیّت تمام دنبال شود و بخصوص به تقویت تولید ملّی توجّه ویژه صورت گیرد.»[۱۲]

پس از اتمام مذاکرات چندین ساله‌‌ی هسته‌ای، مردم در انتظارِ اقدامات جدی و اثرگذار از سوی مسئولان و به‌خصوص مسئولان دولت برای اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و گشایش در وضعیت اقتصادی خود هستند. وظایف مسئولین در این زمینه کاملاً شفاف بوده و تذکرات رهبر معظم انقلاب درباره‌ی فراتر رفتن از برخورد شعاری با موضوع و برنامه‌ریزی و اقدام جدی در این حوزه، چندین بار تکرار شده است. «عالِم بی‌عمل» بودن از منظر عقل و دین نکوهش شده و در فرهنگ عمومی ملتِ ما نیز «دو صد گفته چون نیم کردار» هم تلقی نشده است. حال باید منتظر ماند و دید مسئولان و مدیران کشور چه عملکردی در اصلاح رویه‌ی گذشته و روی آوردن به برنامه‌ریزی و اقدام جدی برای تحقق این سیاست‌ها خواهند داشت؟ که به فرموده‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السلام «فرصت‌ها چون ابر در گذرند».[۱۳]
 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آیا انتظار بی‌جا و یا توقع زیادی است که دولت محترم به جای اینهمه تعریف و تمجید از برجام و آنهمه بزرگنمایی درباره دستاوردهای آن فقط در چند جمله برای مردم توضیح دهد کدام دستاورد قابل اشاره‌ای برای معیشت مردم، اقتصاد کشور و عزت و اقتدار ایران اسلام دارد؟!...

1- می‌گویند ناصرالدین‌شاه در یکی از روزها که به قصد شکار از شهر بیرون رفته بود با مشاهده گله آهوان درپی آنها اسب تاخته و از همراهان و ملازمان رکاب دور افتاده بود. شامگاهان خسته و کوفته به کاروانسرایی رسید و مصلحت آن دید که شب را به استراحت بگذراند تا ملازمان رکاب او را یافته و همراه آنان به پایتخت بازگردد. دروازه کاروانسرا بسته بود. ناصرالدین شاه دق‌الباب کرد و کاروانسرادار از پشت در پرسید کیست؟ ناصرالدین شاه به روال شاهان در پاسخ گفت؛ ما، سلطان‌بن‌سلطان، خاقان بن خاقان، شاه‌شاهان، سایه خدا بر سر ایران، قبله عالم، سلطان صاحبقران، اعلیحضرت شاهنشاه ایران هستیم! کاروانسرادار که حسابی گیج شده بود از پشت در به فریاد گفت؛ ان‌شاءالله خدای سبب‌ساز و بنده‌نواز در این شب سرد برایتان سرپناهی فراهم آورد، اینجا یک کاروانسرای کوچک است و برای اینهمه آدم جا نداریم!
2- بزرگنمایی فراتر از «گزافه» و «اغراق» درباره برجام که این روزها فضای تمامی نشست و برخاست‌ها و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های رئیس‌جمهور محترم و برخی دیگر از دولتمردان را به خود اختصاص داده است، در حالی است که دولت محترم هنوز به این سؤال ساده و دم‌دستی - و البته بسیار ضروری - نه فقط پاسخ روشنی نداده، بلکه اساسا هیچ پاسخی نداده است که در مقابل امتیازات نقد فراوانی که به حریف تقدیم کرده‌ایم، غیر از چند «وعده نسیه» که آنهم یکی پس از دیگری نقض شده و پوچ از کار درمی‌آید، چه دستاورد دیگری داشته‌ایم؟! تا آنجا که وقتی گفته می‌شود «به افتخار برجام دست بزنید»!  دقیقا نمی‌دانیم باید به کجای آن دست بزنیم؟ و برای کدام دستاورد، هورا بکشیم؟!
می‌گویند و اصرار دارند همه بپذیرند که «برجام فتح‌الفتوح بوده است»! «برجام بزرگترین دستاورد تاریخی ملت ایران است»، «برجام به معجزه شبیه است»! «برجام یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ جهان در مقابل ایران»! «اهمیت برجام از فتح خرمشهر هم بیشتر است»، «برجام سایه شوم جنگ را از سر مردم ایران برداشته است»! «برجام نه فقط بزرگترین پیروزی در تاریخ انقلاب بلکه بزرگترین پیروزی در تاریخ ایران است»!  «برجام نقطه آغاز شکوفایی اقتصادی است»!  برجام اشتغال‌زا، رونق‌دهنده تولید، جذب‌کننده سرمایه‌های خارجی، کارآفرین و...
کاش دولت محترم به جای اینهمه تعریف و تمجید از برجام و آنهمه بزرگنمایی درباره دستاوردهای آن فقط در چند جمله - تاکید می‌شود فقط در چند جمله - برای مردم توضیح می‌داد که زیر این تابلوهای رنگارنگ و چشمک‌زن کدام دستاورد قابل اشاره‌ای برای معیشت مردم، اقتصاد کشور و عزت و اقتدار ایران اسلامی جای دارد؟ آیا این، انتظار بی‌جایی است و یا توقع زیادی است؟!...
اما سخن در این نوشته، فراتر از برجام است، بخوانید!
3- دولت محترم هوشمندتر از آن است که نداند بسیاری از قوطی‌های پُر رنگ و لعاب ارائه شده درباره برجام، «پُر از خالی» است و اگرچه برجام به طور کامل بی‌دستاورد نیست ولی تقریبا  هیچیک از وعده‌های نسیه حریف تاکنون تحقق نیافته و در چشم‌انداز پیش روی نیز نه فقط نشانه‌ای از تحقق آن دیده نمی‌شود بلکه هر از چند گاه به جای تحقق دستاوردهایی که وعده داده شده است، بر فهرست «از دست‌‌داده‌ها» افزوده می‌شود!  که به عنوان مثال - و فقط به عنوان مثال - برخلاف آنچه در برجام وعده داده بودند، «سوئیفت» هنوز برقرار نشده و هیچ تبادل‌ تجاری قابل انجام نیست. در اولین روز اجرای برجام با افتخار اعلام شد که بیش از 1000 «ال‌سی» گشایش یافته است ولی آن روز «یکشنبه» بود و تمامی بانک‌های اروپایی در تعطیلات آخر هفته بودند و معلوم شد که ادعای یاد شده فقط یک «بلوف» بوده است و دولت محترم بعدها اعلام کرد که قرار بود 1000 ال‌سی‌گشایش یابد!
اعلام شده بود قرارداد خرید 118 فروند هواپیمای «ایرباس» با فرانسه منعقد شده است - که صرفنظر از  پرسش‌های فراوان درباره آن - چند روز بعد شرکت ایرباس رسما اعلام کرد، بدون اجازه آمریکا حاضر به فروش این هواپیماها نیست! آقای رئیس‌جمهور قول داده بود که با اجرای برجام بخش قابل توجهی از مشکل اشتغال حل می‌شود و جوانان ایران صاحب شغل خواهند شد ولی به جای آن در سفر فرانسه با شرکت در حال ورشکستگی پژو سیتروئن قرارداد بسته شد تا اقتصاد فرانسه با آنهمه جنایت و کینه‌توزی که علیه ایران اسلامی و مردم کشورمان مرتکب شده بود، از مرگ نجات یابد و برای جوانان فرانسوی شغل ایجاد شود و هنگامی که صدای اعتراض مجلس بلند شده و خواستار توضیح دولت درباره مفاد این قرارداد و چرایی آن شدند، آقایان اعلام کردند که این قرارداد «محرمانه» است! - دقیقا برخلاف نص صریح اصول 77 و 125 قانون اساسی - همین قید محرمانه بودن و مغایرت آن با اصول یاد شده قانون اساسی درباره قراردادهای نفتی نیز اعلام شده و...
اکنون جای این سوال است که دولت محترم از کدام «فتح‌الفتوح»! و یا «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»! و معجزه قرن! و... سخن می‌گوید و اگر آنچه در برجام از دست داده‌ایم و یا در حال از دست دادن آن هستیم، با اندک دستاورد حاصل از آن قابل مقایسه است و خود دولت نیز به فتح‌الفتوح بودن برجام اعتقاد دارد- که بعید است! - چرا دستکم به چند نمونه از دستاوردهای ملموس و عینی مورد ادعا اشاره نمی‌کند؟!
4- حالا به موضوع اصل یادداشت پیش روی بازمی‌گردیم و آن، این که دولت محترم از بزرگنمایی‌های اغراق‌آمیز درباره برجام و دستاوردهای نداشته - و یا اندک داشته- آن چه منظوری دارد؟ و کدام نقطه را نشانه رفته است؟ در این باره گفتنی است که؛
الف: بی‌تردید «نقطه مطلوب» این ماجرا در آینده‌ای بسیار نزدیک تعریف شده است. چرا که می‌دانند اغراق‌گویی درباره برجام نمی‌تواند دوام چندانی داشته باشد و افکار عمومی در فاصله‌ای نه چندان دور متوجه توخالی بودن تعریف و تمجیدهای گزاف خواهند شد.
ب: این نقطه مطلوب در کدام آینده نزدیک تعریف شده و در آینده نزدیک چه اتفاق و رخداد مهمی در پیش است؟ این سؤال، پاسخ روشن و خالی از ابهامی دارد؛ «انتخابات»
5- رئیس جمهور محترم پنهان نمی‌کند که خواستار مجلسی با حضور نمایندگان همسو با دولت است و به عنوان نمونه، ایشان در همایش استانداران به صراحت گفته بود «خواهان مجلس اعتدالی» است و البته هنوز تعریف مشخصی از اعتدال ارائه نداده‌اند و این واژه‌ را به معنای همراهی با دولت به کار برده و می‌برند! و موارد دیگری از همین دست که فهرست آن طولانی است.
اکنون می‌توان به وضوح نتیجه گرفت که تعریف و تمجیدهای غیرواقعی درباره برجام، کاربرد انتخاباتی دارد و مجموعه دولت اعتدال و مدعیان اصلاحات که متاسفانه و با عرض پوزش طی 3 سال گذشته دستاورد قابل ارائه چندانی نداشته‌اند و انبوهی از وعده‌های داده شده و تحقق نیافته در کارنامه خود دارند با بزرگنمایی درباره برجام؛
 الف: انتظار دارند بر ناکامی‌های خود در تحقق وعده‌ها سرپوش گذاشته و افکار عمومی را از مطالبه این وعده‌ها بازدارند!
ب: بر این تصورند که با معرفی برجام به عنوان «فتح‌الفتوح»! و معجزه قرن! و... چنته خالی از دستاورد خود را نه فقط «پُر»  بلکه حاوی «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»!  جلوه دهند و شاید بر این باورند که ارائه «این دستاورد بادکنکی»! می‌تواند آراء مردم را به حساب نامزدهای هوادار دولت فاکتور کند!
ج: ادعای «الگو بودن برجام»! و آمادگی برای «برجام 2»! در همین بستر قابل ارزیابی است و آقایان به یقین می‌دانند که اینگونه ادعاها، فقط می‌تواند کاربرد انتخاباتی داشته باشد و مردم، با بصیرت‌تر از آنند که یک معاهده با هزینه‌های سنگین را به عنوان «الگو» برای حل و فصل سایر مشکلات برگزینند! و این پرسش را نادیده بگیرند که مگر «برجام یک» چه دستاورد قابل ارائه‌ای داشته است که سخن از «برجام 2» نیز در میان باشد؟!
6- و اکنون سخنی با دولت محترم در میان است و آن، این که؛  چرا از بیان «واقعیت برجام» و توضیح درباره دستاوردهای ادعایی آن خودداری می‌کنید؟ به یقین گرد و غبار ناشی از بزرگنمایی‌های اغراق‌آمیز خیلی زود فرو می‌نشیند و واقعیت‌ها آنگونه که هست، در میدان دید همگان قرار می‌گیرد، کما این که مردم علی‌رغم آنهمه بزرگنمایی دولت محترم درباره برجام، واکنش مثبتی نشان ندادند و آن تعریف و تمجیدها را با واقعیات محسوس و ملموس از جمله چرخ معیشت خود همخوان ندیدند. از این روی به آسانی می‌توان نتیجه گرفت اینگونه اغراق‌ها نه فقط اغراق‌کنندگان را به مقصود نمی‌رساند بلکه می‌تواند به جایگاه دولت در نگاه مردم، آسیب‌های جدی نیز برساند و به قول یکی از شعرای کشورمان در اقتباس از شعر معروف «اریش فرید»  شاعر اتریشی؛ «بچه‌ها شوخی‌ شوخی به گنجشک‌ها سنگ می‌زنند و گنجشک‌ها جدی جدی می‌میرند»!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   |   | نظرات()   بازدید ها:بازدید

وکیل‌الدوله‌ها اگر به مجلس بروند دولت پاسخگوی وعده‌ها نخواهد بود

تلاش دولت یازدهم برای تشکیل مجلسی همراه و همسو که شأن نظارتی خود را به فراموشی سپرده و کاری به تصمیمات گرفته شده و برنامه‌های در دست اجرا نداشته باشد محصولی جز تقویت دولتی غیر پاسخگو در برابر مطالبات بحق مردم نخواهد داشت.
اغلب دولت‌ها در پی آن بوده‌اند که بی‌سر و صدا و بدون اعتراض نهادهای نظارتی از جمله مجلس شورای اسلامی برنامه‌های خود را به پیش برند‌‌‌، این دولت‌ها هرگونه سوال از وزیران و یا احیانا استیضاح و سوال از رئیس‌جمهور را کارشکنی در برابر دولت منتخب مردم می‌خوانند و آرزو می‌کنند که مجلسی شکل یابد که همراه و همگام دولت بوده و از شأن نظارتی خود کمترین بهره را ببرد.
در عرف عام به چنین مجلسی و چنین نمایندگانی «وکیل‌الدوله» گفته می‌شود‌‌‌، مجلسی که به جای بهره‌گیری از شأن نظارتی خود برای پاسخگو کردن دولت در برابر تخلفات و نیز وعده‌های داده شده در برهه انتخابات تنها بایستی به وزرا و برنامه‌های دولت با یک رای تشریفاتی مهر تایید بزند و باقی کارها را به کاردان‌ها بسپارد‌!
هفتم اسفند ماه سال جاری دو انتخابات حساس را پیش رو داریم‌‌‌، مردم در این روز علاوه بر انتخاب خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس دهم را نیز برخواهند گزید و اگر مجلس دهم حاصل شرکت سهامی ‌اصلاحات و اعتدال باشد نمی‌توان چنین انتظاری را داشت که دولت یازدهم در مقابل وعده‌های داده شده الزامی بر خود ببیند که در جهت تحقق آن‌ها حرکت کند‌‌.
دولت به دنبال نمایندگان «وکیل‌الدوله‌»
حسن روحانی رئیس‌جمهور بارها خواسته قلبی خود را برای تشکیل چنین مجلسی بر زبان آورده و آرزوی خود را برای تحقق بهارستانی بدون منتقد و صدای مخالف علنی ساخته است‌‌.
در آخرین مورد از این برون‌داد منویات درونی، روحانی در جمع استانداران و فرمانداران کشور که مسئول برگزاری انتخابات هستند ضمن حمله شدید به شورای نگهبان گفت «‌به عنوان دولت اعتدال دل‌مان می‌خواهد معتدلان بروند مجلس و این آرزوی ماست.»
طبیعی است که دولت به عنوان مجری انتخابات بایستی بی‌طرف باشد ولی سخنان رئیس‌جمهور نشان از آن دارد که وی علاقه‌مند است که حامیان دولت به مجلس راه یابند و این سخن بی‌طرفی دولت در عرصه انتخابات را زیر سوال می‌برد‌‌.
دورخیز انتخاباتی با صله رحم حزبی‌!
در ماه‌های گذشته نیز مقامات دولت تدبیر و امید بارها در جلسات حزبی شرکت کرده‌اند. به عنوان نمونه شهریور ماه سال جاری  محمدباقر نوبخت در رابطه با حضور اعضای دولت در برخی احزاب رسمی به خبرنگاران گفت: طبیعی است که همه وزرا قبل از ورود به دولت از سال‌های گذشته در یکی از احزاب فعال بوده باشند و به طور مثال بنده از سال 78 عضو حزب اعتدال و توسعه بودم که نظر ما انتقال تجربیات به نسل آینده بود و معتقد بودیم برای توسعه کشور منابع لازم تنها در دست یک جناح نیست و همه باید در جهت توسعه کشور فعالیت کنند.
وی با اشاره به اینکه از زمانی که مسئولیت اجرایی را عهده‌دار شده‌ام به جهت حجم فراوان کارها فرصت حضور در حزب و فعالیت حزبی را ندارم، گفت: شاید تنها تعامل من با حزب خلاصه به دید و بازدیدهای عاطفی شود. البته تأکید می‌کنم هرگونه فعالیت حزبی از سوی مسئولین دولتی خلاف قانون نیست اما آنچه مهم است این است که هیچ یک از اعضای دولت که در احزاب حضور دارند نباید از امکانات دولتی برای فعالیت‌های حزبی استفاده کنند که این موضوع همواره مورد تأکید رئیس‌جمهور است.
نوبخت در حالی حضور خود و سایر دولتی‌ها را عاطفی می‌خواند که زمستان سال گذشته حسین مرعشی عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی از کلید خوردن فعالیت‌های انتخاباتی دولت خبر داده بود و از قضا این کلید به آقای سخنگو سپرده شده بود!
 وی در مورد فعالیت دولت برای انتخابات مجلس نیز گفته بود‌: قاعدتاً آقای نوبخت در قالب حزب اعتدال و توسعه ورود می‌کنند.
مرعشی همچنین گفته بود‌: آقای نوبخت علایقی دارند و قاعدتاً با اصلاح‌طلبان کار خواهند کرد، چون آنها انتخاب دیگری جز اصلاح‌طلبان ندارند!
سخنانی که با واکنش و تکذیب نوبخت مواجه شد اما اقدامات بعدی دولتی‌ها نشان داد واقعیت‌ها چیز دیگری است.
اواخر فروردین ماه سال جاری نیز معاون اول رئیس‌جمهور به سعدآباد رفت و نگاه دولت به انتخابات اسفند ماه را برای کارگزارانی‌ها تشریح کرد.
اسحاق جهانگیری (رئیس ستاد انتخاباتی هاشمی در سال ۹۲) در این جلسه با اشاره به «ضعف کار حزبی در ایران» بر نقش‌آفرینی حزب متبوع خود در فضای سیاسی کشور تاکید کرده و گفته بود‌: «کارگزاران امسال باید این نقش را بیش از پیش ایفا کند، زیرا امسال سال انتخابات است، اگر مجلس خوبی شکل نگیرد کار دولت ناتمام خواهد بود.»
نفر دوم دولت تدبیر و امید در ادامه اظهارات خود، در قامت یک چهره تمام حزبی ظاهر شده و با یادآوری تجربه انتخابات ۹۲ شرط پیروزی حزب خود را «همگرایی» با اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل خواند‌‌‌، از فعالیت گروه‌های رقیب اظهار نگرانی کرده و گفته بود‌: «خبرهایی که به ما می‌رسد این است که مخالفان دولت و وزرای پیشین به صورت جدی در اغلب استا‌ن‌ها مشغول فعالیت‌های انتخاباتی شده‌اند». وی ادامه داده بود «تلاش می‌شود نیروهای مردمی و معتدل شهرستان‌ها از کاندیداتوری رویگردان شوند. به آنها القا می‌شود که اگر در انتخابات کاندیدا شوند یا فعالیت‌های خود را آغاز کنند با آنها برخورد می‌شود. اصلاح‌طلبان و نیروهای معتدل و حامیان دولت توجه داشته باشند که نباید فریب این جوسازی‌ها را بخورند. باید مقاومت کرد».
معاون اول دولتی که قرار است برگزار‌کننده انتخابات در هفتم اسفند  باشد، به صراحت از «وضعیت خوب اصلاح‌طلبان در آخرین نظرسنجی‌ها» گفته و در عین حال از «مدیریت انتخابات» سخن به میان آورده بود‌‌.  وی مدعی شده بود‌: «در آخرین نظرسنجی‌های صورت گرفته اصلاح‌طلبان وضعیت خوبی داشتند. البته برخی نیز به مدیریت انتخابات هم اشاره می‌کنند و نگران رد صلاحیت‌ها و مدیریت انتخابات هستند. امیدوارم این مسایل با مذاکرات حل شود.»
به هر ترتیب این سخنان و مواضع آشکار معاون اول رئیس‌جمهور با انتقادهای بسیاری مواجه شد اما ناظران صحنه پاسخ روشنی نگرفتند و دولتی‌ها نیز نشان دادند در ادامه دادن این راه سوال‌برانگیز مصمم هستند!
باج سبیل دولت به اصلاح‌طلبان
هر چند روحانی رئیس‌جمهور در سخنرانی اخیر خود اعتدال را یک گفتمان خوانده و با این سخن پاسخ دو سال جوسازی اصلاح‌طلبان که گفته بودند «‌دولت یازدهم فاقد گفتمان بوده و ادامه دهنده راه دولت اصلاحات است» را داد ولی اصلاح‌طلبان همچنان دولت یازدهم را فاقد گفتمان دانسته و معتقدند اگر این دولت مقدمات پیروزی آنان در انتخابات هفتم اسفند ماه را فراهم نسازد بایستی کلید پاستور را در انتخابات آینده ریاست جمهوری به مستاجر دیگری بسپارد‌‌.
بر اساس این روند اصلاح‌طلبان شرط حمایت خود از دولت در انتخابات آینده ریاست جمهوری را با تعداد کرسی‌هایی گره زده‌اند که در بهارستان کسب خواهند کرد و از این‌رو دولت برای ادامه راه خود بایستی سهم اصلاح‌طلبان را پرداخت کند‌‌.
خانه ملت یا وکیل دولت‌؟!
مجلس شورای اسلامی را خانه ملت نامیده‌اند و نمایندگان ملت بایستی به دنبال حقوق مردم بوده و در جهت اعاده این حقوق بر دولت نظارت داشته باشند‌‌‌، دولتی که به مقتضای در دست داشتن سرمایه و قدرت خواسته و یا ناخواسته می‌تواند به سمت فساد گرایش داشته باشد و اگر نهادی را ناظر بر خود نبیند وعده‌های خود در برهه انتخابات را نیز فراموش می‌کند‌‌.
مجلس هشتم و نهم در طول فعالیت خود که بخش اعظم آن در دولت‌های نهم و دهم گذشت از شأن نظارتی خود بارها استفاده کرد‌‌‌، از استیضاح وزیران دولت سابق تا سوال از رئیس‌جمهور که برای اولین بار در طول نزدیک به چهار دهه گذشته روی داد‌‌‌، سوالات فراوان نمایندگان از وزیران دولت را نیز بایستی در این راستا ارزیابی کرد‌‌.
حال چگونه کسانی که در نشریات و رسانه‌های خود از نظارت مجالس هشتم و نهم بر دولت‌های سابق حمایت می‌کردند امروز خواستار تشکیل مجلسی وکیل‌الدوله‌اند که نتواند سوالی از وزرا بپرسد و یا وزیری را در صورت تخلف استیضاح کند جای سوال و شبهه دارد‌‌.
دولت محرمانه‌ها به دنبال مجلس وکیل‌الدوله‌ها
دولت یازدهم را دولت محرمانه‌ها می‌خوانند‌‌‌، دولتی که ملت را محرم نمی‌داند و هر چه می‌کند در پشت پرده و در تاریکخانه‌هایی که رسانه‌ها و نمایندگان ملت را در آن راهی نیست صورت می‌گیرد‌‌.
طبیعی است چنین دولتی خواهان مجلسی است که کاری به پشت پرده‌ها نداشته باشد‌‌‌، چه در موضوع برجام که تصمیمات در اتاق‌های پشتی گرفته می‌شد و جز 1+5 و صهیونیست‌ها کسی از جزئیات آن اطلاع نداشت و چه در مباحث اقتصادی چون وعده‌های دولت به مردم که هنوز محقق نشده است وجود مجلسی پرسشگر به زیان دولت یازدهم است و از این رو است که دولت به دنبال مجلسی همسو و غیر ناظر است‌‌.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اخبار ویژه کیهان

افتتاح پروژه‌های سپاه و سپس تهمت زدن به سپاه؟!
«آقای روحانی خوب است تکلیف خود را با سپاه روشن کند تا این گونه نباشد که هم پروژه‌های احداث شده از سوی سپاه را افتتاح کند و هم سپاه را متهم سازد.»
داریوش سجادی همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب نوشت: روحانی در مراسم افتتاح 138 پروژه استانی در تهران در بخشی از اظهاراتش در خصوص مبارزه با فساد گفت «باید با فساد مبارزه کنیم تا در کشور فسادی نباشد و پیشرفت واقعی و دلخواه ایجاد شود. وقتی تولیدی صورت می‌گیرد یک دستگاه فاسدی که نام آن را نمی‌برم می‌آیند و می‌توانند کالا را قاچاق کنند و اجازه نمی‌دهند بخش خصوصی رشد کند».
هر چند اظهارات روحانی خلق الساعه نیست و آذر ماه سال گذشته نیز در همایش مبارزه با فساد بر همین روال اما به شکلی شفاف‌تر گفت «اگر اطلاعات، تفنگ، پول، روزنامه، خبرگزاری و دیگر مظاهر قدرت در یک نهاد جمع شود، ابوذر و سلمان هم باشد، فاسد می‌شود».
آقای روحانی در موقعیتی به طعنه و تلویح سپاه را متهم به فساد و قاچاق می‌کنند که «همین رئیس جمهور» در «همین دی ماه گذشته» و در خلال مراسم افتتاح فازهای 15 و 16 میدان گازی پارس جنوبی در مقام تقدیر از نقش «همین سپاه» فرمودند «این که کار این دو فاز مهم را قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) به عهده گرفت و آن را به اتمام رساند، علاوه بر کار ارزشمند این قرارگاه، به معنای هماهنگی و همکاری بین دولت و نهادهای این کشور از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است... از قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) بسیار متشکرم؛ از ابتدا به این قرارگاه گفتم چند ابرپروژه را مد نظر قرار بدهند تا به نام قرارگاه ثبت شود.
به هرحال همان‌هایی که در دوران جنگ برای استقلال کشور خون و جان دادند و فداکاری کردند امروز هم برای آبادانی کشور در تلاشند». آقای رئیس جمهور خوب است تکلیف را روشن کنند!
سجادی خاطرنشان کرد: این کمال بی‌اخلاقی است که وقتی به سپاه به منظور تقویت و حراست از امنیت کشور و درخشیدن سرداران دیپلماسی در مذاکرات 5+1 به پشتوانه سپاه و سلحشورهای سپاه در منطقه نیازمندیم شورمندانه فخر سردار سلیمانی و نیروهای تحت امر ایشان را به جهان بفروشیم و بابت امنیت ایران از جوار مدیریت شایسته سپاه به خود ببالیم و هم زمان هر کجا که در برخورد با فساد عاجز و ناتوان می‌شویم عجز خود را با قرار دادن انگشت اتهام به سپاه پاسداران استتار کنیم!؟

نفوذ سایبری ایران رژیم اسرائیل را در شوک فرو برد
«مقامات اسرائیل از نفوذ سایبری ایران در تل‌آویو شوکه شده‌اند.»
کانال 10 رژیم صهیونیستی با اعلام این خبر گفت: ایران در سال‌های قبل با استفاده از یک شکاف امنیتی به رایانه رئیس سابق ستاد ارتش (بنی گانتس)، وارد شده و اطلاعات و برنامه‌هایی را از آن برداشته است.
این گزارش می‌افزاید: ایران موفق شده سیستم امنیتی بیش از 1200 دستگاه رایانه مورد نظر خود را هک کند و این نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس برنامه هوایی رژیم صهیونیستی را از 18 سال پیش مطلع شده بودند. برخی کشورها از جمله ایران از سالها پیش موفق شده بودند کدهای امنیتی در اسرائیل را شکسته و همین امر نشان می‌دهد حزب‌الله و احتمالاً گروه‌های دیگر نیز از سالها پیش به تکنولوژی‌های لازم برای کشف اسرار تکنولوژیک مورد استفاده رژیم صهیونیستی دست یافته‌اند، امری که موجب شوکه شدن اسرائیلی‌ها شد.
به گزارش العالم «آلکس فیشمن» تحلیلگر امور نظامی روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحرنوت» گفت: این تجربه نشان داد ایرانیان دارای توانمندی هک‌های بسیار خطرناکند، اگر آنها توانستند یکی از پیشرفته‌ترین و گران‌قیمت‌ترین پهپادهای آمریکا را با بکارگیری فناوری مدرن هک کنند پس عجیب نیست که بتوانند کارت اعتباری دهها هزار اسرائیلی را هک نمایند.
فیشمن ادامه داد: ایرانیان دارای پرونده‌ای پر از دستاورد در زمینه جنگ الکترونیک هستند و توانسته‌اند موفقیتی چشمگیر در متوقف ساختن فعالیت بخش هدایت پرواز پهپادهای آمریکایی در عراق به دست آورند، آنهم با اینکه ستاد آن اصلاً در یک پایگاه نظامی در آمریکاست.
وی افزود، ایرانیان اواخر دهه 80 قرن بیستم توانستند کد هواپیماهای شناسایی اسرائیلی را که در آسمان لبنان تصویربرداری می‌کردند رمزگشایی کنند و اطلاعات آن را در اختیار حزب‌الله لبنان قرار دهند.
این اطلاعات به حزب‌الله کمک کرد تا فعالیت یگان‌های ویژه اسرائیلی فعال در جنوب لبنان که در آن موقع در اشغال اسرائیل بود را رصد نماید و در نهایت واحد ویژه نیروی دریایی اسرائیل به نام «شییطیت 13» در کمین مرگبار حزب‌الله گرفتار شد که به کشته شدن 12 نیروی این واحد انجامید و فقط بیسیم‌چی آن جان سالم به در برد.
ژنرال «اسحاق بن اسرائیل» رئیس «شورای ملی پژوهش و توسعه» صهیونیستی نیز گفت حملات الکترونیکی واقعیت بوده و خیال پردازی علمی نیست، بلکه هر روز اتفاق می‌افتد، بخشی از این حملات دردسرساز است و بخش دیگر خسارات عظیمی وارده می‌کند، برنامه‌ها و سامانه‌های پیشرفته‌ای هستند که می‌توان از آن برای فلج ساختن و توقف فعالیت تأسیسات اساسی اسرائیل استفاده نمود.

ظریف و کری چقدر زبان هم را می‌فهمند؟!
محمدجواد ظریف و جان کری در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با هم دیدار و گفت‌وگو کردند.
بهانه این دیدار چگونگی اجرای توافق برجام عنوان شده است.
ملاقات‌های هر از چند گاه ظریف با کری در حالی است که وی مجوزی برای تداوم این ملاقات‌ها با وزیر خارجه شیطان بزرگ ندارد.
همزمان جان کری ضمن مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست گفت: در طول مذاکرات، تندروها در ایران زندگی را برای ظریف و روحانی دشوار کرده بودند.
وی اضافه کرد: مداخله در انتخابات ایران بدترین اقدامی است که ما می‌توانیم انجام دهیم.
ظریف سال گذشته ضمن سخنانی در شورای روابط خارجی آمریکا احتمال داده بود که اگر توافق حاصل نشود مردم ایران 16 ماه دیگر در انتخابات تصمیم دیگری بگیرند.
یک سال پس از آن جان کری در همین شورا تصریح کرد: دوستان! آنچه می‌دانم این است؛ اگر به این توافق پشت کنیم، یک پیام بزرگ به افراطی‌ها در ایران می‌فرستیم و آنها احساس خوبی پیدا می‌کنند و ما شاهد آنها خواهیم بود. چه کسی می‌داند که در انتخابات چه می‌شود؟ اما روحانی و ظریف که خود را در مذاکره با غرب به خطر انداختند و توانستند با غرب مذاکره کنند و به یک نتیجه برسند، به نظرم به دردسر جدی می‌افتند.
پیش از این ابتکار رئیس سازمان محیط زیست هم در مصاحبه با بی‌بی‌سی مدعی شده بود توافق هسته‌ای اهرمی را در رقابت با سایر گروه‌ها در اختیار اصلاح‌طلبان قرار می‌دهد.

افزایش 41 هزار میلیاردی پایه پولی و ارائه آمار اشتباه به روحانی
رئیس جمهور در حالی جلوگیری از رشد پایه پولی را به عنوان یکی از موفقیت‌های دولت یازدهم بیان کرد، که در دو سال اخیر پایه پولی بیش از 41 هزار میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است.
به گزارش مشرق، روحانی در مجمع عمومی بانک مرکزی گفت: آنچه من در دو سال و نیم اخیر فهمیده‌ام، این بوده است که مهمترین عامل در کنترل تورم، انضباط پولی و مالی است و این اساس کار است که اگر به هم بخورد، تورم نیز سیر صعودی خواهد داشت.
روحانی گفت: از روز اول هر وزیری اگر خواسته است به سمت پایه پولی تعرض کند، من در دولت ایستاده‌ام و گاهی وقت‌ها اوقات تلخی نیز کرده‌ام و نگذاشته‌ام از پایه پولی برای اهدافی که مد نظر داشته‌اند استفاده شود.
رئیس جمهور اظهار داشت: هر وقت ناچار شده‌ایم که بانک مرکزی برای یک ماه بخشی را یاری کند، بلافاصله بعد از یک ماه من به آن دستگاه فشار آورده‌ام که پول را برگردانند تا فضا آرام باشد.
لازم به یادآوری است روحانی پیش از این بارها از دولت قبل بابت افزایش پایه پولی برای تأمین اعتبار طرح مسکن مهر انتقاد کرده بود.
اظهارات روحانی را می‌توان در راستای همان خط انتقادی نسبت به عملکرد دولت قبل در افزایش پایه پولی (چاپ پول پرقدرت و تورم‌زا) و متمایز جلوه دادن عملکرد دولت یازدهم در این زمینه دانست. اما واقعیت آن است که برخلاف سخنان روحانی، پایه پولی در دولت یازدهم نه تنها کنترل نشده بلکه کاملاً صعودی بوده است.
در ابتدای مرداد ماه سال 1392 که روحانی زمام قوه مجریه را به دست گرفت، رقم پایه پولی 95/8 هزار میلیارد تومان بود اما حجم پایه پولی در پایان شهریور ماه امسال (آخرین آمار رسمی منتشر شده) با رشدی 43 درصدی نسبت به ابتدای دولت یازدهم به 137/5 هزار میلیارد تومان رسیده است.
براساس این آمار، در دولت یازدهم بیش از 41/6 هزار میلیارد تومان به رقم پایه پولی افزوده شده است.
این در حالی است که در 4 سال دولت قبل، 43 هزار میلیارد تومان به حجم پایه پولی افزوده شد که حدود 40 هزار میلیارد تومان آن صرف تأمین اعتبار مسکن مهر شد.
با توجه به چاپ بیش از 2/5 هزار میلیارد تومان پول برای طرح وام 25 میلیون تومانی خودرو در پاییز امسال، مطمئناً رقم پایه پولی در حال حاضر از 137/5 هزار میلیارد تومان نیز فراتر رفته و روند رو به رشد پایه پولی در دولت، سریع‌تر هم شده است.
با توجه به آمار فوق که همگی در سایت بانک مرکزی قابل مشاهده است، باید سخنان روحانی را ناشی از اطلاعات نادرستی دانست که به وی درباره کنترل پایه پولی داده شده است.
پیش از این، مسعود میرکاظمی، نماینده مجلس با انتقاد از سیاستهای پولی دولت در دو سال اخیر اظهار کرده بود: متأسفانه دولت از طریق افزایش پایه پولی و نقدینگی که آن هم حاصل بدهی بانکها به بانک مرکزی است، تأمین مالی مورد نیاز خود را انجام می‌دهد.

برجام موش زایید /حواس مردم را پرت کنید!
حامیان دولت و اصلاح‌طلبان در فضاسازی انتخاباتی به توافق بر ضرورت عدم ورود به فضای اقتصادی تأکید کرده‌اند.
به گزارش «شفاف»، طی جلسات مختلفی که میان حامیان دولت و اصلاح‌طلبان تشکیل شده، ارزیابی‌های این جبهه در خصوص شرایط اجتماعی- اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
بر اساس این ارزیابی‌ها، تأکید شده که افکار عمومی تاکنون نتایجی مبنی بر گشایش‌های اقتصادی از سوی دولت به ویژه پس از برجام دریافت نکرده و این یک نقطه ضعف عمده برای دولت به شمار می‌رود.
گفته می‌شود بر اساس این ارزیابی، در محور تبلیغاتی جبهه حامیان دولت و اصلاح‌طلبان، انحراف توجه افکار عمومی از حوزه اقتصادی به حوزه سیاسی مورد تأکید قرار گرفته و تصریح شده که با خلق دو قطبی‌های مختلف باید 2 هدف عمده مورد توجه قرار گیرد. ایجاد «حواس‌پرتی از حوزه اقتصاد» به عنوان اولین هدف مورد توجه بوده و تأکید شده باید با خلق فضای سیاسی جدید و جریان‌ساز، شرایط مطالبه‌گری در حوزه اقتصاد را به حاشیه راند و از تمرکز افکار عمومی دور ساخت.
همچنین در خصوص هدف دوم نیز تصریح شده که با ایجاد جو سیاسی علاوه بر تعیین زمین بازی، چهره‌ها و رسانه‌های جریان اصولگرا را نیز می‌توان به بازی گرفت و عملاً از تریبون‌های جریان مقابل، به نفع خود بهره‌برداری کرد.

لدین: مرگ بر آمریکا رسم تغییرناپذیر در ایران است
مایکل لدین می‌گوید شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران یک رسم تغییر ناپذیر است.
پایگاه اینترنتی فوربز نوشت: سردادن شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران به یک رسم تبدیل شده و به نظر نمی‌رسد تغییری در سیاست‌های این کشور در حال شکل‌گیری باشد و هیچ پایه و اساس آشکاری برای باور اوباما مبنی بر امکان شکل‌گیری تغییر سیاسی در ایران وجود ندارد.
به گزارش شفاف، این پایگاه اینترنتی در تحلیلی به قلم مایکل لدین (مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا) افزود: زمانی که نیروهای مسلح ایرانی تفنگداران (متجاوز) آمریکایی را بازداشت و عکس آنها را در حالی که زانو زده و دستهایشان را روی سر گذاشته بودند، منتشر کردند؛ جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا از ایرانیان به خاطر آزادی سریع تفنگداران تشکر کرد و زمانی که حکومت ایران فیلم اسرای آمریکایی را در حالی که گریه می‌کردند، به نمایش گذاشت، یا حتی زمانی که این صحنه در تظاهرات جشن انقلاب سال 1979 در خیابان‌ها بازسازی شد، هیچ گله‌ای از جانب دولت آمریکا مطرح نشد.
لدین در ادامه نوشت: فکر نمی‌کنم تحلیلگران اوضاع ایران هم معتقد باشند ]آیت‌الله[ خامنه‌ای رهبر معظم ایران قصد دارد در نظام ایران، تغییری ایجاد کند. زمانی که وی می‌گوید مرگ بر آمریکا دقیقاً منظورش همان است و همواره در همان راستا تلاش می‌کند. درست است وی می‌خواهد بیشترین امتیاز را از آمریکا بگیرد اما تجربه گذشته به وی نشان داده است که می‌تواند بدون مواجهه واکنش شدیدی از سوی آمریکا به هر چه می‌خواهد دست یابد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

برجام به خاطر هزینه‌های سنگینی که داشته ، الگوی خوبی برای حل مشکلات کشور نیست، مشکلات جهان پیشکش.

 برجام اکنون یک «مسئله تمام شده» است. سوای از نتایج حاصله، هیچ کس منکر این حقیقت نیست که این مدل مذاکره، برای ما «پرهزینه» بوده است و قطعا نتیجه با آنچه می‌بایست و می‌توانست باشد، «فاصله» زیادی دارد. با نگاهی به خطوط قرمز ترسیم شده از سوی نظام، هشدار‌هایی که داده شد اما بعضا شنیده نشد و مقایسه آنچه دادیم با آنچه گرفتیم و آنچه داریم، این «فاصله» به خوبی نمایان می‌شود.  شاید مقصود آقا از «هزینه سنگین»، همین «فاصله‌» بود. به هر حال این مسئله اکنون تمام شده و از این پس، آنچه اهمیت بیشتری دارد «پسابرجام» است.
«برجام الگوی خوبی است»، یکی از این مسائل پسابرجامی است؛ موضوع مهمی که این روزها  برخی دولتمردان و رسانه‌های همسو، به رغم اعتراف هدفدار! به معجزه‌گر نبودن آن، برای حل «مسائل باقی مانده» مرتب تکرار می‌کنند. عجیب‌تر اینکه عده‌ای حتی این نسخه پرهزینه و ناتوان در حل مشکلات اقتصادی را برای حل «مشکلات منطقه و جهان» می‌پیچند! برجام به خاطر همان هزینه‌های سنگین هم که شده، الگوی خوبی برای حل مشکلات کشور نیست، مشکلات جهان پیشکش.
خلاصه تمام بحران ساختگی هسته‌ای از این قرار بود که عده‌ای با بهانه قرار دادن توانمندی هسته‌ای ایران، ضمن سرقت اموال و دارایی‌های کشورمان و اعمال برخی تحریم‌های ظالمانه تلاش کردند، معیشت مردم را به گروگان بگیرند و از طریق ریختن مردم به خیابان‌ها نظام را تحت فشار قرار دهند. این مسئله را همین چند روز پیش، هم اوباما و هم جان کری با دو ادبیات مختلف بیان کردند آنجا که در واکنش به تحریم‌های جدید پسابرجامی علیه کشورمان گفتند، منتظر «تغییر» در ایرانند. تمام آنچه دولت محترم، برای حل این مشکلات انجام داد نیز این بود که، بخش قابل توجهی از داشته‌های هسته‌ای‌مان را تقدیم کرد تا در مقابل، تنها «بخشی» از اموال سرقتی خودمان (نه همه آنها) را پس گرفته و تحریم‌های آمریکایی‌ها نیز 180 روز «تعلیق» شود و از طرفی همین تحریم‌های تعلیق و لغو شده، مجددا به بهانه‌های دیگر بازگردند. اتحادیه اروپا نیز گفته همین هفته، مثل آمریکا، بازگرداندن تحریم‌های لغو شده را به بهانه توانمندی‌های موشکی‌مان بررسی می‌کند!
قطعا اینکه همه داشته‌های ارزشمند هسته‌ای را بدهیم تا تحریم‌ها یکی در میان لغو و تعلیق شوند و مجددا همان تحریم‌های نیم بند لغو شده، به بهانه دیگری مثل حمایت از حزب‌الله لبنان و فلسطین و یا توانمندی‌های موشکی بازگردانده شود،  فتح‌الفتوح نیست.
اما، سوال مهمی که هرگز به آن پاسخ داده نشد این است که، حریف در طول پیش رفتن این الگوی مذاکراتی، واقعا چه امتیازی از جیب مبارک خود به ما داد؟ پاسخ «هیچ» است. اما ما از جیب خود چه دادیم؟! پاسخ روشن است.
در اینجا قصد تکرار مکررات را نداریم، فقط به دنبال تبیین این واقعیت هستیم که «برجام الگوی خوبی نیست.» مفهوم اینکه بگوییم برای حل سایر مسائلمان با غرب باید همین الگو را پیاده کنیم این است که، این بار در کارخانه‌های موشک‌سازی‌مان را تخته کنیم تا مجددا تحریم‌هایی که با جمع شدن سانتریفیوژها و برنامه هسته‌ای‌مان برداشته شده است، باز نگردند! و در مرحله بعد برای جلوگیری از بازگشت مجدد همان تحریم‌ها، از حمایت مظلومان منطقه دست برداریم و خلاصه برگه‌های دیگر قدرتمان را یکی یکی در مقابل همان یک برگ حریف بدهیم. چشم‌انداز کشوری که مولفه‌های قدرتش را از دست داده کاملا روشن است: یک کشور مستعد برای حمله تروریست‌های آدمخوار آن هم در ناآرام‌ترین نقطه جهان. اوضاعی که امروز در سوریه، عراق، لیبی، یمن، افغانستان، مصر و...  می‌بینیم. هدف غایی غرب تبدیل شدن جمهوری اسلامی ایران به یک کشور پیشرفته و صنعتی و برخوردار از امنیت نیست. اما الگوی پساتحریمی ما چه باید باشد؟
 هیچ کشوری را بدون داشتن مولفه‌های قدرت در حوزه‌های مختلف علمی، سیاسی، اقتصادی و نظامی نمی‌توان «قدرتمند» و «پیشرفته» نامید. کشورهایی مثل آلمان و ژاپن اگرچه در حوزه  اقتصاد سرآمدند اما در حوزه سیاسی، اگر نگوییم عقب افتاده و وابسته، حداقل می‌توانیم  بگوییم پیشرفته نیستند. اینکه گفت و گوهای صدر اعظم آلمان، شخص اول قدرتمندترین اقتصاد اروپا از سوی آمریکایی‌ها شنود می‌شود، اما مرکل اجازه ندارد خم به ابروی خود بیاورد، یعنی در آلمان با آن اقتصاد پیشرفته، یک «نقص» و «ضعف» بزرگی وجود دارد. بنا بر اسناد محرمانه‌ای که فاش شده و هیچ کس هم آن را رد نکرده، آلمان حتی از مردم خود برای سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا جاسوسی می‌کند! ژاپن نیز کشوری است قدرتمند در حوزه اقتصاد اما حتی اختیار نوشتن قانون اساسی خود را هم ندارد. این کشور برای تامین امنیت خود، صد درصد به آمریکا وابسته است و به دلیل محدودیت‌های نظامی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم علیه آن تحمیل کرده، به تنهایی قادر به مقابله با تهدیدات کشوری مثل کره شمالی نیست.
بنابراین، آلمان و ژاپن تنها برخی مولفه‌های یک کشور پیشرفته - مانند اقتصاد- را دارند، که آن را هم نه از جانب آمریکا یا هر کشور دیگر بلکه از جانب «تلاش»، «برنامه‌ریزی» و «مدیریت» و تکیه بر ظرفیت‌ها و توانمندی‌های داخلی خود به دست آورده‌اند. این دو کشور، توانمندی اقتصادی خود را مدیون برنامه‌ریزی، مدیریت، اعتماد و اتکا به همراهی مردم و به طورکلی تکیه بر ظرفیت‌های درونی‌شان هستند نه آمریکا. اتفاقا، نقاط ضعف کشورهایی مثل ژاپن و آلمان در همان جاهایی است که به ظرفیت‌های داخلی‌شان اعتماد نکرده‌اند. چشم بادامی‌های ژاپنی در پشتکار و تلاش زبانزد خاص و عامند، همین طور چشم‌آبی‌های آلمانی. استفاده از مولفه مهمی مثل «ظرفیت‌های درونی»، از ویژگی‌های بارز این دو کشور قدرتمند اقتصادی است و این مولفه از قضا،  یکی از شاخصه‌های اقتصاد مقاومتی است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، الگویی که برخی پس از مذاکرات هسته‌ای برگزیده‌اند، یعنی اعتماد و نزدیکی به دشمن، جز وابستگی، ضعف و عقب‌ماندگی در حوزه مربوطه نتیجه‌ای دربر نخواهد داشت و فرجام آن به ویژه در مورد کشورهای اسلامی، تبدیل کشور به یکی از کشورهای جنگ‌زده اطراف خواهد بود.
شاید ماجرای دستگیری 10 تفنگدار متجاوز آمریکایی در خلیج فارس مثال نزدیک و خوبی باشد برای یافتن یک «الگوی خوب» پسابرجامی. بلا استثناء تمام رسانه‌های دنیا و بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران حرکت سپاه در دستگیری نظامیان آمریکایی را تحقیر آمریکا و قدرتمند‌ترین ارتش جهان تیتر زدند و ایران را «پیروز بزرگ» این معرکه معرفی کردند. نمایش اقتدار، تنها کاری بود که بچه‌های سپاه در خلیج فارس انجام دادند و از آن نتیجه خوبی هم گرفتند. به گفته دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این اقتدار باعث شده آمریکایی‌ها با استرس بسیار زیاد از تنگه هرمز رد می‌شوند. حرکتی که رهبر معظم انقلاب نیز در جریان دیدار دست‌اندرکاران انتخابات(30/10/94) از آن «عمیقا» قدردانی کرده و گفتند: «آنها در مقابل تجاوز دشمن، هویت و قدرت ایران را نشان دادند و مسئولان نیز باید در همه عرصه‌ها همین‌گونه عمل کنند و هر جا دشمن از خطوط منافع ملی ایران تجاوز کرد با قدرت جلوی او را بگیرند.»
الگوی پسابرجامی ما، می‌بایست تلفیقی از دیپلماسی و اقتدار باشد، که در غیر این صورت، قطعا شاهد نقض بیشتر تعهدات از سوی آمریکایی‌های بدعهد خواهیم بود. اقتدار در این مسئله نیز یعنی این که، به محض نقض تعهدات می‌بایست در کنار موضع‌گیری‌های دیپلماتیک، مقابله به مثل هم کرد.
باز به قول حضرت آقا در همین دیدار «طرف، اهل خدعه است، به لبخند و ماسک او اعتماد نکنید... اهداف و سیاست‌های آمریکای کنونی همان اهداف خشن و ضد ایرانی آمریکای دوران ریگان و بوش است. مسئولان مراقب باشند آمریکایی‌ها در اجرای برجام به تعهداتشان واقعاً عمل کنند و در غیر این صورت حتماً مقابله به مثل کنند.»

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

جابجایی صندلی‌ها !عنوان یاداشت یادداشت روز کیهان

1- «قوه مجریه در انقلاب‌های جهانی و در تاریخ، همیشه قانون را به نفع خود تفسیر می‌کردند و انقلاب را به استبداد می‌کشاندند، بنابراین در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با دیکتاتوری، شورای نگهبان پیش‌بینی شده است و برای این که جلوی دیکتاتوری گرفته شود، قانون ‌اساسی پیش‌بینی کرده که شورای نگهبان، تفسیر این قانون را برعهده داشته باشد».
تصور می‌کنید که این تحلیل دقیق و توضیح منطقی جایگاه شورای نگهبان در قانون اساسی را چه کسی ارائه کرده و چه کسی با این بیان مستند، نشان داده است که اگر شورای نگهبان در قانون اساسی پیش‌بینی نشده بود، دولت‌ها به سمت استبداد و دیکتاتوری پیش می‌رفتند؟ آنچه از نظرتان گذشت بخشی از سخنان آقای دکتر روحانی، رئیس‌جمهور محترم کشورمان است که در صفحه 7 روزنامه جمهوری اسلامی 9 آذر 1359 درج شده است.
ایشان در ادامه برای شناخت افراد و جریاناتی که در خط امام و انقلاب نیستند می‌گویند «معیار و مبنا، سخنان رهبر انقلاب است. مردم مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها را بخوانند و مواضع مسئولان را با بیانات امام و رهبری مقایسه کنند تا ببینند چه کسانی در خط انقلاب هستند و چه کسانی برخلاف نظر امام که نظر امت خواهد بود قدم برداشتند»
2- صبح پنج‌شنبه آقای دکتر روحانی، رئیس‌جمهور محترم کشورمان در همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور درباره انتخابات پیش‌ روی مجلس شورای اسلامی و برخی از مسائل دیگر، اظهاراتی داشت که با توجه به جایگاه ایشان به عنوان رئیس قوه مجریه، یک شخصیت روحانی و یک حقوقدان، غیرمنتظره و با عرض پوزش، عجیب به نظر می‌رسید. ضمن آن که اظهارات روز پنج‌شنبه آقای روحانی با آنچه پیش از این، چه در تبلیغات انتخاباتی و چه در موقعیت‌های قبلی اظهار داشته و بر آن تاکید ورزیده بودند نیز در تناقض آشکار بود و از این روی، تأسف‌آور! یادداشت پیش روی، فقط اشاره به نکاتی از اظهارات پنج‌شنبه ایشان درباره انتخابات است و سخن پیرامون برخی از بزرگنمایی‌های جناب روحانی درباره برجام نظیر این که ما بدون استثناء تقریبا به تمام اهداف اصلی خود در مذاکرات دست یافته‌ایم و امثال آن را به بعد موکول می‌کنیم. و اما؛
3- آقای روحانی در آغاز سخن پیرامون انتخابات می‌گوید «کسی که می‌خواهد نماینده مجلس شورای اسلامی شود، البته که باید به دین اسلام متعهد باشد و التزام به قانون اساسی و ولایت داشته باشد و این از بدیهیات است، اما محیط‌زیست، صنعت، توسعه کشور، حل بیکاری و رکود چه می‌شود»؟!
در این خصوص باید از آقای روحانی پرسید؛
 الف- از کی تا به حال، حل مسائلی نظیر محیط‌زیست، صنعت، توسعه کشور، حل بیکاری و رکود از شرح وظایف قانونی دولت خارج شده و برعهده نمایندگان مجلس گذارده شده است؟!
ب- آیا سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت امور اقتصادی، وزارت کار و امور اجتماعی و... از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های تحت امر و زیرمجموعه مجلس هستند؟! اگر پاسخ منفی است که منفی است، حل معضلات یاد شده به نمایندگان مجلس چه ربطی دارد؟ و اگر این دستگاه‌ها زیرمجموعه دولت هستند - که هستند - چرا ناتوانی آنها در حل مشکلات را که متاسفانه نشانه ناتوانی دولت است، به حساب نمایندگان می‌نویسند؟!
ج- ممکن است گفته شود که ناکامی دولت در حل مشکلات مورد اشاره، ناشی از عدم همکاری مجلس با دولت است که باید گفت؛ اولا؛ مطابق دستور جلسات موجود مجلس، اصرار برای حل مسائل یاد شده همواره از سوی مجلس بوده است و بی‌اعتنایی به آن از سوی دولت محترم.
ثانیا؛ بفرمائید کدام لایحه و پیشنهاد را برای حل و فصل مشکلات مزبور به مجلس ارائه کرده‌اید و مجلس با آن مخالفت ورزیده است؟ به بیان دیگر، چه اقدامی می‌خواستید انجام بدهید که مجلس مانع آن شده است؟! پاسخ روشن است. هیچ!
د- تعجب‌آور است که آقای رئیس‌جمهور به جای آن که به خاطر ناکامی - بخوانید ضعف و ناتوانی- دولت در حل مشکلات یاد شده، روی صندلی بدهکار بنشیند و به مردم که با آنهمه وعده و وعید، طلبکار هستند پاسخ بدهد، روی صندلی طلبکاران نشسته و بازخواست می‌کند!
4- آقای روحانی می‌گوید؛ «احراز صلاحیت واقعی از آن ملت ایران است» درباره این اظهارنظر رئیس‌جمهور که از سوی یک حقوقدان عجیب و غیرمنتظره است باید گفت؛
الف: احترام واقعی به ملت در حل مشکلات آنها نظیر، گرانی، رکود، بیکاری، بی‌حرمتی به پاسپورت ایرانی، مقابله با تبعیض و... است و نه تعارفات سیاسی!
ب: این سخن رئیس‌جمهور محترم، بی‌احترامی به ملت و اهانت به شعور آنان است و مثل آن است که گفته شود مردم به بیمارستان و پزشک نیازی ندارند و هرکس مریض شد می‌تواند به هر که دلش خواست مراجعه کند! و نباید از دولت توقع داشته باشد که با تأسیس دانشکده‌های پزشکی و دادن گواهینامه طبابت به پزشکان، عرصه بهداشت کشور را سر و سامان بدهد! اصلا؛ به سازمان نظام پزشکی برای احراز صلاحیت پزشکان نیازی نیست! سایر دستگاه‌های نظارتی مثل مجلس و بازرسی کل کشور و سازمان حسابرسی در دولت و دستگاه قضایی و امثال آنها نیز بی‌مصرف و اضافی هستند!! مردم خودشان باید متوجه شوند دزد کیست؟ و پاکدامن کدام است؟ و خودشان باید قضاوت کنند که بیت‌المال برای ملت هزینه شده و یا به جیب رانت‌خواران رفته است؟!... آقای رئیس‌جمهور آیا نظر حضرتعالی نتیجه‌ای غیر از این دارد؟
5- آقای رئیس‌جمهور برای توجیه ورود افراد بی‌صلاحیت به خانه ملت مثالی آورده‌اند که نه فقط مصداق قیاس مع‌الفارق بوده و از یک حقوقدان دور از انتظار است، بلکه اهانت به کارگزاران محترم دولت نیز هست. می‌پرسند؛ آیا وقتی حضرت امیرالمومنین(ع) حاکمی را در یک منصب قرار می‌دادند فقط به صداقت و ایمان او توجه داشتند و یا کارآمدی و کاربلدی او را هم در نظر می‌گرفتند؟! و بعد می‌گوید، «قنبر» پاک و متدین بود ولی امیرالمومنین(ع) قنبر را فرماندار یا استاندار نکرد ولی برای سامان دادن به امور فارس «زیاد بن ابیه» را استاندار فارس کرد که وی پدر عبیدالله بن زیاد بود و نتیجه می‌گیرد که برای حل برخی از مشکلات پیچیده می‌توان از افرادی نظیر «زیاد بن ابیه» هم استفاده کرد؟!
در این خصوص گفتنی است؛
الف: درباره زنازاده بودن «زیاد بن ابیه» که لقب «ابن ابیه» به همین علت بر او نهاد شده است باید گفت؛ حضرت امیر علیه‌السلام این اتهام را درباره وی «غیرثابت» دانسته‌اند و این هنگامی بود که «زیاد» از جانب حضرت به استانداری فارس منصوب شده و به آشوب آن سامان پایان داده بود و معاویه برای فریب زیاد نامه‌ای به او نوشته و ابوسفیان را پدر وی و زیاد را برادر خود نامیده بود. حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام طی نامه‌ای که در نهج‌البلاغه موجود است - نامه 44 - خطاب به او می‌فرمایند؛  «اطلاع یافتم که معاویه برای تو نامه‌ای نوشته تا عقل تو را بلغزاند و اراده تو را سست کند، از او بترس که شیطان است و از پیش رو و از راست و چپ به سوی انسان می‌آید تا در حال فراموشی، او را تسلیم خود سازد و شعور و درکش را برباید».
از این نامه به وضوح پیداست که امیرالمومنین(ع) مولود نامشروع بودن زیاد را امری غیرثابت و ادعای ابوسفیان در حق وی را نامشروع دانسته است. ضمن آن که به گواه تاریخ، هنگام نصب به استانداری فارس، چنین شهرتی درباره او مطرح نبوده است.
گفتنی است؛ «زیاد» در جنگ صفین در سپاه علی ‌علیه‌السلام حضور داشت و از بیعت با معاویه سر باز زد، بعد از شهادت امیرالمومنین(ع) نیز به حضرت امام حسن علیه‌السلام پیوست و البته، بعد از شهادت آن حضرت با وساطت مغیرهًْ‌ بن شعبه، نزد معاویه رفت و از جانب او به حکومت بصره منصوب شد. و در این دوران است که «زیاد» دست به جنایات فراوانی می‌زند و مخصوصا بر شیعیان سخت می‌گیرد تا آنجا که جناب «حجر بن عدی» و همراهان آن بزرگوار را به شهادت می‌رساند.
ب: با توجه به آنچه از تاریخ مکتوب و نظر مورخان بزرگ شیعه نقل شد، اولا؛ شهرت «زیاد» به فرزند نامشروع، از نظر و نگاه حضرت امیرالمومنین(ع) «امری غیرثابت» بوده است، ثانیا؛ سوابق وی تا قبل از پیوستن به معاویه و استانداری بصره که بعد از شهادت امام حسن علیه‌السلام اتفاق افتاده، سابقه منفی نبوده است. بنابراین برخلاف آنچه آقای رئیس‌جمهور به آن استناد کرده است، حضرت امیر(ع)، یک فرد بدنام! و بدسابقه را به استانداری فارس منصوب نفرموده‌اند، بلکه او بعدها به معاویه پیوسته و در بصره دست به جنایت زده است. طلحه و زبیر هم که از اصحاب رسول خدا(ص) بودند، قبل از جمل، در کنار امیرالمومنین حضور داشته و از یاران آن حضرت بودند ولی بعدا علیه حکومت امام علی(ع) خروج کرده و در مقابل آن حضرت ایستادند. آیا تعریف و تمجید حضرت از آن دو تا قبل فتنه جمل از نگاه آقای رئیس‌جمهور «باعث تعجب»! است؟!
ج: سراسر نهج‌البلاغه، غررالحکم، تاریخ مکتوب و کتاب‌های احادیث و روایات مالامال است از تأکید و اصرار امیرالمومنین علیه‌السلام بر ضرورت تقوا، ایمان، خداترسی، التزام به اسلام، پاکدامنی و پاکدستی، همه آحاد مردم و مخصوصا مسئولان و معلوم نیست چرا آقای رئیس‌جمهور آن همه توصیه‌های حضرت درباره ویژگی‌های ضروری برای تصدی مسئولیت را نادیده گرفته و به ماجرای «زیاد» آنهم به گونه‌ای کاملا مخدوش و یک خط در میان! استناد کرده است؟! کاش آقای روحانی، فقط به یک نمونه از نظر امام علی(ع) که در آن بر ضرورت ایمان و تقوای مسئولان اشاره و تاکید نشده باشد، اشاره می‌کردند! تا علاوه بر جایگاه ریاست‌جمهوری، حرمت روحانیت را هم حفظ کرده و مخدوش نمی‌کردند!
د: تمثیل آقای روحانی، اهانت آشکار به وزرا و استانداران نیز هست و این توهم را پیش می‌کشد که ایشان - خدای ناکرده - در انتخاب و انتصاب مسئولان اجرایی، توجه چندانی به ایمان و تقوی و پاکدامنی آنها ندارند!
6- رئیس‌جمهور محترم در بخشی از سخنان خود با انتقاد به عدم احراز صلاحیت برخی از داوطلبان، می‌فرمایند؛ «باید مُرّ قانون انجام شود و نه مُرّ سلیقه»! که دراین‌باره گفتنی است؛
الف: آقای دکتر روحانی برای این ادعای خویش هیچ نمونه‌ای ارائه نمی‌کنند و حال آن که ایشان یک حقوقدان هستند و از این اصل حقوقی به خوبی باخبرند که «البیّنهًْ علی المدعی» یعنی آن که ادعایی می‌کند و اتهامی می‌زند ملزم است برای اثبات ادعای خود دلیل و سند ارائه کند.
ب: التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه «مُرّ» قانون است و بدیهی و منطقی نیز هست. و اما، آنچه آقای رئیس‌جمهور به عنوان ویژگی‌های مورد نظر خود برای احراز صلاحیت داوطلبان برمی‌شمارند «مُرّ سلیقه» است و در هیچ جای قوانین و مقررات انتخاباتی نیامده است.
ج: متاسفانه آقای رئیس‌جمهور به گونه‌ای از التزام عملی به اسلام یاد می‌کند و آن را جدا از «کاربلدی»، «کارآمدی» و «مدیریت» مطرح می‌کند که گویی اینگونه ویژگی‌ها با التزام به اسلام در تضاد و تقابل است! و این همان، دعوای انحرافی «تعهد و تخصص» است که آقای رئیس‌جمهور بهتر می‌دانند چه کسانی و با چه منظوری به آن دامن می‌زدند و متاسفانه امروز جناب ایشان بی‌آن‌که به مفهوم این دوگانه‌سازی توجه داشته باشند، از آن یاد می‌کنند!
7- آقای روحانی اظهارنظر عجیب دیگری نیز دارند. ایشان مجموعه اصلاح‌طلبان و کارگزاران و مدعیان اعتدال در کشور را بین 7 تا 10 میلیون نفر ارزیابی می‌کند! و می‌گوید، همانگونه که اقلیت‌های یهودی و مسیحی و زرتشتی هر کدام نماینده خود را در مجلس دارند چرا این جمعیت 7 تا 10 میلیونی نباید وارد مجلس شوند؟! در این‌باره گفتنی است؛
الف: شمار مورد اشاره‌ آقای روحانی هیچ سند قابل تکیه‌ای ندارد که بگذریم!
ب: باید از آقای روحانی پرسید آیا جنابعالی جمعیت مورد ادعای خود را بیرون از اعتقادات اسلامی تلقی می‌کنید که می‌فرمائید مانند اقلیت‌های دینی یهودی و مسیحی و زرتشتی در مجلس شورای اسلامی به آنان سهمی داده شود؟!
و درباره اظهارات روز پنج‌شنبه آقای روحانی گفتنی‌های دیگری نیز هست که برای اجتناب از اطاله کلام، فعلا می‌گذاریم و می‌گذریم.
حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس‌جمهوری خلق چین:

توافق برای «روابط استراتژیک ۲۵ ساله» ایران و چین درست و حکمت آمیز است/ رویکرد امریکاییها فریبکارانه و غیرصادقانه است/ رئیس‌جمهوری چین: آماده گسترش روابط در سطح شرکای راهبردی هستیم/ برخی ابرقدرتها به‌دنبال سیاست جنگلیِ «یا با ما یا دشمنِ ما» هستند (۱۳۹۴/۱۱/۰۳ - ۱۷:۳۹)
حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (شنبه) در دیدار آقای شی جین پینگ رئیس جمهوری خلق چین و هیأت همراه، با اشاره به سابقه کهنِ ارتباطات تجاری و فرهنگی دو ملت ایران و چین، تأکید کردند: دولت و ملت ایران همواره به دنبال گسترش روابط با کشورهای مستقل و قابل اطمینان همچون چین بوده و هستند و بر همین اساس، توافق رؤسای جمهوری ایران و چین برای یک روابط استراتژیک ۲۵ ساله، کاملاً درست و حکمت آمیز است.
رهبر انقلاب اسلامی، سخنان رئیس جمهور چین مبنی بر لزوم احیای «جاده ابریشم» و گسترش همکاریهای کشورهای واقع در این مسیر را ایده ای کاملاً منطقی و قابل قبول خواندند و گفتند: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه همکاریهای چین در دوران تحریم را فراموش نخواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، «انرژی» را یکی از مسائل مهم دنیا خواندند و خاطرنشان کردند: ایران تنها کشور مستقل در منطقه است که در زمینه انرژی می تواند مورد اطمینان قرار گیرد زیرا برخلاف برخی کشورهای منطقه، سیاست انرژی ایران تحت تأثیر هیچ عامل غیرایرانی قرار نمی گیرد.
ایشان با اشاره به سیاستهای سلطه گرانه برخی کشورها بویژه امریکا و همکاری غیرصادقانه آنها با کشورهای دیگر افزودند: این وضعیت موجب شده است که کشورهای مستقل، به دنبال همکاریهای بیشتر با یکدیگر باشند و توافق ایران و چین برای روابط استراتژیک 25 ساله در همین چارچوب است که باید با پیگیری جدی دو طرف، توافق ها حتماً به مرحله عملیاتی برسند.
رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به تمایل و نگاه به شرق در فرهنگ ایرانی گفتند: غربی ها هیچگاه نتوانسته اند اعتماد ملت ایران را جلب کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، سیاست امریکا نسبت به ایران را در میان کشورهای غربی، بدتر و خصمانه تر دانستند و افزودند: همین سیاستهای خصمانه موجب شده است که ملت ایران و مسئولان کشور، گسترش روابط با کشورهای مستقل را پیگیری کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه موضوع «چین واحد» از سیاستهای اصولی و قطعی جمهوری اسلامی ایران است، به سخنان رئیس جمهور چین درخصوص گسترش همکاریهای امنیتی میان دو کشور اشاره کردند و افزودند: متأسفانه منطقه ما به دلیل سیاستهای غلط غربی ها و همچنین برداشتی انحرافی و غلط از اسلام دچار ناامنی شده است که خطر گسترش یابندگی دارد که باید با همکاریهای خردمندانه جلوی آن را گرفت.
رهبر انقلاب برخی کشورهای منطقه را منشأ اصلی این تفکر انحرافی دانستند و خاطرنشان کردند: غربیها نیز به جای تقابل با منشأ اصلی این تفکر و گروههای تروریستی، مسلمانان را در اروپا و امریکا مورد تهاجم و فشار قرار داده اند در حالیکه این جریانهای تروریستی با تفکر صحیح اسلامی کاملاً متفاوت هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اصرار امریکاییها و غربیها در استفاده از عنوان «دولت اسلامی» برای برخی گروههای تروریستی گفتند: این رویکرد، اهانت به مسلمانان است و به جای علاج مشکل، بطور غیرمستقیم زمینه تقویت این گروهها را بوجود می آورد.
ایشان، ادعای امریکاییها مبنی بر تشکیل «ائتلاف مبارزه با تروریسم» را یک فریبکاری خواندند و تأکید کردند: رویکرد امریکاییها در همه مسائل اینگونه است و آنها هیچگاه رفتار صادقانه ندارند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان اظهار امیدواری کردند: نتایج گفتگوها و توافق های تهران به معنی واقعی کلمه برای هر دو طرف سودمند باشد.
در این دیدار که آقای روحانی رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، آقای «شی جین پینگ» رئیس جمهوری خلق چین با ابراز خرسندی از سفر به ایران و تشکر از احساسات صمیمانه و صادقانه دولت و ملت ایران، این صمیمیت را ناشی از همکاریها و مبادلات دوستانه و درازمدت دو کشور دانست و گفت: همکاریهای دوجانبه ایران و چین بر پایه «منافع متقابل» باید به صورت روزافزون افزایش یابد.
رئیس جمهوری چین با اشاره به سابقه اتصال ایران و چین از طریق راه قدیمی جاده ابریشم، این جاده را نماد «صلح، پیشرفت و تبادلات دوستانه» خواند و افزود: کشورهایی که در مسیر این جاده قرار دارند با توسعه همکاریهای خود می توانند در مقابل الگوی امریکاییها برای برهم زدن توازن اقتصاد منطقه از منافع خود دفاع کنند و به اهدافشان دست یابند.
آقای «شی جین پینگ» گفت: برخی ابرقدرتها به‌دنبال حاکم کردن انحصار و سیاست جنگلیِ «یا با ما یا دشمنِ ما» هستند اما پیشرفت اقتصادهای نوظهور، انحصار قدرت را از دست آنها خارج و فضای مناسبی برای ایده‌ها و سیاستهای دولتهای مستقل فراهم کرده است.
رئیس‌جمهوری چین حمایت کشورش از «موضوع هسته‌ای ایران» و همچنین حمایت ایران از «چین یکپارچه و واحد» را نمونه‌ای از اعتماد متقابل و سیاستهای مستقل دو کشور برشمرد و افزود: ما مسیر توسعه مستقل را دنبال می‌کنیم و آمادگی داریم همانگونه که در زمان تحریمها در کنار ایران بودیم، پس از برداشته شدن تحریمها نیز همکاریهای خود را در همه زمینه‌ها گسترش دهیم.
آقای «شی جین پینگ» با اشاره به مزیتهای فراوان «جغرافیایی، انسانی و انرژی ایران»، گفت: اقتصاد چین و ایران مکمل یکدیگر هستند و در این سفر در خصوص برنامه‌ریزی برای همکاری استراتژیک 25 ساله به توافق رسیده ایم و آماده گسترش و تعمیق همکاریها در بخشهای فرهنگی، آموزشی، فناوری، نظامی و امنیتی در سطح شرکای راهبردی هستیم.
رئیس‌جمهوری چین، ایجاد ساز و کاری برای افزایش همکاریهای امنیتی دو کشور در مواجهه با تروریسم و مسائل پیچیده منطقه را ضروری دانست.
آقای «شی جین پینگ» سخنان رهبر انقلاب را نیز حکیمانه و دوراندیشانه خواند و افزود: دولت و ملت چین نسبت به جنابعالی نگاه دوستانه و صمیمانه‌ای دارند و امیدواریم همچون گذشته به پیشرفت روابط دو کشور کمک کنید.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید