تبلیغات
دیدگاه - مطالب اجتماعی

اخبار ویژه کیهان

افتتاح پروژه‌های سپاه و سپس تهمت زدن به سپاه؟!
«آقای روحانی خوب است تکلیف خود را با سپاه روشن کند تا این گونه نباشد که هم پروژه‌های احداث شده از سوی سپاه را افتتاح کند و هم سپاه را متهم سازد.»
داریوش سجادی همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب نوشت: روحانی در مراسم افتتاح 138 پروژه استانی در تهران در بخشی از اظهاراتش در خصوص مبارزه با فساد گفت «باید با فساد مبارزه کنیم تا در کشور فسادی نباشد و پیشرفت واقعی و دلخواه ایجاد شود. وقتی تولیدی صورت می‌گیرد یک دستگاه فاسدی که نام آن را نمی‌برم می‌آیند و می‌توانند کالا را قاچاق کنند و اجازه نمی‌دهند بخش خصوصی رشد کند».
هر چند اظهارات روحانی خلق الساعه نیست و آذر ماه سال گذشته نیز در همایش مبارزه با فساد بر همین روال اما به شکلی شفاف‌تر گفت «اگر اطلاعات، تفنگ، پول، روزنامه، خبرگزاری و دیگر مظاهر قدرت در یک نهاد جمع شود، ابوذر و سلمان هم باشد، فاسد می‌شود».
آقای روحانی در موقعیتی به طعنه و تلویح سپاه را متهم به فساد و قاچاق می‌کنند که «همین رئیس جمهور» در «همین دی ماه گذشته» و در خلال مراسم افتتاح فازهای 15 و 16 میدان گازی پارس جنوبی در مقام تقدیر از نقش «همین سپاه» فرمودند «این که کار این دو فاز مهم را قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) به عهده گرفت و آن را به اتمام رساند، علاوه بر کار ارزشمند این قرارگاه، به معنای هماهنگی و همکاری بین دولت و نهادهای این کشور از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است... از قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) بسیار متشکرم؛ از ابتدا به این قرارگاه گفتم چند ابرپروژه را مد نظر قرار بدهند تا به نام قرارگاه ثبت شود.
به هرحال همان‌هایی که در دوران جنگ برای استقلال کشور خون و جان دادند و فداکاری کردند امروز هم برای آبادانی کشور در تلاشند». آقای رئیس جمهور خوب است تکلیف را روشن کنند!
سجادی خاطرنشان کرد: این کمال بی‌اخلاقی است که وقتی به سپاه به منظور تقویت و حراست از امنیت کشور و درخشیدن سرداران دیپلماسی در مذاکرات 5+1 به پشتوانه سپاه و سلحشورهای سپاه در منطقه نیازمندیم شورمندانه فخر سردار سلیمانی و نیروهای تحت امر ایشان را به جهان بفروشیم و بابت امنیت ایران از جوار مدیریت شایسته سپاه به خود ببالیم و هم زمان هر کجا که در برخورد با فساد عاجز و ناتوان می‌شویم عجز خود را با قرار دادن انگشت اتهام به سپاه پاسداران استتار کنیم!؟

نفوذ سایبری ایران رژیم اسرائیل را در شوک فرو برد
«مقامات اسرائیل از نفوذ سایبری ایران در تل‌آویو شوکه شده‌اند.»
کانال 10 رژیم صهیونیستی با اعلام این خبر گفت: ایران در سال‌های قبل با استفاده از یک شکاف امنیتی به رایانه رئیس سابق ستاد ارتش (بنی گانتس)، وارد شده و اطلاعات و برنامه‌هایی را از آن برداشته است.
این گزارش می‌افزاید: ایران موفق شده سیستم امنیتی بیش از 1200 دستگاه رایانه مورد نظر خود را هک کند و این نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس برنامه هوایی رژیم صهیونیستی را از 18 سال پیش مطلع شده بودند. برخی کشورها از جمله ایران از سالها پیش موفق شده بودند کدهای امنیتی در اسرائیل را شکسته و همین امر نشان می‌دهد حزب‌الله و احتمالاً گروه‌های دیگر نیز از سالها پیش به تکنولوژی‌های لازم برای کشف اسرار تکنولوژیک مورد استفاده رژیم صهیونیستی دست یافته‌اند، امری که موجب شوکه شدن اسرائیلی‌ها شد.
به گزارش العالم «آلکس فیشمن» تحلیلگر امور نظامی روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحرنوت» گفت: این تجربه نشان داد ایرانیان دارای توانمندی هک‌های بسیار خطرناکند، اگر آنها توانستند یکی از پیشرفته‌ترین و گران‌قیمت‌ترین پهپادهای آمریکا را با بکارگیری فناوری مدرن هک کنند پس عجیب نیست که بتوانند کارت اعتباری دهها هزار اسرائیلی را هک نمایند.
فیشمن ادامه داد: ایرانیان دارای پرونده‌ای پر از دستاورد در زمینه جنگ الکترونیک هستند و توانسته‌اند موفقیتی چشمگیر در متوقف ساختن فعالیت بخش هدایت پرواز پهپادهای آمریکایی در عراق به دست آورند، آنهم با اینکه ستاد آن اصلاً در یک پایگاه نظامی در آمریکاست.
وی افزود، ایرانیان اواخر دهه 80 قرن بیستم توانستند کد هواپیماهای شناسایی اسرائیلی را که در آسمان لبنان تصویربرداری می‌کردند رمزگشایی کنند و اطلاعات آن را در اختیار حزب‌الله لبنان قرار دهند.
این اطلاعات به حزب‌الله کمک کرد تا فعالیت یگان‌های ویژه اسرائیلی فعال در جنوب لبنان که در آن موقع در اشغال اسرائیل بود را رصد نماید و در نهایت واحد ویژه نیروی دریایی اسرائیل به نام «شییطیت 13» در کمین مرگبار حزب‌الله گرفتار شد که به کشته شدن 12 نیروی این واحد انجامید و فقط بیسیم‌چی آن جان سالم به در برد.
ژنرال «اسحاق بن اسرائیل» رئیس «شورای ملی پژوهش و توسعه» صهیونیستی نیز گفت حملات الکترونیکی واقعیت بوده و خیال پردازی علمی نیست، بلکه هر روز اتفاق می‌افتد، بخشی از این حملات دردسرساز است و بخش دیگر خسارات عظیمی وارده می‌کند، برنامه‌ها و سامانه‌های پیشرفته‌ای هستند که می‌توان از آن برای فلج ساختن و توقف فعالیت تأسیسات اساسی اسرائیل استفاده نمود.

ظریف و کری چقدر زبان هم را می‌فهمند؟!
محمدجواد ظریف و جان کری در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با هم دیدار و گفت‌وگو کردند.
بهانه این دیدار چگونگی اجرای توافق برجام عنوان شده است.
ملاقات‌های هر از چند گاه ظریف با کری در حالی است که وی مجوزی برای تداوم این ملاقات‌ها با وزیر خارجه شیطان بزرگ ندارد.
همزمان جان کری ضمن مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست گفت: در طول مذاکرات، تندروها در ایران زندگی را برای ظریف و روحانی دشوار کرده بودند.
وی اضافه کرد: مداخله در انتخابات ایران بدترین اقدامی است که ما می‌توانیم انجام دهیم.
ظریف سال گذشته ضمن سخنانی در شورای روابط خارجی آمریکا احتمال داده بود که اگر توافق حاصل نشود مردم ایران 16 ماه دیگر در انتخابات تصمیم دیگری بگیرند.
یک سال پس از آن جان کری در همین شورا تصریح کرد: دوستان! آنچه می‌دانم این است؛ اگر به این توافق پشت کنیم، یک پیام بزرگ به افراطی‌ها در ایران می‌فرستیم و آنها احساس خوبی پیدا می‌کنند و ما شاهد آنها خواهیم بود. چه کسی می‌داند که در انتخابات چه می‌شود؟ اما روحانی و ظریف که خود را در مذاکره با غرب به خطر انداختند و توانستند با غرب مذاکره کنند و به یک نتیجه برسند، به نظرم به دردسر جدی می‌افتند.
پیش از این ابتکار رئیس سازمان محیط زیست هم در مصاحبه با بی‌بی‌سی مدعی شده بود توافق هسته‌ای اهرمی را در رقابت با سایر گروه‌ها در اختیار اصلاح‌طلبان قرار می‌دهد.

افزایش 41 هزار میلیاردی پایه پولی و ارائه آمار اشتباه به روحانی
رئیس جمهور در حالی جلوگیری از رشد پایه پولی را به عنوان یکی از موفقیت‌های دولت یازدهم بیان کرد، که در دو سال اخیر پایه پولی بیش از 41 هزار میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است.
به گزارش مشرق، روحانی در مجمع عمومی بانک مرکزی گفت: آنچه من در دو سال و نیم اخیر فهمیده‌ام، این بوده است که مهمترین عامل در کنترل تورم، انضباط پولی و مالی است و این اساس کار است که اگر به هم بخورد، تورم نیز سیر صعودی خواهد داشت.
روحانی گفت: از روز اول هر وزیری اگر خواسته است به سمت پایه پولی تعرض کند، من در دولت ایستاده‌ام و گاهی وقت‌ها اوقات تلخی نیز کرده‌ام و نگذاشته‌ام از پایه پولی برای اهدافی که مد نظر داشته‌اند استفاده شود.
رئیس جمهور اظهار داشت: هر وقت ناچار شده‌ایم که بانک مرکزی برای یک ماه بخشی را یاری کند، بلافاصله بعد از یک ماه من به آن دستگاه فشار آورده‌ام که پول را برگردانند تا فضا آرام باشد.
لازم به یادآوری است روحانی پیش از این بارها از دولت قبل بابت افزایش پایه پولی برای تأمین اعتبار طرح مسکن مهر انتقاد کرده بود.
اظهارات روحانی را می‌توان در راستای همان خط انتقادی نسبت به عملکرد دولت قبل در افزایش پایه پولی (چاپ پول پرقدرت و تورم‌زا) و متمایز جلوه دادن عملکرد دولت یازدهم در این زمینه دانست. اما واقعیت آن است که برخلاف سخنان روحانی، پایه پولی در دولت یازدهم نه تنها کنترل نشده بلکه کاملاً صعودی بوده است.
در ابتدای مرداد ماه سال 1392 که روحانی زمام قوه مجریه را به دست گرفت، رقم پایه پولی 95/8 هزار میلیارد تومان بود اما حجم پایه پولی در پایان شهریور ماه امسال (آخرین آمار رسمی منتشر شده) با رشدی 43 درصدی نسبت به ابتدای دولت یازدهم به 137/5 هزار میلیارد تومان رسیده است.
براساس این آمار، در دولت یازدهم بیش از 41/6 هزار میلیارد تومان به رقم پایه پولی افزوده شده است.
این در حالی است که در 4 سال دولت قبل، 43 هزار میلیارد تومان به حجم پایه پولی افزوده شد که حدود 40 هزار میلیارد تومان آن صرف تأمین اعتبار مسکن مهر شد.
با توجه به چاپ بیش از 2/5 هزار میلیارد تومان پول برای طرح وام 25 میلیون تومانی خودرو در پاییز امسال، مطمئناً رقم پایه پولی در حال حاضر از 137/5 هزار میلیارد تومان نیز فراتر رفته و روند رو به رشد پایه پولی در دولت، سریع‌تر هم شده است.
با توجه به آمار فوق که همگی در سایت بانک مرکزی قابل مشاهده است، باید سخنان روحانی را ناشی از اطلاعات نادرستی دانست که به وی درباره کنترل پایه پولی داده شده است.
پیش از این، مسعود میرکاظمی، نماینده مجلس با انتقاد از سیاستهای پولی دولت در دو سال اخیر اظهار کرده بود: متأسفانه دولت از طریق افزایش پایه پولی و نقدینگی که آن هم حاصل بدهی بانکها به بانک مرکزی است، تأمین مالی مورد نیاز خود را انجام می‌دهد.

برجام موش زایید /حواس مردم را پرت کنید!
حامیان دولت و اصلاح‌طلبان در فضاسازی انتخاباتی به توافق بر ضرورت عدم ورود به فضای اقتصادی تأکید کرده‌اند.
به گزارش «شفاف»، طی جلسات مختلفی که میان حامیان دولت و اصلاح‌طلبان تشکیل شده، ارزیابی‌های این جبهه در خصوص شرایط اجتماعی- اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
بر اساس این ارزیابی‌ها، تأکید شده که افکار عمومی تاکنون نتایجی مبنی بر گشایش‌های اقتصادی از سوی دولت به ویژه پس از برجام دریافت نکرده و این یک نقطه ضعف عمده برای دولت به شمار می‌رود.
گفته می‌شود بر اساس این ارزیابی، در محور تبلیغاتی جبهه حامیان دولت و اصلاح‌طلبان، انحراف توجه افکار عمومی از حوزه اقتصادی به حوزه سیاسی مورد تأکید قرار گرفته و تصریح شده که با خلق دو قطبی‌های مختلف باید 2 هدف عمده مورد توجه قرار گیرد. ایجاد «حواس‌پرتی از حوزه اقتصاد» به عنوان اولین هدف مورد توجه بوده و تأکید شده باید با خلق فضای سیاسی جدید و جریان‌ساز، شرایط مطالبه‌گری در حوزه اقتصاد را به حاشیه راند و از تمرکز افکار عمومی دور ساخت.
همچنین در خصوص هدف دوم نیز تصریح شده که با ایجاد جو سیاسی علاوه بر تعیین زمین بازی، چهره‌ها و رسانه‌های جریان اصولگرا را نیز می‌توان به بازی گرفت و عملاً از تریبون‌های جریان مقابل، به نفع خود بهره‌برداری کرد.

لدین: مرگ بر آمریکا رسم تغییرناپذیر در ایران است
مایکل لدین می‌گوید شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران یک رسم تغییر ناپذیر است.
پایگاه اینترنتی فوربز نوشت: سردادن شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران به یک رسم تبدیل شده و به نظر نمی‌رسد تغییری در سیاست‌های این کشور در حال شکل‌گیری باشد و هیچ پایه و اساس آشکاری برای باور اوباما مبنی بر امکان شکل‌گیری تغییر سیاسی در ایران وجود ندارد.
به گزارش شفاف، این پایگاه اینترنتی در تحلیلی به قلم مایکل لدین (مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا) افزود: زمانی که نیروهای مسلح ایرانی تفنگداران (متجاوز) آمریکایی را بازداشت و عکس آنها را در حالی که زانو زده و دستهایشان را روی سر گذاشته بودند، منتشر کردند؛ جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا از ایرانیان به خاطر آزادی سریع تفنگداران تشکر کرد و زمانی که حکومت ایران فیلم اسرای آمریکایی را در حالی که گریه می‌کردند، به نمایش گذاشت، یا حتی زمانی که این صحنه در تظاهرات جشن انقلاب سال 1979 در خیابان‌ها بازسازی شد، هیچ گله‌ای از جانب دولت آمریکا مطرح نشد.
لدین در ادامه نوشت: فکر نمی‌کنم تحلیلگران اوضاع ایران هم معتقد باشند ]آیت‌الله[ خامنه‌ای رهبر معظم ایران قصد دارد در نظام ایران، تغییری ایجاد کند. زمانی که وی می‌گوید مرگ بر آمریکا دقیقاً منظورش همان است و همواره در همان راستا تلاش می‌کند. درست است وی می‌خواهد بیشترین امتیاز را از آمریکا بگیرد اما تجربه گذشته به وی نشان داده است که می‌تواند بدون مواجهه واکنش شدیدی از سوی آمریکا به هر چه می‌خواهد دست یابد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دیدار سفرای کشورهای اسلامی و مسوولان با رهبر معظم انقلاب


همزمان با هفدهم ربیع الاول، خجسته سالروز میلاد پیامبر اعظم حضرت محمد (ص) و حضرت امام صادق (ع)، مسئولان نظام، میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی، سفرای کشورهای  اسلامی و جمعی از قشرهای مختلف مردم، صبح امروز با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار ضمن تبریک سالروز میلاد پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و حضرت امام صادق(ع) با اشاره به دمیده شدن روح زندگی و معنویت واقعی و احیای دنیای مرده و آفت زده جاهلیت با ظهور اسلام و ولادت و بعثت پیامبر(ص)، مهمترین وظیفه امروز دنیای اسلام بویژه علماء و روشنفکران راستین را «تلاش مجدانه و مجاهدانه» برای دمیدن روح واقعی اسلام و معنویت در دنیای پر از ظلم و تبعیض و قساوت کنونی دانستند و تأکید کردند: امروز نوبت دنیای اسلام است که با استفاده از دانش و ابزارهای جهانی و همچنین عقل و خردمندی و تدبر و بصیرت، در جهت برپایی «تمدن نوین اسلامی» حرکت کند.
حضرت آیت الله خامنه ای گرامیداشت میلاد پیامبر(ص) را در مقابل وظیفه مورد انتظار از دنیای اسلام، بسیار کوچک برشمردند و گفتند: امروز وظیفه امت اسلامی، فقط گرامیداشت میلاد یا بعثت پیامبر اسلام (ص) نیست بلکه دنیای اسلام باید اهتمام خود را رسیدن به تمدن نوین اسلامی قرار دهد.
ایشان افزودند: تمدن نوین اسلامی به معنای تجاوز به سرزمین ها، پایمال کردن حقوق انسانها و تحمیل کردن اخلاق و فرهنگ خود به ملتها نظیر آنچیزی نیست که تمدن غربی انجام داد بلکه به معنای هدیه کردن فضیلت الهی به بشریت و ایجاد زمینه برای تشخیص مسیر صحیح بوسیله خود انسانها است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به استفاده غرب از دانش و فلسفه دنیای اسلام برای پایه ریزی تمدن خود، خاطرنشان کردند: این تمدن اگرچه جلوه های زیبایی از فناوری، سرعت، سهولت و ابزارهای مختلف زندگی ارائه کرد اما برای بشریت خوشبختی، سعادت و عدالت به ارمغان نیاورد و در درون خود نیز دچار تضاد شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: تمدن غرب با ظاهر پر زرق و برق خود، اکنون از لحاظ اخلاقی فاسد و از لحاظ معنوی پوک شده است به گونه ای که خود غربی ها به این واقعیت اذعان می کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه اکنون نوبت دنیای اسلام است تا در جهت پایه ریزی شالوده تمدن نوین اسلامی گام بردارد، گفتند: برای رسیدن به این هدف، امیدی به سیاستمداران دنیای اسلام نیست و باید علمای دین و روشنفکران راستین که قبله آنها غرب نیست، اقدام به روشنگری در میان امت اسلامی کنند و بدانند که برپایی این تمدن، امکان پذیر است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ظرفیت ها و توانایی های دنیای اسلام از جمله سرزمین های خوب، موقعیت جغرافیایی ممتاز، منابع طبیعی فراوان، و نیروی انسانی با استعداد، خاطرنشان کردند: اگر این ظرفیت ها با تعالیم واقعی اسلام درهم آمیخته شوند، امت اسلامی می تواند آفرینش های هنرمندانه خود را در عرصه های علم و سیاست و فناوری و همچنین عرصه های اجتماعی به ظهور برساند.
حضرت آیت الله خامنه ای نظام جمهوری اسلامی ایران را یک نمونه از امکان رسیدن به این اهداف بزرگ برشمردند و افزودند: ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، از لحاظ علمی، سیاسی و اجتماعی، عقب افتاده و از لحاظ سیاسی، منزوی و از لحاظ شئونات کشور کاملاً وابسته بود اما امروز به برکت اسلام، ملت ایران هویت و شخصیت خود را نشان داده و کشور به پیشرفتهای مهمی در علم و فناوری و دانش های نوین رسیده و جزو چند کشور برتر در این عرصه ها است.
ایشان این نمونه را قابل تعمیم برای همه دنیای اسلام دانستند و تأکید کردند: رسیدن به این جایگاه شرط دارد و شرط آن نیز، کوتاه شدن سایه سنگین ابرقدرتها از ملتها است که البته هزینه هم دارد زیرا رسیدن به اهداف بزرگ بدون دادن هزینه امکان پذیر نیست.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در تمدن اسلامی بر خلاف تمدن غرب، هیچ کشوری با زور تحت سلطه  قرار نمی گیرد، افزودند: در پایه ریزی تمدن نوین اسلامی نباید نگاهمان به غربی ها باشد و نباید به لبخند و اخم آنها توجه کنیم بلکه باید با اتکاء به تواناییها و ظرفیت های خود، در مسیر صحیح حرکت کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی از ابزارهای دشمنان برای جلوگیری از برپایی تمدن نوین اسلامی را ایجاد تفرقه میان مسلمانان دانستند و گفتند: از هنگامیکه موضوع شیعه و سنی در ادبیات مقامات و سیاستمداران امریکایی مطرح شد، اهل فهم و اهل نظر نگران شدند زیرا مشخص بود آنها بدنبال یک توطئه جدید و خطرناک تر از قبل هستند.
ایشان با تاکید بر اینکه امریکاییها با اصل اسلام مخالف هستند و نباید فریب اظهارات آنها را در حمایت از برخی فرقه ها، خورد خاطرنشان کردند: اظهارات رئیس جمهور قبلی امریکا بعد از ماجرای یازده سپتامبر که سخن از جنگ صلیبی بر زبان آورد، در واقع نشان دهنده جنگ دنیای استکبار با اسلام است.
رهبر انقلاب اسلامی، اظهارات مقامات فعلی امریکا مبنی بر موافقت با اسلام را خلاف واقع و نشانه نفاق آنها دانستند و گفتند: مقامات فعلی امریکا با اصل اسلام مخالف و برخلاف اظهاراتی که می کنند، بدنبال ایجاد اختلاف میان مسلمانان هستند و نمونه آن هم ایجاد فرقه هایی تروریستی همچون داعش و فرقه های دیگر است که با پول وابستگان به امریکا و کمک های سیاسی آنان بوجود آمده و فجایع کنونی را در دنیای اسلام به بار آورده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه اظهارات مقامات امریکایی مبنی بر موافقت با سنی و مخالفت با شیعه، دروغ است افزودند: مگر مردم غزه که آنگونه مورد تهاجم و تعرض قرار گرفتند، سنی نبودند و یا مردم کرانه باختری که اینگونه تحت فشار هستند سنی نیستند.
ایشان با اشاره به اظهارات یک سیاستمدار امریکایی مبنی بر اینکه «دشمن امریکا، اسلام گرایی است» تأکید کردند: برای امریکاییها شیعه و سنی تفاوتی ندارند، آنها با هر مسلمانی که بخواهد براساس احکام و قوانین اسلامی زندگی و برای آن مجاهدت کند، مخالف هستند.
رهبر انقلاب اسلامی مشکل اصلی امریکاییها با مسلمانان را، پایبندی و تقید به احکام و دستورات اسلام و تلاش برای پایه ریزی تمدن اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: به همین دلیل است، هنگامی که بیداری اسلامی آغاز شد، آنها سراسیمه و نگران شدند و تلاش کردند آن را مهار کنند که در برخی کشورها نیز موفق شدند اما بیداری اسلامی نابود شدنی نیست و به لطف الهی، به اهداف خود خواهد رسید.
حضرت آیت الله خامنه ای هدف اصلی جبهه استکبار را ایجاد جنگ داخلی میان مسلمانان و نابودی زیر ساخت های کشورهای اسلامی همچون سوریه، یمن و لیبی دانستند و گفتند: نباید در مقابل این توطئه ساکت نشست و تسلیم شد بلکه باید با کسب بصیرت و حفظ استقامت در مقابل توطئه ها ایستاد.
ایشان با انتقاد از سکوت دنیای اسلام در قبال استمرار فشار بر مسلمانان بحرین و همچنین نزدیک به یک سال بمباران شبانه روزی یمن، و اوضاع سوریه و عراق، به قضایای اخیر نیجریه اشاره کردند و افزودند: چرا باید در مورد شیخِ مصلحِ تقریبی و مؤمن اینگونه فاجعه آفرینی شود و حدود یک هزار نفر کشته شوند و فرزندان او به شهادت برسند و دنیای اسلام ساکت بماند؟
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اهداف دشمنان اسلام بسیار خطرناک است و وظیفه همه ، بصیرت و بیداری است و در این میان وظیفه علمای اسلام و روشنفکران راستین است که با مردم و سیاستمداران دارای وجدان بیدار صحبت و واقعیت ها را بیان کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: هنگامی که دنیای زر و زور با همه توان به دنبال طراحی های خطرناک برای دنیای اسلام است، کسی حق ندارد به خواب برود و متوجه واقعیت ها نباشد.
پیش از بیانات رهبر انقلاب اسلامی، آقای روحانی رییس جمهور با تبریک میلاد نبی مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع)، پیامبر اسلام را اسوه اخلاق و پاکدامنی خواند و افزود: حضرت محمد (ص) درس وحدت، اتحاد و برادری را برای جهان به ارمغان آورد.
رییس جمهور با بیان اینکه امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند پیروی ازنبی مکرم اسلام هستیم، گفت: با وحدت ملت و هدایت رهبر بزرگمان در برابر قدرتهای جهان به پیروزی رسیدیم و راه این پیروزی ادامه خواهد داشت.
وی با اشاره به در پیش بودن دو انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، این انتخابات‌ها را آزمون عظمت جهانی کشور دانست و افزود: همه باید به فکر پیروزی نظام اسلامی و کشور در این انتخابات باشیم.
آقای روحانی به حماسه ایرانیان در 9 دی سال 88 نیز اشاره و تاکید کرد: 9 دی ، روز دفاع ملت ایران از خاندان رسالت، دفاع از نظام، قانون و دفاع از ولایت فقیه و ولی فقیه بود.
رییس جمهور گفت: امنیت امروز جمهوری اسلامی ایران در سایه برنامه ها و تدابیر رهبر معظم انقلاب تامین شده است و شکر این نعمت با وحدت بیشتر و کمک به دنیای اسلام برای نجات کشورها از تروریسم و دخالت بیگانگان میسر خواهد بود.
آقای روحانی با بیان اینکه دشمنان، جهان اسلام را به جان یکدیگر انداخته اند، گفت: اگر کشورهای بزرگ اسلامی در کنار یکدیگر به فکر مسائل عامه مسلمین بودند،به راحتی مشکلات منطقه حل و فصل می شد.
وی با بیان اینکه برخی کشورهای اسلامی به جای تعامل فرهنگی و اقتصادی با یکدیگر ، با قدرتهای بیرون منطقه تعامل می کنند، افزود: جای تاسف است که کشوری از پیروزی یک ملت در عرصه سیاسی ناراحت باشد و سرمایه سیاسی جهان اسلام را به ثمن بخس در اختیار قدرتهای بیگانه قرار دهد.
رییس جمهور اضافه کرد: کشوری که بیشترین نقش را در کاهش قیمت نفت داشت، اکنون بودجه سال آینده خود را با کسری صد میلیارد دلاری بسته که این نشان می دهد، کسی که چاه برای دیگران می کَند اول خود در آن خواهد افتاد.
در پایان این مراسم جمعی از میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی ، از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

کارناوال تبلیغاتی به جای کارنامه اقتصادی

همیشه همین‌طور بوده که در آستانه انتخابات، بعضی صدا‌ها بلندتر بوده و بر عکس تلاش بر این بوده که برخی صداها شنیده نشود! این وسط معمولا آن صدایی که قرار است شنیده نشود، صدای مطالبات مردمی است که چشم امیدشان به دست دولتمردان است. اینکه این نوع تفکر و زندگی از اساس درست است یا نه و اینکه باید از خودمان توقع داشته باشیم یا از دولتمردانی که سطح زندگی برخی از آنها، تفاوت ناچیزی در حد صدها میلیارد تومان با مردم عادی دارد، فعلا موضوع بحث ما نیست و یا اینکه اساسا می‌توان از کسی که کمترین تصویری از زندگی مردم عادی ندارد، انتظاری داشت یا نه! اما هرچه هست این نکته را نمی‌توان انکار کرد که مردم در اثر وعده‌ها و ادعا‌های نامزدها به آنها رای می‌دهند و اینکه از یک کاندیدا به دیگری میل پیدا می‌کنند براساس همین وعده‌هاست.
اما امروزه و با گذشت دوسال و اندی از عمر دولت یازدهم، این‌گونه به نظر می‌رسد که دولتمردان اصلا دلشان نمی‌خواهد کسی به یادش بیاید که دوسال قبل آنها چه گفتند و مردم را به چیز‌هایی امیدوار کردند! آن‌قدر از این موضوع گریزانند که حتی هرگونه درخواست و مطالبه عادی مردم هم زیاده خواهی قلمداد می‌شود و معاون اول دولت معتقد است نباید توقعات مردم را بالا برد! او البته نگفت چه کسی زیاده خواهی کرده و چه کسی توقع زیادی داشته است اما مرور وعده‌های خوش آب و رنگ آن روزها و وضع موجود نشان می‌دهد که مردم توقع زیادی دارند یا کار نابلدی و بی‌برنامگی باعث بدتر شدن اوضاع مردم شده و به‌خاطر همین هر روز سرگرمی تازه‌ای برپا می‌شود تا کسی یاد وعده‌ها نیفتد! به عنوان نمونه، همین انتخابات مجلس را در نظر بگیرید. دولتمردان و رسانه‌های حامی آنها آن‌قدر از گسترش نشاط سیاسی سخن می‌گویند که گویی تاکنون در ایران دیکتاتوری بوده و اکنون به یمن حضور دولت یازدهم، دموکراسی تمام عیار در کشور حاکم است و به همین خاطر، روی ثبت نام بیش از 12 هزار نفر برای انتخابات مجلس شورای اسلامی مانور می‌دهند. آنها نمی‌خواهند به یاد بیاورند که در جریان انتخابات گذشته مجلس، هزاران نفر داوطلب نمایندگی ثبت نام کردند و مردم از بین آنها براساس سلایق و باور‌های گوناگون دست به انتخاب زدند. اما دولتمردان علاقه‌ای به شنیدن حرفی به جز حرف خودشان ندارند وصد البته حرفهای امروزشان! وگرنه همه توان خود را به‌کار بسته‌اند که حرف‌های دیروزاصلا به یاد نیاید! کدام حرف‌ها!؟
ارزش از دست رفته!
مثلا نباید کسی به یاد بیاورد که در گرما گرم رقابت‌های انتخاباتی، همان روزهایی که حرف زدن هزینه‌ای نداشت و حتی احتمال ضرورت اجرای حرف‌ها و وعده‌ها هم به ذهن برخی نمی‌رسید، دکتر روحانی در استادیوم شهید شیرودی تهران در خیل انبوه حامیانش اعلام کرد «اگر می‌خواهید ارزش پول ملی باردیگر به جایگاه واقعی خود باز گردد، به من رای بدهید» این وعده با غریو خوشحالی حاضران روبرو شد. دولت زمانی مستقر شد که دلار 2900 تومان بود و همه وعده‌ها هم حاکی از تک نرخی شدن ارز«به زودی» بود. اکنون دلار حدود 3700 تومان است! تلاش دولت برای بازگرداندن ارزش پول ملی همچنان ادامه دارد تا آنجا که در بودجه سال آینده هم دلار دولتی 2997 تومان پیش بینی شده و البته این پیام به بازار کار خودش را کرد و همین دو روز قبل دلار ناگهان سی تومان گران شد! طبیعی است که در چنین شرایطی، دولتی‌ها سعی می‌کنند کسی این وعده را به یاد نیاورد!
اعتباری که بازنگشت!
همان ایام و اتفاقا همان روزی که پیش از این اشاره شد، از رفتار دولت پیشین در مناسبات بین الملل گلایه‌های آنچنانی می‌شد و این‌گونه به مردم گفته می‌شد که این رفتار‌ها باعث از دست رفتن اعتبار پاسپورت ایرانی در سراسر جهان شده و اکنون ایرانی‌ها در جهان بی‌اعتبارند! و اگر می‌خواهید اعتبار به پاسپورت ایرانی باز گردد، به من رای بدهید.این وعده هم مورد استقبال جوانان و حاضران در مراسم قرار گرفت و همه سر مست از اینکه به زودی و در اثر دوستی با کدخدا، اعتبار پاسپورت ایرانی بازمی‌گردد و با ثروت افسانه‌ای که در اختیارشان قرار می‌گیرد، می توانند تعطیلات آخر هفته را در هر کشوری که می‌خواهند بگذرانند، در انتخابات شرکت کردند. اندکی بعد آثار بازگشت اعتبار به پاسپورت‌ها معلوم شد و آمریکا نماینده معرفی شده دولت یازدهم برای تصدی کرسی نمایندگی ایران در سازمان ملل را راه نداد! آنها در حالی که پیش از این هر ایرانی آزادانه به هرکجای جهان سفر می‌کرد، به پاس احترام پاسپورت ایرانی، نماینده مارا به اتهام تروریست بودن راه ندادند! دولتمردان مدتی به روی خودشان نیاوردند و سرانجام و با طولانی شدن پروسه جلب رضایت کدخدا و بی‌نتیجه ماندن مذاکرات مربوطه، خیلی خونسرد و راحت، نماینده دیگری را معرفی کردند و چشم خود را به این گستاخی آمریکایی‌ها بستند! اما ماجرا به همین جا ختم نشد و تاثیر وعده بازگشت اعتبار آن‌قدر زیاد بود که سر ریز آن نصیب چهل کشور دیگر هم شد!یعنی آمریکا به اتباع چهل کشور اعلام کرد که در صورت سفر به ایران، برای سفر به آمریکا دچار مشکل شده و در فهرست امنیتی مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت! 38 کشور از این کشورها، آنهایی بودند که پیمان ترک روادید با آمریکا داشتند و این بی‌سابقه‌ترین رفتار آمریکا با دوستان خودش بود! در چنین شرایطی، همه زیر ساخت‌های گردشگری کشور، بی استفاده و معطل می‌ماند و بالاتر ازآن ،هیچ شریک تجاری و بازرگانی نمی‌تواند برای یک مذاکره ساده، یک معامله معمولی یا یک سرمایه گذاری ناقابل، پایش را به ایران بگذارد! واقعا انتظار دارید دولت علاقه‌مند باشد مردم خاطره این وعده را هم به یاد بیاورند!؟
همه چیز می‌چرخد!
در یکی از مناظره‌های انتخاباتی، سخن از چرخیدن چرخ سانتریفیوژها و چرخ زندگی مردم به‌صورت همزمان به میان آمد وخوب چه بهتر از اینکه هم شرف و عزتمان حفظ شود و هم زندگی مردم آسان و راحت  بچرخد. هرکس به این وعده اعتماد کرده بود، با همین نگاه در انتخابات شرکت کرد. اکنون آن گونه که رسما اعلام شده، و آن گونه که دانشمندان سابق اتمی کشورمان می‌گویند، باد با سرعت زیادی در تاسیسات اتمی می‌چرخد، از این جهت وعده دولت محقق شده و اگر سانتریفیوژنمی چرخد، سرعت باد کم نیست و چرخش خوبی دارد!چرخ زندگی مردم هم که معلوم است و چنان می‌چرخد که هرچه مردم می‌دوند، به آن نمی‌رسند! شاید بهتر بود مسئولان در وعده خود تجدید نظر می‌کردند و اندکی سرعت چرخ زندگی را کم می‌کردند تا ازاین همه خوشی به عده بیشتری از مردم نصیبی برسد و جاماندگان و واماندگان،بی بهره نمانند! اکنون و با این سرعت، به نظر می‌رسد که دولت دوست ندارد مردم در خاطرات وعده‌های انتخاباتی بمانند و از پیشرفت و سرعت چرخ، عقب بمانند!
تورم تک رقمی، بنزین سه رقمی!
هنوز به یاد داریم که وعده داده شد که قرار است کاری کنند که به جای اینکه مردم دستشان را پیش دولت دراز کنند، دولت دستش را پیش مردم دراز کند و از مردم کمک بگیرد. چقدر این وعده شیرین و لذت بخش بود! یا مثلا تورم بالا در شان ملت فرهیخته ایران نیست و باید تورم را تک رقمی کرد و البته رئیس جمهور محترم افزوده بود: «معیار و ملاک تورم هم، آمار و ارقام نیست بلکه معیار جیب مردم است» حقیقتا چه وعده و قول و قراری از این بهتر!؟ مردم باور کردند و رای دادند. اکنون حسب اعلام مراکز آماری، تورم کم شده! آن‌قدر که احتمالا تا نوروز سال آینده دچارتورم منفی بشویم و ناچار، برای رفع مشکل تورم منفی، چند همایش بین‌المللی برگزار کنیم! چشم‌اندازهای کنونی که این‌گونه می‌گوید !مثلا تورم نقطه به نقطه –که معلوم نیست از کدام یک از اجرام آسمانی نازل شده-  یک رقمی و زیر ده درصد شده و در هر سخنرانی کمتر و کمتر هم می‌شود! تورم غیرنقطه به نقطه – همان تورم اصلی و واقعی- هم که زیر پانزده و چهارده درصد شده و آن هم هرروز کمتر می‌شود. این وسط یکی دو اشکال کوچک وجود دارد که بزودی برطرف می‌شود و اصلا جای نگرانی نیست! مثلا و از جمله این اشکالات کوچک، گرانی تقریبا فصلی شیر و محصولات لبنی است که مهم نیست و برطرف می‌شود! یا گران شدن پنج باره قیمت بلیط قطار که البته به قول جناب وزیر راه با مقاومت عده‌ای نامسلمان مارکسیست و... مواجه شده و هنوز به آزادی کامل نرسیده است! از جمله چیزهای بی‌ارزش دیگر هم موضوعاتی مثل گرانی آب و برق، یا اقلام خوراکی و مایحتاج مردم است که بنظر نمی‌رسد هیچ یک مهم باشد! آنچه اکنون مهم است، تک رقمی شدن تورم است که باید برای آن جشن گرفت! البته نباید بپرسیم چرا تورم و قیمت‌ها رابطه عکس دارند و هرچه این کمتر می‌شود، آن دیگری بیشتر و بیشتر!؟ نباید بپرسیم اگر تورم تک رقمی شده، اگر نفت یک سوم قیمت سال قبل شده، چرا باید بنزین- که به شهادت همه اندیشمندان و دانشمندان، یکی از مشتقات نفت است و قیمت آن ارتباط مستقیمی با بهای نفت دارد- هوس گران شدن بکند و ژنرال کابینه از یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های ملی و حتی بین‌المللی برای فروش بنزین با سه نرخ سخن بگوید!؟ بنزین خالی! بنزین با طعم تنظیم باد و بالاخره بنزین با طعم تمیز کردن شیشه خودرو! آیا مسئولان محترم موفق شده‌اند همان اتفاق مذکور در بحث تورم- یعنی پایین آمدن نرخ تورم همزمان با بالارفتن قیمت‌ها – را در عرصه نفت هم تکرار کنند و کاری کنند که هرچه قیمت نفت پایین‌تر می‌آید، قیمت بنزین بالاتر برود!؟ این یعنی پیوند جدید علم اقتصاد دولت یازدهم با نفت که بی‌تردید جای تقدیر و ستایش دارد! صرف‌نظر از اینکه جیب مردم چه می‌گوید.
هوا خوب است، نفس بکشید!
مثلا وعده شده بود که با آمدن ما آسمان آبی‌تر می‌شود و این چیزهایی که به اسم بنزین به خورد ماشین مردم داده می‌شود را جمع می‌کنیم و به‌جای آن بنزین خوب و پاک تحویل می‌دهیم. چه کسی است که هوای خوب دوست نداشته باشد!؟ به این وعده هم اعتماد شد و به امید هوایی تازه و سالم، انتخابات برگزار شد و مردم رای دادند. دوسال گذشته و شهرها یکی پس از دیگری از نفس می‌افتند. تابستان‌ها ریزگرد ، زمستان‌ها آلودگی و وارونگی و مه دود فتو شیمیایی. نفس شهرهابه شماره افتاده و کسی حالی از مردم نمی‌پرسد! اوائل که همه گرم بودند،کلی هیاهو و جنجال شد بر سر بنزین پتروشیمی و آن‌قدر گفتند و نوشتند تا ریشه‌کن شد و خیال همه راحت شد. اما امروز کسی نمی‌پرسد شما که منشا آلودگی را حذف کردید و پا روی تولید ملی گذاشتید، حالا چرا آلودگی داریم!؟ صد البته معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، در همین دوره تصدی خودشان خدمات زیادی داشتند که کوشیدند با سفر به قطب شمال، این تجربه را در اختیار مردم آن سامان هم قرار دهند!یا در همین ایام به شدت آلوده تهران، برای بررسی آب و هوای خلیج فارس، به جزیره زیبای کیش رفتند و از نزدیک با مشکلات اقلیمی آنجا و آب و هوای آن دیار در این فصل سال هم آشنا شدند! ایشان البته در ایام طوفان‌های تمام نشدنی که چهره استان کشور را درهم نوردیده بود، ترجیح دادند در تهران بمانند و با شیوه کنترل از راه دور امور را پیگیری کنند اما در همین ایام اخیر،آلودگی را ارث دولت قبل دانستند! به نظر میرسد عده‌ای چند بادکنک پر از هوای سالهای گذشته دارند که هر از گاهی برای بدنام کردن مسئولان دولت یازدهم ،آنها را در شهرها باز می‌کنند و هوا را آلوده می‌کنند! و معلوم نیست چرا مسئولان امنیتی با دارندگان این بادکنک‌ها برخوردی نمی‌کنند!
فراوانی اشتغال، پایان رکود
همان ایام وعده داده می‌شد که باید برای اشتغال جوانان کاری کرد و نمی‌شود ما با واردات گسترده از چین، برای کارگران آن سامان شغل ایجاد کنیم.این حرف منطقی و نوید بخش، بارقه‌هایی از امید در دل مردم و بخصوص جوانان ایجاد کرد. بالاخره سرکار بودن بهتر از بیکاری است و نمی‌توان تا همیشه بیکار بود، لذا به امید رفتن به سرکار، به این وعده هم اعتماد شد. اکنون معاون وزیر صنعت از تعطیلی هشتاد درصد صنایع سخن می‌گوید! واردات از کشور‌های دوست و برادر مثل آمریکا و چین، افزایش ناچیزی گاه تا حد صد در صد در اقلامی خاص داشته و دولت همچنان در حال اشتغال آفرینی است و حال اگر عده‌ای تنگ نظر ناراحتند، مشکل خودشان است! چه فرقی می‌کند کجا شغل ایجاد شده!؟ همه جهان وطن ماست و مرزهای جغرافیایی نباید ما را از برادران آمریکایی و اروپایی و چینی و...جدا کند! اینجا و آنجا ندارد، مهم اشتغال است که ایجاد شده. حال اگر جوان ایرانی بیکار است، لابد از بی‌هنری خودش است یا شاید به‌قول جناب معاون اول رئیس جمهور، توقع زیادی دارند و نمی‌دانند در این شرایط سخت، نباید از دولت توقع زیادی داشت! اکنون رکود پایان یافته، چهار وزیر نامه‌ای به رئیس جمهور ننوشتند و هشداری ندادند، صنایع بزرگ  و کوچک به یارانه تولید - که گفته می‌شود حتی یک ریال هم به کسی داده نشده- نیازی ندارند! و خلاصه تدبیر دولت درباره اقتصاد کاملا جواب داده است و اوضاع روز به روز بهتر می‌شود.
ده‌ها وعده دیگر را می‌توان برشمرد که هرگز عملی نشد و نخواهد شد، افتخاراتی که از دست رفت و می‌رود مثل رشد پر شتاب و تاریخی علمی کشور که با تدبیر مسئولان، معکوس شده است.
در چنین شرایطی، هر چه مردم چیزی به یاد نیاورند بهتر است، هرچه از گذشته و از آن همه وعده داده شده سخنی نگویند، بهتر است و هرچه سرشان به چیزهای دیگر گرم باشد، مطلوب‌تر است این روزها بهتر است به جای کارنامه اقتصادی، کارناوال انتخاباتی به راه‌ انداخت تا اصلاح طلبانی که موفق شدند در طول دوسال، این همه هنرنمایی در قوه مجریه بکنند، افتخار هنر نمایی در قوه مقننه را هم بدست بیاورند!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آرزوی بر باد رفته مردم برای معیشت حداقلی و بهره‌مندی از ساده‌ترین مواهب زندگی

فتح‌الفتوح، صلح حدیبیه، پیوند با جامعه جهانی، بازگشت عزت، گزارش لحظه به لحظه از ثبت‌نام برای انتخابات خبرگان، شورای رهبری، شایعه‌پراکنی و دوقطبی‌سازی‌های موهوم و ده‌ها عنوان و خبر و اظهارنظر دیگر، همه آن چیزی است که این روزها به وفور از تریبون‌های فراوان و پرتعداد دولتی و قلم به دستان حامی جریانی خاص می‌بینیم و می‌شنویم. همه این حرف‌ها و اظهارنظرها در روزهایی با پژواک بسیار تکرار می‌شود، که با عبور از دومین سال دولت یازدهم، کارنامه دولت برای مردم، به خصوص در حوزه اقتصاد، کارنامه‌ای نامطلوب و غیرقابل قبول است. در چنین شرایطی اگر در یک روز، 15 روزنامه وابسته و حامی دولت به جای پرداختن به مشکلات مردم، به هیاهو و رپرتاژ برای موضوعاتی که در درجه چندم اهمیت برای مردم قرار دارد و بیشتر به نوعی دورهمی و گعده و نان به هم قرض دادن شباهت دارد بپردازند، عجیب نیست. اگر آنها هم به درددل مردم بپردازند، اگر به درددل بیکارها و خانه به دوش‌ها بپردازند، تعجب‌آور است. اگر به رکود و صنایع ورشکسته و... بپردازند، عجیب است.
اینگونه به نظر می‌رسد که در میانه گرفتاری‌ها و ناملایماتی که با ناکارآمدی، کوتاهی و غفلت برخی مسئولان بر سر مردم و معیشت آنها آمده و می‌آید، عده‌ای تصمیم دارند بی‌توجه به اطراف، با صدای بلند، همانند یک گروه اپرا، آواز بخوانند! از دید آنها نه هنر آوازشان مهم است نه زیبایی صدایشان! آنچه مهم است، صدای بلند و جیغ بنفشی است که در هر حال باید از هر صدایی بلندتر باشد تا صدای هیچ کس به گوش نرسد! آنها همچون ناشنوایانی هستند که اصلاً نمی‌شنوند دیگران چه می‌گویند! این دقیقاً همان رفتاری است که این روزها برخی از مدعیان حمایت از دولت به آن مشغولند و برخی از عناوین اپرای آنها در ابتدای این نوشتار بیان شد. آنها در حالی با گلوی گشاده و با چشم بسته، مشغول آوازه‌خوانی شده‌اند که حتی بسیاری از حامیان دولت، در محافل خصوصی و نیمه خصوصی، از ناکارآمدی شدید تیم اقتصادی دولت گله‌مندند و آن را تهدیدی جدی برای خود و اعتبارشان نزد مردم می‌دانند. آنها به درستی دریافته‌اند که گره زدن اعتبارشان به خلف وعده‌ها و بی‌تدبیری‌های پی در پی دولت، آنها را هم شریک وضع امروز می‌کند و در نگاه مردم، تکلیفشان را روشن می‌کند. شاید به این علت است که از همین الان، برخی جریانات اصلاح‌طلب در محافل خود این تصمیم را گرفته‌اند که تنها تا پایان انتخابات پیش‌رو همراه دولت باشند و انتقادات خود را علنی و آشکار نکنند. البته سخنگوی دولت هم با بیان اینکه «اصلاح‌طلبان معتدل با دولت همگرایی دارند» به این موضوع مهر تأیید زد و هم این پالس را برای گروه‌های سیاسی فرستاد که شرط برخورداری از سهام دولتی «اعتدال» است! یعنی همان چیزی که دولت یازدهم شعار آن را داده و در عمل چیزی بروز نداده است. در مقابل این تهدید دولتی و مرزبندی در میان کسانی که می‌کوشند خود را جبهه‌ای کاملاً متحد نشان دهند، بسیاری از آنان معتقد به ضرورت جدا کردن صفشان از دولتند، اما بعد از انتخابات! آنها از یک طرف نمی‌توانند از سهم خود در مناصب و موقعیت قدرت دل بکنند و از دیگر سو می‌دانند که فرجام این مدل نگاه دولت به معیشت مردم، فرجامی بسیار تلخ و پرهزینه است لذا حاضر نیستند در پرداخت آن خسارت و هزینه گزاف شریک باشند.
اما آنها نگران شریک شدن در چه چیزی هستند و چرا می‌خواهند خطای دولتمردان به پای آنها نوشته نشود؟ مصادیق بسیاری برای نگرانی هر سیاست‌پیشه‌ای در این عرصه وجود دارد که بیان آنها مثنوی هفتاد من کاغذ است. اما فرض کنید یک مقام مسئول، با سختی و با چندین و چند شرط و عهد، زمام کاری را به دست گرفته باشد. در طول دو سال و اندی از مسئولیتش، اغلب وعده‌هایش را به طاق نسیان و فراموشی سپرده و هیچ جایگزین مناسبی هم برای آنها ارائه نکرده باشد. در عوض در طول این دو سال، مدام قیمت‌های حوزه تحت مسئولیتش را افزایش داده باشد! مثلاً 5 بار قیمت بلیط قطار را گران کرده باشد! بله 5 بار در دو سال و سه ماه! بعد یک سازمانی پیدا شده و با توجه به باز بودن دائمی در دیزی، در مقام حیا و حمایت از حقوق مصرف‌کننده، جلوی آخرین گرانی جناب مسئول را گرفته است. فکر می‌کنید جناب مسئول فرهیخته چه واکنشی نشان داده است؟ آیا آمده و در یک برنامه تلویزیونی، صمیمانه با مردم سخن گفته و توضیح داده که چرا مدام قیمت‌ها را افزایش می‌دهد؟ آیا آمده و متواضعانه از مردم به خاطر پایین بودن کیفیت خدمات زیرمجموعه‌اش عذرخواهی کرده و وعده داده که با گران کردن قیمت‌ها، این ضعف را جبران می‌کند؟ آیا توضیح داده که این افزایش قیمت‌ها تا کی ادامه دارد و چه موقع دیگر افزایش قیمتی نخواهیم داشت و قیمت‌ها کاملاً «آزاد» می‌شوند!؟ هر کدام از این واکنش‌ها می‌توانست خوب و قابل قبول باشد. اما واکنش ایشان، واکنشی با ادبیات دولت یازدهم است! همان ادبیاتی که مردم و منتقدان را بی‌سواد، لایق رفتن به جهنم، لایق بردن آرزوهایشان به گور، و... می‌داند! بنابراین جناب آخوندی وزیر راه و شهرسازی که از دست سازمان حمایت از مصرف‌کننده به خاطر کنترل نرخ بلیط قطار عصبانی شده بود، اینگونه واکنش نشان داد: «عده‌ای در کشور به دنبال ادامه‌دار بودن نگرش‌های سوسیالیستی و مارکسیستی هستند تا نرخ‌گذاری و کنترل قیمت‌ها را ادامه دهند و مانع توسعه(!) شوند. این بساط حضراتی که دست در جیب مردم می‌کنند(!) فقط ادامه نگرش‌های سوسیالیست و مارکسیست است و در حالی که مدعی طرفداری از مردم هستند؛ اینها مسلمان نیستند(!)... از برنامه اول توسعه اعلام شد که نظام قیمت‌گذاری باید برچیده شود، 25 سال در همه برنامه‌های توسعه به این موضوع تاکید شد اما هنوز این داستان، مانع توسعه کشور است... اگر دنبال حمایت از مصرف‌کننده هستیم، ارتقای کیفیت، عرضه خدمات مناسب و ایمنی بالا نشان از حمایت از مصرف‌کننده دارد... پیشنهاد می‌دهم چنین سازمان‌های سوسیالیستی و مارکسیستی قیمت‌گذاری نظیر سازمان حمایت از مصرف‌کننده منحل شود(!) و باید این پیشنهاد را به مجلس هم بدهیم تا بساط این تعالیم مارکسیستی و سوسیالیستی جمع شود... ما نباید از چنین حرکات عوام‌فریبانه بترسیم و قطعاً با قدرت(!) پیش می‌رویم.» لطفا یک بار دیگر این سخنان کوتاه را بخوانید. اینها ادبیات یک وزیر است ! وزیری که قرار بوده حافظ منافع مردم باشد اما کلیدواژه‌هایی به کار برده که جز بهت و حیرت، حاصلی ندارد. او در یک متن کوتاه چندین بار عده‌ای از مسئولان رسمی کشور را نامسلمان، مارکسیست و سوسیالیست خوانده است! چرا!؟ چون به وظیفه قانونی خود عمل کرده و جلوی فشار بیشتر بر گرده مردم بی‌پناه را گرفته‌اند. نامسلمانند چون مانع اجحاف به مسلمانان شده‌اند! آروز کرده بساط قیمت‌گذاری برچیده شود تا هرکاری که دلش خواست بکند و کسی یارای ایراد گرفتن نداشته باشد! رعایت حال مردم مظلوم و دفاع از حقوق آنها را مانع توسعه - همان آرزوی موهوم و همان نشخوار مشهور غربی که حتی نمی‌دانند الفبای آن در یک کشور اسلامی چیست- می‌داند! و در آخر هم با عوام‌فریب دانستن کسانی که دست خواص را از جیب عامه جامعه کوتاه می‌کنند، قدرت خود را به رخ مردم کشیده که «با قدرت به پیش می‌رویم»! به پیش می‌روید تا کجا!؟ اصلا به کجا می‌روید؟ جایی می‌روید یا در حال عقبگرد و واپسگرایی هستید!؟ نوروز سال 92، حدود دو میلیون و سیصد هزار نفر از قطار برای سفر استفاده کرده بودند اما پس از چند بار افزایش بهای بلیط و کاهش محسوس کیفیت، امسال حدود یک میلیون و هفتصد هزار نفر، از قطار استفاده کردند! یعنی کاهش بیش از ششصد هزار مسافر در دو سال! این ثمر و فرجام مدیریت کسانی است که اینگونه عصبانی و بی‌محابا سخنرانی می‌کنند و دیگران را از دایره مسلمانی هم خارج می‌کنند، آن هم در جایی که تلفات جاده‌ای سالانه بیش از بیست هزار نفر را به کام مرگ می‌کشد و ضرورت سوق دادن مردم به سفر با قطار، بر هیچ‌کس پوشیده نیست.
صد البته این تنها مشتی از خروار و اندکی از بسیار است و موضوعاتی از این دست فراوان! مثل افزایش قیمت لبنیات که از دیروز شش درصد به بهای آن افزوده شد تا برای چندمین بار در یک‌سال گذشته اوج بگیرد و سر سفره‌های مردم کمرنگ‌تر شود! مثل دادن پول بانک‌ها برای فربه کردن تولیدکنندگان خارجی و ورشکسته‌تر کردن تولیدکنندگان داخلی، مثل ده برابر شدن فروش رنو به اذعان مسئولان آن شرکت به برکت گشاده‌دستی آقایان مسئول از کیسه مردم و از آبروی نظام، مثل سقوط چندباره و پانصد واحدی بورس ظرف دو روز پس از فتح‌الفتوح پی ام دی! مثل نابودی بنزین تولید ملی  و دو سال واردات بنزین بی‌کیفیت از جیب مردم و آلوده‌تر کردن هوا به قیمت از دست رفتن سلامتی مردم، مثل ...
به نظرتان، این روش مدیریتی - اگر بتوان نام آن را روش گذاشت-  به گونه‌ای هست که یک سیاستمدار- هرچند هم‌تیم و نزدیک با دولت- بتواند هستی و آبرویش را به آن گره بزند!؟ اینجاست که شکاف‌های پدیدآمده، با هیچ وصله‌ای پوشیده نمی‌شود و ماموریت دوم اپرای ناشنوایان برای سرکوب صدای همراهان دیروز و منتقدان یواشکی امروز تعیین می‌گردد.
اکنون می‌توان بهتر فیهمید که چرا امسال مخالفین واقعی مردم- که حق مردم را در حیات آبرومند، معیشت حداقلی و بهره‌مندی از ساده‌ترین مواهب زندگی نادیده می‌گیرند- این همه به فکر مردم‌سالاری افتاده‌اند و از الان گزارش لحظه به لحظه از ستاد انتخابات می‌دهند! می‌توان فهمید، چون آنها نباید بگذارند مردم متوجه ضعف‌ها، کاستی‌ها و ناراستی‌هایشان بشوند. توپخانه رسانه‌ای آنها مامور است و معذور! مامور به نوشتن از چیزی که‌ ای‌بسا خود نیز بدان اعتقاد ندارد! مامور به بزک کردن وضعیتی است که بزک‌ناشدنی است! چون مردم هر روز و هر ساعت با معیشت خود دست به گریبانند و چون چنین است، مامور به مهم جلوه دادن مسائلی دیگر برای پرت کردن حواس‌ها از مسائل اصلی هستند. مامور به دوقطبی‌سازی‌های دروغین و غیرواقعی. مامور به قربانی کردن افراد وجیه و بی‌گناه پای آرزوها و کینه‌های کسانی که بارها و بارها از مردم جواب نه شنیده‌اند. مامور به قربانی کردن آبروی هرکس پای تفرعن و خودکامگی پدرسالارانی که مسبب همه این وضعیت و پدرخوانده تفکر غرب‌زده کنونی‌اند. آنها قطعا تا انتخابات، نقش‌ها و شگردهای دیگری هم در آستین دارند و می‌کوشند به هر طریق ممکن، دو دستگی و چنددستگی پدید آورند و مردم را به اموری موهوم سرگرم کنند. اما تجربه نشان داده مردم، هوشمندند و با کسی که با آنها خدعه کند، کنار نمی‌آیند.
 حسین شمسیان

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

برنامه پایش پاداش سکوت را رد کرد

امیر سیاح، تهیه‌کننده برنامه پایش که شب یکشنبه میزبان اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس‌جمهور و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری-صنعتی بود، در صفحه شخصی اینستاگرام خود نوشت: «بعد از خروج مهمان از استودیو ، جعبه زیر (هدایا) را به مهمان محترم دادم و گفتم روابط عمومی زیرمجموعه شما قبل از برنامه برای ما اینها رو فرستاده. جعبه را باز کرد، توش رو که دید، اول جاخورد. بعد خودش را جمع‌وجور کرد و پرسید یعنی این هدیه رو قبول نمی‌کنید؟»
تهیه‌کننده پایش در ادامه نوشت: «این بار من جاخوردم و محکم پاسخ دادم: توهین خیلی بزرگی بود به ما. به زیرمجموعه‌تون بفرمایید با رسانه‌ها اینطور رفتار نکنند. گفت باشه. سکه‌ها رو گذاشت جیبش و رفت»!
گفتنی است هفته گذشته حسام‌الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با خبرگزاری بسیج درباره شرکت نکردن رسانه‌های منتقد دولت در نمایشگاه مطبوعات گفته بود: آنچه که واقعیت دارد این است که یک رابطه مستقیم  و مشخصی بین کاهش یارانه دریافتی توسط بعضی رسانه‌ها و میزان انتقادشان به سیاست‌های دولت وجود دارد؛ لذا هر چه که میزان انتقاد به سیاست‌های دولت بیشتر باشد یارانه آن رسانه کاهش می‌یابد البته این رابطه ممکن است که به صورت بر عکس هم اتفاق بیافتد یعنی ممکن است هر چقدر که یارانه کمتر شود انتقاد بیشتر شود.
این نحوه نگاه به رسانه‌ها ظاهرا در دولت عمومیت دارد و منحصر به حسام‌الدین آشنا نیست چرا که رئیس‌جمهور نیز در سخنان خود در مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات نسبت به انتقادات برخی مطبوعات و رسانه‌هایی که بودجه دولتی دارند اعتراض کرده بود .
نگاه دولت به رسانه‌ها که با دریافت پول از دولت میزان انتقاداتشان کاسته شود در عرف عام به رشوه تعبیر می‌شود و کارشناسان معتقدند آیا نگاه دولت به یارانه‌ها نگاه رشوه‌گونه است؟ و از سوی دیگر اعطای سکه به مدیران و مسئولان یک برنامه از سوی زیرمجموعه ترکان چه معنایی می‌تواند داشته باشد!؟ آیا این سکه‌ها برای همراهی برنامه با مهمان پیشنهاد شده بود که مدیران برنامه از پذیرفتن آن سر باز زدند؟
گفتنی است اکبر ترکان چندی پیش در اهانتی آشکار به ملت ایران گفته بود ایرانی ها تنها می توانند در آبگوشت بزباش و قرمه سبزی با کشورهای دیگر رقابت کنند .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

یک بام و دو هوا در نظام جمهوری اسلامی ایران

سه‌شنبه هفته گذشته سخنگوی محترم دولت در نشست هفتگی خود در پاسخ به سوالی درباره مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره لزوم محرمانه بودن دارایی مسئولان نظام و تعیین مجازات برای افشاکنندگان آن، ضمن دفاع از این موضوع گفت: اینکه رسانه‌ها بنویسند مسئولان چند جفت کفش و خانه دارند، مقتضی نیست!
پیش از هر چیز خالی از فایده نیست، نگاهی به سوابق و حواشی قابل تامل مصوبه مجمع تشخیص داشته باشیم. 14 تیرماه 1384 کمیسیون قضایی مجلس هفتم طرحی را با عنوان «صیانت جامعه در برابر مفاسد اقتصادی» به هیئت رئیسه مجلس ارائه کرد. این طرح با کش و قوس و حذف و اضافه‌های فراوان پس از دو سال در مجلس تصویب و راهی شورای نگهبان شد و بالاخره با عنوان قانون «رسیدگی به اموال مسئولان» سر از مجمع تشخیص مصلحت نظام درآورد و چند سالی هم آنجا معطل ماند و هنوز هم پرونده آن کاملاً بسته نشده است.
18 مهرماه سال جاری مجمع تشخیص در اقدامی قابل تامل با تصویب یک بند از این قانون نه تنها با اعلام عمومی دارایی مسئولان مخالفت کرد بلکه برای آن مجازات نیز تعیین کرد! بندی که 180 درجه مخالف با هدف طراحان اولیه این قانون است. طبق این مصوبه کسانی که «مبادرت به افشاء، چاپ و یا انتشار اطلاعات مزبور نموده و یا موجبات افشاء، چاپ و یا انتشار آنها را فراهم نمایند» محکوم به یکی از مجازات‌های درجه 6 مقرر در ماده 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 می‌شوند. یعنی اگر کسی دارایی مسئولی را فاش کند ممکن است 74 ضربه شلاق بخورد، تا 5 سال از شغل و فعالیت اجتماعی خود محروم شود و یا دو سال آب خنک بخورد و جالب‌تر از همه اینکه این حکم پس از قطعی شدن، در رسانه‌ها نیز منتشر می‌شود!
قانون رسیدگی به اموال و دارایی‌های مسئولان یا همان ASSET DECLARATIONS  (اعلام دارایی) در بیش از 150 کشور جهان اجرایی می‌شود و در حدود 50 کشور، این اعلام از نوع عمومی است. یعنی مردم این کشورها می‌دانند مثلاً رئیس جمهور، نخست وزیر، عضو کابینه و... چقدر دارایی دارند و درآمد آنها چقدر است که اغلب آنها نیز کشورهای غربی و دارای سیستم اقتصادی لیبرال هستند.
مصوبه مجمع تشخیص در محرمانه اعلام کردن دارایی مسئولان واکنش‌های مختلفی را درپی داشته است. یکی از نمایندگان مجلس در حمایت از این مصوبه مدعی شده است دارایی مسئولان جزو اسرار نظام است و نماینده دیگری گفته شاید این ثروت ارث پدری آن مسئول باشد! عده‌ای به اصطلاح کارشناس نیز از محرمانه بودن دارایی مسئولان حمایت کرده‌اند. نکته جالب، مشرب فکری این جماعت است. کسانی که تنها راه پیشرفت و حل مشکلات ریز و درشت این کشور را در آموزه‌های غربی می‌بینند و افتادن در آغوش غرب را تجویز می‌کنند، در این مورد خاص راه غرب را نمی‌پسندند!
وقتی در سال 93 موضوع سرک کشیدن به حسابهای مردم مطرح شد در عرض چند روز هم در مجلس تصویب و هم توسط شورای نگهبان تائید شد، چون مردم مسئول نیستند و آبرو ندارند و در این قبیل اقدامات اصلا مهم نیستند  و مردم فقط در موقع رای گیریها و مراجعه به آراء و یا حضور در راه پیمائیها مهم و مردم هستند و در بقیه موارد اشکالی ندارد زیر چرخ توسعه اقتصادی له شوند و یا درآمدی نداشته باشند !! ولی وقتی سخن از مسئولین مطرح باشد ، یا اصلا نباید قانونی تصویب شود و اگر بنا به دلایلی تصویب شد،مصوبات با قانون اساسی مغایرت پیدا می کند و به مجمع تشخیص می رود و 10 سال در آن مجمع گیر می افتد ،آخه شوخی نیست ،آقایان مسئول هستند وبعد از مسئول شدن آبروی چند میلیارد تومانی پیدا کرده اند ،لذا دارائی آنها نباید مشخص شود تا برای مردم معلو م شود از طریق رانت و خوردن بیت المال بدست آمده ،مگر می شود با آبروی مسئووووول بازی کرد .نماینده مجلس و یا فلان فرماندار ، استاندار و یا وزیر و یا مدیر کل و یا سفیر بیچاره ها قبلا مردم بودند چیزی نداشتند ولی بعد از دوران مسئولیت دارای ساحتمان آن چنانی ،باغ آنچنانی و سهامدار کارخانه و غیره می شوند و اگر این اطلاعات منتشر شود ،بیچاره ها بگویند از کجا آورده اند و لذا بایستی محرمانه بماند و اگر خدای ناکرده روزی خبرنگاری آن هم از نوع سالم و غیر قابل خریدش پیدا شد و خواست منتشر کند باید از عواقب ترسناک آن بترسد و نتواند منتشرش کند .و قص علی هذا
دیروز عکس و مشخصات یک خانم جیب برکه در مترو تهران گیر افتاده بود در تلویزیون پخش شد و از مردم خواستند که اگر شکایتی دارند به پلیس مراجعه کنند و بعد بدنبال آن خبر از کلاهبرداری چندین میلیاردی آمد که کلاه چند صد و یا چند هزار نفر را برداشته بود، و بعد از دستگیری از دست قانون فرار کرده بود که عکس آن شطرنجی و مشخصات آن الف - ک عنوان شد،چون خانم یک جیب بر چند هزار تومانی بود بیچاره آبرویش هم چند هزار تومانی است، اگر برود اشکالی ندارد چیزی نمی ارزد و برای کسی از قبل آن آب و نانی نمی شود ،و آبروی کلاهبردار چندین میلیاردی که به گفته گوینده چند هزار نفر را بد بخت کرده ،شاکی هم داشته ،قبلا دستگیرشده و از دست قانون فرار کرده ،نباید برود چون آبروی ارزانی ندارد، و شاید از نمد آن کلاهی برای کسانی درست شود و لذا وقتی آبروی پولدارها و آقاها و آقازاده هها مطرح است به آنها م-ه و یا م -ر می گویند ولی برای بقیه مردم مشخصات کامل آنها منتشر می شود .این چنین است که قربونش برم خدا را یک بام دو هوا را نمود پیدا می کند .
اما چرا این موضوع مهم است و نباید به سادگی از کنار آن گذشت؟ رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کرده‌اند، کلید مشکلات اقتصادی کشور، در پیش گرفتن راه اقتصاد مقاومتی است. در نامه هفته گذشته حضرت آقا به رئیس جمهور درباره برجام نیز در پایان بر این مسئله مهم بار دیگر تاکید شد که؛ «همان‌طور که در جلسات متعدّد به آن‌جناب و دیگر مسئولان دولتی یادآور شده و در جلسات عمومی به مردم عزیزمان گوشزد کرده‌ام، رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد.»
در بند 19 از سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تاکید شده است؛ «شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی و ...» شفاف‌سازی در حوزه اقتصاد یکی از اصلی‌ترین ملزومات تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است و بسیاری از بندهای بیست و چهارگانه این سیاست‌ها، بطور مستقیم و غیرمستقیم به بحث شفافیت مربوط است. به عنوان نمونه آیا بدون شفافیت، بند 17 یعنی «اصلاح نظام درآمدی دولت با افزایش سهم درآمدهای مالیاتی» قابل تحقق است؟ و یا بند 23 که بر «شفاف و روان‌سازی نظام توزیع و قیمت‌گذاری و روزآمدسازی شیوه‌های نظارت بر بازار» تاکید می‌کند؟ شفافیت باید از کجا آغاز شود و آیا اعلام شفاف درآمد و دارایی مسئولان، اولین و مهم‌ترین گام در این زمینه نیست؟
آثار اعلام عمومی دارایی مسئولان، فرااقتصادی است و باعث ایجاد اعتماد عمومی در جامعه می‌شود. ایجاد شکاف میان مردم و کارگزاران و مسئولان نظام همواره یکی از اصلی‌ترین اهداف دشمن در تقابل با جمهوری اسلامی بوده و یکی از اصلی‌ترین تاکتیک‌های آنان در این مورد، ادعای فساد و زندگی اشرافی است. حال آنکه در واقع اغلب مسئولان نظام از این اتهام مبرا هستند. شفافیت در دارایی و درآمد مسئولان، فضای غبارآلود و مهیا برای شایعه و تهمت را از بین می‌برد، معدود افراد احتمالا خطاکار معرفی می‌شوند و از این طریق گامی بلند در راستای مبارزه با مفاسد اقتصادی برداشته خواهد شد. در فضای غبارآلود، آنان که از راه قانونی نیز صاحب ثروت مشروع هستند هم  نیز از تیر شایعه و فضاسازی در امان نخواهند بود و‌ تر و خشک با هم خواهند سوخت. حال آنکه نگاه اسلام به ثروت با قید حصول از راه حلال نه تنها منفی نیست بلکه مثبت و تشویقی نیز هست و البته معمولا از طریق مشروع ثروت‌های انبوه جمع نمی‌شود. مسئولی که از راه حلال و مشروع صاحب ثروت است، نباید از بیان آن ابایی داشته باشد. ممکن است این فرد نخواهد کسی از میزان ثروتش باخبر باشد که فی‌نفسه دارای اشکال نیست اما اگر لازمه تصدی مسئولیت، اعلام ثروت باشد، این شخص نمی‌تواند در پست‌هایی قرار گیرد که لازمه آن مشخص شدن میزان ثروت است.
زندگی امیرالمومنین علی علیه‌السلام در دوران زمامداری، الگویی آرمانی است. مسئولان در جمهوری اسلامی نمی‌توانند مانند آن حضرت زندگی کنند اما آیا نباید شمه‌ای از آن را داشته باشند؟ زندگی امام راحل(ره) و حضرت آقا نمونه‌ای از تأسی به مشی و روش آن امام همام است. امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای طوری زندگی کردند و می‌کنند که حتی عنودترین دشمنان ایشان نیز در این زمینه سر تعظیم فرود آورده‌اند و حتی مجال شایعه‌پراکنی نیز نیافته‌اند. امام راحل در وصیت‌نامه خود تاکید می‌کنند؛ «رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه‌ای باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‌داران و زمین‌خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی‌توانند بفهمند.» مردم چگونه باید چنین مسئولانی را بشناسند و راه احقاق این حق‌الناس چیست؟
مدعیانی که از حق‌الناس، مبارزه با فساد، دانستن حق مردم است و... سخن می‌گویند، نباید در ضرورت این شفاف‌سازی تردید کنند. مخالفان اعلام عمومی دارایی و درآمد مسئولان باید پاسخ دهند از چه هراس دارند؟  چه زیبا فرمودند حضرت آقا که؛ «بعضی‌ها اسم مردم را می‌آورند؛ اما حقیقتاً اعتقادی به مشاركت مردم ندارند. بعضی اسم مردم را می‌آورند؛ اما به مردم اعتماد ندارند. بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشاركت مردم است.» ( 87/9/24)
برخلاف گفته سخنگوی دولت، مسئله مردم این نیست که مسئولان چند جفت کفش دارند. مسئله ریگ‌های احتمالی در معدودی از این کفش‌هاست. چاره این چند ریگ مزاحم هم پنهان کردن کفش‌ها نیست. تکان دادن آنهاست.   
 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

نوشدارو بعد مرگ حاجیان منا

رییس جمهوری اسلامی ایران با نیمه تمام گذاشتن سفر نیویورک، برای حضور در مراسم انتقال پیکر حجاج کشورمان که در حادثه اخیر منا جان باختند، به تهران باز می گردد.
پس از وقوع ضایعه جانسوز منا و شهادت صدها تن از حجاج ایرانی، انتظار آن بود که رئیس جمهور بلافاصله سفر خود را متوقف کرده و به کشور بازمی گشت.
این یک اصل شناخته شده دیپلماتیک است و تعجب آور است بعد از فاجعه جانسوز شهادت و مجروح شدن صدها تن از حجاج ایرانی، آقای روحانی که از قضا بیش از همه روسای جمهور قبل بر رعایت مبانی دیپلماتیک و حفظ حرمت مردم ایران در جهان تاکید می ورزند، همچنان برنامه های عادی سفر خود را ادامه دادند.
این بی اعتنایی زمانی دردناک تر می شود که حتی آقای ظریف وزیر امورخارجه نیز که همراه رئیس جمهور در سفر نیویورک به سر می برد، به ایران بازنگشت در حالی که به دلیل کشته و مجروح شدن صدها حاجی ایرانی در کشور سعودی به طور طبیعی ایجاب می کرد وزیر امور خارجه کشور برای پیگیری مسائل به کشور بازگردد نه این که وزیر بهداشت و ارشاد مامور پیگیری مسئله و سفر به عربستان شوند که متاسفانه دولت سعودی حتی ویزا هم به آنها نمی دهد.
حال اقای رئیس جمهور بعد از 4 روز از فاجعه در مراسم کفن و دفن حجاج حضور خواهند یافت

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

چند پرسش درباره مدل رفتاری دولت عنوان یادداشت روز کیهان

مدل رفتاری دولت نسبت به برخی مسائل مهم سیاست خارجی و داخلی، با پرسش‌های مهمی در زمینه کفایت و کارآمدی، عقلانیت و به‌جا- یا نابه‌جا و جا به جا- بودن این مدل روبرو شده است. یک ویژگی مهم این مدل رفتاری، نرمش افراط‌گونه در سیاست خارجی و تصلب و خودرأیی در سیاست داخلی تا حدی است که مثلاً در نسبت با مجلس شورای اسلامی میل به خودکامگی و دور زدن قانون اساسی می‌کند. جای «اشداء علی‌الکفار» و «اعزهًْ علی الکافرین» آن هم در نسبت با دشمنان ستیزه‌جو و سر موضع به شکل کاملاً پر رنگ در سیاست خارجی دولت خالی است همچنان که در موارد متعددی به نظر می‌رسد سیاست‌های کلان نظام نسبت با شیطان بزرگ و در صیانت از منافع ملی مغفول  می‌ماند. اما به موازات اعتمادسازی کاملاً یکطرفه با آمریکا و غرب، اصرار عجیبی وجود دارد که در داخل، مجلس مورد بی‌اعتنایی قرار گیرد یا دور زده شود؛ حتی اگر این دور زدن به شکل کاملاً علنی و توأم با دهن‌کجی- نظیر اعلام اجرای برجام بدون پایان بررسی آن در مجلس- باشد. اصرار بر این مدل رفتاری، متأسفانه چهره‌ای فاقد اقتدار و مستعد فشارپذیری در سیاست بین‌الملل از دولت محترم ترسیم کرده است. این چهره را می‌توان از جمله در دیپورت کردن سفیر ویژه آقای روحانی برای دفتر نمایندگی سازمان ملل توسط وزارت خارجه آمریکا یا عدم صدور ویزا برای وزیر ارشاد از سوی دولت عربستان جهت رسیدگی به وضعیت حدود 476 زائر جان باخته یا مفقود بیت‌الله‌الحرام مشاهده کرد.
اگر جان باختن 169 زائر ایرانی در فاجعه جنایت‌آلود منا یک غم بزرگ ملی است، مفقود ماندن 307 زائر دیگر و نامعلوم بودن سرنوشت آنها پس از چند روز، فاجعه‌ای بزرگ‌تر است. در اغلب کشورها و در قبال حوادث به مراتب کوچک‌تری که برای چند شهروند -مثلاً آمریکایی یا فرانسوی- رخ می‌دهد، مقامات و رؤسای آن کشورها سفر خارجی خود را لغو می‌کنند و به سرعت به کشور باز می‌گردند تا پیگیر ماجرا باشند. آیا سرنوشت تلخ و غمبار 307 مفقود، ارزش آن را نداشت که آقای رئیس‌جمهور یا دست کم وزیر خارجه، سفر تشریفاتی نیویورک را لغو کنند و پیگیر این مسئله مهم ملی باشند؟! آیا درخواست ملاقات با وزیرخارجه سعودی که رد شد یا زدن روبان کوچک مشکی به کت برخی اعضای هیئت دیپلماتیک، فشار به رژیم مقصر سعودی برای پاسخگویی درباره سرنوشت مفقودان این جنایت است؟ یعنی مثلاً رقم 476 نفر باید به چند نفر افزایش می‌یافت تا دولت و وزارت خارجه، ماجرا را مسئله حیاتی و امنیت ملی حساب کنند و به خاطر اهمیت ماجرا بسیج شوند؟ بسنده کردن به روبان مشکی و چند اظهار تأسف در مصاحبه‌ها کجا و سرنوشت چندصد شهروند و خانواده‌های ماتم دیده و نگران آنها کجا؟ متأسفانه در چنین صحنه‌هایی غالباً زبان رئیس دولت و وزارت خارجه کاملاً کوتاه و منفعل است. اما به محض اینکه برخی مسئولان دولتی می‌خواهند در سیاست داخلی و با ارکانی نظیر مجلس یا حتی سیاست‌های کلی نظام تعامل داشته باشند، بوی استبداد رأی و خودکامگی و بی‌اعتنایی به مشام می‌رسد. سرنوشت مذاکرات هسته‌ای از بیانیه لوزان تا توافق وین و سپس شتابزدگی و دستپاچگی برای اجرای آن حتی پیش از پایان موعد 90 روزه برای رسیدن به روز تصویب، شاهدی بر این مدعاست. وزارت خارجه به واسطه فشارهای برخی اجزای دولت، مجلس را در ماجرای لوزان و سپس توافق وین کاملاً جا گذاشت در حالی که موظف شده بود برای رعایت قواعد و لوازم همدلی با منتقدان وارد گفت‌وگو شود. تکذیب‌های اولیه درباره فکت‌شیت آمریکایی‌ها به تدریج جای خود رابه تأیید برخی واقعیت‌ها که متضمن عبور خسارت بار از برخی خطوط قرمز منافع و مصالح ملی بود، داد.
پس از اعلام دستیابی به توافق در وین (23 تیر94) رهبر معظم انقلاب در چند نوبت خواستار بررسی و ملاحظه دقیق متن فراهم آمده، در مجاری قانونی و رفع راه‌های نقض عهد طرف بدعهد غربی در صورت تصویب توافق شدند و سپس با صراحت بر لزوم بررسی برجام در مجلس پافشاری کردند و نظر مُتبّع را نظر نمایندگان ملت دانستند و سرانجام با اشاره به اظهارات صریح و ممتد مقامات آمریکایی فرمودند اگر قرار است ساختار تحریم باقی بماند و تحریم‌ها تعلیق نشود، اصلاً برای چه مذاکره کردیم. در عین حال معظم‌له ظرف 2 ماه اخیر بالغ بر 5 بار نسبت به نفوذ دشمن و اینکه آمریکا برجام و مذاکره را بهانه نفوذ می‌خواهد هشدار داده‌اند. تأکید بر شأنیت مجلس در بررسی برجام، غیر از تعلق این تأکید به رهبر معظم انقلاب، نص صریح اصول 77 و 125 قانون اساسی درباره متوقف بودن تصویب و اجرای توافق‌های بین‌المللی به نظر مجلس است. اما با وجود این براهین قاطع از یک سو و منافذ فاجعه‌آفرین و ایرادات خسارت‌بار در برجام از سوی دیگر، دولت سعی کرد به شیوه «راه بینداز و جا بینداز» شروع اجرای برجام را القا کند که معرفی آقای عراقچی به عنوان رئیس کمیته پیگیری اجرای برجام، بردن یوکیا آمانو به پارچین و نمونه‌برداری از این تأسیسات (اجرای ماده 14 برجام) و اظهارات آقای شمخانی مبنی بر اینکه «وارد اجرای برجام شده‌ایم» از آن جمله است.
در این میان چند سؤال مهم وجود دارد: 1- علت این همه شتابزدگی و دستپاچگی و قانون‌شکنی چیست که باعث می‌شود گاردین بنویسد «دولت ایران عجله دارد و به سرعت دنبال انجام تعهدات هسته‌ای است اما غربی‌هاهمچنان به ایران مظنون هستند»؟ آیا حفره‌ها و منافذ خسارت‌بار برجام برطرف شده که دولت برای اجرای تعهدات عجله می‌کند؟ آیا راه‌های نقض عهد طرف مقابل مسدود شده یا آنها از تأکید بر حفظ ساختار تحریم‌ها یا تشدید آن به بهانه‌های دیگر عقب‌نشینی کرده‌اند که تلاش می‌شود برگ‌های برنده‌ای نظیر حدود 9/7 تن اورانیوم غنی شده، 14 هزار سانتریفیوژ و رآکتور آب سنگین طبق برجام از دور خارج شود؟ و اگر چنین کردیم، 3 ماه دیگر چه چیزی دست ما را می‌گیرد؟ 2- دولت و برخی مقامات آن با این مدل رفتاری که نسبت به نمایندگان ملت دارند، برای چه از حدود یک سال پیش جهت فتح مجلس دهم خیز برداشته‌اند؟ اگر قرار است مجلس، بی‌خاصیت و دولتی و آلت‌دست دولتمردان باشد که بود و نبودش یکی است؟ نخبگان ما فراموش نکرده‌اند و حتماً آقای روحانی به عنوان اولین مذاکره‌کننده هسته‌ای بهتر از همه به خاطر دارد که به اعتبار عملکرد مجلسی خنثی نسبت به بیگانگان و هتاک نسبت به حاکمیت (مجلس ششم)، چگونه تیم مذاکره کننده در برابر طرف غربی تنها مانده بود و هر جا که می‌خواست بگوید افکار عمومی ما مخالف تسلیم و امتیازهای نابه‌جا هستند، با این طعنه امثال سولانا مواجه می‌شدند که؛ بلوف نزنید، مجلس شما که با ماست و پیشنهاد سرکشیدن جام زهر را می‌دهد و طرح 3 فوریتی برای این کار دارد! آیا قرار است با مدل رفتاری فعلی، دولت به عنوان خط مقدم دفاع، خط دوم دفاعی را به دست خود بکوبد و صاف کند؟ ثم ماذا؟! آن وقت باید تا خط چندم عقب‌نشینی کند؟
طبق بند ب ماده 34 برجام، 90 روز پس‌از تأیید این توافق توسط شورای امنیت، روز «قبول توافق» محسوب می‌شود. به عبارت دیگر 29 مهر ماه روز قبول توافق تلقی شده است. مجلس شورای اسلامی اکنون موظف است ضمن دریافت گزارش کمیسیون ویژه، برای تهدیدها و ایرادهای مهم برجام تدبیر کند. این تهدیدها از جمله در زمینه عدم توازن و همزمان نبودن اجرای تعهدات و همچنین برگشت‌ناپذیری تعهدات وسیع ما در قبال تعهدات محدود، مبهم و به سرعت برگشت‌پذیر طرف مقابل از جمله در زمینه تعلیق تحریم‌ها قابل توجه است. بین «روز توافق» تا «روز اجرا» فاصله‌ای نامعلوم و فاقد عنوان تعبیه شده است. زمان اجرای تعهدات ما، در واقع ما قبل «روز اجرا» می‌باشد! و هنگامی که 98 درصد اورانیوم غنی شده را به خارج فرستادیم و دو سوم سانتریفیوژهای نطنز (14 هزار دستگاه) را از هم گسیختیم و بتون در قلب رآکتور آب سنگین اراک ریختیم و پروتکل الحاقی را به اجرا گذاشتیم و همه جوره از خود خلع ید کردیم - برگ‌های برنده را واگذار کردیم- تازه روز اجرای تعهدات محدود و مبهم غرب درباره تعلیق 13 درصد تحریم‌ها فرا می‌رسد البته مشروط بر اینکه مدیر کل آژانس درباره پارچین یا هر بهانه دیگری دبه نکند و به سیاق سال‌های گذشته نگوید که نمی‌تواند عدم انحراف برنامه هسته‌ای ایران را تأیید کند؛ مکانیسم شکایت و حل اختلاف در کمیسیون مشترک البته چاله بزرگ دیگری است که صرف فعال کردن این مکانیسم از سوی ما یا طرف مقابل، متضمن رأی‌گیری دوباره و کسب اجماع آرا برای ادامه تعلیق تحریم‌ها خواهد بود و در صورت فقدان همین اجماع- و لو با یک رأی مخالف- تحریم‌ها به شکل خودکار احیا می‌شود!
نمایندگان ملت در این میان مسئولیت روشنی دارند. تصویب برجام و حاشیه و تبصره زدن برای آن، به مفهوم امضای وقوع خسارت‌های فاجعه‌بار علیه منافع و مصالح ملی است. نمی‌توان اجرای برجام را تصویب کرد و برگ‌های برنده کشور را واگذار نمود و آرزوهای خود را به عنوان تبصره و توصیه و تحشیه و دعوت و نصیحت، به متن اجرایی شده الصاق نمود! آنچه عملی‌تر و به مصلحت نزدیک‌تر است این است که نمایندگان محترم مجلس در مصوبه خود ضمن تأکید بر توقف اجرای برجام، اجرای این توافق را متوقف و مشروط به رفع ایرادات و اشکالات آن کنند. این کمکی بزرگ به دولت برای مقاومت در خاکریز اول است، حتی اگر با طبع کم تحمل برخی دولتمردان جور درنیاید. چنین حضور هوشمندانه و حکیمانه‌ای، ‌نام نمایندگان مجلس نهم را کنار قهرمانان نام‌آوری چون آیت‌الله شهید مدرس(ره) به ثبت خواهد رساند؛ بزرگمردی که در برابر قافیه باختگی برخی سیاسیون گفت «ما از ترس مرگ خودکشی نمی‌کنیم» و با همان شجاعت، جو موهوم را شکست. نمایندگان مجلس البته فراتر از برجام و به موازات آن، مسئولیت دارند در قبال موضوعات مهمی نظیر اقتصاد مقاومتی، شبیخون و مقاومت فرهنگی، و نفوذطلبی سیاسی- فرهنگی دشمن به میدان بیایند و 8-9 ماه باقی مانده از عمر مجلس نهم را به پرکارترین و درخشان‌ترین دوره این مجلس تبدیل کنند.
اما فراتر و مهم‌تر از برجام، تستی است که دشمنان ملت ایران به شیوه‌های مختلف در قبال روحیه مقاومت و اقتدار ملی انجام می‌دهند. جبهه مستکبر غرب به عنوان یک راهبرد کلی، ایجاد رخنه و شکستن این روحیه قدرت‌ساز و پیشرفت‌آفرین را در دستور کار قرار داده است. در مقابل، دولت باید ضمن رفتار از سر اقتدار و عزت در سیاست خارجی، به قواعد و لوازم همدلی ذیل قانون اساسی و راهبری مقتدای انقلاب بازگردد؛ وگرنه بی‌تعارف، در نگاه گرگ‌های بین‌المللی تبدیل به طعمه‌ای ضعیف و راحت‌الحلقوم یا دست کم از ریشه درآمده و فشارپذیر خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مدیرمسئول روزنامه کیهان در گفتگو با فارس: ادامه سفر رئیس جمهور بعد از فاجعه منا اهانت به مردم است

حسین شریعتمداری با انتقاد ادامه سفر رئیس جمهور به نیویورک پس از ضایعه شهادت صدها تن از حجاج ایرانی در منا گفت:ادامه سفر ایشان علاوه بر آن که در عرف دیپلماتیک اقدامی غیرقابل توجیه تلقی می شود، اهانت به مردم و بی اعتنایی به جانباختگان و خانواده های آنان نیز هست.
خبرگزاری فارس: ادامه سفر رئیس جمهور بعد از فاجعه منا اهانت به مردم است
سرپرست موسسه کیهان در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با انتقاد از ادامه یافتن برنامه سفر رئیس جمهور به نیویورک بعد از فاجعه بزرگ منا، گفت: پس از وقوع ضایعه جانسوز منا و شهادت صدها تن از حجاج ایرانی، انتظار آن بود که رئیس جمهور بلافاصله سفر خود را متوقف کرده و به کشور بازمی گشت.

وی افزود: ادامه سفر ایشان علاوه بر آن که در عرف دیپلماتیک اقدامی سئوال برانگیز و غیرقابل توجیه تلقی می شود، اهانت به مردم و بی اعتنایی به جانباختگان فاجعه منا و خانواده های آنان نیز هست.

شریعتمداری تصریح کرد: این بی اعتنایی در حالی است که روسای کشورهای دیگر در مواردی بسیار کم اهمیت تر از ضایعه بزرگی که برای مردم ایران اتفاق افتاده است، بلافاصله سفر و برنامه های از قبل برنامه ریزی شده خود را متوقف کرده و به منظور ابراز همدردی و همراهی با ملت خویش به کشورهای خود بازگشته اند.

وی گفت: به عنوان مثال بعد از گروگان گرفتن دادستان استانبول، رئیس جمهور ترکیه برنامه سفر خود به رومانی را نیمه تمام گذاشت و به کشورش برگشت. یا اوباما رئیس جمهور آمریکا که در مرخصی سالیانه به سر می برد بعد از شنیدن خبر تیراندازی در یک مدرسه آمریکا و کشته شدن چند دانش آموز، برنامه خود را لغو و به کاخ سفید بازگشت.

مدیرمسئول روزنامه کیهان  ادامه داد: پادشاه اردن هم که در سفر آمریکا به سر می برد زمانی که خبر سوزاندن خلبان اردنی توسط داعش را شنید سفر خود را نیمه تمام گذاشت و به کشورش بازگشت. حتی حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان پس از کشته شدن چند نظامی افغانستانی توسط نیروهای آمریکایی بلافاصله سفر به چین را در میانه راه رها کرد و به کابل برگشت.

وی تاکید کرد: این یک اصل شناخته شده دیپلماتیک است و تعجب آور است بعد از فاجعه جانسوز شهادت و مجروح شدن صدها تن از حجاج ایرانی، آقای روحانی که از قضا بیش از همه روسای جمهور قبل بر رعایت مبانی دیپلماتیک و حفظ حرمت مردم ایران در جهان تاکید می ورزند، همچنان برنامه های عادی سفر خود را ادامه دادند.

شریعتمداری در پایان افزود: این بی اعتنایی زمانی دردناک تر می شود که حتی آقای ظریف وزیر امورخارجه نیز که همراه رئیس جمهور در سفر نیویورک به سر می برد، به ایران بازنگشت در حالی که به دلیل کشته و مجروح شدن صدها حاجی ایرانی در کشور سعودی به طور طبیعی ایجاب می کرد وزیر امور خارجه کشور برای پیگیری مسائل به کشور بازگردد نه این که وزیر بهداشت و ارشاد مامور پیگیری مسئله و سفر به عربستان شوند که متاسفانه دولت سعودی حتی ویزا هم به آنها نمی دهد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم:نباید اجازه نفوذ و بازگشت امریکا را داد/ رژیم صهیونیستی تا ۲۵ سال دیگر در منطقه وجود نخواهد داشت

نباید اجازه نفوذ و بازگشت امریکا را داد/ رژیم صهیونیستی تا ۲۵ سال دیگر در منطقه وجود نخواهد داشت/ برخی با طرح دغدغه‌های دروغین درباره سلامت انتخابات، اعتماد مردم را مخدوش می‌کنند/ رأی مردم بمعنای واقعی حق‌الناس است/ شورای نگهبان باید صلاحیتها را احراز کند
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با هشدار درباره تلاش های فریب کارانه آمریکا برای نفوذ از برخی روزنه ها، «اقتصاد قوی و مقاوم»، «توسعه روزافزون علم» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی گری بخصوص در جوانان» را سه عامل مقابله مقتدرانه با دشمنی های پایان ناپذیر شیطان بزرگ اعلام کردند و با بیان برخی نکات درباره انتخابات اسفند 94، افزودند: نتیجه هر انتخابات نیز مانند تک تک آرای مردم، حق الناس است و با همه وجود، از این حق ملت، دفاع خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ایام پربرکت ماه ذیقعده و لزوم بهره مندی از این فرصتهای گرانبها، ماه شهریور را نیز حاوی خاطراتی پرمعنا خواندند و خاطرنشان کردند: در همه حوادث این ماه از جمله کشتار مردم بیگناه به دست رژیم پهلوی در 17 شهریور 57، شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر کشور در 8 شهریور 60، ترور شهید آیت الله قدوسی و شهید آیت الله مدنی در همین ماه و حمله صدام به ایران در 31 شهریور 59، ردپای مستقیم یا غیرمستقیم امریکا مشاهده می شود.
ایشان با ابراز نگرانی از فراموش شدن تدریجی این خاطرات تأمل برانگیز به ویژه در ذهن جوانان کشور، از کم کاری دستگاههای مسئول در این زمینه انتقاد کردند و افزودند: اینگونه حوادث عبرت آموز نباید در حافظه تاریخی ملت کمرنگ شود، چرا که اگر نسل جوان از شناخت و ریشه یابی اینگونه خاطرات تاریخی و ملّی، بازماند در شناخت راهِ حال و آینده کشور دچار خطا خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با بازخوانی برخی نشانه ها از حاکمیت مطلق آمریکایی ها در دوران رژیم پهلوی خاطرنشان کردند: همه ارکان حکومت طاغوت از جمله هیأت دولت و شخص شاه تابع آمریکا بودند و مقامات آمریکایی از طریق دست نشاندگان خود همچون فرعون بر ملت مظلوم ایران حکومت می کردند، اما امام بزرگوار همچون موسای زمان، به پشتوانه ملت، آن بساط را از این سرزمین کهن، برچید.
رهبر انقلاب، پایان یافتن منافع نامشروع آمریکایی ها در ایران را علت اصلی کینه ورزی و دشمنی پایان ناپذیر آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران برشمردند.
حضرت آیت الله خامنه ای، اقدام تاریخی امام خمینی در دادن لقب «شیطان بزرگ» به امریکا را، حرکتی بسیار پرمغز برشمردند و افزودند: رئیس همه شیطانهای عالم، ابلیس است، اما ابلیس کارش فقط اغوا و فریب است در حالیکه آمریکا هم اغوا می کند، هم کشتار هم تحریم و هم فریب و ریاکاری.
رهبر انقلاب با انتقاد شدید از کسانی که سعی می کنند چهره بدتر از ابلیسِ آمریکا را فرشته نجات جلوه دهند گفتند: دین و انقلابی گری به کنار، وفاداری به مصالح کشور و عقل چه می شود؟ کدام عقل و وجدان اجازه می دهد ما جنایتکاری مانند آمریکا را بزک کنیم و دوست و مورد اعتماد جلوه دهیم؟
ایشان با هشدار درباره سیاستها و روشهای نفوذ آمریکا افزودند: شیطانی را که ملت از در بیرون کردند در صدد است از پنجره برگردد و ما نباید اجازه این کار را بدهیم.
رهبر انقلاب دشمنی آمریکایی ها را با ملّت ایران، پایان ناپذیر خواندند و به عنوان نمونه خاطرنشان کردند: در همین روزهای بعد از برجام و توافقی که هنوز سرنوشتش در ایران و آمریکا درست معلوم نیست، آمریکایی ها در کنگره مشغول توطئه و طراحی مصوبه ای برای مشکل تراشی علیه ایران هستند.
ایشان تنها راه پایان یافتن توطئه های آمریکایی ها را، اقتدار ملی ایرانیان خواندند و افزودند: باید به گونه ای قوی شویم که شیطان بزرگ از نتیجه بخشی دشمنی های خود مأیوس شود.
رهبر انقلاب در تبیین راههای دستیابی به اقتدار ملی بر سه نکته تأکید کردند: «اقتصاد قوی و مقاوم»، «علم پیشرفته و روزافزون» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی گری به خصوص در جوانان».
ایشان درباره نکته اول افزودند: اقتصاد قوی و مقاوم، از طریق اجرای عینی و بدون تأخیر سیاستهای ابلاغ شده اقتصاد مقاومتی امکان پذیر می شود که البته دولت کارهایی هم در دست اجرا دارد.
رهبر انقلاب توسعه علمی و حفظ شتاب پیشرفت علمی را نیز مهم دانستند و افزودند: تقویت روحیه انقلابی و ایستادگی در مردم، از بهترین راههای تقویت درونی است و مسئولان باید جوانان انقلابی را گرامی بدارند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش دشمن برای لاابالی و بی تفاوت کردن جوانان افزودند: آنها می خواهند روحیه حماسی و انقلابی را در جوانان بُکُشند و در داخل نیز عده ای مدام جوانان حزب اللهی را با تعابیری نظیر افراطی می کوبند که این کار بسیار غلط است.
رهبر انقلاب پس از تبیین راههای دست یابی به اقتدار روزافزون و مأیوس کردن دشمنان افزودند: امریکایی ها، اکنون با نوعی تقسیم وظایف، با ایران، دوگانه رفتار می کنند برخی لبخند می زنند و برخی در حال تهیه مصوبه علیه ایران هستند.
ایشان تلاش امریکایی ها برای مذاکره با ایران را بهانه ای برای نفوذ و تحمیل خواسته های کاخ سفید خواندند و تأکید کردند: ما فقط در قضیه هسته ای آنهم به دلایل مشخص و اعلام شده اجازه مذاکره دادیم که بحمدالله مذاکره کنندگان نیز در این عرصه خوب ظاهر شدند اما در زمینه های دیگر با امریکا مذاکره ای نمی کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته ما با همه کشورها به جز شیطان بزرگ در سطوح مختلف «دولتی، اقوام و ادیان»، اهل مذاکره و تفاهم هستیم.
ایشان همچنین با اشاره به جعلی بودن دولت صهیونیستی افزودند: برخی صهیونیستها گفته اند با توجه به نتایج مذاکرات هسته ای، 25 سال از دغدغه ایران آسوده شده ایم اما ما به آنها می گوییم شما 25 سال آینده را، اصولاً نخواهید دید و به فضل الهی، چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.
رهبر انقلاب تأکید کردند: در همین مدت نیز روحیه اسلامی مبارز، حِماسی و جهادی، صهیونیستها را راحت نخواهد گذاشت.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش پایانی سخنانشان به بیان نکاتی مهم درباره انتخابات اسفند 94 پرداختند.
ایشان با انتقاد از کسانی که از یک سال و نیم قبل درصدد انتخاباتی کردن فضای کشور برآمده اند گفتند: این موضوع به مصلحت کشور نیست، زیرا وقتی فضای رقابت و تعارضات انتخاباتی اصل می شود، مسائل اصلی به حاشیه می رود و این به نفع مردم و کشور نیست اما اکنون زمان طرح برخی نکات انتخاباتی فرا رسیده است.
رهبر انقلاب، مسئله انتخابات را بسیار مهم و مظهر حضور و اعتماد مردم و نماد مردم سالاری دینی و واقعی در ایران خواندند.
ایشان افزودند: به دلیل همین اهمیت بی بدیل، برگزاری انتخابات در ایران در 37 سال گذشته، به هیچ علتی و در هر شرایط سخت و دشوار، حتی یک روز به تأخیر نیفتاده است البته برخی سیاست بازان در مقاطعی در این زمینه تلاش کردند اما جلوی آنها گرفته شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات بی وقفه امریکا و عواملش ضد انتخابات در ایران خاطرنشان کردند:  آنها در همه دوران رژیم طاغوت حتی یک بار به انتخابات فرمایشی و نمایشی، اعتراض نکردند و اکنون هم به رژیم های دیکتاتور و وراثتی منطقه، هیچ اعتراضی نمی کنند اما ایران را با وجود دهها انتخابات کاملاً مردمی و واقعی، مدام در معرض تبلیغات منفی قرار می دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر سالم بودن همه انتخابات 37 سال گذشته افزودند: انتخابات در ایران، با معیارهای متعارف بین المللی نیز از سالم ترین و بهترین انتخابات است اما متأسفانه عده ای در داخل در اقدامی غلط در سلامت انتخابات خدشه می کنند و حتی از قبل از انتخابات از تقلب و دغدغه ناسالم بودن انتخابات حرف می زنند.
رهبر انقلاب حضور پرشور ملت در همه انتخابات 3 دهه اخیر را نشانه اعتماد به نظام دانستند و افزودند: چرا عده ای با طرح دغدغه های دروغین و مباداگویی های بی مبنا، این اعتماد را خدشه دار می کنند؟
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: بدیهی است که در موضوع سلامت انتخابات مراقبتهای شدیدی به عمل می آید و به کسی اجازه چنین کارهایی داده نمی شود پس تکرار این حرفها با چه هدفی صورت می گیرد؟
ایشان در بحث مراقبت از سلامت انتخابات، به نقش قانونی و مؤثر شورای نگهبان اشاره کردند و افزودند: از بزرگترین برکات شورای نگهبان این است که مراقب هر گونه خطا و اشتباه است که البته دستگاههای دیگر هم در این زمینه، فعال هستند.
رهبر انقلاب در تبیین سلامت انتخابات پس از انقلاب خاطرنشان کردند: البته در برخی انتخابات گزارشهایی در مورد اشکال در انتخابات وجود داشت که دستور بررسی دقیق داده و معلوم شد آنگونه نبوده است، ضمن اینکه گاه در گوشه و کنار، مشکلاتی و تخلفاتی نیز وجود داشته اما هیچکدام در نتیجه انتخابات مؤثر نبوده است.
رهبر انقلاب، رأی مردم را به معنای واقعی کلمه «حق الناس» خواندند و تأکید کردند: مراقبت از رأی هر ایرانی، «واجب شرعی و اسلامی» است و هیچ کس حق ندارد در این امانت خیانت کند ضمن اینکه «نتیجه آرای» مردم نیز مظهر کامل حق الناس است و همه باید در مراقبت و دفاع از آن تلاش کنند.
رهبر انقلاب ایستادگی در مقابل اصرار عده ای برای باطل اعلام شدن نتیجه انتخابات 88 را نمونه ای از صیانت از نتایج آرای ملت و دفاع از حق الناس برشمردند و افزودند: 40 میلیون نفر با حضور پرشور، به میدان آمدند، نتیجه انتخابات نیز هرچه بود ما بطور کامل از آن دفاع می کردیم، همچنانکه در همه انتخابات دیگر نیز پشت نتایج آرای ملت هرچه باشد می ایستم و اجازه خدشه در آن را نمی دهم.
رهبر انقلاب با اشاره به حرفهای بی منطقی که در باب انتخابات درباره وزارت کشور و شورای نگهبان زده می شود تأکید کردند: شورای نگهبان چشم بینای نظام در انتخابات است و در همه دنیا، چنین نهادی با اسم ها و عناوین متفاوت وجود دارد.
ایشان افزودند: نظارت شورای نگهبان در انتخابات، استصوابی و مؤثر است و این نظارت بخشی از همان حق الناس است و باید آن را رعایت و حفظ کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر ضرورت احراز صلاحیتها در انتخابات افزودند: شورای نگهبان مراقبت می کند که اگر به علت برخی کوتاهی ها، افراد بی صلاحیت، به عنوان نامزد وارد عرصه انتخابات شدند، جلویش را بگیرد و این حق قانونی، منطقی و عقلی شورا است.
حضرت آیت الله خامنه ای حضور پرشور مردم در انتخابات را ضامن حفظ کشور خواندند و افزودند: جمهوری اسلامی به شرط وحدت و انسجام ملت و پرهیز از دو دستگی، بدون تردید شامل نصرت الهی شده و بر همه دشمنان پیروز خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

عذرخواهی وزیر اطلاعات از مقام معظم رهبری

روابط عمومی وزارت اطلاعات پس از حضور وزیر اطلاعات در برنامه زنده تلویزیونی نگاه یک و اشتباهی که سهوا از سوی ایشان سر زد ضمن عذرخواهی متن صحیح و کامل را در پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات درج کرد.
 به گزارش فرهنگ نیوز، روابط عمومی وزارت اطلاعات پس از حضور وزیر اطلاعات در برنامه زنده تلویزیونی نگاه یک و اشتباهی که سهوا از سوی ایشان سر زد ضمن عذرخواهی متن صحیح و کامل را در پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات درج کرد.

متن اصلاحیه بدین شرح می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

در برنامه تلویزیونی نگاه یک از قول مقام معظم رهبری نقل شد که (این خط تبلیغی دروغ که از خطوط قرمز عبور شده است صحت ندارد) پس از مراجعه به متن سخنرانی معظم له ملاحظه شد که عبارت صحیح این است (این خط تبلیغی غیر صحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوصی صرف نظر شده است خلاف واقع و دروغ است)

ضمن پوزش از معظم له و مردم شهید پرور در نقل خطای بیان معظم له از منتقدین محترمی که ما را به این خطای در نقل توجه دادند صمیمانه سپاسگزاری می شود.

سید محمود علوی - وزیر اطلاعات

نوشته شده در تاریخ شنبه 7 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

هاشمی :این‌قدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا ده میلیارد خرج می‌کنیم، ممکن است از قبل آن، پانصد میلیون هم اختلاس شود.

وقتی اختلاس 500 میلیونی در ساخت یک سد مهم نباشد، در این صورت می‌توان گفت مهدی هاشمی هم بی‌گناه و مظلوم است.
رجانیوز ضمن مرور برخی مواضع اقتصادی هاشمی نوشت: دفاع حداکثری هاشمی رفسنجانی از پسرش قبل از ورود به زندان، ثابت کرد که این شخص خود هاشمی رفسنجانی است که اصرار دارد هیچ مرزبندی با مفاسد پسرش نداشته باشد و تمام قد از یک مجرم امنیتی و اقتصادی دفاع کند.
هاشمی می‌توانست با اعلام برائت از مفاسد گسترده و متعدد فرزندش، هزینه آنها را به پای خود ننویسد و مانند بسیاری دیگر از بزرگان انقلاب مسیر خود را از انحرافات آشکار فرزندش جدا سازد اما وی با دفاع از مهدی نشان داد که اتفاقا عامل اصلی رشد و تربیت چنین فرزندی عملکرد خودش بوده است! چنانکه اگر قرار باشد نسبت به اوج گرفتن اشرافیت و مفاسد اقتصادی در سالهای بعد از جنگ ریشه‌یابی کنیم، متوجه می‌شویم که بیشترین هشدارها دراین‌باره را رهبر انقلاب در سالهای سازندگی بیان کرده و از مسئولان وقت به کرات خواسته‌اند تا نگذارند اشرافی‌گری، حیف و میل بیت‌المال، مفاسد اقتصادی و... در میان مسئولان و ارکان حاکمیت رواج یابد:
«عده‌ای سازندگی را با مادیگرایی، اشتباه گرفته‌اند... امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده‌پرستی می‌کنند. آیا این سازندگی است؟» (24 تیر 1371)
اما جالب اینکه دقیقا در همان برهه هاشمی رفسنجانی طی مصاحبه‌ای صراحتا گفتمان فکری خود و یارانش را به اسم سازندگی، اینطور تبیین می‌کند: «این‌قدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا ده میلیارد خرج می‌کنیم، ممکن است از قبل آن، پانصد میلیون هم اختلاس شود. اما این سد برای کشور می‌ماند و هیچ‌کس نمی‌تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.» (کتاب بی‌پرده با هاشمی، مصاحبه قدرت‌الله رحمانی با هاشمی. ص184)
رجانیوز می‌افزاید: این جملات کوتاه تنها یک اظهارنظر ساده از سوی هاشمی نبود بلکه مانیفست نظری و عملی تکنوکرات‌های بعد از انقلاب را به خوبی نشان می‌داد و نشانه‌اش هم همان جمله معروفی در بین مردم است که «اگر یک مسئول بخورد و دزدی هم بکند، عیبی ندارد، اما کار هم بکند!» در حالی که در هیچ جای متون و نصوص دینی مجوزی برای اختلاس و دزدی مسئولان وجود ندارد، بلکه یک مسئول در جامعه اسلامی وظیفه دارد هم برای مردم کار کند و هم نهایت دقت برای رعایت بیت‌المال را انجام دهد. در غیر این صورت هر چقدر هم خدمت کرده باشد مستوجب برخورد قانونی است. حالا شاید مشخص‌تر شود که منطق دفاع محکم هاشمی از فرزندش لحظاتی قبل از ورود وی به زندان چیست و علیرغم اینکه مهدی به خاطر ارتکاب جرائم اقتصادی و امنیتی متعدد به ده سال زندان و رد مال محکوم شده است، چرا پدرش تا این حد از او دلجویی کرده و او را مستوجب کیفر نمی‌بیند!
یادآور می‌شود از جمله اتهامات ثابت شده مهدی هاشمی اختلاس و ارتشا- در حد 60 میلیون دلار- است.
نکته قابل تأمل این است که آقای هاشمی اتفاقا درباره برخی تخلفات انجام گرفته در دولت دهم به شدت حساس است و ظاهرا تنها درباره عملکرد دولت خود یا برخی نزدیکانش است که اهل تسامح و اغماض می‌شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آیا مرجعی هست مرا از دست این پیامکهای تبلیغاتی رها کند ؟

مشکلات و ضابطه ارسال پیامک تبلیغاتی برای مشترکات تلفن همراه/۴
حق سکوت و حق امتناع از تسخیر اجباری از حقوق شناخته شده در رابطه با پیامک‌های تبلیغاتی هستند

عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی حق سکوت به معنای برهم نزدن سکوت افراد و حق امتناع از تسخیر اجباری به معنای پیشگیری از اجبار مخاطب به خواندن تبلیغات در بسیاری کشورها از حقوق شناخته شده هستند.

خبرگزاری فارس: حق سکوت و حق امتناع از تسخیر اجباری از حقوق شناخته شده در رابطه با پیامک‌های تبلیغاتی هستند
باقر انصاری، حقوقدان و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی فارس، در رابطه با مقررات ارسال پیامک‌های تبلیغاتی در کشور و تفاوت آن با کشورهای دیگر اظهار کرد: در کشورهای مختلف دو مبنای اصلی در تنظیم مقررات راجع به پیامک ها وجود دارد. حمایت از آزادی بیان و حمایت از حریم خصوصی. اگر مبنا حمایت از آزادی بیان باشد که در برخی کشورها این چنین است پیامک‌های تبلیغاتی مشمول حمایت‌های موجود از بیان‌های تجاری است (مثل برخی ایالت های آمریکا) و بدون رضایت مخاطب برای وی ارسال می‌شود اما مخاطب می‌تواند با اعلام مخالفت خود از ارسال بعدی پیامک پیشگیری کند.

وی افزود: اما در کشورهایی همچون فرانسه که حریم خصوصی مبنا است ارسال پیامک تبلیغاتی چون تعرض به حریم خصوصی محسوب می‌شود اصولاً بدون رضایت مخاطب مجاز نیست.در این خصوص یکی از حقوق و مباحث مبنایی حق سکوت است یعنی اینکه کسی سکوت فرد را بر هم نزند و یکی دیگر از حقوق نیز امتناع از تسخیر اجباری است یعنی رسانه‌ها زمانی که به شما تبلیغاتی ارسال می‌کنند شما مجبور به دیدن یا خواندن می‌شوید چرا که حتی اگر بخواهید آن را حذف کنید باید بخوانید تا بدانید چیست. در واقع سمع و بصر شما را به تسخیر در می‌آورند.

این حقوقدان خاطرنشان کرد: در کشور ما مصوبه شورای عالی فضای مجازی با عنوان سیاست‌های ساماندهی خدمات پیامکی ارزش افزوده و پیامک انبوه، تنها مصوبه‌ای که است که به این موضوع پرداخته است. اما متأسفانه مبنای سیاستگذاری خاصی در آن مشاهده نمی‌شود. یعنی معلوم نیست نقطه عزیمت این مصوبه چیست؟ حریم خصوصی یا آزادی بیان.

برای مثال، اینکه شماره‌های تلفن اشخاص چگونه باید جمع آوری و به منظور استفاده برای مقاصد تبلیغات پیامکی اختصاص یابد از نکات بسیار حساس در همه کشورها است اما درکشور ما این موضوع علیرغم آنکه در ماده 15 قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات تعیین تکلیف شده است در عمل با برخوردهای سلیقه‌ای مواجه است و در مصوبه شورای عالی مجازی نیز مورد غفلت واقع شده است.

انصاری گفت: در این مصوبه نیز فقط از هزینه‌های مادی صحبت به میان آمده است که پیامک‌های انبوه می‌توانند رضایت مخاطب و بدون اخذ هزینه به مخاطب ارسال شوند و محتوای خدمات پیامکی ارزش افزوده باید با رضایت مخاطب و طبیعتاً با اخذ هزینه ارسال شوند. در حالیکه در کشورهای دیگر مدت زمانی که مخاطب بر روی پیامک و باز کردن آن می‌گذارد ارزش‌گذاری شده است و ارزش اقتصادی دارد.

این حقوقدان افزود: در این کشورها این موضوع مطرح است که چرا باید هزینه‌های مادی و غیر مادی اقدامی را که شخصی از آن سود می‌برد فرد دیگر بپردازد.

اگر هر روز برایتان تبلیغ آرایشگاه محله یا فروشگاه ها و... می آید و می خواهید از شر آنها خلاص شوید؛ برای سیم کارت های همراه اول عدد یک را به 8999 و برای سیم کارت های ایرانسل عدد 2 را به 5005 ارسال کنید.

البته این کد فقط شما را از شر پیامك تبلیغاتی غیر از خود اپراتورها راحت می کند و برای مسابقات و پیامکهای تبلیغاتی خود اپراتورها چاره ای ندارید باید تحمل کنید ،مگر اینکه نهادی مانند مجلس یا وزارت ارتباطات راه کاری بیاندیشند که به نظر می رسد فعلا چنین اقدامی را در دستور کار ندارند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

صادق خرازی: در دورانی که سفیر بودم برخی‌ها به دشمن گرا می‌دادند/ آنها را به عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم/ لیستشان را دارم

صادق خرازی گفت: کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن گرا می‌دادند؛ من آن‌ها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم؛ لیستشان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی به مردم ارائه خواهم داد.
خبرگزاری فارس: در دورانی که سفیر بودم برخی‌ها به دشمن گرا می‌دادند/ آنها را به عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم/ لیستشان را دارم
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، صادق خرازی زبانی برّا و نگاهی انتقادی به جریان سیاسی اصلاحات دارد؛ او معتقد است که اتهامات و انتقادات نسبت به حزب نوپای وی به‌واسطه تاوان «استقلال» حزب ندای ایرانیان است.
از سوی دیگر، نام جریان اصلاحات از میانه دهه هفتاد و به خصوص بعد از فتنه 78 و ماجرای کوی دانشگاه، با خیانت عجین بوده، در همین رابطه صادق خرازی در جدیدترین گفت‌وگوی خود از کسانی گرا به دشمن می‌دهند نام می‌برد و می‌گوید: «من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم؛ اینکه بروند و اتهام بزنند و بدوبیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم.

کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن گرا می‌دادند؛ من آن‌ها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیستشان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سیستم امنیتی نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم که بدانید این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپایی یا فرانسوی یا فلان مقام ارشد آمریکایی پنهان مذاکره کرده و گرا داده است.

ما این را قبول نداریم. اگر قرار باشد این‌طور باشد پس حکومت شاه را بیاوریم. اگر قرار بر این باشد که ما ته زمین هستیم و خیلی از ما لایق‌ترها وجود دارند. کسانی که در هاروارد و جاهای دیگر خوب درس‌خوانده‌اند و با تمام نهادهای آمریکایی و اروپایی هم کانکشن دارند. اگر قرار به وابستگی باشد آن‌ها بهتر از ما می‌توانند.»[1]

[1] - «برخی دولتی‌ها از اصلاحات عبور کرده‌اند»، گفت‌وگو با صادق خرازی، هفته‌نامه تحلیلی-خبری مثلث، شماره 272، صفحه

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

قانون خوب است به شرطی که ما بالاتر از آن باشیم

در شرایطی که رسیدگی به پرونده تخلفات وسیع مهدی هاشمی رفسنجانی پس از بیست و چند سال تاخیر در رسیدگی به جرایم اقتصادی همچون ارتشاء و اختلاس به جریان افتاد و قوه قضائیه پس از پایان محکومیت رشوه دهندگان شرکت‌های نفتی اروپایی، با تخفیف ویژه در جرایم سیاسی، حکم این آقازاده سرشناس را صادر کرد، فضاسازی رسانه‌ای گسترده‌ای از سوی خانواده و اعضای باند این مجرم، به جریان افتاده است.
آخرین پرده از نمایش سیاسی خانواده هاشمی رفسنجانی پیش از اجرای عدالت و آغاز حبس ده ساله مهدی هاشمی را می‌توان در پخش گسترده فیلم وداع پدر با پسر خطاکار مشاهده کرد. هاشمی با انکار صریح جرایم پسرش که به حکم دادگاه راهی زندان شده است می‌گوید: «من به روشنی می‌بینم که ان‌شاءا... به‌زودی سالم و با‌نشاط بیرون می‌آیید و وارد جامعه می‌شوید برای خدمت و خداوند اجر زحمات طولانی‌ات را فراموش نخواهد کرد. جامعه هم بحمدالله تاکنون متوجه شده و بیشتر متوجه خواهد شد(!)»
در راستای همین شوی سیاسی، علیزاده طباطبایی، وکیل خانواده هاشمی رفسنجانی نیز در تخلف آشکار انتظامی، در جمع خبرنگاران درباره حکم مهدی هاشمی گفت: آیت‌الله هم حکم صادره را غیرشرعی و غیرقانونی می‌داند(!)
فائزه هاشمی نیز در رفتاری ضدقانونی در مصاحبه با سایت فتنه گر کلمه، از پایگاه‌های عملیات رسانه‌ای علیه نظام، عملا نظام را از زبان مادرش به براندازی تهدید کرد و در برداشتی عجیب از رابطه اجرای عدالت و دوام حاکمیت، گفت: « مادرم دیروز - روز اجرای حکم مهدی هاشمی- جمله‌ای گفتند که انقلاب از اوین شروع شد و زندان‌ها و فشارها و کسانی که در زندان‌ها بودند عامل مهمی در شکل‌گیری انقلاب داشت و حالا به همین شکل! بنابراین تاریخ نشان داده که قطعا هیچ حکومتی با زندان کردن افراد پابرجا نمانده است و تمام این کارها نتیجه عکس درپی خواهد داشت.»
فائزه هاشمی در ادامه اظهارات مغشوش و بی‌پایه خود مدعی شد: «بعد از سال ۸۸ اتهامات زیادی به مهدی زده شد. در دو سه نوبت مشورتی با آقای خامنه‌ای و آقای لاریجانی شد مبنی بر اینکه مهدی می‌خواهد به ایران برگردد و آنها نظر دادند که مهدی الان دارد درس می‌خواند و دلیلی ندارد که به ایران برگردد(!؟) اما در نهایت مهدی تصمیم گرفت که به ایران برگردد و سه ماه هم به زندان رفت(!)»
وی در پایان با مجرم انگاری همه فرزندان ملت می‌گوید: «در هر حال برای همه زنان و مردان بی‌گناه حکم زندان داده شد و رفتند زندان، و مهدی هم یکی از آنهاست(!) متاسفانه شرایطی شده که بچه‌های همه ملت در زندان هستند و بلایی است که خاص خانواده هاشمی نیست(!)»
روزنامه‌های زنجیره‌ای نیز در رفتاری حرفه‌ای حق آب و نان مشترک با حامیان کارگزارانی متخلف خود را بجا آوردند و با قهرمان‌نمایی از مهدی هاشمی، تعریفی متناقض از «مبارزه با فساد» را با تیترهای صفحه اولی ارائه دادند. در تز مشخص باند رسانه‌های زنجیره‌ای که از جیب  برخی اختلاس‌گران قدیمی مانند «غ.ک» ارتزاق می‌کنند، مبارزه با فساد از خانه حریف آغاز می‌شوند و در همان جا پایان می‌یابد! به همین جهت روزنامه‌ها و سایت‌های برآمده از فساد اداری چند دهه قبل، با تیترهایی جگرسوز (!)و تصاویری از وداع همسر مهدی هاشمی با وی، در پی تحریک افکار عمومی به نفع و در رثای اختلاس‌گر و مجرم اقتصادی برآمدند.
جالب اینجاست که همین رسانه‌ها زمانی که معاون اول متخلف دولت قبل، به علت فوت همسر سرطانی‌اش مرخصی چند روزه از قوه قضائیه گرفته بود، زمین و زمان را همدست با مفسدین و خیانتکار خطاب کرده بودند!
رئیس دستگاه قضا در پاسخی دقیق به تلاش‌های سازماندهی شده برای تخریب دستگاه قضا به دلیل صدور احکام و آرا مربوط به برخی مسئولان و یا وابستگان به برخی مسئولان با تاکید بر اینکه چنین تلاش‌های مخربی در عزم دستگاه قضایی خللی ایجاد نمی‌کند، گفت: تخریب نهاد قضایی آن هم بدون دلیل و سند و صرفاً به دلیل اینکه رای علیه بستگان ما صادر شده کاری شرعی و قانونی نیست.
آیت الله آملی لاریجانی با اشاره به اینکه «از هر قشر و طبقه‌ای در این کشور ممکن است افرادی محکوم شوند» تاکید کرد: احکام و آرا صادره تنها متعلق به قشر ضعیف و مردم عادی جامعه نیست و نباید فضا را طوری پیش ببریم که هر کسی زمانی مسئولی بوده و حالا علیه او و یا وابستگانش حکمی صادر شده، تمام قوه قضاییه و زمین و زمان را زیر سوال ببرد و برای تخریب قوه قضاییه «فیلم وداع» درست کند.
البته  رئیس قوه قضائیه در مسیر اجرای عدالت و مبارزه با دانه درشت‌ها تنها نماند. سیل عظیمی از طرح‌ها و تصاویر در پاسخ به شانتاژ رسانه‌ای باند عملیات روانی عدالت ستیز در شبکه‌های اجتماعی در حمایت از «برابری قانونی» با ذوق مردم انقلابی منتشر شد که از جمله تاثیرگذار‌ترین آنها می‌توان به مقایسه وداع شرمسارانه پدر با فرزند متخلف و اشک پدران انقلابی در آخرین مصافحه جانسوز با فرزند که برای دفاع از اسلام و انقلاب در اجابت حکم امام، راهی جبهه‌های حق علیه باطل بود اشاره کرد.
همچنین جمع کثیری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مسئولین نظام با تقدیر از مقاومت قضات و مجموعه نیروهای قانون‌مدار قوه قضائیه  در برابر همه تلاش‌ها و نفوذها برای ایجاد انحراف در مسیر اجرای عدالت در پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی، ابراز امیدواری کردند، روند برخورد با دانه درشت‌ها و پاکسازی جامعه از مفسدین درجه یک ادامه یابد.
شایان ذکر است بررسی میدانی و رصد فعالیت‌های باند رسانه‌ای که با تهدید نظام در مسیر برخورد با طبقه اول مروج فساد در کشور از تحکیم پایه‌های حاکمیت به دنبال اجرای عدالت با مصامحه صفر، به هراس افتاده، نشان می‌دهد فتنه‌هایی جدید با هدف نجات مادرخرجان تغذیه‌کننده جریان مذکور در پیش است.
انتظار مردم و همه حامیان اجرای عدالت در جامعه این است که دستگاه‌های امنیتی و قوه قضائیه، تیم رسانه‌ای آشکار مجری عملیات روانی مذکور را نیز در نوبت برخورد قانونی قرار داده و با درهم شکستن شبکه باقی مانده از فتنه 88 در داخل کشور، مسیر تغذیه رسانه‌های رسمی دشمن همچون بی‌بی سی و صدای آمریکا که در حمایت از مفسدان سیاسی و اقتصادی با جبهه داخلی از اشتراک گفتمانی محسوسی برخوردارند، مسدود نمایند. شکی نیست که جرایمی همچون «تشکیک در صحت انتخابات»، «تهدید نهادهای ناظر انتخاباتی»، «ترغیب به براندازی نظام»، «زیرسوال بردن استقلال قوه قضائیه» و «توهین و افتراء به نهادهای حاکمیتی» و غیره تنها برآمده از داغ دل خانواده مجرم امنیتی- اقتصادی نمی‌تواند باشد که پس از ارتکاب انواع جرایم امنیتی رسیدگی نشده، با اغماض جدی نظام، تنها به ده سال حبس محکوم شده است. عدالت حکم می‌کند پیش از عضوگیری مجدد شبکه فتنه، پرونده مهره‌های زخمی پنهان مانده پشت لابی مروج فساد اقتصادی و سیاسی بازگشایی شود.
نانوشته نباید گذاشت که در اصول متعدد قانون اساسی، از جمله اصول دوم، نوزدهم، بیستم، یکصد و هفتم و ... بر برابری آحاد ملت در مقابل قانون تأکید شده است؛ اظهارات خانواده هاشمی پس از اجرای حکم فرزندشان که طی یک پروسه طولانی مدت و با برگزاری چندین جلسه دادگاه در نهایت با عناوین اقتصادی و سیاسی مجرم شناخته شده است، این موضوع را به اذهان متبادر کرده است که گویا ایشان خود را برتر از قانون اساسی پنداشته و اجرای قانون را تنها برای دیگران می‌پسندد !
تیترهای تمام صفحه نشریات خانوادگی و زنجیره‌ای هم که در آن به جای تکریم قوه قضائیه بخاطر برخورد قاطع با فساد سیاسی اقتصادی امینتی این آقا‌زاده، به تکریم مجرم سیاسی و اقتصادی پرداختند، و همچنین سابقه اینها، پرده از این واقعیت تلخ برمی‌دارد که این نشریات هم اجرای قانون را فقط برای غیراز خودشان می‌خواهند. به قول جرج اورول، ظاهراً در نظر اینها بعضی‌ها در مقابل قانون برابرترند !

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

واکنش بهنوش بختیاری به توهین روزنامه آفتاب‌یزد:تکلیف آزادی بیان که آنقدر ازش دم می‌زنند چیست؟/ از بقال‌ها، سلمونی‌ها و سایر اقشار زحمتکش عذرخواهی می‌کنم

بازیگر زن کشورمان در پاسخ به توهین روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد نوشت: گفتن این که آرزویم جامعه‌شناسی خواندن است که با آگاهی تصمیم بگیرم،‌ آیا توهین است یا گفتن جملاتی وقیحانه با ادبیاتی دلقک‌وار و سخیف؟
خبرگزاری فارس: تکلیف آزادی بیان که آنقدر ازش دم می‌زنند چیست؟/ از بقال‌ها، سلمونی‌ها و سایر اقشار زحمتکش عذرخواهی می‌کنم
به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، بهنوش بختیاری، بازیگر کمدی سینما و تلویزیون در برنامه رادیویی جمعه (9 مردادماه) در پاسخ به سئوالی درباره آرزوهایش، گفت: «دوست دارم جامعه شناسی بخوانم تا مثلا بعد از توافق هسته ای سریع ذوق زده نشوم و به عواقب و آینده آن فکرکنم، مثلا درباره اینکه بعد از ترکمنچای چه اتفاقی افتاد!»

اما همین اظهارنظر بختیاری کافی بود تا روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد شدیدترین هجمه را علیه وی به راه بیاندازد و وی را هنرمندی «نان به نرخ روز خور» معرفی کند.

به گزارش فارس، بختیاری پس از گذشت یک هفته از این اتفاق به توهین روزنامه آفتاب یزد پاسخ داد. وی در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت:

«من اولین ادمی نیستم که در معرض قضاوتهای نادرست و بی اخلاقی های رسانه ای-سیاسی انگ زدن های ناجوانمردانه قرار میگیرم اخریشم نیستم،توضیحی دارم برای کسانی که صحبتهای منو در مورد توافق هسته ای نه با گوش خود شنیدن ونه جایی مکتوب دیدن.

خبرنگاری که نمیدونم با چه رویی میخواد زندگی کنه(هرچند که وجدان کیلویی چند وقتی پای فروش روزنامس،آبروی مثقال مثقال جمع شده آدمها چه ارزشی داره، انگ بزن وبفروش.)درموردم نوشت که من توافق را با عهدنامه ترکمانچای مقایسه کردم که این از بیخ و بن بوی پستی و رذالت می‌دهد.

برداشت غلط از حرفم، مثل همه مردم ،از این که ممکنه با برداشتن تحریم دردها کمتر شود خوشحال شدم، اما واقعا نمیدونم این خوشحالی در مرور زمان چه میشود؟

نه گفتم دلواپسم و نه گفتم همه چیز درست پیش رفته، حالا این وسط عده ای هر انتقادی رو در دسته بندی های سیاسی قرار میدن و من واقعا نفهمیدم پس تکلیف آزادی بیان که آنقدر ازش دم میزنن چیست؟؟

مگه همه کسانی که رای دادن ویا نظرشون رو گفتن دکترای علوم سیاسی دارن، که به من گفتن شما که دلقکی نظرت اندازه بقال وسلمونی(که این عزیزان هم جزو شریف ترین اقشار این کشورن)ارزش داره، نظر نده...

چطور ممکنه شادی مردم برای منی که راهم رو تو شادیشون انتخاب کردم برام مهم نباشه، نون به نرخ روز خور واژه سنگینیه دوستان، من با مفهومش به خدا قسم آشنا نیستم، که اگر بلد بودم وارد این بحث نمیشدم و با محافظه کاری سکوت میکردم اما من عادت دارم حرف حق بزنم...

گفتن این که آرزویم جامعه شناسی خوندنه که با آگاهی تصمیم بگیرم،‌آیا توهین است؟؟ یا گفتن جملاتی وقیحانه با ادبیاتی دلقک وار و سخیف...

دلم شکست که سخن پاک منو با بی رحمی وبی ادبی به سمت خودشون برگردوندن، و شناس و ناشناس شدن منتقد و هتاک و فحاش..با اخلاق وارد شوید تورو به مقدساتتون..

امثال من که سالها برای خندیدن مردم کار کردیم نیازی به محکم کردن جای پامون تو صداوسیما نداریم، جای پای ما محکمه، چون با صبر و آبرو و شرافت و تلاش وسختی های زیاد کار کردیم و زندگی و جای پامونو خدا محکم میکنه...

وجالبه که موقع خیریه ها،‌انجمنها، سفیر تعیین کردنها، رضایت از خانواده مقتول گرفتنها،‌به بیمارستان رفتنها، ما فرهیخته ایم و اینجور وقتا که من میگویم مطالعه و آگاهی برای تصمیم درست ، میشم دلقک؟

من به نوبه خودم از بقالها. سلمونی ها و سایر اقشار زحمتکش این مملکت عذرخواهی میکنم که لفظ دلقک بهشون نسبت داده شد...

روز خبرنگار بر کسانی مبارک که جانشون رو برای مردمشون دادن، نه اون هایی که از فرط دریوزگی به تهمت زدن میپردازن که نون بهشون برسه و تیراژ روزنامشون بره بالا..یاعلی»

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ماجرای گریه مهدی هاشمی در اوین/ پاسخ منفی دستگاه قضا به درخواست نامتعارف هاشمی رفسنجانی

یک فرد مطلع به بهانه نقل خاطره‌ای از جانب آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره پرونده قضایی فرزندش روایتی را از دیدار مهدی و پدرش در حیاط دادسرای قاضی مقدس نقل کرد.

خبرگزاری فارس: ماجرای گریه مهدی هاشمی در اوین/ پاسخ منفی دستگاه قضا به درخواست نامتعارف هاشمی رفسنجانی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس  تنها 3 ماه از فتنه سال 88 گذشته بود که مهدی هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی با بهانه انجام مأموریت کاری از سوی دانشگاه آزاد اسلامی و برای سرکشی به واحدهای بین المللی این دانشگاه و اتمام تحصیلات خود  در شهریور آن سال از کشور به مقصد لندن خارج شد.

تنها چند ماهی از خروج مهدی هاشمی گذشته بود که پرونده اتهامی وی در دادستانی تهران مفتوح شد و به این ترتیب برای این فرد قرار تعقیب صادر شد و وی به دستگاه قضایی فراخوانده شد اما مهدی از بازگشت امتناع کرد.

این امتناع مهدی هاشمی ادامه داشت تا اینکه متهم سرانجام در تاریخ 2 مهر سال 91 حوالی ساعت 9 شب به کشور بازگشت.

بر اساس اطلاعات موجود در آن زمان بستگان ایشان از جمله پدر وی بسیار اصرار داشتند که متهم از فرودگاه به زندان نرود ولی مقامات قضایی زیر بار این خواسته نابجا نرفته و این فرد پس از چند ساعت به دادسرا هدایت شد.

مهدی هاشمی تا ساعت 12 شب در فرودگاه بود و بعد از آن به خانه پدری‌‌اش رفت و پس از حدود 6 ساعت در حوالی ساعت 6 صبح به دادسرا مراجعه کرد که پس از انجام تحقیق و بازپرسی‌های مقرر برای این فرد قرار بازداشت موقت صادر شد.

مهدی هاشمی 84 روز در بازداشت موقت بود و پس از آن با تکمیل شدن روند بازپرسی‌ها این فرد با قرار وثیقه‌ای حدوداً 10 میلیاردی آزاد شد.

از آن تاریخ تا کنون که حکم دادگاه این آقازاده جنجالی به جرم اختلاس، ارتشاء و جرایم ضد امنیتی برای وی صادر و قطعی شده است وی هنوز حکمش اجرا نشده اما گاه و بی‌گاه مطالبی در رسانه‌های مختلف نقل می‌شود که صحت کافی را ندارد.

اخیراً نیز آیت الله هاشمی رفسنجانی عصر سه شنبه 23 تیرماه در دیدار جمعی از اصحاب رسانه فرهنگ و هنر، مدیران مسئول خبرگزاری ها و سایت های خبری، خبرنگاران رسانه های مجازی و روزنامه ها، هنرمندان عرصه های سینما، تئاتر و موسیقی و جمعی از شعرای انقلاب اسلامی اظهارات جالبی را از دیدارش با فرزندش در زمان بازداشت وی مطرح کرده است.

اظهارات آیت الله هاشمی به نقل از سایت شخصی وی

«....نمی خواستم وارد پرونده قضایی مهدی شوم و الان هم نمی خواهم مطلبی بگویم که تأثیر مثبت یا منفی در روند قضایی پرونده بگذارد، اما چون سؤال کردید به ذکر خاطره ای بسنده می کنم.

پس از اینکه مهدی با نا تمام گذاردن دکتری خود در آکسفورد، وارد کشور شد و سه ماه توسط زبده ترین نیروهای وزارت اطلاعات تحت بازجویی بود، روزی به من خبر دادند که مهدی می خواهد شما را ببیند، من هم گفتم که بیاید اما گفتند ایشان نمی تواند و اگر می خواهید شما باید به ملاقات ایشان بروید.

در ملاقات مهدی در زندان و با اصرار وی به خاطر پرهیز از شنود، زیر باران در محوطه پارکینگ قدم می زدیم، مهدی به من گفت که اینان می گویند دو راه داری، یا در چند خط از رهبری تقاضای عفو کن و یا باید این پرونده طولانی و چند هزار صفحه ای را ادامه دهی.

خود مهدی به من گفت علی رغم اینکه خود چنین میلی ندارم چون می دانم جرمی مرتکب نشده ام، اما اگر شما و مقام معظم رهبری بخواهید این کار را می کنم که من به ایشان گفته ام بگذارید با آقا مشورت کنم.

در ملاقات با رهبر انقلاب به ایشان عرض کردم که راضی به این نیستم که وی تقاضای عفو کند و شما بپذیرید، چون در نگاه جامعه انعکاس خوبی نخواهد داشت هم می گویند رهبر چرا به تقاضاهای عفو زندانیان دیگر توجه نمی کنند و هم می گویند هاشمی در پرونده پسرشان اعمال نفوذ کرد.

آیت الله خامنه ای استدلال حرف های من را پذیرفت، بعد از آن بود که به مهدی خبر دادیم هر طور که خودت می دانی، عمل کن و وی هم بر این نکته تأکید می کرد که چون می دانم گناهی نکرده ام بگذارید همه بفهمند و اگر هم گناهی کرده ام، بگذارید در همین دنیا محاکمه شوم و به مجازات برسم که سخت از مجازات آخرت می ترسم.

بگذارید به همین مقدار بسنده کنم و بیشتر نگویم تا پرونده قضایی وی سیر خودش را بگذراند، البته خود مهدی و وکلای وی حرف های دارند که به موقع خواهند گفت. فقط بگویم یوسف از دامان پاک خود به زندان می رود.»

مهدی هاشمی به واسطه شنیدن کدام خبر گریه کرد

با توجه به اظهارنظر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از دیداری که وی با فرزندش مهدی داشته است به سراغ یکی از مطلعین این ملاقات رفتیم و از وی درباره جزئیات این دیدار پرسیدم.

این فرد مطلع به خبرنگار فارس گفت: بیش از یک ماه از بازداشت مهدی گذشته بود که به اسناد و مدارکی تازه که از سوی سازمان بازرسی وقت ارسال شده بود دست یافتیم.

وی افزود: متعاقب دستیابی به این اسناد بار دیگر به مهدی هاشمی تفهیم اتهام شد و مهدی هاشمی با توجه به اطلاع از کشف این اسناد از ما خواست تا با پدر خود تماس بگیرد.

متهم در این تماس به پدر خود گفت: اینها(منظور افراد مسئول در پرونده) به اسنادی دست یافتند که جرم مرا بسیار سنگین می‌کند.

در این تماس تلفنی مهدی از پدرش خواست برای گفتن پاره‌ای از مطالب با وی ملاقات حضوری کند. این در حالی بود که آقای هاشمی در بیشتر روزهای بازداشت مهدی حداقل یک بار روزانه به صورت تلفنی با وی صحبت می‌کرد.

با توجه به درخواست مهدی از پدرش آقای هاشمی ابتدا از دستگاه قضایی خواستند که مهدی را در جای دیگری غیر از زندان و دادسرا برای ملاقات بیاورند که این موضوع مورد موافقت قرار نگرفت زیرا دستگاه قضایی معتقد بود باید مانند سایر متهمین با وی برخورد شود.

پاسخ دستگاه قضایی به آیت‌الله هاشمی این بود که اگر شما ملاقاتی با فرزند خود می‌خواهید مثل سایر مردم به دادسرای مربوطه مراجعه کنید.

این فرد مطلع گفت: آقای هاشمی به دادسرای شهید مقدس آمدند و با اصرار خود در حیاط دادسرا با مهدی حدود یک ساعت ملاقات کردند.

مهدی خودش عنوان کرد که در این ملاقات از پدرش خواسته بوده تا با توجه به سنگین شدن جرایمش نامه‌ای بنویسد که این اتفاق افتاد و مهدی نامه را مستقیماً به تیم حفاظت پدرش تحویل داد.

متهم بعداً عنوان کرد: از پدرم خواسته‌ام تا به واسطه نامه‌ای که می‌نویسم از مقام معظم رهبری برای من در این مرحله درخواست عفو نماید.

وی افزود: روز چهارشنبه بعد از ملاقات یعنی با گذشت چند روز از آن دیدار مهدی در تماس تلفنی با پدرش نتیجه درخواستش را جویا شد که آقای هاشمی گفت: آقا (مقام معظم رهبری) با عفو شما موافقت نکردند.

این فرد گفت: در این لحظه مهدی با شنیدن این خبر ناراحت شد و به گریه افتاد.

این فرد مطلع در پایان به خبرنگار فارس گفت: البته مسایل دیگری هم درخصوص این دیدار و  جزئیات آن وجود دارد که اگر ضرورت ایجاد کند قطعاً اطلاع‌رسانی خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به هاشمی رفسنجانی: سخنان شما بوی تجدیدنظرطلبی درباره محکمات انقلاب می‌دهد/ آیا هاشمیِ دوران مبارزه با استکبار پایان یافته است؟

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) با صدور نامه‌ای خطاب به هاشمی رفسنجانی، با بیان اینکه سخنان شما بوی تجدیدنظرطلبی درباره محکمات نهضت انقلاب اسلامی می‌دهد، اعلام کرد این تجدیدنظرطلبی نمایان‌گر آن است که تغییر کرده‌اید، تغییری که گویا هاشمیِ دوران مبارزه با استکبار و استعمار پایان یافته است.

خبرگزاری فارس: سخنان شما بوی تجدیدنظرطلبی درباره محکمات انقلاب می‌دهد/ آیا هاشمیِ دوران مبارزه با استکبار پایان یافته است؟
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) با صدور نامه‌ای خطاب به هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه سخنان شما بوی تجدیدنظر طلبی درباره محکمات نهضت انقلاب اسلامی می‌دهد، اعلام کرد: این تجدیدنظر طلبی نمایان‌گر آن است که تغییر کرده‌اید، تغییری که گویا هاشمیِ دوران مبارزه با استکبار و استعمار پایان یافته است.

در ابتدای این نامه خطاب به هاشمی رفسنجانی آمده است:سخنان اخیر جنابعالی پیرامون مناسبات آینده حاکم میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا ما را بر آن داشت که متناسب با رسالت جنبش دانشجویی به عنوان حافظ آرمانهای انقلاب اسلامی در تسخیر جاسوس‌خانه آمریکا که امام راحل آن را انقلاب دوم نام نهادند؛ بار دیگر از جنابعالی گلایه کنیم و اعتراض خود را نسبت به سخنان منحرف شما از آرمان های واضح انقلاب اسلامی بیان کنیم.

این تشکل دانشجویی با بیان اینکه ما از امام(ره) آموختیم که «ملاک حال فعلی افراد است» و هر کسی را با هر سابقه‌ای با محک آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌سنجیم و قضاوت می‌کنیم ، اعلام کرد: با توجه به همان آرمان‌های رفیع انقلاب اسلامی که خود روزی پرچمدار این آرمان‌ها بودید نکاتی چند را خدمتتان یاد آور می شویم باشد که در مواضعتان تجدید نظر کنید و بیش از این سابقه انقلابی خود را خدشه دار نکنید.

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) ترسیم هدف انحرافی از مذاکرات هسته‌ای مبتنی بر ارتباط با شیطان بزرگ و حتی بازگشایی سفارت آمریکا، زمینه‌ساز سنت شکنی‌ای دانست که هاشمی رفسنجانی خواهان ایفای نقش در این شرایط هست.

در ادامه این نامه خطاب به هاشمی رفسنجانی آمده است: بهتر است بیش از آنکه به دنبال بزک کردن چهره آمریکای جنایتکار و تعامل با آن باشید کمی به گذشته رجوع کرده و تاریخ جنایت‌های آن شیطان بزرگ را مرور کنید.

این تشکل دانشجویی خطاب به هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: شما  همواره در صحنه‌های مختلف انقلاب اسلامی حضور داشتید و خود را تقریر کننده تاریخ انقلاب می دانید اما بسیار حیرت آور است که علی رغم این ادعا گویا هیچ اثری از آن تجارب تلخ در رفتارها و موضع گیری‌های شما دیده نمی‌شود. از کسی که خباثت‌های آمریکا و اعوان این شیطان کبیر را – در طول 37 سال انقلاب اسلامی ایران و حتی قبل از آن – به عینه دیده است مواضع این چنینی بعید است.

در ادامه این بیانیه با اشاره به جنایات آمریکا علیه ملت ایران تصریح شده است: کودتای 28 مرداد آمریکایی ها علیه مصدق را به خاطر دارید؟ آیا جنایات 15 خرداد سال 42 و 17 شهریور 57 به دست کسی غیر از سرسپرده آمریکا (محمد رضای مخلوع ) اتفاق افتاد؟ چه کسانی صدام را تشویق و تجهیز به جنگ 8 ساله با ملت مظلوم ایران کردند؟ عامل تحریم‌های ظالمانه 37 ساله علیه ایران را می‌شناسید؟ آیا می‌دانید فقط 17 هزار انسان بی‌گناه بعد از انقلاب اسلامی با  ترور ناجوانمردانه ایادی رژیم غاصب اسرائیل (سگ نگهبان آمریکا)  به فیض شهادت نائل آمده اند؟

در ادامه این بیانیه آمده است: آیا به راستی هیچ خاطره خاصی از جنایات آمریکای ظالم به ذهنتان می‌رسد و یا اینکه باز خاطراتتان بوی سازش و تذلل می‌دهد؟ آیا کشتار مردم یمن، سوریه، عراق، فلسطین، افغانستان، لبنان و پاکستان در محاسبات دیپلماتیک شما جایگاهی دارند یا این که این گزاره ها را فرع می دانید؟

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه اگر شما اصول اصلی امام(ره) را فراموش کرده‌اید ما هرگز فراموش نخواهیم کرد که ایشان فرمودند « با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد»، اعلام کرد: شاید معتقدید آمریکای جنایتکار، از ظلم و جنایت‌‌های خود دست برداشته است که این خیال هم با وجود جنایات روز افزون آمریکا در منطقه و جهان بسی متوهمانه و خوش باورانه است.

این تشکل دانشجویی با تأکید بر اینکه اصول خط امام(ره) قابل تحریف نیست و نمی‌شود با تکیه بر برخی خاطرات و یا توهمات بدون سند به این انحراف دامن زد، خاطرنشان کرد: یکی از بنیادی‌ترین اصول خط امام (ره) مبارزه علنی با مستکبران عالم و در رأس آنها آمریکا بود که این اصل، استراتژی کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی به حساب می آید و قابل تغییر نیست. بر همین اساس باید  به مذاکرات هسته‌ای با آمریکا نیز  به مثابه یک تاکتیک نگریست حال آنکه سیاست کلی و استراتژی کلان ما همان مبارزه با استکبار و دفاع از مستضعفین عالم است. مقام معظم رهبری نیز همچنان که اصطلاح نرمش قهرمانانه را به کار بردند، مذاکرات را محدود در موضوع هسته‌ای دانستند.

دانشجویان بسیجی دانشگاه امام صادق (ع)خطاب به هاشمی رفسنجانی اعلام کردند: تجدید نظر طلبی شما نسبت به محکمات نهضت انقلاب اسلامی نمایان‌گر آن است که برخلاف سخنانتان شما تغییر کرده‌اید، تغییری که برای ما نگران‌کننده است و گویا هاشمی دوران مبارزه با استکبار و استعمار پایان یافته است و ما شاهد هاشمی رفسنجانی جدیدی هستیم، آن هنگامی‌که جمهوریت نظام از سوی فتنه گران در حال خدشه بود سکوت کرد و حالا از امکان بازگشایی سفارت آمریکا – دشمن اصلی نظام به تعبیر امام خمینی و مقام معظم رهبری- در تهران سخن به میان می‌آورد.

در پایان این نامه آمده است: اگر شما خاطرات انقلابی‌تان را فراموش کرده‌اید، اما ما دانشجویان از نسلی هستیم که شاید خاطراتی از حضرت امام(ره) نداشته باشد، اما حرف حضرت روح الله را هیچ وقت فراموش نکرده و هر جا که لازم باشد اقدام انقلابی و دانشجویی خود را انجام خواهد داد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مردم نه برای توافق جشن می‌گیرند و نه برای شکست مذاکرات عزا

یک شبه روشنفکر دم دمی مزاج که خواستار آماده شدن مردم برای جشن هسته‌ای شده بود، به فاصله 48 ساعت شکست مذاکرات را پیش‌بینی کرد و به واکنش مردم در این زمینه پرداخت!
صادق زیباکلام پیش از این در روزنامه آفتاب یزد مدعی شده بود که تمام موضوعات مورد اختلاف در مذاکرات از سر راه برداشته شده و مردم از همین حالا آماده جشن هسته‌ای در عید فطر باشند!
او اما اکنون در روزنامه اعتماد می‌نویسد: مردم اگر تیم مذاکره‌کننده با همه دوندگی‌ها به ماحصل دلخواه نرسد، باز هم محال است از حمایت از تیم مذاکره‌کننده عقب بکشند. این حمایت و همبستگی ملی را حتی با وجود شکست، بارها و بارها دیده‌ایم.
زیباکلام با مثال زدن باخت تیم ملی فوتبال در مقابل آرژانتین می‌نویسد: حالا حمایت و پشتیبانی مردم از تیم مذاکره‌کننده ظریف هم به همین شکل است. شکست در مذاکرات هسته‌ای اگرچه برای مردم ایران تلخ و سنگین خواهد بود، اما با اعتمادی که به تیم مذاکره‌کننده دارند، همچنان به حمایت و پشتیبانی‌ها ادامه می‌دهند.
همین اعتقاد مردم باعث می‌شود، حتی اگر توافق با شکست مواجه شود، مردم آن را به پای تیم مذاکره‌کننده ننویسند. تمام مدتی که مردان هسته‌ای ما با مرارت و پایمردی پشت میز مذاکره نشستند، مردم ایران با خوشبینی اخبار را دنبال می‌کردند و به پایان خوش آن امیدوار بودند.
وی سپس طبق معمول خود به تیم مذاکره‌کننده سابق حمله کرد و نوشت: حتی مردم خوب می‌دانند اگر این تلاش و ممارستی که تیم ظریف در راه مذاکرات هسته‌ای انجام داد، تیم قبلی انجام داده بود شاید در همان دوران ما به نتیجه دلخواه رسیده بودیم. مردم نقش‌های قهرمان‌مابانه‌ای که تیم قبلی بازی می‌کردند را با هوشیاری می‌دیدند؛ نقش‌هایی که با وجود کم‌کاری‌ها و ضعف‌هایی که در عملکرد مذاکرات داشتند، اما در مصاحبه‌های مطبوعاتی با ژست قهرمانانه‌ای ظاهر می‌شدند که ما مقابل غربی‌ها ایستاده‌ایم.
آقای زیباکلام ظاهراً با زرنگی و نبوغ خاصی خواسته در نوشته اخیر، گاف قبلی درباره جشن گرفتن را بپوشاند اما به جای عذرخواهی به خاطر اینکه چیزی از مسائل هسته‌ای و مذاکرات نمی‌داند و با این وجود اظهارنظر می‌کند و جشن می‌گیرد و هورا می‌کشد، روش پر رو بازی و حمله به تیم سابق مذاکره را برگزیده است. اما در عین حال توضیح نمی‌دهد که همه تیم‌های مذاکره پای منافع ملی ایستاده بودند و این طرف آمریکایی و غربی بود که به خاطر بدذاتی خود در طول این 12 سال حاضر نشده حداقل حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسد.
اما درباره پیش‌بینی واکنش مردم باید گفت ملت ما عاقل‌تر و فهیم‌تر از آن هستند که نسبت به موفقیت یا ناکامی مذاکرات واکنش‌های هیجانی بی‌خردانه از جنس واکنش‌های آقای زیباکلام نشان بدهند. همان طور که اکثریت قاطع همین مردم برای بیانیه کذایی لوزان - با وجود فضاسازی‌های رسانه‌ای- جشن نگرفتند و به اندازه بازی استرالیا یا حتی آرژانتین به خیابان نیامدند. بنابراین باید به آقای زیباکلام توصیه کرد که به جای ارشاد مردم برای جشن توأم با ذوق‌زدگی یا دعوت خویشتنداری به خاطر شکست مذاکرات! زمام زبان و قلم خود را داشته باشد و درباره موضوعی که سر در نمی‌آورد و خطاب به ملت حکم صادر نکند.
از طرف دیگر باید گفت بن‌بست مذاکرات به خاطر کارشکنی و زیاده‌خواهی غرب، شکست ایران نیست آن گونه که برخی محافل غرب‌زده القا می‌کنند.
و بالاخره باید به نشریات زنجیره‌ای متذکر شد آبروی خود را بر دست برخی شبه روشنفکران دم دمی مزاج و کم‌سواد و بی‌اطلاع به حراج نگذارند؛ هر چند که گویا مأموریت بزک کردن چهره آمریکا برای این نشریات، یک وظیفه اجباری است.
سردبیر روزنامه آفتاب یزد - روزنامه‌ای که خواستار جشن پیشاپیش شده بود- هم اینک متواری است و در آمریکا پناهندگی گرفته است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

بیانیه خانواده شهدا و ایثارگران کاشان در واکنش به برخی از جریان‌های سیاسی

شما که  شعارهای مردم را به خودتان گرفته‌اید؟ / آیا ندیدید بدرقه‌کنندگان شهدا جملات حضرت امام و رهبری را در دست داشتند؟

چرا شعارهای مراسم شکوهمند تشییع پیکر 270 شهید ناراحت و عصبانی شده‌اید، آیا مردم جز این شعارها را می‌دادند: «نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا»، پس چرا این شعارها را که خطاب به استکبار است شما به خودتان گرفته‌اید؟! این چه مفهومی دارد؟

خبرگزاری فارس: چرا شعارهای مردم را به خودتان گرفته‌اید؟ / آیا ندیدید بدرقه‌کنندگان شهدا جملات حضرت امام و رهبری را در دست داشتند؟

 به گزارش خبرگزاری فارس از کاشان، مراسم شکوهمند تشییع پیکر 270 شهید تازه تفحص شده دفاع مقدس، از جمله 175 شهید غواص که مظلومانه در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیده بود با تجلی قدرشناسی ملت ایران سه‌شنبه هفته گذشته در میدان بهارستان برگزار شد.

در این مراسم تشییع‌کنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و شعارهایی ضمن تأکید بر حقوق مسلم جمهوری اسلامی در مسئله هسته‌ای، بر لزوم ایستادگی مسئولان در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمن تأکید کردند.

این اقدام با واکنش برخی از جریان‌های سیاسی مواجه شد چنانکه برخی سایت‌های خبری نزدیک به دولت اقدام به انتشار بیانیه‌‌ای با امضای منتسب به خانواده شهدا، در مذمت این حرکت خودجوش شدند.

هر چند که پس از انتشار این بیانیه برخی از اسامی که به عنوان امضاکننده در ذیل آن درج شده بود در قالب مصاحبه‌هایی از امضای این بیانیه ابراز بی‌اطلاعی و آن را تکذیب کردند اما همچنان واکنش به این بیانیه توسط خانواده شهدا و ایثارگر ادامه دارد.

 در تازه‌ترین موضع‌گیری، جمعی از خانواده‌های شهدا و ایثارگران کاشان و آران و بیدگل و همچنین برخی از تشکل‌های فرهنگی با صدور بیانیه‌ای که مشروح آن در ذیل می‌آید:

«بسمه تعالی»

سلام و صلوات خدا بر شهیدانی که با دستان بسته از استقلال کشور دفاع کردند!

سلام و صلوات خدا بر آن دردانه‌های غواص که همه خطوط دشمن را شکستند ولی از خطوط قرمزی که امام شهدا(ره) ترسیم کرده بودند با دست‌های بسته جانانه دفاع کردند!

سلام و درود بی‌پایان بر آن ستاره‌های درخشان آسمان که به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی: «در لحظه‌های نیاز این ملت خداجوی و خدا باور بشارت آوردند و غبارها را زدودند».

در فضای تهاجمات ده‌ها ساله فرهنگی و تحریم‌های اقتصادی دشمنان، تجلیل و حضور کم‌نظیر مردم شهید پرور تهران در مراسم تشییع پیکرهای مطهر شهدای غواص یادآور راهپیمایی‌های ابتدای انقلاب و مراسمی مانند 9 دی بود.

با این تجلیل و حضور دشمنان بار دیگر ناکام شده و منافقان عصبانی گشتند. ولی جای بسی تعجب است عده‌ای از شهر دارالمؤمنین کاشان و دارالشهدای آران و بیدگل با افتخار تقدیم 2 هزار و 500 شهید با حمایت برخی رسانه‌های منتسب به دولت با سوءاستفاده از اسامی تعدادی از خانواده‌های معظم شهدا همه این حضور باشکوه و تاریخی ملت آگاه را که رهبر فرزانه انقلاب آن را مورد تقدیر و سپاس قرار دادند، سیاسی قلمداد کنند. و اینجا چند سئوال مطرح است:

1. آیا استفاده از نام خانواده‌های شهید در ذیل این بیانیه که خودشان یا خبر نداشته و یا برخی امضاء آن را تکذیب کرده‌اند و بیان نمودن ذهنیات چند حزب افراطی بنام خانواده شهداء، سیاسی نیست؟

2. به راستی اگر شما خود را پیرو خط امام (ره) و در کنار آن البته جریان اصلاحات هم می‌دانید، آیا ندیدید بدرقه‌کنندگان شهدا جملات حضرت امام و مقام معظم رهبری را در دست داشتند؟

3. آیا بهتر نبود به جای اینکه شما و همه احزابی که با این تفکر در اقلیت‌اند و البته مقامات محترم دولت جمهوری اسلامی ایران، با حضوری پرشورتر در مراسم، هم‌نوا با مردم شعار «هیهات من‌الذلة» امام حسین(ع) را سر می‌دادید؟

4. شما که از شعارهای این مراسم ناراحت و عصبانی شده‌اید، آیا مردم جز این شعارها را می‌دادند: «مرگ بر آمریکا»، «نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا»، «در منطق شهادت تحریم حرف مفت است»، «خون شهیدان ما قابل اکسید نیست»، «آب خوردن ما وابسته به سلام بر حسین است نه تحریم»، «این‌ها سند جنایت کدخداست»، و صدها مانند این که خودجوش از اعماق جان‌های ملت بر می‌خاست،  پس چرا این شعارها را که خطاب به استکبار است شما به خودتان گرفته‌اید؟! این چه مفهومی دارد؟

5. در زمان دفاع مقدس هم تفکر دوستداران آمریکا و شوروی سابق از مراسم شهدا عصبانی بودند و منافقان در تشییع جنازه‌های شهدا این گل‌های پرپر شرکت نمی‌کردند. شما اگر دنباله‌رو آنها هستید شعار حفظ استقلال و عزت مردم را بهانه قرار ندهید و مردم دلداده به اصول انقلاب را متهم نکنید و زودتر خود را به مردم از طریق همین ... نیوزها و ... آنلاین‌ها معرفی کنید. آیا این منصفانه‌تر نیست؟!

6. آیا بهتر نیست که به جای اینکه بخاطر مطامع سیاسی، دیگران را که آحاد مردم شهیدپرور و ایثارگر هستند را متهم به سیاسی‌کاری می‌کنیم و از خانواده‌های شهدا سوء استفاده جناحی و حزبی نماییم؟ خودمان را با شهدا و آرمانشان همراه سازیم و پندهای آنان که بخشی از آن مانند روز مشخص است و در وصیت‌نامه‌های ایشان آمده که عزت قابل معامله نیست و ما رفتیم تا تن به ذلت ندهیم درس بگیریم، نه اینکه صرفا با چند سایت خبری که متأسفانه از بودجه بیت‌المال هم ارتزاق می‌کنند بخواهیم جلوی این مردم خداجوی بایستیم و صدای واقعی برآمده از این جمجمه‌های در لباس غواصی را نشنویم؟

درپایان ضمن تجدید میثاق با شهدای گرانقدر اقدام روزنامه  آرمان در درج کاریکاتور موهن را محکوم نموده و به همگان اعلام می‌داریم که ما نیز همچون شهدایمان شعار «هیهات من‌الذلة» را سر لوحه‌مان قرار داده‌ایم.فاین تذهبون...

در ذیل این بیانیه امضای اعضای تشکل‌ها و افراد زیر به چشم می‌خورد:

«مؤسسه فرهنگی شهید تورجی‌زاده»، «هیئت فرهنگی عشاق‌الحسن(ع)»، «جلسه یا زهرا(س)»، «کانون فرهنگی امام خامنه‌ای»، «هیئت فرهنگی مذهبی عاشورائیان»، «هیئت یالثارات فاطمه(س)»، «کانون فرهنگی هنری ثقلین»، «مجمع فرهنگی الغدیر» و «جمعی از خانواده‌های شهدا و ایثارگران کاشان و آران و بیدگل».

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید