تبلیغات
دیدگاه - مطالب فرهنگی

به بهانه شهادت حضرت زهرا(س)

نگارنده بر سر آن بود که «گر ز دست برآید» و زهرای مرضیه(س) عنایتی فرماید، یادداشت روز کیهان در آستانه سالروز شهادت ایشان را به سخنی درباره آن برترین زنان عالم از «ازل تا به ‌ابد» اختصاص دهد... ولی وقتی بیماری غیرمنتظره از راه رسید، راه بر این آرزو بسته به نظر می‌رسید، اما به لطف و عنایت حضرتش، بیماری به درازا نکشید و دوران نقاهت فرصتی بود تا نگارنده به مصداق «که مور ران‌ملخ می‌برد سلیمان را» با بضاعت اندک خویش و فقط به فقط برای ابراز ارادت - که هیچگاه نیازی به تجدید نداشته است- کلامی در این عرصه بر قلم براند.
آنچه در پی می‌آید، بخشی از یادداشت 15 سال قبل نگارنده است که تکرار آن را در آغاز این نوشته نه فقط بی‌مناسبت نمی‌دانم بلکه می‌توان به گونه‌ای «وصف‌الحال برخی از خواص در دوران کنونی باشد»؛ بخوانید.
«زهرای ما(س)، آن روزها، بعد از رحلت رسول خدا(ص) و پیش از آنکه، خود نیز چشم از جهان فرو بندد و در جوار قرب الهی به پدر چشم انتظار خویش بپیوندد، بارها کوچه‌های مدینه را کاویده بود و به دیدن برخی از «خواص» رفته بود، فاطمه(س) با دلواپسی سفارش‌های رسول خدا(ص) را به آنان گوشزد کرده بود و عهدی که با خدا بسته و اکنون بی‌محابا شکسته بودند را یادآور شده بود. اما، دلشوره فاطمه(س) که اصرار او را در پی‌ داشت، پاسخی جز سکوت برخی از خواص، به دنبال نداشت و چنین بود که صدای فاطمه(س) در سکوت سنگین و سوال‌آفرین آن روزها گم شد.
زهرای ما(س) می‌دانست که اگر مردم از ولایت علی(ع) دور شوند بی‌تردید به پذیرش ولایت حاکمان جور، مجبور می‌شوند. فاطمه(س) در محرومیت جهان اسلام از امامت علی(ع)، «فتنه جمل» را می‌دید، نعره مستانه معاویه در فریب صفین را می‌شنید، در «نهروان»، جهالت خوارج را می‌نگریست و در سحرگاه خونین نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در محراب مسجد کوفه بر فرق شکافته علی(ع) می‌گریست، اشرافیت بر باد رفته را می‌دید که بار دیگر به میدان آمده، حسن(ع) را که از محرومیت مردم گرفتار در چنگال معاویه خون دل می‌خورد و سر مطهر حسین(ع) را می‌دید که در هنگامه خون و فریب اشراف بر نیزه می‌رود، یزید را می‌دید که سر بریده فرزند رسول خدا(ص) را پیش روی نهاده، بر لب و دندان او می‌زند و اجداد به هلاکت رسیده خود در «بدر» و «حنین» را به تماشای انتقام می‌خواند! و ... مردم مظلوم را که در چنگال خونریز «بنی‌امیه» و «بنی‌عباس» گرفتارند و جماعت مسلمانان را که انگشت پشیمانی به دندان می‌گزند و دست حسرت بر پیشانی می‌زنند که کاش ولایت علی(ع) آن دوستدار محرومان و حامی مظلومان را پاس می‌داشتند تا ولایت حجاج بن یوسف‌ها و منصور دوانقی‌ها که خونریز و انسان‌ستیزند را به زور بر گرده خویش نمی‌داشتند.»
فاطمه(س)، اینهمه را می‌دید که آنهمه دلواپس بود، واقعه‌ای که آن روزها اتفاق افتاده بود انحرافی بزرگ بود و بیراهه‌ای که برخی از خواص به هر علت - و از جمله قدرت‌طلبی، و آلودگی به چرب و شیرین دنیا و مخصوصاً تلاش برای بازگشت به زندگی اشرافی- در آن گام نهاده بودند، زاویه‌ای 180 درجه با صراط مستقیم الهی و نقشه راهی که رسول خدا(ص) به وضوح و با صراحت ترسیم کرده بودند، فاصله داشت... و این دلشوره واقعی زهرای ما- سلام‌الله علیها- بود. غیر از این چه نگرانی دیگری می‌توانست زهرای مظلوم ما را تا آن اندازه به دلشوره اندازد؟
گفته‌اند و هنوز هم می‌گویند که دلشوره فاطمه از غصب فدک بود! و ما در این که فدک غصب شده بود سخنی نداریم ولی بدون کمترین تردیدی می‌توان گفت نسبت دادن دلشوره و نگرانی فاطمه زهرا(س) به غصب فدک، نمی‌تواند ریشه و علت نگرانی دختر پیامبر خدا(ص) با آنهمه فضیلت بی‌نظیر و جایگاه برجسته آن حضرت باشد. در خبری موثق آمده است که هارون‌الرشید، خلیفه عباسی، یکی از نزدیکان خود را نزد امام موسی کاظم علیه‌السلام فرستاد و از ایشان خواست محدوده «فدک» را مشخص کند تا آن را به فرزندان فاطمه سلام‌الله علیها بازگرداند و ماجرای نارضایتی دختر پیامبر خدا(ص) از حاکمان آن روز خاتمه یابد، آن امام بزرگوار در پاسخ خلیفه عباسی، حدود و مرزهای کشور اسلامی در آن روز را به عنوان حدود و مرزهای فدک یاد کرد.
تاریخ‌نویسان و وقایع‌نگاران در صدر اسلام برخی از کوچکترین و کم‌اهمیت‌ترین رخدادهای آن روزها را با دقت و شرح جزئیات آن ثبت کرده‌اند که امروزه در دست و قابل مراجعه است. مثلاً این که خانه فلان سردار اسلام در کدام نقطه قرار داشت و فلان شخصیت صدر اسلام در کدام جنگ و حتی در کدام نقطه از میدان جنگ کشته شد و یا به شهادت رسید و یا فلان شخص با نیزه حمله می‌کرد یا با شمشیر و...
بنابراین آیا تعجب‌آور نیست که تربت پاک دختر پیامبر خدا(ص) با آنهمه نقش برجسته‌ای که در اسلام داشته است و آنهمه فضیلت و شأن والایی که از قول رسول خدا(ص) درباره آن حضرت نقل شده است «بی‌نشان» باقی بماند؟!
حالا به بخشی از زمزمه امیرالمؤمنین(ع) به هنگام دفن شبانه فاطمه زهرا(س) مراجعه می‌کنیم و در آن به وضوح می‌توانیم راز تربت بی‌نشان یا به بیان دیگر راز بی‌نشان ماندن تربت زهرای اطهر(س) را دریابیم؛
«ای رسول خدا... سلام من و دخترت را که به دیدار تو آمده و در جوار تو به خاک رفته، پذیرا باش... اکنون امانت به صاحبش رسیده، زهرا از کنار من دامن کشیده و نزد تو آرمیده است... بعد از او، آسمان و زمین زشت می‌نماید و اندوه دلم، هرگز نمی‌گشاید...
رفتن فاطمه، دلم را خسته و غصه‌ام را پیوسته کرد و چه زود جمع ما به پریشانی کشید... شکایت خود به خدا می‌برم و دخترت را به تو می‌سپارم زهرا خواهد گفت که پس از تو چه ستم‌ها بر او روا داشتند... آنچه می‌خواهی از او بجوی و هر چه خواهی با او بگوی، تا راز دل نزد تو بگشاید و خون دلی که فرو داده است، برون آید...
ای پیامبر خدا... دخترت زهرا، پنهانی به خاک می‌رود و حال آنکه، هنوز چند روزی بیش، از رحلت تو سپری نشده و هنوز نامت از زبان‌ها نیافتاده است...
ای فاطمه!... اگر بیم آن نبود که ستمگران چیره شوند، برای همیشه در کنار مزارت می‌ماندم و در این ماتم بزرگ جوی اشک از دیده می‌راندم و...»
چرا فاطمه را شبانه به خاک می‌سپارند؟ چرا آثار و نشانه‌های ظاهری قبر او را از میان برمی‌دارند؟ و چرا علی(ع) بر بی‌نشانی تربت زهرای مرضیه(س) که سفارش خود او بود اصرار می‌ورزد و در نجوای غمزده خویش با رسول خدا(ص) از این بی‌نشانی خبر می‌دهد؟... در این ماجرا، «پرسش و پاسخ» به هم آمیخته و «جواب‌ها» در متن «سؤال‌ها» جای گرفته‌اند... و بی‌نشانی قبر فاطمه(س) یک «نشانه» است. زهرا(س) که پیامبر خدا(ص)، خشنودی او را خشنودی خدا دانسته بود، در بی‌نشانی مدفن خود، از اعتراض به آنچه که آن روزها بعد از رحلت رسول خدا(ص) در مدینه، مرکز حکومت اسلامی در جریان بود، خبر می‌دهد. اعتراض فاطمه(س) چه بود؟...
چند ده سال بعد، آنچه فاطمه(س) در آن روز دیده بود، برخی دیگر و شاید همگان نیز به وضوح دیده و شاهد وقوع آن بودند ولی آن روز خیلی دیر شده بود. اما، امروز، فاطمه عزیز! دیگر مانند آن روزها تنها نیستی. ملت‌های مسلمان با نشانه‌ای که تو با قبر بی‌نشان خود برجای گذاشته بودی، خوش به نشان آمده‌اند و بر خرمن و خرگاه دشمنان اسلام که تو دلشوره آن را داشتی آتشی خانمانسوز افکنده‌اند.
زهرای عزیز، آیا خیل عظیم مردان و زنان دلباخته‌ات را نمی‌بینی که در سوگ تو لباس عزا بر تن دارند و آیا همین مردم این دوره نبودند که با نام یا زهرا(س) بر دشمنان تاختند؟ به یقین امروز به وضوح می‌بینی که جوانان این مرز و بوم و همه جهان اسلام با شعار «کلنا عباسک یازینب(س)» بی‌آن که در سر سودای سود و در دل غم بود و نبود دنیا را داشته باشند به حمایت از حریم اهل بیت(ع) و حرم زینب کبری سلام‌الله علیها برخاسته‌اند.
زهرای عزیز! امروز از فرزند تو فقط به یک اشاره و از امت به سر دویدن است مگر نیست؟

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی، فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی با محکومیت شدید قتل عالم مؤمن و مظلوم شیخ نمر ،بدون تردید دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در جلسه درس خارج فقه، جنایت بزرگ عربستان سعودی در به شهادت رساندن عالم مؤمن و مظلوم، شیخ نمر باقر النمر را به شدت محکوم کردند و با تأکید بر لزوم احساس مسئولیت دنیا در قبال این جنایت و جنایات مشابه سعودی در یمن و بحرین، خاطرنشان کردند: بدون تردید خون به ناحق ریخته این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت.
حضرت آیت الله خامنه‌ای گفتند: این عالمِ مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق می‌کرد و نه به صورت پنهانی اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او، انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکرِ برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود.
رهبر انقلاب، شهادت شیخ نمر و ریختن به ناحق خون او را خطای سیاسی دولت سعودی خواندند و افزودند: خداوند متعال از خون بی‌گناه نمی‌گذرد و خون به ناحق ریخته، بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت.
ایشان با انتقاد شدید از سکوت مدعیان آزادی، دموکراسی و حقوق بشر و حمایت آنان از رژیم سعودی که خون بی‌گناه را تنها به خاطر انتقاد و اعتراض به زمین‎ می‌ریزد، تأکید کردند: جهان اسلام و همه دنیا باید نسبت به این قضیه احساس مسئولیت کنند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای آزار و شکنجه مردم بحرین توسط نظامیان سعودی و تخریب مساجد و خانه‌های آنان و همچنین بیش از 10 ماه بمباران مردم یمن را نمونه‌های دیگری از جنایات رژیم سعودی خواندند و تأکید کردند: کسانی که صادقانه به سرنوشت بشریت و سرنوشت حقوق بشر و عدالت علاقه‌مند هستند، باید این قضایا را دنبال کنند و نباید نسبت به این وضعیت بی‌تفاوت باشند.
رهبر انقلاب همچنین افزودند: یقیناً شهید شیخ نمر مورد تفضل خداوند خواهد بود و بدون شک دست انتقام الهی گریبان ظالمانی را که به جان او تعدّی کردند خواهد گرفت و این همان چیزی است که مایه تسلّی است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 دی 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دومین نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان کشورهای غربی


حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به عموم جوانان کشورهای غربی، حوادث تلخ تروریستی فرانسه را زمینه‌ای برای همفکری خواندند و با بر شمردن نمونه‌های دردناکی از «آثار تروریسم مورد حمایت برخی قدرتهای بزرگ در دنیای اسلام، پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل و لشکرکشی‌های خسارت‌آفرین سالهای اخیر به دنیای اسلام»، خطاب به جوانان خاطرنشان کردند: من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید.


متن نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌
حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان میدهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل میشود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی میبرد، و یا تماشاگری که نمیداند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم میشود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند. امّا مسئله این است که رنجهای امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است.

درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سالهای متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی بمراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونتها همواره از طرف برخی از قدرتهای بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است. امروز کمتر کسی از نقش ایالات متّحده‌ی آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطّلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ی تروریسم تکفیری، علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ی گویایی از تضاد در سیاستهای غربی است.

چهره‌ی دیگر این تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده میشود. مردم ستمدیده‌ی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه میکنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز میکنند، یک خانواده‌ی فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را میتوان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟ این رژیم بدون اینکه هرگز به‌طور جدّی و مؤثّر مورد سرزنش متّحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای بظاهر مستقلّ بین‌المللی قرار گیرد، هر روز خانه‌ی فلسطینیان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود میکند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع‌آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد؛ و همه‌ی اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشک‌بار زنان و کودکانی روی میدهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده‌ی خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاه‌های مخوفند. آیا در دنیای امروز، قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسّط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام میشود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علّت که شصت سال مکرّراً از صفحه‌ی تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقّف یا کندی گراییده، و در مواردی ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند؛ با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته میشود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه میتوان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهیِ صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسّفانه این ریشه‌ها طیّ سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار میکنند، فرهنگهایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری میکند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی میکنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیّت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری اخلاقی» که متأسّفانه به مؤلّفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیّت و جایگاه آن را حتّی در خاستگاهش تنزّل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه‌جو، مبتذل و معناگریز را نخواهیم، گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه میشود، مقصّریم؟ من اهمّیّت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمیکنم. این پیوندها هر گاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی، ناموفّق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسّف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلتهای ناموفّق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، میبایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده میشد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی میدهد. مستندات مسلّم تاریخی بروشنی نشان میدهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت میداند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولّد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها میشوند؟ آیا میتوان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ی فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طیّ سالهای شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده میشود.

به‌هرحال این شما هستید که باید لایه‌های ظاهری جامعه‌ی خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق، باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم، واکنشهای عجولانه‌‌ای است که گسست‌های موجود را افزایش دهد. هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده که جامعه‌ی مسلمان ساکن اروپا و آمریکا را که متشکّل از میلیون‌ها انسان فعّال و مسئولیّت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی‌شان محروم سازد و از صحنه‌ی اجتماع کنار گذارَد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورتها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی ــ مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد ــ جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحرانهای آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت. طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرّراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وامیدارد؛ این رفتارها ظالمانه است و همه میدانیم که ظلم، خواه‌ناخواه خاصیّت برگشت‌پذیری دارد. وانگهی مسلمانان، شایسته‌ی این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرنها است که مسلمانان را بخوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۸ آذر ۱۳۹۴

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

قرائت نامه رهبر انقلاب در کلیسای قدیمی رم

نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی در نشستی در کلیسای قدیمی «سانتا ماریا این کوزمدین» شهر رم قرائت شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، شرکت کنندگان در این نشست که جمعی از اندیشمندان مسلمان و مسیحی بودند، فعالیت های گروه های  تروریستی به ویژه داعش را محکوم کردند.

حجت الاسلام محمد علی شمالی، رییس مرکز اسلامی لندن و نماینده ولی فقیه در انگلیس به عنوان نخستین سخنران این نشست بر این مسئله که فعالیت های تروریستی ارتباط و جایگاهی در هیچ یک از دین های توحیدی ندارد، گفت: متاسفانه به نام دین اقدامات تروریستی صورت می گیرد که هم موجب قربانی شدن انسان ها می شود و هم جنایاتی علیه دین است به همین دلیل باید تمام متدینین عالم  برای مقابله با آن، با یکدیگر متحد شوند.

وی افزود: اکنون دو چالش در مقابل ماست که یکی از آنها جریان های الحادی و مادی گرایی است که می خواهند بی بند و باری و لیبرالیسم را ترویح کنند و دیگری جریانهای تندرو و افراطی است که حاضر به تحمل کوچکترین اختلافی نیستند.

کشیش «حداد متانوس» مسئول این کلیسا نیز با متهم کردن برخی از دولتهای غربی و عربی به ویژه امریکا و عربستان سعودی در گسترش تروریسم در عراق و سوریه گفت: تا سال 2011 میلادی تمام پیروان ادیان در سوریه با دوستی در کنار یگدیگر زندگی می کردند اما بیش از چهار سال است که این کشور در آتش بحرانی که توسط قدرت‌های استکباری و متحدین منطقه‌ای آنها شعله‌ور شده می سوزد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان و دانش آموزان:


مبارزه با استکبار برخوردار از پشتوانه عمیق عقلانی و تجربی است
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان و دانش آموزان، مبارزه ملت ایران با استکبار را مبارزه ای «منطقی، خردمندانه و متکی بر تجربیات تاریخی» خواندند و با استناد به مشکلات و ضرباتی که به علت اعتماد به امریکا و ساده اندیشی برخی سیاسیون، در تاریخ معاصرِ کشور بوجود آمده افزودند: امریکا، همان امریکای قدیم است اما عده ای مغرض و یا ساده لوح تلاش می کنند این دشمن توطئه گر را در افکار عمومی ملت به فراموشی و غفلت بسپارند تا امریکا در فرصتی مناسب خنجر را از پشت فرو کند.
در این دیدار که در آستانه سیزده آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی انجام شد رهبر انقلاب، مقطع کنونی را دوره تثبیت عزت ملت و ترسیم نقشه پیشرفت ایرانیان دانستند و هوشیاری، آگاهی و بصیرت عمومی به ویژه جوانان را در این مقطع، بسیار مهم خواندند.
ایشان افزودند: نکته اساسی در فهم و تحلیل اوضاع کنونی و ترسیم حرکت آینده کشور، درک این واقعیت است که مبارزه جمهوری اسلامی و مردم ایران با استکبار برخلاف حرفهای برخی ها، حرکتی غیرمنطقی و احساساتی نیست بلکه مقابله ای برخاسته از عقل و تجربه و برخوردار از پشتوانه علمی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه توجه به تجربه های درس آموز ملتها، مانع از خطای دید و اشتباه محاسباتی می شود خاطرنشان کردند: حتی اگر آیات صریح قرآن مجید درباره ایستادگی و مبارزه با ظلم و استکبار را کنار بگذاریم، حادثه بزرگ کودتای 28 مرداد 1332، نشان می دهد با امریکا چگونه باید برخورد کرد.
رهبر انقلاب در تبیین حوادث مقطع مهم ملی شدن صنعت نفت، اعتماد و امید به امریکا را، اشتباه تاریخی دکتر مصدق (نخست وزیر آن مقطع) خواندند و افزودند: مصدق برای مقابله با انگلیس به امریکا تکیه کرد و همین خوش بینی و ساده اندیشی و غفلت، زمینه ساز موفقیت کودتایی امریکایی شد، کودتایی که همه زحمات ملت را در ملی کردن نفت به هدر داد، رژیم مستبد و وابسته پهلوی را احیا کرد و ایران عزیز را 25 سال در معرض شدیدترین صدمات ملی و ضربات سیاسی – اقتصادی و فرهنگی قرار داد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نفوذ عمیق و گسترده امریکایی ها پس از کودتای 28 مرداد 32 افزودند: در مقابل اینگونه سختی ها، ملتهایی که رهبران شایسته ندارند، منفعل و تسلیم می شوند اما ملت ایران با بهره مندی از موهبت الهی رهبری امام خمینی، به تدریج آگاه و آگاه تر شد و با نهضت اسلامی، حکومت وابسته پهلوی و حامی اصلی او یعنی امریکا را هدف گرفت.
رهبر انقلاب با استناد به سخنان امام خمینی(ره) در سال 42 درباره نفرت عمیق ملت از رئیس جمهور امریکا افزودند: آن رهبر مقتدر و مصمم که به وعده های الهی، ایمانی عمیق داشت از همان ابتدای شکل گیری نهضت برای مردم تبیین کرد که هرچه شرارت و توطئه است زیر سر امریکاست.
ایشان دشمنی امریکا با انقلاب اسلامی را از همان ماههای اول پیروزی انقلاب یادآور شدند و افزودند: پس از انقلاب، امریکایی ها تا مدتها در تهران سفارت و با دولت ایران ارتباط داشتند اما حتی یک روز، از توطئه خودداری نکردند و این تجربه تاریخی، باید به برخی بفهماند که رابطه و دوستی موجب پایان خصومتها و توطئه های امریکا نمی شود.
حضرت آیت الله خامنه ای تسخیر سفارت امریکا به دست جمعی از دانشجویان را عکس العملی در مقابل ادامه توطئه های واشنگتن و پناه دادن امریکایی ها به دشمن قطعی ملت یعنی محمدرضا پهلوی برشمردند و افزودند: اسنادی که از سفارت امریکا بدست آمد نشان داد این سفارت، حقیقتاً لانه جاسوسی و مرکز توطئه های مستمر  برضد «ملت ایران و انقلاب نوپای اسلامی» بوده است.
ایشان، تأمل در اسناد لانه جاسوسی را ضروری، مهم و درس آموز خواندند و خاطرنشان کردند: این اسناد به صراحت نشان می دهد امریکایی ها در دوران شکل گیری نهضت، در مقابله رژیم ننگین پادشاهی با مردم و همچنین پس از انقلاب، پیوسته برای ضربه زدن به ملت ایران در تلاش بوده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به خاطرات هایزر، ژنرال امریکایی که در زمستان 57 برای نجات رژیم ستمشاهی به ایران آمده بود خاطرنشان کردند: این خاطرات، به خوبی نشان می دهد امریکا عملاً ژنرالهای پهلوی را برای کشتار مردم ایران، تشویق و هدایت می کرده است.
رهبر انقلاب کمک به حرکتهای تجزیه طلبانه و ضد انقلابی، کودتای موسوم به نوژه، تشویق صدام به حمله به ایران و کمکهای روزافزون به دیکتاتور منفور بغداد در طول 8 سال جنگ تحمیلی را دیگر حلقه های زنجیر توطئه های امریکا برشمردند.
ایشان تأکید کردند: امریکایی ها با بدفهمی و ناتوانی از تحلیل واقعیات ایران، در تمامی 37 سال اخیر سعی در براندازی اساسی انقلاب داشته اند اما به فضل الهی شکست خورده اند و از این پس نیز ناکام خواهند ماند.
حضرت آیت الله خامنه ای، هدف از بازخوانی زنجیره توطئه های شیطان بزرگ را، شناخت دقیق تر امریکا خواندند و افزودند: در سالهای اخیر، کسانی مغرضانه و با خط دهی امریکا و یا ساده لوحانه تلاش کرده اند با چشم پوشی بر تجربیات مکرر ملت، چهره ای بزک کرده از امریکا ترسیم و اینگونه وانمود کنند که اگر امریکایی ها، روزی دشمن ایران بوده اند امروز دست از آن توطئه ها کشیده اند!
ایشان افزودند: هدف از این تلاشها، این است که چهره واقعی دشمن از ذهنها پنهان شود تا امریکایی ها در نهان، به دشمنی خود ادامه دهند و در فرصت مناسب خنجر را از پشت فرو کنند.
رهبر انقلاب تأکید کردند: واقعیت این است که اهداف امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، هیچ تغییری نکرده و آنها اگر بتوانند جمهوری اسلامی را نابود کنند لحظه ای درنگ و تأمل نخواهند کرد اما نمی توانند، و به یاری حق، در سایه همت جوانان، گسترش و تعمیق بصیرت ملت و پیشرفت ایران، در آینده هم، در تحقق این هدف ناکام می مانند.
ایشان با اشاره به برخی نرمشهای ظاهری مسئولان امریکا در مذاکرات افزودند: باطن رفتار امریکا، پیگیری همان اهداف خصمانه گذشته است و ملت، این واقعیت را فراموش نمی کند.
رهبر انقلاب در همین زمینه افزودند: یکی از مسئولان امریکایی در مذاکرات از تنفر از جنگ گفته و حتی گریه کرده است، عده ای ساده لوح ممکن است این قضیه را باور کنند اما حمایت بیدریغ و کمکهای بیوقفه امریکا به رژیم جنایتکار، قصاب و آدم کش صهیونیستی و حمایت آنها از جنایاتی که در حق مردم یمن می شود، ماهیت واقعی آن ادعا و آن گریه را برملا می کند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به روابط عادی ایران با کشورهای مختلف جهان حتی با دولتهایی که دلشان با ملت صاف نیست افزودند: مردم ایران با وجود این رویه، به امریکا که از هر بهانه برای ضربه زدن به ملت و نابودی جمهوری اسلامی استفاده می کند به چشم دوست نمی نگرند و دست دوستی به طرف او دراز نمی کنند چرا که «شرع، عقل، وجدان و انسانیت»، این حق را به ملت نمی دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به استمرار فعالیت همه جانبه دولت امریکا برضد جمهوری اسلامی خاطرنشان کردند: آنها بتدریج فهمیده اند که علت ایستادگی ملت، باورها و اعتقادات دینی است به همین علت، امروز با ابزارهای جدید، این اعتقادات و ارزشها را آماج حمله قرار داده اند اما دانش آموزان، دانشجویان و همه جوانان ما، این حیله را بی اثر خواهند کرد.
ایشان افزودند: دشمن تلاش فراوان می کند دانشگاهها را مانند دوران ننگین رژیم پادشاهی به پلی به سمت غرب تبدیل کند، اما با هوشیاری جوانان عزیز ما، دانشگاهها به نردبانی به سمت آرمانهای بلند مدت تبدیل شده اند و جوانان ما، این موقعیت تأثیرگذار را حفظ می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، پیشرفت و قدرت ملت ایران را، علت روی آوردن دشمنان به مذاکرات هسته ای دانستند و افزودند: آنها در همین مذاکرات نیز تدابیر خصمانه ای بکار بردند تا شاید حرکت ملت را از کار بیندازند.
رهبر انقلاب، تکیه بر شناخت دشمنی عمیق امریکا با ملت ایران را به معنای چشم پوشی بر ضعفهای درونی ندانستند و افزودند: در سیاست گذاری، اجرا، تلاش و تحرک، اولویت بندی مسائل و زمینه های دیگر، ضعفهایی داریم که دشمن در موارد بسیاری، از آنها استفاده کرده است.
ایشان غفلت از دشمن اصلی و پرداختن به منازعات درونی را خطایی بزرگ خواندند و افزودند: برخی به بهانه ضعفها و مسائل داخلی، دشمن خارجی را فراموش می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: نباید دشمن را با کسانی که با آنها اختلاف نظر داریم اشتباه بگیریم، دشمن کسی است که با همه توان درصدد ضربه زدن به ملت و روی کار آوردن حکومتی دست نشانده، دلباخته، و تسلیم و مرعوب غرب است و این دشمنِ کینه توز، آگاه و جدی را نباید در هیچ حالتی فراموش کنیم.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: انتقاد، مایه پیشرفت است و جامعه نیز آزاد و دارای حق انتقاد است اما نباید این حرف تاریخی امام را از یاد ببریم که مکرر می فرمود «هرچه فریاد دارید سر امریکا بکشید».
حضرت آیت الله خامنه ای ضمن توصیه به جوانان برای «جدی گرفتن تحصیل و دانش اندوزی، ترجیح اهداف عمومی به خواسته های شخصی و افزایش آگاهی و قدرت تحلیل» افزودند: صدای ملت ایران تنها صدای رسایی است که در اوضاع آشفته جهان، برضد ظلم و استثمار و استعمار بلند است و دلهای ملتها و نخبگان را بخود جذب می کند و این صدای رسا را نباید از دست بدهیم.
رهبر انقلاب که این سخنانشان با فریادهای مرگ بر امریکای دانشجویان و دانش آموزان همراه شد افزودند: شعار و فریاد مرگ بر امریکای ملت ایران دارای پشتوانه قوی عقلانی و منطقی و برگرفته از قانون اساسی و تفکرات اصولی است که ظلم و ستم را بر نمی تابد.
ایشان افزودند: مفهوم این شعار، مرگ بر سیاستهای امریکا و استکبار است و این منطق برای هر ملتی تشریح شود آن را می پذیرد.
رهبر انقلاب در پایان سخنانشان تأکید کردند: ملت ایران مصمم و پرامید راه خود را ادامه می دهد و جوانان امروز با «افزایش ایمان و بصیرت و تکیه بر معیارهای اصلی» بدون تردید شاهد دورانی خواهند بود که ملتها از زیر سایه غولهای وحشت رها شده اند و ایران عزیز و پیشرفته، الهام بخش همه ملتها شده است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی علیه‌السلام برگزار شد

مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی و جمعی از مسئولان و قشرهای مختلف مردم در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.
در این مراسم، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در سخنانی با اشاره به نمونه‌هایی از عوامل نفوذی و نفوذپذیر در تاریخ اسلام و آسیبهای سنگینی که از سوی این افراد به جامعه اسلامی وارد شده است، گفت: ایجاد تفرقه و دودستگی از جمله بسترهای نفوذ دشمن است و برای جلوگیری از نفوذ باید دشمن و شیوه‌های نفود او را شناخت و همچنین از قرار گرفتن نفوذپذیران در مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری جلوگیری کرد.
وی، ولایت گریزی را یکی از شاخصه‌های اصلی نفوذپذیران دانست و افزود: باور به قدرت درونی و تقویت عناصر اقتدار داخلی، راه نفوذ دشمن را مسدود می‌کند و برنامه ریزی و عمل مسئولان نیز باید به‌گونه ای باشد که امید دشمن را ناامید کند.
همچنین در این مراسم آقایان سماواتی و مطیعی به ذکر مصیبت و نوحه‌سرایی در رثای حضرت سیدالشهداء و حضرت ابالفضل العباس علیهما السلام پرداختند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

نگاهی به واقعه غدیر در آیات الهی

خداوند در آیات الهی به واقعه غدیر اشاره کرده که بخشی از آن در سوره مبارکه «مائده» آمده است. در این گزارش خلاصه‌اى از این واقعه در آیات الهی و برخی احادیث معروف غدیر در کتب دانشمندان اهل تسنن و شیعه را می‌خوانیم.
خبرگزاری فارس: نگاهی به واقعه غدیر در آیات الهی

خبرگزاری فارس- گروه فعالیت‌های قرآنی؛ هجدهم ذی‌الحجه روز عید غدیر است، روزی که خداوند متعال نعمت را بر انسان‌ها تمام می‌کند و پیامبر اعظم(ص)، امام علی(ع) را به جانشینی خود برمی‌گزینند.

این واقعه مهم در آیات مختلفی از قرآن کریم آمده است، به طوری که در آیه 3 سوره مبارکه «مائده» می‌خوانیم: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ۚ فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ ۙ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت ‏خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم و هر کس دچار گرسنگى شود بى‏‌آنکه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى‌تردید خدا آمرزنده مهربان است».

در تفسیر نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی ذیل این آیه آمده است:

 منظور از «الیوم»، روز غدیر خم است، روزى که پیامبر اسلام(صلى‌الله علیه وآله) امیر مؤمنان على(علیه السلام) را رسماً براى جانشینى خود تعیین کرد، آن روز بود که کفار در میان امواج یأس فرو رفتند زیرا انتظار داشتند آئین اسلام قائم به شخص باشد، با از میان رفتن پیغمبر(صلى‌الله علیه وآله) اوضاع به حال سابق برگردد، و اسلام تدریجاً برچیده شود.

اما هنگامى که مشاهده کردند، مردى که از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پیامبر(صلى‌الله علیه وآله)، در میان مسلمانان، بى‌نظیر بود، به عنوان جانشینى پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) انتخاب شد، و از مردم براى او بیعت گرفت، یأس و نومیدى نسبت به آینده اسلام، آنها را فرا گرفت و فهمیدند آئینى است ریشه‌دار و پایدار.

در این روز بود که آئین اسلام به تکامل نهایى خود رسید، زیرا بدون تعیین جانشین براى پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) و بدون روشن شدن وضع آینده مسلمانان، این آئین به تکامل نهایى نمى‌رسید.

آن روز بود که نعمت خدا با تعیین رهبر لایقى همچون على(علیه السلام) براى آینده مردم کمال یافت و نیز آن روز بود که اسلام با تکمیل برنامه‌هایش، به عنوان آیین نهایى از طرف خداوند پذیرفته شد.

در آیه 67 سوره مبارکه «مائده» نیز به صورت دیگری روز غدیر مورد توجه قرار گرفته است؛ در این آیه می‌خوانیم: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‌‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏‌دارد آرى خدا گروه کافران را هدایت نمى‏‌کند».

در تفسیر نمونه در ذیل این آیه آمده است:

خداوند مى فرماید: «اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را کاملاً به مردم برسان»، (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ).

آنگاه، براى تأکید بیشتر به او اخطار مى‌کند: «اگر از این کار خوددارى کنى (که هرگز خوددارى نمى‌کرد) رسالت خدا را تبلیغ نکرده‌اى»! (وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ).

پس از آن، به پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) ـ که گویا از واقعه خاصى اضطراب و نگرانى داشته ـ دلدارى و تأمین مى‌دهد و به او مى‌فرماید: «از مردم در اداى این رسالت وحشتى نداشته باش؛ زیرا خداوند تو را از خطرات آنها نگاه خواهد داشت»، (وَ اللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).

و در پایان آیه به عنوان یک تهدید و مجازات، به آنهایى که این رسالت مخصوص را انکار کنند، و در برابر آن از روى لجاجت کفر بورزند، مى‌فرماید: «خداوند کافران لجوج را هدایت نمى‌کند»، (إِنَّ اللّهَ لایَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ).

جمله بندى‌هاى آیه، لحن خاص و تأکیدهاى پى در پى آن و همچنین شروع شدن با خطاب «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ» که تنها در دو مورد از قرآن مجید آمده، و تهدید پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) به عدم تبلیغ رسالت در صورت کوتاهى کردن ـ که منحصراً در این آیه از قرآن آمده است ـ نشان مى‌دهد که سخن از حادثه مهمى در میان بوده که عدم تبلیغ آن، مساوى با عدم تبلیغ رسالت بوده است.

اکنون این سؤال پیش مى‌آید که؛ با توجه به تاریخ نزول سوره که مسلماً در اواخر عمر پیغمبر(صلى‌الله علیه وآله) نازل شده است، چه مطلب مهمى بوده که خداوند پیامبر (صلى‌الله علیه وآله) را با این تأکید، مأمور ابلاغ آن مى‌کند؟

آیا مسأله‌اى جز «تعیین جانشین»، براى پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) و سرنوشت آینده اسلام و مسلمین مى تواند مورد توجه باشد؟

روایتی از واقعه غدیر

در ادامه واقعه غدیر را که در تفسیر نمونه ذکر شده است، می‌خوانیم؛

در آخرین سال عمر پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) مراسم حجة‌الوداع، با شکوه هر چه تمام‌تر در حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) به پایان رسید، قلب‌ها در هاله‌اى از روحانیت فرو رفته بود، و لذت معنوى این عبادت بزرگ، هنوز در ذائقه جان‌ها انعکاس داشت.

یاران پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) که عدد آنها فوق‌العاده زیاد بود، از خوشحالىِ درک این فیض و سعادت بزرگ، در پوست نمى‌گنجیدند.

نه تنها مردم به «مدینه» در این سفر، پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) را همراهى مى‌کردند که مسلمانان نقاط مختلف جزیره عربستان نیز براى کسب یک افتخار تاریخى بزرگ به همراه پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) بودند.

آفتاب حجاز آتش بر کوه‌ها و دره‌ها مى‌پاشید، اما شیرینى این سفر روحانى بى‌نظیر، همه چیز را آسان مى کرد، ظهر نزدیک شده بود، کم کم سرزمین «جُحفه» و سپس بیابان هاى خشک و سوزان «غدیر خم» از دور نمایان مى شد.

اینجا در حقیقت چهارراهى است که مردم سرزمین «حجاز» را از هم جدا مى‌کند، راهى به سوى «مدینه» در شمال، راهى به سمت «عراق» در شرق، و راهى به سمت غرب و سرزمین «مصر» و راهى به سوى سرزمین «یمن» در جنوب پیش مى‌رود و در همین جا باید آخرین خاطره و مهم‌ترین فصل این سفر بزرگ انجام پذیرد، و مسلمانان با دریافت آخرین دستور که در حقیقت نقطه پایانى در مأموریت‌هاى موفقیت‌آمیز پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) بود از هم جدا شوند.

روز پنجشنبه سال دهم هجرت بود، و درست هشت روز از عید قربان مى‌گذشت، ناگهان دستور توقف از طرف پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) به همراهان داده شد، مسلمانان با صداى بلند، آنهایى را که در پیشاپیش قافله در حرکت بودند به بازگشت دعوت کردند، و مهلت دادند تا عقب افتادگان نیز برسند، خورشید از خط نصف‌النهار گذشت، مؤذّن پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) با صداى اللّه‌اکبر مردم را به نماز ظهر دعوت کرد، مردم به سرعت آماده نماز مى‌شدند، اما هوا به قدرى داغ بود که بعضى مجبور بودند، قسمتى از عباى خود را به زیر پا و طرف دیگر آن را به روى سر بیفکنند، در غیر این صورت ریگ‌هاى داغ بیابان و اشعه آفتاب، پا و سر آنها را ناراحت مى‌کرد.

نه سایبانى در صحرا به چشم مى‌خورد و نه سبزه و گیاه و درختى، جز تعدادى درخت لخت و عریان بیابانى که با گرما، با سرسختى مبارزه مى کردند.

جمعى به همین چند درخت پناه برده بودند، پارچه‌اى بر یکى از این درختان برهنه افکندند و سایبانى براى پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) ترتیب دادند، ولى بادهاى داغ به زیر این سایبان مى‌خزید و گرماى سوزان آفتاب را در زیر آن پخش مى‌کرد.

نماز ظهر تمام شد. مسلمانان تصمیم داشتند فوراً به خیمه‌هاى کوچکى که با خود حمل مى‌کردند پناهنده شوند، ولى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آنها اطلاع داد که: همه باید براى شنیدن یک پیام تازه الهى که در ضمن خطبه مفصلى بیان مى شد، خود را آماده کنند.

کسانى که از پیامبر(صلى الله علیه وآله) فاصله داشتند قیافه ملکوتى او را در لابه‌لاى جمعیت نمى‌توانستند مشاهده کنند. لذا منبرى از جهاز شتران ترتیب داده شد، و پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) بر فراز آن قرار گرفت، نخست حمد و سپاس پروردگار به جا آورد و خود را به خدا سپرد، سپس مردم را مخاطب ساخت و چنین فرمود:

من به همین زودى دعوت خدا را اجابت کرده، از میان شما مى روم! من مسئولم شما هم مسئولید! شما درباره من چگونه شهادت مى‌دهید؟

مردم صدا بلند کرده گفتند: نَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَ جَهَدْتَ فَجَزاکَ اللّه خَیْراً: «ما گواهى مى دهیم تو وظیفه رسالت را ابلاغ کردى و شرط خیر خواهى را انجام دادى و آخرین تلاش و کوشش را در راه هدایت ما نمودى، خداوند تو را جزاى خیر دهد».

سپس فرمود: «آیا شما به یگانگى خدا و رسالت من و حقانیت روز رستاخیز و برانگیخته شدن مردگان در آن روز گواهى نمى دهید»؟!

همه گفتند: «آرى، گواهى مى‌دهیم».

فرمود: «خداوندا گواه باش»!...

بار دیگر فرمود: اى مردم! آیا صداى مرا مى شنوید؟...

گفتند: آرى، و به دنبال آن، سکوت سراسر بیابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمه باد چیزى شنیده نمى شد.

پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:... اکنون بنگرید با این دو چیز گرانمایه و گرانقدر که در میان شما به یادگار مى گذارم چه خواهید کرد؟

یکى از میان جمعیت صدا زد، کدام دو چیز گرانمایه یا رسول‌اللّه؟!

پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) بلافاصله گفت: اول، ثقل اکبر، کتاب خدا است که یک سوى آن به دست پروردگار، و سوى دیگرش در دست شما است، دست از دامن آن برندارید تا گمراه نشوید.

و اما دومین یادگار گرانقدر من، خاندان منند و خداوند لطیفِ خبیر به من خبر داده که این دو، هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در بهشت به من بپیوندند، از این دو پیشى نگیرید، که هلاک مى شوید و عقب نیفتید که باز هلاک خواهید شد.

ناگهان مردم دیدند پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) به اطراف خود نگاه کرد، گویا کسى را جست‌وجو مى کند و همین که چشمش به على(علیه السلام) افتاد، خم شد، دست او را گرفت و بلند کرد، آن چنان که سفیدى زیر بغل هر دو نمایان شد، و همه مردم او را دیدند و شناختند که او همان افسر شکست ناپذیر اسلام است.

در اینجا صداى پیامبر(صلى الله علیه وآله)رساتر و بلندتر شد و فرمود: أَیُّهَا النّاسُ مَنْ أَوْلَى النّاسِ بِالْمُؤْمِنِیْنَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ: «چه کسى از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است»؟!

گفتند: خدا و پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) داناترند!

پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) گفت: خدا، مولا و رهبر من است، و من مولا و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم (و اراده من بر اراده آنها مقدم).

سپس فرمود: فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاه: «هر کس من مولا و رهبر او هستم، على، مولا و رهبر او است» ـ و این سخن را سه بار و به گفته بعضى از راویان حدیث، چهار بار تکرار کرد ـ .

و به دنبال آن سر به سوى آسمان برداشته عرض کرد:

اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُ دارَ:

«خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن کس که او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد، یارانش را یارى کن، و آنها که یاریش را ترک کنند، از یارى خویش محروم ساز، و حق را همراه او بدار به هر سو که او مى‌چرخد».

سپس فرمود: أَلا فَلْیُبَلِّغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ: «آگاه باشید، همه حاضران وظیفه دارند این خبر را به غائبان برسانند».

خطبه پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) به پایان رسید، عرق از سر و روى پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) و على(علیه السلام) و مردم فرو مى ریخت، و هنوز صفوف جمعیت از هم متفرق نشده بود که امین وحى خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر(صلى‌الله علیه وآله) خواند: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی...: «امروز آئین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم».(15)

پیامبر(صلى‌الله علیه وآله)فرمود: اَللّهُ أَکْبَرُ، اَللّهُ أَکْبَرُ عَلى إِکْمالِ الدِّیْنِ وَ إِتْمامِ النِّعْمَةِ وَ رِضَى الرَّبِّ بِرِسالَتِى وَ الْوِلایَةِ لِعَلِىٍّ مِنْ بَعْدِى:

«خداوند بزرگ است ، همان خدایى که آئین خود را کامل، و نعمت خود را بر ما تمام کرد، و از نبوت و رسالت من و ولایت على(علیه السلام) پس از من راضى و خشنود گشت».

در این هنگام شور و غوغائى در میان مردم افتاد و على(علیه السلام) را به این موقعیت تبریک مى گفتند، و از افراد سرشناسى که به او تبریک گفتند، «ابوبکر» و «عمر» بودند، که این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جارى ساختند: بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یَا ابْنَ أَبِی طالِب أَصْبَحْتَ وَ أَمسَیتَ مَوْلایَ وَ مَوْلى کُلِّ مُؤْمِن وَ مُؤْمِنَة:

«آفرین بر تو باد! آفرین بر تو باد! اى فرزند ابوطالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان باایمان شدى».

در این هنگام «ابن عباس» گفت: «به خدا این پیمان در گردن همه خواهد ماند».

و «حسّان بن ثابت» شاعر معروف، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) اجازه خواست که به این مناسبت اشعارى بسراید، سپس اشعار معروف خود را چنین آغاز کرد:

یُنادِیهِمُ یَوْمَ الْغَدِیرِ نَبِیُّهُمْ *** بِخُمٍّ وَ أَسْمِعْ بِالرَّسُولِ مُنادِیاً

فَقالَ فَمَنْ مَوْلاکُمُ وَ نَبِیُّکُمْ؟ *** فَقالُوا وَ لَمْ یَبْدُوا هُناکَ التَّعامِیاً

إِلهُکَ مَوْلانَا وَ أَنْتَ نَبِیُّنا *** وَ لَمْ تَلْقِ مِنّا فِى الْوِلایَةِ عاصِیاً

فَقالَ لَهُ قُمْ یا عَلِیُّ فَإِنَّنِی *** رَضِیتُکَ مِنْ بَعْدِی إِماماً وَ هادِیاً

فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا وَلِیُّهُ *** فَکُونُوا لَهُ أَتْباعَ صِدْق مُوالِیاً

هُناکَ دَعَا اللّهُمَّ والِ وَلِیَّهُ *** وَ کُنْ لِلَّذِى عادا عَلِیّاً مُعادِیاً(16)

یعنى: «پیامبر آنها در روز غدیر در سرزمین خم به آنها ندا داد، و چه ندادهنده گرانقدرى»!

«فرمود: مولاى شما و پیامبر شما کیست؟ و آنها بدون چشم پوشى و اغماض صریحاً پاسخ گفتند»:

«خداى تو مولاى ما است و تو پیامبر مایى و ما از پذیرش ولایت تو سرپیچى نخواهیم کرد».

«پیامبر(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) گفت: برخیز، زیرا من تو را بعد از خودم امام و رهبر انتخاب کردم».

«و سپس فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم این مرد، مولا و رهبر او است پس شما همه از سر صدق و راستى از او پیروى کنید».

«در این هنگام، پیامبر(صلى الله علیه وآله)عرض کرد: بارالها! دوست او را دوست بدار و با آن کس که با على دشمنى ورزد دشمن باش».

این بود خلاصه‌اى از حدیث معروف غدیر که در کتب دانشمندان اهل تسنن و شیعه آمده است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 10 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

توهین به یک هنرمند فاتحه‌ای برای اخلاق مطبوعاتی

توهین روزنامه آفتاب یزد و برخی پایگاه‌های اطلاع‌رسانی به بهنوش بختیاری به اتهام انتقاد ضمنی از توافق احتمالی هسته‌ای، در روزهای اخیر منجر به همسویی برخی فعالان فرهنگی و هنری کشور با وی شد.

بهنوش بختیاری، بازیگر کمدی سینما و تلویزیون در برنامه رادیویی جمعه من که جمعه گذشته از شبکه جوان پخش شد در پاسخ به پرسشی درباره آرزوهایش، گفت: دوست دارم جامعه‌شناسی بخوانم تا مثلا بعد از توافق هسته‌ای سریع ذوق‌زده نشوم و به عواقب و آینده آن فکرکنم، مثلا درباره این‌که بعد از ترکمانچای چه اتفاقی افتاد!

این اظهارات در روزهای اخیر منجر به درج یادداشت تندی علیه او در روزنامه آفتاب یزد شد، به طوری که این روزنامه ضمن مضحک خواندن حرف‌های این بازیگر، رفتار بختیاری را دلقک وار و به‌خاطر حفظ منافع شخصی عنوان کرد.

به دنبال چاپ این یادداشت در روزنامه و حمایت برخی سایت‌های همسو با آن، نه تنها برخی از چهره‌های آشنای هنری و سینمایی کشور به این موضوع واکنش نشان دادند و از رفتار غیرحرفه‌ای آنها انتقاد کردند که به نظر می‌رسد ادعای رعایت حقوق مخالف از سوی اصلاح طلبان نیز خدشه‌دار شده است.

حجت‌الاسلام سیدعلی طاهری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس از‌جمله این منتقدان است که در گفت‌وگو با تسنیم، ضمن انتقاد از توهین به بهنوش بختیاری گفت: وقتی دولت محترم شعار آزادی نقد را مطرح می‌کند، شایسته نیست برخی در حمایت از دولت، هنرپیشه‌ها را به‌دلیل نقد از دولت مورد فحاشی قرار دهند؛ چطور بازیگران هالیوود اجازه اظهارنظر درباره مذاکرات را دارند، اما هنرپیشه‌‌های ایرانی حق اعتراض و اظهارنظر ندارند.

همچنین جمعی از هنرمندان سینما و تلویزیون هم در حمایت از بختیاری، رفتار غیرحرفه‌ای برخی روزنامه‌ها را تاسف‌بار خواندند.

بهزاد فراهانی، بازیگر سینما و تلویزیون درخصوص توهین روزنامه آفتاب یزد به بهنوش بختیاری به بهانه نقد توافق هسته‌ای گفت: مطبوعاتی‌ها باید نظرات شخصی دیگران را تاب بیاورند و این چنین پا از گلیم خود فراتر نگذاشته و مسبب بی‌احترامی به افراد نشوند.

جهانگیر الماسی، بازیگر نیزمی‌گوید: از نشریه‌ای که کار فرهنگی می‌کند انتظار بیشتری می‌رود که نسبت به چاپ این بی حرمتی‌ها حساسیت بیشتری داشته باشند.تعجب من نه از نویسنده مطلب، بلکه از آن دبیرسرویس و سردبیری است که اجازه نشر این مطالب توهین آمیز را داده است. همچنین جمعی از زنان فعال فرهنگی کشور در نامه‌‌ای اعتراضی به روزنامه‌ توهین کننده به بهنوش بختیاری، ضمن حمایت از وی و رعایت«آزادی بیان» خواستار عذرخواهی رسانه‌های هتاک به وی شدند.

این جریان خبری علیه یک بازیگر که دیدگاه شخصی خود را بیان کرده نشان می‌دهد که داعیه‌داران تساهل، خود، اهل مسامحه و احترام به نظر مخالف نیستند. رعایت اخلاق رسانه‌ای یکی از محورهای توسعه است که مهم‌ترین مولفه آن رعایت انصاف و عفت قلم است. متاسفانه وقتی روزنامه‌نگاری، به هتاکی علیه همکار فرهنگی خود می‌پردازد، نه‌تنها حرمت قلم خود را نگه نداشته که به اهالی رسانه و قلم نیز بی‌حرمتی می‌کند، بنابراین اگر بهنوش بختیاری در قالب طنز سیاسی، مطلبی را به زبان جاری ساخته است، نقد و واکنش به آن نیز باید در همان قالب باشد نه این که به بهانه اعلام نظر وی، با توسل به انواع و اقسام ترفندها شخصیت هنری وی را تخریب کرد و از هر ابزار و کلامی برای تخریب او سود جست. در این صورت باید فاتحه‌ای برای اخلاق مطبوعاتی خواند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

سعید جلیلی در ویژه برنامه «همدلی، مقاومت، پاسداری از حریم ولایت»:

اندیشه‌ای که اقتدار ما را غنی‌سازی می‌کند، قابل محدود شدن، محصور شدن و تعلیق نیست / خطوط قرمز رهبری در مذاکرات هسته‌ای، مصداق دفاع ولایت از منافع امت است

نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی گفت: اندیشه‌ای که اقتدار ما را غنی‌سازی می‌کند، قابل محدودشدن، محصورشدن و تعلیق نیست و هیچ قدرت استکباری نمی‌تواند به آن خدشه وارد کند.

خبرگزاری فارس: اندیشه‌ای که اقتدار ما را غنی‌سازی می‌کند، قابل محدود شدن، محصور شدن و تعلیق نیست / خطوط قرمز رهبری در مذاکرات هسته‌ای، مصداق دفاع ولایت از منافع امت است
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، سعید جلیلی شامگاه دوشنبه مصادف با شب 27 ماه مبارک رمضان در ویژه برنامه‌ای که تحت عنوان «همدلی، مقاومت، پاسداری از حریم ولایت» با محوریت شب احیا در مسجد سید اصفهان برگزار شد، در جمع مردم این شهر، سخنان خود را با اشاره به تاریخ 250 ساله امامت و ولایت در میان مردم آغاز کرد.

وی با بیان اینکه ماه مبارک رمضان به واسطه دو فضیلت گرانسنگ، عترت و قرآن کریم ارزشمند شده است، به میلاد با سعادت امام حسن مجتبی (ع) در این ماه و شهادت مولای متقیان حضرت امیرالمومنین (ع) اشاره کرد.

جلیلی ابراز کرد: یکی از بحث‌هایی که در این ایام و لیالی مطرح است، مبحث مرتبط با حضور امامان معصومین در میان امت اسلامی است، امامانی که اوج شرافت، بندگی و قله کمال و فخر بشریت بودند.

*نادانی بشریت موجب عدم بهره‌مندی از برکات وجودی امامان معصوم شد

وی تاکید کرد: در برهه‌ای از زمان، بشریت این فرصت را پیدا کرد که بتواند از محضر امامان معصوم بهره‌ ببرد و خود را از برکات وجودی آنان بی‌نیاز کند و این فضیلتی بود که خداوند تنها برای مدت 250 سال به بشریت اعطا کرد تا چنین گوهرهای ارزشمندی در میان مردم حضور داشته باشند.

نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی افزود: با بررسی سرگذشت و تاریخ 250 ساله حضور امامان شریف در میان امت اسلامی این سوال مطرح می‌شود که براستی بشریت تا چه میزان توانسته است از وجود و برکات این اولیای الهی بهره ببرد، آیا اصلا موفق به این امر شده است.

وی با تاکید براینکه متاسفانه با نگاه اجمالی به تاریخ و آنچه که بر امامان شریف گذشته است متوجه یک تلخی می‌شویم، گفت: بشریت جاهل و نادان نه تنها از این فرصت بسیار مغتنم تاریخی نتوانسته‌ استفاده کند، بلکه به بدترین نحو ممکن رفتار کرده است که نتیجه آن سلب توفیق حضور فیزیکی و ظهوری امام دوازدهم در میان امت اسلامی شد.

 عضو تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: در 250 سال حضور امامان معصوم در میان امت اسلام، تنها برای یک مدت کوتاه قریب به پنج ساله برای امام علی (ع) و یک مدت 6 ماهه برای امام حسن مجتبی (ع) فرصت مهیا شد که در راس حاکمیت و نظام اسلامی قرار بگیرند و بر اساس دلایلی دیگر، چنین فرصت ارزشمند و توفیقی برای امت اسلامی حاصل نشد.

وی ادامه داد: سوال مهم اینجا است که چرا به واقع در 250 سال مدت امامت اهل بیت (ع) فقط قریب به پنج سال حکومت‌داری در دستان این خاندان لایق و شایسته رسید، بهترین پاسخ را امام حسن مجتبی (ع) در بیان چرایی صلح خود فرموده‌اند.

*عدم همراهی امت با ولایت؛ مهمترین دلیل عدم تحقق حاکمیت اسلامی توسط ائمه

جلیلی متذکر شد: براساس فرموده امام حسن (ع)، « عدم همراهی مردم و امت» با ولایت و امامت، خود مهمترین دلیلی بود که باعث شد زعامت حکومت اسلامی در دست نااهلان و فاسدان و زورگویان قرار گیرد و این مهم از خاندان اهل بیت (ع) پیامبر در عین شایستگی دور بماند.

وی با اشاره به اینکه عدم همراهی امت با ولایت و امامت موجب عدم بهره‌مندی امت از فرصت حضور اهل بیت(ع) در راس حاکمیت اسلامی و برکات آن می‌شود، اذعان کرد: حضور امام معصوم و پذیرفتن و همراهی از جانب مردم، هر دو لازمه و ملزوم یکدیگر برای بهره‌‌‌مندی از برکات والای امامت است.

*همراهی امت اسلامی ایران با امامت، دلیل برتری بر  امت‌های گذشته است

عضو شورای راهبردی سیاست خارجه تصریح کرد: همراهی امت اسلامی ایران با قرآن و مصداق بارز امامت یعنی ولایت فقیه، به تعبیر امام راحل موجبات برتری آنان را نسبت به مردم 14 قرن گذشته فراهم کرده است، امت اسلامی ایران با تمام وجود خود آرمان‌های اسلامی و انقلابی را پذیرفتند و با آن همراهی کردند.

وی با بیان اینکه همراهی امت اسلامی ایران با ولایت فقیه (امامت) امروز باعث شکل‌گیری پدیده‌‌ای قدرتمند در جهان شده است که 6 کشوری که خود را ابرقدرت و بزرگ دنیا می‌دانند پای یک میز مذاکره با ایران می‌نشینند و بحث، تبادل نظر و حتی چانه‌زنی می‌کنند، افزود: چانه‌زنی این 6 کشور با ایران بر سر داشتن و محدود کردن چند سانتریفیوژ نیست،آنها از چیزی دیگر واهمه دارند.

جلیلی خاطرنشان کرد: به راستی دلیل اصلی واهمه و نگرانی 5+1 نسبت به ایران چیست؟ آیا واقعا قدرت هسته‌ای ایران در برابر قدرت هسته‌‌ای آنانی که چند هزار بمب اتم دارند، نگران کننده است؟

وی در پاسخ به این سوال مهم گفت: شکل‌گیری، ترویج و بسط  یک نوع تفکر و اندیشه دینی ناب برخاسته از اسلام ناب محمدی و با شاکله انقلاب اسلامی، دلیل اصلی نگرانی ابرقدرت‌های جهان شده است، از این نوع تفکر و اندیشه، اقتداری حاصل می‌شود که هیچ استکباری نمی‌‌تواند بر آن خدشه وارد کند.

*آمریکا بداند، ایران بار دیگر شکست‌پذیری آمریکا را به مردم دنیا نشان می‌دهد

نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی ابراز کرد: اقتدار برخاسته از این اندیشه، به هیچ عنوان قابل محصورشدن، محدودشدن و تعلیق‌شدن نیست، اقتدار ما محصول اسلام ناب و جمع‌شدن ملت حول محور ولایت فقیه است.

وی تاکید کرد: آمریکا بداند ملت ما، نه تنها زورگویی‌های آن را به رسمیت نمی‌شناسد و نخواهد شناخت، بلکه همچون گذشته هیمنه پوشالی آن را درهم می‌شکند و بار دیگر شکست‌پذیری آمریکا را به مردم دنیا نشان می‌دهد.

* دشمن نمی‌خواهد الگویی جامع از مبارزه، پیشرفت، استقلال و معنویت به جهان معرفی شود

جلیلی بیان داشت: تلاش‌های مذبوحانه آمریکا در سرزمین‌های اسلامی نشان از استیصال و درماندگی این کشور است، ترس دشمن از مقاومت ملت به دلیل پیشرفت‌های بزرگ حاصل از آن است، دشمن نمی‌خواهد الگویی جامع از مبارزه، پیشرفت،استقلال و آزادی، تعامل و معنویت به جهان معرفی شود.

* شکست‌‌ناپذیری از اصول قدرت و تمدن شکل‌گرفته حول محور ولایت فقیه است

وی یادآور شد: جنگ میان حق و باطل تمام‌شدنی نیست و با هر مرحله مبارزه، پیشرفت‌‌های جدیدی حاصل می‌شود، پیشرفت‌های ما، حاصل مبارزه ماست، ولایت فقیه است که بخاطر تاکید بر فقاهت و عدالت توانسته ثابت کند که تنها او می‌‌تواند شایسته محوریت اجتماعی باشد.

عضو تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه امروز تاکید بر محوریت ولایت فقیه در همدلی اجتماعی، هم‌ اعتقادی و هم یک تجربه گران‌سنگ برای ملت است گفت: امروز امت اسلامی ایران حول محور ولایت می‌نشیند، جمع می‌شود و اقدام می‌‌کند و در نهایت منجر به موفقیت‌های بزرگ می‌‌شود.

جلیلی عنوان کرد: در حال حاضر یک قدرت و تمدن بزرگ حول محور ولایت فقیه در حال شکل‌گیری است، دشمنان به خوبی به این امر واقف و از این بابت نگران هستند، چراکه به خوبی روشن است، شکست‌‌ناپذیری از اصول قدرت و تمدن ذکر شده است.

*تعیین خطوط قرمز از سوی رهبری در مذاکرات هسته‌ای، مصداق دفاع ولایت از منافع امت است

وی با اشاره به اینکه براساس روایات از ائمه اطهار (ع) آنچه که ستون و پشتوانه نظام اسلامی در برابر دشمنان است، توده‌های مردمی است که می‌‌تواند با حضور در صحنه‌های مختلف، مانع از خدشه دشمن شود، گفت: رابطه میان امت و ولایت یک رابطه دو طرفه است، بدین معنا که ولایت مدافع منافع ملت و امت مدافع ولایت است.

این کارشناس مسائل راهبردی تصریح کرد: اگر امروز سخن از تعیین خطوط قرمز در روند مذاکرات هسته‌ای از سوی رهبر معظم انقلاب می‌شود براساس دفاع همه جانبه ولایت از منافع امت اسلامی است، دفاع از حقوق مسلم آنها همچون تحقیق و توسعه، پیشرفت علم و اقتدار و عزت آنان است.

*تردید و تحریف حربه دشمن برای از بین بردن اصولی چون اصل مبارزه با استکبار است

وی با بیان اینکه دشمن به خوبی می‌فهمد که در سال‌های گذشته در برابر اندیشه دینی ناب برخاسته از  اسلام ناب با محوریت ولایت فقیه، علیرغم بکارگیری همه توان خود شکست خورده است، افزود: دشمن، امروز با بهره‌گرفتن از حربه تحریف و ایجاد تردید در میان جامعه در صدد تهدید، تضعیف و تخریب نظام اسلامی است.

جلیلی در پایان متذکر شد: ایجاد تردیدها و شایعات‌ زیاد در میان امت اسلامی، ایجاد اختلاف و تحریف مباحث و اصولی چون از بین بردن اصل مبارزه با استکبار، تهدید نظام اسلامی را دنبال می‌کند و هوشیاری امت اسلامی در این عرصه خنثی‌کننده این نقشه‌ها و توطئه‌هاست.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آنها که جامعه را در خواب می‌خواهند(یادداشت روز کیهان)

1- جامعه‌ای را در نظر بگیرید که تجربه زیست در یکی از پربرکت‌ترین روزگاران تاریخ را دارد. مردمانی که پیامبر اکرم(ص) را دیده‌اند، مواعظ او را از دو لب مبارکش شنیده‌اند، در رکابش جنگیده‌اند و زخم برداشته‌اند، دیده‌اند که او در باره علی (ع) چه گفته، حتی در رکاب علی (ع)هم جنگیده‌اند و پس از او با پسر ارشدش امام حسن (ع) بیعت کرده‌اند و... اما فرجام کار به اینجا می‌رسد که در روز تشییع جنازه او، پیکر مطهرش تیرباران می‌شود و هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید! کار به آنجا می‌رسد که برادر دیگر او یعنی امام حسین (ع) در مقابل چشم مردمان و به دست مسلمانان! شهید می‌شود و باز هم کسی چیزی نمی‌گوید! چه کسی یا کسانی و با چه ترفندی توانستند جامعه را به این مرحله از سقوط و پستی برسانند!؟ آیا این همان مدینه‌النبی و همان آرمان‌شهر پیامبر بود!؟ ظاهرا که همان است! نماز و روزه و حج و...برپاست! اما پسر پیغمبر هم قربانی می‌شود! اینها تلخ‌ترین تجربیات بشری در کره خاک است و پس از آن هم بارها و بارها به طرق گوناگون تکرار شد. در همه این حوادث، از یک سو با جامعه‌ای روبرو هستیم که مسلمانند و از دیگر سو با افرادی که در آن جامعه مسلمان، خط و تحلیل خود را القا می‌کنند و آنگونه اسلامی را می‌سازند که  از دل آن هم کاخ سبز اموی قابل توجیه و پذیرش است و هم به شهادت رساندن فرزند رسول‌خدا! فرجام این مدل مسلمانی چیست و به کجا می‌انجامد!؟
2-«بنده در قضایای تاریخ اسلام این را مکرر گفته‌ام که چیزی که امام حسن(ع) را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه خوارج را به وجود آورد و امیرالمومنین(ع) را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمند‌ترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و الا همه مردم که بی‌دین نبودند؛ تحلیل سیاسی نداشتند. دشمن یک شایعه‌ای می‌انداخت، فورا این شایعه همه‌جا پخش می‌شد و همه آن را قبول می‌کردند! چرا باید این‌طور باشد!؟ اگر ملت، هوشیاری لازم را داشته باشد، شایعه دشمن مثل برف و یخی زیر آفتاب است. چه کسی باید این کار را بکند؟ شما جوانان باید بکنید. بنده با شما جوانان عزیزمان، حجّت خدا را تمام می‌کنم. من به شما عرض کردم و گفتم».
این سخنان که به روشنی یک خطر تاریخی و تجربه شده  را برای ما بازگو می‌کند بخشی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب  است و بر آن است تا خطر تلاش برای انحراف جامعه از مبانی اصولی انقلاب و بستن پیرایه به آرمان‌های نخستین آن را هشدار دهد. خطری که سال‌هاست با آن مواجهیم و باید گفت نسبت به اهمیت و خطیر بودن آن غفلت شده است. این روش که نهایتا به تخدیر جامعه و آمادگی آن برای پذیرش القائات و شبهات منتهی می‌شود، دو بخش مهم و تعیین‌کننده را در مقابل دیدگان مخاطب قرار می‌دهد. حسب ظاهر، این مردم هستند که در این موضوع به خوابی خطرناک و رخوت‌آور فرو می‌روند. اما این همه موضوع نیست و بخش دوم که کم‌اهمیت هم نیست، کسانی هستند که دلشان می‌خواهد مردم در خواب غفلت و فراموشی فرو بروند تا بر سرشان آنچه می‌خواهند بیاورند. طبیعتا آن که می‌خواهد با این آفت خطرناک مبارزه کند هم باید به بیداری مردم اهتمام ورزد و هم به پاسخگویی به شبهه‌افکنی‌های دروغ‌‌زنان.
3- مردم در طول سال‌های پیش و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی دلدادگی و متابعت خود نسبت  به امام راحل و امام حاضر را بارها و بارها نشان داده‌اند و در عمل ثابت کرده‌اند که تا پای جان و فدا کردن عزیزان، پای آرمان‌های رهبر انقلاب ایستاده‌اند. افتخارات پرشکوه دوران دفاع مقدس، همدلی در روزهای سخت، دفاع جانانه از انقلاب در جریان فتنه 78 و 88 و دهها نمونه دیگر، گواه بر این است که مردم در ادای دین خود کوتاهی که نکرده‌اند، هیچ بلکه از مسئولان و مدعیان هم پیش‌تر هستند. اما این سابقه و کارنامه درخشان و افتخارآمیز نباید ما را به خواب ببرد و از کید دشمن غافل کند.همان کیدی که به فرموده رهبر عزیز انقلاب، سبب تحمیل شکست به امام حسن و مظلومیت و غربت امیرالمومنین(ع) شد. تزریق رخوت، تزریق آسایش و رفاه‌طلبی، سرکوب روحیه ایثار، زهد و ساده‌زیستی و الگو قرار دادن مترفین و اشراف و در یک کلام، ایجاد انحراف در باور عمومی نسبت به اصول مبنایی انقلاب و از آن بدتر انحراف در بنیانگذار انقلاب- که رهبر عزیز در سالگرد عروج امام راحل نسبت به آن هشدار داد- اموری است که  بی‌تردید به غفلت و تخدیر جامعه منتهی می‌شود و باید نسبت به آن به شدت هوشیار بود.
4- اما اینکه چه کسانی و با چه هدفی سعی در ایجاد انحراف در باور مردم دارند و با آنان چه باید کرد،مهمترین پرسشی است که در این مقال قابل بیان است وگرنه مردم که به فرموده رهبر انقلاب مسلمانند و امتحان پس داده. انحراف در باور‌های عمومی از آنجا آغاز می‌شود که عده‌ای درصدد بقاء در قدرتند و برای آن، نیازمند بسط نفوذ خود در جامعه و کسب رای و موافقت بخش‌های وسیع‌تری از جامعه‌اند. همین جا باید گفت که معمولا کسانی به این روش متمسک می‌شوند که می‌دانند یارای رویارویی با اصل باور مردم را ندارند و به ناچار به انحراف و تغییر شکل آن روی می‌آورند. در صدر اسلام نیز چنین بود. مشرکین ابتدا سالها با پیامبر جنگیدند و چون ناامید شدند، از در تظاهر به دینداری وارد شدند و به تدریج انحرافات را در دین مردم ایجاد کردند. البته بودند گروهی که از ابتدا اسلام آوردند و بعدها چرب و شیرین دنیا آنها را به خود مجذوب کرد. هردو گروه- که حالا دیگر دوتا نیستند و در پیوندی شوم یکی شده اند- برای بقاء در قدرت، آرمانها را دستخوش قلب و تغییر می‌کنند. اگر پیامبر(ص) همانند فقیرترین مردم زندگی می‌کرد، آنها به سبک اشراف و پادشاهان زندگی می‌کردند! اگر پیامبر یار و حامی مظلومان و محرومان بود، آنها با حلقه‌های ثروت و قدرت سران قبایل پیوند داشتند! اگر پیامبر برای خود و همه مسلمانان سهمی برابر از بیت‌المال قائل بود، آنها برای خود و فرزندان  خویشانشان، سهم ویژه‌ای از بیت‌المال در نظر داشتند و به ثروت‌اندوزی از آن طریق می‌پرداختند! و خلاصه هرچه او کرده بود، اینها در مسیری کاملا متضادش راه می‌پیمودند! اما اینها که تضاد آشکار با سیره او دارد و طبعا باید به مخالفت جامعه منجر شود!
5- از اینجاست که آنها برای سرپوش گذاشتن به زشتی کار خود، سه روش را بکار بستند؛ نخست آنکه به جعل حدیث و روایت روی آوردند و کوشیدند پیامبری به مردم معرفی کنند که توجیه‌گر کار آنان باشد! پیامبری که توجیه‌گر اشرافیت و دست‌درازی به بیت‌المال باشد! هزاران حدیث و روایت و خاطره، با همین هدف و با هدف تقدیس این افراد  ساخته و پرداخته شد! فضائل عجیب و غریبی در این روایات مجعول برای برخی افراد ذکر شد که آنان را هم رتبه با پیامبر اکرم(ص) و حتی بالاتر از او قرار می‌داد و اینگونه وانمود و نقل می‌شد که رسالت پیامبر بدون حضور و نقش اینان اساسا به جایی نمی‌رسید! این راهکار، رخنه در دین و «انحراف عقیده » مردم بود. اما راهکار شوم دیگری هم در کار بود! منحرف کنندگان جامعه، در این مقطع کوشیدند گروه‌های ضعیف‌الایمان جامعه را در بخشی  از ثروت ناحق و برآمده از بیت المال خود، شریک کنند! چرا!؟ تا مزدوران و پیاده نظام وابسته به مال حرام را در جامعه تکثیر کنند! اینها همان‌هایی بودند که سالها بعد سید الشهدا (ع) در روز عاشورا درباره چرایی عدم تاثیر کلام حق در دلهایشان  فرمود: «شکمهاشان از حرام پر شده» این روش «تغییر سبک زندگی » مردم بود. تغییر از یک زندگی ساده، توام با زهد و قناعت به یک زندگی مترفانه وتوام با زیاده طلبی و فزون خواهی. آنها برای تخدیر جامعه به یک عنصر دیگر نیز نیاز داشتند و آن «ماندن در گذشته» بود در آن زمان امام معصوم در جامعه بود و فریاد میزد و حقایق را به مردم یاد آور می‌شد اما منحرفین می‌گفتند ما به سنت و روش پیامبر عمل می‌کنیم و کاری به این حرفها نداریم! چرا!؟ چون پیامبر از دنیا رفته بود و می‌توانستند هر پیرایه‌ای به او ببندند و هرجور که می‌خواهند او را تفسیر و تاویل کنند و هر دروغی را  به او نسبت دهند! اما امام حی و زنده، با کژی‌ها و پلشتی‌ها مبارزه می‌کرد، پس طبیعی بود که او را قبول نداشته باشند و دم از پیشوای از دنیا رفته بزنند! در باره صحابه نیز چنین بود. ابوذر، یار صدیق و زاهد پیامبر مورد خشم و کینه آنها بود اما همان زمان به شهدای بدر و احد افتخار می‌شد و بر سر اینکه اهل کدام قبیله بودند، دعوا می‌کردند! تغییر باورهای دینی، تغییر سبک زندگی مردم و نگه داشتن جامعه در گذشته، حربه‌هایی بود که کارگر افتاد و با اسلام عزیز آن کرد که کرد!
اما در مقابل اینان چه باید می‌شد؟ برای مبارزه با «انحراف عقیدتی» تنها و تنها باید به امام حی -که ادامه‌دهنده راه امام و مقتدا سفرکرده است- اقتدا کرد و به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی اسیر دروغ زنانی که پیشوای سفر کرده را چراغ راه می‌دانند تا هرجور که دلشان خواست تفسیرش کنند، قرار نگرفت. و برای مبارزه با «انحراف در سبک زندگی» و اخلاق عمومی جامعه، باید ابوذروار،  در سادگی زندگی کرد و بر سر سفره شبهه ناک ارباب قدرت ننشست تا روز به روز پیاده نظام این سپاه پلیدی کم و کمتر شود.
فراموش نکنیم تاریخ در حال تکرار است. همانگونه که امروز ما گذشتگان را به ارزیابی و نقد می‌نشینیم، آیندگان نیز درباره ما چنین خواهند کرد و بالاتر از آن، باید روز باز پسین جوابگوی غفلت و کوتاهی خود در پاسداری از انقلاب باشیم. اگر می‌بینیم برخی از حضور مردم در تشییع شهدای گمنام و فریاد هیهات منا الذله آنان عصبانی شده‌اند، اگر می‌بینیم عده‌ای مدام شعار می‌دهند «بسیجی واقعی همت بود و باکری» و... برای آن است که رزمنده و انقلابی را فقط بعد از شهادتش می‌پسندند و از «نام آنها با حیله‌گری برای مقابله با «مرام» آنان بهره می‌گیرند. این جماعت سیره امام حسین(ع) و امام خمینی(ره)را نیز  با همین انگیزه تحریف می‌کنند و باید به یاد بیاوریم که اینها در تاریخ سابقه داشته است  و ما مکلف به ادای رسالت خویشیم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

به بهانه سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی

سیداحمد خمینی، ۱۵ خرداد ۶۸ یک روز پس از انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب، خطاب به ایشان گفت: «خدا ان‌شاءالله شما را برای ما نگه دارد. از دیروز که حضرتعالی از طرف خبرگان تعیین شدید و رهبری همه ما را به عهده گرفتید، این واقعه برای ما تسکین بسیار خوبی بود. ما صمیمانه در خدمت شما هستیم و عاشقانه حاضریم هر کاری داشته باشید، انجام دهیم».

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اظهارات آقای دکتر روحانی در «همایش‌سراسری‌ فرمانداران و تحلیلی از مدیر مسئول کیهان

آقای دکتر روحانی را با سابقه 37 ساله از حضور نزدیک در عرصه سیاسی پرفراز و نشیب جمهوری اسلامی ایران، می‌توان و باید یک سیاستمدار کارکشته و سرد و گرم چشیده تلقی کرد ولی متاسفانه، برخی از مواضع ایشان با آنچه از یک سیاستمدار برجسته و مخصوصا در کسوت شریف روحانیت انتظار می‌رود فاصله زیادی دارد و به این نگرانی دامن می‌زند که شاید رئیس‌جمهور محترم کشورمان را شماری از مشاوران ناهمدل و ناهمراه احاطه کرده باشند و مواضع مورد اشاره دستپخت همین مشاوران ناهمدل- و یا دستکم نابلد- باشد. دراین‌باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی اظهارات دیروز آقای دکتر روحانی در «همایش‌سراسری‌فرمانداران» موضوع یادداشت پیش‌روی است که به مواردی از آن اشاره می‌شود.
1- آقای دکتر روحانی در سخنان دیروز خود باز هم به روال همیشگی و برای چندمین بار به منتقدان دولت حمله کرد و البته این بار از عباراتی نظیر «بروید به جهنم»!، «بی‌سواد»! «کسانی که از مراکز خاص پول می‌گیرند»!، «کاسب تحریم»! و ... استفاده نکرد. حملات پی در پی آقای رئیس‌جمهور به منتقدان، این تلقی را در عرصه سیاسی کشور پدید آورده است که ایشان هرگاه در برنامه‌های دولت با نارسایی و ناکامی روبرو می‌شود و یا نشانه‌‌هایی از شکست و بن‌بست را احساس می‌کند به جای توضیح علت برای مردم که می‌تواند جلب حمایت و همدلی آنان را در پی داشته باشد، منتقدان دولت را که در مواردی «فرضی»! نیز هستند، به باد انتقاد و عتاب می‌گیرد.
این روال تا آنجا پیش رفته است که امروز هرگاه رئیس‌جمهور زبان به ملامت منتقدان می‌گشاید، بسیاری از مردم و مخاطبان به گونه‌ای «شرطی» نارسایی‌ها و ناکامی‌هایی را جستجو می‌کنند که دولت محترم در همان ایام با آن روبرو بوده است! و حمله آقای دکتر روحانی به منتقدان را  -‌با‌عرض‌پوزش- برای پوشاندن این ناکامی‌ها و نارسایی‌ها ارزیابی می‌کنند!
کاش آقای رئیس‌جمهور افرادی را بدون تابلوی نهاد ریاست‌جمهوری به میان مردم می‌فرستاد و بازتاب سخنان دیروز خود را از زبان آنها می‌شنید و چنانچه ملاحظه می‌کرد بسیاری از آنان، برخی از نارسایی‌های این روزها نظیر ناهماهنگی در افزایش قیمت بنزین، بی‌تدبیری در افزایش بهای گاز مصرفی، اظهارات چندگانه و متضاد مسئولان دولتی درباره باقی ماندن یا حذف سهمیه بنزین، بخشنامه معاون اول که تا پایان سال هیچ افزایش قیمتی نخواهیم داشت و... را علت حمله اخیر وی به منتقدان می‌دانند و بر این باورند که توضیح رئیس‌جمهور درباره چرایی این معضلات و بی‌تدبیری‌ها ضروری‌تر از سخنان دیروز ایشان است.
2- آقای رئیس‌جمهور در بخشی از سخنان دیروز خود می‌گوید: «اسرار کشور باید محفوظ باشد، مگر کسی در این شک دارد؟ حالا یک نصیحتی رهبر معظم انقلاب فرمودند و چون رهبر هستند باید نصیحت کنند. حالا عده‌ای راه می‌افتند و می‌گویند؛ دولت! اگر تشنه شدی باید آب بخوری یا دولت! تو به اکسیژن نیاز داری. خودمان هم می‌دانیم. افرادی که امروز مسئولیت مذاکرات را دارند از لحاظ سیاسی و عمومی و در حد فنی در سطح بالایی هستند»! درباره این بخش از سخنان ایشان گفتنی است؛
الف: ظاهرا آقای رئیس‌جمهور در این بخش از اظهارات دیروز خود دچار «سهواللسان» و خطای الفاظ شده است، چرا که ایشان به خوبی می‌دانند توصیه رهبر معظم انقلاب به دولت درباره شنیدن نظر منتقدان، فقط یک «نصیحت» نیست، بلکه توصیه حضرت ایشان یک «دستورالعمل» است که دولت و شخص رئیس‌جمهور هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ شرعی موظف به اجرای آن هستند. از این روی خواسته عده‌ای که به تعبیر رئیس‌جمهور «راه‌ افتاده‌اند»! و درباره روند مذاکرات و داده‌ها و ستانده‌ها توضیح می‌خواهند، یک اقدام کاملا قانونی است و فرافکنی‌ آقای دکتر روحانی، نه وجاهت قانونی دارد و نه وجاهت شرعی. اگرچه با توجه به شخصیت رئیس‌جمهور محترم می‌توان اظهارات یاد شده را به حساب خطای بیان ایشان نوشت و شاید هم به حساب عصبانیت غیرقابل توجیه وی از ناکامی در مذاکرات هسته‌ای و فاصله فراوانی که میان وعده‌های اولیه ایشان با نقطه‌ای که امروزه در آن هستند پدید آمده است...
ب: حتی اگر توصیه رهبرمعظم انقلاب را فقط یک «نصیحت» تلقی کنیم، باز هم آقای رئیس‌جمهور و دولت ایشان ملزم و مکلف به اجرای بی‌کم‌و‌کاست آن بوده و هستند و اساسا مقبولیت و مشروعیت همه دولتمردان و مسئولان در پیروی از منویات رهبرمعظم انقلاب - چه‌دستورالعمل و چه نصیحت- قابل تعریف است.
ج: حالا به توصیه حضرت آقا خطاب به رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای که موضوع بند یاد شده است، توجه کنید؛
«همدلی لازم است، همدلی را باید به وجود آورد، همدلی را باید رشد داد. این توصیه من به همه است. الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عده‌ای مخالفند، یک عده‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقمند به منافع ملی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفان را - از آن افرادی که شاخصند- دعوت  کنند، حرفهای آنها را بشنوند، ای بسا در حرفهای آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این می‌شود همدلی؛ این می‌شود یکسان‌سازی دل‌ها و احساس‌ها».
آیا هیچ عقل سلیمی می‌تواند در خیرخواهی حکیمانه این توصیه حضرت آقا برای رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کمترین تردیدی روا بدارد؟ آیا همدلی با مردم و از جمله منتقدان نیاز مبرم و حیاتی دولت محترم نیست؟ و یا شنیدن نقد و نظر منتقدان به قول رهبر معظم انقلاب «پیشرفت بهتر کارها» را به دنبال ندارد؟
این توصیه حکیمانه کجا و تعبیر آقای روحانی که «حالا عده‌ای راه می‌افتند و می‌گویند «دولت! اگر تشنه شدی باید آب بخوری، دولت! تو به اکسیژن نیاز داری»؟! آیا انتقاد منتقدان هسته‌ای این است که چرا دولت وقتی تشنه است آب نمی‌خورد؟ و یا،  چرا توجه ندارد که به اکسیژن نیاز دارد؟! آقای روحانی پیش از این هم در واکنش منتقدان به اقدام نابجای پیاده‌روی ‌آقای ظریف با جان‌کری صورت مسئله را تغییر داده و گفته بود «این که بگوئیم یک دیپلمات تند راه رفت یا کتش کج بود، عینکش چطور بود که حرف نشد»! و توضیح نداده بود که کدام منتقدی به کت و عینک آقای ظریف انتقاد کرده‌ بود؟! خدا بر درجات امام راحل ما(ره) بیفزاید که نه فقط انتقاد، بلکه تخطئه را نیز هدیه الهی می‌دانستند.
3- آقای رئیس‌جمهور در توجیه خودداری از توضیح درباره جزئیات مذاکرات هسته‌ای و باخبر کردن مردم از آنچه داده‌ایم و آنچه گرفته‌ایم می‌گوید «اسرار کشور باید محفوظ باشد» و با تأکید می‌پرسد «مگر کسی در این شک دارد»؟! درباره این بخش از اظهارات دیروز آقای رئیس‌جمهور باید گفت؛
الف: بی‌تردید این سخن آقای روحانی قابل قبول و منطقی است که «اسرار کشور باید محفوظ باشد» ولی آنچه درخواست مکرر دلسوزان بوده و هست، افشای اسرار کشور نبوده و نیست، بلکه منتقدان خواستار توضیح درباره «توافق لوزان» هستند زیرا آنچه از متن توافق یاد شده - و یا به قول دولتمردان بیانیه لوزان!- برمی‌آید، از «داده‌های نقد» ما در مقابل «وعده‌های نسیه» حریف حکایت می‌کند. آنهم وعده‌های نسیه‌ای که بهتر است هرگز تحقق پیدا نکند! چرا که ماهیت این وعده‌های نسیه نیز واگذاری امتیازات بیشتر به طرف مقابل است و به عقیده نگارنده که دلایل آن هم به وضوح ارائه شده است؛ «در توافق لوزان اسب زین شده را داده‌ایم و افسار پاره تحویل گرفته‌ایم». خواسته بارها اعلام شده منتقدان، توضیح این «داده‌ها و گرفته‌ها» است.
آیا توضیح و خبررسانی دولت محترم درباره متن و محتوای توافق لوزان که در مقیاس بین‌المللی منتشر شده است، «اسرار محرمانه» تلقی می‌شود؟! عزیزان مذاکره‌کننده می‌گویند آنچه آمریکایی‌ها در تفسیر خود از توافق لوزان ـ فکت شیت- منتشر کرده‌اند قابل اعتماد نیست. خب! تفسیر شما از توافق یاد شده چیست؟ اینکه دیگر محرمانه نیست، هست؟! به قول حافظ؛
 سرّ خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده‌فروش از کجا شنید؟!
4- رئیس‌جمهور محترم در سخنان دیروز خود  به انتخابات اشاره کرده و تاکید می‌کند؛
«انتخابات غیر‌آزاد معنی ندارد... اگر انتخابات به معنی واقعی بود می‌توانیم همه در آن رقابت سالم داشته باشیم».
ممکن است بفرمایند مگر غیر از این است که باید انتخابات آزاد داشته باشیم که باید گفت؛ حضرتعالی یک روحانی سیاستمدار و حقوقدان هستید و به یقین می‌دانید که «اصرار بر یک امر بدیهی به مفهوم و معنای تردید در آن است». جناب روحانی آیا اگر گفته شود «آراء انتخاباتی رئیس‌جمهور یازدهم باید به دقت شمرده شود» این اظهارنظر به مفهوم آن نیست که صحت شمارش آراء جنابعالی مورد تردید است؟!
دیروز بلافاصله بعد از اظهارات آقای روحانی، این بخش از سخنان ایشان که «انتخابات غیرآزاد معنی ندارد» به تیتر اول خبرگزاری‌های خارجی نظیر «دویچه وله»، «بی‌بی‌سی»، «رادیو آمریکا» و... تبدیل شد و این تفسیر را در پی داشت که سلامت انتخابات پیش‌روی در ایران مورد تردید رئیس‌جمهور این کشور است!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی:

راه حل موضوع هسته ای، تقویت درون است/ کمبود منابع گرهِ باز نشدنی نیست راه علاج آن انضباط مالی است/ مواضع ما در مسائل هسته ای همان مطالبی است که علناً برای مردم بیان کرده ایم/ مذاکره‌کنندگان با پافشاری بر مواضع اساسی مصلحت کشور را تأمین کنند (۱۳۹۴/۰۳/۰۶ - ۱۴:۰۶)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز (چهارشنبه) در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی ضمن تأکید بر لزوم استمرار کار و تلاش جدی در یکسال پایانی مجلس نهم و قرار نگرفتن تحت تأثیر عامل انتخابات، تعامل با دیگر قوا بخصوص دولت، اهتمام ویژه به موضوع اقتصاد مقاومتی بخصوص در بررسی قانون برنامه ششم و بودجه سال 1395، و پافشاری بر مواضع و مبانی اصلی نظام و انقلاب را از مهمترین وظایف نمایندگان مجلس برشمردند و تأکید کردند: کلید حل مشکلات اقتصادی کشور و همچنین موضوع هسته ای، تکیه بر ظرفیت های درونی و باور به اقتصاد مقاومتی است. در کشور بن بستی وجود ندارد، راه علاج مشکلات تقویت تولید داخلی و رعایت انضباط مالی است.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با قدردانی از تلاشها و اقدامات خوب نمایندگان مجلس نهم، آنان را به مغتنم شمردن فرصت باقیمانده یکسال آخر توصیه و خاطرنشان کردند: مراقب باشید، در این مدت، عامل انتخابات آخر سال بر گفتار و رفتار شما تأثیرگذار نباشد و معیار را فقط، حق قرار دهید.
توصیه دوم رهبر انقلاب اسلامی به نمایندگان مجلس، توجه ویژه به برنامه ششم و مراقبت از دچار نشدن به آفتِ بی حوصلگی در سال آخر مسئولیت، در بررسی قانون این برنامه بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: قانون برنامه ششم مهم است زیرا دولت ها موظف به تبعیت از آن خواهند بود و زندگی مردم نیز تحت تأثیر این قانون قرار خواهد گرفت.
ایشان توصیه سوم خود را به موضوع تعامل با دیگر قوا بویژه دولت اختصاص دادند و افزودند: دولت مسئولیت میانداری را در میان قوا و دستگاههای دیگر به عهده دارد و عملکرد موفق آن در حرکت سایر دستگاهها تأثیرگذار خواهد بود، بنابراین تعامل با دولت لازم و مظهر واقعی همدلی و هم زبانی است.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از لوازم تعامل را «حسن ظن» دانستند و خاطرنشان کردند: تعامل با سوءظن و بنا را بر سازش، خیانت و سوءاستفاده طرف مقابل گذاشتن، بوجود نخواهد آمد ضمن آنکه حسن ظن به معنای خوش باوری و فریب خوردن نیز نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه تعامل با گروکشی متفاوت است، گفتند: مبنای نمایندگان و وزرا در تعامل، باید وظیفه قانونی و مصالح کشور باشد و نه گروکشی از یکدیگر.
ایشان برخورد محترمانه و همراه با ادب، با وزرا بخصوص در کمیسیونها را یکی دیگر از ضروریات تعامل برشمردند و افزودند: نه نمایندگان باید نگاه تحقیرآمیز و همراه با اهانت داشته باشند و نه دولت و وزرا، نگاه سلطنت مآبانه. در همه مراحل باید ادب رعایت شود.
توصیه چهارم رهبر انقلاب اسلامی به نمایندگان مجلس، موضوع اقتصاد مقاومتی بود.
حضرت آیت الله خامنه ای در این خصوص به نکته ای ظریف اشاره کردند و گفتند: در کشور، در موضوع اقتصاد مقاومتی هم زبانی وجود دارد اما باید همدلی هم بوجود آید و از بُنِ دندان به اقتصاد مقاومتی باور پیدا کنیم.
ایشان با تأکید بر اینکه کلید حل مشکلات داخلی کشور اقتصاد مقاومتی و تقویت تولید است، از تصویب قانون رفع موانع تولید در مجلس قدردانی کردند و افزودند: اگر ما تولید را تقویت و از ظرفیت های داخلی استفاده کنیم علاوه بر حل مشکلات داخلی، حل مسائل بیرونی همچون موضوع هسته ای نیز آسان خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: برای موضوع هسته ای راه حل هایی وجود دارد که همه آنها منوط به تکیه بر ظرفیت های داخلی و تقویت تولید است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در چارچوب مسائلی که با امریکا، غرب و صهیونیسم داریم، غیراز موضوع هسته ای، مسایل پی درپی دیگری همچون حقوق بشر را نیز پیش بینی می کنیم، اما اگر بر توان داخلی متمرکز شویم و مشکلات داخلی را حل کنیم، حل این مسائل نیز آسان خواهد شد.
ایشان خطاب به نمایندگان مجلس گفتند: بر همین اساس باید در بررسی قانون برنامه ششم و بودجه سال آینده، با نگاه ویژه به موضوع اقتصاد مقاومتی، خلاءهای موجود بر طرف شوند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: دوستان دولت درخصوص تقویت تولید مکرر می گویند ما دچار کمبود منابع هستیم. بنده هم این موضوع را می دانم و تحریم ها نیز بر این کمبود منابع تأثیرگذار بوده است اما در چنین شرایطی آیا نباید دنبال راه علاج بود ؟
حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه راه علاج وجود دارد خاطر نشان کردند: کمبود منابع گرهِ باز نشدنی نیست و راه علاج آن اولویت بندی در تخصیص منابع داخلی و انضباط مالی است.
ایشان گفتند: در چنین شرایطی، در جاهایی پول هایی خرج می شود که نباید بشود، لذا باید دولت، مجلس، قوه قضاییه و نیروهای مسلح، با مدیریت صحیح و رعایت انضباط مالی، منابع را بصورت مناسب و اولویت بندی شده تقسیم کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی دستگاه ها بخصوص در بخش هایی از نیروهای مسلح که بدون هیچ افزایش بودجه، توانایی ها و کارکرد خود را مضاعف کرده اند، افزودند: این نمونه ها نشان می دهد که می توان در شرایط کمبود منابع، مسائل و مشکلات را حل کرد.
توصیه دیگر حضرت آیت الله خامنه ای به نمایندگان پافشاری بر مواضع اصولی نظام بود.
ایشان با اشاره به مواضع قابل قبول و مثبت و بعضاً کاملا پیشرفته مجلس نهم در مسائل اصلی و مبانی نظام و انقلاب خاطرنشان کردند: شاکله مجلس باید همواره بنای مرتفع مواضع اصولی نظام باشد و در این خصوص معیار فرمایشات امام بزرگوار (ره) و وصیت نامه ایشان است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر مجلس همواره بر مواضع اصولی و اساسی نظام پافشاری کند، خطر فروغلتیدن به پرتگاه هولناک نظام سلطه وجود نخواهد داشت اما اگر خدایی نکرده چنین ایستادگی وجود نداشته باشد، خطرها زیاد خواهند بود.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه به موضوع هسته ای نیز اشاره کردند و گفتند: مواضع ما در مسائل هسته ای همان مطالبی است که علناً برای مردم بیان کرده ایم و همین مطالب بصورت شفاهی و کتبی دقیقاً به مسئولین نیز گفته شده است. البته برخی مطالب هم برای تاکید و تبیین مواضع اصولی، خصوصی و غیرعلنی نیز گفته شده است.
ایشان با تأکید بر اینکه مسئولین و مذاکره کنندگان مشغول کار و تلاش سخت هستند، افزودند: آنها باید بر مواضعی که اعلام شده است پافشاری کنند و امیدواریم بتوانند، مصلحت کشور و نظام را تأمین کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای سخنان خود با اشاره به فرصت های بزرگ ماه های رجب، شعبان و رمضان همه مسئولین کشور از جمله نمایندگان را نیازمند مستحکم تر کردن ارتباط خود با خدا دانستند و گفتند: باید با استفاده از دعاهای وارده در این ماهها، و انس بیشتر با قرآن و نوافل، زمینه ارتباط نزدیک تر با خدا را فراهم کنیم.
ایشان با تأکید بر اینکه همه ما باید در قبال عملکرد خود در دوران مسئولیت، در پیشگاه خداوند پاسخگو باشیم، سال آخر مسئولیت نمایندگان را مهم برشمردند و افزودند: باید تلاش کنیم تا همواره حرکت ما در چارچوب رعایت حق الهی، زبان صادق و نگاه حقیقت آمیز باشد.
پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان گزارشی از اقدامات سه سال گذشته مجلس نهم گفت: در این مدت 120 قانون به تصویب رسیده است که بیشتر آنها با رویکرد رفع نیازهای اقتصادی و بخش تولید بوده اند.
رییس مجلس شورای اسلامی به تصویب قوانین رفع موانع تولید، مبارزه با قاچاق کالا و ارز، تامین کالاهای اساسی برای اقشار آسیب پذیر و قوانین بودجه در مجلس نهم اشاره کرد و افزود: توجه ویژه به بخش سلامت، تقویت بنیه دفاعی کشور و ایجاد زمینه برای امکان واگذاری طرح های نیمه تمام به بخش خصوصی از دیگر اقدامات موثر مجلس بوده است. آقای لاریجانی به اقدامات نظارتی مجلس و همچنین عملکرد دیوان محاسبات، مرکز پژوهش های مجلس، کمیسیون اصل 90 و هیات تطبیق قوانین نیز اشاره کرد و در خصوص رویکرد مجلس نهم در مسایل اصلی و موضوعات منطقه ای و بین المللی تاکید کرد: راهبرد مجلس نهم «دفاع حقوقی همه‌جانبه از ملت در مقابل بیگانگان» بر مبنای تفکر اصیل امام خمینی(ره) و همچنین تمرکز بر اقتصاد درونی و موضوع هسته ای است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام، سفیران کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم:


سیاست خباثت‌آلود استکبار در منطقه ایجاد جنگهای نیابتی است/ خلیج فارس ناامن برای همه ناامن خواهد بود/ هر اندازه که بتوانیم از مظلوم دفاع و با ظالم مقابله خواهیم کرد/ رئیس‌جمهور: کشورهای مسلمان به اردوگاه پیامبر(ص) پناه ببرند نه کمپ دیوید (۱۳۹۴/۰۲/۲۶ - ۱۳:۱۶)
در خجسته سالروز بعثت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص)، رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام، سفرای کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم، با تأکید بر لزوم بهره گیری از درس های بعثت برای مقابله هوشیارانه با جاهلیت مدرن امروز که بسیار خطرناک تر و مجهزتر از جاهلیت قبل از اسلام است، استکبار و در رأس آن امریکا را عامل اصلی شکل گیری «جاهلیت مدرن» دانستند و گفتند: تجربه 35 سال گذشته جمهوری اسلامی ایران، نشان داده است که امت بزرگ اسلامی با حفظ دو اصل «بصیرت» و «عزم و همت» می تواند در مقابل این جاهلیت بایستد و آن را شکست دهد.
رهبر انقلاب اسلامی با تبریک عید بزرگ و تاریخی مبعث به ملت ایران و مسلمانان جهان و همه انسانهای آزاده، بشریت را نیازمند درس های بعثت و بازخوانی این درس ها دانستند و افزودند: بعثت پیامبر (ص) برای مقابله با جاهلیتی بود که نه فقط مخصوص جزیرة العرب، بلکه بر امپراطوری های آن روز دنیا نیز حاکم بود.
حضرت آیت الله خامنه ای دو عنصر اصلی این جاهلیت را «شهوت» و «غضب» برشمردند و خاطرنشان کردند: اسلام در آن زمان به مقابله با عرصه وسیعی از گمراهی در زندگی انسانها پرداخت که از یک طرف ناشی از شهوات نفسانی و جنسی مهار گسیخته و از طرف دیگر ناشی از حاکمیت غضب و قساوت ویرانگر بود.
ایشان با اشاره به باز تولید جاهلیت دوران قبل از اسلام در عصر کنونی، بر همان دو پایه «شهوت» و «غضب»، افزودند: امروز نیز شاهد شهوت رانی بی منطق و بی مهار و قساوت و کشتار بی حد و مرز هستیم با این تفاوت که جاهلیت کنونی متأسفانه مجهز به سلاح علم و دانش شده و بسیار خطرناک تر است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: البته در مقابل، اسلام نیز مجهزتر و نیروی عظیم اسلامی با استفاده از ابزارهای گوناگون در دنیا گسترده شده و امید به موفقیت نیز بالا است اما شرط آن «بصیرت» و «عزم و همت» است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه شرایط کنونی کشورهای اسلامی و ناامنی، برادرکشی و تسلط گروههای تروریستی در کشورهای منطقه، نمونه هایی از جاهلیت مدرن امروز است که نتیجه طراحی قدرتهای استکباری و در رأس آنها آمریکا است، گفتند: آنها برای اجرای اهداف شوم و حفظ منافع خود، از تبلیغات گسترده مبتنی بر دروغ نیز استفاده می کنند که نمونه آن ادعای آمریکاییها در مبارزه با تروریسم است.
ایشان خاطرنشان کردند: امریکاییها در حالی این ادعاها را مطرح می کنند که خودشان به دست داشتن در ایجاد خطرناک ترین گروههای تروریستی همچون داعش اذعان کردند. امریکاییها رسماً از گروههای تروریستی در سوریه و پشتیبانان آنها حمایت می کنند، امریکاییها از رژیم جعلی صهیونیستی که فلسطینی ها را در غزه و ساحل غربی مورد فشار قرار داده است، حمایت می کنند اما در شعارهایشان، به دروغ مدعی مبارزه با تروریسم هستند و این، همان «جاهلیت مدرن» است.
رهبر انقلاب اسلامی همه کشورهای اسلامی را خطاب قرار دادند و گفتند: ملت ایران، امت بزرگ اسلامی و زمامداران کشورهای اسلامی، بدانید، ما می توانیم در مقابل این جاهلیت بایستیم.
حضرت آیت الله خامنه ای، محور اصلی سیاستهای خباثت آلود استکبار در منطقه را، در شرایط کنونی، ایجاد جنگ های نیابتی خواندند و تأکید کردند: آنها به دنبال منافع خود و پر کردن جیب کمپانی های اسلحه سازی هستند، بنابراین کشورهای منطقه باید هوشیار باشند تا اسیر این سیاست ها نشوند.
ایشان یکی دیگر از ادعاهای دروغین امریکا را، ادعا درخصوص امنیت منطقه خلیج فارس دانستند و افزودند: امنیت خلیج فارس مربوط به کشورهای این منطقه است که دارای منافع مشترک هستند و نه امریکا. بنابراین امنیت منطقه خلیج فارس باید بوسیله کشورهای همین منطقه تأمین شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه امریکا بدنبال تأمین امنیت منطقه خلیج فارس نیست و صلاحیت اظهار نظر در این خصوص را هم ندارد، گفتند: اگر منطقه خلیج فارس امن باشد، همه کشورهای منطقه از این امنیت بهره مند خواهند شد اما اگر خلیج فارس ناامن شود، برای همه کشورهای منطقه ناامن خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای نمونه دیگر از دروغ بودن ادعای امریکاییها مبنی بر تلاش برای حفظ امنیت منطقه را، اوضاع تأسف بار یمن خواندند و افزودند: امروز یمن به صحنه کشتار کودکان و زنان بیگناه تبدیل شده است که عامل آن کشورهای به ظاهر مسلمان هستند اما طراح و عامل اصلی آن، امریکا است.
ایشان با اشاره به ادعای دروغین دیگر امریکاییها مبنی بر حمایت ایران از تروریسم، خاطرنشان کردند: ملت ایران با تروریسمی که با پول و حمایت امریکا، در داخل کشور، سربلند کرده بود، قاطعانه مقابله کرد، آن وقت ایران متهم به حمایت از تروریسم می شود! در حالیکه آن کسی که آشکارا از تروریسم حمایت می کند، امریکا است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران همواره در مقابل تروریسم و حامیان آنها بوده و خواهند بود گفتند: ملت ایران با همه کسانی که در عراق، سوریه، لبنان و سرزمین های اشغالی در مقابل خطرناک ترین تروریست ها و صهیونیست های تروریست ایستاده اند، همکاری خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری مجدد اقدامات تروریستی امریکا، خطاب به دولتمردان امریکایی گفتند: تروریست شما هستید، اقدامات تروریستی، کار شما است، ما با تروریسم مخالف هستیم و با آن مبارزه و از هر مظلومی نیز حمایت خواهیم کرد.
ایشان ملتهای یمن، بحرین و فلسطین را از جمله ملتهای مظلوم دانستند و خاطرنشان کردند: در حالیکه در صدر اسلام، مشرکین مکه در ماه حرام، جنگ را متوقف می کردند، امروز در یمن، در ماه رجب که ماه حرام است، بر سر مردم بیگناه این کشور بمب و موشک ریخته می شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حمایت از مظلوم دستور صریح اسلام است، افزودند: ما هر اندازه که بتوانیم از مظلوم دفاع و با ظالم مقابله خواهیم کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای کشورهای منطقه را به هوشیاری در قبال سیاست استکبار برای ایجاد دشمن موهوم و ترساندن این کشورها از یکدیگر، فراخواندند و گفتند: آنها تلاش دارند تا دشمن اصلی را که استکبار و وابستگان آنها و صهیونیست ها هستند، در حاشیه نگه دارند و کشورهای اسلامی را در مقابل یکدیگر قرار دهند، بنابراین باید با این سیاست که همان جاهلیت مدرن است، مقابله کرد.
ایشان با تأکید بر اینکه ملتهای منطقه بیدار شده اند، خاطرنشان کردند: شاید بتوان بیداری اسلامی را برای دوره ای موقت سرکوب کرد اما بیداری و بصیرت، سرکوب شدنی نیستند و امروز ملت ایران و بیشتر ملتهای منطقه، آگاه و هوشیار هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند، قدرتهای استکباری سالها است که در تلاش برای سرکوب بیداری و مقاومت در منطقه هستند و در 35 سال گذشته نیز از هیچ تلاشی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به عنوان محور این بیداری فروگذار نکرده اند، اما همواره شکست خورده اند و بعد از این هم شکست خواهند خورد.
 پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام والمسلمین روحانی رئیس جمهور، با تبریک عید مبعث، بعثت پیامبر اسلام(ص) را به معنای برانگیخته شدن انسانیت و آغاز دوران جدیدی برای جامعه ایمانی خواند و افزود: طبق آموزه های بعثت، آنچه می تواند تاریخ آینده و جامعه توأم با قسط و عدل را بسازد، نه شمشیر و گلوله و کاخ های مرتفع، بلکه حق و وحی است.
وی با بیان اینکه شریعتی که پیامبر(ص) برای مردم آورد، حکمت، عدالت، فضیلت و کمالات اخلاقی است، گفت: شریعت اسلامی نسبتی با خشونت ندارد و آنها که می خواهند شریعت را در کنار خشونت قرار دهند، چیزی از شریعت نفهمیده اند.
رییس جمهور با اشاره به ترویج تفرقه و توهم ایران هراسی در میان مسلمانان و با بیان اینکه ایران از آغاز به دنبال صلح، عدالت، کمک به دیگران و ایستادگی در برابر ظلم و زورمداران بوده و زیر بار ظلم و زیاده خواهی نخواهد رفت، خاطرنشان کرد: ایران به هیچ کشوری تجاوز نکرده و نمی کند اما اگر مورد تجاوز قرار بگیرد، پاسخش همانند دفاع هشت ساله پشیمان کننده خواهد بود.
آقای روحانی با بیان اینکه ایران چیزی بالاتر از حقوق قانونی خود را نمی خواهد، خطاب به کشورهای مسلمان منطقه و همسایگان، تاکید کرد: به کمپ پیامبر(ص) و قرآن پناه ببرید، و به سوی کمپ دیوید نروید، چرا که تنها اردوگاه اسلام و پیامبر (ص) می تواند منجی شما باشد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 26 اردیبهشت 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

وزیرخارجه ایتالیا:تروریستها اسلام راگروگان گرفته اند/راه مبارزه با داعش همکاری مسلمانان است


وزیر خارجه ایتالیا در گفت و گو با هفته نامه 'خانواده مسیحی' که از جمله پرتیراژترین نشریات این کشور محسوب می شود، گفت: تروریست ها اسلام را به گروگان گرفته و نیاز است تا اکثریت جامعه سیاسی و مذهبی اسلام که خود نخستین هدف تروریست ها هستند، آب هایی را که این پدیده در آن شنا می کند، خشک کنند زیرا غربی ها هرگز نمی توانند این کار را انجام دهند.

وی افزود: نیاز به گفت وگو است و نه جنگ مذهبی و در این راستا آنچه بسیاری از کشورها و مقامات مذهبی اسلامی سعی بر انجام ان دارند و حتی همکاری میان ایتالیا و جوامع اسلامی بسیار مهم است . ما به عنوان کشورهای غربی می توانیم با افزایش سطح امنیتی از خود دفاع کرده و از طریق ائتلاف سیاسی و نظامی با تروریسم مقابله کنیم، اما باید بدانیم که ریشه کن کردن این پدیده، نیاز به انزوا و مبارزه مذهبی و فرهنگی حامیان تروریست ها دارد.

وی تاکید کرد: اگر به افکار عمومی القاء شود که مسلمانان تروریست هستند، نه تنها رفتار غیرمتمدنانه بلکه به خود آسیب زدن است. مبارزه علیه تروریسم تنها یک عملیات نظامی و اطلاعاتی نیست بلکه یک چالش بزرگ فرهنگی و مذهبی بشمار می رود.

وزیر خارجه ایتالیا افزود: مسوولین دولتی و آنهایی که به دفاع ، اطلاعات و امنیت می پردازند هرگز نباید خطرات و تهدیدات داعش را کم اهمیت محسوب کنند. من عقیده دارم که در عین حال نباید خیلی هم به تبلیغات داعش توجه کرد و آن را دست بالا گرفت. روشن است که داعش از طریق تبلیغات برروی نمادها بازی می کند و برای آنها نصب پرچم داعش در واتیکان معرف جنگ میان اسلام و مسیحیت است. این در حالی است که یک و نیم میلیارد مسلمان در جهان در چنین جنگی نگرشی ندارند و تنها در برخی مناطق که افراط گرایی در آن ریشه داشته و خطرناک است، وجود دارد.

'پائولو جنتیلونی' با تاکید بر اینکه پدیده جذب نیرو از سوی افراط گرایان در ایتالیا نیز وجود دارد گفت: نباید به سادگی تسلیم خوشبینی ها شویم و باید این مساله را تحت نظارت داشت زیرا متاسفانه برای انجام یک سوء قصد تروریستی چهار نفر کافی هستند و ما باید سطح امنیتی را بالا نگه داریم.

وی با بیان اینکه بحران لیبی برای ایتالیا و اروپا به دو دلیل اساسی است افزود: نخست اینکه کشوری به بزرگی لیبی اگر بدون یک توان دولتی بماند این منجر به گسترش تروریسم می شود و با توجه به بزرگی این کشور که در مجاورت اروپا است، تهدیدی برای همه محسوب می شود. دوم اینکه بخاطر نبود نهادهای دولتی، لیبی تبدیل گلوگاهی شده است که سیل مهاجرت های غیر قانونی بویژه از مناطق مختلف بحرانی از جمله شاخ افریقا، سوریه و افریقای مرکزی از آن عبور می کند و خطر گسترش تروریسم وجود دارد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 فروردین 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

یا علی، اکنون هنگام فراق من و توست

در ماجرای شهادت حضرت زهرا علیها السلام»، آمده است: روز سوم جمادی الثانی امیرالمؤمنین (ع) وارد خانه شد و دید حضرت زهرا (س) پس از مدت‌ها که نمی‌توانست کار خانه را انجام دهد، آن روز خمیری آماده کرده تا نان بپزد و ظرف آبی آماده کرد تا موهای حسنین (ع) و لباس‌هایشان را بشوید.

امیرالمؤمنین (ع) با تعجب از آن چه می‌دید علت را پرسید و حضرت در حالی که اشک بر صورتش جاری بود، فرمود: یا علی، اکنون هنگام فراق من و توست. دیشب در خواب پدرم را دیدم که در مکانی بلند ایستاده و به راست و چپ می‌نگرد و گویا منتظر کسی است.

عرض کردم: پدر رفتی و مرا تنها و بی کس گذاشتی؟ شب و روز و هر ساعت بر تو گریه می‌کنم و از هیچ غذایی لذت نمی‌برم و خواب راحت ندارم.

فرمود: فاطمه جان، من اینجا منتظر تو ایستاده‌ام، چرا که مدت فراق زیاد شده و شب‌های انتظار و غم پایان یافته و ارتحال نزدیک شده است. دخترم فردا شب هنگام رسیدن تو به من است. با دیدن این خواب یقین کردم که فردا شب از نزد تو خواهم رفت.

این خمیر را برای نان امروز آماده کرده‌ام و با این آب می‌خواهم موهای فرزندانم را بشویم؛ چرا که تو فردا مشغول غسل و کفن و دفن من هستی و می‌ترسم فرزندانم گرسنه بمانند و سرهایشان غبارآلود بماند و لباس‌هایشان تمیز نباشد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 فروردین 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

چه کسانی به عیادت حضرت زهرا(س) رفتند


به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، یکی از کسانی که بی‌هیچ واهمه و ترسی، محققانه و بدون هیچ گونه تعصبی درصدد آشکار کردن حقایق اسلام و زندگانی پیامبر اکرم(ص) به عنوان الگوی مورد اعتماد تمام مسلمانان بود، علامه سیدمرتضی عسکری است.

وی با بررسی تحقیقی تاریخ، مسائل جدید در شمار کسانی قرار می‌گیرد که با این نوع نگاه به تاریخ، حرکتی مؤثر در عالم تشیع ایجاد کرد و دغدغه همیشگی علامه عسکری این بود که در کنار وحی بیانی(قرآن)، باید به وحی غیر بیانی(سنت و گفتار معصومین) هم پرداخته شود، لذا این کار را بدون هیچ تعصبی با بررسی کتب شیعه با تکیه بر کتاب و سنت و احادیث و نیز اهل سنت یا به قول خودش مکتب خلفا را هم به بوته تحلیل و نقد کشاند و این عدم تعصب باعث شد که کتب او حتی برای اهل تسنن، مرجع قابل اعتمادی به شمار رود.

همزمان با ایام شهادت بزرگ بانوی اسلام حضرت زهرا(س) و ایام فاطمیه بخشی از سخنان علامه عسکری(ره) درباره کسانی که پیش از شهادت زهرای مرضیه به عیادت ایشان رفتند، در ادامه می‌‌آید:

عیادت ام‌ّسلمه

شاید اولین بار حضرت ام‌ّسلمه (رضوان‌الله علیها) به عیادت دختر پیامبر(ص) رفت، البته او از دیگران جدا بود و پیوندی جدا ناشدنی با خاندان نبوت داشت، گزارش تاریخی می‌گوید: آنگاه که دختر پیامبر(ص) به بستر افتاد، بانوی بزرگوار، ام‌ّسلمه، به عیادت و دیدار ایشان رفت. در این ملاقات ناگزیر سخنان زیادی ردّ و بدل شده است؛ اما تاریخ بیش از این گزارش نکرده است که ام‌ّسلمه به محضر دختر پیامبر(ص) عرضه داشت: ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردید و حال شما چطور است؟ کلماتی که عیادت ام‌ّسلمه در جواب شنید، از رنج و دردی عظیم خبر می‌داد.

دختر پیامبر(ص) فرمود: «در میان اندوه و سختی!‌ غم و اندوه فقدان پیامبر و بزرگی ستمی که بر وصیّ و جانشینش رفته است، به خدا قسم، حرمت وصیّ پیامبر(ص) را زیر پای گذاردند و مقام امامت و رهبریش را برخلاف قرآن و تفسیر آن، از دستش ربودند و دلیل کارشان کینه‌ای بود که از جنگ بدر و احد از او در دل پنهان داشتند».

اسناد بیش از این در مورد عیادت ام‌ّسلمه گزارش نکرده‌اند و البته این مقدار هم برای نشان دادن مشکل آن روز عالم اسلام کافی است و کاری که دختر پیامبر(ص) می‌خواست انجام بدهد، انجام شده بود.

* عیادت زنان مدینه

یک‌ بار هم زنان مهاجر و انصار یا زنان مسلمان مدینه نزد دختر پیامبر(ص) جمع شدند تا از ایشان احوالی بپرسند و این عیادت، آن زمانی بود که بیماری ایشان شدت یافته بود، نویسنده‌ «بلاغات‌النساء» می‌گوید: زنان مسلمان به نزد ایشان رفته بودند، ما این نقل را می‌آوردیم: در هر صورت آن‌ها از دختر پیامبر(ص) پرسش احوال کردند و گفتند: دختر رسول خدا(ص)! با این بیماری در چه حالی هستی؟ حضرت صدیقه(س) به جای احوال‌پرسی، از دردها و رنج‌های خود سخن گفت.

در واقع ایشان علت بیماری خود را بازگو کرد و فرمود: «به خدا سوگند! دنیای شما را دوست نمی‌دارم و از مردان شما بیزارم. آن‌ها را آزمودم و از آنچه کردند، رضایت ندارم... وای بر آن‌ها! چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار گیرد و خلافت بر پایه نبوت استوار بماند؛ یعنی همان‌جا که محل فرود جبرئیل امین بود» و این‌ها - چنانکه اشاره شد - رنج‌های اصلی دختر پیامبر(ص) بود، رنج‌هایی که ابراز می‌شد تا نشان بدهد انحراف در کجاست و از کجا شروع شده است.

*عیادت خلفاء

روزها می‌گذشت و بیماری دختر پیامبر(ص) شدّت بیشتری می‌گرفت، گردانندگان امور، دیگر تعلل را به مصلحت ندیدند. شاید به خاطر این برای مردم این همه بی‌اعتنایی قابل توجیه نبود.

جریان عیادت دو صحابی در «تاریخ الخلفاء»، «ابن قتیبة دینوری» و «دلائل الامامة» طبری صغیر وجود دارد، اما تفصیل دقیق‌تر در نقل صدوق در «علل الشرایع» آمده است، در نقل ابن قتیبه، خلیفه دوم پیشنهاد ملاقات و عیادت دختر پیامبر(ص) را به خلیفه اول می‌دهد، اما در نقل صدوق، از این پیشنهاد سخنی در میان نیست، خلیفه دوم طبق نقل ابن قتیبه می‌گوید: ما فاطمه را نسبت به خودمان خشمناک کرده‌ایم، بیا با هم به عیادت او برویم(شاید بتوانیم وی را از خودمان راضی کنیم؟!)، بعد با هم به در منزل دختر پیامبر(ص) می‌روند و از ایشان اجازه‌ ملاقات می‌خواهند که جواب رد می‌شنوند، به نقل صدوق، آن‌ها نه یک بار بلکه بارها برای عیادت می‌آیند، اما راه نمی‌یابند.

نپذیرفتن ملاقات حاکمان به ویژه وقتی که بارها اتفاق بیفتد، به طور قطع در جامعه انعکاس می‌یابد و آثاری نامطلوب برای آن‌ها به بار می‌آورد و این، همان چیزی بود که دختر پیامبر(ص) می‌خواست؛ این، خود یک مرحله‌ دیگر از مراحل مقابله و مبارزه‌ دختر پیامبر(ص) با صاحبان قدرت در آن روز بود، بالاخره آن‌ها با وساطت امیرالمؤمنین علی(ع) به محضر دختر پیامبر(ص) راه می‌یابند، اما آیا زور و تهدید به کار رفته بود یا فقط خواهش و تمنّا بود؟ نمی‌دانیم!

بنا به نقل صدوق، امیرالمؤمنین(ع) به دختر پیامبر(ص) فرمود: «این‌ها از من خواسته‌اند که از شما برایشان اجازه‌ ورود بگیرم»، دختر پیامبر(ص) عرضه داشت: «به خدا سوگند! به ‌آن‌ها اجازه نمی‌دهم و حتّی یک کلمه هم با آن‌ها سخن نخواهم گفت تا پدرم را ملاقات کرده، از آنچه آن‌ها نسبت به من انجام داده‌اند، شکایت کنم»، امیرالمؤمنین(ع)‌ فرمود: من ضامن شده‌ام که آن‌ها به ملاقات تو بیایند! دختر پیامبر(ص) عرضه داشت: اگر ضامن شده‌ای، خانه‌، خانه‌ توست، من نیز به هیچ‌ وجه با تو مخالفت نخواهم کرد، آن‌کس را که می‌خواهی و صلاح می‌دانی، اجازه بده!

به این شکل یا به هر صورت دیگری، حاکمان به خانه‌‌ دختر پیامبر(ص) راه یافتند. وقتی نزد دختر پیامبر(ص) نشستند، سلام گفتند، به اتفاق ناقلان، دختر پیامبر(ص) سلام آن‌ها را جواب نگفت و حتی روی خویش را از آنان به سوی دیگری گردانید، صدوق نقل می‌کند: آن‌ها از جای برخاسته، به مقابل روی دختر پیامبر(ص) رفتند، نمی‌دانیم این حادثه چند بار تکرار شد تا بالاخره خلیفه اول چاره‌ای نیافت و به همان شکل با ایشان سخن گفت. در اینجا هم بین مأخذ اختلاف است.

ما نقل صدوق را می‌آوریم؛ خلیفه اول گفت: «ای دختر رسول خدا!‌ ما آمده‌ایم تا رضایت شما را به دست آوردیم و آتش خشم شما را نسبت به خود خاموش کنیم. از شما می‌خواهیم که ما را ببخشی و از آنچه نسبت به شما انجام داده‌ایم، درگذری»! دختر پیامبر(ص) فرمود: «من با شما سخن نخواهم گفت تا پدرم را دیدار کنم و از رفتار شما دو نفر به ایشان شکایت کنم»، آن‌گاه رو به علی(ع) کرد و گفت: «من با آن‌ها حتی یک کلمه هم سخن نمی‌گویم تا اینکه از آن‌ها چیزی را بپرسم که آن دو از رسول خدا شنیده‌اند، اگر در این مورد راست گفتند، آن وقت تصمیم خواهم گرفت»‌، آن‌گاه آن‌ها را قسم داد و فرمود:‌ شما را به خدا سوگند، آیا از رسول خدا این سخن را نشنیده‌اید که: «رضای فاطمه از رضای من است و خشم و غضب فاطمه از خشم و غضب من؟ هر که او را دوست داشته باشد، مرا قطعاً دوست داشته است و هر که فاطمه را راضی کند، مرا راضی کرده است و هر که فاطمه را به غضب آورد، مرا به غضب آورده است؟» پاسخ دادند: «چرا، ما این سخن را از رسول خدا شنیده‌ایم»، دختر پیامبر(ص) فرمود: «من، خدا و و ملائکه‌ او را شاهد می‌گیرم که شما دو نفر، من را به غضب آوردید و رضای خاطر مرا به جای نیاوردید و وقتی پیامبر(ص) را دیدار کنم، از شما نزد او شکایت خواهم کرد.»

خلیفه اول گفت: «من از غضب خدا و غضب تو - ای فاطمه - به خدا پناه می‌برم»، آنگاه با صدای بلند گریه کرد، دختر پیامبر(ص) فرمود: «سوگند به خدا، در هر نمازی که بخوانم، تو را نفرین خواهم کرد»، خلیفه اول گریه‌کنان از محضر ایشان خارج شد.

*پیغام ملاقات

تاریخ، یک درخواست عیادت دیگر را نیز گزارش کرده که آن‌ هم به سرانجام نرسیده است، گویی بعد از آن، حال دختر پیامبر(ص) چنان رو به وخامت رفته و حتی امکان عیادت هم وجود نداشته است، در آن روز که زمان آن را به درستی روشن نیست، عباس، عموی پیامبر(ص)، برای برادرزاده‌اش - امام امیرالمؤمنین(ع)- پیغام فرستاد که: «برادرزاده! عمویت سلام می‌رساند و می‌گوید تنها خدا می‌داند که چه اندوهی از خبر بیماری دختر محبوب پیامبر(ص) بر دل من وارد شده است، من فکر می‌کنم او در میان ما اولین کسی باشد که به پیامبر(ص) ملحق می‌شود، اگر تو هم حال او را چنین می‌بینی، در صورتی که حادثه‌ای پیش آمد، مهاجران و انصار را جمع کن تا با شرکت در مراسم تشییع و نماز بر ایشان، شکوه دین را آشکار کنند»، امام در جواب عمو تشکر کرد، سپس از مظلومیت و حقوق از دست رفته‌ دختر پیامبر(ص) سخن گفت، در آخر فرمود: «عمو! از تو می‌خواهم که از این خواسته درگذری. زیرا فاطمه(س) به من وصیت کرده است که کارهای مربوط به مرگ او را مخفی دارم».

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 فروردین 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مصحف فاطمه(س) در چه زمانى نازل شد؟

 به گزارش گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران به نقل از سایت شهید آوینی؛ از سخنان اهل‏ بیت عصمت و طهارت استفاده می‌‏شود كه مصحف فاطمه بعد از رحلت رسول خدا كه فاطمه زهرا علیه السلام به شدت محزون بود، (در طول هفتاد و پنج روز مدت زندگى آن حضرت بعد از پدرش)، نازل شده است.

حضرت امام صادق علیه‏ السلام در این باره می‌‏فرمایند: 

ان فاطمه علیه السلام مكثت بعد رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله خمسه و سبعین یوما و كان دخلها حزن شدید على ابیها و كان یاتیها جبرئیل فیحسن عزاها على ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن ابیها و مكانه و یخبرها بما یكون بعدها فى ذریتها و كان على علیه‏ السلام یكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه.(1) 

به یقین فاطمه علیه السلام بعد از پدرش تنها هفتاد و پنج روز در این جهان زندگى كرد و در طول آن مدت غمها و غصه ‏هاى زیادى را تحمل نمود. 

جبرئیل در آن ایام به طور مرتب به حضور فاطمه علیه السلام نازل مى‏ شد و او را در عزاى پدر تسلیت مى‏ گفت و از مقام و جایگاهش در آن سوى جهان با خبر مى ‏ساخت و همچنین از اوضاع آینده‏ ى دنیا و سرنوشت بچه‏ هایش آگاه مى‏ نمود و على علیه‏ السلام آنها را مى‏ نوشت و همه‏ ى اینها مصحف فاطمه علیهاالسلام را تشكیل می‌داد. 

و در یك حدیث دیگرى امام صادق علیه‏السلام می‌‏فرمایند: 
مصحف فاطمه ما فیه شى‏ء من كتاب اللَّه و انما هو شى‏ء القى علیها بعد موت ابیها. (2) 
در مصحف فاطمه چیزى از آیات قرآن نیست، بلكه آن مصحفى است كه بعد از فوت پدرش به او داده شده است. 

و بالاخره در حدیث سومى از امام جعفر صادق می‌‏خوانیم: 
ان اللَّه تعالى لما قبض نبیه صلى اللَّه علیه و آله دخل على فاطمه علیه االسلام من وفاته من الحزن ما لایعلمه الا اللَّه عز و جل فارسل الیه ملكا یسلى غمها و بحدثها فشكت ذلك الى امیرالمؤمنین علیه‏السلام فقال علیه‏ السلام: اذا احسست بذلك و سمعت الصوت قولى لى فاعلمته بذلك فجعل امیرالمؤمنین یكتب كلما سمع حتى اثبت من ذلك مصحفا... (3) خداوند چون رسول خدا را قبض روح كرد، فاطمه‏ ى زهرا از این جهت به شدت محزون گشت كه جز خدا كسى از درد دل او خبر نداشت. 

لذا ملكى را به سوى او فرستاد، تا وى را تسلیت گفته و با او گفتگو كند. 

فاطمه علیه السلام این موضوع را به اطلاع على علیه ‏السلام رسانید، آن حضرت فرمود: هرگاه چنین احساس كردى مرا با خبر كن. بدین صورت فاطمه على علیه‏ السلام را از آمدن ملك با خبر مى ‏ساخت، و على علیه‏ السلام گفتگوها را مى‏ نوشت. از این طریق مصحف فاطمه به وجود آمد. از این احادیث استفاده مى‏ كنیم كه مصحف فاطمه در طول هفتاد و پنج روز زندگى مصیبت بار فاطمه بعد از رحلت پدر بزرگوارش به تدریج نازل شده و امیرالمؤمنین آن را نوشته و به نام مصحف فاطمه علیه االسلام نامگذارى گردیده است.

در مجموع، از مطالب استفاده مى‏ كنیم كه مصحف فاطمه از جانب خدا توسط پیك وحى (جناب جبرئیل) به فاطمه علیه االسلام القاء شده و اوضاع آینده جهان و اخبار غیبى در مورد سرنوشت فرزندان فاطمه علیه السلام و جنایات خلفا و پادشاهان ستمگر و سایر مسائل غیر فقهى در آن به ثبت رسیده و آن كتاب جزو ودایع امامت، هم‏ اكنون در محضر امام زمان- عجل اللَّه تعالى فرجه- می‌‏باشد. 

جامعه و جفر چیست؟ 
 
پیشوایان معصوم ما داراى علومى بودند، كه از قدرت سایر افراد خارج است و از جمله منابعى كه در دست آنان بود و از آنها در این زمینه استفاده مى‏ كردند عبارت بود از: 
1- جامعه 2- جفر 3- مصحف فاطمه. 
 
جامعه چیست؟ 
آنچه از روایات اهل‏بیت علیهم‏ السلام استفاده مى‏ شود؛ جامعه كتابى است بسیار مفصل كه جبرئیل امین آن را بر قلب مبارك رسول خدا نازل نموده و سپس آن حضرت همه‏ ى آنها را بر امیرالمؤمنین املا فرموده و على علیه‏السلام نیز آن را نوشته، كه تمام وقایع جهان از اول تا آخر و احكام مورد نیاز جامعه را در بر مى‏ گیرد. این كتاب به قدرى بزرگ و جامع است كه طول آن هفتاد ذراع و به عرض چرم هاى معمولى مى‏باشد. در این زمینه توجه شما را به یك روایت از امام صادق علیه‏ السلام جلب می‌‏كنم: 

قال الصادق علیه‏ السلام: ان عندنا الجامعه، و قال ابوبصیر: جعلت فداك و ما الجامعه؟ قال: صحیفه طولها سبعون ذراعإ؛ ّّ بذراع رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و املائه و حظ على بیمینه، فیها كل حلال و حرام و كل شى یحتاج الناس الیه حتى الارش فى الخدش و ضرب بیده الى فقال: تاذن لى یا ابا محمد؟! قال: قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت، قال: فغمزنى بیده و قال: حتى ارش هذا... 

ابوبصیر از شاگردان امام صادق از آن حضرت سؤال كرد: فدایت شوم «جامعه» چیست؟حضرت فرمودند: كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع به مقدار ذراع مبارك پیامبر، آن را پیامبر خدا املا فرموده و على نیز با دستش نوشته و شامل تمام حلال و حرام و احكام خدا و هر آنچه مردم به آن نیاز دارند مى‏ باشد، حتى دیه‏ ى كوچكترین خراش نیز در آن آمده است. ابوبصیر مى‏گوید: در این هنگام امام علیه‏ السلام با دستش مرا زد و فرمود: مرا اجازه مى‏دهى؟ گفتم: من در اختیار شما هستم، آنگاه با دست خود مرا مختصر فشارى داد و اظهار داشت. در «جامعه» حتى دیه این كار نیز آمده است. (4) 
 
جفر چیست؟ 
در روایات آمده است كه «جفر» ظرفى است از پوست به وسعت پوست گاو كه پر از علم خاص است و آن در پیش ائمه‏ ى اطهار علیهم‏ السلام مى‏باشد و شامل دو بخش است:جفر سفید و جفر سرخ. 
جفر سفید شامل آن بخش ودایع خاص امامت است كه از تورات، انجیل، زبور، صحف ابراهیم و سایر علوم انبیا و اولیا تشكیل گردیده است. 
و اما جفر سرخ شامل سلاحهاى مخصوص پیامبر می‌باشد كه با آنها در راه خدا جهاد نموده و از اسلام و مسلمین دفاع فرموده است. از قبیل: شمشیر، زره و غیر آنها... (5) 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 فروردین 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ولایت حضرت زهرا(س) پنهان مانده است/ حضرت فاطمه(س)، مظلوم تاریخ

 رئیس هیئت مدیره انجمن حکمت و فلسفه ایران گفت: حضرت زهرا(س) واقعاً مظلوم تاریخ است و ولایت او پنهان مانده است. اسلام قوت و رونق نمی گیرد مگر با توجه به ولایت اهل بیت(ع) چون ولایت درجه اعلای ایمان است.

به گزارش خبرنگار مهر، حضرت فاطمه زهرا(س) سیدة نساء العالمین اند و دارای جایگاه خاصی در نزد حضرت رسول(ص) بودند. این جایگاه تنها از برای این نبود که ایشان دختر پیامبر(ص) بودند بلکه علاوه بر این حضرت زهرا(س) همسر ولایت و مادر امامت هستند که هر کدام از این صفات بیانگر شخصیت بالای این بانوی بزرگوار اسلام است. شناخت شخصیت این بانوی فداکار اسلام که جان خود را در راه ولایت و برای منحرف نشدن اسلام فدا کرد، از طریق آیات و روایات بهترین راه برای درک شأن و منزلت این بانوی بزرگوار است.

به مناسبت فرارسیدن ایام فاطمیه به منظور بررسی و معرفی شخصیت بانوی دو عالم به گفت‌وگو با دکتر غلامرضا اعوانی، استاد فلسفه، رئیس هیئت مدیره انجمن حکمت و فلسفه ایران و رئیس انجمن بین المللی فلسفه اسلامی پرداخته ایم:

*حضرت فاطمه زهرا(س) از نظر شأن و جایگاه در نزد حضرت رسول(ص) و در روایات چگونه معرفی شده اند؟

شأن معنوی و الهی حضرت فاطمه زهرا(س) بر بیشتر مسلمانان مجهول است. آحادی از مسلمانان هستند که به این مسئله توجه دارند که حضرت زهرا(س) عندالله چه مقام والایی دارند. ایشان بسیار مورد توجه حضرت رسول(ص) هستند. حضرت وقتی می خواستند به سفر بروند آخرین شخصی که با او خداحافظی می کردند حضرت زهرا(س) بودند که به منزل ایشان می رفتند و از ایشان خداحافظی می کردند. وقتی هم که از سفر بر می گشتند اول به خانه حضرت فاطمه(س) می رفتند و دست ایشان را می بوسیدند. این کارها بسیار معنا و مفهوم دارد. حضرت رسول(ص) با آن مقام، دست حضرت فاطمه(س) را می بوسید و با دیدن ایشان از جای خود بلند می شدند.

حضرت رسول(ص) به چند مناسبت و در چند جا فرمودند: «فاطمه بضعة منی ... » یعنی فاطمه جگرگوشه و جگرپاره من است. هر کس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است. روایات بسیار زیادی در مورد شخصیت حضرت زهرا وجود دارد.

*سوره کوثر و آیات زیادی مانند آیه تطهیر، مباهله، سوره انسان و ... در شأن و مقام اهل بیت(ع) نازل شده است، یکی از مهمترین آیات، آیات مباهله است که در آنجا به ویژگیهای بارز حضرت توجه شده است.

بله! همان طور گه گفتید آیات زیادی در مورد شخصیت اهل بیت(ع) و حضرت زهرا(س) نازل شده است. در آیه مباهله آمده است؛ «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ»، «تَعَالَوْاْ» از «عُلُو» می آید به معنای عُلُو و بالایی است یعنی قدری خودتان را بالا بکشید و ببینید دارید چه کار می کنید. معمولاً کسانی که بالا هستند به کسانی که پائین هستند می گویند «تَعَالَوْاْ» یعنی بیائید بالا. «نَدْعُ أَبْنَاءنَا»، حضرت رسول(ص) که پسر نداشته است، منظور از «أَبْنَاءنَا»، حسنین(ع) بودند که در واقعه مباهله همراه پیامبر(ص) آمده بودند. «وَنِسَاءنَا» که منظور حضرت فاطمه زهرا(س) است. «وَأَنفُسَنَا» فرمود: «أَنَا وَ عَلِیُّ مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ: من و علی از یک نفس هستیم.» اینها تعابیر مهمی است. دنیای امروز اسلام به اینها نیاز دارد. «وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ»، حضرت(ص) رسول یک نفس بوده، پس چه کسی برابر با نفس اوست؟ همان که فرمود: «أَنَا وَ عَلِیُّ مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ».

همچنین در حدیث شریف کساء آمده است که حضرت رسول(ص) اهل کساء را جمع کرد و حدیث کساء که بسیار معروف و دارای مقامات و مفاهیم بالایی است در مقام اهل بیت(ع) روایت شده است.

*در حدیثی از امام حسن عسکری(ع) آمده «نحن حجج الله علی خلقه و جدتنا فاطمة حجة الله علینا» با توجه به این حدیث جایگاه و مقام حضرت فاطمه زهرا(س) چگونه تبیین شده است؟

مسأله شناخت شخصیت و مقام حضرت فاطمه زهرا(س) به مسأله بسیار مهمی بر می گردد که توجه کافی و شایسته به آن نشده است. صورتش هست اما باید به باطن و معنای آن بیشتر پرداخته شود که آن مسأله ولایت است. اولیاء الله در قرآن بسیار آمده است عده ای از مسلمانها به این مسئله کمتر توجه کردند. «أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» آیات بسیاری در مورد ویژگیهای اولیاء الله هست؛ یک آیه همین آیه هست که خواندم. هر کسی ولی خدا نیست. فرمود اولیاء خداوند کسانی هستند که «إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ» اولیاء الله کسانی هستند که شیطان نمی تواند در آنها تصرف کند، آنها معصوم هستند.

باطن دین ولایت الهی است. ولایت الله است. ولایت حقیه الهیه ولایتی که ما حضرت علی(ع) و ائمه(ع) را به آن می شناسیم. ولایت، باطن همه ادیان است و اگر برداشته شود دین فاسد می شود؛ چنانچه می بینیم در ادیان دیگر خاصه در ادیان ابراهیمی، یهود و مسیحیت، ولایت رفت و به چیز دیگری تبدیل شد. بنابراین ما باید ببینیم که ولایت الهیه چیست که باطن همه ادیان است و حضرت فاطمه(س) چه مقامی دارد.

چهارده معصوم، لُبّ ولایت هستند. حضرت رسول(ص) خاتم نبوت و خاتم ولایت است، منتها ظهور او به رسالت است نه به ولایت، ولی باطن ولایت را دارند، همان طور که حکمای الهی در این باره بحثهای کافی و وافی و شافی کردند که لا مزید علیه و ما باید این بحثها را بخوانیم. باطن رسالت و نبوت، ولایت است. اگر ولایت را برداریم اصلاً نبوتی باقی نمی ماند. اگر ولایت را برداریم اصلاً رسولی باقی نمی ماند. جنبه لداللهی و لدالحقی ولایت که رو به سوی حق دارد و انسان را به حق و خداوند می رساند منظورم هست نه جنبه لدالخلقی. امروزه بیشتر به جنبه لدالخلقی ولایت توجه دارند. درست است که ولایت جنبه لدالخلقی دارد ولی اصل آن جنبه لدالحقی است و اگر جنبه لدالحقی را برداریم اصلاً نبوتی باقی نمی ماند. اگر ولایت را برداریم نبوت و رسالتی باقی نمی ماند، پس ولایت باطن همه ادیان است.

ولایت، باطن همه ادیان است و اگر برداشته شود دین فاسد می شود؛ چنانچه می بینیم در ادیان دیگر خاصه در ادیان ابراهیمی، یهود و مسیحیت، ولایت رفت و به چیز دیگری تبدیل شد. بنابراین ما باید ببینیم که ولایت الهیه چیست که باطن همه ادیان است و حضرت فاطمه(س) چه مقامی دارد

حضرت فاطمه(س) دارای ولایت مطلقه الهیه هستند. ما باید واقعاً ولایت را از دید یداللحقی توجه کنیم که جنبه حقی دارد. این خیلی اهمیت دارد. عالم اسلام درست نمی شود، مگر اینکه رابطه خودش را با ولایت لدالحقی که هم جنبه لدالخلقی دارد و هم جنبه لدالحقی دارد، درست کند. اگر ولایت لدالحقی برود، دین از بین می رود. امروزه گرایشهایی در جهان اسلام پدید آمده است که توجه صرف به ظاهر است و ولایت در آنها راهی ندارد. حضرت زهرا(س) پدری مانند حضرت رسول(ص) و زوجی مانند حضرت علی(ع) داشتند. بسیاری از اصحاب، حضرت را از پیامبر(ص) خواستگاری کردند ولی حضرت قبول نکرد، ولی وقتی حضرت علی(ع) خواستگاری کردند حضرت قبول کردند و این در حقیقت یک تزویج الهی بود.

*بعد از رحلت حضرت رسول(ص) چه کسی وارث این ولایت است؟

تنها اولیاء الله می توانند چنین ادعایی کنند که همان اهل بیت(ع) هستند. البته مؤمنان به طور عام. «اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ» به طور عام کسی که مؤمن است از ولایت بهره مند می شود. «اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ». «الولی» اسمی از اسمای الهی است. رسول اسم خداوند نیست، خداوند، رسول نیست. نبی هم اسم خدا نیست. خداوند در قرآن می فرماید: «هُوَ الْوَلِیُّ»، او ولی است. الولی یعنی ولایت تامه از آن خداست. اهل بیت(ع) و چهارده معصوم(ع) ظهور ولایت الهیه هستند. با حضرت رسول(ص) رسالت به تمام می رسد ولی عهد ولایت و وصایت آغاز می شود و این تجلی او در امامت به معنای اصلی کلمه است که باطن امامت، ولایت است، یعنی اگر ولایت الهیه را برداریم، امام هم باقی نمی ماند.

اعوانی

حضرت رسول(ص) اصلاً قرآن بودند. «كان خلقه القرآن». خلق او همه قرآن بود؛ یعنی اگر کسی می خواست قرآن ناطق را ببیند تجسم و تحقق آن را در حضرت رسول(ص) می دید و بعد از او در ائمه(ع) است. یعنی تمامی قرآن و قرآن ناطق بودند و هیچ کسی به غیر از آنها نمی تواند ادعا کند که قرآن ناطق است و الان مسئله ای که در عالم اسلام دیده می شود اسلام منهای ولایت الهیه است. ولایت لدالحقی خالی مانده اگر این گونه باشد دین از بین می رود، چنانچه ادیان دیگر رفتند و این مسأله در جهان ما بسیار مهم است.

*برخی ها زنان را دارای مقامی پایین تر از مردان می دانند و برای همین می گویند زنان نمی توانند به مقام بالایی برسند اما شخصیتی چون حضرت زهرا به چنین جایگاهی در عالم خلقت می رسد.

فقط مردان ولایت ندارند. زنان همانند مردها می توانند بهره مند از ولایت باشند، چنانکه در ایمان این گونه است. چنانچه مقام حضرت زهرا(س) کمتر از هیچ امام دیگری نیست و از او، ائمه معصومین(ع) به دنیا آمدند. ببینید حضرت چقدر مقام دارند که این چنین شد. حضرت علی(ع) زنان دیگری داشت ولی از زنان دیگر ائمه(ع) به دنیا نیامدند، ائمه از سلاله حضرت زهرا(س) هستند. برای اینکه به مقام حضرت زهرا(س) پی ببریم، باید توجه کنیم که ایشان نیز تمام قرآن و تجسم قرآن بودند و این را از حضرت رسول(ص) به ارث برده بودند. دوم اینکه ما باید به مقام زن در قرآن بیشتر توجه کنیم. یک نمونه آن حضرت مریم(س) است. در قرآن حضرت سیدة نساء العالمین خوانده شده است. دو بانو هستند که در قرآن بسیار تمجید شدند؛ برتر از همه حضرت مریم(س) است که نام ایشان در قرآن برده شده است و دو سوره در قرآن به ایشان و زندگی ایشان اختصاص داده شده است؛ یکی سوره حضرت مریم و دیگری سوره آل عمران.

زنان همانند مردها می توانند بهره مند از ولایت باشند، چنانکه در ایمان این گونه است چنانچه مقام حضرت زهرا(س) کمتر از هیچ امام دیگری نیست و از او، ائمه معصومین(ع) به دنیا آمدند

خداوند در قرآن می فرماید: «وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ». در سوره آل عمران وقتی در مورد آل عمران حرف می زند داستان حضرت مریم(ع) را بیان می کند. هیچ پیامبری در قرآن وجود ندارد که دو سوره در مورد او باشد. هم سوره ای به اسم حضرت مریم (ع) است و هم در سوره آل عمران درباره او سخن گفته شده است. این مقام و بالاتر از آن را در اسلام، حضرت زهرا(ع) دارد. عرفای ما آنچنان که بایسته و شایسته بوده به حضرت مریم(ع) نیز توجه نکردند. به حضرت عیسی(ع) توجه کردند اما درباره حضرت مریم(ع) سکوت کردند. همان مقامی که حضرت مریم داشته و دارد و شاید بالاتر از آن را حضرت زهرا(س) دارد. مقام حضرت مریم(س) در قرآن بسیار بالاست. بشریت از لحاظ معنوی نجات پیدا نمی کند، مگر اینکه این دو بانوی محترم یعنی حضرت مریم(ع) و حضرت زهرا(س) دوباره به هم برسند. ما مسلمانها حضرت زهرا(س) را فراموش کردیم. باید به بازشناسی شخصیت حضرت زهرا(س) برگردیم که همیشه، مظلوم تاریخ بوده؛ خصوصاً از زمان وفات حضرت رسول(ص) تا وفات خودشان.

در بستر بیماری و چند روز قبل از رحلت، حضرت رسول(ص) چیزی در گوش حضرت زهرا(س) گفتند. حضرت گریه کرد و باز پیامبر چیز دیگری در گوش او خواند و حضرت خندید. عایشه سؤال کرد. حضرت زهرا فرمود: که پیامبر(ص) فرمودند من به زودی از دنیا خواهم رفت، من گریه کردم بعد در گوش من گفتند: اولین کسی که به من می پیوندد تو هستی و همین اتفاق افتاد و از خاندان پیامبر(ص) اولین کسی که به فاصله بسیار کمی از دنیا رفت ایشان بود. حضرت زهرا(س) واقعاً مظلوم تاریخ است و ولایت او پنهان مانده است. اسلام قوت و رونق نمی گیرد؛ مگر با توجه به ولایت اهل بیت(ع) چون ولایت درجه اعلای ایمان است.

ما مسلمانها حضرت زهرا(س) را فراموش کردیم. باید به بازشناسی شخصیت حضرت زهرا(س) برگردیم که همیشه، مظلوم تاریخ بوده؛ خصوصاً از زمان وفات حضرت رسول(ص) تا وفات خودشان

*در سوره انسان نیز به مقام احسان اهل بیت(ع) و خانواده حضرت زهرا(س) اشاره شده است، چگونه می توان شخصیت حضرت را با توجه به آیات این سوره شناخت؟

در قرآن، سه واژه مهم اسلام، ایمان و احسان داریم. «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِكُمْ» این آیه اشاره به اعراب بدوی دارد که بسیار بی نزاکت بودند. که ایمان، بالاتر از اسلام است، اما بالاتر از ایمان و درجات عالی ایمان، احسان است. در قرآن اشاره بسیار به احسان اشاره شده است. احسان تنها کار نیکو کردن نیست درجه ای است فوق ایمان، «الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه یراك».

اعوانی

احسان حضور در برابر حق است. باید دائماً خدا را طوری عبادت کرد که انگار او را می بینیم. اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند. مقام احسان، همیشه در حضور خدا بودن است. «لم اعبد ربا لم اره» من هیچ وقت خدایی را که به دلم ندیده باشم، عبادت نمی کنم. این مقام، مقام ولایت و مقام اعلای احسان است. بنابراین ولی الله درجاتی دارد. اولیای مطلق که ائمه(ع) باشند به بالاترین درجه ایمان رسیده اند و به نور الهی همه چیز را می بینند، چنان چه حضرت علی فرمود: «ما رأیت شیئا الا و رأیت الله قبله و بعده و معه و فیه: هیچ چیزی ندیدم مگر اینکه خداوند را قبل آن و با آن و بعد از آن دیدم.

ایمان، بالاتر از اسلام است، اما بالاتر از ایمان و درجات عالی ایمان، احسان است. در قرآن اشاره بسیار به احسان اشاره شده است؛ احسان تنها کار نیکو کردن نیست درجه ای است فوق ایمان، «الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه یراك»

حضرت فاطمه(س) واقعاً کمال ولایت و صاحب ولایت مطلقه است. حضرت، قرآن مجسم و ناطق به کلام الله است. قرآن ناطق است. شأن و مقام بالایی دارد و عالم اسلام اگر می خواهد اسلامی بماند باید به این مسائل توجه کند. مخصوصاً به ائمه معصومین(ع) که سلاله پاک حضرت زهرا(س) و حاصل دعای حضرت ابراهیم(ع) هستند که حضرت ابراهیم(ع) درباره ذریه خودش دعا می کرد چنانچه در سوره بقره آمده است که «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً».

چنانچه در سوره بقره آمده است: «وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِكلَِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ  قَالَ إِنىّ‌ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ  قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ» حضرت ابراهیم(ع) همیشه در مورد ذریه خود دعا می کرد، چنانچه در سوره بقره آمده است. این ذریه که در دعای حضرت ابراهیم(ع) در بقره و در آیات دیگر قرآن آمده است، ائمه(ع) هستند.

*در کتب مقدس یهودیت و مسیحیت، شخصیت حضرت زهرا(س) چگونه معرفی شده است؟

وجود مبارک آنها در تورات هم پیش بینی شده است. در اول کتاب اول در سفر تکوین داستان حضرت ابراهیم(ع) و حضرت هاجر(س) است که در قرآن آمده است. آمده که بعد از ناراحتی حضرت ابراهیم(ع) و حضرت هاجر(س)، وحی آمد که من نسل او را به تعداد ستارگان آسمان می کنم و از ذریه او ۱۲ پادشاه خواهد آمد که به نظرم اشاره به ۱۲ معصوم از فرزندان حضرت علی(ع) و فاطمه(س) دارد. همچنین به حضرت هاجر(س) در مکه هم در مورد ذریه حضرت اسماعیل(ع) الهاماتی شده بود که در این کتاب آمده است. نام پنج تن در کتاب انجیل هم آمده است.

حضرت فاطمه(س) واقعاً کمال ولایت و صاحب ولایت و قرآن مجسم و ناطق به کلام الله است و عالم اسلام اگر می خواهد اسلامی بماند باید به ائمه معصومین(ع) که سلاله پاک حضرت زهرا(س) و حاصل دعای حضرت ابراهیم(ع) هستند توجه کند

*به غیر از آیاتی که در مورد اهل بیت(ع) و حضرت زهرا(س) نازل شده در نفسیر عرفانی نیز آیاتی مانند مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ* بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ را به شخصیت اهل بیت(ع) و حضرت تفسیر می کنند؟

بله! این آیه اشاره به دو دریای ولایت علوی و فاطمی دارد که به هم آمیختند و فرزندانی مانند امام حسن(ع) و امام حسین(ع) متولد شدند که حضرت رسول(ص) در مورد آنها فرمود: «الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ اِمامانِ قاماً اَوْ قَعَداً» این دو پسر امام و پیشوا هستند، بنشینند یا برخیزند. ایستاده و نشسته امام هستند؛ یعنی امامتشان چه ظاهر شود چه ظاهر نشود، امام هستند. یک نکته را نباید فراموش کنیم و آن اینکه اگر ائمه(ع) به مقام امامت ظاهری رسیدند یا نرسیدند امامت باطنی آنها هیچ وقت زایل نمی شود. حضرت علی(ع) وصی رسول الله(ص) است. اگر به خلافت انتخاب می شد یا نمی شد شأن الهی او در ولایت محفوظ است. عندالله، ازلاً و ابداً امام است. امامت از بین رفتنی نیست. خوشا به حال کسانی که او را بشناسند و وای بر حال آنهایی که حق آنها را نشناختند و یا شناختند و حقشان را گرفتند. امامت یک شأن بشری نیست که با همراهی نکردن مردم با آنها چیزی از آنها کاسته شود. بنابراین رجوع ما همیشه باید به ولایت آنها باشد. عالم اسلام باید خود را احیا کند و شأن آنها را بشناسد. معرفت الهی در نزد آنهاست.

اگر ائمه(ع) به مقام امامت ظاهری رسیدند یا نرسیدند امامت باطنی آنها هیچ وقت زایل نمی شود، حضرت علی(ع) اگر به خلافت انتخاب می شد یا نمی شد شأن الهی او در ولایت محفوظ است و عندالله ازلاً و ابداً امام است؛ امامت از بین رفتنی نیست امامت یک شأن بشری نیست که با همراهی نکردن مردم چیزی از آن کاسته شود

*حضرت زهرا(ع) در هدایت خلق به سوی خداوند چه نقشی دارند؟

حضرت رسول(ص) فرمودند: «أنا مدینه العلم و علی بابها» چون ائمه(ع) از نور واحد هستند پس همه آنها باب علم هستند. آنها نمونه اعلای هدایت هستند. دین هم چیزی جز هدایت نیست. هدایت هم با ولایت الهی امکان پذیر است. بنابراین در اینجا شأن ائمه(ع) و أم الائمه(س) مشخص می شود. اهل سنت و خصوصاً عرفای آنها به اهل بیت(ع) بسیار احترام می گذارند. فقط وهابی ها جاهل به مقام اهل بیت(ع) هستند در صورتی که علم هدایت در نزد آنهاست.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اسفند 1393   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اگر بنا بر تحریم باشد ملت ایران هم می‌تواند تحریم کند


حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم استان آذربایجان شرقی، ضمن تشکر و قدردانی فراوان از حضور پرشکوه ملت بزرگ ایران در راهپیمایی 22 بهمن امسال، در سخنان مهمی، به تشریح شرایط اقتصادی کشور و همچنین راهکارهای علاج مشکلات، بویژه ضرورت اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی پرداختند و با اشاره به شاخ و شانه کشیدن ها و شرط و شروط های آمریکا و تحریم های جدید اعمال شده از سوی اروپا تأکید کردند: ملت ایران همواره نشان داده است که اراده قوی دارد و در موضوع تحریم ها هم ملت ایران می تواند، این توطئه را ناکام بگذارد.
 

حضرت آیت الله خامنه ای در سخنان خود با اشاره به گزارش های دقیق درخصوص راهپیمایی 22 بهمن مبنی بر حضور بیشتر و باشکوه تر مردم در راهپیمایی امسال نسبت به سال قبل، گفتند: زبان من برای تشکر از ملت بزرگ ایران، و توصیف حضور مردم در راهپیمایی واقعاً قاصر است.

ایشان به هوای سرد و بارانی در برخی شهرها و همچنین طوفان خاک در اهواز و خوزستان اشاره کردند و افزودند: در این شرایط و با وجود گذشت 36 سال از انقلاب، حضور امسال مردم در راهپیمایی، باشکوه تر و با عظمت تر از گذشته بود و این، در دنیا بی نظیر است.

زبان من برای تشکر از ملت بزرگ ایران، و توصیف حضور مردم در راهپیمایی واقعاً قاصر است.

رهبر انقلاب اسلامی دلیل اصلی شکوه و عظمت راهپیمایی 22 بهمن را، حضور مردمی در صحنه و محول شدن امور بدست مردم دانستند و خاطرنشان کردند: در هر زمان که در مسائل کشور، حضور مردمی وجود داشته است، ما این چنین معجزه ای را همواره مشاهده کرده ایم.

حضرت آیت الله خامنه ای با تعمیم این قاعده کلی به مسائل اقتصادی و تأکید بر لزوم حضور برنامه ریزی شده مردم در عرصه اقتصادی و استفاده از ظرفیت های مردمی، به تبیین دلایل مشکلات اقتصادی کشور پرداختند و گفتند: یکی از مهمترین این دلایل، برنامه ریزی قدرتهای استکباری بعد از پایان جنگ تحمیلی، برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قطب اقتصادی تأثیرگذار در منطقه و جهان است.

ایشان افزودند: غربی ها و عمدتاً آمریکاییها، با برنامه ریزی و با استفاده از شیوه های مختلف اقدام به کارشکنی در طرحها و فعالیت های بزرگ اقتصادی ایران با کشورهای منطقه و دور زدن ایران در خطوط انتقال نفت و گاز، خطوط زمینی و هوایی و خطوط شبکه های ارتباطاتی کردند و عملاً سال ها پیش از قضایای هسته ای، تحریم بی سر و صدایی را آغاز کردند که این مقابله اقتصادی تا به امروز ادامه داشته است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: بنابراین در تحلیل شرایط و مشکلات اقتصادی کشور، نباید برنامه ریزی دشمن را که آمریکا و چند کشور اروپایی دنباله رو آن هستند، نادیده گرفت.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه باید در مقابل برنامه ریزی بدخواهان به گونه ای تلاش شود که ضربه دشمن، تأثیرگذار نشود و یا کم اثر شود، افزودند: علاوه بر برنامه ریزی مستمر و گسترده جبهه استکبار، اقتصاد کشور از دو اشکال بزرگ «نفتی بودن» و «دولتی بودن» نیز به شدت رنج می برد.

ایشان خام فروشی نفت و صرف آن در امور جاری کشور و استفاده نکردن از فرآورده های گسترده ناشی از ارزش افزوده نفت را، میراث شوم رژیم طاغوت و خسارتی جبران ناپذیر خواندند و گفتند: این روش، آسان ترین راه پول درآوردن است که برخی از مسئولان در طول زمان های مختلف، ترجیح دادند از این پول آسان، استفاده کنند.

خام فروشی نفت و صرف آن در امور جاری کشور ، آسان ترین راه پول درآوردن است و برخی از مسئولان در طول زمان های مختلف، ترجیح دادند از این پول آسان، استفاده کنند.

رهبر انقلاب اسلامی درخصوص مشکل دولتی بودن اقتصاد کشور نیز به ابلاغ سیاستهای اصل 44 در چندین سال قبل، و تأکیدات مکرر برای اجرای این سیاستها اشاره کردند و گفتند: مسئولان انصافاً تلاش می کنند اما این تلاش ها کافی نیست و باید یک نفَس جدیدی به تلاش های اقتصادی دمیده شود.

حضرت آیت الله خامنه ای 29 بهمن را مصادف با اولین سالگرد ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دانستند و تأکید کردند: اقتصاد مقاومتی که برای کشور، در هر شرایطی اعم از تحریم یا غیرتحریم ضروری است، به معنای آن است که بنیان اقتصادی کشور به گونه ای ساماندهی شود که تکانه های جهانی در آن اثرگذار نباشد.

ایشان افزودند: اگر پایه اقتصاد کشور براساس استفاده از ظرفیت های مردمی و تولید داخلی برنامه ریزی و مستحکم شود، دیگر برای تحریم ها و کاهش قیمت نفت عزا نمی گیریم و دچار نگرانی نمی شویم.

رهبر انقلاب اسلامی یکی از لوازم اصلی و مهم خروج از اقتصاد نفتی را، قطع وابستگی بودجه کشور به درآمد نفت دانستند و خاطرنشان کردند: باید به این نقطه برسیم و معتقدم این کار سخت را می توان با همت و با اعتماد به مردم و جوان ها و سرمایه های داخلی و بالاتر از همه، با اعتماد به خداوند متعال که وعده نصرت داده است، انجام داد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه یکی از راههای قطع وابستگی بودجه به درآمد نفت، تکیه بر درآمد حاصل از مالیاتِ تولید و تجارت است، گفتند: برخی سرمایه داران کلانی که از دادن مالیات خودداری و فرار می کنند مرتکب جرم می شوند زیرا کشور را به پول نفت بیش از پیش وابسته می کنند و زمینه ساز بروز مشکلات بیشتر می شوند.

ایشان موضوع مالیات را بسیار مهم و دادن مالیات را یک فریضه دانستند و افزودند: مسئولان مالیاتی برنامه ها و اقدامات خوبی را برای درآمد مالیاتی حاصل از تولید و تجارت طراحی کرده اند که باید با کمک مردم، هرچه سریعتر اجرایی شوند.

برخی سرمایه داران کلانی که از دادن مالیات خودداری و فرار می کنند مرتکب جرم می شوند

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه یکی دیگر از نکات اساسی برای حل مشکلات اقتصادی، ارتقاء بهره وری است، خاطرنشان کردند: ارتقاء بهره وری عبارت است از کاهش هزینه تولید و بالا بردن کیفیت.

حضرت آیت الله خامنه ای برنامه ریزی مناسب برای استفاده حداکثری از ظرفیت ها و منابع داخلی را یکی دیگر از راههای برون رفت از مشکلات اقتصادی برشمردند و در ادامه چند نکته را متذکر شدند.

استفاده از تولیدات داخلی اولین نکته ای بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: مردم و همه کسانی که علاقمند به ایران و آینده آن هستند و همچنین دستگاههای دولتی باید کالاهای خارجی را که مشابه داخلی آن وجود دارد، استفاده نکنند.

حضرت آیت الله خامنه ای در بیان نکات دیگر، به لزوم پرهیز از اسراف و جلوگیری از تضییع منابع عمومی، تکیه بر شرکتهای دانش بنیان و مبارزه جدی با قاچاق اشاره کردند و افزودند: برای حل مشکلات اقتصادی، این کارها باید انجام شود.

همه کسانی که علاقمند به ایران و آینده آن هستند و همچنین دستگاههای دولتی باید کالاهای خارجی را که مشابه داخلی آن وجود دارد، استفاده نکنند.

ایشان خاطرنشان کردند: در این سالها، هشدارهای زیادی داده شده و تلاش های بسیاری هم انجام شده است اما نه آن هشدارها کافی است و نه آن تلاشهای مسئولان.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم تلاش های جدی تر و کمک گرفتن از ظرفیت های مردمی، افزودند: ما می توانیم در مقابل هیاهو و اقدامات دشمنان در موضوع تحریم ها ایستادگی کنیم و هدف های آنها را ناکام بگذاریم.

حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: اگر اقدامات لازم و تلاشهای جدی تر را در عرصه اقتصادی انجام ندهیم، نتیجه همان می شود که اکنون دشمن برای موضوع هسته ای ما شرط و شروط می گذارد و بعد هم می گوید، اگر قبول نکنید، تحریم می کنم!

ایشان با اشاره به استفاده حداکثری جبهه استکبار از حربه تحریم علیه ملت ایران، تأکید کردند: هدف اصلی آنها از این اقدامات، تحقیر ملت ایران و متوقف کردن حرکت عظیم ملت و نظام اسلامی به سوی تمدن نوین اسلامی است و من معتقدم حتی اگر در مسئله هسته ای نیز همان خواسته هایی را که آنها دیکته می کنند، قبول کنیم، باز هم تحریم ها برداشته نخواهد شد زیرا آنها با اصل انقلاب مخالفند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم استفاده از ظرفیت های بسیار بالای جوانان بخصوص دانشجویان بسیجی، در مسائل کشور و پیشبرد اهداف انقلاب، به تهدیدهای دولت زورگو و قلدر امریکا و تحریم های جدید دنباله روهای اروپایی آن اشاره کردند و گفتند: اگر بنابر تحریم باشد، ملت ایران هم می تواند تحریم کند و این کار را خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ملت ایران اراده بسیار قوی دارد و جمهوری اسلامی، در هر مسئله ای که وارد شده است، عزم راسخ خود را نشان داده است.

اگر بنابر تحریم باشد، ملت ایران هم می تواند تحریم کند و این کار را خواهد کرد.

ایشان مقابله جدی ایران با داعش را یک نمونه از این اراده قوی برشمردند و با اشاره به دروغ گویی و تزویر آمریکا و همپیمانانش برای مقابله با این گروهک تروریستی، خاطر نشان کردند: آمریکایی ها به وزارت امور خارجه ما نامه نوشتند و گفتند، ما از داعش حمایت نمی کنیم اما چند روز بعد تصاویر کمک های نظامی آمریکا به داعش منتشر شد.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت یاد و خاطره حماسه مردم تبریز در 29 بهمن سال 1356، پیشرو بودن، موقعیت شناسی، عمل در لحظه نیاز، شجاعت و ایمان واقعی را از ویژگیهای برجسته مردم آذربایجان و تبریز در مقاطع مختلف برشمردند و از شخصیت آیت الله مجتهد شبستری به عنوان روحانی مجاهد و با بصیرت تجلیل کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه مردم صاحبان اصلی انقلاب و کشور هستند، در پایان تأکید کردند: بدون تردید ملت ایران در آینده نه چندان دور در قله های شرف و افتخار خواهد ایستاد.

بدون تردید ملت ایران در آینده نه چندان دور در قله های شرف و افتخار خواهد ایستاد.

پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، آیت الله مجتهد شبستری نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز، در سخنانی با اشاره به حماسه بزرگ ملت ایران در 22 بهمن امسال، تاکید کرد: مردم غیور آذربایجان در مواقع و عرصه های حساس تاریخ انقلاب، به ویژه در قیام 29 بهمن 56 از استقلال و تمامیت ارضی کشور حراست کرده اند و در به ثمر رسیدن انقلاب شکوهمند اسلامی نقش مؤثری داشته اند.

نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی خاطرنشان کرد: مردم فهیم آذربایجان با توجه به ظرفیت های کم نظیری که در عرصه علم و صنعت و التزام به ارزش های اسلامی دارند، آمادگی دارند همچون گذشته جزء پیشگامان شکل گیری تمدن نوین اسلامی باشند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 اسفند 1393   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید