تبلیغات
دیدگاه - مطالب آذر 1394

آرزوی بر باد رفته مردم برای معیشت حداقلی و بهره‌مندی از ساده‌ترین مواهب زندگی

فتح‌الفتوح، صلح حدیبیه، پیوند با جامعه جهانی، بازگشت عزت، گزارش لحظه به لحظه از ثبت‌نام برای انتخابات خبرگان، شورای رهبری، شایعه‌پراکنی و دوقطبی‌سازی‌های موهوم و ده‌ها عنوان و خبر و اظهارنظر دیگر، همه آن چیزی است که این روزها به وفور از تریبون‌های فراوان و پرتعداد دولتی و قلم به دستان حامی جریانی خاص می‌بینیم و می‌شنویم. همه این حرف‌ها و اظهارنظرها در روزهایی با پژواک بسیار تکرار می‌شود، که با عبور از دومین سال دولت یازدهم، کارنامه دولت برای مردم، به خصوص در حوزه اقتصاد، کارنامه‌ای نامطلوب و غیرقابل قبول است. در چنین شرایطی اگر در یک روز، 15 روزنامه وابسته و حامی دولت به جای پرداختن به مشکلات مردم، به هیاهو و رپرتاژ برای موضوعاتی که در درجه چندم اهمیت برای مردم قرار دارد و بیشتر به نوعی دورهمی و گعده و نان به هم قرض دادن شباهت دارد بپردازند، عجیب نیست. اگر آنها هم به درددل مردم بپردازند، اگر به درددل بیکارها و خانه به دوش‌ها بپردازند، تعجب‌آور است. اگر به رکود و صنایع ورشکسته و... بپردازند، عجیب است.
اینگونه به نظر می‌رسد که در میانه گرفتاری‌ها و ناملایماتی که با ناکارآمدی، کوتاهی و غفلت برخی مسئولان بر سر مردم و معیشت آنها آمده و می‌آید، عده‌ای تصمیم دارند بی‌توجه به اطراف، با صدای بلند، همانند یک گروه اپرا، آواز بخوانند! از دید آنها نه هنر آوازشان مهم است نه زیبایی صدایشان! آنچه مهم است، صدای بلند و جیغ بنفشی است که در هر حال باید از هر صدایی بلندتر باشد تا صدای هیچ کس به گوش نرسد! آنها همچون ناشنوایانی هستند که اصلاً نمی‌شنوند دیگران چه می‌گویند! این دقیقاً همان رفتاری است که این روزها برخی از مدعیان حمایت از دولت به آن مشغولند و برخی از عناوین اپرای آنها در ابتدای این نوشتار بیان شد. آنها در حالی با گلوی گشاده و با چشم بسته، مشغول آوازه‌خوانی شده‌اند که حتی بسیاری از حامیان دولت، در محافل خصوصی و نیمه خصوصی، از ناکارآمدی شدید تیم اقتصادی دولت گله‌مندند و آن را تهدیدی جدی برای خود و اعتبارشان نزد مردم می‌دانند. آنها به درستی دریافته‌اند که گره زدن اعتبارشان به خلف وعده‌ها و بی‌تدبیری‌های پی در پی دولت، آنها را هم شریک وضع امروز می‌کند و در نگاه مردم، تکلیفشان را روشن می‌کند. شاید به این علت است که از همین الان، برخی جریانات اصلاح‌طلب در محافل خود این تصمیم را گرفته‌اند که تنها تا پایان انتخابات پیش‌رو همراه دولت باشند و انتقادات خود را علنی و آشکار نکنند. البته سخنگوی دولت هم با بیان اینکه «اصلاح‌طلبان معتدل با دولت همگرایی دارند» به این موضوع مهر تأیید زد و هم این پالس را برای گروه‌های سیاسی فرستاد که شرط برخورداری از سهام دولتی «اعتدال» است! یعنی همان چیزی که دولت یازدهم شعار آن را داده و در عمل چیزی بروز نداده است. در مقابل این تهدید دولتی و مرزبندی در میان کسانی که می‌کوشند خود را جبهه‌ای کاملاً متحد نشان دهند، بسیاری از آنان معتقد به ضرورت جدا کردن صفشان از دولتند، اما بعد از انتخابات! آنها از یک طرف نمی‌توانند از سهم خود در مناصب و موقعیت قدرت دل بکنند و از دیگر سو می‌دانند که فرجام این مدل نگاه دولت به معیشت مردم، فرجامی بسیار تلخ و پرهزینه است لذا حاضر نیستند در پرداخت آن خسارت و هزینه گزاف شریک باشند.
اما آنها نگران شریک شدن در چه چیزی هستند و چرا می‌خواهند خطای دولتمردان به پای آنها نوشته نشود؟ مصادیق بسیاری برای نگرانی هر سیاست‌پیشه‌ای در این عرصه وجود دارد که بیان آنها مثنوی هفتاد من کاغذ است. اما فرض کنید یک مقام مسئول، با سختی و با چندین و چند شرط و عهد، زمام کاری را به دست گرفته باشد. در طول دو سال و اندی از مسئولیتش، اغلب وعده‌هایش را به طاق نسیان و فراموشی سپرده و هیچ جایگزین مناسبی هم برای آنها ارائه نکرده باشد. در عوض در طول این دو سال، مدام قیمت‌های حوزه تحت مسئولیتش را افزایش داده باشد! مثلاً 5 بار قیمت بلیط قطار را گران کرده باشد! بله 5 بار در دو سال و سه ماه! بعد یک سازمانی پیدا شده و با توجه به باز بودن دائمی در دیزی، در مقام حیا و حمایت از حقوق مصرف‌کننده، جلوی آخرین گرانی جناب مسئول را گرفته است. فکر می‌کنید جناب مسئول فرهیخته چه واکنشی نشان داده است؟ آیا آمده و در یک برنامه تلویزیونی، صمیمانه با مردم سخن گفته و توضیح داده که چرا مدام قیمت‌ها را افزایش می‌دهد؟ آیا آمده و متواضعانه از مردم به خاطر پایین بودن کیفیت خدمات زیرمجموعه‌اش عذرخواهی کرده و وعده داده که با گران کردن قیمت‌ها، این ضعف را جبران می‌کند؟ آیا توضیح داده که این افزایش قیمت‌ها تا کی ادامه دارد و چه موقع دیگر افزایش قیمتی نخواهیم داشت و قیمت‌ها کاملاً «آزاد» می‌شوند!؟ هر کدام از این واکنش‌ها می‌توانست خوب و قابل قبول باشد. اما واکنش ایشان، واکنشی با ادبیات دولت یازدهم است! همان ادبیاتی که مردم و منتقدان را بی‌سواد، لایق رفتن به جهنم، لایق بردن آرزوهایشان به گور، و... می‌داند! بنابراین جناب آخوندی وزیر راه و شهرسازی که از دست سازمان حمایت از مصرف‌کننده به خاطر کنترل نرخ بلیط قطار عصبانی شده بود، اینگونه واکنش نشان داد: «عده‌ای در کشور به دنبال ادامه‌دار بودن نگرش‌های سوسیالیستی و مارکسیستی هستند تا نرخ‌گذاری و کنترل قیمت‌ها را ادامه دهند و مانع توسعه(!) شوند. این بساط حضراتی که دست در جیب مردم می‌کنند(!) فقط ادامه نگرش‌های سوسیالیست و مارکسیست است و در حالی که مدعی طرفداری از مردم هستند؛ اینها مسلمان نیستند(!)... از برنامه اول توسعه اعلام شد که نظام قیمت‌گذاری باید برچیده شود، 25 سال در همه برنامه‌های توسعه به این موضوع تاکید شد اما هنوز این داستان، مانع توسعه کشور است... اگر دنبال حمایت از مصرف‌کننده هستیم، ارتقای کیفیت، عرضه خدمات مناسب و ایمنی بالا نشان از حمایت از مصرف‌کننده دارد... پیشنهاد می‌دهم چنین سازمان‌های سوسیالیستی و مارکسیستی قیمت‌گذاری نظیر سازمان حمایت از مصرف‌کننده منحل شود(!) و باید این پیشنهاد را به مجلس هم بدهیم تا بساط این تعالیم مارکسیستی و سوسیالیستی جمع شود... ما نباید از چنین حرکات عوام‌فریبانه بترسیم و قطعاً با قدرت(!) پیش می‌رویم.» لطفا یک بار دیگر این سخنان کوتاه را بخوانید. اینها ادبیات یک وزیر است ! وزیری که قرار بوده حافظ منافع مردم باشد اما کلیدواژه‌هایی به کار برده که جز بهت و حیرت، حاصلی ندارد. او در یک متن کوتاه چندین بار عده‌ای از مسئولان رسمی کشور را نامسلمان، مارکسیست و سوسیالیست خوانده است! چرا!؟ چون به وظیفه قانونی خود عمل کرده و جلوی فشار بیشتر بر گرده مردم بی‌پناه را گرفته‌اند. نامسلمانند چون مانع اجحاف به مسلمانان شده‌اند! آروز کرده بساط قیمت‌گذاری برچیده شود تا هرکاری که دلش خواست بکند و کسی یارای ایراد گرفتن نداشته باشد! رعایت حال مردم مظلوم و دفاع از حقوق آنها را مانع توسعه - همان آرزوی موهوم و همان نشخوار مشهور غربی که حتی نمی‌دانند الفبای آن در یک کشور اسلامی چیست- می‌داند! و در آخر هم با عوام‌فریب دانستن کسانی که دست خواص را از جیب عامه جامعه کوتاه می‌کنند، قدرت خود را به رخ مردم کشیده که «با قدرت به پیش می‌رویم»! به پیش می‌روید تا کجا!؟ اصلا به کجا می‌روید؟ جایی می‌روید یا در حال عقبگرد و واپسگرایی هستید!؟ نوروز سال 92، حدود دو میلیون و سیصد هزار نفر از قطار برای سفر استفاده کرده بودند اما پس از چند بار افزایش بهای بلیط و کاهش محسوس کیفیت، امسال حدود یک میلیون و هفتصد هزار نفر، از قطار استفاده کردند! یعنی کاهش بیش از ششصد هزار مسافر در دو سال! این ثمر و فرجام مدیریت کسانی است که اینگونه عصبانی و بی‌محابا سخنرانی می‌کنند و دیگران را از دایره مسلمانی هم خارج می‌کنند، آن هم در جایی که تلفات جاده‌ای سالانه بیش از بیست هزار نفر را به کام مرگ می‌کشد و ضرورت سوق دادن مردم به سفر با قطار، بر هیچ‌کس پوشیده نیست.
صد البته این تنها مشتی از خروار و اندکی از بسیار است و موضوعاتی از این دست فراوان! مثل افزایش قیمت لبنیات که از دیروز شش درصد به بهای آن افزوده شد تا برای چندمین بار در یک‌سال گذشته اوج بگیرد و سر سفره‌های مردم کمرنگ‌تر شود! مثل دادن پول بانک‌ها برای فربه کردن تولیدکنندگان خارجی و ورشکسته‌تر کردن تولیدکنندگان داخلی، مثل ده برابر شدن فروش رنو به اذعان مسئولان آن شرکت به برکت گشاده‌دستی آقایان مسئول از کیسه مردم و از آبروی نظام، مثل سقوط چندباره و پانصد واحدی بورس ظرف دو روز پس از فتح‌الفتوح پی ام دی! مثل نابودی بنزین تولید ملی  و دو سال واردات بنزین بی‌کیفیت از جیب مردم و آلوده‌تر کردن هوا به قیمت از دست رفتن سلامتی مردم، مثل ...
به نظرتان، این روش مدیریتی - اگر بتوان نام آن را روش گذاشت-  به گونه‌ای هست که یک سیاستمدار- هرچند هم‌تیم و نزدیک با دولت- بتواند هستی و آبرویش را به آن گره بزند!؟ اینجاست که شکاف‌های پدیدآمده، با هیچ وصله‌ای پوشیده نمی‌شود و ماموریت دوم اپرای ناشنوایان برای سرکوب صدای همراهان دیروز و منتقدان یواشکی امروز تعیین می‌گردد.
اکنون می‌توان بهتر فیهمید که چرا امسال مخالفین واقعی مردم- که حق مردم را در حیات آبرومند، معیشت حداقلی و بهره‌مندی از ساده‌ترین مواهب زندگی نادیده می‌گیرند- این همه به فکر مردم‌سالاری افتاده‌اند و از الان گزارش لحظه به لحظه از ستاد انتخابات می‌دهند! می‌توان فهمید، چون آنها نباید بگذارند مردم متوجه ضعف‌ها، کاستی‌ها و ناراستی‌هایشان بشوند. توپخانه رسانه‌ای آنها مامور است و معذور! مامور به نوشتن از چیزی که‌ ای‌بسا خود نیز بدان اعتقاد ندارد! مامور به بزک کردن وضعیتی است که بزک‌ناشدنی است! چون مردم هر روز و هر ساعت با معیشت خود دست به گریبانند و چون چنین است، مامور به مهم جلوه دادن مسائلی دیگر برای پرت کردن حواس‌ها از مسائل اصلی هستند. مامور به دوقطبی‌سازی‌های دروغین و غیرواقعی. مامور به قربانی کردن افراد وجیه و بی‌گناه پای آرزوها و کینه‌های کسانی که بارها و بارها از مردم جواب نه شنیده‌اند. مامور به قربانی کردن آبروی هرکس پای تفرعن و خودکامگی پدرسالارانی که مسبب همه این وضعیت و پدرخوانده تفکر غرب‌زده کنونی‌اند. آنها قطعا تا انتخابات، نقش‌ها و شگردهای دیگری هم در آستین دارند و می‌کوشند به هر طریق ممکن، دو دستگی و چنددستگی پدید آورند و مردم را به اموری موهوم سرگرم کنند. اما تجربه نشان داده مردم، هوشمندند و با کسی که با آنها خدعه کند، کنار نمی‌آیند.
 حسین شمسیان

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

تحریم‌های قبلی لغو نشده تحریم‌های جدید هم اضافه شد!

رئیس جمهور آمریکا قانون «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» را امضا کرد. واشنگتن با ایجاد محدودیت برای شرکای تجاری جدید ایران، درصدد دور زدن لغو تحریم‌هایی است که مذاکره بر سر لغوشان ماه‌ها زمان برد و هنوز هم به سرانجام نرسیده است.
«باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه تنها ساعتی پس از تصویب لایحه بودجه سال 2016 در سنای آمریکا، این مصوبه را امضا کرد.
در بین انبوه بندها و تبصره‌های این لایحه 2009 صفحه‌ای، دستکم یک بند برای ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ بندی که آشکارا ناقض توافقی است که تیر ماه امسال در وین بین ایران و 1+5 به دست آمد.
در بند 203 از لایحه بودجه آمریکا تحت عنوان «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص»، چهار کشور ایران، عراق، سوریه و سودان به عنوان کشورهایی معرفی شده‌اند که اتباع کشورهایی که با آمریکا تفاهمنامه لغو روادید امضا کرده‌اند، در صورت حضور در آن‌ها، برای سفر به آمریکا روادید دریافت کنند.
گفتنی است پیش از این، مجلس نمایندگان آمریکا طرح محدودیت تردد به کشورهای خاص را با 407 رأی مثبت در برابر تنها 19 رأی منفی به تصویب رساند.
بر اساس این قانون، شهروندان 38 کشور جهان که برای تجارت یا گردشگری می‌توانستند مدت 90 روز را بدون داشتن روادید در آمریکا سر کنند، حال اگر طی 5 سال گذشته به این 4 کشور سفر کرده باشند، باید برای سفر به آمریکا در صف دریافت روادید قرار بگیرند.
با نگاهی به این 38 کشور درمی‌یابیم که شرکای بزرگ اقتصادی ایران در این فهرست قرار دارند. تاجرانی که برای سرمایه‌گذاری در ایران پس از لغو تحریم‌ها ابراز تمایل کردند، آنهایی هستند که به آمریکا رفت و آمد تجاری زیادی دارند و در زمره این 38 کشور جای می‌گیرند.
 شلیک اوباما به برجام
در حقیقت قانون فوق نقض صریح برجام است و می‌توان آن را «تحریم‌های اقتصادی جدید و مکارانه» واشنگتن علیه ایران نام برد. قانونی که به منزله بازگشت و اجرای غیرمستقیم تحریم‌ها علیه ایران و در حکم «نقض برجام» است.
در بند 29 برجام که هدف از آن جلوگیری از ایجاد مانع برای تجارت با ایران با روش‌هایی به جز تحریم است، آمده است: اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز این برجام، خودداری خواهند کرد.
علاوه بر این، در بند 26 از برجام آمده است: «ایالات متحده، با حسن نیت، نهایت تلاش خود را برای دوام این برجام و پیشگیری از ایجاد تداخل در تحقق متمتع شدن ایران از لغو تحریم‌های مشخص شده در پیوست 2 به عمل خواهد آورد.
تصویب تحریم جدید علیه ایران در حالی است که هنوز هیچکدام از تحریم‌های ضد ایرانی لغو نشده است.
دلسوزان نظام پیش از این بارها بر بدعهدی آمریکا و غیرقابل اعتماد بودن آن تاکید داشته‌اند ولیکن دولتمردان با این رویکرد مخالف بوده و اقتصاد نیازمند جهاد را معطل نقطه‌های خیالی رابطه با کدخدا نگه داشتند.
 موضع گیری اتحادیه اروپا قوی‌تر از وزارت خارجه ایران!
نکته قابل تامل اینجاست که اعضای اتحادیه اروپا با توجه به اهمیت این طرح در ممانعت از افزایش روابط تجاری با ایران و تحت تاثیر قرارگرفتن موضوع رفع تحریم‌ها به صورت جدی به مسئله ورود کرده و 29 سفیر اروپایی در آمریکا با انتشار نامه‌ سرگشاده خطاب به مقامات آمریکایی، به طرح کنگره این کشور مبنی بر ایجاد محدودیت سفر بدون ویزا به آمریکا اعتراض کردند.
اما متاسفانه دستگاه دیپلماسی ایران با رویکردی کاملا منفعلانه با موضوع برخورد کرد و با صدور پیامی تکراری اعلام کرد که طرح کنگره خلاف روح برجام است!
 تا چه زمانی باید منتظر نقطه‌های خیالی ماند؟
چند روز پس از تصویب طرح مذکور در کنگره آمریکا و پیش از امضا شدن آن توسط اوباما، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در گفتگو با المانیتور گفت: خوب، باید منتظر ماند و دید. متأسفانه پیام‌های متناقضی از سوی واشنگتن می‌بینیم که اغلب آنها هم منفی هستند، نمونه آن نیز همین محدودیت برنامه لغو روادید که از نظر ما با تعهدات ایالات متحده  ذیل برجام هم‌راستا نیست. اکنون منتظر تصمیم دولت (آمریکا) هستیم تا ببینیم که چطور می‌خواهد خود را با تعهداتش در برجام، همخوان کند.
حال اوبامای مودب! -به زعم آقای روحانی- مصوبه را امضا کرده است و بار دیگر مهر تاییدی بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا زده است. سوال اینجاست که آیا هنوز هم باید خوش خیال و منتظر غرب بود؟! آیا وقت آن نرسیده است که دولتمردان از نقطه‌های خیالی دست بردارند و با جدیت اقتصاد مقاومتی را عملیاتی کنند؟  
 قلب راکتور اراک باز شد، قفل تحریم‌ها همچنان بسته است
به گزارش فارس، «علی اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی در برنامه نگاه یک شبکه یک سیما با بیان اینکه سانتریفیوژهای غیرفعال به دستور رئیس‌جمهور جمع‌آوری شد، گفت: بعد از تصویب قطعنامه شورای حکام اقدام به جمع‌آوری سانتریفیوژهای فعال کردیم و ظرف هفته آینده سانتریفیوژهای فعال جمع‌آوری می‌شود.
صالحی پیش از این نیز گفت: در هفته جاری یک تفاهمنامه یا موافقتنامه پایه‌ای به امضای ایران و طرف‌های مقابل می‌رسد و پس از آن، مقدمات خروج مخزن یا قلب رآکتور اراک را آغاز خواهیم کرد.
خارج کردن قلب راکتور اراک و سانتریفیوژهای فعال از سوی دولت ایران آغاز شده است ولیکن هنوز هیچ خبری از رفع تحریم‌ها نیست و حتی تحریم‌های جدید نیز وضع شده است.
تعهدات ایران هنوز به اتمام نرسیده و آمریکا برجام را نقض کرده است، حال با این وجود با چه منطقی می‌توان ثابت کرد که پس از اینکه امتیازات برجام را تمام و کمال دادیم، آمریکا به تعهدات خود پایبند بماند؟
آیا آقای روحانی همچنان معتقد است که « نقد و انتقاد دیگر جایی در زمینه برجام ندارد»- نطق تلویزیونی رئیس جمهور پس از صدور قطعنامه شورای حکام- و همچنان باید دهان منتقدان را بست؟!
 تذکر 101 نماینده به رئیس جمهور
واکنش منفعلانه دولت موجب شد تا 101  نماینده مجلس شورای اسلامی طی تذکری به حسن روحانی رئیس‌جمهور نسبت به محدودیت ایجاد شده برای کسانی که به ایران سفر کردند انتقاد کرده و خواستار واکنش قاطعانه دولت به این موضوع شوند.
در همین زمینه، ابراهیم کارخانه‌ای نماینده مردم همدان و رئیس کمیته هسته‌ای مجلس اعلام کرد که نمایندگان از عدم واکنش قاطعانه دولت به این موضوع انتقاد دارند و علت نگارش تذکر هم همین موضوع است.
به گزارش فارس، در متن این تذکر آمده است: محدودیت مطرح شده در مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر تحریم اشخاصی که از 5 سال گذشته به ایران سفر کردند و یا سفر خواهند کرد، لغو صریح برجام است که اقدام قاطع دولت ایران را در اجرای ماده 3 قانون اقدام متقابل و متناسب جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام می‌طلبد.
دولت یازدهم همواره انتقادات به برجام را به نتایج آن بعد از لغو تحریم‌ها ارجاع می‌داد و سخنان وزرای اقتصادی دولت تماما به لغو تحریم‌ها گره خورده بود. حال‌ که دولت اینقدر به لغو تحریم‌ها و آمدن سرمایه‌گذاران خارجی و کارشناسان خارجی به ویژه در بخش نفت امید دارد و حتی وزیر صنعت معتقد است که باید مدیر خارجی به کشور بیاوریم، انتظار می‌رفت حداقل در برابر اقدامی که برای آرزوها و تدابیرش سد ایجاد کرده واکنش درخور نشان دهد.
 نامه جان کری به ظریف، پس از تصویب قانون جدید!
در حالیکه طرح «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» تمام مراحل قانونی در آمریکا را طی کرده و در آخرین مرحله توسط رئیس جمهور این کشور امضا شده و رسما به قانون تبدیل شده است، «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در نامه‌ای فریبکارانه به همتای ایرانی‌اش به وی اطمینان داد که تغییرات جدید برای کسب روادید به هیچ وجه مانع اجرای تعهدات براساس برجام نمی‌شود و ما این تغییرات را به گونه‌ای اجرا می‌کنیم که هیچ مانعی برای منافع اقتصادی مشروع ایران ایجاد نکند!
بر همین اساس، حسین جابرانصاری سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد: در پی قریب به ده روز مذاکره سخت و فشرده وزیر امور خارجه و تیم هسته‌ای با طرف‌های آمریکایی و اروپایی، در نیویورک، وین، بروکسل و تهران، در خصوص قانون جدید ویزا در کنگره آمریکا که با تلاش لابی صهیونیستی به عنوان قسمتی از لایحه بودجه تصویب شده بود و تقریبا امکان وتو را از رییس جمهور گرفته بود، نهایتا امروز آقای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با ارسال نامه رسمی خطاب به جناب آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان به صراحت اطمینان داد که دولت آمریکا با استفاده از همه ابزارهای در اختیار خود اجازه نخواهد داد که این قانون هیچ مانعی برای منافع اقتصادی ایران ایجاد کند.
سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: کری در نامه خود تاکید کرده است که ایالات متحده آمریکا به رفع تحریم‌ها بر طبق برجام و اجرای کامل تعهدات آن کشور بر اساس توافقات به عمل آمده در برجام کاملا متعهد است. کری همچنین تاکید کرده است که دولت آمریکا تغییرات مربوط به قانون روادید آن کشور را با توجه به اختیارات خود به گونه‌ای اجرا خواهد کرد که دخالتی در همکاری‌های اقتصادی و تجاری کشورهای دیگر با ایران به عمل نیاید!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل، اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

زمان جنگ با ایران "حتی فرصت تلفن کردن" هم نخواهید داشت

رمزگشایی از گفت و گوی وزیر خارجه اسبق آمریکا با CNN؛
وزیر خارجه سابق آمریکا سخنانی را درباره جنگ آتی ایران و عربستان مطرح کرده که قابل بررسی است.
به گزارش خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ پادشاهی عربستان سعودی در منطقه غرب آسیا دشمنی بی‌سابقه ای را با جمهوری اسلامی ایران کلید زده که خروجی این دشمنی جز شکست برای سردمداران عربستان نخواهد بود.
 
در اکثر مسائل اختلاف نظرهای جدی بین ایران و عربستان وجود دارد که نمونه آن‌ها را می‌توان در موضوعات مهم منطقه همچون مسئله عراق و سوریه، یمن، لبنان و فلسطین مشاهده کرد. البته برخی از دولتمردان سعودی برخی ادعاها را درباره توان نظامی عربستان در رویارویی با ایران مطرح می‌کنند که قابل تامل است.  
 
اخیرا یکی از تحلیگران سعودی ادعایی را مطرح کرده که در آن گفته شده عربستان می‌تواند ظرف چهار تا شش ساعت آسمان ایران را تسخیر کند که البته یکی از مقامات محافظه کار دولت "جرج بوش" رئیس جمهور اسبق آمریکا به این ادعا پاسخ داده است.  
 

**پاول می گوید: اگر ایران مستقیم با شما وارد جنگ شود، شما حتی فرصت پیدا نمی‌کنید که تلفن را بردارید تا از ما تقاضای کمک کنید

 "کالین پاول" وزیر خارجه اسبق آمریکا طی اظهاراتی رسانه‎ای سعودی ها را از توهم حمله به ایران بازداشت. در برنامه کارشناسی شبکه سی ان ان ( CNN)سه کارشناس سعودی ادعا کردند که در ۴ تا ۶ ساعت می‌توانند آسمان و حریم هوایی ایران را تصرف کنند و در اختیار بگیرند.
 

"کالین پاول" وزیر خارجه  اسبق آمریکا که به عنوان مهمان و کارشناس تلفنی برنامه بود، نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد. او پس از خنده‌ای تمسخر آمیز گفت : نه نه ، من چنین فکر نمی‌کنم . صحبت‌های شما بیشتر جنبه جوک و خنده دارد؛ اگر ایران مستقیم با شما وارد جنگ شود شما حتی فرصت پیدا نمی کنید که تلفن را بردارید تا از ما تقاضای کمک کنید. بهتر است کمی واقع بین باشید و ایران را با یمن و هیچ کشور دیگر مقایسه نکنید؛ حتی ما هم تا کنون چنین ادعایی نکرده ایم.


زمان جنگ با ایران


در صورت رویارویی مستقیم عربستان با ایران سعودی ها فرصت نمی‌کنند حتی تلفن را بردارند تا از آمریکا تقاضای کمک کنند؛ مصداق این جمله قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران است که با داشتن انواع موشک های برد بلند و متوسط می‌تواند منافع و اهداف سعودی را هدف قرار دهد که از جمله آن‌ها می‌توان به  "وزارت جنگ عربستان"، "شرکت نفتی آرامکو"، "پایگاه های شاهزاده سلطان" و پایگاه‌های نظامی دیگر اشاره کرد که موشک‌های ایرانی می‌توانند آن ها را هدف قرار دهند.  
 
یکی دیگر از معیارهای قدرت جمهوری اسلامی ایران شهر موشکی سپاه پاسداران است که زیر زمین قرار دارد و هر زمان که لازم باشد علیه اهداف و منافع کشورهای متخاصم می‌تواند مورد استفاده قرار خواهد گرفت که البته در این زمینه سردار سرتیپ  "امیرعلی حاجی زاده" فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفته که ما دست به ماشه آماده‌ایم تا به هر تهدیدی پاسخ دهیم.
 
 
شهر موشکی سپاه می تواند در زمان لزوم بنا به گفته فرماندهان مرتبط موشک‌ها را به سمت اهداف مورد نظر از زیر زمین شلیک کند و در این زمینه عربستان در صورت انجام هر گونه عمل خطرناک و تحریک آمیزی دچار خسارت‌های تاسف باری خواهد شد.  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: نظامی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مرکل، اوباما و اردوغان "دروغ‌گویان سال2015

بر اساس نتایج نظرسنجی یک نشریه آلمانی، صدراعظم این کشور به همراه روسای جمهور امریکا و ترکیه، دروغگوترین سیاستمداران جهانند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، وب‌سایت آلمانی «الس شال اوند راوخ» یک نظرسنجی میان خوانندگانش برگزار کرد و از آنها خواست تا "دروغگوی سال" در جهان را مشخص کنند.آنگلا مرکل، باراک اوباما و رجب طیب اردوغان سه جایگاه نخست این نظر سنجی را از آن خود کردند.

در شرایطی که سال 2015 به پایان خود نزدیک می‌شود، این وب‌سایت معروف آلمانی نظرسنجی‌ خود را برگزار کرد تا میزان اعتماد خوانندگانش را با توجه به تمام تحولات سال جاری میلادی بسنجد. به نظر می‌رسد که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان اعتماد شهروندان کشورش را از دست داده باشد چرا که 39 درصد از خوانندگان رتبه نخست عنوان "دروغگوی سال" را به وی دادند.

البته این وب‌سایت می‌گوید که فقط شهروندان آلمانی در این نظرسنجی شرکت نکردند بلکه افرادی از 40 کشور مختلف هم نظراتشان را در این باره گفته‌اند.

حدود 21 درصد از شرکت‌کنندگان بر این باور بودند که باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا مستحق شناخته‌شدن با عنوان "بزرگترین دروغگو" است. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه نیز 18 درصد رای آورد تا در جایگاه سومین سیاستمدار دروغگو قرار بگیرد.

براساس این نظرسنجی آلمانی‌ها، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، الکسیس سیپراس، نخست‌وزیر یونان و حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران را صادق‌ترین سیاستگذاران دانسته‌اند.
 

نویسنده این مطلب با خلاصه کردن نتایج نظرسنجی تاکید کرد که آنگلا مرکل همان کسی است که مجله تایم آن را "شخص سال" معرفی کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

تجزیه عراق دستور کار تازه اردوغان از سوی کدخدا

دولت آنکارا در تازه‌ترین ماجراجویی خود با اعزام نیرو به شمال عراق، تلاش می‌کند طرح متوهمانه اعلام شده واشنگتن در مورد تجزیه عراق را عملیاتی کند.

یک هفته‌ای است که دولت ترکیه نقش جنجالی جدیدی را در منطقه برعهده گرفته است و هیچ معلوم نیست که این طرح چه سرانجامی خواهد داشت؛ پیش از این مقامات آمریکایی از جمله «جو بایدن» معاون رئیس‌جمهور این کشور از تجزیه عراق، به سه منطقه کرد‌نشین، سنی‌نشین و شیعه‌نشین حرف می‌زدند و اجرای این طرح را «تنها راه برون‌رفت عراق از بحران داخلی» ذکر می‌کردند. ایالات متحده طی سه سال اخیر براساس همین طرح، مخفیانه از تروریست‌های فعال در عراق، به ویژه داعش، حمایت می‌کرد تا نوعی توازن میان بغداد و تروریست‌ها برقرار بماند اما، هر چند هدف همه فعالیت‌های دیپلماتیک و نظامی آمریکا، حفظ همین توازن بوده است، ولی تحولات میدانی اکنون به سمتی نمی‌رود که آمریکا می‌خواهد؛ شهرهای مهم «رمادی» و «فلوجه» حداکثر طی چند هفته آینده به دست نیروهای دولتی و بسیج مردمی خواهد افتاد و وقوع چنین اتفاقی برای ایالات متحده به منزله یک فاجعه خواهد بود.
به همین خاطر، واشنگتن از آنکارا خواست قبل از آنکه دیر شود، «طرح جایگزین» را به اجرا بگذارد؛ طرحی که قبلاً ترکیه، آمریکا و دولت خودمختار کردستان عراق بر سر آن گفت‌وگوهای مورد نظر را انجام داده‌اند. بنابراین، ماجرای اعزام نیرو توسط آنکارا به استان نینوای عراق، یک ماجراجویی ساده نیست و ترک‌ها در قبال آن، احتمالاً امتیازاتی را از آمریکا در قبال برخی مسائل، از جمله کرد‌های ترکیه، خواهند گرفت. در ارتباط با جایگاه کرد‌ها در سیاست منطقه‌ای آنکارا، «فیلیپ گیرالدی» مقام سابق سیا گفته، ترکیه به این خاطر وارد ماجرای سوریه شده است که بتواند مشکل کرد‌ها را حل و فصل بکند.
ماجرای اعزام نیرو به عراق نه تنها اقدامی معمولی آن طور که آنکارا تلاش می‌کند به افکار عمومی القاء کند، نیست، بلکه از لحاظ حساسیت در حد و اندازه مداخله در سوریه و سرنگونی «سوخو»ی روسیه است که سه هفته قبل اتفاق افتاد.
هر چند اکنون عراق یکپارچه به اقدام ترکیه معترض است و بغداد تلاش می‌‌کند شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای خارجی را با خود همراه کند، اما ترکیه که نسبت به حمایت ناتو و آمریکا دلگرم است، هرگز سیاست‌های مداخله‌جویانه خود را در عراق و دیگر مناطق متوقف نخواهد کرد.
آن طور که خبرگزاری تسنیم نوشته دیروز روسای قوای سه‌گانه عراق طی نشست مشترکی در کاخ «السلام» بغداد، اعلام کردند که از همه ابزارهای مشروع برای دفاع از حاکمیت عراق در مقابل ترکیه بهره می‌گیرند.
هزاران نفر از مردم عراق نیز طی روزهای اخیر در شهرهای مختلف این کشور علیه ترکیه تظاهرات کردند و پرچم آن را به آتش کشیدند. «حسن عبدالهادی» سخنگوی نیروهای بسیج مردمی عراق هم طی بیانیه‌ای، به ترکیه هشدار داد که اگر نیروهایش را از نینوا خارج نکند، باید منتظر پاسخ مناسب باشد. «کریم النوری» و «قیس الخزعلی» از فرماندهان نیروهای بسیج مردمی هم اعلام کردند که آنکارا به دنبال اجرای طرح بایدن برای تجزیه عراق است. «همام حمودی» عضو هیئت رئیسه پارلمان عراق نیز از شورای امنیت و جامعه جهانی خواسته، علیه تجاوز ترکیه، دست به اقدام فوری بزنند. «عمار حکیم» رئیس مجلس اعلای اسلامی نیز موضع بغداد در برابر ترکیه را حکیمانه خوانده و از آنکارا خواسته هر چه سریع‌تر نیروهایش را خارج کند. در میان کشورهای خارجی نیز وزارت خارجه روسیه با انتشار بیانیه‌ای، استقرار نظامیان ترکیه در شمال عراق را «تجاوز غیرقانونی» خوانده و اعلام کرده که روسیه از حاکمیت و تمامیت ارضی عراق قاطعانه حمایت می‌کند.
با توجه به اتحاد قابل توجه جریان‌های سیاسی، مردمی و مرجعیت عراق با دولت بغداد در این مسئله به نظر می‌رسد اردوغان طرح آمریکایی تجزیه عراق را هم همچون بسیاری از طرح‌های رویاپردازانه‌اش نخواهد توانست به سرانجام برساند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

پسران عوضی آمریکا عنوان یادداشت روز کیهان

فرانکلین روزولت، سی و دومین رئیس‌جمهور آمریکا بیش از 70 سال پیش جمله مشهوری درباره دیکتاتور نیکاراگوئه آناستازیا سوموزا دارد؛ شاید او پسری عوضی باشد اما این عوضی‌ مال خودمان است! ردپای این طرز تفکر در سیاست سایر روسای‌جمهور آمریکا نیز قابل جستجو است و می‌توان گفت چنین برداشتی تاکنون نیز ادامه یافته است. کافی است نگاهی به رفتار و سیاست کاخ سفید طی دو دهه اخیر بیندازید. دیکتاتورها، جانیان و تروریست‌ها تا جایی که در خدمت اهداف آمریکا عمل کنند، نه تنها نباید سرزنش شوند و با آنها مبارزه کرد بلکه باید مورد حمایت نیز قرار بگیرند. اسامه بن لادن وقتی در افغانستان علیه شوروی سابق می‌جنگید، از حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا برخوردار بود. صدام دیکتاتور عراق نیز تا وقتی با انقلاب اسلامی ایران در جنگ بود، وضعیتی مشابه داشت.
برخی حکام کشورهای حوزه خلیج فارس نیز در این فهرست قرار می‌گیرند. رژیم‌هایی که با مردم‌سالاری، حقوق بشر و موضوعاتی از این دست بطور کامل بیگانه هستند اما از حمایت تام و تمام آمریکا برخوردارند. کم اطلاع‌ترین افراد در جهان نیز امروزه می‌دانند که رژیم آل سعود به مدد دلارهای نفتی با گسترش تفکر منحرف سلفی‌گری و وهابیت، تبدیل به زایشگاه تروریسم در منطقه و جهان شده است. اما آمریکا بطور مضحکی قانون «محدودیت سفر بدون ویزا» را با ادعای افزایش ضریب امنیت شهروندان خود تصویب می‌کند تا کسانی که طی 5 سال گذشته به ایران، سوریه، عراق و سودان سفر کرده‌اند نتوانند به راحتی  وارد خاک آمریکا شوند. گذشته از سودان که امروزه به جیره‌خوار آل‌سعود و پادوی آمریکا تبدیل شده است، باید پرسید تاکنون کدام تروریستی از ایران به آمریکا رفته است؟! حتی اگر روایت رسمی سیا را نیز درباره 11 سپتامبر بپذیریم، شایسته‌تر بود ایران در این لیست می‌گنجید یا عربستان سعودی؟ در ماجرای تروریستی اخیر در سن برناردیو کالیفرنیا، مهاجمان از ایران آمده بودند یا عربستان؟
درباره سوریه و عراق نیز باید گفت تروریست‌هایی که در این کشور شیعه و سنی و مسیحی و... را سلاخی می‌کنند از کجا می‌آیند؟ چه کسی آنها را پشتیبانی و حمایت می‌کند؟ عربستان، قطر و ترکیه در کجای این معادله هستند؟ عربستان 9 ماه است که مردم مظلوم و بی‌پناه یمن را بمباران می‌کند و اندک پیروزی نیز به دست نیاورده است. اما نه تنها سرزنش و مواخذه نمی‌شود اما حمایت سیاسی و رسانه‌ای نیز می‌شود، انواع و اقسام تسلیحات مدرن را از آمریکا دریافت می‌کند. چرا؟ چون آل سعود پسر عوضی خودشان است!
همانطور که داعش پسر عوضی آمریکایی‌هاست. هیلاری کلینتون در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «ما در جنگ عراق، سوریه و لیبی شرکت کردیم و همه چیز خوب بود اما به یکباره انقلاب سی‌ام ژوئن در مصر علیه دولت اخوان‌المسلمین روی داد و همه چیز در مدت 72 ساعت تغییر کرد. ما با اخوان‌المسلمین در مصر توافق کرده بودیم دولت اسلامی (نام دیگر داعش) در سینا تشکیل شود. قرار بود بخشی از سینا به حماس و بخش دیگر آن به اسرائیل واگذار شود و حلایب و شلاتین به سودان ملحق شود و دولت مصر مرزهای با لیبی را در منطقه السلوم باز کند. قرار بود ما در روز پنجم ماه ژوئیه سال 2013 در نشستی با دوستان اروپایی خود دولت اسلامی را به رسمیت بشناسیم. من به 112 کشور سفر کردم تا نقش آمریکا و توافق با بعضی از دوستان را درباره به رسمیت شناختن دولت اسلامی بلافاصله پس از تشکیل آن، توضیح دهم. اما به یکباره همه چیز در برابر چشمان ما فرو ریخت.»
آمریکایی‌ها در موضوع سوریه، ایران و روسیه را به دلیل مبارزه با تروریست‌ها سرزنش می‌کنند و البته حق هم دارند چرا که تهران، مسکو و دمشق در حال نابودی سرمایه‌های آمریکا هستند. بیش از یک سال و نیم از تشکیل ائتلاف پوشالی ضدداعش به رهبری آمریکا می‌گذرد. اما در عمل چه اتفاقی افتاده است؟ شکست‌های داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه حاصل اقدامات این ائتلاف دروغین بوده است یا ائتلاف ایران، روسیه، عراق و سوریه؟ در رسانه‌های دیکتاتور خود می‌گویند چرا به گروه‌های میانه‌رو حمله می‌کنید! کدام گروه میانه‌رو؟ همان‌هایی که سینه جنازه‌ها را می‌شکافند و قلب آنان را با افتخار مقابل دوربین به دندان می‌کشند! از نظر آمریکا و متحدانش اینها تروریست نیستند؟ گروه‌های میانه‌رویی هستند که باید به ژنو و وین دعوت شوند و درباره آینده سوریه نظر بدهند و البته بشار اسد در این معادله جایی ندارد چرا که حاضر نیست زیر بلیت آمریکا باشد.
اتفاق هولناکی که روز گذشته در غرب آفریقا نیز رخ داد بیرون از این دایره نیست. ارتش نیجریه به شیعیان این کشور حمله کرد و صدها تن شهید و مجروح شدند. به چه جرمی؟ چون دو هفته پیش 180 کیلومتر را به عشق امام حسین(ع) پیاده‌روی کرده بودند و در این مسیر علاوه بر پرچم‌های «یا حسین(ع)»، تصاویر حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را با خود حمل می‌کردند. همین برای کشتار آنان کافی است تا رسانه‌های غربی بی‌شرمانه تیتر بزنند؛ شیعیان نیجریه قصد ترور فرمانده ارتش را داشته‌اند. آن هم با سنگ!
گروه تروریستی بوکوحرام چند سالی است که مردم نیجریه را اعم از مسیحی و مسلمان قتل عام می‌کند. آنها زاییده کدام تفکر هستند؟ بوکوحرام در زبان محلی نیجریه یعنی؛ تحصیل در مدارس امروزی ممنوع! از نظر آنها باید مدارس را تعطیل کرد و به جای آنها مدارس و مکتب‌هایی به راه انداخت شبیه آنچه چند دهه پیش عربستان در پاکستان تشکیل داد و از دل آن طالبان و القاعده زاییده شد. حال این تفکر را مقایسه کنید با تفکر شیعیان نیجریه. آنان مساجد خود را از اهل سنت جدا نکرده‌اند و آنان را برادران و خواهران ایمانی خود می‌دانند و در فعالیت‌های اجتماعی خود و کمک به محرومان، میان شیعه و سنی تفاوتی قائل نمی‌شوند. اما باید تاوان بدهند چون دوستدار امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای هستند و از نظر غرب و مزدورانش، این جرم کمی نیست.
آمریکایی‌ها برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی ایران از هیچ جنایت و خیانتی دریغ نمی‌کنند و آنچه تاکنون نیز نکرده‌اند بدون شک نتوانسته‌اند که انجام دهند و اگر مجال و توانش را داشتند، لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند. شیعیان نیجریه، مردم مظلوم بحرین، یمن، سوریه و عراق تاوان بیداری خود را می‌دهند. حرکتی که بیش از نیم قرن پیش با قیام امام خمینی(ره) علیه آمریکا و دست‌نشانده داخلی‌اش آغاز شد و اینک به طوفانی غیرقابل مهار تبدیل شده است. آمریکایی‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانند منشأ اصلی سیلی‌هایی که در گوشه و کنار دنیا می‌خورند از کجاست. پس تعجبی ندارد از پست‌ترین و روسیاه‌ترین دیکتاتورها حمایت کنند و دل به مشتی غافل و مزدور داخلی ببندند تا بلکه به خیال خود مانع این سیل خروشان شوند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دومین نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان کشورهای غربی


حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به عموم جوانان کشورهای غربی، حوادث تلخ تروریستی فرانسه را زمینه‌ای برای همفکری خواندند و با بر شمردن نمونه‌های دردناکی از «آثار تروریسم مورد حمایت برخی قدرتهای بزرگ در دنیای اسلام، پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل و لشکرکشی‌های خسارت‌آفرین سالهای اخیر به دنیای اسلام»، خطاب به جوانان خاطرنشان کردند: من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید.


متن نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌
حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان میدهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل میشود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی میبرد، و یا تماشاگری که نمیداند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم میشود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند. امّا مسئله این است که رنجهای امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است.

درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سالهای متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی بمراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونتها همواره از طرف برخی از قدرتهای بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است. امروز کمتر کسی از نقش ایالات متّحده‌ی آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطّلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ی تروریسم تکفیری، علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ی گویایی از تضاد در سیاستهای غربی است.

چهره‌ی دیگر این تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده میشود. مردم ستمدیده‌ی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه میکنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز میکنند، یک خانواده‌ی فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را میتوان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟ این رژیم بدون اینکه هرگز به‌طور جدّی و مؤثّر مورد سرزنش متّحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای بظاهر مستقلّ بین‌المللی قرار گیرد، هر روز خانه‌ی فلسطینیان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود میکند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع‌آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد؛ و همه‌ی اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشک‌بار زنان و کودکانی روی میدهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده‌ی خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاه‌های مخوفند. آیا در دنیای امروز، قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسّط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام میشود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علّت که شصت سال مکرّراً از صفحه‌ی تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقّف یا کندی گراییده، و در مواردی ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند؛ با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته میشود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه میتوان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهیِ صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسّفانه این ریشه‌ها طیّ سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار میکنند، فرهنگهایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری میکند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی میکنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیّت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری اخلاقی» که متأسّفانه به مؤلّفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیّت و جایگاه آن را حتّی در خاستگاهش تنزّل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه‌جو، مبتذل و معناگریز را نخواهیم، گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه میشود، مقصّریم؟ من اهمّیّت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمیکنم. این پیوندها هر گاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی، ناموفّق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسّف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلتهای ناموفّق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، میبایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده میشد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی میدهد. مستندات مسلّم تاریخی بروشنی نشان میدهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت میداند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولّد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها میشوند؟ آیا میتوان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ی فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طیّ سالهای شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده میشود.

به‌هرحال این شما هستید که باید لایه‌های ظاهری جامعه‌ی خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق، باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم، واکنشهای عجولانه‌‌ای است که گسست‌های موجود را افزایش دهد. هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده که جامعه‌ی مسلمان ساکن اروپا و آمریکا را که متشکّل از میلیون‌ها انسان فعّال و مسئولیّت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی‌شان محروم سازد و از صحنه‌ی اجتماع کنار گذارَد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورتها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی ــ مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد ــ جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحرانهای آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت. طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرّراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وامیدارد؛ این رفتارها ظالمانه است و همه میدانیم که ظلم، خواه‌ناخواه خاصیّت برگشت‌پذیری دارد. وانگهی مسلمانان، شایسته‌ی این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرنها است که مسلمانان را بخوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۸ آذر ۱۳۹۴

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

قرائت نامه رهبر انقلاب در کلیسای قدیمی رم

نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی در نشستی در کلیسای قدیمی «سانتا ماریا این کوزمدین» شهر رم قرائت شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، شرکت کنندگان در این نشست که جمعی از اندیشمندان مسلمان و مسیحی بودند، فعالیت های گروه های  تروریستی به ویژه داعش را محکوم کردند.

حجت الاسلام محمد علی شمالی، رییس مرکز اسلامی لندن و نماینده ولی فقیه در انگلیس به عنوان نخستین سخنران این نشست بر این مسئله که فعالیت های تروریستی ارتباط و جایگاهی در هیچ یک از دین های توحیدی ندارد، گفت: متاسفانه به نام دین اقدامات تروریستی صورت می گیرد که هم موجب قربانی شدن انسان ها می شود و هم جنایاتی علیه دین است به همین دلیل باید تمام متدینین عالم  برای مقابله با آن، با یکدیگر متحد شوند.

وی افزود: اکنون دو چالش در مقابل ماست که یکی از آنها جریان های الحادی و مادی گرایی است که می خواهند بی بند و باری و لیبرالیسم را ترویح کنند و دیگری جریانهای تندرو و افراطی است که حاضر به تحمل کوچکترین اختلافی نیستند.

کشیش «حداد متانوس» مسئول این کلیسا نیز با متهم کردن برخی از دولتهای غربی و عربی به ویژه امریکا و عربستان سعودی در گسترش تروریسم در عراق و سوریه گفت: تا سال 2011 میلادی تمام پیروان ادیان در سوریه با دوستی در کنار یگدیگر زندگی می کردند اما بیش از چهار سال است که این کشور در آتش بحرانی که توسط قدرت‌های استکباری و متحدین منطقه‌ای آنها شعله‌ور شده می سوزد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

واکنش‌ها به اظهارات ضد ایرانی رئیس جمهور ترکیه

اظهارات اردوغان مبنی بر هشدار به رئیس جمهور ایران در رابطه با موضوع خرید نفت داعش از سوی ترکیه با واکنش گسترده دولت و نمایندگان مجلس روبرو شده و سخنگوی وزارت خارجه مقامات ترک را به رعایت نزاکت دعوت کرد.


سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در واکنش به اظهارات اخیر رئیس جمهوری ترکیه، کشورهای همسایه را به رعایت نزاکت و احترام متقابل در روابط، مسئولیت پذیری در اتخاذ مواضع سیاسی و پرهیز از ماجراجویی دعوت کرد.
حسین جابرانصاری سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به اظهارات اخیر رئیس جمهور ترکیه، ضمن دعوت از کشورهای همسایه به رعایت نزاکت و احترام متقابل در روابط و پرهیز از ماجراجویی و مسئولیت پذیری در اتخاذ مواضع سیاسی، اعلام کرد: ادامه پیگیری سیاست‌ها و اتخاذ مواضعی که خواسته یا ناخواسته منجر به حمایت از تروریسم در سوریه و عراق شده است، تنها به تشدید بحران کنونی در منطقه و افزایش مشکلات کشورهایی منجر می‌شود که به اجرای چنین سیاست‌هایی ادامه می‌دهند.
وی افزود: جمهوری اسلامی ایران از تغییر این سیاست‌ها و همراهی همه کشور‌های منطقه در روند مبارزه با تروریسم و افراطی‌گری، استقبال و برای تحقق این هدف آماده همکاری و هماهنگی با همسایگان خود است.
ترکیه حامی اصلی داعش در منطقه
نماینده قم در مجلس با اشاره به اتهامات اردوغان علیه رئیس‌جمهوری کشورمان گفت: اگر این اتهامات حقیقت دارد، رئیس‌جمهور و دولتمردان ما باید پاسخگو باشند، اما اگر دروغ است و اردوغان در منطقه اقدام به نشر اکاذیب می‌کند، باید به شدت توسط دولتمردان ما تکذیب شود.
احمد امیرآبادی در گفت و گو با فارس با اشاره به ادعای اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه مبنی بر هشدار به روحانی رئیس‌جمهور ایران درباره مسائل پیش آمده بین کشورهای روسیه و ترکیه، اظهار داشت: سیاست خارجی ما همیشه مبتنی بر یک منطق خاص بوده است و همیشه در موضع‌گیری‌هایمان استقلال خودمان را داشته‌ایم و سیاست‌مان براساس همان سیاست «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بوده است و هیچگاه دنباله‌رو سیاست‌های بلوک شرق و غرب هم نبوده‌ایم.
وی افزود: مشخص است در طول چند سال گذشته که ملت مظلوم سوریه تحت شدیدترین تجاوزها و ظلم‌ها قرار گرفتند، یکی از حامیان اصلی این تجاوزها و ظلم‌ها به ملت مظلوم سوریه دولت «ترکیه» بوده است، ترکیه هم در دادن اطلاعات به تروریست‌های داعش، هم در کمک کردن به آنان و همچنین حمایت و آموزش دادن داعشی‌ها طی این چند سال اصلاً کوتاهی نکرده و این امر کاملاً مشخص و اثبات‌شده‌ای است.
وی ادامه داد: در خصوص مواضع روسیه علیه ترکیه نیز باید بگویم شخص آقای پوتین مواضع خوبی نسبت به منطقه داشته است، شاهد بودیم در سرنگونی جنگنده روسی توسط ترکیه، پوتین مواضع قدرتمندانه‌ای را اتخاذ کرد به طوری که کاملاً ترکیه منفعل شده و به نوعی به التماس افتاده
است.
امیرآبادی در ادامه یادآور شد: متأسفانه تعجب ما از دولتمردان کشورمان است، چرا مسئولان دولتی باید در مقابل برخی از یاوه‌گویی‌های مسئولان منطقه اینگونه کوتاه بیایند؟! به خصوص در قبال ادعاهایی که اخیراً دولت ترکیه و رئیس‌جمهور این کشور علیه ایران مطرح کرده است؟!
وی تأکید کرد: اگر این صحبت اردوغان حقیقت دارد و درست است، رئیس‌جمهور و دولتمردان ما باید پاسخگو باشند، اما اگر این اظهارات رئیس‌جمهور ترکیه دروغ است و اردوغان در منطقه اقدام به نشر اکاذیب می‌کند و دروغ می‌گوید، باید شدیداً و با قدرت تمام توسط دولتمردان ما تکذیب شود.
نماینده قم در مجلس اضافه کرد: اقتصاد ترکیه وابستگی شدیدی به اقتصاد ایران دارد، همچنین امنیت منطقه نیز در دست جمهوری اسلامی ایران است و این یک واقعیت است که دولت ترکیه باید متوجه آن شود، مسئولان دولتی کشورمان باید موضع محکمی را در برابر ادعاهای اردوغان اتخاذ کنند، نباید منفعلانه در این زمینه عمل شود، متأسفانه اتفاقاتی در 2 سال اخیر در منطقه افتاد اما موضع دولت ما در سیاست خارجی از سر اقتدار نبود و بیشتر منفعلانه عمل شد.
با پول دزدی نفت سوری‌ها
نمی‌توان امپراطوری درست کرد
قاسم جعفری نماینده مجلس نیز با بیان اینکه اردوغان در قواره نظام جمهوری اسلامی، دولت و ملت مسلمان ایران نیست، گفت: اردوغان نمی‌تواند به ما هشدار دهد که از مواضع برحق خود فاصله بگیریم، ملت ایران در کنار جبهه مقاومت همواره با تروریست می‌جنگد.
وی در رابطه با ادعای اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه مبنی بر هشدار به رئیس‌جمهور ایران پیرامون اتفاقات رخ داده بین کشورهای روسیه و ترکیه گفت: اصل بر صحت سخنان مسئولان ایرانی است و به اردوغان یادآوری می‌کنیم که ما به ملت ترکیه حتما احترام می‌گذاریم و آنها هم حسن همجواری را مراعات می‌کنند ولی به اردوغان هشدار می‌دهیم که از سرنوشت صدام که به تحریک غربی‌ها با ایران درگیر شد عبرت بگیرد.
وی افزود: اردوغان بداند که خود کرده را تدبیر نیست و مطمئن باشد تروریست‌ها روزی به جان آنها هم می‌افتند و این اردوغان است که در آن زمان مورد نفرین تمام ملت‌ها و حتی ملت ترکیه قرار می‌گیرد، اگر وی می‌خواهد احیای امپراطوری داشته باشد و حس می‌کند که با پول دزدی نفت سوری‌های مظلوم می‌تواند پایه‌های امپراطوری خود را تقویت کند باید بداند در اشتباه است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

نامه سرگشاده لاله افتخاری به همسر اردوغان

لاله افتخاری در نامه سرگشاده به همسر رئیس جمهور ترکیه نوشت:آنگاه که عکس یادگاری فرزندتان را به همراه سرکردگان داعش و سکوت جنابعالی را دیدم شگفت‌زده شدم.


لاله افتخاری در نامه سرگشاده‌ای  به همسر رئیس جمهور ترکیه «رجب طیب اردوغان» به بیان نکاتی درباره داعش و رویکرد دولت ترکیه در قبال آن‌ها پرداخت که به شرح زیر است:
سرکار خانم «امینه اردوغان» به استحضار می‌رساند در پی گرایش‌های اسلامی جنابعالی از 12 سال پیش یعنی زمانی که شما با حجاب اسلامی در جشن‌های پیروزی حزب عدالت و توسعه حضور پیدا کردید زنان و دختران جامعه ما به‌وجود شما به‌عنوان بانویی متعهد به احکام الهی و ملتزم به حجاب اسلامی افتخار می‌کردند و از ایستادگی‌تان در برابر امواج مخرب تبلیغات الحادی‌ای که مردم ترکیه را نیز در معرض سقوط اخلاقی قرار داده بود درس می‌گرفتند. اما مروری بر جریانات سال‌های اخیر نشانگر آن است که از چند سال پیش داستان 11سپتامبر از سوی آمریکا و همپیمانانش رقم خورد تا به بهانه‌های خودساخته بستری برای نابودی مسلمین و تیشه زدن به ریشه آنان و نفوذ دشمنان اسلامی در افغانستان، عراق و استمرار آن در سوریه و سرکوب و به شهادت رسانیدن مردم مظلوم غزه، فلسطین،‌ یمن، بحرین و... باشد که همه و همه نشانگر برنامه‌ریزی استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و اجرای آن توسط عوامل او از جمله داعش می‌باشد. داعشی که زاده والدینی چون آمریکا و صهیونیزم بین‌الملل است؛ همان رژیم غاصبی که ترکیه کشتی نجات خود را علیه آنان به سوی غزه رهسپار نمود و در این راه شهدایی تقدیم کرد که آن هم به‌عنوان صفحه زرینی در تاریخ کشور شما ثبت گردیده است. اما اینک شما در کشوری زندگی می‌کنید که داعش را در دامان خود پرورده است و از او علیه مردم مظلوم سوریه و عراق حمایت می‌کند. بگذارید داعش را برایتان بهتر معرفی‌کنم:
1- داعش یعنی: بریدن سر زنان و کودکان و مردان مظلوم مسلمان در برابر چشمان عزیزانشان
2- داعش یعنی عکس یادگاری با سرهای بریده و نجیب مظلومان
3- داعش یعنی افتخار به نبش قبر یاران باوفای پیامبر اکرم (ص) و خاندانشان
4- داعش یعنی افتخار به نسل‌کشی مسلمانان و تلاش جهت نابودی نژادها و ادیان و سوزاندن قرآن و تخریب مساجد و کلیساها و... در سوریه و عراق
5- داعش یعنی افتخار در به اسارت بردن زنان و دختران مسلمان و مسیحی و زرتشتی و ایجاد برده‌داری مدرن
6- داعش یعنی برون آوردن اعضای بدن انسان‌های بیگناه زنده یا مرده و فروش آن به دشمنان قسم خورده بشریت (رژیم صهیونیستی)
7- داعش یعنی به‌دار آویختن کودک بیگناه 3 ساله سوری
8- داعش یعنی ایجاد بستر روسپی‌گری مدرن با سوءاستفاده از دو عبارت مقدس جهاد و نکاح و یارگیری از میان دختران مسلمان ناآگاه (کلمه حق یرادبها الباطل)
9- داعش یعنی استمرار هر روز شهادت مسلمانان و بیگناهان در داخل و خارج از بلاد مسلمین
10- داعش یعنی آوارگی میلیون‌ها انسان بیگناه از خانه و کاشانه خود و خلاصه غرق شدن کودک خردسال سوری آیلان در دریا و...
11- داعش یعنی همه آنچه اسلام، قرآن، ادیان الهی، فطرت و سرشت انسان‌های پاک از آن نفرت دارند.
و بدتر از همه داعش یعنی معرفی چهره‌ای وارونه و خشن و غیرواقعی از اسلام
اما آنچه سبب شد این نامه را برایتان بنویسم آن بود که تاکنون می‌پنداشتم شما با حمایت کشورتان از داعش مخالفید و از حضور زنان و کودکان مظلوم و بی‌پناه سوری در خیابان‌های سرد کشورتان اندوهگین و یا بی‌خبرید اما آنگاه که عکس یادگاری فرزندتان را به همراه سرکردگان داعش و سکوت جنابعالی را دیدم شگفت‌زده شدم چرا که خواهرم من و شما هر دو مادریم و این سکوت و بی‌تفاوتی از مادر بعید است.امید است که این نامه سبب تغییر مسیر و اقدام مناسب شما و همسرتان گردد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

عملیات نجات خلبان روسی زیر نظر سردار سلیمانی انجام شد

یکی از خبرگزاری های کشور روسیه با انتشار گزارشی به بازتاب درایت فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نجات جان خلبان روسی پرداخت که هواپیمایش دو روز پیش از سوی نیروی هوایی ترکیه منهدم شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، بخش فارسی خبرگزاری روسی زبان «اسپوتنیک» در گزارشی به قلم «عماد آبشناس» آزادی خلبان روسی را که از سانحه انهدام جنگنده خود به دست نیروهای نظامی ترکیه جان سالم به در برده بود، به درایت و کاردانی سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت داد.

عماد آبشناس در این گزارش به شرح روایت یک افسر سوری از نحوه انجام عملیات نجات خلبان روسی پرداخته و می نویسد:

پس از سقوط هواپیمای روسی بلافاصله هلیکوپتر های روس جهت نجات خلبان دست به کار شدند اما با آتش شدید ارتش آزاد سوریه (همان به اصطلاح مخالفین میانه رو مورد حمایت غرب) و ترکمان های وابسته به ترکیه و استفاده آنها از موشک ها و تسلیحات پیشرفته ای که اخیرا به دستشان رسیده، مواجه شدند. در این ماجرا یک امدادگر روس هم کشته شد.

از سویی، اطلاعات موثقی مبنی بر اینکه تعدادی از یگان های ویژه ترکیه جهت اسارت خلبان روس و باج گیری از روسیه به مکان اعزام شده اند به دست آمده بود.

در گیرودار برنامه ریزی برای عملیات مجدد جهت آزادی سریع خلبان روس، سردار سلیمانی با روس ها تماس گرفت و به آنها اطلاع داد که یک یگان ویژه جهت نجات خلبان روس آماده کرده و پیشنهاد داد به دلیل اینکه این یگان ویژه متشکل از نیروهای ویژه حزب الله لبنان و کماندوهای سوری آموزش دیده توسط ایران است و آشنایی کامل با جغرافیای مکانی دارند، عهده دار عملیات زمینی شوند و نیروی هوایی روسیه پشتیبانی و آتش بار هوایی و اطلاعات ماهواره ای را برای آنها تامین کند.  سردار سلیمانی تعهد داد  که خلبان روس را صحیح و سالم برگرداند و در نهایت همین هم شد.

این افسر سوری ادامه می دهد: پس از ردیابی مکان خلبان روس توسط دستگاه ردیابی ماهواره ای که به وی متصل شده بود مشخص شد خلبان در مکانی حدود ۶ کیلومتر پشت خطوط مقدم درگیری ارتش سوریه و مخالفین قرار دارد.

شش رزمنده از یگان ویژه عملیاتی حزب الله و ۱۸ کماندوی سوری برای انجام عملیات به خطوط مقدم نزدیک شدند. همزمان نیروی هوایی و هلیکوپتر های روس جهنمی از آتش در اطراف منطقه ایجاد کردند و همه استحکامات را با خاک یکسان کردند به گونه ای که اکثر نیروهای دشمن مستقر در مکان فرار را بر قرار ترجیح دادند و زمینه نفوذ یگان های ویژه فراهم شد.

افسر سوری افزود: وجب به وجب پیشروی یگان های ویژه توسط ماهواره های روسیه بگونه ای دقیق پوشش داده شده بود که حتی به قول وی وجود یک مورچه در فاصله چند صد متری یگان ها حتی درون مکان های سربسته را به آنها اطلاع می دادند و لحظه به لحظه گزارش عملیات به یک مقام خیلی عالیرتبه در کرملین که به نظرش شخص پوتین بود منتقل می شد و مشخص بود که وی از همان جا بر کل عملیات با چشم ماهواره ای نظارت دارد.

به گفته این افسر که نمی خواست نامش فاش شود عملیات به شکار یکایک تروریست ها در محیط عملیات چه توسط نیروی هوایی روسیه چه یگان های عملیاتی سردار سلیمانی تبدیل شده بود. طبق اظهار نظر این افسر همزمان روس ها یک جنگ الکترونیکی راه اندازی کردند که طی آن کل ماهواره ها و تجهیزات ارتباطاتی دشمن در شعاع چند کیلومتری منطقه و اطراف آن کور شده بود و تا وقتی که دشمنان به خود آمدند کار از کار گذشته بود چرا که بیم آن می رفت ماهواره های غربی جهت کمک به تروریست ها اطلاعات عملیات را در اختیار آنها قرار دهند.

در نهایت این یگان ویژه پس از نفوذ در این شش کیلومتر و نابودی کل نیروهای باقیمانده با تجهیزات پیشرفته ای که در اختیارشان بود خلبان را نجات دادند.

جالب اینکه در این عملیات فوق العاده خطرناک کل ۲۴ نیرو به همراه خلبان کاملا سالم بدون حتی یک زخمی به پایگاه بازگشتند.

به گفته این افسر عالیرتبه سوری یکی از دلایل موفقیت این عملیات اختلافی بود که میان ترک ها و تروریست های وابسته به آنها پیش آمده بود. چرا که ترک ها تلاش داشتند خلبان را اسیر و به ترکیه ببرند و بعد برای باج گیری سیاسی از روسیه از او استفاده کنند. در حالی که تروریست های مستقر در مکان معتقد بودند که ماجرای آتش زدن خلبان اردنی را باید برای خلبان روسی پیاده کنند تا ترس و وحشت را در دل دیگر خلبانان روس حاکم کنند. همین اختلاف فرصت داد تا عملیات نجات که باید ظرف چند ساعت طلایی انجام می شد اجرا گردد. چون مخالفین به هیچ وجه پیش بینی طرح ریزی و پیاده سازی چنین عملیات پیچیده ضربتی با این سرعت را نمی کردند

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: نظامی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید