تبلیغات
دیدگاه - مطالب سیاسی

سخنان اوباما راز صراحت کلام رهبر انقلاب در مقابل توئیت هاشمی را برملا کرد

اگر به متن توئیت «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها» منسوب به آقای هاشمی رفسنجانی بنگریم در خواهیم یافت که این توئیت همخوان با پیامی است که اوباما و کاخ سفید می‌خواهند از جامعه ایرانی دریافت کنند.

 خبرگزاری فارس ـ حبیب ترکاشوند ـ کمتر کسی در عالم سیاست هست که وقتی جمله «اینکه بگویند فردای دنیا، فردای مذاکره است، دنیای موشک نیست این اگر از روی ناآگاهی گفته شود که ناآگاهی است؛ اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است» را از زبان رهبر انقلاب در دیدار اخیر ایشان با مداحان و ذاکران اهل بیت (ع) شنیده باشد و این جمله را با توئیت معروف هاشمی رفسنجانی «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها» تطبیق نداده باشد.

جمله رهبری آنقدر بی‌پرده وصریح بود که کسی نمی‌توانست بگوید این جمله ربطی به آن توئیت ندارد و حتی تیم رسانه‌ای و دفتر آقای هاشمی نیز با دستپاچگی ابتدا انتساب توئیت مورد اشاره به رئیس مجمع تشخیص را تکذیب و سپس به اصلاح توئیت پرداختند و حتی این توضیح را به مخاطبان خود ندادند اگر توئیت ارتباطی به ایشان ندارد چرا اولا اصلاح شد و دوم اینکه چرا طی روزهای قبل زمانی که رسانه‌های حامی هاشمی و دولت برای بازنشر این توئیت از هم سبقت می‌گرفتند و این جمله را به عنوان یکی از جملات تاریخی هاشمی مطرح و تبلیغ می کردند این توئیت را تکذیب نکردند.

کارشناسان آشنا با ادبیات و ساختار گفتمان رهبری می‌دانند ایشان طی مدت 27 سال مدیریت و راهبری جامعه اسلامی به ندرت اتفاق افتاده که مصداقا در پاسخ افراد ومسئولان داخلی موضعی تند و صریح گرفته باشند و نگاه ایشان بیشتراصلاح دیدگاه‌های غلط اشخاص، مسئولان و گروه‌هاست. ایشان هر گاه احساس کنند فکر غلطی در حال تزریق به جامعه است که با مبانی انقلاب ناسازگار است و یا تحریف محکمات نظام است با نفی آن تفکر، اقدام به اصلاح آن نموده‌اند. بر خلاف مواضع دشمنان انقلاب که هر گاه احساس کنند نیازمند پاسخ شخص ایشان است در اولین سخنرانی رسمی خود به یاوه‌گویی‌های دشمنان با صریح‌ترین بیان ممکن پاسخ داده‌اند. که نمونه‌های آن را بارها و بارها در سالیان گذشته شاهد بوده‌ایم.

برای پی بردن به راز این موضع صریح شاید نیازمند آن باشیم که برخی سخنان و کلیدواژه های مسئولان غربی و امریکایی را با نگاه عمیق‌تری مورد کاوش قرارداده و به ترسیم دقیق فضای سیاسی موجود بپردازیم

چنانچه سخنان چند روز پیش وزیر خزانه‌داری آمریکا مبنی بر اینکه «برجام قوی‌ترین و موفق‌ترین نمونه از عملیات پیچیده آمریکاست که محاسبات دولت ایران را تغییر داده و همین فرمول برای آینده باید ادامه یابد!» را در کنار جدیدترین سخنان اوباما در نشست امنیت هسته‌ای مبنی بر اینکه «ایران تاکنون به متن برجام عمل کرده اما برای اینکه اثرات برجام را ببیند باید رفتار خود را تغییر دهد» قرار دهیم نیمه‌پنهان سناریوی پسابرجامی امریکا به صورت ویترینی مقابل چشمانمان قرار می‌گیرد.

در این سناریو ابتدا با وعده و وعید رفع کلیه تحریم‌ها، مسئولان دستگاه دیپلماسی ما را پای میز مذاکره کشانده و متن قابل تفسیر برجام را (علیرغم هشدار رهبر انقلاب) بر ما تحمیل کردند و منتظر ایستادند تا ایران تمام تعهدات برجامی را به نحو کامل انجام دهد که به اذعان آمانو «اقدامات ایران فراتر از انتظار اژانس نیز بوده است.»

حال که خیال انها از بابت پرونده هسته‌ای راحت شده، در زمانی که باید به وعده‌های کاغذی خود جامه عمل بپوشانند، بهانه‌ها و شرط و شروط  جدید  برای فرار از تعهدات شروع می‌شود که نمونه این شروط جدید را در سخنان اوباما دیدیم.

این در حالی است که رهبر حکیم انقلاب با خواندن دست دولتمردان کاخ سفید، علیرغم اینکه بارها در این باره هشدار داده بودند روز اول فرودین نیز به صورت مبسوط این سناریو را تشریح کرده و گام‌های بعدی امریکا را در قبال کشورمان رو کردند. گام‌هایی که قرار است تحت عناوین برجام‌های 2 و 3 و 4 برای خالی کردن جمهوری اسلامی از هویت واقعی‌اش بر آن تحمیل شود.

«اگر میل آمریکا است، جمهوری اسلامی حتّی از ابزارهای دفاعی خود هم صرفِ‌نظر کند. می‌بینید که بر روی مسئله‌ی موشک‌ها چه جنجالی در دنیا به راه انداخته‌اند که چرا جمهوری اسلامی موشک دارد، چرا موشک دوربُرد دارد، .... معنای آن تحلیل دشمن این است که از همه‌ی اینها بایستی صرفِ‌نظر بکنیم. قضیه از این هم بالاتر است؛ تدریجاً موضوع را به این خواهند کشاند که اصلاً چرا نیروی قدس تشکیل شده است، چرا سپاه تشکیل شده، چرا سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی، باید با اسلام تطبیق داده بشود؛ مطلب به اینجاها می‌رسد.»

اما سوال اینجاست که سناریوی فوق‌الذکر امریکا چگونه تحقق می یابد که اگر به بخش دیگر سخنان اوباما یعنی آنجا که می‌گوید «من فکر می‌کنم که داخل ایران هم دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد» دقت کنیم پاسخ خود را گرفته‌ایم. ایجاد شکاف و دوقطبی‌کردن جامعه ایرانی و امید بستن به عناصر داخلی. عناصری که به قول اوباما دیگاه‌های متفاوتی با سیاست کلان نظام درعرصه بین‌الملل و منطقه دارند.

اگر به متن توئیت «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها» منسوب به اقای هاشمی رفسنجانی بنگریم در خواهیم یافت که این توئیت دقیقا همخوان با پیامی است که اوباما و کاخ سفید می‌خواهند از جامعه ایرانی دریافت کنند. پیامی که در آن یک مسئول باسابقه نظام اسلامی دانسته یا ندانسته می‌گوید ایران در جهان پرتلاطم کنونی صرفا با مذاکره و گفتگو می‌تواند استقلال و امنیت خود را حفظ کرده، حرف خود را به کرسی بنشاند و نیازی به تجهیزات دفاعی نخواهد داشت.

از این رو بود که رهبر انقلاب روز 11 فروردین با گفتن این جمله که «روزگار، روزگار همه چیز است هم مذاکره هم موشک» آنگونه قاطع در مقابل این سخن واکنش نشان داده و آگاهانه بیان‌کردن «دنیای فردا دنیای مذاکره است نه موشک» را مصداق خیانت تعبیرمی‌کنند تا هم انقلابیون پشیمان کنونی را از فرستادن پالس در این شرایط حساس به سمت دشمن بر حذر دارند وهم اینکه آب پاکی را بر روی دست دشمنان بریزند که دل بستن به عناصر داخلی با دیدگاه‌های متفاوت، آب در هاون کوبیدن است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 فروردین 1395   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

به بهانه شهادت حضرت زهرا(س)

نگارنده بر سر آن بود که «گر ز دست برآید» و زهرای مرضیه(س) عنایتی فرماید، یادداشت روز کیهان در آستانه سالروز شهادت ایشان را به سخنی درباره آن برترین زنان عالم از «ازل تا به ‌ابد» اختصاص دهد... ولی وقتی بیماری غیرمنتظره از راه رسید، راه بر این آرزو بسته به نظر می‌رسید، اما به لطف و عنایت حضرتش، بیماری به درازا نکشید و دوران نقاهت فرصتی بود تا نگارنده به مصداق «که مور ران‌ملخ می‌برد سلیمان را» با بضاعت اندک خویش و فقط به فقط برای ابراز ارادت - که هیچگاه نیازی به تجدید نداشته است- کلامی در این عرصه بر قلم براند.
آنچه در پی می‌آید، بخشی از یادداشت 15 سال قبل نگارنده است که تکرار آن را در آغاز این نوشته نه فقط بی‌مناسبت نمی‌دانم بلکه می‌توان به گونه‌ای «وصف‌الحال برخی از خواص در دوران کنونی باشد»؛ بخوانید.
«زهرای ما(س)، آن روزها، بعد از رحلت رسول خدا(ص) و پیش از آنکه، خود نیز چشم از جهان فرو بندد و در جوار قرب الهی به پدر چشم انتظار خویش بپیوندد، بارها کوچه‌های مدینه را کاویده بود و به دیدن برخی از «خواص» رفته بود، فاطمه(س) با دلواپسی سفارش‌های رسول خدا(ص) را به آنان گوشزد کرده بود و عهدی که با خدا بسته و اکنون بی‌محابا شکسته بودند را یادآور شده بود. اما، دلشوره فاطمه(س) که اصرار او را در پی‌ داشت، پاسخی جز سکوت برخی از خواص، به دنبال نداشت و چنین بود که صدای فاطمه(س) در سکوت سنگین و سوال‌آفرین آن روزها گم شد.
زهرای ما(س) می‌دانست که اگر مردم از ولایت علی(ع) دور شوند بی‌تردید به پذیرش ولایت حاکمان جور، مجبور می‌شوند. فاطمه(س) در محرومیت جهان اسلام از امامت علی(ع)، «فتنه جمل» را می‌دید، نعره مستانه معاویه در فریب صفین را می‌شنید، در «نهروان»، جهالت خوارج را می‌نگریست و در سحرگاه خونین نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در محراب مسجد کوفه بر فرق شکافته علی(ع) می‌گریست، اشرافیت بر باد رفته را می‌دید که بار دیگر به میدان آمده، حسن(ع) را که از محرومیت مردم گرفتار در چنگال معاویه خون دل می‌خورد و سر مطهر حسین(ع) را می‌دید که در هنگامه خون و فریب اشراف بر نیزه می‌رود، یزید را می‌دید که سر بریده فرزند رسول خدا(ص) را پیش روی نهاده، بر لب و دندان او می‌زند و اجداد به هلاکت رسیده خود در «بدر» و «حنین» را به تماشای انتقام می‌خواند! و ... مردم مظلوم را که در چنگال خونریز «بنی‌امیه» و «بنی‌عباس» گرفتارند و جماعت مسلمانان را که انگشت پشیمانی به دندان می‌گزند و دست حسرت بر پیشانی می‌زنند که کاش ولایت علی(ع) آن دوستدار محرومان و حامی مظلومان را پاس می‌داشتند تا ولایت حجاج بن یوسف‌ها و منصور دوانقی‌ها که خونریز و انسان‌ستیزند را به زور بر گرده خویش نمی‌داشتند.»
فاطمه(س)، اینهمه را می‌دید که آنهمه دلواپس بود، واقعه‌ای که آن روزها اتفاق افتاده بود انحرافی بزرگ بود و بیراهه‌ای که برخی از خواص به هر علت - و از جمله قدرت‌طلبی، و آلودگی به چرب و شیرین دنیا و مخصوصاً تلاش برای بازگشت به زندگی اشرافی- در آن گام نهاده بودند، زاویه‌ای 180 درجه با صراط مستقیم الهی و نقشه راهی که رسول خدا(ص) به وضوح و با صراحت ترسیم کرده بودند، فاصله داشت... و این دلشوره واقعی زهرای ما- سلام‌الله علیها- بود. غیر از این چه نگرانی دیگری می‌توانست زهرای مظلوم ما را تا آن اندازه به دلشوره اندازد؟
گفته‌اند و هنوز هم می‌گویند که دلشوره فاطمه از غصب فدک بود! و ما در این که فدک غصب شده بود سخنی نداریم ولی بدون کمترین تردیدی می‌توان گفت نسبت دادن دلشوره و نگرانی فاطمه زهرا(س) به غصب فدک، نمی‌تواند ریشه و علت نگرانی دختر پیامبر خدا(ص) با آنهمه فضیلت بی‌نظیر و جایگاه برجسته آن حضرت باشد. در خبری موثق آمده است که هارون‌الرشید، خلیفه عباسی، یکی از نزدیکان خود را نزد امام موسی کاظم علیه‌السلام فرستاد و از ایشان خواست محدوده «فدک» را مشخص کند تا آن را به فرزندان فاطمه سلام‌الله علیها بازگرداند و ماجرای نارضایتی دختر پیامبر خدا(ص) از حاکمان آن روز خاتمه یابد، آن امام بزرگوار در پاسخ خلیفه عباسی، حدود و مرزهای کشور اسلامی در آن روز را به عنوان حدود و مرزهای فدک یاد کرد.
تاریخ‌نویسان و وقایع‌نگاران در صدر اسلام برخی از کوچکترین و کم‌اهمیت‌ترین رخدادهای آن روزها را با دقت و شرح جزئیات آن ثبت کرده‌اند که امروزه در دست و قابل مراجعه است. مثلاً این که خانه فلان سردار اسلام در کدام نقطه قرار داشت و فلان شخصیت صدر اسلام در کدام جنگ و حتی در کدام نقطه از میدان جنگ کشته شد و یا به شهادت رسید و یا فلان شخص با نیزه حمله می‌کرد یا با شمشیر و...
بنابراین آیا تعجب‌آور نیست که تربت پاک دختر پیامبر خدا(ص) با آنهمه نقش برجسته‌ای که در اسلام داشته است و آنهمه فضیلت و شأن والایی که از قول رسول خدا(ص) درباره آن حضرت نقل شده است «بی‌نشان» باقی بماند؟!
حالا به بخشی از زمزمه امیرالمؤمنین(ع) به هنگام دفن شبانه فاطمه زهرا(س) مراجعه می‌کنیم و در آن به وضوح می‌توانیم راز تربت بی‌نشان یا به بیان دیگر راز بی‌نشان ماندن تربت زهرای اطهر(س) را دریابیم؛
«ای رسول خدا... سلام من و دخترت را که به دیدار تو آمده و در جوار تو به خاک رفته، پذیرا باش... اکنون امانت به صاحبش رسیده، زهرا از کنار من دامن کشیده و نزد تو آرمیده است... بعد از او، آسمان و زمین زشت می‌نماید و اندوه دلم، هرگز نمی‌گشاید...
رفتن فاطمه، دلم را خسته و غصه‌ام را پیوسته کرد و چه زود جمع ما به پریشانی کشید... شکایت خود به خدا می‌برم و دخترت را به تو می‌سپارم زهرا خواهد گفت که پس از تو چه ستم‌ها بر او روا داشتند... آنچه می‌خواهی از او بجوی و هر چه خواهی با او بگوی، تا راز دل نزد تو بگشاید و خون دلی که فرو داده است، برون آید...
ای پیامبر خدا... دخترت زهرا، پنهانی به خاک می‌رود و حال آنکه، هنوز چند روزی بیش، از رحلت تو سپری نشده و هنوز نامت از زبان‌ها نیافتاده است...
ای فاطمه!... اگر بیم آن نبود که ستمگران چیره شوند، برای همیشه در کنار مزارت می‌ماندم و در این ماتم بزرگ جوی اشک از دیده می‌راندم و...»
چرا فاطمه را شبانه به خاک می‌سپارند؟ چرا آثار و نشانه‌های ظاهری قبر او را از میان برمی‌دارند؟ و چرا علی(ع) بر بی‌نشانی تربت زهرای مرضیه(س) که سفارش خود او بود اصرار می‌ورزد و در نجوای غمزده خویش با رسول خدا(ص) از این بی‌نشانی خبر می‌دهد؟... در این ماجرا، «پرسش و پاسخ» به هم آمیخته و «جواب‌ها» در متن «سؤال‌ها» جای گرفته‌اند... و بی‌نشانی قبر فاطمه(س) یک «نشانه» است. زهرا(س) که پیامبر خدا(ص)، خشنودی او را خشنودی خدا دانسته بود، در بی‌نشانی مدفن خود، از اعتراض به آنچه که آن روزها بعد از رحلت رسول خدا(ص) در مدینه، مرکز حکومت اسلامی در جریان بود، خبر می‌دهد. اعتراض فاطمه(س) چه بود؟...
چند ده سال بعد، آنچه فاطمه(س) در آن روز دیده بود، برخی دیگر و شاید همگان نیز به وضوح دیده و شاهد وقوع آن بودند ولی آن روز خیلی دیر شده بود. اما، امروز، فاطمه عزیز! دیگر مانند آن روزها تنها نیستی. ملت‌های مسلمان با نشانه‌ای که تو با قبر بی‌نشان خود برجای گذاشته بودی، خوش به نشان آمده‌اند و بر خرمن و خرگاه دشمنان اسلام که تو دلشوره آن را داشتی آتشی خانمانسوز افکنده‌اند.
زهرای عزیز، آیا خیل عظیم مردان و زنان دلباخته‌ات را نمی‌بینی که در سوگ تو لباس عزا بر تن دارند و آیا همین مردم این دوره نبودند که با نام یا زهرا(س) بر دشمنان تاختند؟ به یقین امروز به وضوح می‌بینی که جوانان این مرز و بوم و همه جهان اسلام با شعار «کلنا عباسک یازینب(س)» بی‌آن که در سر سودای سود و در دل غم بود و نبود دنیا را داشته باشند به حمایت از حریم اهل بیت(ع) و حرم زینب کبری سلام‌الله علیها برخاسته‌اند.
زهرای عزیز! امروز از فرزند تو فقط به یک اشاره و از امت به سر دویدن است مگر نیست؟

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی، فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مردم در انتخابات خوش درخشیدند اکنون نوبت مسئولان است که به وظایف خود عمل کنند

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری:


حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنج شنبه) در آخرین دیدار رئیس و نمایندگان دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری، در سخنان بسیار مهمی ضمن تجلیل از حضور معنادار و پرشکوه مردم در انتخابات هفتم اسفند و اعلام قاطعانه پایبندی و وفاداری خود به نظام اسلامی، به تبیین ویژگیهای این انتخابات و مهمترین وظایف و اولویت های مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی در دوره جدید پرداختند و با برشمردن سه اولویت اصلی کشور در مقطع کنونی، «مسئله نفوذ» را بسیار جدی و مهم خواندند و تأکید کردند: تنها راه پیشرفت حقیقی، «استحکام ساخت داخلی کشور» در زمینه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، «حفظ خصوصیات انقلابی»، «حرکت جهادی»، «حفظ عزت و هویت ملی و اسلامی» و «هضم نشدن در هاضمه خطرناک جهانی» است.

رهبر انقلاب اسلامی انتخابات هفتم اسفند را با توجه به حضور ۳۴ میلیونی مردم و انداختن نزدیک به هفتاد میلیون رای در صندوقها، انتخاباتی پرمعنا و مهم خواندند و گفتند: مردم در این انتخابات واقعاً خوش درخشیدند و مشارکت ۶۲ درصدی واجدان شرایط رأی دادن، در مقایسه با بسیاری از کشورها حتی امریکا، درصد بالایی است.حضرت آیت الله خامنه ای، خاطرنشان کردند: مردم با این مشارکت بالا، در واقع اعتماد خود را به نظام اسلامی، بصورت عملی نشان دادند.ایشان انتخاب شدن و یا انتخاب نشدن برخی افراد در انتخابات گوناگون را طبیعی برشمردند و ضمن تشکر از تلاشهای نمایندگان خبرگان که در دوره جدید موفق به ورود به مجلس نشده اند، افزودند: البته برخی بزرگان هم هستند که رأی آوردن و یا رأی نیاوردن، هیچ خللی در شخصیت آنها ایجاد نمی کند و آقایان یزدی و مصباح از جمله این افراد هستند که حضور آنان در خبرگان باعث افزایش وزانت این مجلس می شود و نبود آنها نیز برای مجلس خبرگان خسارت است.

حضور آقایان یزدی و مصباح در خبرگان باعث افزایش وزانت این مجلس می شود و نبود آنها برای مجلس خبرگان خسارت است

رهبر انقلاب اسلامی سپس به برشمردن خصوصیات و ویژگی های انتخابات در نظام اسلامی بویژه انتخابات هفتم اسفند پرداختند و گفتند: «آزادی عمل مردم» برای شرکت در انتخابات از جمله این ویژگیها است زیرا در نظام اسلامی، حضور در انتخابات اجباری نیست و مردم با رغبت و انگیزه و فکر در همه انتخابات ها حضور می یابند.

حضرت آیت الله خامنه ای، «رقابتی بودن» انتخابات در نظام اسلامی را دومین ویژگی برشمردند و تأکید کردند: انتخابات هفتم اسفند یک انتخابات رقابتی کامل بود زیرا جناح ها و افراد مختلف با شعارها و عناوین گوناگون در انتخابات حضور پیدا کردند و صدا و سیما نیز در اختیار کاندیداهای مجلس خبرگان بود و همه به معنی واقعی کلمه تلاش و رقابت کردند.ایشان «امنیت و آرامش فضای انتخابات» را از نکات برجسته‌ی انتخابات اخیر دانستند و گفتند: در حالیکه در کشورهای اطراف ما زندگی مردم با ناامنی و حوادث تروریستی همراه شده است، اما انتخاباتی با این عظمت و با چنین مشارکت وسیع مردمی، بدون حادثه ای تلخ برگزار شد به گونه ای که در شهر تهران مردم از ساعت ۸ صبح تا نیمه های شب، در کمال امنیت در پای صندوق های رأی حاضر شدند.رهبر انقلاب اسلامی ضمن تشکر از تلاشها و اقدامات نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، وزارت کشور، سپاه و بسیج در برقراری امنیت و آرامش انتخابات، «سلامت و امانت داری» را یکی دیگر از ویژگی های این انتخابات برشمردند و خاطرنشان کردند: برخلاف تبلیغات دشمنان و همچنین ادعاهای برخی در داخل، انتخابات در نظام اسلامی همواره سالم بوده و هیچگاه حرکتی سازماندهی شده برای تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات وجود نداشته است.حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: انتخابات هفتم اسفند بار دیگر نادرستی و بی اعتباری سخنان کسانی را که در سال ۸۸ مدعی نامعتبر بودن انتخابات بودند و آن فتنه مضر را برای کشور بوجود آوردند، نشان داد.ایشان افزودند: همانگونه که انتخابات اخیر سالم بود، انتخابات دوره های قبل، از جمله انتخابات سالهای ۸۸ و ۸۴ نیز سالم بودند.

انتخابات هفتم اسفند بار دیگر نشان‌دهنده بی‌اعتباری سخنان کسانی بود که در سال ۸۸ با رفتار نانجیبانه و ایجاد فتنه دشمن را به طمع انداختند

رهبر انقلاب اسلامی، «رفتار کاملاً نجیبانه» کسانی را که در این انتخابات، رأی نیاوردند، یکی دیگر از ویژگیهای انتخابات هفتم اسفند دانستند و خاطرنشان کردند: برخلاف رفتار نانجیبانه کسانی که در سال ۸۸ رأی نیاوردند و با براه انداختن فتنه برای کشور هزینه بوجود آوردند و دشمن را به طمع انداختند، در این انتخابات کسانی که رأی نیاوردند، به پیروز انتخابات تبریک گفتند که این موضوع، بسیار با عظمت و با ارزش است.

حضرت آیت الله خامنه ای در جمع بندی این بخش از سخنان خود گفتند: اعلام اعتماد مردم به نظام اسلامی در انتخابات هفتم اسفند، در نقطه مقابل تلاش دشمن برای «ایجاد دو قطبی مردم و نظام»، و «بی اعتبار کردن انتخابات» بود.ایشان بار دیگر به موضوع حملات ماههای اخیر به شورای نگهبان نیز اشاره کردند و با اظهار گلایه شدید از افرادی که در تبیعت ناخواسته از دشمن، شورای نگهبان را مورد هجمه قرار می دهند، خاطرنشان کردند: شورای نگهبان کار خود را با جدیت انجام داد و اگر هم اشکالی وجود دارد مربوط به قانون است که باید اصلاح شود.رهبر انقلاب اسلامی افزودند: بررسی صلاحیت ۱۲ هزار نفر در مدت بیست روز یک اشکالی قانونی است که باید برطرف شود و نباید بدلیل این اشکال قانونی، شورای نگهبان مورد حمله قرار گیرد.حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص موضوع احراز صلاحیت ها نیز گفتند: آیا بدون احراز شرایط، می توان صلاحیت یک فرد را برای انتخابات تأیید کرد و آیا می توان در مقابل خداوند پاسخگو بود؟ایشان خاطرنشان کردند: هنگامی که شورای نگهبان نتواند شرایط قانونی را در فردی احراز کند، نمی‌تواند صلاحیت وی را تأیید کند و این، یک ایراد نیست بلکه عمل به قانون است.حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه شورای نگهبان یکی از چند مرکز اصلی نظام جمهوری اسلامی است که از ابتدای انقلاب مورد هجمه و تخریب استکبار بوده است، گفتند: هرگونه تخریب بر ضد شورای نگهبان، اقدامی غیراسلامی، غیرقانونی، غیرشرعی و غیرانقلابی است.

شورای نگهبان از ابتدای انقلاب مورد هجمه و تخریب استکبار بوده است

ایشان تأکید کردند: افرادی هم که صلاحیت آنها احراز نمی شود، ممکن است بطور طبیعی ناراحت شوند اما نباید شورای نگهبان را تخریب کنند بلکه باید اعتراض خود را از روشهای قانونی پیگیری کنند.

رهبر انقلاب اسلامی بعد از تبیین ویژگیها و پیامهای انتخابات هفتم اسفند، خاطرنشان کردند: مردم با حضور در صحنه، وظیفه خود را انجام دادند و حالا نوبت مسئولان است که به وظایف خود عمل کنند.حضرت آیت الله خامنه ای ابتدا به بیان وظایف نمایندگان دوره جدید مجلس خبرگان به عنوان یکی از مهمترین ارکان نظام اسلامی پرداختند و گفتند: وظیفه مجلس خبرگان عبارت است از: «انقلابی ماندن، انقلابی فکر کردن و انقلابی عمل کردن».ایشان رعایت این سه ویژگی را در نحوه انتخاب رهبر آینده کشور از اساسی ترین مسئولیت های مجلس خبرگان برشمردند و خاطرنشان کردند: لازم است در انتخاب رهبر آینده ملاحظات، رودربایستی ها و مصلحت اندیشی ها کنار گذاشته شوند و فقط خدا و نیاز کشور و اصل حقیقت، در نظر گرفته شود.

وظیفه مجلس خبرگان عبارت است از: «انقلابی ماندن، انقلابی فکر کردن و انقلابی عمل کردن»

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر در این وظیفه بزرگ کوتاهی انجام گیرد، قطعاً در اساس  کار نظام و کشور مشکل بوجود خواهد آمد.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اشاره به حضور علما، بزرگان و شخصیت های برجسته در مجلس خبرگان، یکی دیگر از وظایف نمایندگان این مجلس را بیان خواست ها و مشکلات مردم به مسئولان و تبیین حقایق برای مردم و آگاهی بخشی به آنها دانستند.ایشان درخصوص وظایف نمایندگان دوره جدید مجلس شورای اسلامی نیز به توصیه همیشگی خود برای همراهی و کمک مجلس به دولت اشاره کردند و افزودند: البته این همراهی و کمک، به معنای اغماض مجلس شورای اسلامی از وظایف قانونی خود نیست.رهبر انقلاب اسلامی سپس به وظایف مسئولان دولتی اشاره کردند و گفتند: در شرایط کنونی کشور، سه وظیفه و اولویت اصلی باید مورد توجه مسئولان دولتی قرار گیرد: «۱- اقتصاد مقاومتی» «۲- ادامه پرشتاب حرکت علمی کشور» و «۳- مصون سازی فرهنگی کشور، ملت و جوانان».

«اقتصاد مقاومتی»، «حرکت پرشتاب علمی» و «مصون‌سازی فرهنگی» سه اولویت اصلی دولت باشد

حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص اولویت اول بار دیگر با تأکید بر اینکه مشکلات اقتصادی کشور بدون اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی حل نخواهند شد و رشد اقتصادی نیز بوجود نخواهد آمد، افزودند: قرار بر این شد که دولت یک قرار گاه اقتصاد مقاومتی تشکیل دهد و برای این قرارگاه، فرماندهی نیز تعیین کند که اقداماتی انجام شده است اما این اقدامات باید محسوس باشند و دیده شوند.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: مسئولان دولتی باید نسبتِ فعالیت ها و تلاشهای اقتصادی خود را با اقتصاد مقاومتی، کاملاً مشخص کنند و معیار هرگونه همکاری و برنامه اقتصادی، سیاستهای اقتصاد مقاومتی باشد که براساس خرد جمعی تنظیم شده و مورد اجماع اکثر کارشناسان و متخصصان اقتصادی است.حضرت آیت الله خامنه ای به اولویت دوم یعنی «ادامه حرکت پرشتاب علمی» اشاره کردند و افزودند: اگر قدرت، عزت و مرجعیت را در جهان خواستاریم باید علم را تقویت کنیم و حرکت علمی متوقف نشود.رهبر انقلاب اسلامی گفتند: باید پیشرفت علمی با جدیت تمام دنبال شود زیرا یکی از نتایج آن، اقتصاد دانش بنیان خواهد بود.حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اولویت سومِ مسئولان دولتی یعنی «مصون سازی فرهنگی» کشور تأکید کردند: برای مصون سازی فرهنگی، ابتدا باید به این هدف اعتقاد داشته باشیم و سپس برای آن برنامه ریزی و تلاش جدی کنیم.ایشان خاطرنشان کردند: اگر این سه اولویت در دستور کار جدی مسئولان دولتی قرار گیرد، نتیجه آن، پیشرفت واقعی کشور خواهد بود.رهبر انقلاب اسلامی، پیشرفت صوری از طریق رونق ظاهری و واردات کالا و خشنودی مقطعی جامعه را به ضرر مردم دانستند و تأکید کردند: پیشرفت باید عمیق، مستحکم و مبتنی بر پایه های داخلی کشور باشد.ایشان، «حفظ خصوصیات انقلابی، حرکت جهادی، حفظ عزت و هویت ملی و اسلامی، و هضم نشدن در هاضمه خطرناک فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جهان» را از دیگر لوازم پیشرفت برشمردند و با اشاره به طراحی دشمن برای نفوذ گفتند: بر اساس اطلاعات دقیق، برنامه جدی استکبار و امریکا، نفوذ در کشور است، البته این نفوذ، از جنس کودتا نیست زیرا آنها می‌دانند که در ساخت نظام جمهوری اسلامی چنین چیزی امکان ندارد، بنابراین نفوذ را از دو مسیر دیگر دنبال می‌کنند.رهبر انقلاب، آماج قرار دادن مسئولان و مردم را دو هدف عمده نفوذ دشمن خواندند و افزودند: هدف دشمن از طراحی نفوذ در مسئولان، تغییر دادن محاسبات مسئولان کشور است که نتیجه آن، قرار گرفتن فکر و اراده مسئولین در مشت دشمن است و در این حالت، دیگر نیازی به دخالت مستقیم دشمن نیست و فرد مسئول بدون آنکه حتی خود بداند، همان تصمیمی را می‌گیرد که دشمن می‌خواهد.

هدف از نفود در مسئولان تغییر محاسبات آنها و قرار گرفتن فکر و اراده‌شان در مشت دشمن است

ایشان، سطح دیگر نفوذ را آماج قرار دادن باورهای مردم نسبت به اسلام، انقلاب، اسلام سیاسی و وظایف عمومی آن یعنی جامعه‌سازی و تمدن‌سازی برشمردند و گفتند: نفی استقلال کشور هم یکی از نقاط هجمه و نفوذ دشمن است که برخی در داخل نیز با ناشیگری آن را مطرح می کنند و می گویند استقلال موضوعی کهنه ‌شده است و امروز دیگر معنا ندارد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، تغییر باورهای مردم برای فراموش کردن خیانتهای غرب را یکی دیگر از طراحی های دشمن دانستند و خاطرنشان کردند: در تبلیغات جهانی مطرح می‌کنند که چرا جمهوری اسلامی و مسئولان آن تا این حد با غرب و امریکا مخالف هستند؟ایشان گفتند: ما از غرب صدمه دیده‌ایم و نباید فراموش کنیم که غرب با ما چه کرده است. من طرفدار قطع رابطه با غرب نیستم اما باید بدانیم که با چه کسانی در حال تعامل هستیم؟رهبر انقلاب اسلامی با برشمردن موارد آشکاری از دشمنی غرب با ملت ایران از اواسط دوره قاجار تا به امروز، گفتند: ضعف سلاطین قاجار موجب فشار و امتیازگیری غربیها و متوقف کردن پیشرفتهای ملت ما شد، سپس رضاخان و بعد از او پسرش را بر سر کار آوردند، بعد از آن نیز حرکت نهضت ملی را در ۲۸ مرداد ۳۲ سرکوب و دستگاه جهنمی ساواک را ایجاد کردند.حضرت آیت الله خامنه ای، نابود کردن کشاورزی، توقف پیشرفت علمی، ربودن مغزهای فعال و کشاندن جوانان کشور به فساد و اعتیاد را از دیگر برنامه‌های تحت مدیریت غرب در دوره پهلوی خواندند و افزودند: غربیها از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی شروع به معارضه کردند، به ضد انقلاب در بخشهای مرزی پول، سلاح و کمک سیاسی دادند، علیه امام، انقلاب و مسئولان انقلابی شایعه‌پراکنی و دشمنی کردند و در جنگ نیز تا هر آنجا که توانستند به صدّام کمک نظامی و اطلاعاتی و سیاسی کردند.ایشان، اعمال تحریمها برضد کشورمان را نمونه دیگری از همین دشمنی‌ها دانستند و گفتند: نظام اسلامی قصد دشمنی با غرب را نداشت، بلکه در این کشور بنای مستقلی پایه‌گذاری شده بود که آنها شروع به دشمنی با آن کردند.رهبر انقلاب با اشاره به تبعیت اروپا از سیاستهای امریکا در قضایای مختلف همچون تحریمها و تبلیغات خصمانه خاطرنشان کردند: ما مسئول کشور و ملّت و مسئول تاریخ هستیم و اگر در مقابل دشمنی دشمنان با شجاعت و اقتدار ایستادگی نکنیم، آنها کشور و ملت را خواهند بلعید که نباید چنین اجازه‌ای به آنها داده شود.

اگر در مقابل دشمنی دشمنان با شجاعت و اقتدار ایستادگی نکنیم، آنها کشور و ملت را خواهند بلعید

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان برخی مسئولان مبنی بر اینکه باید با همه دنیا تعامل داشته باشیم، افزودند: باید با همه دنیا البته به‌جز امریکا و رژیم صهیونیستی ارتباط داشته باشیم اما باید بدانیم که دنیا منحصرِ در غرب و اروپا نیست.

ایشان با اشاره به حضور بیش از ۱۳۰ کشور در اجلاس غیرمتعهدها در تهران گفتند: امروز قدرتها در دنیا پخش شده‌اند و شرق دنیا و منطقه آسیا نیز منطقه وسیعی است.حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ابتدا، غربیها بنای دشمنی با ملت ایران را گذاشتند و اکنون هم به دنبال نفوذ هستند خاطرنشان کردند: دشمن حدود ۱۰ راه را برای نفوذ علمی، فرهنگی و اقتصادی از جمله «ارتباط با دانشگاهها و دانشمندان»، «حضور در کنفرانسهای بظاهر علمی ولی با هدف نفوذ» و «فرستادن مأموران دستگاههای امنیتی در پوشش فعالیتهای فرهنگی» طراحی کرده است.رهبر انقلاب اسلامی راه اساسی مقابله با نفوذ را تقویت درونی کشور خواندند و خاطرنشان کردند: اگر ایران اسلامی از درون قوی و غنی باشد، همان کسانی که اکنون شاخ و شانه می کشند، برای ارتباط با نظام اسلامی صف خواهند کشید.ایشان تأکید کردند: اکنون رفت و آمدهایی از طرف غربی ها انجام می شود اما این رفت و آمدها تاکنون هیچ اثر مثبتی نداشته است و باید در عمل مشخص شود که این رفت و آمدها چه تأثیری دارند وگرنه صرفاً تفاهم برروی کاغذ فایده ای ندارد.

اکنون رفت و آمدهایی از طرف غربی ها انجام می شود اما این رفت و آمدها تاکنون هیچ اثر مثبتی نداشته است

رهبر انقلاب اسلامی با قدردانی از زحمات مسئولان کشور خاطرنشان کردند: تجربه ۳۷ ساله جمهوری اسلامی نشان داده است که باید از لحاظ فکری، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی قوی شویم و هنگامی که به این مرحله برسیم، عزت واقعی پیدا خواهیم کرد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در ابتدای سخنانشان با گرامیداشت یاد و خاطره اعضای فقید دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری به‌ویژه آیت الله واعظ طبسی و آیت الله خزعلی گفتند: این دو برادر خوب، حقیقتاً جایگاه خبرگی را در مجلس خبرگان حفظ کردند و امتحانهای خوبی دادند.رهبر انقلاب با اشاره به سوابق مبارزاتی آیت الله واعظ طبسی و خدمات ایشان در دوران انقلاب و آستان قدس رضوی، افزودند: آن انسان صریح، مؤمن و قاطع در حساس‌ترین مواقع، جایگاه انقلابی خود را به‌طور واضح، آشکار کرد و در فتنه ۸۸ با کنار گذاشتن همه ملاحظات و رفاقتها و رودربایستی‌ها، به وسط میدان آمد.ایشان حضور با عظمت و پر شور مردم در مراسم تشییع و بدرقه آیت الله واعظ طبسی را نشانه قدرشناسی مردم مشهد خواندند و گفتند: زندگی آن مرد بزرگوار در دوران مسئولیتش بدون تغییر و توسعه ماند و هیچگاه وضع اَشرافی به‌خود نگرفت و در همان خانه‌ای از دنیا رفت که قبل از انقلاب در آن زندگی می‌کرد.

رهبر انقلاب در خصوص آیت الله خزعلی نیز گفتند: آن مرحوم هم امتحان بسیار دشوار دیگری را داد و در جایی که بحث نزدیکان و منتسبان به او مطرح بود، با کمال شجاعت پای انقلاب ایستاد، که این خصوصیات به انسانها ارزش و به حرکت انقلابی آنها معنا می‌دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها، افزودند: در ذکر مناقب آن بزرگوار باید دقت شود که مسائل اختلاف افکن مطرح نشود، زیرا امروز سیاست اهریمنی جبهه استکبار ایجاد اختلاف بین شیعه و سنّی است.

در ذکر مناقب حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها مسائل اختلاف افکن مطرح نشود

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: البته بیان تاریخ با رعایت موازین، ادب و در نظر گرفتن مصالح اشکالی ندارد اما نباید اختلاف و بغض ایجاد شود.

ایشان جنگهای کنونی در منطقه را نشأت گرفته از انگیزه‌های کاملاً سیاسی توصیف و خاطرنشان کردند: دشمنان اسلام سعی می‌کنند این اختلافها را به اختلافهای مذهبی تبدیل کنند تا به آسانی خاتمه نیابد و ما نباید به این هدف خطرناک کمک کنیم.رهبر انقلاب به حضور و شهادت برادران اهل سنت در دفاع از حرمهای اهل‌بیت علیهم السلام و اظهارافتخار خانواده‌های آنان اشاره کردند و گفتند: روحانیت معظم نباید اجازه دهد که با رنجاندن اهل سنت، نقشه اختلاف‌افکنی امریکاییها و صهیونیستها اجرا شود.پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله یزدی رئیس مجلس خبرگان رهبری با تسلیت ایام فاطمیه و گرامیداشت یاد آیت الله واعظ طبسی و آیت الله خزعلی، گزارشی از برگزاری نوزدهمین اجلاس مجلس خبرگان بیان کرد.همچنین آیت‌الله هاشمی شاهرودی نایب رئیس مجلس خبرگان گزارشی از اهم مباحث، نطق‌ها و مذاکرات اعضای مجلس خبرگان و مهمانان اجلاس اخیر این مجلس ارائه کرد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 اسفند 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

بیانیه نمایندگان مجلس در اعتراض به دست دادن ظریف با اوباما

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از صدور بیانیه اعتراضی نمایندگان در واکنش به دست دادن وزیر امور خارجه با رئیس جمهور آمریکا خبر داد.

خبرگزاری فارس: بیانیه نمایندگان مجلس در اعتراض به دست دادن ظریف با اوباما
مجتبی رحماندوست نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، گفت: نمایندگان مجلس در حال امضای بیانیه‌ای هستند که در آن اعتراض خود را نسبت به دست دادن وزیر امور خارجه با رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده‌اند.

وی افزود: ذهنیت عمومی مجلس این اقدام وزیر امور خارجه را محکوم می‌کند و ارزش‌مداران عالم باید بدانند که ایران هیچگاه با آمریکا دست نمی‌دهد و این دست دادن به معنای دست دادن ایران با آمریکا نیست.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس اظهار داشت: پیام ملت ایران و فرزندان امام و رهبری و بسیجیان این کشور این است که این دست دادن از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران انجام نشده و مردم از دست دادن به کثیف‌ترین عنصر عالم به نام اوباما خشنود نیستند و آن را تقبیح می‌کنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دوش آب سرد وسط جنگ ،عنوان یادداشت روز کیهان

آقای روحانی سه‌شنبه گذشته در جمع مردم همدان گفت: «با مذاکره و توافق توانستیم سایه شوم جنگ را از سر مردم برداریم». این گزاره درست باشد یا نادرست، یک پیش فرض مسلم را باخود دارد؛ «آمریکا دشمن ماست و می‌خواسته به ملت ما شلیک کند». در جبهه مقابل، باراک اوباما ضمن اینکه تصریح می‌کند به اعتبار جنگ عراق و افغانستان، چشم‌انداز هر نوع جنگی آن هم با ایران، پر هزینه و تیره و تار است، تأکید می‌ورزد «مواضع انقلابی ایران آزار دهنده است... در بحبوحه جنگ سرد با شوروی وارد مذاکره شدیم و ناچار بودیم در آن توافق موشکی، امتیازاتی بدهیم اما در نهایت ما بدون شلیک یک گلوله به سمت شوروی، برنده جنگ سرد شدیم». مفهوم دیگر این سخن آن است که ما به شوروی، از موقعیت و گاردی که تصور نمی‌شد، ضربه زدیم و نه از جبهه نظامی که امکان پیروزی فراهم نبود. عراق و سوریه و یمن کوچک، گواهانی بر ناتوانی آمریکا و متحدان اوست.
رهبر معظم انقلاب در دیدار هیئت دولت چند دغدغه و اولویت را مورد تأکید قرار دادند. 1- دشمنی دشمن را فراموش نکنیم 2- حفظ شتاب علمی 3- فرهنگ 4- مسئله اقتصاد که از همه فعلی‌تر و نقدتر است. فرمودند «یک نکته در تمام شدن مسئله هسته‌ای جزو نگرانی‌ها و دغدغه‌های بنده است و آن این است که ما توجه کنیم به هدف‌هایی که دشمنان صریح جمهوری اسلامی در ذهن خودشان می‌پرورانند... مسلم است که دشمنی‌های دشمنان از اول انقلاب تا حالا کاسته نشده... منتها خب کارها تطور پیدا کرده، یک وقت یک جور دشمنی می‌کردند و ضربه می‌زدند، حالا با ابزار دیگری. این را مطلقاً همه مسئولین دستگاه‌های مختلف توجه داشته باشند که ما در داخل نقشه طراحی شده دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم؛ که فلان تصمیمی که ما می‌گیریم در زمینه سیاست و اقتصاد و تجارت و فرهنگ، کمک بکند به آن بسته تعیین شده دشمن که ما از حرف‌ها و نوشته‌های اینها می‌توانیم مقاصدشان را بفهمیم... حالا مادر مقابل این دشمنی چه کار باید بکنیم، آن بحث دیگری است اما دشمنی را فراموش نکنیم... عمده این است که فراموش نکنیم در مقابل ما یک جبهه‌ای وجود دارد که بنای بر دشمنی دارد... کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتخاذ مواضع انقلابی باید صراحت داشت یعنی رو دربایستی نکنیم... چند روز قبل از این گفتم که اینها درصدد نفوذند، در صدد رخنه‌اند... مسئله دیگر مسئله فرهنگ است... گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به خاطر مسائل فرهنگی. یعنی اهمیت مسائل فرهنگی این جور است...».
به تعبیری، ترکیب خواب زدگی در برابر نقشه دشمن و شبیخون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می‌تواند آسیب‌ها و تخریب‌هایی به مراتب شوم‌تر از جنگ را برای یک ملت به همراه آورد و مهم‌تر از فروریختن خاکریز خودی در حمله نظامی دشمن باشد. اولین تهدید در این عرصه، تحلیل و ارزیابی جابه‌جا نسبت به دشمن، و دوست یا منجی معرفی کردن اوست یا دست کم اینکه، به مردم القا شود شیطان بزرگ و متحدانش به مرحله تنش‌زدایی و حل مسائل با ایران رسیده‌اند. این در حالی است که مثلاً اوباما برای دومین بار می‌گوید «اگر می‌توانستیم حتی پیچ و مهره‌های تأسیسات اتمی ایران را هم باز می‌کردیم اما حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز از برنامه هسته‌ای ]یعنی پیشرفت علمی و فنی[ پشتیبانی می‌کنند» و «ساختار تحریم‌ها را علیه ایران حفظ می‌کنیم و تحریم‌هایی هم که پس از انجام همه تعهدات ایران تعلیق می‌شوند، به طور خودکار برگشت‌پذیر هستند».
آیا می‌توان رفتار آینده جبهه استکبار را براساس رفتار دیرینه آنها پیش‌بینی کرد؟ یک نگاه، تلقی فلان روزنامه زنجیره‌ای- متهم به پایگاه مطبوعاتی دشمن بودن - است که درست در سالگرد کودتای آمریکایی و انگلیسی 28 مرداد از قول یک روشنفکر غربگرا نوشت «من باید روی سرتان آب سرد بریزم چون اصلاً این را که باید از تاریخ درس عبرت بگیریم، قبول ندارم». در مقابل این تلقی غیر انسانی و نابخردانه، تلقی انسانی و خردمندانه قرار دارد که از زبان امیر مؤمنان و در سفارش به امام حسن - علیهما‌السلام- بیان شده است. «فرزندم! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبار آنان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا اینکه مانند یکی از آنان شدم بلکه گویا از اولین تا آخرین آنها را همراهی کرده و با آنان زیسته‌ام... برای امور پیش نیامده، به واسطه آن چه واقع شده استدلال کن چرا که امور دنیا شبیه هم هستند و از کسانی نباش که اندرز و موعظه سودی به آنان نمی‌بخشد مگر زمانی که به آزار و رنج برسد؛ که عاقل با آموختن و تربیت پند می‌پذیرد و چهارپایان، اندرز نمی‌پذیرند جز با زدن... و الهَوی شریک العَمی. و هواپرستی شریک کوری و نابینایی است» (نامه 31 نهج‌البلاغه).
آمریکا و انگلیس چموش از اشغال ایران در شهریور 1320 تا کودتای 1332 و سپس انواع کودتاها و ترورها و عملیات خرابکاری و تحمیل جنگ 8 ساله و تحریم‌های گوناگون اقتصادی  و سنگ‌اندازی در برابر پیشرفت علمی و... چند بار باید به خواب زدگان تاریخ ما لگد بزنند تا باور کنند آنها دشمنند و به دشمن، سر سوزنی نباید اعتماد کرد یا نباید با آنها از موضع ضعف و نرمش و مداهنه -و بدتر از همه همرازی و محرم اسراری- سخن گفت؟! چگونه می‌توان فراموش کرد در حالی که رئیس جمهور سودای ارتقای اعتبار پاسپورت ایرانی را داشت، همین دولتمردان آمریکایی، پاسپورت سفیر برگزیده وی برای دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل را پس زدند و معاون سیاسی دفتر آقای روحانی را رسماً «تروریست» خواندند؟! اگر آمریکا دشمن است- که در دشمنی او تردیدی نیست- چگونه است که وقتی همین دشمن یک طیف سیاسی را در داخل نشان می‌کند و با صدای بلند می‌گوید ترجیح ما، روی کارآمدن این طیف است و توافق باید به آنان در این مسیر کمک کند، رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت یا وزارت امور خارجه کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کنند؟ آیا این مصداق «با دف و آهنگ خواب کردن شکار» در تعبیر امیر مؤمنان(ع) نیست و دام گذار را به طمع بیشتر نمی‌اندازد؟!
16-17 سال پیش زنجیره‌ای از مطبوعات، احزاب و گروهک‌ها، و برخی دولتمردان در وزارتخانه‌های ارشاد، کشور و علوم شرایطی را فراهم آوردند که از درون آن هجوم مغول‌وار به تمام ارزش‌های ملت ایران و سپس آشوب نیابتی تیر ماه 78 سر برآورد. برخی از متهمان اول آن رویدادها- در حد وزیر و معاون وزیر و نماینده مجلس- اکنون در آمریکا یا اروپا پناهندگی گرفته‌اند، برخی به اعتبار تکرار خیانت در سال 1388 در بازداشت به سر می‌برند، بعضی دیگر مشغول بازسازی روند گذشته‌اند و شماری هم به مراکز دولتی در حد مدیر کل و معاون و... بازگشته‌اند. آقای روحانی 23 تیر 78 این جماعت را به صراحت مزدوران آمریکا و اسرائیل که باید سرکوب شوند معرفی کرد و پرسش این است که چگونه همین جماعت، مؤتلف و شریک دولت شده و با صراحت دولت آقای روحانی را- با عرض پوزش- «رحم اجاره‌ای» برای پروژه خود توصیف می‌کنند. بارگذاری آنها در دولت، جز به معنای باز تولید رادیکالیسم، آشوب افکنی، غوغاپردازی و حاشیه‌سازی، و ایجاد غفلت نسبت به دشمنی دشمن یا بزک کردن و به جای دوست جا زدن اوست؟! آقای وزیر ارشاد یا وزیران کشور و اطلاعات و علوم و آموزش و پرورش و... پس‌از شنیدن هشدار صریح رهبر انقلاب و رصد تحرکات میدانی خیانت پیشگانی که به دولت نظر سوء دارند و دست‌درازی می‌کنند، کدام حرکت را به استقبال از این هشدار یا برای صیانت از ناموس و حیثیت دولت آغاز کرده‌اند؟ آیا تجدید فعالیت اتاق‌های فتنه و آشوبی نظیر خانه احزاب و خانه سینما- و تحرکات مشابه برای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران- یا فعالیت دوباره احزاب رادیکال و منحله با اسامی جدید (نظیر اتحاد ملت و...) در کنار بزک‌کاری 24 ساعته نشریات و رسانه‌های زنجیره‌ای نسبت به آمریکا و انگلیس - و ایجاد حاشیه و جنجال برای موضوعات مبتذل- نباید گوشی را دست برخی دولتمردان بدهد؟ یا اینکه خدای نکرده با مدیران آلوده جدیدی شبیه مهاجرانی‌ها و رمضان‌پورها روبرو هستیم که صدای سقوط آنان بعداً بلند خواهد شد؟
دی ماه 1379 در حالی که جریان رخنه و نفوذ، تحرکات خود را در دولت وقت سامان می‌داد، استراوب تالبوت معاون وزیر خارجه آمریکا خاطرات خود را منتشر کرد. او که در گذشته مدیر دفتر مطبوعاتی مجله تایم در مسکو بوده، در خاطرات خود در زمینه رخنه به شوروی می‌نویسد «نقش‌ها بین کارکنان دفتر ریاست جمهوری آمریکا تقسیم شده بود. عده‌ای با گورباچف و برخی دیگر با یلتسین در تماس مداوم بودند؛ به گورباچف اطمینان می‌‌دادند که در نهایت، غرب طرف او را خواهد گرفت و همزمان یلتسین را تشویق می‌کردند که اگر او بر ضعف‌های ساختاری جماهیر شوروی تأکید کند، غرب از او حمایت خواهد کرد... اکثر کشورهای عضو ناتو با آمریکا در فروپاشی هم عقیده بودند». این، راز پیروزی بدون شلیک حتی یک گلوله است که اوباما می‌گوید و باید دید پروژه آن روز چه شباهتی با برخی تبادل پیام‌ها دارد، از جنس سخنانی که جان‌کری و فیلیپ‌ هاموند و... می‌گویند مبنی بر اینکه فلان طیف یا گروه یاچهره‌های سیاسی را در ایران ترجیح می‌دهند؟! اگر بگوییم برای بدنام کردن و ترور شخصیت است، پس چرا افراد نشان شده، به صراحت، شعارهای انقلاب و امام را در برابر شیطان بزرگ سردست نمی‌گیرند و بر سینه آمریکا و انگلیس نمی‌کوبند؟! گیر کار کجاست؟ آیا آتویی در دست دشمن است یا صرفاً از سر غفلت و نشناختن نقشه دشمن است که باعث می‌شود در زمین و نقشه او بازی کنند؟ حکایت این دو طیف خارجی و داخلی حکایت «ریل‌گذار» و «لکوموتیوران» است. ممکن است لکوموتیوران ادعا کند که قطار را من می‌رانم که بیراه هم نیست اما این قطار، لاجرم روی ریلی حرکت می‌کند که ریل‌گذار چیده است. هرکس دشمنی دشمن را انکار یا رقیق می‌کند یا بدتر، دوستی و تنش‌زدایی و تعامل نشان می‌دهد، لاجرم روی ریل دشمن حرکت می‌کند؛ همچنان که هرکس جبهه و خط اصلی را از استکبار به داخل منتقل می‌کند و رقابت‌های سیاسی را چنان فربه می‌کند که منافع و امنیت ملی را به حاشیه پرت می‌کند، او هم به مقصد دشمن راه می‌برد.
مذاکرات پایان یافته است اما دشمنی دشمن، نه. استفاده از ظرفیت دیپلماسی حتی در قبال دشمن یک بحث است و بار کردن همه مسئولیت‌ها و مشکلات بر دوش مذاکره و معامله با دشمن سر موضع، یک موضوع کاملاً متفاوت. انفعال در حدی که مثلاً وزیر خارجه انگلیس در بازگشت از سفر تهران ادعا کند موضع دولت ایران نسبت به اسرائیل اندکی تغییر یافته، دادن آدرس غلط به حریف است. اشکال کار این است که به جای استفاده از ظرفیت‌های داخلی برای مقابله با فشار و تهدید و چالش خارجی، کسانی برآنند که از ظرفیت فشار (دوپینگ) خارجی برای رقابت و تسویه حساب در داخل بهره بگیرند؛ درست مانند کاری که یک مقام اصلاح‌طلب دولت در مصاحبه با بی‌بی‌سی- آن‌هم در شب سالگرد کودتای 28 مرداد - مرتکب شد و تصریح کرد «توافق هسته‌ای، اهرمی در اختیار اصلاح‌طلبان در مقابل سایر گروه‌ها قرار می‌دهد». این طیف به جای اینکه مقابل بیگانگان عایق باشند و از فشار خارجی بکاهند، کاملاً «رسانا» عمل می‌کنند بلکه ایستگاه تقویت فشار خارجی در داخل می‌شوند. بخشی از این طیف به حیات انگلی و غوغا زیستی خو‌کرده‌اند و اگر شرّ آنان از سر دولت کم نشود، می‌توانند مصیبت و سرشکستگی دولت موسوم به اصلاحات را بازسازی کنند؛ جایی که حتی کسی با مختصات خاتمی،‌«اردک لنگ» و «شاه سلطان حسین» نام گرفت و در شیپور عبور از او دمیدند و وسط دانشگاه هو کردند. آنها به حساب هاشمی و... هم رسیدند هر چند که حالا ادبیات خود را عوض کرده باشند. آیا دولتمردان، امروز به این عبرت‌ها به دیده اعتبار می‌نگرند؟ ما اکثر العبر و اقل الاعتبار. عبرت‌ها چه بسیارند و عبرت‌پذیران چه اندک!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

فراکسیون روحانیون مجلس: آقای رئیس‌جمهور! سوگند خورده‌اید پاسدار قانون اساسی باشید

فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور نسبت به اظهارات اخیر وی در مورد شورای نگهبان واکنش نشان داده و خواستار آن شدند که رئیس جمهور به قانون اساسی وفادار باشد.
به گزارش فارس 25 نفر از نمایندگان روحانی مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور با اشاره به سخنان رئیس جمهور درباره شورای نگهبان آمده است:  از شما که سوگند یاد کردید پاسدار قانون اساسی باشید انتظار می‌رود جزء مدافعان شورای نگهبان و وظیفه نظارتی آن باشید نه آن که موجب تضعیف شورای نگهبان شوید.
در بخش دیگری از این نامه آمده است: در پاسخ به ادعای شما برخی از وزرای شما دولت را خم رنگرزی فرض کرده‌اند و تلاش می‌کنند تمام مدیران خود را به رنگ دولت درآورند ولی شورای محترم نگهبان براساس وظیفه الهی خود عمل می‌کند و به هیچ وجه متعلق به یک حزب و جناح سیاسی نیست و تأیید خود جنابعالی در انتخابات اخیر هم شاهد بر این مدعاست.
در این نامه همچنین تصریح شده است: امیدواریم به سوگند خود پایبند باشید و به جای تضعیف یک نهاد مقدس قانونی برای رفع مشکلات معیشتی مردم براساس اقتصاد مقاومتی عمل کنید.
تذکر نمایندگان به رئیس جمهور
خبر دیگر اینکه تعدادی از نمایندگان در تذکری به رئیس جمهور خواستار توضیح علت مصاحبه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور با بی‌بی سی شدند.
بر اساس این گزارش فاطمه آلیا، زهره طبیب‌زاده، مجتبی رحماندوست، محمد صادق جوکار، روح‌الله عباسپور، احمد امیرآبادی فراهانی، احمد سالک، نمایندگان تهران، یزد، بوئین‌زهرا، قم‌‌ و اصفهان در تذکری به رئیس جمهور خواستار توضیح علت مصاحبه رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست کشور با خبرگزاری BBC شدند.
حمید رسایی نماینده مردم تهران به رئیس جمهور در مورد علت ایراد نظر خلاف قانون معاون رئیس جمهور مبنی بر مغایرت ارائه لایحه برای توافق هسته‌ای با قانون اساسی تذکر داد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ماجرا فراتر از برجام است عنوان یادداشت روز کیهان

شاید عجیب به نظر بیاید اما چاره و تدبیر گشایش در امور، همان است که برای بستن راه نفوذ دشمن نیز لازم است. راه نفوذ دشمن با همان فرمولی بسته می‌شود که بن‌بست‌ها با آن می‌شکند و مضیقه‌ها رو به گشایش می‌گذارد. رهبر معظم انقلاب 26 مرداد امسال در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت فرمودند «نقشه دشمن در منطقه عمدتاً بر دو پایه استوار است، یکی عبارت است از ایجاد اختلاف. دومی عبارت است از نفوذ. این اساس نقشه دشمن است... البته متخصص این کار انگلیسی‌ها بودند؛ آنها در ایجاد اختلاف مذهبی تخصص دارند و آمریکایی‌ها هم از آنها یاد گرفتند و با همه وجود، امروز دارند کار می‌کنند». در این زمینه تحلیل 8 سال پیش دکتر مایکل برانت (رئیس بخش شیعه‌شناسی و از معاونان اسبق سیا) قابل تأمل است. وی ضمن انتشار کتابی، از هزینه 900 میلیون دلاری برای شناسایی و مبارزه با شیعه ‌انقلابی خبر داده و تصریح کرد که پس از ضربه بزرگ انقلاب ایران در 1979 به سیاست آمریکا و پس لرزه‌های آن، نمایندگان سیا و MI6 انگلیس دور هم جمع شدند تا به آسیب‌شناسی ماجرا بپردازند. «در این گردهمایی‌ها نتیجه‌گیری شد که فراتر از سیاست‌های شاه، این رهبری سیاسی (مرجعیت و روحانیت) شیعه و شهادت حسین نوه پیامبر اسلام]ص[ در 1400 سال پیش است که مردم ایران را برای انقلاب به حرکت آورده است... با مشورت  MI6 که سابقه و تجربه بیشتری در منطقه خاورمیانه دارد، به جای تفرقه بیانداز و حکومت کن، سیاست تفرقه‌بینداز و نابودکن را انتخاب کردیم.»
اگر راه نفوذ دشمن در تفرقه‌افکنی است، بستن راه او و گشودن مسیر رونق و پیشرفت در الفت و همدلی نهفته است. این تعبیر شریف از امیر مؤمنان(ع) در خطبه 120 نهج‌البلاغه است که فرمود «کجایند گروهی که به اسلام فرا خوانده شوند پس پذیرفتند... و هیجوا الی الجهاد فَوَلَهوا وَلَهَ اللّقاح الی اولادها... و به جهاد برانگیخته شدند پس همانند اشتیاق ماده شتر به فرزند جدا شده‌اش، مشتاقی نشان دادند... آنها برادران من بودند که رفتند و سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و در فراق آنان انگشت به دندان بگزیم. همانا شیطان راه‌های خود را برای شما هموار می‌کند و می‌خواهد گره به گره، دین شما را از هم بگشاید. و جماعت و اتحاد شما را بگیرد و در ازای آن تفرقه بدهد و با تفرقه، فتنه را ارزانی شما دارد (ویعطیکم بالجماعهًْ الفُرقَهِ، و بالفٌرقَهًِْ الفتنه) بنابراین از وسوسه‌ها و تبهکاری‌های او رویگردان شوید و نصیحت را از کسی که به شما هدیه می‌کند بپذیرید». یعنی دامن زدن یا افتادن در دام تفرقه -به هر بهانه که باشد- یک بده بستان شوم با شیطان‌ است؛ وحدت را می‌دهید و تفرقه را می‌گیرید و تفرقه را که گرفتید، شیطان به شکل سنجاق شده و خودکار، فتنه را نیز بر سر شما می‌ریزد. به تعبیر رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران حج «به برکت اتحاد و اتفاق، موفقیت‌های بزرگی به دست آوردیم؛ این را بعضی کشورهای دیگر ندانستند و نفهمیدند. براثر یک اختلاف... می‌افتند به جان هم و همدیگر را مثل دشمن می‌کوبند... وقتی نعمت خدا را که تفضل کرده نشناختیم، شکرگزاری نکردیم، کفران کردیم، خب خدای متعال هم رفتار خودش را تغییر خواهد داد... تا وقتی من و شما در راه راست حرکت می‌کنیم خدای متعال نعمتش را بر ما باقی نگه می‌دارد».
قرآن کریم در سوره محمد(ص) با قاطعیت می‌فرماید «آنان که کافر شدند، (خداوند) عملشان را نابود می‌کند. و آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ... خداوند بدی‌های آنها را می‌پوشاند و امورشان را -از نابسامانی- به صلاح و سامان می‌رساند». الفت و اتفاق و اتحاد در تراز یک ملت بود که نقشه کاملاً حساب شده آمریکا در صحرای طبس را اسباب سرشکستگی همیشگی شیطان بزرگ قرار داد و پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران را تبدیل به تور و تله بزرگ برای گروهک منافقین کرد تا دست به خودکشی جمعی بزنند. و مگر 2 پروژه نیابتی مثلث سیا و ام آی سیکس و موساد در سال‌های 1378 و 1388 جز براساس فهم و محاسبه بد از ملت ایران اجرا شد و جز به برداشته شدن نقاب از صورت منافقین انجامید؟ آیا شروع این شبیخون‌ها به اعتبار نفوذ دشمن و تفرقه‌انگیزی و یارگیری از درون نبود و آیا تبدیل هر دو ماجرا به مرصاد منافقین جدید و نیروهای 20 سال دست‌چین شده دشمن - با وجود همه ضعف‌ها-  جز به برکت ایمان و اتحاد بود؟ آیا حقانیت «کَفَّرَ عنهم سیّئاتهم و اصلح بالهم» را به چشم ندیدیم؟! و آیا برای چندمین بار ایمان نیاوردیم که «ام یریدون کیداً. فالذین کفرو هم المکیدون. آیا می‌خواهند کید بورزند؟ پس آنان که کافر شدند، خود در دایره مکر الهی قرار دارند» (طور- 42).
واقعیت این است که وضعیت امروز بسیار پیچیده‌تر از مثلاً 5 یا 10 سال قبل است. این پیچیدگی البته هم هشدار و هم بشارت است. هشدار است به این معنا که دشمن سوژه‌ها و چهره‌های تازه‌ای برای جولان طمع خویش یافته و بر این اساس نقشه‌های پیچیده‌تری چیده است. و بشارت است از منظر دیگر و آن اینکه آزمون سخت‌تر، برای آزمودگانی است که از آزمون‌های قبلی با سربلندی بیرون آمده‌اند و گرنه، مثلاً معنا ندارد که کسی در کنکور دانشگاه مردود شود و بتواند پای آزمون دکترا بنشیند. البته که آزمون دوره دکترا از آزمون ورود به دانشگاه سخت‌تر است اما آن که به دنبال رشد و  مدارج بالاتر است، این سختی و پیچیدگی را با افتخار و آغوش باز به جان می‌خرد. بنابراین پیچیدگی شرایط و فزونی فشارها و نقشه‌های دشمن، ضمن آن که چشم و گوش ما را تیز می‌کند، باید بر امید و اراده و ایمان و حسن ظن ما به وعده‌های نصرت و تعلیم و هدایت الهی بیفزاید؛ که فرمود «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا». کلیدی‌ترین راهبرد در این مصاف بزرگ و سرنوشت‌ساز، همان الفت و همدلی است.
احتمالاً راهبردی‌تر از این رهنمود حضرت ولی عصر- ارواحنا له‌الفدا- نتوان سراغ گرفت که فرمود «لو اَنَّ اشیاعنا وفّقهم الله لطاعته علی اجتماعٍ من القلوب فی‌الوفاء بالعهد علیهم لمّا تأخر عنهم الیمن بلقائنا... اگر شیعیان ما- که خداوند آنها را به اطاعت خود موفق بدارد- برای وفای به عهدی که برعهده آنهاست یکدل و همدل بودند، میمنت دیدار ما به تأخیر نمی‌افتاد». بهانه اختلاف مهم نیست، مهم این است که هر اختلافی میان دوستداران آن حضرت به ویژه در میان نخبگان و پرچمداران و متولیان امور، امر فرج و روزگار گشایش حقیقی امور را برای دوره‌ای کمابیش دور به تأخیر می‌اندازد. با چنین نگرشی آیا کوچک‌ترین اختلاف و دودستگی و نقار، با هر بهانه‌ای که باشد، جفا در حق ملت و امت و بشریت نیست؟ ما مأمور به وحدت و الفت هستیم و پرسش اساسی این است که اختلاف مختارها و ابراهیم بن مالک‌ها یا شیخ فضل‌الله‌ها و طباطبایی و بهبهانی‌ها، و نظایر این اختلاف‌ها - کم یا زیاد- در 37 ساله پس از انقلاب تا کجا قرار است راه‌های رخنه دشمن را بگشاید یا راه‌های گشوده موفقیت را ناهموار کند؟ کش و قوس میان مالک‌ها و اشعث‌های بدعهد در درون جبهه خودی یک غصه است و غافل شدن خوبان از دشمن و دست به گریبان هم شدن در طول تاریخ، غمی دیگر. چرا راه دور برویم؟ از مجادله بر سر شریعتی تا اختلاف بر سر بنی‌صدر و سپس برخی دوگانه‌های قلابی بر سر اشخاص و چهره‌ها در همین دهه اخیر و این آخری - با تفاوت‌هایی- مذاکرات هسته‌ای و برجام!  
معلوم است که سرنوشت جمع‌بندی مذاکرات (برجام) و تصویب یا رد آن برای کشور و ملت و نظام ما اهمیت دارد و درست به همین دلیل رهبر حکیم انقلاب ظرف همین یکی دو سال اخیر بارها ضمن حمایت و پشتیبانی از تیم مذاکره‌کننده، به دفعات ضمن اشاره به بدعهدی، حیله‌گری و فریبکاری دشمن فرمودند «من نگرانم»، «دغدغه جدی دارم» و «آمریکایی‌ها می‌خواهند از توافقی که هنوز تکلیفش و رد یا قبول‌شدنش معلوم نیست، وسیله‌ای برای نفوذ بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته‌ایم». ترسیم مکرر خطوط قرمز، تذکرهای بهنگام درباره نقشه دشمن و به هم زدن بازی او و سرانجام تأکید چندباره بر لزوم ملاحظه و بررسی دقیق و با جزئیات برجام در مجاری قانونی (مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی) درست خلاف مشی کسانی است که بالش زیر سر افکار عمومی می‌گذارند و دعوت به نیاندیشیدن و ندیده پذیرفتن می‌کنند. در عین حال و با وجود اهمیت سرانجام توافق، موضوع مهم‌تری در میان است که فربه‌شدگی برجام نباید مانع از دیدن آن مسئله مهم‌تر شود و آن نقشه و تقلای دشمن برای یافتن جای پای نفوذ در منطقه و در داخل کشور- از جمله به بهانه برجام و غیر آن- است. البته تعابیری نظیر پساتوافق یا پساتحریم، یک اشتباه یا مغالطه بزرگ است اما باید متوجه بود که نقشه دشمن فراتر از این توافق است و برجام- تصویب بشود یا نشود- تنها یک ایستگاه از آن نقشه است. بنابراین در مواجهه با نقشه پیچیده دشمن، هم باید این ایستگاه و هم آن مقصد نهایی را ملاحظه کرد.
به این معنا و در مقایسه با ماجرای بزرگ‌تر، قصه برجام برای ما یک آزمایش و رزمایش است. مسئله مستحدثه‌ای پیش آمد که خیلی سابقه نداشت و ما را - که شاید اندکی سنگین شده بودیم- به تکاپوی فکری و تحرک عملی بیشتر واداشت تا گوشی دستمان بیاید که باید چابک‌تر، منسجم‌تر، مهیاتر، سازمان‌یافته‌تر، مآل‌اندیش‌تر و مجاهدتر، خمیده‌تر و پا به رکاب‌تر، فهمیده‌‌تر و با هم مرتبط‌تر و تقسیم کار شده‌تر و هم‌آهنگ‌تر در خط مقدم دفاع و حمله باشیم، نقشه داشته باشیم و نقشه دشمن را بشناسیم؛ که اگر این هوشیاری، پدید آمده و ما را به حرکت آورده باشد، یا ضعف‌های سازمانی و ارتباطی را متذکر ما شود به هزینه‌های پرداخته شده تا اینجا می‌ارزد.
ماجرای اصلی این است؛ انگلیس با 150 سال  و آمریکا با 70 سال پیشینه مهره‌چینی و شبکه‌سازی و نفوذطلبی در ایران به انضمام شبکه جهانی صهیونیسم و سرمایه‌داری، همه بدبختی‌ها و سرشکستگی‌های خیره‌کننده خود را در 37 سال اخیر در منطقه غرب آسیا (زرادخانه ثروت و قدرت و موقعیت استراتژیک) به درستی از پیدایی و مانایی انقلاب اسلامی می‌بینند و رمز آن را نیز در اتحاد کلمه و همدلی نظام امت - امامت می‌دانند. آنها برای شکستن این اتفاق مقتدر، طیف‌هایی را نشان کرده‌اند که در ادبیات صریح جان‌کری در شورای روابط خارجی آمریکا و فیلیپ هاموند در مصاحبه با الشرق‌الاوسط به دروغ، «اصلاح‌طلبان» و «میانه‌روها» معرفی می‌شوند. کری نگران سرنوشت آنها در انتخابات است و هاموند می‌گوید امیدواریم بحث به نفع اصلاح‌طلبان تمام شود. جک استراو وزیر خارجه سابق انگلیس نیز بهمن پارسال در مجلس عوام تصریح کرد امیدواریم نیروهای خیر(!) بتوانند وضعیت را در ایران به کمک ما تغییر دهند اگر رویتر می‌نویسد «مذاکرات هسته‌ای می‌تواند تنش سیاسی در ایران را تشدید کند»، ولی رضا نصر مشاور دولت اوباما در نیویورک‌تایمز خاطر نشان می‌کند «توافق هسته‌ای باید بتواند بر انتخابات مجلس و خبرگان ایران اثر بگذارد». تکلیف روشن است. باید جای پاهایی را که دشمن به واسطه آنها می‌خواهد در عمق جبهه ملت ایران شکاف بیاندازد، در میان مطبوعات و احزاب و برخی سیاسیون شناسایی کرد و این پناهگاه‌ها و پوشش‌ها را فرو ریخت یا بی‌اعتبار و انگشت‌نما کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

نامه سرگشاده سلیمی نمین به هاشمی رفسنجانی

عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در نامه سرگشاده‌ای به آیت الله هاشمی رفسنجانی، اظهارات نامبرده در گفت‌و‌گو با روزنامه گاردین را که معمولاً به‌نقل از وی، مطالب حاشیه سازی را منعکس می‌کند، به نقد کشید. متن این نامه به‌شرح ذیل است:

سرور ارجمند جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

با سلام، مصاحبه اخیر جناب‌عالی با روزنامه گاردین (در تیرماه) و تکرار برخی مواضع اتخاذ شده در سخنرانی برای مدیران و رؤسای آموزش و پرورش مرا بر آن داشت تا نکاتی را به‌لحاظ تاریخی خدمتتان عرضه دارم.

حضرت‌عالی به‌عنوان سیاستمداری برجسته و باسابقه به‌خوبی مطلعید که چرا در دهه اول انقلاب، امام خمینی و در دهه دوم، آیت‌الله خامنه‌ای ورود به تعاملات سیاسی با آمریکا در چارچوب نظام بین‌الملل را پرمخاطره می‌دانستند و مسئولان کشور را از غلتیدن در این وادی به‌شدت پرهیز می‌دادند. اما همان‌گونه که اذعان خواهید داشت همزمان با قدرتمند شدن نهال نوپای استقلال در ایران، به‌عنوان یک مدل حکومتی غیرهمگون با نظام سلطه (یعنی همان نظام کدخدای حاکم بر دهکده جهانی!!) ما می‌بایست جایگاه خودمان را در جهان، تعریف و سپس تثبیت می‌کردیم؛ به‌عبارت دیگر زمانی وارد تعاملات و گفت‌وگوهای سیاسی شدیم که حتی محتاط‌ترین جریانات داخلی نیز تهدیدات نظامی واشنگتن را به‌سخره می‌گرفتند؛ بنابراین نمایندگان ایران‌ ــ چه در دولت دهم و چه در دولت یازدهم‌ ــ با اطمینان از این‌که در صورت نرفتن زیربار فشار سیاسی آمریکا، این کشور هرگز قادر به توسل به حربه نظامی نیست این اعتماد به نفس را می‌یافتند که با قاطعیت بیشتری بر مطالبات به‌حق ملت تأکید ورزند. این فضای مطلوب در شرایطی به دست آمد که ایران علاوه بر استحکام جبهه داخلی خود از اهرم‌های مؤثری نیز در سطح بین‌الملل برخوردار شد که از آن جمله‌اند: الف ــ دست‌یابی به توان دفاعی چشمگیر و مؤثر، و انتقال این دانش دفاعی بومی به سایر کشورهای هم‌موضع با ایران و اثبات عملی این‌که در مواجهه با هر تهدیدی متقابلاً قدرت ویران کردن پایگاه استراتژیک جهان سرمایه‌داری در منطقه یعنی اسرائیل را داراست. ب ــ آمریکا در دهه‌های اول و دوم همواره برای از سرگیری روابط سیاسی با ایران پیش‌شرط‌هایی را مطرح می‌ساخت که ناقض استقلال و آزادی این مرز و بوم بود؛ شروطی همچون ضرورت تغییر قانون اساسی، تغییر سیاست خارجی و ... اما در پایان دهه سوم همزمان با بروز مظاهر قدرت منطقه‌ای ایران دیگر کمتر شاهد طرح چنین شروطی بوده‌ایم. ج ــ در دهه چهارم ایران توانست در سطح قدرت‌نمایی‌های بین‌الملل به تقابل آشکار با برنامه و طرح‌های مداخله‌جویانه آمریکا برای برهم ریختن نقشه منطقه ــ که البته هدف نهایی آن تسلیم تهران در برابر جبهه حامیان اسرائیل بود ــ بپردازد و عملاً توان سیاسی و نظامی واشنگتن و متحدانش را در چند نقطه تعیین کننده و مهم زمین‌گیر سازد؛ تا جایی که به‌امید تغییر در جهت‌گیری‌ها، و مخدوش شدن پایگاه قدرت، ایران رسماً به مبارزه مشترک با تروریسم از سوی کاخ سفید دعوت شد، آن هم تروریست‌هایی که قرار بود در قالب اختلافات مذهبی، جنگ داخلی را حتی تا درون مرزهای ما بکشانند و مرزبندی‌های جهان اسلام با صهیونیست‌ها را بر هم زنند. طبیعی بود که این پیشنهاد سخاوتمندانه(؟!) یعنی «همکاری مشترک در موضوعی مبتلابه جامعه جهانی» به‌دلیل وجود قرائن عدیده در زمینه نقش‌آفرینی غیرآشکار کاخ سفید در پیدایش داعش و تداوم حیات آن، مورد پذیرش رهبری ایران قرار نگیرد. اما نفس فاصله فاحش بین تعیین پیش‌شرط‌های ناقض استقلال برای برقراری هر نوع ارتباطی تا ارائه پیشنهاد مبارزه مشترک با تروریسم، برای هر صاحب‌نظر سیاسی بسیار قابل تأمل است، آیا چنین موقعیتی جز از طریق شناخت مزیت‌های قدرت و تقویت تدریجی و آرام آن از یک سو و عدم شتاب‌زدگی در ورود به عرصه‌های پیچیده سیاسی قبل از تسلط بر مکانیزم‌های آن و دست‌یابی به پشتوانه‌های متناسب ممکن بوده است؟

بنا بر اعتراف بسیاری از تحلیلگران حتی غربی، ایران امروز مزیت‌های خود را در نظام بین‌الملل به‌خوبی شناخته و به‌گونه‌ای آن را مدیریت می‌کند که هر زمان آمریکا با اتکا به اهرم‌های مختلف (پرهزینه‌ نظامی مستقیم یا نیابتی غیرمستقیم) وارد این قلمرو شده نتیجه نهایی را کاملاً به ایران واگذار کرده است.

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! با توجه به این واقعیت که جناب‌عالی قبل از ورود به این مرحله خواهان برقراری رابطه با بزرگترین حامی صهیونیست‌ها بوده‌اید و در دهه اول و دوم پیدایش انقلاب اسلامی به‌طرق مختلف سعی در عملی ساختن این تمایلتان داشته‌اید، باید دید آیا مذاکراتی که از نیمه دولت دهم با محوریت موضوع هسته‌ای با آمریکا آغاز شد و در نیمه دولت یازدهم ما را به نتایجی نایل ساخت، دنباله همان نسخه‌ای است که حضرت‌عالی برای برون‌رفت از برخی مشکلات می‌پیچیدید یا کاملاً با آن در تعارض است.

اگر خاطر مبارک باشد در ابتدای دهه دوم عمر جمهوری اسلامی معاون حضرت‌عالی (به‌عنوان رئیس‌جمهور وقت) ضرورت مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح ساخت که هیچ‌گونه واکنشی را از جانب شما در پی نداشت، اما چون در این مقطع مقامات کاخ سفید شروط تحقیرآمیزی را بدین منظور تعیین کرده بودند با مخالفت علنی رهبری مواجه شد. اما بعدها عنوان داشتید که در زمان رهبری امام هم معتقد به رابطه با آمریکا بوده و نامه‌ای در این زمینه خدمت ایشان تسلیم داشته‌اید؛ آقای فاضل موسوی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر با اشاره به دیدار اعضای فراکسیون اقلیت مجلس با جناب‌عالی در این باره می‌گوید: «در این جلسه یکی از حاضران در خصوص صحبت‌های اخیر هاشمی رفسنجانی در مورد رابطه با آمریکا سؤال کرد که وی در پاسخ گفت که در زمان حیات حضرت امام خمینی(ره) نامه‌ای به ایشان نوشتم که من در ۷ مورد به مهمترین مسائل و مشکلات آن زمان اشاره کردم و از امام خواستم که به این مسائل رسیدگی کنند و مشکلات حل شوند... در این دیدار رئیس‌ مجمع تشخیص نظام به اعضای فراکسیون اقلیت گفت که اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتماً امام در همان زمان پاسخ مرا می‌داد». (سایت تاریخ ایرانی، پنج‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۱)

این تلاش برای همراه نشان دادن حضرت امام با تشخیص حضرت‌عالی پیرامون حل مشکلات کشور، بهترین گواه بر آن است که رهبر فقید انقلاب هرگز ارائه طریق شما را راه برون‌رفت از مشکلات کشور نمی‌دانستند؛ از این‌رو نه تنها در زمان حیاتشان اقدامی در جهت برقراری رابطه با آمریکا ننمودند بلکه براساس مواضع اتخاذی تا پایان عمر هرگونه رابطه با آمریکا را منوط به تغییر ماهیت این کشور اعلام داشتند: «این‌ها می‌خواهند یک هیاهو راه بیندازند تا با آمریکا روابط داشته باشیم و ما دست از صدام برداریم و ما تا آخر ایستاده‌ایم و با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان و نخواهد دستش را به‌طرف خلیج فارس دراز کند. مادامی که آمریکا این‌طور است و آفریقای جنوبی آن‌طور عمل می‌کند و اسرائیل هست، ما با آن‌ها نمی‌توانیم زندگی بکنیم». (صحیفه امام ــ مجموعه آثار امام خمینی ــ ج۱۹، ص۹۵)

بنابراین براساس نظر امام ارتباط با آمریکا قبل از تغییر ماهیت آن، نه تنها از مشکلات نمی‌کاهد بلکه موجب می‌شود که ایران نتواند پایگاه خود را در معادلات جهانی قدرت تثبیت کند. در صورتی که دیدگاه حضرت‌عالی بر جهت‌گیری‌های کشور غلبه می‌یافت قطعاً ایران نمی‌توانست به کانون قدرت مخالفان جبهه طرفداران اسرائیل تبدیل شود، یعنی دقیقاً همان قدرتی که در مذاکرات محدود با آمریکا بر سر موضوع هسته‌ای نقطه قوت جدی ایران به حساب می‌آمد.
برخی سیاسیون گرد‌آمده اطراف جناب‌عالی بعد از انقلاب راه حل مشکلات کشور را در ایجاد ارتباط با آمریکا می‌پنداشتند؛ لذا برای نیل به این امر حاضر بودند حتی از بعضی آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز عدول کنند. بهترین گواه بر صحت این ادعا مطالبی است که گاه و بیگاه در طیفی از رسانه‌های مکتوب داخلی ‌اندر ضرورت تغییر مواضع کشور در مورد اسرائیل مطرح می‌شود. از منظر این حضرات، مدلی چون دولت کنونی ترکیه مطلوب است که برای جلب رضایت مردم مواضعی تبلیغاتی علیه اسرائیل به نمایش درمی‌آورد، اما در صحنه عمل نه تنها هیچ‌گونه اقدامی که جبهه طرفداران اسرائیل را خوش نیاید نمی‌کند، بلکه برای استمرار کمک‌های مالی آمریکا حتی در پنهان همکاری اطلاعاتی با صهیونیست‌ها تداوم می‌یابد. شاهد دیگر بر این مدعا آن که این افراد در وضعیتی که واشنگتن شروط ناقض استقلال را برای ارتباط مطرح می‌ساخت (از جمله تغییر سیاست نسبت به اسرائیل) پیشگام در ارائه پیشنهاد رابطه با آمریکا می‌شدند و در نهایت، وقتی دولتمردی به‌جای تأکید بر این امر که همه مشکلات می‌تواند با همت والای ملت ایران حل شود، به‌صورت علنی و آشکار آن را در گروی رابطه با آمریکا اعلام می‌داشتند، آیا به‌راستی این نحو عملکرد، موضع دشمن را تقویت می‌کند یا در راستای تأمین منافع ملی قرار دارد؟ پاسخ کاملاً روشن است، مگر این‌که به این باور رسیده باشیم که آمریکا دیگر آن کشور سلطه‌جو، چپاولگر، مداخله‌جو، قانون‌گریز، سرکوبگر ملت‌ها، حامی دیکتاتورها در طرح‌ها و اشکال مختلف و تروریست و تروریست‌پرور نیست. نمی‌خواهم در مورد جنگ، پیشنهاد واگذاری اروندرود به صدام و مخالفت امام را مطرح کنم، اما اشاره به این نکته کافیست که نشان دهد آسایش طلبان بعضاً میزان پایبندی‌های خود را آشکار ساخته‌اند!

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! مطمئن باشید اگر در دوران امام بحث ضرورت رابطه با آمریکا را برای حل مشکلات کشور به‌صورت علنی مطرح می‌ساختید با واکنش آن پیر دوران مواجه می‌شدید، اما نه تنها منویات خویش را به‌صورت آشکارا بیان نمی‌کردید بلکه عکس آن موضع می‌گرفتید، برای نمونه، در مراسم سالگرد گرامی‌داشت روز ۱۳ آبان در مورد سفر مک‌فارلین به تهران گفتید: «ما گفتیم بروید همان جا، این جا جای این حرف‌ها نیست، ما با آمریکا قهریم، ما با شما در جنگ هستیم، شما آتش‌افروز این جنگ هستید، ما چطور بیاییم و با شما ملاقات کنیم و با شما حرف بزنیم، مگر ما یادمان رفته که برژینسکی با دولت موقت ما در الجزایر ملاقات کرد و دولت موقت را آب برد». (روزشمار جنگ ایران و عراق، ماجرای مک‌فارلین، جلد چهل و چهارم، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سال ۱۳۸۰، ص۵۸۵)

اگر به‌درستی معتقدید آمریکا در ستیز با ماست و برای درهم شکستن روحیه استقلال‌طلبی ملت ایران آتش‌افروزی‌های بسیاری کرده است چرا نزدیکانتان با اظهاراتی از موضع ضعف، این دشمن را جسورتر می‌سازند؟ آیا با اعلام این‌که حل مشکلات کشور در گروی ارتباط با آمریکاست بر جسارت چنین بدخواهی نمی‌افزاییم؟

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! در مصاحبه‌ها و اظهارات اخیرتان به‌گونه‌ای سخن گفته‌اید که گویا سیاست «مذاکره محدود به موضوع هسته‌ای با آمریکا» در تداوم باور شما به تجدید رابطه با آمریکا از دوران امام تاکنون است و در سخنرانی خود در جمع مدیران آموزش و پرورش گشوده شدن باب مذاکره با آمریکا به‌عنوان یک تحول را نتیجه رأی دادن مردم به یکی از شخصیت‌های مورد قبولتان عنوان داشته‌اید. به‌گزارش «نامه‌نیوز» از این سخنرانی: «هاشمی با تأکید بر این‌که ادامه تحول مهم است، اظهار داشت: ادامه این راه سخت است و مردم باید از تحولی که ایجاد کرده‌اند پایداری و حراست کنند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: یکی از جاهایی که این تحول بروز کرد و از کارهایی بود که نمی‌گذاشتند انجام شود و هنوز هم برای انجام نشدن آن دست و پا می‌زنند مسئله مذاکره با آمریکا بود و هم‌اکنون می‌بینید که تابوی مذاکره با آمریکا شکست». (نامه‌نیوز: سه‌شنبه ۹۴.۵.۱۳)

اجازه دهید در این زمینه چند سؤال را مطرح سازم؛ ۱ ــ آیا مذاکره با آمریکا حول یک موضوع خاص مسبوق به سابقه نبوده است؟ ۲ ــ آیا گشودن باب مذاکره محدود به موضوع هسته‌ای با مقامات کاخ سفید ربطی به رأی مردم در انتخابات ۹۲ داشته است؟ ۳ ــ قطب‌بندی و جدال فرضی موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا در کجا عینیت یافته و چگونه موافقان در این کشاکش غالب شده‌اند؟ ۴ ــ آیا تاکنون سابقه داشته است چنین تصمیماتی در جدال بین دارندگان گرایش‌های مختلف تعیین تکلیف شود؟ ۵ ــ از چه رو عنوان تابو بر مذاکره با آمریکا در دهه اول و دوم انقلاب می‌گذارید، مگر شخص جناب‌عالی در دوران امام مذاکره با آمریکا را دست‌کم در بیان به‌زیان ملت عنوان نمی‌کردید؟

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! البته در ادامه اظهاراتتان تلاش می‌کنید خیلی هم از واقعیت دور نشوید: «البته مذاکرات پیش از انتخابات با نامه‌ای که سلطان قابوس برای ایران آورد با نظر مثبت رهبری آغاز شد و یک تیم در سطح پایین در عمان با آمریکایی‌ها مذاکره کردند (کرد) ولی چون تیم قوی نبود و حمایت مردمی نیز پشتوانه آن قرار نداشت بی‌ثمر بود؛ در واقع مردم خبر نداشتند که حمایت کنند و دلواپسان خبر نداشتند که مخالفت کنند». (همان)

به این ترتیب می‌خواهید با بیان بخشی از واقعیت در چارچوب شاکله تحلیلی خود این‌گونه وانمود سازید که پرونده مذاکرات در قبل از انتخابات ۹۲ بسته شد، سپس با گرایشی متفاوت همزمان با روی کار آمدن دوستان شما گشوده شد و این بدان معنی است که به‌تعبیر شما تابوی مذاکرات در راستای نسخه‌پیچی ارتباط با آمریکا برای حل مشکلات کشور شکسته شده ‌است.

اگر کسی از حضرت‌عالی بپرسد: «به‌فرض که مردم (چه موافقان و چه مخالفان) از گفت‌وگوی دوطرفه نمایندگان ایران و آمریکا مطلع نشده باشند، مگر بعد از توافقات حاصله در عمان به‌صورت کاملاً آشکار، آمریکا به جمع مذکرات هسته‌ای نپیوست و عنوان ۱+۵ ابداع نشد»، چه پاسخی خواهید داد؟ تنها یک نکته در این اظهارات برای اهل نظر قابل تأمل است و آن این‌که حضرت‌عالی و دوستانتان با عدم تمکین به قانون و نپذیرفتن نتیجه انتخابات ۸۸ موجب تضعیف موقعیت تیم ایرانی در مذاکرات شدید. قطعاً اگر طرف شکست خورده در انتخابات ۹۲ نیز همان رفتار غیراصولی را پی می‌گرفت هرگز دولت یازدهم نیز نمی‌توانست بهره لازم را از مذاکرات ببرد.

نتیجه‌ای که از این بحث عاید می‌شود این‌که اولاً مذاکرات با آمریکا با درخواست واشنگتن و موافقت رهبری رسماً و علناً در دولت دهم آغاز شد که البته مقدماتی غیرعلنی در عمان داشت. تیم اعزامی ما به این کشور چه ضعیف بوده و چه قوی، مذاکراتش بی‌نتیجه نبود بلکه از این مقطع به بعد آمریکا رسماً در چارچوب ۱+۵ وارد گفت‌وگو با ایران شد. ثانیاً رهبری در رسیدن به این تشخیص که گفت‌وگوی محدود با آمریکا منطبق بر مصالح ملی است، نه متأثر از موافقان بوده و نه مخالفان، بلکه به‌دور از هیاهوهای سیاسی به اتخاذ تصمیم می‌پردازد. ثالثاً صرف‌نظر از میزان تبعیت موافقان و مخالفان از تصمیمات حوزه رهبری، این واقعیت بر همگان روشن شده است که ولی فقیه به هیچ وجه زیر بار فشار‌های سیاسی مخالف آرمان‌ها و مصالح عمومی نخواهد رفت. در گذشته امام زیربار نامه حضرت‌عالی نرفت، آیت‌الله خامنه‌ای نیز متأثر از جوسازی‌ و نامه متحدان بعدی شما در مجلس ششم عمل نکرد و ... .

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! چگونه قادر خواهیم بود نتایج مذاکرات محدود با آمریکا حول موضوع هسته‌ای را در تداوم نسخه‌پیچی ارتباط با آمریکا در گذشته آن هم از موضع ضعف مطلق بدانیم؟ هرچند نامه حضرت‌عالی به امام در مورد ضرورت ارتباط با آمریکا در دست نیست که در مورد آن به قضاوت بنشینیم، اما نامه مشابه متحدان و همفکران امروز شما در اختیار همگان قرار دارد، آن‌جا که می‌نویسند: «شکاف‌های سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشکار دولت ایالات متحده آمریکا (به‌عنوان قدرتی که در برابر خود مانعی نمی‌بیند) برای تغییر نقشه ژئوپولتیک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر این برنامه است... اگر جام زهری باید نوشید قبل از آن‌که کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود». (نامه سرگشاده ۱۲۷ نماینده مجلس به مقام رهبری، ۳۱ اردیبهشت ۸۲)

آیا اگر امام و رهبری تسلیم این‌گونه فشارها می‌شدند مشروعیت خود را نزد مردم از دست نمی‌دادند؟ صرف‌نظر از این مهم، تجربیات گذشته ثابت می‌کند هرگونه موضع علنی مبنی بر نیاز ما به داشتن رابطه با آمریکا حتی اگر مبتنی بر مطالعات دقیق باشد نتیجه عکس مصالح ما را به بار آورده است و هر زمان، ما بر مقاومت در برابر زورگویی‌های این کشور تأکید ورزیده‌ایم ــ با توجه به آن‌که موقعیت ما را میان ملت‌های معتقد به ایستادگی در برابر اسرائیل تقویت می‌کند ــ واشنگتن وادار به عدول از سرکشی‌هایش در برابر ملت ایران شده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان دانشگاه‌های استان یزد ضمن بیان صریح این مطلب «آن روزی که رابطه با آمریکا مفید باشد اول کسی که بگوید رابطه با آمریکا را ایجاد بکنید خود بنده هستم»، فرمودند: «یکی از سیاست‌های اساسی‌مان قطع رابطه با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلی ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشوری، یا هر دولتی داشته باشیم... آن چیزی که می‌تواند خطر دشمن را ضعیف کند، نمایش قدرت‌ شماست، نه نمایش ضعف شما، نمایش ضعف شما دشمن را تشجیع می‌کند. آن چیزی که ممکن است جلوی خودسری و خودکامگی دشمن را بگیرد، این است که احساس کند شما قدرتمندید. اگر احساس کند ضعیفید، بدون مانع، هرکاری که بخواهد می‌کند». (سایت رهبری، ۱۳۸۳.۱۰.۱۳)

بنابراین بحث مذاکره با آمریکا حتی ارتباط با آن تابو نیست، یک مسئله پیچیده سیاسی در ارتباط با قدرتی است که همزمان می‌تواند در لایه‌های مختلف عمل کند، همچنان که جناب‌عالی به آن اذعان داشته‌اید از صدام بهره می‌گیرد تا به‌صورت نیابتی جنگی را بر ملت ایران تحمیل کند، از مجاهدین خلق و سایر گروه‌های مسلح بهره می‌گیرد تا شخصیت‌های تراز اول جمهوری اسلامی را ترور کند، در داخل، سازمان‌های مخفی مرتبط با خود همچون فراماسونری را دارد که می‌توانند جنگ‌های روانی متنوعی را علیه جریان استقلال‌خواه از سلطه‌اش سامان دهند و ... در برابر چنین قدرتی می‌بایست به‌گونه‌ای عمل کرد تا نتواند از اهرم‌های متنوع نظامی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی برای تحمیل اراده‌اش استفاده کند. اگر خاطر مبارک باشد آمریکا در سوریه به‌گونه‌ای پیچیده عمل کرد که شخصیت باسابقه‌ای چون شما در عرصه سیاست، ابتدا از این جنگ افروزی تلقی مسئله داخلی داشت. خوشبختانه طولی نکشید که ابعاد پیچیده پشت‌صحنه روشن شد. جای سپاس دارد که حضرت‌عالی در مصاحبه با گاردین دیگر بحران این کشور را یک مسئله داخلی اعلام نمی‌کنید: «س ــ با توجه به اوضاع سوریه و این‌که ایران رابطه خوبی با آن کشور دارد، آینده سوریه را چگونه می‌بینید؟ ج ــ بالاخره الآن سوریه مورد تهاجم گروه‌های فراوان تروریست‌ها هست و ما هم با تروریست‌ در هر جا که باشد، مخالف هستیم. س ــ پس آن بحث بمباران شیمیایی چه می‌شود؟ ج ــ بارها گفتیم که استفاده از سلاح شیمیایی (را) از طرف هرکسی که باشد محکوم می‌کنیم». (روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴، شماره ۱۰۳۵۴، ص۸)

در این مصاحبه با وجود برداشتن گام مهمی در جهت اصلاح موضع قبلی‌تان همچنان برخی ادعاهای بی‌اساس در مورد سوریه را به‌گونه‌ای تأیید می‌کنید، زمانی که برای اولین بار در مجمع تشخیص مصلحت نظام این ادعا مطرح شد حتی برخی علاقه‌مندان جدی شما در این مجمع همچون آقای دکتر ولایتی بر حضرت‌عالی خرده گرفتند: آیا دلیلی بر اثبات ادعای غربی‌ها دارید؟

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی! در مورد سوریه با آن‌که اکنون به‌خصوص بعد از تکرار حرکت مشابه در عراق هیچ‌کسی تردید‌ی ندارد که یک اقدام نیابتی طراحی شده توسط آمریکا، هدفی بلند در جهت تقویت موقعیت اسرائیل را دنبال می‌کرده است، باز هم شما می‌خواهید حرفی متفاوت بزنید ولو اینکه منشأ آن ادعا جنگ افروزان غربی باشند و با آن خود را متمایز سازید. پرسش اصلی از حضرت‌عالی آن است: چرا در سال‌های اخیر می‌خواهید خود را با تفاوت‌هایی با امام و رهبری در تاریخ به ثبت رسانید؟ اشتراکات شما با این دو بزرگوار بسیار فراوان است. فراموش نکنید بر اساس این اشتراکات منشأ خدمات بسیاری بوده‌اید. هیچ‌کس حتی منتقدان شما نمی‌توانند این همراهی با رهبری را نادیده بگیرند، اما ابهام برای من و امثال من در آن است که چه‌کسانی سعی می‌کنند شما را با افتراقاتتان تبلیغ کنند؟ سودبرندگان از چنین ترسیمی چه‌کسانی‌اند و آیا کمترین ارادتی به حضرت‌عالی به‌طور اخص و نظام جمهوری اسلامی به‌طور اعم دارند یا خیر؟ آقای هراتی را از یاد نبرده‌اید که تا جایگاه مشاورت شما بالا کشیده شده بود، آیا وی کمترین ارادتی به امام و نظام جمهوری اسلامی داشت؟

در خاتمه ضمن پوزش از تصدیع، توفیق روزافزون شما را در راه خدمت به اسلام و مسلمین از خداوند متعال خواهانم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

سرلشکر جعفری : تحقق سخنان برخی مسئولان یعنی فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی و انقلابی ایران است

فرمانده کل سپاه در واکنش به سخنان برخی از مسوولین گفت: تحقق سخنان برخی از مسوولین به معنی آغاز فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی و انقلابی ایران است.

به گزارش خبرگزاری مهر، سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری در حاشیه جلسه قرارگاه تحول و تعالی سپاه در واکنش به سخنان اخیر برخی از مسوولین اظهار کرد:برخی معتقدند رفتارهای ما باید در چارچوب اراده ی دشمن تنظیم شود و می گویند ما هر طوری که می خواهیم نمی توانیم حرف بزنیم و عمل کنیم؛ چون دیگران در مقابل ما واکنش نشان می دهند!!

وی تصریح کرد: این اولین آثار زیر سؤال بردن عزت نظام و شور و شعور جامعه انقلابی و ملت مقاوم ما است که در اوج قدرت باید بر اساس این دیدگاه، رفتار خود را با عمل دشمن تنظیم کنیم!! و به تعبیری صریح تر این یعنی آغاز فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی و انقلابی ایران.

سرلشکر جعفری در ادامه با بیان اینکه تعالیم اهل بیت علیهم السلام و منش سیاسی حضرت امام (ره) به ما می آموزد باید آزاد، مستقل و قدرتمند، به دستاورد آینده انقلاب، یعنی تمدن اسلامی بیاندیشیم و در مقابل نفوذ و اراده ی دشمنان مستحکم و پایدار ایستادگی کنیم گفت: کسانی که می خواهند با این سخنان مغایر با اصول انقلاب و فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، روزنه های جدیدی را برای نفوذ بیگانگان در کشور بگشایند، بدانند هرگز اجازه ی رشد و پیاده سازی چنین تفکری را نخواهیم داد.

وی همچنین پیرامون سخنانی که تضعیف شورای نگهبان را به دنبال دارد گفت: اینگونه گویش ها که در آن تضعیف ارکان مؤثر انقلاب مثل شورای نگهبان را در پی دارد، خدشه به وحدت ملی و شعار برگزیده ی سال یعنی همدلی و همزبانی است.

فرمانده کل سپاه تأکید کرد: کسانی که از مسیر همین شورا و با بلند نظری و منش غیر جناحی اعضای آن، فرصت ظهور در عرصه ی مدیریت کشور را یافته اند، باید گفتار سنجیده تری داشته باشند.

سرلشکر جعفری با اشاره به سفارش امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه « نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی خود عدول می کند» اظهار داشت: به مسوولان محترم نظام توصیه می کنیم این سفارش حضرت امام (ره) را مشی خود قرار داده و اجازه ندهند برای جلب رضایت نسبی نظام سلطه و شیطان بزرگ، باورها و ارزش های انقلابی جامعه زیر سوال برده شود.

وی در پایان تأکید کرد: سپاه پاسداران در کنار مردم غیور و با ایمان ایران اسلامی محکم ایستاده است و به برکت این ایستادگی و همدلی و همزبانی، اجازه نفوذ سلطه گران را در هیچ عرصه ای به یاری خدای بزرگ نخواهیم داد

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

این ردپاها دنبال کردنی است عنوان یادداشت روز کیهان

اواخر تیرماه 1394 درست پس از جمع‌بندی مذاکرات وین، از جانب یک مقام رسمی اروپایی که اتفاقا یک طرف میز مذاکره نشسته بود پیش‌شرطی مطرح شد که شاید بتوان آن را یکی از مختصات دوران پسا توافق از جانب غرب برشمرد. معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد آلمان در سفر به تهران گفت: «ایران برای بهبود روابط اقتصادی‌اش با غرب؛ مسئله رابطه‌اش با اسرائیل را حل کند.»1 اظهار نظراتی این چنین تا وقتی در محدوده کلام و حرف باشد چندان قابل اعتنا نخواهد بود و با اخذ موضع از جانب مسئولان ایرانی پاسخ داده خواهد شد. اما «قصه دلواپسی» از آنجایی آغاز خواهد شد که شواهدی عملی برای این اظهارات بیابیم.
به همین منظور شاید بد نباشد نگاهی به برخی رفت و آمدهای به اصطلاح تجاری بیندازیم. جایی که گروهی آمریکایی تحت عنوان‌«تجار و بازرگان» به ایران آمدند و با تیترهای درشت نشریات زنجیره‌ای استقبال شدند.2 اما اساسا تاجر و بازرگانی در کار بود؟
اواخر فروردین 1394 گروهی 24 نفره از اتباع آمریکایی به ایران سفر کردند، گروهی که سعی می‌شد در اخبار نشریات زنجیره‌ای و رسانه‌های غربی از آنان به‌عنوان سرمایه‌گذاران و تاجران آمریکایی یاد شود؛ 3 اما این توصیف چندان با سوابق افراد حاضر در این گروه سازگار نبود. به‌عنوان مثال بابی ساگر که یک سرمایه‌دار آمریکایی است بیشتر به علت فعالیت‌های به اصطلاح خیرخواهانه‌اش برای کشورهای جهان سوم نظیر پاکستان، افغانستان، فلسطین و... شناخته می‌شود4 و یا دیک‌سیمون رئیس مؤسسه غیرانتفاعیPAN شخصیتی تجاری نیست؛5 همچنین لیندا میسون که در مؤسسات به اصطلاح خیریه و حقوق بشری متنوعی نظیرMercy Corps و یا Bright Horizons فعالیت دارد و با میشل اوباما در طرح «بیایید حرکت کنیم» همکاری کرد،6 شخصیتی اقتصادی نیست؛ او همچنین از اعضای هیئت امنای بنیاد کارنگی است، 7 بنیادی آمریکایی که با هدف فراگیر کردن اصول و ارزش‌های آمریکایی و کنترل فرهنگی کشورهای در حال توسعه فعالیت می‌کند. 8 سوابق و عملکرد بنیاد کارنگی برای محققین و اهل مطالعه کاملا روشن است. به این فهرست اضافه کنید ند لامونت سیاستمدار دموکرات آمریکایی را که بارها نامزد سنا و کنگره آمریکا بوده و دستی هم در تاسیس مؤسسات به اصطلاح خیریه نظیر Mercy Corps دارد. 9 در واقع ترکیب افراد حاضر در این گروه هیچ شباهتی به گروه بازرگانان و یا هر تیم اقتصادی دیگر نداشت. در خوشبینانه‌ترین حالت این 24 نفر بیشتر به فعالان نهادهای اجتماعی و کنشگران مدنی شباهت داشتند تا تاجر! شاید به همین دلیل بود که در یک رستوران فرانسوی جلسه مشترکی با نصرالله جهانگرد معاون وزیر ارتباطات تشکیل دادند و آقای معاون با سخاوت هر چه تمام به ارائه توضیحاتی وافی و کافی درباره زیرساخت‌های اینترنتی ایران به خصوص در حوزه تلفن‌های همراه پرداخت،10 مسلما امروزه شبکه‌سازی‌های اجتماعی در فضای مجازی از طریق  تلفن‌های همراه در راه‌اندازی به اصطلاح جنبش‌های مدنی بسیار مهم خواهد بود. اما نکته مهم دیگری نیز در این سفر وجود دارد.
دو طرف آمریکایی و ایرانی در برپایی سفر تاجران آمریکایی(!) به ایران نقش داشتند. از یک طرف امیر سیروس رزاقی اصل کسی که ارتباطات نزدیکی با برخی افراد و نهادهای ایرانی و آمریکایی به صورت توأمان دارد11 و سوژه خبری جیسون رضاییان (روزنامه‌نگار متهم به جاسوسی) در روزنامه واشنگتن پست بود و رضاییان در برخی گزارش‌های خود ضمن مصاحبه با رزاقی اصل نظرات وی را پوشش می‌داد. 12 از طرف دیگر سازمانی غیرانتفاعی در آمریکا به نام PAN که سازماندهی این سفر را بر عهده داشت.13 این نام در واقع مخفف عبارت Peace Action Network به معنی شبکه اقدام صلح است. سازمانی که به صورت رسمی اهداف خود را نه اهدافی تجاری و اقتصادی بلکه برقراری صلح در جهان عنوان می‌کند. (نگاهی به عملکرد این سازمان در تسهیل روابط کوبا و کره‌شمالی با آمریکا خالی از لطف نیست).14 این سازمان در معرفی‌نامه خود می‌نویسد: PAN به طور مستمر به دنبال برطرف کردن موانع با ترویج گفت‌وگو است و در این راستا انجمنی با تمرکز بر اسرائیل، فلسطین، اعراب، مسلمانان، یهودیان و... ایجاد کرده است.15 اگر با نگاهی خوش‌بینانه ادعای رسانه‌های غربی و نشریات زنجیره‌ای در معرفی این اشخاص به عنوان هیئتی تجاری را بپذیریم آیا به نظر نمی‌رسد برقراری چنین مناسباتی با هدف عادی‌سازی روابط نه با ایالات متحده بلکه با رژیم اشغالگر قدس باشد؟
شاید بهتر باشد تنها به یک نمونه اکتفا نکنیم و سراغ موارد دیگری از این دست نیز برویم، بنابراین مناسب به نظر می‌رسد اگر این بار سفر هیئتی تجاری از فرانسه را بررسی کنیم. اردیبهشت 1393 بود که سایت انتخاب (نزدیک به خانواده آقای هاشمی) خبر از حضور هیئت صد نفره فرانسوی در تهران داد اما پس از مدتی از خروجی این سایت حذف گردید، 16 خبری که تقریبا یک سال بعد در 31 تیر ماه 1394 توسط روزنامه آرمان با تیتری درشت این‌گونه منتشر شد. «هیئت 100 نفره فرانسه در راه ایران»17 تا حاکی از سفر مجدد این هیئت فرانسوی در طول یک سال باشد. وب‌سایت خبرگزاری فرانسه در 19 اردیبهشت 1393 به نقل از نشریه ابسسیون از یک زن ایرانی به نام شاه‌پری زنگنه در جریان برقراری این ارتباطات تجاری یاد می‌کند و او را الهه تجارت می‌نامد، «کسی که اکثریت قریب به اتفاق مدیران [فرانسوی] قبل از پرواز به ایران از مشورت‌های وی برخوردار شده بودند. زیرا شاه‌پری جزو نادر چهره‌های سرشناس فرانسه است که در ایران زاده شده و همچنان روابط نزدیکی با محافل ایرانی دارد.»18
شاه‌پری زنگنه فرزند پری‌رخ شاه‌یالانی و امیرحسین اعظم زنگنه است که در سال 1989 با عدنان خاشوقی، میلیاردر سعودی ازدواج کرد.19 خاشوقی ارتباطات صمیمانه‌ای با تجار و دولتمردان رژیم صهیونیستی دارد. (از جمله رونالد فوربر تاجر اسرائیلی و دیوید کیمخی (1928-2010) نماینده اسبق موساد در اروپا و رئیس سابق شورای روابط خارجی اسرائیل»20 خاشوقی در جریان سفر مک‌فارلین، منوچهر قربانی‌فر (مسئول شاخه تدارکات کودتای نقاب) را به‌عنوان دلال اسلحه به یعقوب نیمرودی (مسئول دفتر موساد در تهران پیش از انقلاب اسلامی) معرفی کرد. 21 عدنان خاشوقی و همسرش شاه‌پری زنگنه حتی در حوزه نفت و انرژی نیز فعالند تا جایی که «شاه پری» در سال‌های دهه 2000 میلادی به کریستوف دومارژوری مدیر عامل شرکت توتال در رسیدن به قراردادهای کلان نفتی و گرفتن سهم در ذخایر نفت و گاز پارس جنوبی کمک کرد.»22
با این اوصاف چندان عجیب به نظر نمی‌رسد اگر شاهد اجاره دکل‌های نفتی آبان از شرکتی صهیونیستی باشیم! 23 علاوه بر موارد فوق باید به این خبر حیرت‌انگیز توجه کنیم که رئیس شاخه زیتون موساد دست کم از سال 1386 در پروژه‌های نفتی ایران حضور مستقیم داشته است.24 مسعود عالیخانی که در اسناد متعدد ساواک از او به‌عنوان رئیس شاخه زیتون و مشاور مقامات اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل یاد می‌شود، در قالب شرکت Dominion Energy معاملات و قراردادهای گسترده‌ای با برخی شرکت‌های تابع وزارت نفت به امضا رسانده است.25 فرض وجود شبکه‌ای منسجم برای مسعود عالیخانی در حوزه‌های مختلف چندان دور از ذهن نیست، به ویژه وقتی در حوزه فرهنگ، تصویر برادرش علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد فاسد دوران پهلوی) بر صفحات نشریات زنجیره‌ای نقش می‌بندد، نشریاتی که برخی دولتمردان از اعضای شورای سیاستگذاری آن هستند و ضمن تطهیر چهره علینقی عالیخانی، از او به نیکی یاد می‌کنند. 26 از همین خانواده که بخش قابل توجهی از آنان در سرزمین‌های اشغالی زندگی می کنند، 27محمدباقر عالیخانی رهبری شاخه سیاسی کودتای نقاب را بر عهده داشت. 28 و مهرداد عالیخانی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای بازداشت و به حبس ابد محکوم شد.29 و البته ما هنوز هم شاهد مقالات و یا مصاحبه‌های برخی «مسافران اسرائیل» با نشریات زنجیره‌ای هستیم.30
با مرور شواهدی اینچنین به نظر می‌رسد سخنان وزیر اقتصاد آلمان در سفر به تهران دست‌کم در برخی حوزه‌ها اظهاراتی خالی از عمل نبوده است. اکنون وقت آن است که نگاهی به سرمقاله فارسی روزنامه گاردین پس از پایان مذاکرات ایران و 1+5 بیندازیم و به این بخش از آن توجه بیشتری کنیم: «این نشانه‌ای کوچک بود اما شاید دلگرم کننده که حسن روحانی در سخنانش هنگام استقبال از توافق، اسرائیل را به جای «رژیم صهیونیستی» با نام «اسرائیل» خطاب کرد.»31
به همین دلیل است که لازم به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور محترم و مسئولان دولتی یک بار دیگر این کلام حضرت امام(ره) را که «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود»32 با صدایی رسا در گفتار و رفتار خود فریاد بزنند تا خواب آشفته خیال‌پردازان غربی تعبیر نشود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

کاسبان تحریم چگونه معامله می‌کنند؟عنوان یادداشت روزکیهان

حسن ظن و اعتماد به دشمن، نوعی «معامله» است. در این حالت، چیزی می‌دهید و چیزی می‌گیرید. امیر مؤمنان(ع) در اولین خطبه نهج‌البلاغه و درباره اقامت حضرت آدم در جنت‌الاعلی می‌فرماید «خداوند سبحان آدم ابولبشر را در جایگاهی که زندگی در آن بدون رنج بود ساکن کرد و به او ایمنی بخشید و از شیطان و دشمنی او برحذر داشت. اما شیطان به واسطه حسادت و عداوت او را فریب داد؛ فباع الیقین بِشَکّه و العَزیمَهًَْ بِوَهنِه... به اعتبار این فریب، آدم یقین را به شک، و عزم و اراده را به سستی فروخت. شادمانی و خرسندی او به ترس تبدیل شد و فریب خوردگی وی، به ندامت و پشیمانی انجامید.» امیرمؤمنان علیه‌السلام همچنین به جناب مالک فرمود دشمن اگر تو را به صلح فراخواند بپذیر «ولکن الحذر کلّ الحذر من عدوّک بعد صلحه... اما به طور کامل از دشمن پس از صلح بر حذر باش. چرا که بسا دشمن اظهار نزدیکی می‌کند تا غافلگیر کند».
متن فراهم شده در مذاکرات 2 سال اخیر میان ما و آمریکا، از جنس صلح نیست چه اینکه صراحتاً از حمله نظامی سخن می‌گویند اما حتی اگر توافق برای صلح هم بود، جایی برای اعتماد به شیطان بزرگ وجود نداشت. به همین اعتبار عجیب است که مقامات آمریکایی به عنوان یک اصل استراتژیک و به شکل ترجیع‌بند می‌گویند این توافق براساس اعتماد نیست بلکه براساس سخت‌گیری علیه ایران و راستی آزمایی است -کری در داووس گفت حتی در دوره روحانی به ایران اعتماد نداریم- اما آقای رئیس جمهور در گفت‌وگوی تلفنی می‌گوید براساس روند 2 سال اخیر و توافق ژنو «معلوم است که می‌شود اعتماد کرد»! و آقای هاشمی در اجلاس مدیران آموزش و پرورش با هیجان می‌گوید «یکی از تابوهایی که شکست و هنوز هم برای انجام نشدن آن دست و پا می‌زنند، مذاکره با آمریکا بود... البته پیش از انتخابات یک تیم سطح پایین در عمان با آمریکایی‌ها مذاکره کردند اما چون قوی نبود و حمایت مردمی نیز پشتوانه آن قرار نداشت]![ بی‌ثمر بود». آیا با این اظهار هیجان چندباره، آقای هاشمی می‌خواهد ضمانت شیطان بزرگ را بکند که برخلاف چندین قول و قرار قبلی (نظیر قرارداد الجزایر و...) خدعه و بدعهدی نمی‌کند؟! آیا این افتخار است که آمریکایی‌ها فرستاده ویژه رئیس جمهور (معاون دفتر وی) برای نمایندگی ایران در سازمان ملل را رسماً «تروریست» بخوانند و راه ندهند، و ما با این وجود از اعتماد به آمریکا یا شکستن تابوی مذاکره حرف بزنیم؟! ما به ازا و نتیجه این ذوق‌زدگی چه خواهد بود؟!
همان‌گونه که اغتشاشگران در میانه فتنه سال 1388 لو دادند «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»، امروز هم به نظر می‌رسد برای بعضی‌ها حل چالش هسته‌ای و «برجام» بهانه است و جمال خود آمریکایی‌ها را عشق است! امروز اهل خبر و رسانه نیک می‌دانند که پس از افتادن فتنه 88 در سراشیبی زوال، چه کسانی به اسم نمایندگان سران جنبش سبز به آمریکایی‌ها پیغام دادند تحریم‌های فلج کننده - و نه تدریجی - را اعمال کنید و به ریشه معیشت مردم ایران بزنید تا میوه آن را کف خیابان یا پای صندوق بچینید. اگر قرار باشد دنبال کاسبان واقعی تحریم در سیاست و انتخابات باشیم، کدام طیف کاسب‌تر از آنها که یا گرای تحریم را دادند و یا میوه‌اش را چیدند؟! این عار است نه افتخار که آقای جان کری در شورای روابط خارجی آمریکا با دلواپسی تمام بگوید «اگر به این توافق پشت کنیم ]...[ و ]...[ که خود را برای مذاکرات با غرب به خطر انداختند، در انتخابات به دردسر جدی می‌افتند». آیا این عبارت شبیه همان دغدغه‌ای نیست که یک دیپلمات ارشد ایرانی اواخر شهریور پارسال- و اتفاقاً او هم در شورای روابط خارجی آمریکا و در پاسخ هاله اسفندیاری- مطرح کرد مبنی بر اینکه اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، مردم ایران فرصت خواهند داشت تا 16 ماه دیگر در انتخابات پارلمانی، به این عملکرد ما پاسخ دهند؟!
بگذارید خوش‌بین باشیم و بگوییم سخن این دیپلمات ما، سهولسان بود و او قصد ارسال پیام کذایی به آمریکایی‌ها نداشت. یا اصلاً بگوییم به یک دیپلمات متدین نمی‌خورد در بحبوحه مذاکرات، فکر برد و باخت انتخاباتی و جناحی باشد و چنین اظهارنظری از دست وی در رفته است. اما آیا نمی‌توان پرسید که چرا دولت محترم و وزارت خارجه به دهان وزیر خارجه بی‌سر و پای آمریکا نمی‌زند و نمی‌گوید تو بی‌جا کرده‌ای که برای ناکامی ما در انتخابات آینده اظهار نگرانی می‌کنی؟! آیا می‌شود گفت این سخن کری هم مصرف داخلی دارد یا باید احتمال داد که ماورای برجام هسته‌ای و مصلحت دید نظام برای رفع شر و بهانه‌تراشی دشمن، کسانی آرزوهای دیگری دارند؟ می‌شود سؤال دیگری هم پرسید که اگر شرارت دشمن در حوزه تحریم‌ها نبود، برخی طیف‌های سیاسی به حرف افتاده در چند سال اخیر، حرفی هم برای گفتن و بهانه‌ای برای طعنه زدن داشتند و آیا تحریم دشمن و گشودن زبان تخطئه و طعنه برای این گروه به مثابه چادر اکسیژن و شوک تجدید حیات عمل نکرده است؟! می‌پرسید به چه قیمتی؟ برای بخشی از این گروه، قیمت مهم نیست. وقتی می‌شود در برابر جمهوریت ایستاد و آلت دست دشمنان اسلامیت نظام شد، حالا اندکی فشار بر معیشت مردم از طرف دشمن که طوری نیست؛ لااقل دستشان می‌آید- به قول آن دیپلمات انگلیسی- که ماشه اقتصادی غرب آماده چکاندن است و باید در انتخابات مطابق میل غرب انتخاب کنند!
همین جا و در نقطه حساس بحث باید درنگ کرد و به تصریح نوشت که باید تفاوت قائل شد میان آن که خوب می‌فهمد و به خیانت عمل می‌کند و دومی که قصد خدمت دارد اما بد می‌فهمد و بدون قصد، و در زمین و نقشه اولی ایفای نقش می‌کند. مرز دوم و مهم را همان گونه که گفته شد باید میان «خط سازش با شیطان و بزک کنندگان او» و مسیر منطقی و حکیمانه کلیت نظام در زمینه ستاندن بهانه از دست دشمن و رفع موانع پیشرفت فنی و اقتصادی ترسیم کرد. همان‌گونه که حضرت امام(ره) مجوز مذاکرات الجزایر را صادر کردند، جانشین صالح  ایشان برای مذاکرات موردی درباره چالش هسته‌ای اجازه دادند. در عین حال هم امام خمینی و هم امام خامنه‌ای تأکید کردند که آمریکا به اعتبار هویت خود، شیطان بزرگ و مجسمه استکبار است. حال اینکه متولیان این مأموریت چه قدر در عمل درست پیش رفتند یا نه، و راه نقض عهد طرف غدار را بستند یا خیر، موضوع دیگری است. این منطق راهبردی که حتی پس از مذاکرات «برای ادامه مبارزه با استکبار آماده باشید» ذاتاً در تعارض با اعتماد و حسن ظن به دشمن و توهم گسترش مذاکرات به حوزه‌های دیگر است که از حقوق بشر و تروریسم شروع می‌شود و تا به رسمیت شناختن رژیم غاصب صهیونیستی و ابراز ندامت از استقلال و عزت و آزادی ملت ایران توسعه پیدا می‌کند.
استفاده از ظرفیت‌های سیاست خارجی یک بحث است و چوب حراج زدن به منافع ملی بحث دیگری است. رهبر معظم انقلاب اول فروردین 92، دشمنی‌های دولت فرانسه با ملت ایران را ناهوشمندی توصیف کرده و این کار را موجب ایجاد دشمنی در میان ملت ایران دانستند که در تاریخ دور خود نگاه بدی به فرانسه نداشته‌اند. ایشان در عین حال 29 آبان 92 فرمودند؛ «بعضی سردمداران اروپایی می‌روند تملق صهیونیست‌های وحشی را می‌گویند و خودشان را تحقیر می‌کنند. ملت فرانسه در اروپا اعتبار سیاسی به دست آورد به دلیل اینکه در مقابل آمریکا در ماجرای بازار مشترک اروپا ایستاد... حالا دولتمردان همان کشور نه فقط مقابل آمریکا بلکه بروند در مقابل صهیونیست‌های نحس نجس اظهار کوچکی و تواضع بکنند، مایه سرشکستگی ملت فرانسه است». حالا تصور کنید طی دو سال مذاکرات، مکرراً از سوی برخی مسئولان دولت و حامیان سیاسی و رسانه‌ای آنها گفته می‌شود که فرانسه نقش پلیس بد را بازی کرده و سخنگوی اسرائیل شده و... اما سربزنگاه و در اولین فرصت، وزیر خارجه بدنام همان کشور به تهران دعوت می‌شود، حال آن که هم‌نام خون‌های آلوده را به یدک می‌کشد، هم پیشنهاد دهنده برگشت‌پذیری سریع تحریم‌هاست و هم علناً از اهانت نشریه فرانسوی به پیامبر اعظم(ص) حمایت کرده است. در این سفر چه کلماتی رد و بدل شده است؟ رئیس‌جمهور می‌گوید «آقای فابیوس گفت در پاریس به شرکت‌ها گفتم دوره‌ای که قبلا نسبت به ایران داشتید تمام شده و اگر می‌خواهید کالا به ایران ببرید، دولت ایران زیر بار نخواهد رفت، شما باید سرمایه و تکنولوژی ببرید» اما می‌دانید همین فابیوس به هنگام حضور در تهران و در گفت‌وگو با رسانه‌های فرانسوی چه گفت؟ به گزارش رادیو فرانسه «فابیوس گفت ایران نیازهای عظیم دارد و حالا خودشان می‌گویند نیازهای زیادی دارند، مثلا به قطار، مواد غذایی] !![  و همه نوع تجهیزات احتیاج دارند»! چه کسی به این دلال جنایت گفته که ما محتاج مواد غذایی فرانسه هستیم؟! و به راستی ما محتاجیم یا فرانسوی‌ها که طی چند سال اخیر با آشوب‌های اقتصادی زنجیره‌ای و به آتش کشیدن هزاران خودرو و اتوبوس در شب‌های سیاه پاریس و برخی شهرهای دیگر روبه‌رو بوده‌اند؟
برخی تحلیل‌گران خوش‌گمان- حتی در سطوح مدیریتی- چنان درباره برجام و قطعنامه 2231 سخن می‌گویند که انگار پرونده هسته‌ای مختومه و تحریم‌ها لغو شده و آمریکا و برخی دولت‌های غربی، دشمنی و بدعهدی را کنار گذاشته و تغییر مسیر داده‌اند. در این میان برخی هم نه به این شدت اما تصور می‌کنند اگر توافق به سرانجام برسد، یک دوره آرامش و تنفس و تجدید قوا برای کشور است. گروهی نیز برآنند که چون اذن این مذاکرات را رهبرمعظم انقلاب - با تعبیر نرمش قهرمانانه- صادر کرده‌اند، بنابراین نتایج خروجی آن هم هر چه باشد، مورد تأیید معظم‌له است. مشخصا در این زمینه می‌توان دو تلقی را رصد کرد. یکی از این دو تلقی می‌گوید چون مذاکرات تحت نظر رهبری انجام گرفته و تیم، مورد تایید ایشان است پس باید دربست محتوای توافق را پذیرفت. برخی از قائلان به این تصور در جریان بیانیه لوزان تا مرز تبریک هم پیش رفتند اما رهبری فرمودند چه تبریکی؟! تلقی دوم معتقد است که به تصریح رهبر معظم انقلاب اولا ایشان در جزئیات مذاکرات دخالت نمی‌کنند. ثانیا سخنان عمومی و خصوصی ایشان در این زمینه و عرصه‌های دیگر یکی است. ثالثا معظم‌له خط قرمزهای روشنی، هم درباره شیطان بزرگ و هم چارچوب مذاکرات (نظیر لغو همزمان تحریم‌ها در روز اجرای تعهدات، موکول نکردن اجرای تعهدات غرب به گزارش آژانس، حفظ حریم‌های امنیتی و نظامی و فنی و...) ترسیم کرده‌اند. رابعا به صراحت فرموده‌اند متن فراهم آمده با دقت در مسیر قانونی ملاحظه و بررسی شود و در صورت تصویب، راه نقض عهدهای طرف مقابل که به هیچ وجه قابل اعتماد نیست بسته شود.بنابراین آیا بدون بررسی و بستن راه‌های نقض عهددشمن در همین متن برجام می‌توان گفت به خواست رهبری عمل شده است؟ و اگر بنا بود رهبری این متن را تأیید کنند چرا به بررسی و ملاحظه دقیق در مسیر قانونی و بستن راه‌های نقض عهد اصرار دارند؟!
اما فراتر از این دو تلقی درون نظام، جریان قائل به بستن به هر قیمت با غرب درصدد است ضمن ایجاد هاله تقدس برای برجام و مزاحمت برای منتقدان، نظام را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد. تعبیه قطعنامه شورای امنیت در برجام و تصویب آن در شورای امنیت سازمان ملل پیش از بررسی و تصویب برجام در ایران، نشانه این طراحی است در حالی که قطعنامه، به یک میدان مین و ماشه کشیده شده آماده شلیک، بیشتر می‌ماند تا مکانیسم حل بحران و رفع اختلاف. با این اوصاف بررسی دقیق برجام و رفع پاشنه آشیل‌ها و نقاط آسیب‌خیز آن، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند، ضمن اینکه حساسیت و خالی نگذاشتن میدان مبارزه با استکبار اولویت مهم‌تر و همیشگی ماست.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ظریف:ایراداتی به توافق وارد است، اما اهداف اصلی و خطوط قرمز در آن رعایت شده است

ظریف در ادامه تصریح کرد: هر کس درباره این توافق تحلیلی کرده و هر چیزی می‌نویسد با اهداف سیاسی، یکی می گوید ایران امریکا را بر خاک مالید، بیخود می‌گویند و تحلیل دیگری برعکس آن در خصوص ایران است.

وی گفت: این توافق، توافق متوازنی است که ایراد هم به آن وارد است؛ اما اهداف کلی، اصول و خط قرمزها در آن رعایت شده است.

ظریف با اشاره به اینکه ما یک قطعنامه و یک ضمیمه قطعنامه در شورای امنیت داریم و برجام هم توافقی است بین ما و طرف مقابل افزود: در تاریخ سازمان ملل متحد سابقه ندارد که در باره قطعنامه ای با کشور هدفش مذاکره شود یا اینکه قطعنامه ای در خارج از نیویورک مقر سازمان ملل متحد مورد توافق قرار گیرد و بعد متن آن در مقر ملل متحد تغییر نکند.

وزیر امورخارجه افزود: این قطعنامه ای است که حتی کلمه ای از آن بعد از توافق در خارج از ملل متحد، در مقر سازمان ملل تغییر نکرد و به طور کامل همان به تصویب رسید.

ظریف گفت: حتی به طور مثال قطعنامه ۱۷۳۷ بین اعضای دائم ملل متحد وقتی از خارج به داخل مقر برای تصویب نهایی آمد با پیشنهاد ژاپن تشکیل کمیته تحقیق به آن اضافه شد.

وی تاکید کرد: قطعنامه برجام نخستین قطعنامه ای است که بدون بالا و پایین کردن کلمه ای به طور کامل تصویب شد.

ظریف افزود: از جهت دیگر صرف اینکه با ایران که کشور هدف قطعنامه بوده مذاکره می شود این نیز برای اولین بار است بطوریکه ایران به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل متحد مورد مشورت بود.

وی در ادامه با اشاره به اینکه در یک توافق دو طرف باید احساس دستاورد داشته باشند گفت: این طبیعی است که امریکا و طرف مقابل می گویند در برجام به جایی رسیدند و زمان دستیابی ایران را به بمب یک سال به تاخیر انداخته اند.

وزیر امور خارجه در خصوص بکاربردن کلمات مختلف در متن برجام گفت: برخی در جاهایی می گویند اگر به جای این کلمه، کلمه دیگری بود بهتر بود اما این طور است که طرفین بالاخره باید از جایی شروع کنند و ممکن است کلمات مختلفی از طرفین پیشنهاد شود.

وی افزود: این طور نیست که یک کلمه ای نازل شده باشد و کلماتی بوده که یا ما یا طرف مقابل آنها را نپذیرفتند.

وزیر امورخارجه گفت: برخی نکات مورد نظر ما و یا نظر طرف مقابل بوده و تلاش برای نزدیک کردن دو طرف با جایگزین کردن کلمات بوده و توافق این گونه شکل می گیرد.

ظریف افزود: در توافق باید تلاش شود که طرف مقابل هم دستاوردی داشته باشد.

وی در ادامه درباره نحوه اجرای برجام توسط امریکا و دیگر کشورها گفت: فضای سابق در خصوص ایران در هم شکسته است و انها ناگزیرند توافق را اجرا کنند چرا که فضای قبلی بازگشت پذیر نیست.

وزیر امورخارجه درباره احتمال بازگشت پذیری تحریم ها نیز گفت: اعمال این تحریم ها ده سال طول کشیده تا جا افتاده است .

وی افزود: به طور مثال تحریم های نفتی علیه ایران در شروع، یک فرصت شش ماهه برای اجرای آن در نظر گرفته شد.

ظریف گفت: پس با شرایط ایجاد شده بعد از برجام بازگشت این تحریم ها بیش از ده سال طول خواهد کشید.

وی با اشاره به سخنان آقای خرازی در خصوص داشتن آینده نگری گفت: ما با سابقه شش قطعنامه، تعداد زیادی تحریم و تحریم های جدیدی که در دولت جدید در کنگره آمریکا علیه ایران تصویب شد مواجه بودیم و کنگره برای جلوگیری از عدم اجرای قطعنامه ها، مصوبه ای خلاف قانون اساسی امریکا مصوب کرد .

وزیر امور خارجه کشورمان افزود: نتانیاهو در هر سفری به امریکا با تحریم جدیدی علیه ایران بر می گشت و کسی هم به اینکه این مصوبه ها خلاف قانون اساسی امریکاست کاری نداشت .

وی گفت: مصوبه اخیر کنگره در خصوص اعمال تحریم ها علیه ایران دست وزارت خارجه امریکا را می بست که موضوع وتوی آن از طرف اوباما مطرح شد هرچند کنگره حق ندارد اما این کار را کرد .

ظریف افزود: با این شرایط مذاکراتی برگزار شد که نخستین نتیجه ان برنامه جامع اقدام مشترک موضوع توافق ما و طرف مقابل بود.

قطعنامه اخیر شورای امنیت را بی‌سابقه بوده است/ اگر طرف مقابل نقض عهد کرد می‌توانیم برگردیم

وزیر امور خارجه در ادامه، قطعنامه اخیر شورای امنیت را بی‌سابقه دانست و گفت: در تاریخ شورای امنیت و حتی شش قطعنامه قبلی سابقه ندارد که کشوری از ذیل فصل ۷ بیرون بیاید.

ظریف با بیان اینکه این قطعنامه‌ها یک دقیقه هم اجرایی نشد، افزود: قبول داریم که یک چیزهایی هم در این قطعنامه مانده است؛ چراکه قرار نبود باشد.

وی ادامه داد: قرار بود در توافقات با غرب هیچ چیزی درمورد برنامه های تسلیحاتی موشکی نباشد که نیست، اما در قطعنامه آمده چرا که این قطعنامه باید کاری با شش قطعنامه قبلی می کرد .

ظریف گفت: ما رسما بیانیه دادیم که توان موشکی و برنامه تسلیحاتی خود را ادامه خواهیم داد که این بیانیه نیز بعد از قطعنامه شورای امنیت منتشر شد .

وزیر امور خارجه طرف مقابل را بانی قطعنامه عنوان کرد و افزود:‌ بعد از گذشت زمان آقایان حقوقدان در خصوص این قطعنامه عرق خواهند ریخت چرا که این قطعنامه هیچ سابقه حقوقی ندارد و اگر مبنا قرار بگیرد خود کلی گرفتاری به همراه دارد.

وی گفت: این برای اولین بار در تاریخ شورای امنیت است که غنی سازی کشوری مورد قبول قرار گرفته است و حق کشورها در استفاده از چرخه سوخت نیز طبق ان‌پی‌تی مفروض گرفته میشود.

ظریف افزود: در قطعنامه ۱۶۹۶ با اشاره به قرار گرفتن ایران تحت ماده ۴۰ آمده است که با تصویب ماده ۴۰ ایران را مجبور به توقف غنی سازی می کنیم اما حالا از کشورها می خواهند که با ایران در موضوع هسته ای همکاری کنند و این دلیل همه این کارهایی بود که من انجام دادم.

وزیر امور خارجه با اشاره به سه بند آخر قطعنامه اخیر شورای امنیت گفت: مجوز عبور از ممنوعیت های قبلی ازجانب ایران از همین الان و قبل از برداشته شدن گامی از طرف ایران داده شده است.

ظریف افزود: در شورای امنیت هر کلمه معنایی دارد لذا اینکه چرا باید ماده ۴۱ بیاید دلیلش این است که این ماده از قبل وجود داشته است و لذا امکان حذف آن نیست.

وی ادامه داد:‌ این دست ماست که اگر طرف مقابل نقض عهد کرد ما بتوانیم برگردیم؛ حالا آیا این خواست ما بوده است؟ نه، یک مصالحه است چرا که آن چیزی را که گرفتیم متوازن می کند .

وزیر امور خارجه گفت: ما در موضوع قطعنامه فقط طرف مشورت بودیم، صریحا هم در برجام گفته شده است که قطعنامه جزو برجام نیست.

البته اقای ظریف نگفته که خطوط قرمز نظام رعایت نشده بلکه دور زده شده است وقتی رهبری نظام توافق دو مرحله ای را رد کردند و دقیقا اشاره کردند که نباید تحریمها را منوط به گزارش آژانس بدانند ،  در حالیکه لفو شدن تحریمها را منوط به اقدامات ایران و گزارش راستی آزمائی آژانس کرده اند چطو این آقایان مطرح می کنند که خطوط قرمز رعایت شده است و آیا این قبیل اقدامات توهین و اهانت به شعور مردم نیست؟وقتی متن برجام و توافق مورد بررسی دقیق قرار می گیرد  متوجه می شویم که هیچ یک از خطوط قرمز رعایت نشده بلکه بطور ناشیانه دور زده شده است و تاریخ در این خصوص و اقداماتی که بعد از این مجلس و شورای امنیت ملی انجام خواهد داد قضاوت خواهد کرد و لعن و نفرین بر کسانی که منافع ملی را فدای  منافع حزبی و گروهی می کنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

بخاطر اظهار نظر در مسائل هسته‌ای از سوی وزارت ارشاد،بی‌بی‌سی مجوز گرفت، کیهان و رجا نیوز تذکردریافت کرد و 9 دی توقیف شد

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اقدامی قابل تامل و یک روز پس از برخورد با منتقدان توافق هسته ای، به بی بی سی برای فعالیت رسانه ای درباره مذاکرات و توافق مذکور مجوز فعالیت در ایران داد!

مجوز فعالیت BBC رسانه وابسته به دستگاه‌های امنیتی رژیم سلطنتی انگلیس که از سال ها پیش به‌دلیل اقدامات ضدامنیتی در ایران تعلیق شده بود، اخیراً با تصمیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجدداً فعال شد.
نوش‌آبادی سخنگوی وزارت ارشاد دولت یازدهم در گفت‌وگو با تسنیم ضمن تأیید این خبر گفت: مجوز فعالیت بی‌بی‌سی برای تهیه گزارش صادر شده است.
وی افزود: صدور این مجوز با هماهنگی نیروهای انتظامی و مراکز اطلاعاتی و امنیتی انجام شده است.
سخنگوی وزارت ارشاد گفت: یک گروه از خبرنگاران هلندی‌الاصل که برای BBC World کار می‌کنند هم قرار است به‌زودی برای تهیه اخبار و گزارش وارد ایران شوند.
نوش‌آبادی در همین حال تأکید کرد که وزارت ارشاد بی‌بی‌سی فارسی را به‌عنوان یک رسانه به رسمیت نمی‌شناسد.
صدر این مجوز برای بنگاه خبرپراکنی بی بی سی در حالی است که روز دوشنبه اعلام شد به دلیل انتقاد از توافق هسته‌ای، کیهان و رجانیوز تذکر گرفته و 9دی توقیف شده است!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رمزگشایی از اظهارات هاشمی اعتراف به فقدان پایگاه مردمی

آقای هاشمی رفسنجانی در تازه‌ترین اتهام‌زنی به نهادهای کشور با تلویحی نزدیک به تصریح مدعی شد قرار بوده در انتخابات سال 92 تقلب شود!
هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام طی سخنانی در اجلاس مدیران و رؤسای آموزش و پرورش که در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد، با اشاره به اهمیت و جایگاه معلمان و آموزش و پرورش در کشور اظهار داشت: ما در دوره گذشته دچار یک انحراف بزرگ شدیم و قبل از آن هم فراز و نشیب‌های زیادی داشتیم.
هاشمی ادامه داد: افراط و تفریط همیشه به ما ضربه زده است و یک عده انسان تنبل که نماد تفریط هستند و یک عده تندرو بی‌ترمز به عنوان نماد افراط همیشه به ما آسیب رساندند؛ البته وجود این دو قشر در دوره‌های مختلف بی‌نصیب و بی‌تاثیر نبوده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: افراط و تفریطی که ما در داخل از آن ضربه می‌خوردیم هم‌اکنون جهانی شده و متاسفانه این جریان قابلیت سربازگیری و یارگیری از میان جوانان سرخورده را دارد.
وی با تاکید براینکه در دوره ما این تحول رخ داد و مردم متحول شدند، گفت: مردم ما وقتی همه چیز از طرف دولت، شورای نگهبان و نیروهای امنیتی فشار می‌آورد که از یک انتخاب درست از سوی آنها جلوگیری شود، متحول شدند!
هاشمی در ادامه با طرح اتهامی جدید به طور تلویحی مدعی شد قرار بوده در انتخابات سال 92   اقداماتی صورت بدهند - تقلب- اما به دلیل ترس این اقدام انجام نمی شود! وی گفت: در آن زمان مردمی که فکر می‌شد مایوس و ناامید هستند ناگهان در یک لحظه در سراسر کشور یک زلزله‌ای برپا شد و جوانان خواست خود را بدون هزینه نشان دادند و این آنها را ترساند و حداقل تصمیم گرفتند که آن دروغی که می‌خواستند انجام دهند را نکنند!
البته این نخستین بار نیست که هاشمی نهادهای رسمی کشور به تقلب در انتخابات متهم می کند و هربار که ایشان در انتخاباتی با عدم استقبال مردم روبرو شده است، کوشیده این فقدان پایگاه اجتماعی را با طرح ادعای تقلب بپوشاند و درباره آن فرافکنی کند. عدم اقبال مردمی به هاشمی در مقاطع و انتخابات های متعدد باعث شده است وی هربار ادعای تقلب را مطرح کرده و اینگونه دست به فرافکنی بزند.
به گزارش فارس رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به جمله رهبر معظم انقلاب مبنی بر حق‌الناس بودن رای مردم، گفت: این جمله رهبر انقلاب یک نهیبی به برخی مسئولان زد و با اینکه توانستند در یک مرحله راه مردم را سد کنند ولی در مرحله بعد ناباورانه خواسته مردم به نتیجه رسید.
هاشمی که اشتیاق خود برای رابطه با آمریکا را پنهان نمی کند در بخش دیگری از این سخنان گفت: یکی از جاهایی که این تحول بروز کرد و از کارهایی بود که نمی‌گذاشتند انجام شود و هنوز هم برای انجام نشدن آن دست و پا می‌زنند مسئله مذاکره با آمریکا بود و هم‌اکنون می‌بینید که تابوی مذاکره با آمریکا شکست.
وی منتقدان توافق هسته ای را بی نصیب نگذاشت و در اظهاراتی توهین آمیز در این زمینه گفت: کسی تصور نمی‌کرد که 6 تیم قدرتمند کشورهای دیگر در مقابل خواسته ایران کرنش کنند؛ البته کسانی که می‌گویند حق مردم ضایع شده چیزی نمی‌دانند و یا واژه‌ها بسیار سنگین است که آنها متوجه نمی‌شوند و یا واقعا نمی‌خواهند واقعیت را بگویند!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اخبار ویژه روزنامه کیهان

آدرس اشتباه ندهید/ مجلس، مسئول بررسی برجام است
رئیس مجلس در فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت گفت: موضوع هسته‌ای زیرنظر مقام معظم رهبری بررسی می‌شود و مجلس از این باب نگرانی نداشته باشد و هر تصمیمی که به مصلحت باشد در این‌باره اتخاذ شده و گزارش آن به مجلس ارائه خواهد شد.
ایرج عبدی نماینده خرم‌آباد در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به جلسه شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت مجلس در این جلسه خاطر نشان کرد: «موضوع هسته‌ای زیرنظر مقام معظم  رهبری مورد رسیدگی قرار می‌گیرد و مجلس در ارتباط با این موضوع نگرانی نداشته باشد و آنچه که به مصلحت کشور است در موردش تصمیم‌گیری می‌شود و گزارش آن به مجلس ارائه خواهد شد».
در همین حال سایت الف در یادداشتی نوشت: آن زمان که رهبری در ابتدای امسال و در دیدار با جمعی از مداحان، درباره مذاکرات گفتند که «برخی اوقات گفته می‌شود که جزئیات این مذاکرات، زیر نظر رهبری است در حالی که این سخن دقیق نیست... تا به حال در جزئیات مذاکرات دخالت نکرده‌ام و از این پس هم دخالت نخواهم کرد.» برای بسیاری روشن شد که ساز و کار دخالت رهبری در مذاکرات هسته‌ای چگونه است و برخلاف تصور برخی، تیم مذاکره‌کننده برای هر تصمیم و صحبت خود از رهبری مجوز نمی‌گیرد بلکه ایشان درباره کلیت موضوع تصمیم‌گیری خواهند کرد.
دولت بعد از آنچه جمع‌بندی مذاکرات در وین خوانده شد، در موضع‌گیری‌های خود توافق را تمام شده خواند.
در این بین هیچگاه برای مردم توضیح نداد جدای از زمان‌بندی‌های سالیانه در متن جمع‌بندی برای آغاز مفاد توافق، ساده‌ترین موضوع اصل 77 قانون اساسی است که می‌گوید «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.» و بدیهی است که در غیر تصویب مجلس، در حقیقت توافقی انجام نشده است.
رهبر انقلاب در روزهای بعد از انتشار جمع‌بندی وین، سه بار بر شرط تصویب توافق صحه گذاشتند:
1- لازم است متنی که فراهم آمده با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه «در صورت تصویب»، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و راه آن بسته شود. (پاسخ به نامه ریاست‌جمهوری/24تیر)
2- چه این متنی که تهیه شده است، در مجاری قانونی پیش‌بینی شده خود «تصویب بشود و چه نشود»، اجر آنها محفوظ است؛ این را به خود آن برادران هم از نزدیک عرض کردیم. البته برای تصویب این متن، یک مسیر قانونی پیش‌بینی شده‌ای وجود دارد که باید این مسیر را طی کند و خواهد کرد؛ ان‌شاءالله. (خطبه‌های نماز عید فطر/27تیر)
3- «چه این متن تصویب بشود و چه نشود»، به حول و قوه ‌الهی، اجازه هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد... «تصویب بشود و چه نشود»، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید. (خطبه‌های نماز عید فطر/27تیر)
مجموع صحبت‌های فوق در مقایسه با آنچه دولتی‌ها در افکار عمومی جا انداخته‌اند نشان می‌دهد نظر رهبری این است که این توافق بدون تصویب مجلس شورای اسلامی براساس قانون، توافق نیست.
با این اوصاف و بنابر صریح نظرات رهبر معظم انقلاب که متخذ از قانون اساسی است، نمایندگان مجلس شورای اسلامی مسئولیت دارند به دقت به بررسی نقاط ضعف و آسیب مهم متن جمع‌بندی شده برجام بپردازند.

انواع محدودیت‌های بالای 10 سال عبور از خط قرمز نظام است
برخلاف تصور اولیه، برخی محدودیت‌های لحاظ شده علیه ایران در توافق هسته‌ای بیش از 10 سال است.
به گزارش رجانیوز، در حالی که عنوان می‌شود محدودیت‌های حاصله از توافق وین به دوره‌ای هشت ساله محدود می‌شود اما بررسی‌ها حاکی از آن است که این سخن چندان با واقعیت انطباق ندارد. بررسی‌ها حاکی از آن است که دوران محدودیت‌ برنامه غنی‌سازی هشت ساله نیست و پس از هشت سال صرفا در دو زمینه تحقیق و توسعه بر روی IR-6  و IR-8 و ساخت IR-6 و IR-8  محدودیت‌ها کمتر خواهد شد. از سوی دیگر در متن توافق هیچ سخنی از پایان محدودیت‌های برنامه غنی‌سازی در سال هشتم یا سال دهم یا پانزدهم یا حتی فراتر از آن به میان نیامده است و این اظهارات خلاف صریح متن توافق نهایی می‌باشد.
پیش از این مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام در تاریخ 94/4/2 ضمن رد محدودیت‌های بلندمدت فرموده بودند: «ما برخلاف اصرار آمریکایی‌ها محدودیت‌های بلندمدت 10، 12 ساله را قبول نداریم و مقدار سالهای مورد قبول محدودیت را به هیئت مذاکره‌کننده گفته‌ایم» اما آن چه از سخنان اخیر محمدجواد ظریف چنین برداشت می‌شود که دوران محدودیت‌ برنامه غنی‌سازی همان‌گونه که در خطوط قرمز نظام ترسیم شده بود هشت ساله است و محدودیت‌های ده سال و دوازده  ساله پذیرفته نشده است. برای روشن شدن درستی یا نادرستی سخن فوق چاره‌ای جز مراجعه به متن توافق نداریم.
در بخش «مقدمه و مفاد عمومی»  توافق نهایی چنین آمده است: «طرح بلندمدت ایران شامل برخی محدودیت‌های مورد توافق در مورد همه فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم و فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم، از جمله برخی محدودیت‌های مشخص در برخی فعالیت‌های خاص تحقیق و توسعه، برای هشت سال نخست و به دنبال آن، با یک ضرباهنگ معقول، تکامل تدریجی به سمت مرحله بعدی فعالیت‌های غنی‌سازی ایران برای اهداف منحصرا صلح‌آمیز، به نحو موصوف در پیوست 1 خواهد بود.» همان‌گونه که ملاحظه می‌شود متن فوق می‌گوید برنامه غنی‌سازی ایران در دوره هشت ساله نخست محدودیت‌های مشخصی را خواهد داشت و پس از این هشت سال نیز با یک تکامل تدریجی به سمت مراحل بعد خواهد رفت. در متن فوق هیچ سخنی از پایان محدودیت‌ها پس از سال هشتم به میان نیامده است. دلالت متن فوق این است که برنامه غنی‌سازی دارای دو دوره محدودیت‌ هشت ساله و پس از هشت ساله خواهد بود که در هر دوره محدودیت‌های مشخصی بر غنی‌سازی اعمال خواهد شد. یعنی پس از پایان هشت سال، محدودیت‌ها به طور کامل برداشته نمی‌شود بلکه صرفا برخی از محدودیت‌ها کاهش می‌یابد و پس از هشت سال نیز برنامه غنی‌سازی ایران محدود خواهد بود.
با مراجعه به تعهدات ایران در زمینه غنی‌سازی و تحقیق و توسعه این مسئله به نحو روشن‌تری معلوم می‌شود. طول دوره مهم‌ترین محدودیت‌های غنی‌سازی و تحقیق و توسعه غنی‌سازی به شرح زیر است: برای یک دوره 10 ساله، ظرفیت غنی‌سازی به 5060 دستگاه سانتریفیوژ IR-1 محدود خواهد شد. تا 15 سال ایران حق ندارد بیش از  3/67 درصد  غنی‌سازی کند. تا 15 سال ایران حق ندارد  بیش از 300 کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده به صورت UF6 نگهداری کند.
در همین حال سایت مشرق در تحلیلی نوشت:  وندی شرمن معاون وزیر خارجه آمریکا اخیرا در کنفرانس خبری گفت: «پنج عضو دائم شورای امنیت تصمیمی سیاسی گرفتند و به دبیرکل سازمان ملل هم اعلام کردند که پس از 10 سال، درخواست تمدید پنج ساله این مکانیسم را مطرح خواهند کرد.»
بند هشتم قطعنامه 2231 شورای امنیت درباره لغو تحریم‌ها می‌گوید: «تصمیم می‌گیرد که تحت بند 41 منشور ملل متحد، 10 سال پس از روز پذیرش برجام که در سند برجام تعریف شده است، تمام تمهیدات این قطعنامه لغو گردند و هیچ‌کدام  از قطعنامه‌هایی که در زیر پاراگراف a از پاراگراف 7 گفته شد، نباید اجرا شوند. در این زمان، شورای امنیت در رسیدگی به موضوع هسته‌ای ایران به جمع‌بندی می‌رسد و گزینه «عدم اشاعه»  از فهرست موضوعات مورد توجه شورای امنیت خارج می‌شود».
آنچه در این متن مورد توجه است، معنای کلمه concluded، است؛ اگرچه این کلمه دوپهلو، در معنای عرفی با ترجمه «تمام شدن» یا «جمع‌بندی نهایی» به کار می‌رود ولی در ادبیات انگلیسی میان دو کلمه concluded و  Closed  تفاوت شفاف وجود دارد.
اگر به جای کلمه concluded، از کلمه Closed استفاده می‌شد، معنای ترجمه بدین شکل تغییر می‌یافت: «در این زمان، رسیدگی به موضوع هسته‌ای ایران توسط شورای امنیت بسته خواهد شد» ولی آنچه در حال حاضر در متن به کار رفته است، استفاده از کلمه  concluded به معنای «گزارش جمع‌بندی نهایی ]پس از پایان برهه 10 ساله[» است و ممکن است در این جمع‌بندی، شورای امنیت به صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران نرسد.

محمد هاشمی: از کارگزاران جدا شدم چون مقلد امام هستم نه لیبرال
دبیر سیاسی مستعفی کارگزاران گفت: ما در جامعه اسلامی هستیم و لیبرال معرفی کردن کارگزاران با جامعه اسلامی نمی‌خواند.
محمد هاشمی در مصاحبه با روزنامه اعتماد و درباره علت جدایی‌اش از حزب کارگزاران سازندگی گفت: اظهارنظری توسط یکی از بزرگان ]مرعشی[ حزب انجام شد که اعلام کرد حزب کارگزاران حزبی است لیبرال دموکرات مسلمان. ما در جامعه اسلامی هستیم و این واژه‌ها با هم نمی‌خواند. لیبرالیسم امروز در برابر اسلام قد علم کرده است. لیبرالیسم با اسلام قابل جمع نیست. به عنوان یک لفظ قشنگ است اما محتوای آن با محتوای حزب ما همخوانی نداشت.
وی ادامه می‌دهد: برخی واژه‌ها مطرح می‌شد که موضوع ملی‌گرایی را پررنگ‌ می‌کرد. ما  ملی‌گرا نیستیم. در مقطعی از مرحوم بازرگان پرسیدند فرق شما با امام چیست؟ او می‌گوید: «امام ایران را برای اسلام می‌خواهد و من اسلام را برای ایران می‌خواهم.» فرق این دو عبارت زیاد است. بنابراین ما در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی حزب تشکیل دادیم و یک حزب سیاسی مسلمان بودیم. آنجایی که تعارضی بین اسلام و مسائل دیگر پیش می‌آید ما موظف هستیم که اسلام را بپذیریم. ما باید تعهد خود را بپذیریم و مردم را فریب ندهیم. من دیدم که این نوع گفتمان‌ها و نگرش‌ها به ماهیت حزب لطمه می‌زند و به آرمانی که داشته صدمه می‌زند.
هاشمی در ادامه گفته است: جمله‌ای که آقای بازرگان گفته است صداقت او را نشان می‌دهد. ما با امام بودیم و از نظر سیاسی و نحوه زندگی پیرو او بودیم. امام مرجع تقلید من بوده است بنابراین نمی‌توانستیم چیزی که را که عدول از خط امام باشد بگوییم. حتی چیزی که به ظاهر متفاوت باشد را نمی‌توانیم بیان کنیم. مسائل اینچنین بود که اشاره کردم و من در زندگی شخصی‌ام اعتقاداتی دارم و براساس آنها تحلیل می‌کنم و تصمیم می‌گیرم. منظور من این نوع مقولات بود. کسانی که در حزب بودند و هستند از دوستان من بودند و سال‌ها با هم کار کرده‌ایم. الان هم با هم دوست هستیم.
وی تصریح کرد: زمانی که افزوده شدن برخی آقایان به حزب مطرح می‌شد به دلیل اینکه شناخت بایسته را نداشتم یا سکوت یا مخالفت می‌کردم. من رأی می‌دادم اما بعدا در میدان عمل به این نتیجه رسیدم که حزب کارگزاران کمی با ریشه‌ها و سابقه‌ای که داشته است فاصله گرفته و عدول کرده و در مسیر دیگری افتاده است. البته من چند بار تذکر دادم و الان هم که خارج از حزب هستم تذکر می‌دهم. گفت‌وگوها و حرف‌هایشان را دیدم و به دبیرکل و دیگر افراد تذکر داده‌ام. همین الان هم اگر بخواهند اظهارنظر می‌کنم و نظرم را به آنها می‌گویم. من دیدم که اگر درون حزب باشم و بخواهم درباره مسائل اظهارنظر کنم ممکن است در حزب تشنج ایجاد شود.
محمد هاشمی در بخش دیگری از این مصاحبه، از نامزد شدن معین و برخی دیگر از اصلاح‌طلبان در سال 84 که باعث شکست شد، انتقاد کرد.

دعوت مدیر فراری دولت اصلاحات به دوپینگ چند باره با فشار غرب
یک مدیر فراری وزارت کشور دولت اصلاحات می‌گوید توافق اتمی فرصتی برای جامعه مدنی در داخل کشور جهت خروج از بن‌بست است.
سهراب رزاقی در مصاحبه با دویچه وله آلمان به عنوان مدیر مؤسسه کنشگران داوطلب معرفی شده اما مدیر مرکز تحقیقات وزارت کشور در دولت اصلاحات بود و در زمینه تئوری‌پردازی برای ایجاد اغتشاش و تحرکات براندازانه مشارکت داشت.
وی از طریق مراکزی چون مؤسسه کنشگران داوطلب ده‌ها میلیون یورو از برخی مؤسسات فعال در حوزه براندازی نظیر مؤسسه هلندی هیفوس دریافت کرده است.
رزاقی در مصاحبه با دویچه وله می‌گوید: توافق اتمی، تنها یک توافق با 6 کشور نیست بلکه این توافق می‌تواند درهای ایران را بر روی دنیا پس از 37 سال باز کند، همان طور که در تجربه بلوک شرق و توافق ریگان با شوروی سابق در دهه 80 میلادی رخ داد و در نهایت منجر به باز شدن درها شد.
وی می‌افزاید: جامعه مدنی باید حاکمیت را پای میز مذاکره بنشاند و از حالت خوابگردی فعلی خارج شود. من نسبت به آینده خوش‌بین هستم اما در بطن یک بدبینی گسترده‌تر(!) خوشبینم به خاطر این که حکومت به رویکرد گفت‌وگو در خارج روی آورد. اما حکومت در داخل خودش تن به این کار نمی‌دهد. باید مانند فشار بین‌المللی حکومت را پای مذاکره آورد.
رزاقی خرداد سال گذشته در جمع عناصر فراری و ورشکسته وابسته به فتنه سبز گفته بود: کروبی و خاتمی دچار شیفتگی و عوام‌زدگی شدند. نیروهای جنبش سبز دچار توهم نسبت به توان حکومت بودند. وزرای دولت روحانی هم سبزهای شرمگین هستند.

گرای فشار بر معیشت مردم را چه کسانی به دشمن دادند؟!
«در دولت قبلی برخی از فقیر شدن مردم خوشحال بودند».
هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی فارغ‌التحصیلان فیلیپین گفت: جای شگفتی است که بعضی‌ها وقتی می‌بینند که کشور و مردم به سوی گرفتن حق خود پیش می‌روند، حساسیت نشان می‌دهند.
وی گفت: با تفکرات افراطی و شعارهایی که هیچ جایگاهی در آرمان‌های انقلاب و امام نداشت منافع کشور را به باد می‌دادند و خوشحال بودند که مردم فقیرتر می‌شوند تا بتوان به آنها کمک کرد.
هاشمی همچنین گفت: قدرت‌هایی که حق غیرقانونی وتو را در شورای امنیت دارند، آمده بودند که تمام قطعنامه‌های سابق خود علیه مردم ایران را وتو کنند که دیدید هفت قطعنامه را در یک جلسه نیم ساعته لغو کردند و این چیزی نیست جز حقانیت ایران که سرانجام سنگینی سایه‌اش را بر قدرت‌های غرب و شرق انداخت.
آنچه درباره این اظهارات قابل تأمل است، غفلت از نقش ویژه برخی دست‌اندرکاران اصلی فتنه سبز- نظیر م. ه‍  و...- در دادن آدرس تحریم‌های گزنده و تشویق به تشدید تحریم‌ها علیه ملت ایران به قصد انتقام‌گیری از دولت وقت و نیز جبران هزیمت در آوردگاه گردن‌کشی مقابل جمهوریت و اسلامیت نظام می‌باشد.
از سوی دیگر قطعنامه‌های قبلی، لغو نشده بلکه تجمیع شده و با بقیه مکانیسم ماشه (بازگشت خودکار و سریع تحریم‌ها با کمترین بهانه) عملا تحریم‌های مذکور هم تثبیت شده و هم فرصت امتیازگیری از برنامه هسته‌ای ایران فراهم آمده است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دلیل برکناری متکی از زبان اقای احمدی نژاد

دلیل برکناری متکی از زبان اقای احمدی نژاد
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران به نقل از تابناک: محمود احمدی‌نژاد، اخیرا در یک گردهمایی دانشجویی به سئوالات آنان پاسخ داد. وی در پاسخ به این سئوال که "علت عزل منوچهر متکی در حین مأموریت چه بود؟” گفت: سه چهار دیپلمات را که بنده مخالف اعزام اینها به کشورهای غربی بودم، ایشان به غرب اعزام کرد و آنها هم رفتند و پناهنده شدند. بعد از سفر نیویورک، در جلسه ای قضیه بررسی شد و بنا شد ایشان عوض شوند. لازم به ذکر است که من در دور دوم دولت با ایشان دیگر کاری نداشتم و تمام کارهای بین المللی به عهده خودم بود. بهرحال از روزی که تصمیم گرفتیم که ایشان وزیر نباشد، ایشان مداوماً در سفر بود حتی در دولت هم که حضور پیدا می کرد سریعاً ناپدید می شد تا اینکه بعد از سه ماه بالاخره در ساعت ده شب با ایشان وقت تنظیم شد و به ایشان گفتیم که شما دیگر در دولت وزیر نیستید ولی من دوست دارم شما بعنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی فعالیت کنید. گفت من امشب میخواهم به سنگال بروم و اصرار کرد که من می روم. گفتم شما از نظر من وزیر نیستی. ولی با این حال با هواپیمای اختصاصی رفت و گفت که دوشنبه ظهر بر میگردم.من هم همانجا حکم عزل ایشان را صادر کردم و نوشتم که دوشنبه عصر اعلام شود. دوشنبه عصر گفتم شاید از سفر برنگشته باشد. با دفتر تماس گرفتم که فعلا حکم را اعلام نکنند. گفتند پنج دقیقه قبل اعلام کردیم . گفتم بردارید تا مطمئن شویم که برگشته است. گفتند دیگر دیر شده چونکه در رسانه ها منتشر شده است. بعد که از سفر برگشتند، از مدیرکل تشریفات وزارت خارجه پرسیدم چرا دیر آمدید؟ گفت: دوشنبه ظهر جلسات رسمی تمام شد و بنا بود برگردیم ولی ایشان به من گفت که یک قرار شام بگذار و سفر را تمدید کن. گفت حتی اگر می توانید یک سفر دیگر هم برای من هماهنگ کن تا من از اینجا مستقیم به ایران نروم. ضمناً زمانی هم که ایشان حکم عزلش اعلام شد، در هیچ جلسه رسمی نبوده است. بعداً معاونان ایشان به ما گفتند که ما تعجب می کردیم چون ایشان از همان سه ماه قبل به ما گفته بود هرجا که می توانید برای من سفر هماهنگ کنید. فقط سفر باشد هرجا بود مشکلی نیست! این معاونان می گفتند ما نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده ولی ایشان اصرار به سفر خارجی داشتند. مأموریت ها را باید من به وزیر می دادم اما ایشان بدون هماهنگی با من همه جا میرفت و این سفرها نه نتیجه ای و نه گزارشی داشت. بخدا میل شخصی من بر برداشتن متکی نبود ولی شرایطی ایجاد شده بود که باید ایشان را بر می داشتم.

نوشته شده در تاریخ شنبه 6 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مصباحی‌مقدم در اعتراض به حمایت آقای کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران از سران فتنه ضیافت افطار روحانی را ترک کرد

سخنگوی جامعه روحانیت مبارز از ترک ضیافت افطار رئیس جهمور به دلیل حمایت کرباسچی از سران فتنه و تطهیر آنها خبر داد.

خبرگزاری فارس: مصباحی‌مقدم: در اعتراض به حمایت از سران فتنه ضیافت افطار روحانی را ترک کردم
حجت الاسلام  غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در گفت و گو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، با اشاره به ترک جلسه ضیافت افطاری با رئیس جمهور از سوی برخی اصولگرایان به دلیل حمایت برخی از اصلاح طلبان از سران فتنه اظهار داشت: بنده ضیافت افطاری رئیس جمهور را به دلیل حمایت‌هایی که از سران فتنه در این جلسه مطرح شد ترک کردم.

مصباحی مقدم ادامه داد: آقای کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران در این جلسه میرحسین موسوی را به سید مظلوم تعبیر کرد در حالیکه اگر بناست او سید مظلوم باشد لابد ظلم کننده به او نیز نظام است.

سخنگوی جامعه روحانیت تاکید کرد: این درحالی است که او ظلم بزرگی به نظام مرتکب شده و از این رو به نظر بنده نشستن در فضای این جلسه مشروعیت ندارد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

خواهر شهیدان قاسمپور در گفت‌وگو با فارس: بیانیه‌ای را امضا نکردیم/جز مسیر ولایت جریان سیاسی نمی‌شناسیم

خواهر شهیدان قاسمپور در واکنش به انتساب امضای پدر شهیدان قاسمپور به بیانیه موسوم به بیانیه 175 خانواده شهید گفت: خانواده شهیدان قاسمپور بیانیه‌ای امضا نکرده و روح‌مان از محتوای آن بی‌خبر است.

خبرگزاری فارس: بیانیه‌ای را امضا نکردیم/جز مسیر ولایت جریان سیاسی نمی‌شناسیم

به گزارش خبرگزاری فارس از کاشان، به دنبال انتشار بیانیه منتسب به 175 خانواده شهید در برخی رسانه‌ها و درج اسامی بعضی خانواده شهدای کاشان و آران و بیدگل در آن، فاطمه قاسمپور امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در کاشان، با تکذیب امضای منتسب به پدر شهیدان قاسمپور اظهار داشت: پدر شهیدان سه سال است که در بستر بیماری بوده و از انجام کارهای ضروری خود نیز ناتوان است چه آنکه بتواند از مسائل روز آگاه در امضای بیانیه مشارکت کند.

وی افزود: نه تنها پدر شهید بلکه هیچکدام از اعضای خانواده شهیدان قاسمپور از محتوای این بیانیه اطلاعی نداشته و امضایی از سوی این خانواده صورت نگرفته است.

این خواهر شهید با گلایه از استفاده ابزاری از شهدا بیان داشت: شهیدان در لبیک به فرمان رهبر و ولی زمان خود تا پای جان ایستادند و با نثار جان و خون خویش ولایت‌مداری‌شان را اثبات کردند و ما نیز به پیروی از آنها تنها یک خط را می‌شناسیم و آن خط ولایت فقیه و پیروی از مقام معظم رهبری است و هیچ جریان سیاسی را نمی‌شناسیم.

به گفته وی، خواهر دیگر شهیدان قاسمپور که خود مادر شهیدان عربیان است اعلام کرده که خانواده آنها نیز هیچ بیانیه را امضا نکرده‌اند اما اسم‌شان در لیست امضاکنندگان بیانیه آورده شده است.

 قاسمپور تصریح کرد: تمام جامعه نسبت به خون شهدا مدیون است فلذا حفظ آن امری واجب محسوب می‌شود و هرگونه سهل انگاری در این زمینه خسران اخروی را به همراه دارد.

وی با رد نارضایتی از مراسم تشییع شهدای تازه تفحص شده در هفته گذشته در بهارستان متذکر شد: از این جهت که این عزیزان را از دست داده‌ایم بسیار ناراحت هستیم اما حضور آنان در کنار ما افتخاری بزرگ محسوب می‌شود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ماجرای غضنفر در بازی فوتبال که به جای دروازه حریف، دروازه خودی را هدف قرار داده بود

روز ۱۷ خرداد آقای روحانی در مراسم گرامیداشت هفته ی محیط زیست، طی سخنانی گفت: «ما وقتی می‌گوییم باید تحریم‌های ظالمانه رفع شود بعضی‌ها چشمان‌شان زیاد نچرخد. تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط زیست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبی زیاد شده و بانک‌ها احیا شوند. آنها که ملت ما را تحریم کرده‌اند ظلم بزرگی مرتکب شده‌اند اما عده‌ای در داخل هم نمی‌دانستند تحریم چیست.»

واکنش ها
از همان اولین ساعات انتشار این سخنان در رسانه های اجتماعی، واکنش های انتقادی به این سخنان بالا گرفت. فردای این سخنان و با انتشار روزنامه ها، مطبوعات به این سخنان واکنش نان دادند و از گره زدن همه چیز به مذاکرات و رفع تحریم ها، حتی آب خوردن مردم گله کردند.

آیت الله یزدی، ریاست مجلس خبرگان صبح امروز پنجشنبه (۲۱ خرداد) گفت: «دولت نباید همه مسائل روزمره را به تحریم‌ها گره بزند و کارها نباید به نتیجه مذاکرات و توافق موکول شوند؛ بلکه توجه به قابلیت‌های داخلی امری اساسی و مهم است.»

آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه نیز روز چهارشنبه (۲۰ خرداد) طی سخنانی، به موضوع برخی تلاش ها برای پیوند زدن همه مشکلات اقتصادی به مذاکرات هسته­ ای و تحریم ها اشاره کرد و با اشتباه دانستن این رویکرد از منظر سیاسی و اقتصادی گفت: «با وجود تذکر این مسئله از سوی مقام معظم رهبری و مسئولان نظام باز هم می­ شنویم که عده ­ای تمام مشکلات کشور را به مسئله تحریم ­ها و مذاکرات گره می زنند و به راحتی تمام سرمایه های ملی و داخلی، توانمندی­ های جوانان و استعدادهای داخلی را نادیده می گیرند؛ گرچه تردیدی نیست که تحریم­ ها مشکلاتی را ایجاد کرده اما باید مدنظر قرار دهیم که ملت ایران با تکیه بر توان داخلی برهه ­هایی سخت تر از این به مانند دفاع مقدس را پشت سر گذاشته است. اینکه در مقابل دشمن به گونه­ ای سخن بگوییم که گویا تمام مشکلات کشور معطوف به تحریم ها است و کشور بر اثر این تحریم ­ها کاملاً وا مانده و راهی به جلو ندارد، کار غلطی است.»

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در سخنانی با بیان اینکه باید تولید و صادرات در کشور اصل شود، اظهار داشته است که «سهم تحریم‌ها در وضع اقتصادی کشور تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد است و باید دولت همت کند و زمینه‌های رونق اقتصاد و تولید را در کشور برای گذر از تحریم‌های ظالمانه فراهم کند.»

محمدباقر قالیباف، شهردار تهران نیز که طی دو سال گذشته کوشیده کمتر وارد مباحث سیاسی شود، در سخنانی گفت: «متأسفانه رویکرد مدیریتی دولت در دو سال گذشته شرایط را به‌گونه‌ای رقم‌زده که جامعه حس می‌کند انرژی مسئولین به‌جای حل مشکلات آن‌ها صرف مسئله‌سازی‌هایی می‌شود که هدف از آن وابسته کردن کشور به مذاکرات هسته‌ای و گریزناپذیر نشان دادن توافق به هر قیمت است. گویی هدف دولت برای دستیابی به توافق، رفع تحریم‌ها نیست بلکه جلب آرای سیاسی برای پیروزی در انتخابات آتی است. ما باید تاریخ را آیینه عبرت خود کنیم. تاریخی که به ما می‌گوید گره زدن همهٔ امورات کشور به راضی کردن بیگانگان نتیجه‌ای جز سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق نداشت. اگر اقتصاد مبتنی بر توان داخلی در دولت دکتر مصدق عملیاتی شده بود و نگاه به خارج از مرزها در کشور حاکم نمی‌شد، ریزش نیروهای اجتماعی به آن حد نمی‌رسید که کودتای انگلیسی علیه دولت ملی موفق شود. تردیدی در این نیست که قدرت دفاعی و اقتصادی کشور امکان چانه‌زنی و دستیابی به توافقی باعزت را افزایش می‌دهد؛ و امروز تأسف‌انگیز است که دولت با دست خود، خود را در میز مذاکرات خلع سلاح کرده است.»

آقای محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در پاسخ به این سوال که آیا گره زدن آب خوردن به رفع تحریم‌ها خطای راهبردی نیست، گفت: «به هر حال تحریم‌ها تأثیراتی داشته است اما اینکه فکر کنیم نمی‌توانیم این تحریم‌ها را کنار بگذاریم و یا آنها را خنثی کنیم برداشت درستی نیست.»

حجت الاسلام رئیسی، دادستان کل کشور نیز در همین زمینه گفت: «اینکه آب خوردن خود را به مذاکرات وابسته بدانیم، یک خطای راهبردی است‎ که دشمن خواسته یا ناخواسته از این کُد استفاده خواهد کرد. انسان نباید خود را محتاج دشمن نشان دهد.»

آقای شریعتمداری نیز در سرمقاله ی کیهان می نویسد: «چرا باید رئیس‌جمهور محترم کشورمان از نگاه طرف مقابل ایران در مذاکرات هسته‌ای، «یک فروشنده بدهکار»! تلقی شود که در «وضعیت‌اضطراری»! قرار گرفته و خود را «ناچار به فروش منافع ملی کشورش» می‌داند؟! و بعد، حریف نتیجه بگیرد اگر در خرید از این فروشنده که بدهکار و مستأصل است، عجله نکنیم اولا؛ وضعیت و شرایط اضطراری او «دشوارتر» می‌شود و ثانیا؛ بهای آنچه را که برای فروش آورده است بازهم پائین‌تر می‌آورد؟!»

واکنش ها به این سخنان آقای روحانی بسیار زیاد است و فی الحال به همین میزان بسنده می کنیم.

واکنش دولت

آقای نوبخت سخنگوی دولت در نشست خبری روز سه شنبه خود درباره سخنان رئیس جمهور در روز محیط زیست مبنی بر اینکه با رفع تحریم‌ها مشکلات مربوط به این مقوله حل خواهد شد، گفت: « به هر حال تحریم ها بسیار ظالمانه، غیر اصولی و غیر اخلاقی و حتی ضد حقوق انسانی است و به خاطر تحریم هایی که صورت گرفته بخشی از منابع ما با وجود فروش نفت، به کشور وارد نمی شود. بنابراین وقتی سرمایه گذاری کافی در محیط زیست انجام نشود آثار سوء به جامعه وارد خواهد شد. تمام کشورهایی که در این تحریم ظالمانه نقش داشتند همگی مقصرند؛ چرا که ایران را از منابعی که در اختیارش است محروم کردند بنابراین به هیچ وجه نمی توانند خود را مدافع حقوق بشر بدانند.»

پاسخ اصلاح طلبان به انتقادات از رئیس جمهور
اینستاگرام مجمع اصلاح طلبان با انتشار مطلبی در مورد انتقادات شدید رسانه های دلواپسان به سخنان اخیر روحانی نوشته است که جریان دلواپس منتقد دولت و رسانه های نزدیک به ایشان سهواً و یا از روی عمد نسبت به دو نکته تغافل می کنند: نخست اینکه حل معضلات زیست محیطی، همانطور که رئیس جمهور نیز در سخنان خود تأکید کرد، نیاز به سرمایه فراوان و ابزارهای فنی مورد نیاز دارد. با تحریم های گسترده مالی و بانکی که علیه کشورمان اعمال می شود، امکان سرمایه گذاری دولت در این زمینه بسیار محدود است. ضمن آنکه ابتیاع ابزارهای مورد نیاز نیز منوط به رفع تحریم های مالی و تکنولوژیک است. نکته دوم که این افراد و رسانه ها تمایلی به بازگویی و پرداختن به آن ندارند، این است که اگرچه نمی توان و نباید مشکلات زیست محیطی ایران را به تک علت "تحریم" فروکاست، عمده ترین مشکلات زیست محیطی کشور از زمانی آغاز شد و یا شدت یافت که دولت وقت از سویی تحریم ها را ورق پاره هایی بی اثر می خواند، و از دیگر سو در سایه همان تحریم ها و با توجیهات گوناگون، دست برخی افراد و نهادهای حامی اش را برای بهره‌برداری بی رویه از منابع محیطی کشور باز گذاشته بود. برای نمونه تحریم واردات بنزین به ایران، تولید بنزین آلوده و بی کیفیت را همراه داشت که مصرف آن در سطح کشور منجر به آلودگی بالای هوا، بارش باران های اسیدی و به تبع آن آسیب دیدن منابع آب و، خاک و پوشش گیاهی شد.
ماجرای غضنفر در بازی فوتبال که به جای دروازه حریف، دروازه خودی را هدف قرار داده بود
وقتی موضعگیری و سخنان رئیس جمهور در مواقع حساس و سر نوشت ساز مذاکرات را بررسی می کنیم واقعا سر گیجه می گیریم چرا که در آستانه توافقات ژنو ایشان پشت تریبون از خزانه خالی دولت صحبت کردند که به قول اقای بذر پاش که می گوید در توافق ژنو ۴ خطای راهبردی

۱. عجله در توافق ژنو برای ارائه گزارش ۱۰۰ روزه اول دولت، دشمن را دچار خطای محاسباتی کرد. چرا که این پیام را داد که نیاز به توافق در ایران بالاست و ایران با هر شرطی توافق می‌کند.

۲. عدم توازن داده با ستانده، که در آن توافق مولفه‌های اصلی هسته‌ای را در مقابل چیزی شبیه هیچ معاوضه کردیم.

۳. عدم شفاف کردن خطوط قرمز برای طرف مذاکره کننده که ایران به هیچ وجه از آنها کوتاه نمی‌آید.

۴. سیاه نمایی گسترده در داخل توسط دولت که خود پیام بسیار روشنی به طرف‌های غربی بود. مواردی از قبیل خزانه خالی، حتما جز خطاهای راهبردی دولت بود که امیدواریم از سر خیرخواهی بوده باشد.

مرتکب شدند و هر چه گفتیم، شنیده نشد و با توهین پاسخمان را دادند.

 وحالا در آستانه توافقات و بحثهای داغ مذاکرات که می خواهیم تا 10 تیر توافق هسته ای بکنیم اقای رئیس جمهور آب  شرب را نیز به تحریم نسبت می دهد و حال باید از ایشان پرسید آیا با این موضعگیری که دولت را در وضعیت انفعال قرار داده  و  همه چیز را در گرو تحریم قلمداد می کنیم چه انتظاری داریم که مذاکرات به نتیجه دلخواه ما برسد.واین قبیل سخنرانی رئیس محترم جمهور ادم را یاد داستان بازی فوتبالی می اندازد که مربی که هر سه تعویض خود را انجام داده بود متوجه شد که غضنفر به جای حمله به دروازه حریف دروازه خودی را هدف قرار میدهد که بازی کنان را خواست و گفت ول کنید خط حمله حریف را اگر می خواهید گل نخورید به چسبید به این غضنفر خودمان که بدجوری به دروازه خودمان حمله می کند.

ولی آنچه حائز اهمیت است اینکه چاره کار در این است که اولویت دولت محترم از خارج به داخل منتقل شود و به جای نگاه به دست اجنبی و امید ترحم او، دست همت به کمر خود بزنیم و از تهدید دشمن، برای ساماندهی اقتصادی - مبتنی بر بهره‌وری، شفافیت، حمایت از تولید داخلی، عادلانه کردن مالیات‌ها و مقابله با فرارهای چند ده‌هزار میلیارد تومانی، مبارزه با قاچاق سازمان یافته و انبوه کالا، ساماندهی و به حداقل رسانی واردات، و مبارزه غیر شعاری و غیر جناحی و به دور از سیاست‌زدگی با فساد اقتصادی- یک فرصت بزرگ بسازیم.
ماجرای تحریم و عدم وصول منابع حاصل از فروش نفت و اصرار دولت برای تحویل نفت واقعا خنده آور است در بررسی اقتصادی وضعیت بنگاهها به دانشجویان تدریس می شود که وقتی هزینه ثابت یک بنگاه جبران نمی شود، بایستی آن بنگاه برای جلوگیری از ورشکستگی  تعطیل شود ، حال بایستی از معاون رئیس جمهور و رئیس برنامه ریزی کشور پرسید وقتی نمی توانید پول فروش نفت را بگیرید چرا اصلا می فروشید مگر خدای ناکرده عقل شما پاره سنگ بر میدارد که نیروی انسانی را بکار گیرید و تجهیزات را مستهلک کنید که نفت مفت به غربیها بدهید تا اقتصاد آنها رونق به گیرد وشما هزینه تولید و فراهم آوری اقتصاد آنها را به عهده یگیرید ، آیا بهتر نیست که تولید نفت را متوقف و هزینه تولید نفت را در سایر بخشهای اقتصادی به کار گیرید تا هم هزینه انجام شده برگشتی داشته باشد و هم در آمد حاصل از آن به خود مردم برگردد و هم این اقتصاد فلک زده را از پول نفت جدا کنیم و هم غربیها حساب کار دستشان بیاید و پالایشگاههای غربیها تعطیل شود،نه اینکه با نفت مفت ما ،آنها روز بروز مرفه تر و ما نیز از مردم و کشور خود بزنیم که آنها راحت باشند .
قدم اول برای چنین حرکتی، پذیرش شجاعانه و توأم با حرّیت این واقعیت است که اولویت‌گذاری دولت محترم اشتباه بوده و باید جبران و اصلاح شود، حتی اگر این فهم مبتنی بر تجربه 2 ساله «اعلام» هم نشود. در غیر این صورت به تعبیر معروف، یک غلط با هزار توجیه، می‌شود هزار و یک غلط؛ می‌شود لجبازی و آنگاه خدای نکرده دولت محترم مجبور است ضمن تن دادن به جبریت و ضعف در چالش سیاست خارجی، به حاشیه‌پردازی و مسئله‌سازی در داخل بپردازد ،تا افکار عمومی را مشغول سازد. یا مجبور خواهد شد با جریان فتنه‌گری که منافع بزرگ ملی را ظرف سال‌های 78 و 88 به 12 آشوب نیابتی دشمن فروخت، هم‌مسیر و همسفره شود و امتیاز بدهد و در موضع اتهام قرار بگیرد. به نظر می‌رسد جنجال‌های دروغینی که برای بنزین آلوده، بورسیه‌ها، پول‌های کثیف، پارازیت و... صورت گرفت، از یک سو قرار است اعتماد عمومی را ویران کند و از طرف دیگر اصرار برخی اجزای دولت بر خطای محاسباتی شگرف در تدوین راهبرد را بپوشاند. نتیجه هر چه باشد خلاف عقل و تجربه و منافع و مصالح ملی است. البته طیفی از مدعیان دروغین حمایت از دولت بدشان نمی‌آید بلکه مأموریت دارند که بدین طریق دولت یازدهم را از کارآمدی و خدمت در تراز جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران بازدارند و جاده دشمن را صاف کنند.
منبع : یادداشت روز کیهان و سایت الف

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

سعید جلیلی یکشنبه سوم خرداد با حضور در دانشگاه امیر کبیر به ایراد سخنرانی خواهد پرداخت.

پوستر ی که برای سخنرانی سعید جلیلی منتشر شده:
 

سعید جلیلی یکشنبه سوم خرداد با حضور در دانشگاه امیر کبیر به ایراد سخنرانی خواهد پرداخت. این مراسم به همت بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر با عنوان خرمشهر را خدا آزاد کرد نه کدخدا! یکشنبه سوم خرداد از ساعت ۱۵ در محل آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه امیرکبیر برگزار خواهد شد.

گفتنی است هفته نامه مثلث در شماره اخیر خود در گزارشی در موردتراکت های سیاسی سعید جلیلی نوشته بود :«تحرکات اخیر سعید جلیلی او را سوژه رسانه‌ها کرده و موجب شده بر‌خی بگویند او با این تراکت‌های سیاسی‌اش شاید بنای انتخاباتی داشته باشد. جلیلی به سفرهای استانی می‌رود، خودش به تنهایی و مانند همیشه به سادگی!

در تصاویری که در سفرهای مختلف از او ثبت شده، سعید جلیلی با یک کیف دستی وارد فرودگاه می‌شود، به گلزار شهدا می‌رود با چهر‌ه‌های ارزشی آن شهر دیدار می‌کند و دست آخر هم به سخنرانی می‌پردازد‌؛ سخنرانی‌هایی که می‌توان به‌راحتی رگه‌های نقد به شرایط موجود را در آن دید.

برای مثال او در سفر به بوشهر گفته است:«‌استراتژی امنیت ملی آمریکا یک سند رسمی با مقدمه رئیس‌جمهور آمریکاست. دعوای انقلاب اسلامی با آمریکا این است که نمی‌پذیرد آمریکا رهبر جهان باشد، نمی‌پذیرد که او بخواهد تصمیم بگیرد‌ و او حد تحقیق و توسعه را تعیین کند. شما می‌دانید در یکی دو سال گذشته من بسیار پرهیز داشته‌ام که این بحث مشخص شود. حقوق هسته‌ای ملت ایران باید تثبیت شود. حق غنی‌سازی، حق ملت ایران است که در NPT آمده است در سطوح مختلف و متناسب با نیازهای صلح‌آمیز. دستاورد ما اینجاست که هیچ قیدی را برای این حق غنی‌سازی نپذیرفتیم. اگر برای ایستادگی و احقاق حق ملت ایران، قطعنامه علیه ما بدهند، چه کسی باید معذرت‌خواهی کند؟ کسانی که حق ملت را احقاق کردند یا کسانی که ظلم کرده‌اند؟ امروز اگر کشور ما یک امنیت مثال‌زدنی در منطقه دارد، به برکت مقاومت شهداست. حق هسته‌ای همین‌‌گونه است. دفاع از حق هسته‌ای دفاع از همه حقوق ملت ایران است.»

اما سعید جلیلی در این سفرها تلاش کرده یک نکته را بیش از همیشه نمایان کند و آن هم دیدگاهش در سیاست خارجی و نحوه مواجهه با غرب و آمریکا متفاوت از دولت یازدهم است. مساله‌ای که روزهای انتخابات ۹۲ را به یادمان می‌آورد و ماجرای دو‌قطبی سازش و مقاومت.


 عضو شورای راهبردی روابط خارجی البته نقدی بزرگتر هم به تفکر حاضر در سیاست‌خارجی امروز ما دارد. او با بیان اینکه از اعتمادسازی آمریکا و ژاپن ۷۰ سال گذشته اما هنوز نتیجه‌ای برای ژاپن در پی نداشته است، گفت: «استکبار خودش را در موضع رهبری جهان قرار می‌دهد و می‌خواهد از زور و تزویر برای تثبیت و استمرار رهبری خود استفاده کند. در چنین شرایطی، ملت ایران با پیروزی انقلاب اسلامی و با مقاومت و پیشرفت‌های مستمر، سلطه آمریکا را به چالش کشیده است.»

نوشته شده در تاریخ جمعه 1 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید