تبلیغات
دیدگاه - مطالب ابر آمریکا

تحریم‌های قبلی لغو نشده تحریم‌های جدید هم اضافه شد!

رئیس جمهور آمریکا قانون «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» را امضا کرد. واشنگتن با ایجاد محدودیت برای شرکای تجاری جدید ایران، درصدد دور زدن لغو تحریم‌هایی است که مذاکره بر سر لغوشان ماه‌ها زمان برد و هنوز هم به سرانجام نرسیده است.
«باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه تنها ساعتی پس از تصویب لایحه بودجه سال 2016 در سنای آمریکا، این مصوبه را امضا کرد.
در بین انبوه بندها و تبصره‌های این لایحه 2009 صفحه‌ای، دستکم یک بند برای ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ بندی که آشکارا ناقض توافقی است که تیر ماه امسال در وین بین ایران و 1+5 به دست آمد.
در بند 203 از لایحه بودجه آمریکا تحت عنوان «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص»، چهار کشور ایران، عراق، سوریه و سودان به عنوان کشورهایی معرفی شده‌اند که اتباع کشورهایی که با آمریکا تفاهمنامه لغو روادید امضا کرده‌اند، در صورت حضور در آن‌ها، برای سفر به آمریکا روادید دریافت کنند.
گفتنی است پیش از این، مجلس نمایندگان آمریکا طرح محدودیت تردد به کشورهای خاص را با 407 رأی مثبت در برابر تنها 19 رأی منفی به تصویب رساند.
بر اساس این قانون، شهروندان 38 کشور جهان که برای تجارت یا گردشگری می‌توانستند مدت 90 روز را بدون داشتن روادید در آمریکا سر کنند، حال اگر طی 5 سال گذشته به این 4 کشور سفر کرده باشند، باید برای سفر به آمریکا در صف دریافت روادید قرار بگیرند.
با نگاهی به این 38 کشور درمی‌یابیم که شرکای بزرگ اقتصادی ایران در این فهرست قرار دارند. تاجرانی که برای سرمایه‌گذاری در ایران پس از لغو تحریم‌ها ابراز تمایل کردند، آنهایی هستند که به آمریکا رفت و آمد تجاری زیادی دارند و در زمره این 38 کشور جای می‌گیرند.
 شلیک اوباما به برجام
در حقیقت قانون فوق نقض صریح برجام است و می‌توان آن را «تحریم‌های اقتصادی جدید و مکارانه» واشنگتن علیه ایران نام برد. قانونی که به منزله بازگشت و اجرای غیرمستقیم تحریم‌ها علیه ایران و در حکم «نقض برجام» است.
در بند 29 برجام که هدف از آن جلوگیری از ایجاد مانع برای تجارت با ایران با روش‌هایی به جز تحریم است، آمده است: اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز این برجام، خودداری خواهند کرد.
علاوه بر این، در بند 26 از برجام آمده است: «ایالات متحده، با حسن نیت، نهایت تلاش خود را برای دوام این برجام و پیشگیری از ایجاد تداخل در تحقق متمتع شدن ایران از لغو تحریم‌های مشخص شده در پیوست 2 به عمل خواهد آورد.
تصویب تحریم جدید علیه ایران در حالی است که هنوز هیچکدام از تحریم‌های ضد ایرانی لغو نشده است.
دلسوزان نظام پیش از این بارها بر بدعهدی آمریکا و غیرقابل اعتماد بودن آن تاکید داشته‌اند ولیکن دولتمردان با این رویکرد مخالف بوده و اقتصاد نیازمند جهاد را معطل نقطه‌های خیالی رابطه با کدخدا نگه داشتند.
 موضع گیری اتحادیه اروپا قوی‌تر از وزارت خارجه ایران!
نکته قابل تامل اینجاست که اعضای اتحادیه اروپا با توجه به اهمیت این طرح در ممانعت از افزایش روابط تجاری با ایران و تحت تاثیر قرارگرفتن موضوع رفع تحریم‌ها به صورت جدی به مسئله ورود کرده و 29 سفیر اروپایی در آمریکا با انتشار نامه‌ سرگشاده خطاب به مقامات آمریکایی، به طرح کنگره این کشور مبنی بر ایجاد محدودیت سفر بدون ویزا به آمریکا اعتراض کردند.
اما متاسفانه دستگاه دیپلماسی ایران با رویکردی کاملا منفعلانه با موضوع برخورد کرد و با صدور پیامی تکراری اعلام کرد که طرح کنگره خلاف روح برجام است!
 تا چه زمانی باید منتظر نقطه‌های خیالی ماند؟
چند روز پس از تصویب طرح مذکور در کنگره آمریکا و پیش از امضا شدن آن توسط اوباما، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در گفتگو با المانیتور گفت: خوب، باید منتظر ماند و دید. متأسفانه پیام‌های متناقضی از سوی واشنگتن می‌بینیم که اغلب آنها هم منفی هستند، نمونه آن نیز همین محدودیت برنامه لغو روادید که از نظر ما با تعهدات ایالات متحده  ذیل برجام هم‌راستا نیست. اکنون منتظر تصمیم دولت (آمریکا) هستیم تا ببینیم که چطور می‌خواهد خود را با تعهداتش در برجام، همخوان کند.
حال اوبامای مودب! -به زعم آقای روحانی- مصوبه را امضا کرده است و بار دیگر مهر تاییدی بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا زده است. سوال اینجاست که آیا هنوز هم باید خوش خیال و منتظر غرب بود؟! آیا وقت آن نرسیده است که دولتمردان از نقطه‌های خیالی دست بردارند و با جدیت اقتصاد مقاومتی را عملیاتی کنند؟  
 قلب راکتور اراک باز شد، قفل تحریم‌ها همچنان بسته است
به گزارش فارس، «علی اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی در برنامه نگاه یک شبکه یک سیما با بیان اینکه سانتریفیوژهای غیرفعال به دستور رئیس‌جمهور جمع‌آوری شد، گفت: بعد از تصویب قطعنامه شورای حکام اقدام به جمع‌آوری سانتریفیوژهای فعال کردیم و ظرف هفته آینده سانتریفیوژهای فعال جمع‌آوری می‌شود.
صالحی پیش از این نیز گفت: در هفته جاری یک تفاهمنامه یا موافقتنامه پایه‌ای به امضای ایران و طرف‌های مقابل می‌رسد و پس از آن، مقدمات خروج مخزن یا قلب رآکتور اراک را آغاز خواهیم کرد.
خارج کردن قلب راکتور اراک و سانتریفیوژهای فعال از سوی دولت ایران آغاز شده است ولیکن هنوز هیچ خبری از رفع تحریم‌ها نیست و حتی تحریم‌های جدید نیز وضع شده است.
تعهدات ایران هنوز به اتمام نرسیده و آمریکا برجام را نقض کرده است، حال با این وجود با چه منطقی می‌توان ثابت کرد که پس از اینکه امتیازات برجام را تمام و کمال دادیم، آمریکا به تعهدات خود پایبند بماند؟
آیا آقای روحانی همچنان معتقد است که « نقد و انتقاد دیگر جایی در زمینه برجام ندارد»- نطق تلویزیونی رئیس جمهور پس از صدور قطعنامه شورای حکام- و همچنان باید دهان منتقدان را بست؟!
 تذکر 101 نماینده به رئیس جمهور
واکنش منفعلانه دولت موجب شد تا 101  نماینده مجلس شورای اسلامی طی تذکری به حسن روحانی رئیس‌جمهور نسبت به محدودیت ایجاد شده برای کسانی که به ایران سفر کردند انتقاد کرده و خواستار واکنش قاطعانه دولت به این موضوع شوند.
در همین زمینه، ابراهیم کارخانه‌ای نماینده مردم همدان و رئیس کمیته هسته‌ای مجلس اعلام کرد که نمایندگان از عدم واکنش قاطعانه دولت به این موضوع انتقاد دارند و علت نگارش تذکر هم همین موضوع است.
به گزارش فارس، در متن این تذکر آمده است: محدودیت مطرح شده در مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر تحریم اشخاصی که از 5 سال گذشته به ایران سفر کردند و یا سفر خواهند کرد، لغو صریح برجام است که اقدام قاطع دولت ایران را در اجرای ماده 3 قانون اقدام متقابل و متناسب جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام می‌طلبد.
دولت یازدهم همواره انتقادات به برجام را به نتایج آن بعد از لغو تحریم‌ها ارجاع می‌داد و سخنان وزرای اقتصادی دولت تماما به لغو تحریم‌ها گره خورده بود. حال‌ که دولت اینقدر به لغو تحریم‌ها و آمدن سرمایه‌گذاران خارجی و کارشناسان خارجی به ویژه در بخش نفت امید دارد و حتی وزیر صنعت معتقد است که باید مدیر خارجی به کشور بیاوریم، انتظار می‌رفت حداقل در برابر اقدامی که برای آرزوها و تدابیرش سد ایجاد کرده واکنش درخور نشان دهد.
 نامه جان کری به ظریف، پس از تصویب قانون جدید!
در حالیکه طرح «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» تمام مراحل قانونی در آمریکا را طی کرده و در آخرین مرحله توسط رئیس جمهور این کشور امضا شده و رسما به قانون تبدیل شده است، «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در نامه‌ای فریبکارانه به همتای ایرانی‌اش به وی اطمینان داد که تغییرات جدید برای کسب روادید به هیچ وجه مانع اجرای تعهدات براساس برجام نمی‌شود و ما این تغییرات را به گونه‌ای اجرا می‌کنیم که هیچ مانعی برای منافع اقتصادی مشروع ایران ایجاد نکند!
بر همین اساس، حسین جابرانصاری سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد: در پی قریب به ده روز مذاکره سخت و فشرده وزیر امور خارجه و تیم هسته‌ای با طرف‌های آمریکایی و اروپایی، در نیویورک، وین، بروکسل و تهران، در خصوص قانون جدید ویزا در کنگره آمریکا که با تلاش لابی صهیونیستی به عنوان قسمتی از لایحه بودجه تصویب شده بود و تقریبا امکان وتو را از رییس جمهور گرفته بود، نهایتا امروز آقای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با ارسال نامه رسمی خطاب به جناب آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان به صراحت اطمینان داد که دولت آمریکا با استفاده از همه ابزارهای در اختیار خود اجازه نخواهد داد که این قانون هیچ مانعی برای منافع اقتصادی ایران ایجاد کند.
سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: کری در نامه خود تاکید کرده است که ایالات متحده آمریکا به رفع تحریم‌ها بر طبق برجام و اجرای کامل تعهدات آن کشور بر اساس توافقات به عمل آمده در برجام کاملا متعهد است. کری همچنین تاکید کرده است که دولت آمریکا تغییرات مربوط به قانون روادید آن کشور را با توجه به اختیارات خود به گونه‌ای اجرا خواهد کرد که دخالتی در همکاری‌های اقتصادی و تجاری کشورهای دیگر با ایران به عمل نیاید!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل، اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

زمان جنگ با ایران "حتی فرصت تلفن کردن" هم نخواهید داشت

رمزگشایی از گفت و گوی وزیر خارجه اسبق آمریکا با CNN؛
وزیر خارجه سابق آمریکا سخنانی را درباره جنگ آتی ایران و عربستان مطرح کرده که قابل بررسی است.
به گزارش خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ پادشاهی عربستان سعودی در منطقه غرب آسیا دشمنی بی‌سابقه ای را با جمهوری اسلامی ایران کلید زده که خروجی این دشمنی جز شکست برای سردمداران عربستان نخواهد بود.
 
در اکثر مسائل اختلاف نظرهای جدی بین ایران و عربستان وجود دارد که نمونه آن‌ها را می‌توان در موضوعات مهم منطقه همچون مسئله عراق و سوریه، یمن، لبنان و فلسطین مشاهده کرد. البته برخی از دولتمردان سعودی برخی ادعاها را درباره توان نظامی عربستان در رویارویی با ایران مطرح می‌کنند که قابل تامل است.  
 
اخیرا یکی از تحلیگران سعودی ادعایی را مطرح کرده که در آن گفته شده عربستان می‌تواند ظرف چهار تا شش ساعت آسمان ایران را تسخیر کند که البته یکی از مقامات محافظه کار دولت "جرج بوش" رئیس جمهور اسبق آمریکا به این ادعا پاسخ داده است.  
 

**پاول می گوید: اگر ایران مستقیم با شما وارد جنگ شود، شما حتی فرصت پیدا نمی‌کنید که تلفن را بردارید تا از ما تقاضای کمک کنید

 "کالین پاول" وزیر خارجه اسبق آمریکا طی اظهاراتی رسانه‎ای سعودی ها را از توهم حمله به ایران بازداشت. در برنامه کارشناسی شبکه سی ان ان ( CNN)سه کارشناس سعودی ادعا کردند که در ۴ تا ۶ ساعت می‌توانند آسمان و حریم هوایی ایران را تصرف کنند و در اختیار بگیرند.
 

"کالین پاول" وزیر خارجه  اسبق آمریکا که به عنوان مهمان و کارشناس تلفنی برنامه بود، نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد. او پس از خنده‌ای تمسخر آمیز گفت : نه نه ، من چنین فکر نمی‌کنم . صحبت‌های شما بیشتر جنبه جوک و خنده دارد؛ اگر ایران مستقیم با شما وارد جنگ شود شما حتی فرصت پیدا نمی کنید که تلفن را بردارید تا از ما تقاضای کمک کنید. بهتر است کمی واقع بین باشید و ایران را با یمن و هیچ کشور دیگر مقایسه نکنید؛ حتی ما هم تا کنون چنین ادعایی نکرده ایم.


زمان جنگ با ایران


در صورت رویارویی مستقیم عربستان با ایران سعودی ها فرصت نمی‌کنند حتی تلفن را بردارند تا از آمریکا تقاضای کمک کنند؛ مصداق این جمله قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران است که با داشتن انواع موشک های برد بلند و متوسط می‌تواند منافع و اهداف سعودی را هدف قرار دهد که از جمله آن‌ها می‌توان به  "وزارت جنگ عربستان"، "شرکت نفتی آرامکو"، "پایگاه های شاهزاده سلطان" و پایگاه‌های نظامی دیگر اشاره کرد که موشک‌های ایرانی می‌توانند آن ها را هدف قرار دهند.  
 
یکی دیگر از معیارهای قدرت جمهوری اسلامی ایران شهر موشکی سپاه پاسداران است که زیر زمین قرار دارد و هر زمان که لازم باشد علیه اهداف و منافع کشورهای متخاصم می‌تواند مورد استفاده قرار خواهد گرفت که البته در این زمینه سردار سرتیپ  "امیرعلی حاجی زاده" فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفته که ما دست به ماشه آماده‌ایم تا به هر تهدیدی پاسخ دهیم.
 
 
شهر موشکی سپاه می تواند در زمان لزوم بنا به گفته فرماندهان مرتبط موشک‌ها را به سمت اهداف مورد نظر از زیر زمین شلیک کند و در این زمینه عربستان در صورت انجام هر گونه عمل خطرناک و تحریک آمیزی دچار خسارت‌های تاسف باری خواهد شد.  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: نظامی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

پسران عوضی آمریکا عنوان یادداشت روز کیهان

فرانکلین روزولت، سی و دومین رئیس‌جمهور آمریکا بیش از 70 سال پیش جمله مشهوری درباره دیکتاتور نیکاراگوئه آناستازیا سوموزا دارد؛ شاید او پسری عوضی باشد اما این عوضی‌ مال خودمان است! ردپای این طرز تفکر در سیاست سایر روسای‌جمهور آمریکا نیز قابل جستجو است و می‌توان گفت چنین برداشتی تاکنون نیز ادامه یافته است. کافی است نگاهی به رفتار و سیاست کاخ سفید طی دو دهه اخیر بیندازید. دیکتاتورها، جانیان و تروریست‌ها تا جایی که در خدمت اهداف آمریکا عمل کنند، نه تنها نباید سرزنش شوند و با آنها مبارزه کرد بلکه باید مورد حمایت نیز قرار بگیرند. اسامه بن لادن وقتی در افغانستان علیه شوروی سابق می‌جنگید، از حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا برخوردار بود. صدام دیکتاتور عراق نیز تا وقتی با انقلاب اسلامی ایران در جنگ بود، وضعیتی مشابه داشت.
برخی حکام کشورهای حوزه خلیج فارس نیز در این فهرست قرار می‌گیرند. رژیم‌هایی که با مردم‌سالاری، حقوق بشر و موضوعاتی از این دست بطور کامل بیگانه هستند اما از حمایت تام و تمام آمریکا برخوردارند. کم اطلاع‌ترین افراد در جهان نیز امروزه می‌دانند که رژیم آل سعود به مدد دلارهای نفتی با گسترش تفکر منحرف سلفی‌گری و وهابیت، تبدیل به زایشگاه تروریسم در منطقه و جهان شده است. اما آمریکا بطور مضحکی قانون «محدودیت سفر بدون ویزا» را با ادعای افزایش ضریب امنیت شهروندان خود تصویب می‌کند تا کسانی که طی 5 سال گذشته به ایران، سوریه، عراق و سودان سفر کرده‌اند نتوانند به راحتی  وارد خاک آمریکا شوند. گذشته از سودان که امروزه به جیره‌خوار آل‌سعود و پادوی آمریکا تبدیل شده است، باید پرسید تاکنون کدام تروریستی از ایران به آمریکا رفته است؟! حتی اگر روایت رسمی سیا را نیز درباره 11 سپتامبر بپذیریم، شایسته‌تر بود ایران در این لیست می‌گنجید یا عربستان سعودی؟ در ماجرای تروریستی اخیر در سن برناردیو کالیفرنیا، مهاجمان از ایران آمده بودند یا عربستان؟
درباره سوریه و عراق نیز باید گفت تروریست‌هایی که در این کشور شیعه و سنی و مسیحی و... را سلاخی می‌کنند از کجا می‌آیند؟ چه کسی آنها را پشتیبانی و حمایت می‌کند؟ عربستان، قطر و ترکیه در کجای این معادله هستند؟ عربستان 9 ماه است که مردم مظلوم و بی‌پناه یمن را بمباران می‌کند و اندک پیروزی نیز به دست نیاورده است. اما نه تنها سرزنش و مواخذه نمی‌شود اما حمایت سیاسی و رسانه‌ای نیز می‌شود، انواع و اقسام تسلیحات مدرن را از آمریکا دریافت می‌کند. چرا؟ چون آل سعود پسر عوضی خودشان است!
همانطور که داعش پسر عوضی آمریکایی‌هاست. هیلاری کلینتون در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «ما در جنگ عراق، سوریه و لیبی شرکت کردیم و همه چیز خوب بود اما به یکباره انقلاب سی‌ام ژوئن در مصر علیه دولت اخوان‌المسلمین روی داد و همه چیز در مدت 72 ساعت تغییر کرد. ما با اخوان‌المسلمین در مصر توافق کرده بودیم دولت اسلامی (نام دیگر داعش) در سینا تشکیل شود. قرار بود بخشی از سینا به حماس و بخش دیگر آن به اسرائیل واگذار شود و حلایب و شلاتین به سودان ملحق شود و دولت مصر مرزهای با لیبی را در منطقه السلوم باز کند. قرار بود ما در روز پنجم ماه ژوئیه سال 2013 در نشستی با دوستان اروپایی خود دولت اسلامی را به رسمیت بشناسیم. من به 112 کشور سفر کردم تا نقش آمریکا و توافق با بعضی از دوستان را درباره به رسمیت شناختن دولت اسلامی بلافاصله پس از تشکیل آن، توضیح دهم. اما به یکباره همه چیز در برابر چشمان ما فرو ریخت.»
آمریکایی‌ها در موضوع سوریه، ایران و روسیه را به دلیل مبارزه با تروریست‌ها سرزنش می‌کنند و البته حق هم دارند چرا که تهران، مسکو و دمشق در حال نابودی سرمایه‌های آمریکا هستند. بیش از یک سال و نیم از تشکیل ائتلاف پوشالی ضدداعش به رهبری آمریکا می‌گذرد. اما در عمل چه اتفاقی افتاده است؟ شکست‌های داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه حاصل اقدامات این ائتلاف دروغین بوده است یا ائتلاف ایران، روسیه، عراق و سوریه؟ در رسانه‌های دیکتاتور خود می‌گویند چرا به گروه‌های میانه‌رو حمله می‌کنید! کدام گروه میانه‌رو؟ همان‌هایی که سینه جنازه‌ها را می‌شکافند و قلب آنان را با افتخار مقابل دوربین به دندان می‌کشند! از نظر آمریکا و متحدانش اینها تروریست نیستند؟ گروه‌های میانه‌رویی هستند که باید به ژنو و وین دعوت شوند و درباره آینده سوریه نظر بدهند و البته بشار اسد در این معادله جایی ندارد چرا که حاضر نیست زیر بلیت آمریکا باشد.
اتفاق هولناکی که روز گذشته در غرب آفریقا نیز رخ داد بیرون از این دایره نیست. ارتش نیجریه به شیعیان این کشور حمله کرد و صدها تن شهید و مجروح شدند. به چه جرمی؟ چون دو هفته پیش 180 کیلومتر را به عشق امام حسین(ع) پیاده‌روی کرده بودند و در این مسیر علاوه بر پرچم‌های «یا حسین(ع)»، تصاویر حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را با خود حمل می‌کردند. همین برای کشتار آنان کافی است تا رسانه‌های غربی بی‌شرمانه تیتر بزنند؛ شیعیان نیجریه قصد ترور فرمانده ارتش را داشته‌اند. آن هم با سنگ!
گروه تروریستی بوکوحرام چند سالی است که مردم نیجریه را اعم از مسیحی و مسلمان قتل عام می‌کند. آنها زاییده کدام تفکر هستند؟ بوکوحرام در زبان محلی نیجریه یعنی؛ تحصیل در مدارس امروزی ممنوع! از نظر آنها باید مدارس را تعطیل کرد و به جای آنها مدارس و مکتب‌هایی به راه انداخت شبیه آنچه چند دهه پیش عربستان در پاکستان تشکیل داد و از دل آن طالبان و القاعده زاییده شد. حال این تفکر را مقایسه کنید با تفکر شیعیان نیجریه. آنان مساجد خود را از اهل سنت جدا نکرده‌اند و آنان را برادران و خواهران ایمانی خود می‌دانند و در فعالیت‌های اجتماعی خود و کمک به محرومان، میان شیعه و سنی تفاوتی قائل نمی‌شوند. اما باید تاوان بدهند چون دوستدار امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای هستند و از نظر غرب و مزدورانش، این جرم کمی نیست.
آمریکایی‌ها برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی ایران از هیچ جنایت و خیانتی دریغ نمی‌کنند و آنچه تاکنون نیز نکرده‌اند بدون شک نتوانسته‌اند که انجام دهند و اگر مجال و توانش را داشتند، لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند. شیعیان نیجریه، مردم مظلوم بحرین، یمن، سوریه و عراق تاوان بیداری خود را می‌دهند. حرکتی که بیش از نیم قرن پیش با قیام امام خمینی(ره) علیه آمریکا و دست‌نشانده داخلی‌اش آغاز شد و اینک به طوفانی غیرقابل مهار تبدیل شده است. آمریکایی‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانند منشأ اصلی سیلی‌هایی که در گوشه و کنار دنیا می‌خورند از کجاست. پس تعجبی ندارد از پست‌ترین و روسیاه‌ترین دیکتاتورها حمایت کنند و دل به مشتی غافل و مزدور داخلی ببندند تا بلکه به خیال خود مانع این سیل خروشان شوند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

یادداشت روزکیهان :چریک‌هایی با کت و شلوار خاکستری!

مرکز مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات سیاسی- امنیتی آمریکا کجاست؟ دفتر مرکزی سازمان سیا در لانگلی ایالت ویرجینیا؟ پنتاگون در آرلینگتون؟ آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) در فورت مید ایالت فلوریدا؟ پاسخ منفی است. برای پاسخ به این سوال باید سری به وزارت خزانه‌داری آمریکا زد؛ «دفتر تروریسم و ​​اطلاعات مالی» (TFI) با حدود 700 کارمند که از آن می‌توان به «اتاق جنگ جدید آمریکا» یاد کرد. اسم این واحد که ریاست آن برعهده معاون وزیر خزانه‌داری است، در ظاهر گول‌زننده است. در این دفتر اطلاعات مالی تروریست‌ها ردیابی و دنبال نمی‌شود. وظیفه آن طراحی و عملیاتی کردن سیاست‌ها و استراتژی‌های آمریکا علیه کشورهای متخاصم و به تعبیر آمریکایی‌ها «سرکش»، با ابزارهای اقتصادی است.
خوان زاراته دستیار رئیس جمهور و مشاور امنیت ملی در دولت جورج بوش که سال‌ها در این میدان کار کرده است، در کتاب خود تحت عنوان «جنگ خزانه‌داری» می‌گوید؛ زرادخانه آمریکا شامل هواپیماهای بدون سرنشین، موشک‌های تام هاوک و چریک‌هایی با کت و شلوار خاکستری است. وظیفه این چریک‌ها تبدیل ابزار مالی و اقتصادی به سلاحی قوی، علیه دشمنان آمریکاست. 15 سال پیش اگر عنوان می‌شد وزارت خزانه‌داری در قلب استراتژی امنیت ملی آمریکا قرار می‌گیرد، کسی این ادعا را جدی نمی‌گرفت اما اکنون این اتفاق روی داده است. کافی است نگاهی به سند استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال 2015 بیندازید. در این سند 30 صفحه‌ای 9 بار از واژه تحریم استفاده و تاکید شده استفاده از جنگ اقتصادی برای رسیدن به اهداف سیاسی مورد نظر، اولویت دستور کار دیپلماسی آمریکا خواهد بود. این سند به روشنی گویای جایگاه تحریم در راهبرد کلان واشنگتن علیه رقبا و دشمنان است.  
البته استفاده از ابزار تحریم سابقه‌ای بس طولانی دارد. مطالعات تاریخی نشان می‌دهد اولین تحریم با هدف سیاسی، به چند سده پیش از میلاد مسیح -حدود 2500 سال پیش- بازمی‌گردد. یک تحقیق مفصل از سوی موسسه پیترسون درباره اقتصاد بین‌المللی نشان می‌دهد طی یک قرن اخیر - از سال 1914 تا 2014- بیش از 220 بار از این ابزار در روابط بین‌المللی استفاده شده است. از سال 1914 تا 1969 تحریم  63 بار اعمال شده که 19 مورد آن به صورت یکجانبه از سوی آمریکا بوده است. از سال 1970 تا 2014 نیز  161 مورد اعمال تحریم بوده که 54 مورد آن از سوی آمریکا و یکجانبه است. جزئیات این تحقیق نشان می‌دهد با گذشت زمان، استفاده از ابزار اقتصادی برای رسیدن به اهداف سیاسی افزایش چشمگیری داشته و کیفیت و ابعاد آن نیز پیچیده و گسترده‌تر شده است، تا جایی که از آن به عنوان «جنگ‌های مدرن» یاد می‌شود.
ینس وایدمن، رئیس بانک مرکزی آلمان از این تقابل به عنوان «جنگ‌های ارزی» یاد می‌کند و در اظهاراتی قابل تامل می‌گوید؛ راه برقراری «نظم نوین جهانی» جنگ ارزی- اقتصادی است. هدف از این جنگ تبدیل جهان به یک بازار واحد، با ریاست یک امپراتوری است. جهانی مشابه یک سوپرمارکت که کشورها، به عنوان شعب آن در نظر گرفته شده که هر یک دارای مدیران اجرایی تابع مدیر کل هستند. برخلاف دوره جنگ سرد، که بمب‌های اتمی وظیفه ارعاب و اعمال نفوذ خود به رقیب را برعهده داشتند، «بمب‌های اقتصادی» در خدمت نابودی پایه‌های مادی استقلال ملی کشورهای مزاحم جهانی‌سازی و در صورت لزوم، در خدمت کاهش جمعیت انسانی مناطق تصرفی قرار می‌گیرند!
اینها تنها گوشه‌ای از واقعیت‌های جنگ اقتصادی جهانی آمریکا علیه کشورهای مستقل است. کشورهایی که نمی‌خواهند شعبه‌ای از سوپرمارکت جهانی آمریکا باشند. پس باید انگ حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر، تلاش برای دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی و... بخورند و هدف «بمباران اقتصادی» قرار گیرند. جمهوری اسلامی ایران، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی آماج این بمباران قرار داشته و این جنگ طی یک دهه اخیر وارد فاز تازه شده است. شدت این نبرد علیه ایران به حدی است که به اعتراف آمریکایی‌ها تحریم‌های اعمال شده در طول تاریخ بی‌سابقه است و هر نظام دیگری را از پای درمی‌آورد. آمریکایی‌ها تقریباً از سال 2005 نوع جدیدی از تحریم‌ها را پایه‌گذاری کردند که از آنها می‌توان به عنوان «تحریم‌های دلار محور» یاد کرد. طراحان این عملیات جنگی- اقتصادی، آن را «تحریم هوشمند» می‌نامند. واشنگتن امیدوار بود با سلاح جدید خود، جمهوری اسلامی را از پای درآورد. دولتمردان و محققان آمریکایی معترفند یکی از اصلی‌ترین اهداف واشنگتن در به کارگیری ابزار تحریم، براندازی(regime change) است و به راستی کدام کشور در دنیا بیش از ایران مانع آمریکا در رسیدن به اهداف خود است؟ چنانچه کسی ادعا کند برنامه گسترده، طولانی‌مدت و هدفمند آمریکایی‌ها صرفاً مهار فعالیت هسته‌ای ایران بوده، اگر نگوییم مغرض، بدون شک فردی بی‌‌اطلاع است.
آمریکا در رسیدن به هدف خود از راه‌اندازی جنگ اقتصادی علیه ایران شکست خورده است. اینجاست که چند روز پیش واشنگتن پست پس از اذعان به اینکه؛ «36 سال تحریم به تغییر نظام (در ایران) منجر نشد؛ آنها نه تنها در رفتار ایران در منطقه تغییر جدی ایجاد نکردند، بلکه آن را بدتر کردند»، از طرح عملیات جدید آمریکا پرده برداشت؛ تحریم مثبت! واشنگتن پست این طرح جدید را اینگونه تعریف می‌کند؛ «تعامل با تهران و ترغیب آن با چماق‌های کمتر و هویج‌های بیشتر با استفاده از «تحریم‌های مثبت» که زمامداری اقتصادی و قدرت بازار نرم در شکل کمک‌های خارجی، سرمایه‌گذاری، بازرگانی و انتقال‌های فناوری را شامل می‌شود... عمل نمادین رفع تحریم‌ها، صرف نظر از میزان دستاوردهای مالی به ایران این سیگنال را خواهد رساند که آمریکا، یک شریک مذاکره‌ای جدی، قابل اعتماد و قابل اتکا است.» البته تصور اینکه در استراتژی «تحریم مثبت» سیلی از سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری و همکاری اقتصادی و... به سوی ایران روانه شود، خیال باطلی است. این استراتژی به جای ارائه مشوق، عمدتا مبتنی بر وعده است.  
 «تحریم مثبت» دقیقاً همان چیزی است که اوباما به آن امید دارد؛ ایران از مسیر توافق هسته‌ای تا 10 سال دیگر تغییر کند. بدون شک این رویای اوباما تعبیر نخواهد شد و بسیاری از تحلیلگران آمریکایی منتقد برجام نیز از همین منظر مخالف رویکرد اوباما هستند. پس چه خواهد شد؟ تحریم، یک واسطه میان دو رویکرد دیپلماسی و جنگ است. وقتی جمهوری اسلامی ایران همچنان رویکرد انقلابی و ضداستکباری خود را حفظ و حتی تقویت کند، دلیلی برای ارائه هویج نیست و دوباره چماق تحریم نمایان خواهد شد.
اینجاست که می‌توان اهمیت کلیدی سطور پایانی نامه تاریخی حضرت آقا خطاب به رئیس جمهور را درباره تایید مشروط برجام درک کرد؛ «همان‌طور که در جلسات متعدّد به آن‌جناب و دیگر مسئولان دولتی یادآور شده و در جلسات عمومی به مردم عزیزمان گوشزد کرده‌ام، رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد.»
آیا حرکت کلی، جهت‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی، برنامه‌ها و اظهارنظرهای دولت به عنوان نیروی خط مقدم این نبرد، نشانگر درک و پذیرش درگیر بودن در یک جنگ تمام عیار اقتصادی است؟ پاسخ این سوال امیدوارکننده نیست. اگر اینگونه بود چند روز پیش، رهبر معظم انقلاب با گلایه نمی‌فرمودند؛ «مسئولان دولتی تازه، گزارشی درباره‌ برنامه‌های در نظر گرفته‌شده برای اجرای اقتصاد مقاومتی به من داده‌اند.»
 ایشان 8 سال پیش - همزمان با طراحی‌های اتاق جنگ آمریکا در وزارت خزانه‌داری این کشور- هشدار داده بودند؛ «من برنامه‌های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می‌کنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی.» موضوع نبرد در میدان علم نیز خود داستان شنیدنی دیگری است که آن را به وقتی دیگر موکول می‌کنیم. چشم امید حضرت آقا در این میادین سرنوشت‌ساز به نیروهای مومن و انقلابی -به خصوص جوانان- است. اینها می‌توانند در این نبرد چریک‌های کت و شلوارپوش آمریکایی را مغلوب کنند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان و دانش آموزان:


مبارزه با استکبار برخوردار از پشتوانه عمیق عقلانی و تجربی است
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان و دانش آموزان، مبارزه ملت ایران با استکبار را مبارزه ای «منطقی، خردمندانه و متکی بر تجربیات تاریخی» خواندند و با استناد به مشکلات و ضرباتی که به علت اعتماد به امریکا و ساده اندیشی برخی سیاسیون، در تاریخ معاصرِ کشور بوجود آمده افزودند: امریکا، همان امریکای قدیم است اما عده ای مغرض و یا ساده لوح تلاش می کنند این دشمن توطئه گر را در افکار عمومی ملت به فراموشی و غفلت بسپارند تا امریکا در فرصتی مناسب خنجر را از پشت فرو کند.
در این دیدار که در آستانه سیزده آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی انجام شد رهبر انقلاب، مقطع کنونی را دوره تثبیت عزت ملت و ترسیم نقشه پیشرفت ایرانیان دانستند و هوشیاری، آگاهی و بصیرت عمومی به ویژه جوانان را در این مقطع، بسیار مهم خواندند.
ایشان افزودند: نکته اساسی در فهم و تحلیل اوضاع کنونی و ترسیم حرکت آینده کشور، درک این واقعیت است که مبارزه جمهوری اسلامی و مردم ایران با استکبار برخلاف حرفهای برخی ها، حرکتی غیرمنطقی و احساساتی نیست بلکه مقابله ای برخاسته از عقل و تجربه و برخوردار از پشتوانه علمی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه توجه به تجربه های درس آموز ملتها، مانع از خطای دید و اشتباه محاسباتی می شود خاطرنشان کردند: حتی اگر آیات صریح قرآن مجید درباره ایستادگی و مبارزه با ظلم و استکبار را کنار بگذاریم، حادثه بزرگ کودتای 28 مرداد 1332، نشان می دهد با امریکا چگونه باید برخورد کرد.
رهبر انقلاب در تبیین حوادث مقطع مهم ملی شدن صنعت نفت، اعتماد و امید به امریکا را، اشتباه تاریخی دکتر مصدق (نخست وزیر آن مقطع) خواندند و افزودند: مصدق برای مقابله با انگلیس به امریکا تکیه کرد و همین خوش بینی و ساده اندیشی و غفلت، زمینه ساز موفقیت کودتایی امریکایی شد، کودتایی که همه زحمات ملت را در ملی کردن نفت به هدر داد، رژیم مستبد و وابسته پهلوی را احیا کرد و ایران عزیز را 25 سال در معرض شدیدترین صدمات ملی و ضربات سیاسی – اقتصادی و فرهنگی قرار داد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نفوذ عمیق و گسترده امریکایی ها پس از کودتای 28 مرداد 32 افزودند: در مقابل اینگونه سختی ها، ملتهایی که رهبران شایسته ندارند، منفعل و تسلیم می شوند اما ملت ایران با بهره مندی از موهبت الهی رهبری امام خمینی، به تدریج آگاه و آگاه تر شد و با نهضت اسلامی، حکومت وابسته پهلوی و حامی اصلی او یعنی امریکا را هدف گرفت.
رهبر انقلاب با استناد به سخنان امام خمینی(ره) در سال 42 درباره نفرت عمیق ملت از رئیس جمهور امریکا افزودند: آن رهبر مقتدر و مصمم که به وعده های الهی، ایمانی عمیق داشت از همان ابتدای شکل گیری نهضت برای مردم تبیین کرد که هرچه شرارت و توطئه است زیر سر امریکاست.
ایشان دشمنی امریکا با انقلاب اسلامی را از همان ماههای اول پیروزی انقلاب یادآور شدند و افزودند: پس از انقلاب، امریکایی ها تا مدتها در تهران سفارت و با دولت ایران ارتباط داشتند اما حتی یک روز، از توطئه خودداری نکردند و این تجربه تاریخی، باید به برخی بفهماند که رابطه و دوستی موجب پایان خصومتها و توطئه های امریکا نمی شود.
حضرت آیت الله خامنه ای تسخیر سفارت امریکا به دست جمعی از دانشجویان را عکس العملی در مقابل ادامه توطئه های واشنگتن و پناه دادن امریکایی ها به دشمن قطعی ملت یعنی محمدرضا پهلوی برشمردند و افزودند: اسنادی که از سفارت امریکا بدست آمد نشان داد این سفارت، حقیقتاً لانه جاسوسی و مرکز توطئه های مستمر  برضد «ملت ایران و انقلاب نوپای اسلامی» بوده است.
ایشان، تأمل در اسناد لانه جاسوسی را ضروری، مهم و درس آموز خواندند و خاطرنشان کردند: این اسناد به صراحت نشان می دهد امریکایی ها در دوران شکل گیری نهضت، در مقابله رژیم ننگین پادشاهی با مردم و همچنین پس از انقلاب، پیوسته برای ضربه زدن به ملت ایران در تلاش بوده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به خاطرات هایزر، ژنرال امریکایی که در زمستان 57 برای نجات رژیم ستمشاهی به ایران آمده بود خاطرنشان کردند: این خاطرات، به خوبی نشان می دهد امریکا عملاً ژنرالهای پهلوی را برای کشتار مردم ایران، تشویق و هدایت می کرده است.
رهبر انقلاب کمک به حرکتهای تجزیه طلبانه و ضد انقلابی، کودتای موسوم به نوژه، تشویق صدام به حمله به ایران و کمکهای روزافزون به دیکتاتور منفور بغداد در طول 8 سال جنگ تحمیلی را دیگر حلقه های زنجیر توطئه های امریکا برشمردند.
ایشان تأکید کردند: امریکایی ها با بدفهمی و ناتوانی از تحلیل واقعیات ایران، در تمامی 37 سال اخیر سعی در براندازی اساسی انقلاب داشته اند اما به فضل الهی شکست خورده اند و از این پس نیز ناکام خواهند ماند.
حضرت آیت الله خامنه ای، هدف از بازخوانی زنجیره توطئه های شیطان بزرگ را، شناخت دقیق تر امریکا خواندند و افزودند: در سالهای اخیر، کسانی مغرضانه و با خط دهی امریکا و یا ساده لوحانه تلاش کرده اند با چشم پوشی بر تجربیات مکرر ملت، چهره ای بزک کرده از امریکا ترسیم و اینگونه وانمود کنند که اگر امریکایی ها، روزی دشمن ایران بوده اند امروز دست از آن توطئه ها کشیده اند!
ایشان افزودند: هدف از این تلاشها، این است که چهره واقعی دشمن از ذهنها پنهان شود تا امریکایی ها در نهان، به دشمنی خود ادامه دهند و در فرصت مناسب خنجر را از پشت فرو کنند.
رهبر انقلاب تأکید کردند: واقعیت این است که اهداف امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، هیچ تغییری نکرده و آنها اگر بتوانند جمهوری اسلامی را نابود کنند لحظه ای درنگ و تأمل نخواهند کرد اما نمی توانند، و به یاری حق، در سایه همت جوانان، گسترش و تعمیق بصیرت ملت و پیشرفت ایران، در آینده هم، در تحقق این هدف ناکام می مانند.
ایشان با اشاره به برخی نرمشهای ظاهری مسئولان امریکا در مذاکرات افزودند: باطن رفتار امریکا، پیگیری همان اهداف خصمانه گذشته است و ملت، این واقعیت را فراموش نمی کند.
رهبر انقلاب در همین زمینه افزودند: یکی از مسئولان امریکایی در مذاکرات از تنفر از جنگ گفته و حتی گریه کرده است، عده ای ساده لوح ممکن است این قضیه را باور کنند اما حمایت بیدریغ و کمکهای بیوقفه امریکا به رژیم جنایتکار، قصاب و آدم کش صهیونیستی و حمایت آنها از جنایاتی که در حق مردم یمن می شود، ماهیت واقعی آن ادعا و آن گریه را برملا می کند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به روابط عادی ایران با کشورهای مختلف جهان حتی با دولتهایی که دلشان با ملت صاف نیست افزودند: مردم ایران با وجود این رویه، به امریکا که از هر بهانه برای ضربه زدن به ملت و نابودی جمهوری اسلامی استفاده می کند به چشم دوست نمی نگرند و دست دوستی به طرف او دراز نمی کنند چرا که «شرع، عقل، وجدان و انسانیت»، این حق را به ملت نمی دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به استمرار فعالیت همه جانبه دولت امریکا برضد جمهوری اسلامی خاطرنشان کردند: آنها بتدریج فهمیده اند که علت ایستادگی ملت، باورها و اعتقادات دینی است به همین علت، امروز با ابزارهای جدید، این اعتقادات و ارزشها را آماج حمله قرار داده اند اما دانش آموزان، دانشجویان و همه جوانان ما، این حیله را بی اثر خواهند کرد.
ایشان افزودند: دشمن تلاش فراوان می کند دانشگاهها را مانند دوران ننگین رژیم پادشاهی به پلی به سمت غرب تبدیل کند، اما با هوشیاری جوانان عزیز ما، دانشگاهها به نردبانی به سمت آرمانهای بلند مدت تبدیل شده اند و جوانان ما، این موقعیت تأثیرگذار را حفظ می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، پیشرفت و قدرت ملت ایران را، علت روی آوردن دشمنان به مذاکرات هسته ای دانستند و افزودند: آنها در همین مذاکرات نیز تدابیر خصمانه ای بکار بردند تا شاید حرکت ملت را از کار بیندازند.
رهبر انقلاب، تکیه بر شناخت دشمنی عمیق امریکا با ملت ایران را به معنای چشم پوشی بر ضعفهای درونی ندانستند و افزودند: در سیاست گذاری، اجرا، تلاش و تحرک، اولویت بندی مسائل و زمینه های دیگر، ضعفهایی داریم که دشمن در موارد بسیاری، از آنها استفاده کرده است.
ایشان غفلت از دشمن اصلی و پرداختن به منازعات درونی را خطایی بزرگ خواندند و افزودند: برخی به بهانه ضعفها و مسائل داخلی، دشمن خارجی را فراموش می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: نباید دشمن را با کسانی که با آنها اختلاف نظر داریم اشتباه بگیریم، دشمن کسی است که با همه توان درصدد ضربه زدن به ملت و روی کار آوردن حکومتی دست نشانده، دلباخته، و تسلیم و مرعوب غرب است و این دشمنِ کینه توز، آگاه و جدی را نباید در هیچ حالتی فراموش کنیم.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: انتقاد، مایه پیشرفت است و جامعه نیز آزاد و دارای حق انتقاد است اما نباید این حرف تاریخی امام را از یاد ببریم که مکرر می فرمود «هرچه فریاد دارید سر امریکا بکشید».
حضرت آیت الله خامنه ای ضمن توصیه به جوانان برای «جدی گرفتن تحصیل و دانش اندوزی، ترجیح اهداف عمومی به خواسته های شخصی و افزایش آگاهی و قدرت تحلیل» افزودند: صدای ملت ایران تنها صدای رسایی است که در اوضاع آشفته جهان، برضد ظلم و استثمار و استعمار بلند است و دلهای ملتها و نخبگان را بخود جذب می کند و این صدای رسا را نباید از دست بدهیم.
رهبر انقلاب که این سخنانشان با فریادهای مرگ بر امریکای دانشجویان و دانش آموزان همراه شد افزودند: شعار و فریاد مرگ بر امریکای ملت ایران دارای پشتوانه قوی عقلانی و منطقی و برگرفته از قانون اساسی و تفکرات اصولی است که ظلم و ستم را بر نمی تابد.
ایشان افزودند: مفهوم این شعار، مرگ بر سیاستهای امریکا و استکبار است و این منطق برای هر ملتی تشریح شود آن را می پذیرد.
رهبر انقلاب در پایان سخنانشان تأکید کردند: ملت ایران مصمم و پرامید راه خود را ادامه می دهد و جوانان امروز با «افزایش ایمان و بصیرت و تکیه بر معیارهای اصلی» بدون تردید شاهد دورانی خواهند بود که ملتها از زیر سایه غولهای وحشت رها شده اند و ایران عزیز و پیشرفته، الهام بخش همه ملتها شده است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

نامه تاریخی رهبر انقلاب درباره توافق هسته‌ای

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور و رئیس شورای ‌عالی امنیت ملی، با اشاره به بررسی‌های دقیق و مسئولانه برجام در مجلس شورای اسلامی و شورای‌عالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورات مهمی را در خصوص رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه کشور صادر و با برشمردن تأکیدات و الزامات ۹ گانه در اجرای برجام، مصوبه جلسه ۶۳۴ مورخ ۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیت ملی را با رعایت این موارد و الزامات تأیید کردند. متن نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب آقای روحانی
رئیس‌جمهور اسلامی ایران و رئیس شورای عالی امنیت ملی دامت توفیقاته
با سلام و تحیت،
اکنون که موافقتنامه‌ موسوم به برجام پس از بررسی‌های دقیق و مسئولانه در مجلس شورای اسلامی؛ کمیسیون ویژه و دیگر کمیسیون‌ها و نیز در شورای عالی امنیت ملی سرانجام از مجاری قانونی عبور کرده و در انتظار اعلام نظر اینجانب است، لازم می‌دانم نکاتی را یادآور شوم تا جنابعالی و دیگر دست‌اندرکاران مستقیم و غیرمستقیم آن، فرصت‌های کافی برای رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه‌ کشور در اختیار داشته باشید.
۱ ـ پیش از هر چیز لازم می‌دانم از همه‌ دست‌اندرکاران این فرآیند پرچالش، در همه‌ دوره‌ها از جمله: هیئت مذاکره‌کننده‌ اخیر که در توضیح نقاط مثبت و در اصل تثبیت آن نقاط همه‌ سعی ممکن خود را به کار بردند، و نیز از منتقدانی که با ریزبینی قابل تحسین، نقاط ضعف آن را به همه‌ ما یادآور شدند و مخصوصاً از رئیس و اعضاء کمیسیون ویژه‌ مجلس و نیز از اعضای عالی مقام شورای عالی امنیت ملی که با درج ملاحظات مهم خود برخی از نقاط خلأ را پوشش دادند، و سرانجام از رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با تصویب طرحی محتاطانه، راه درست اجرا را به دولت ارائه کردند، و نیز از رسانه‌ ملی و نویسندگان مطبوعات کشور که با همه‌ اختلاف نظرها در مجموع، تصویر کاملی از این موافقتنامه در برابر افکار عمومی نهادند، قدردانی خود را اعلام دارم. این مجموعه‌ پرحجم کار و تلاش و فکر در مسئله‌ای که گمان می‌رود از جمله‌ مسائل به یاد ماندنی و عبرت‌آموز جمهوری اسلامی باشد، درخور تقدیر و مایه‌ خرسندی است. به همین دلیل با اطمینان می‌توان گفت که پاداش الهی برای این نقش آفرینی‌های مسئولانه، مشتمل بر نصرت و رحمت و هدایت ذات حضرت حق خواهد بود ان‌شاءالله، زیرا وعده‌ نصرت الهی در برابر نصرت دین او تخلف ناپذیر است.
۲ ـ جنابعالی با سابقه‌ چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی طبعاً دانسته‌اید که دولت ایالت امریکا در قضیه‌ هسته‌ای و نه در هیچ مسئله‌ دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند. اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در دو نامه به این جانب مبنی بر اینکه قصد براندازی جمهوری اسلامی را ندارد، خیلی زود با طرفداریش از فتنه‌های داخلی و کمک مالی به معارضان جمهوری اسلامی، خلاف واقع از آب درآمد و تهدیدهای صریح وی به حمله نظامی ـ و حتی هسته‌ای که می‌تواند به کیفر خواست مبسوطی علیه وی در دادگاه‌های بین‌المللی منتهی شود ـ پرده از نیت واقعی سران آمریکا برداشت. صاحبنظران سیاسی عالم و افکار عمومی بسیاری از ملت‌ها به وضوح تشخیص می‌دهند که عامل این خصومت تمام‌نشدنی، ماهیت و هویت جمهوری اسلامی ایران است که برخاسته از انقلاب اسلامی است. ایستادگی بر مواضع بر حق اسلامی در مخالفت با نظام سلطه و استکبار، ایستادگی در برابر زیاده‌طلبی و دست‌اندازی به ملت‌های ضعیف، افشای حمایت آمریکا از دیکتاتوری‌های قرون وسطایی و سرکوب ملت‌های مستقل، دفاع بی‌وقفه از ملت فلسطین و گروه‌های مقاومت میهنی، فریاد منطقی و دنیاپسند بر سر رژیم غاصب صهیونیست، قلم‌های عمده‌ای را تشکیل می‌دهند که دشمنی رژیم ایالات متحده آمریکا را بر ضد جمهوری اسلامی، برای آنان اجتناب‌ناپذیرکرده است. و این دشمنی تا هنگامی که جمهوری اسلامی با قدرت درونی و پایدار خود، آنان را مأیوس کند ادامه خواهد داشت.
چگونگی رفتار و گفتار دولت آمریکا در مسئله‌ هسته‌ای و مذاکرات طولانی و ملال‌آور آن، نشان داد که این نیز یکی از حلقه‌های زنجیره‌ دشمنی عنادآمیز آنان با جمهوری اسلامی است. فریبکاری آنان در دوگانگی میان اظهارات اولیه‌ آنان که با نیت قبول مذاکره‌ مستقیم از سوی ایران انجام می‌شد، با نقض عهدهای مکرّر آنان در طول مذاکرات دوساله و همراهی آنان با خواسته‌های رژیم صهیونیستی و دیپلماسی زورگویانه‌ آنان در رابطه با دولت‌ها و مؤسسات اروپایی دخیل در مذاکرات، همه نشان‌دهنده‌ آن است که ورود فریبکارانه‌ آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، نه با نیت حل و فصل عادلانه، که با غرض پیشبرد هدف‌های خصمانه‌ خود درباره‌ جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
بی‌شک حفظ هوشیاری نسبت به نیّات خصمانه دولت آمریکا و ایستادگی‌هایی که بر اثر آن در طول مسیر مذاکرات از سوی مسئولان جمهوری اسلامی به کار رفت، توانست در موارد متعدّدی از ورود زیان‌های سنگین جلوگیری کند.
با این حال محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه،‌ می‌تواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ کشور منتهی شود.
۳ـ بندهای نه‌گانه قانون اخیر مجلس و ملاحظات ده‌گانه‌ ذیل مصوبه‌ شورای عالی امنیت ملی، حاوی نکات مفید و مؤثر است که باید رعایت شود، با این حال برخی نکات لازم دیگر نیز هست که همراه با تأکید بر تعدادی از آنچه در آن دو سند آمده است،‌ اعلام می‌گردد.
اولاً: از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرایی شدن آن در برجام به بعد از اقدام‌های ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلف طرف‌های مقابل، تدارک شود، که از جمله‌ آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکــا و اتحادیه‌ اروپا مبنی بر لغو تحریم‌ها است. در اعلام اتحادیه‌ اروپا و رئیس‌جمهور آمریکا باید تصریح شود که این تحریم‌ها به‌کلی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی بر این‌که ساختار تحریم‌ها باقی خواهد ماند، به منزله‌ نقض برجام است.
ثانیاً: در سراسر دوره‌ ۸ ساله وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ تروریسم و حقوق بشر) توسط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظف است طبق بند ۳ مصوبه‌ مجلس، اقدام‌های لازم را انجام دهد و فعالیت‌های برجام را متوقف کند.
ثالثاً: اقدامات مربوط به آنچه در دو بند بعدی آمده است، تنها هنگامی آغاز خواهد شد که آژانس پایان پرونده‌ موضوعات حال و گذشته (pmd) را اعلام نماید.
رابعاً: اقدام در مورد نوسازی کارخانه‌ اراک با حفظ هویت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره‌ طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد.
خامساً: معامله‌ اورانیوم غنی‌ شده‌ موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد مطمئن در این‌‌باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور باید به‌ تدریج و در دفعات متعدد باشد.
سادساً: مطابق مصوبه‌ مجلس،‌ طرح و تمهیدات لازم برای توسعه‌ میان‌مدت صنعت انرژی اتمی که شامل روش پیشرفت در مقاطع مختلف از هم‌اکنون تا ۱۵ سال و منتهی به ۱۹۰هزار سو است،‌ تهیه و با دقت در شورای عالی امنیت ملی بررسی شود. این طرح باید هرگونه نگرانی ناشی از برخی مطالب در ضمائم برجام را برطرف کند.
سابعاً: سازمان انرژی اتمی، ‌تحقیق و توسعه در ابعاد مختلف را در مقام اجرا به‌گونه‌ای ساماندهی کند که در پایان دوره ۸ ساله هیچ کمبود فناوری برای ایجاد غنی‌سازی مورد قبول در برجام وجود نداشته باشد.
ثامناً: توجه شود که موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.
تاسعاً: وجود پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلفات و فریبکاری در طرف مقابل بویژه آمریکا، ایجاب می‌کند که یک هیئت قوی و آگاه و هوشمند برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهدات طرف مقابل و تحقق آنچه در بالا بدان تصریح شده است،‌ تشکیل شود. ترکیب و وظائف این هیئت باید در شورای عالی امنیت ملی تعیین و تصویب شود.
با توجه به آنچه ذکر شد، مصوبه‌ جلسه ۶۳۴ مورخ ۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیت ملی با رعایت موارد یاد شده تأیید می‌شود.
در خاتمه همان‌طور که در جلسات متعدد به آن جناب و دیگر مسئولان دولتی یادآور شده و در جلسات عمومی به مردم عزیزمان گوشزد کرده‌ام، رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبـه‌ اقتصاد مقـاومتی میسر نخـواهد شـد. امیـد است که مراقبت شود که این مقصود با جدیت تمام دنبــال شود و بخصوص به تقویت تولید ملی توجه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمائید که وضعیت پس از برداشته شدن تحریم‌ها، به واردات بی‌رویه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از امریکا جداً پرهیز شود.
توفیقات جنابعالی و دیگر دست‌اندرکاران را از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

سیّدعلی خامنه‌ای

۲۹ مهرماه۹۴

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

شرط جدید آمریکا برای لغو تحریم های ایران



مشاور ارشد جان کری و سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا گفت: ایران باید از حمایت از حزب‌الله لبنان دست بکشد تا تمام تحریم‌ها لغو شوند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، ماری هارف تاکید کرد لغو کامل تحریم های ایران به توقف حمایت ایران از حزب الله لبنان بستگی دارد.

جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید ایران را عامل بی ثبات کننده در منطقه خواند و گفت: من فکر می کنم همانطور که تاریخ هم نشان داده ایرانی ها در اجرای روش هایی که به بی ثباتی منطقه دامن زده است موفق بوده اند.


رابرت وورک معاون وزیر دفاع آمریکا هم در جلسه کنگره آمریکا از تصمیم عراق برای هماهنگی اطلاعاتی با ایران و همسایگانش در مبارزه با گروه تروریستی داعش ابراز شگفتی کرد.

دولت عراق پیش تر اعلام کرد هماهنگی های اطلاعاتی خود را در مبارزه با گروه داعش با ایران، روسیه و سوریه تقویت خواهد کرد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم:نباید اجازه نفوذ و بازگشت امریکا را داد/ رژیم صهیونیستی تا ۲۵ سال دیگر در منطقه وجود نخواهد داشت

نباید اجازه نفوذ و بازگشت امریکا را داد/ رژیم صهیونیستی تا ۲۵ سال دیگر در منطقه وجود نخواهد داشت/ برخی با طرح دغدغه‌های دروغین درباره سلامت انتخابات، اعتماد مردم را مخدوش می‌کنند/ رأی مردم بمعنای واقعی حق‌الناس است/ شورای نگهبان باید صلاحیتها را احراز کند
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با هشدار درباره تلاش های فریب کارانه آمریکا برای نفوذ از برخی روزنه ها، «اقتصاد قوی و مقاوم»، «توسعه روزافزون علم» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی گری بخصوص در جوانان» را سه عامل مقابله مقتدرانه با دشمنی های پایان ناپذیر شیطان بزرگ اعلام کردند و با بیان برخی نکات درباره انتخابات اسفند 94، افزودند: نتیجه هر انتخابات نیز مانند تک تک آرای مردم، حق الناس است و با همه وجود، از این حق ملت، دفاع خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ایام پربرکت ماه ذیقعده و لزوم بهره مندی از این فرصتهای گرانبها، ماه شهریور را نیز حاوی خاطراتی پرمعنا خواندند و خاطرنشان کردند: در همه حوادث این ماه از جمله کشتار مردم بیگناه به دست رژیم پهلوی در 17 شهریور 57، شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر کشور در 8 شهریور 60، ترور شهید آیت الله قدوسی و شهید آیت الله مدنی در همین ماه و حمله صدام به ایران در 31 شهریور 59، ردپای مستقیم یا غیرمستقیم امریکا مشاهده می شود.
ایشان با ابراز نگرانی از فراموش شدن تدریجی این خاطرات تأمل برانگیز به ویژه در ذهن جوانان کشور، از کم کاری دستگاههای مسئول در این زمینه انتقاد کردند و افزودند: اینگونه حوادث عبرت آموز نباید در حافظه تاریخی ملت کمرنگ شود، چرا که اگر نسل جوان از شناخت و ریشه یابی اینگونه خاطرات تاریخی و ملّی، بازماند در شناخت راهِ حال و آینده کشور دچار خطا خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با بازخوانی برخی نشانه ها از حاکمیت مطلق آمریکایی ها در دوران رژیم پهلوی خاطرنشان کردند: همه ارکان حکومت طاغوت از جمله هیأت دولت و شخص شاه تابع آمریکا بودند و مقامات آمریکایی از طریق دست نشاندگان خود همچون فرعون بر ملت مظلوم ایران حکومت می کردند، اما امام بزرگوار همچون موسای زمان، به پشتوانه ملت، آن بساط را از این سرزمین کهن، برچید.
رهبر انقلاب، پایان یافتن منافع نامشروع آمریکایی ها در ایران را علت اصلی کینه ورزی و دشمنی پایان ناپذیر آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران برشمردند.
حضرت آیت الله خامنه ای، اقدام تاریخی امام خمینی در دادن لقب «شیطان بزرگ» به امریکا را، حرکتی بسیار پرمغز برشمردند و افزودند: رئیس همه شیطانهای عالم، ابلیس است، اما ابلیس کارش فقط اغوا و فریب است در حالیکه آمریکا هم اغوا می کند، هم کشتار هم تحریم و هم فریب و ریاکاری.
رهبر انقلاب با انتقاد شدید از کسانی که سعی می کنند چهره بدتر از ابلیسِ آمریکا را فرشته نجات جلوه دهند گفتند: دین و انقلابی گری به کنار، وفاداری به مصالح کشور و عقل چه می شود؟ کدام عقل و وجدان اجازه می دهد ما جنایتکاری مانند آمریکا را بزک کنیم و دوست و مورد اعتماد جلوه دهیم؟
ایشان با هشدار درباره سیاستها و روشهای نفوذ آمریکا افزودند: شیطانی را که ملت از در بیرون کردند در صدد است از پنجره برگردد و ما نباید اجازه این کار را بدهیم.
رهبر انقلاب دشمنی آمریکایی ها را با ملّت ایران، پایان ناپذیر خواندند و به عنوان نمونه خاطرنشان کردند: در همین روزهای بعد از برجام و توافقی که هنوز سرنوشتش در ایران و آمریکا درست معلوم نیست، آمریکایی ها در کنگره مشغول توطئه و طراحی مصوبه ای برای مشکل تراشی علیه ایران هستند.
ایشان تنها راه پایان یافتن توطئه های آمریکایی ها را، اقتدار ملی ایرانیان خواندند و افزودند: باید به گونه ای قوی شویم که شیطان بزرگ از نتیجه بخشی دشمنی های خود مأیوس شود.
رهبر انقلاب در تبیین راههای دستیابی به اقتدار ملی بر سه نکته تأکید کردند: «اقتصاد قوی و مقاوم»، «علم پیشرفته و روزافزون» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی گری به خصوص در جوانان».
ایشان درباره نکته اول افزودند: اقتصاد قوی و مقاوم، از طریق اجرای عینی و بدون تأخیر سیاستهای ابلاغ شده اقتصاد مقاومتی امکان پذیر می شود که البته دولت کارهایی هم در دست اجرا دارد.
رهبر انقلاب توسعه علمی و حفظ شتاب پیشرفت علمی را نیز مهم دانستند و افزودند: تقویت روحیه انقلابی و ایستادگی در مردم، از بهترین راههای تقویت درونی است و مسئولان باید جوانان انقلابی را گرامی بدارند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش دشمن برای لاابالی و بی تفاوت کردن جوانان افزودند: آنها می خواهند روحیه حماسی و انقلابی را در جوانان بُکُشند و در داخل نیز عده ای مدام جوانان حزب اللهی را با تعابیری نظیر افراطی می کوبند که این کار بسیار غلط است.
رهبر انقلاب پس از تبیین راههای دست یابی به اقتدار روزافزون و مأیوس کردن دشمنان افزودند: امریکایی ها، اکنون با نوعی تقسیم وظایف، با ایران، دوگانه رفتار می کنند برخی لبخند می زنند و برخی در حال تهیه مصوبه علیه ایران هستند.
ایشان تلاش امریکایی ها برای مذاکره با ایران را بهانه ای برای نفوذ و تحمیل خواسته های کاخ سفید خواندند و تأکید کردند: ما فقط در قضیه هسته ای آنهم به دلایل مشخص و اعلام شده اجازه مذاکره دادیم که بحمدالله مذاکره کنندگان نیز در این عرصه خوب ظاهر شدند اما در زمینه های دیگر با امریکا مذاکره ای نمی کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته ما با همه کشورها به جز شیطان بزرگ در سطوح مختلف «دولتی، اقوام و ادیان»، اهل مذاکره و تفاهم هستیم.
ایشان همچنین با اشاره به جعلی بودن دولت صهیونیستی افزودند: برخی صهیونیستها گفته اند با توجه به نتایج مذاکرات هسته ای، 25 سال از دغدغه ایران آسوده شده ایم اما ما به آنها می گوییم شما 25 سال آینده را، اصولاً نخواهید دید و به فضل الهی، چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.
رهبر انقلاب تأکید کردند: در همین مدت نیز روحیه اسلامی مبارز، حِماسی و جهادی، صهیونیستها را راحت نخواهد گذاشت.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش پایانی سخنانشان به بیان نکاتی مهم درباره انتخابات اسفند 94 پرداختند.
ایشان با انتقاد از کسانی که از یک سال و نیم قبل درصدد انتخاباتی کردن فضای کشور برآمده اند گفتند: این موضوع به مصلحت کشور نیست، زیرا وقتی فضای رقابت و تعارضات انتخاباتی اصل می شود، مسائل اصلی به حاشیه می رود و این به نفع مردم و کشور نیست اما اکنون زمان طرح برخی نکات انتخاباتی فرا رسیده است.
رهبر انقلاب، مسئله انتخابات را بسیار مهم و مظهر حضور و اعتماد مردم و نماد مردم سالاری دینی و واقعی در ایران خواندند.
ایشان افزودند: به دلیل همین اهمیت بی بدیل، برگزاری انتخابات در ایران در 37 سال گذشته، به هیچ علتی و در هر شرایط سخت و دشوار، حتی یک روز به تأخیر نیفتاده است البته برخی سیاست بازان در مقاطعی در این زمینه تلاش کردند اما جلوی آنها گرفته شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات بی وقفه امریکا و عواملش ضد انتخابات در ایران خاطرنشان کردند:  آنها در همه دوران رژیم طاغوت حتی یک بار به انتخابات فرمایشی و نمایشی، اعتراض نکردند و اکنون هم به رژیم های دیکتاتور و وراثتی منطقه، هیچ اعتراضی نمی کنند اما ایران را با وجود دهها انتخابات کاملاً مردمی و واقعی، مدام در معرض تبلیغات منفی قرار می دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر سالم بودن همه انتخابات 37 سال گذشته افزودند: انتخابات در ایران، با معیارهای متعارف بین المللی نیز از سالم ترین و بهترین انتخابات است اما متأسفانه عده ای در داخل در اقدامی غلط در سلامت انتخابات خدشه می کنند و حتی از قبل از انتخابات از تقلب و دغدغه ناسالم بودن انتخابات حرف می زنند.
رهبر انقلاب حضور پرشور ملت در همه انتخابات 3 دهه اخیر را نشانه اعتماد به نظام دانستند و افزودند: چرا عده ای با طرح دغدغه های دروغین و مباداگویی های بی مبنا، این اعتماد را خدشه دار می کنند؟
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: بدیهی است که در موضوع سلامت انتخابات مراقبتهای شدیدی به عمل می آید و به کسی اجازه چنین کارهایی داده نمی شود پس تکرار این حرفها با چه هدفی صورت می گیرد؟
ایشان در بحث مراقبت از سلامت انتخابات، به نقش قانونی و مؤثر شورای نگهبان اشاره کردند و افزودند: از بزرگترین برکات شورای نگهبان این است که مراقب هر گونه خطا و اشتباه است که البته دستگاههای دیگر هم در این زمینه، فعال هستند.
رهبر انقلاب در تبیین سلامت انتخابات پس از انقلاب خاطرنشان کردند: البته در برخی انتخابات گزارشهایی در مورد اشکال در انتخابات وجود داشت که دستور بررسی دقیق داده و معلوم شد آنگونه نبوده است، ضمن اینکه گاه در گوشه و کنار، مشکلاتی و تخلفاتی نیز وجود داشته اما هیچکدام در نتیجه انتخابات مؤثر نبوده است.
رهبر انقلاب، رأی مردم را به معنای واقعی کلمه «حق الناس» خواندند و تأکید کردند: مراقبت از رأی هر ایرانی، «واجب شرعی و اسلامی» است و هیچ کس حق ندارد در این امانت خیانت کند ضمن اینکه «نتیجه آرای» مردم نیز مظهر کامل حق الناس است و همه باید در مراقبت و دفاع از آن تلاش کنند.
رهبر انقلاب ایستادگی در مقابل اصرار عده ای برای باطل اعلام شدن نتیجه انتخابات 88 را نمونه ای از صیانت از نتایج آرای ملت و دفاع از حق الناس برشمردند و افزودند: 40 میلیون نفر با حضور پرشور، به میدان آمدند، نتیجه انتخابات نیز هرچه بود ما بطور کامل از آن دفاع می کردیم، همچنانکه در همه انتخابات دیگر نیز پشت نتایج آرای ملت هرچه باشد می ایستم و اجازه خدشه در آن را نمی دهم.
رهبر انقلاب با اشاره به حرفهای بی منطقی که در باب انتخابات درباره وزارت کشور و شورای نگهبان زده می شود تأکید کردند: شورای نگهبان چشم بینای نظام در انتخابات است و در همه دنیا، چنین نهادی با اسم ها و عناوین متفاوت وجود دارد.
ایشان افزودند: نظارت شورای نگهبان در انتخابات، استصوابی و مؤثر است و این نظارت بخشی از همان حق الناس است و باید آن را رعایت و حفظ کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر ضرورت احراز صلاحیتها در انتخابات افزودند: شورای نگهبان مراقبت می کند که اگر به علت برخی کوتاهی ها، افراد بی صلاحیت، به عنوان نامزد وارد عرصه انتخابات شدند، جلویش را بگیرد و این حق قانونی، منطقی و عقلی شورا است.
حضرت آیت الله خامنه ای حضور پرشور مردم در انتخابات را ضامن حفظ کشور خواندند و افزودند: جمهوری اسلامی به شرط وحدت و انسجام ملت و پرهیز از دو دستگی، بدون تردید شامل نصرت الهی شده و بر همه دشمنان پیروز خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دوش آب سرد وسط جنگ ،عنوان یادداشت روز کیهان

آقای روحانی سه‌شنبه گذشته در جمع مردم همدان گفت: «با مذاکره و توافق توانستیم سایه شوم جنگ را از سر مردم برداریم». این گزاره درست باشد یا نادرست، یک پیش فرض مسلم را باخود دارد؛ «آمریکا دشمن ماست و می‌خواسته به ملت ما شلیک کند». در جبهه مقابل، باراک اوباما ضمن اینکه تصریح می‌کند به اعتبار جنگ عراق و افغانستان، چشم‌انداز هر نوع جنگی آن هم با ایران، پر هزینه و تیره و تار است، تأکید می‌ورزد «مواضع انقلابی ایران آزار دهنده است... در بحبوحه جنگ سرد با شوروی وارد مذاکره شدیم و ناچار بودیم در آن توافق موشکی، امتیازاتی بدهیم اما در نهایت ما بدون شلیک یک گلوله به سمت شوروی، برنده جنگ سرد شدیم». مفهوم دیگر این سخن آن است که ما به شوروی، از موقعیت و گاردی که تصور نمی‌شد، ضربه زدیم و نه از جبهه نظامی که امکان پیروزی فراهم نبود. عراق و سوریه و یمن کوچک، گواهانی بر ناتوانی آمریکا و متحدان اوست.
رهبر معظم انقلاب در دیدار هیئت دولت چند دغدغه و اولویت را مورد تأکید قرار دادند. 1- دشمنی دشمن را فراموش نکنیم 2- حفظ شتاب علمی 3- فرهنگ 4- مسئله اقتصاد که از همه فعلی‌تر و نقدتر است. فرمودند «یک نکته در تمام شدن مسئله هسته‌ای جزو نگرانی‌ها و دغدغه‌های بنده است و آن این است که ما توجه کنیم به هدف‌هایی که دشمنان صریح جمهوری اسلامی در ذهن خودشان می‌پرورانند... مسلم است که دشمنی‌های دشمنان از اول انقلاب تا حالا کاسته نشده... منتها خب کارها تطور پیدا کرده، یک وقت یک جور دشمنی می‌کردند و ضربه می‌زدند، حالا با ابزار دیگری. این را مطلقاً همه مسئولین دستگاه‌های مختلف توجه داشته باشند که ما در داخل نقشه طراحی شده دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم؛ که فلان تصمیمی که ما می‌گیریم در زمینه سیاست و اقتصاد و تجارت و فرهنگ، کمک بکند به آن بسته تعیین شده دشمن که ما از حرف‌ها و نوشته‌های اینها می‌توانیم مقاصدشان را بفهمیم... حالا مادر مقابل این دشمنی چه کار باید بکنیم، آن بحث دیگری است اما دشمنی را فراموش نکنیم... عمده این است که فراموش نکنیم در مقابل ما یک جبهه‌ای وجود دارد که بنای بر دشمنی دارد... کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتخاذ مواضع انقلابی باید صراحت داشت یعنی رو دربایستی نکنیم... چند روز قبل از این گفتم که اینها درصدد نفوذند، در صدد رخنه‌اند... مسئله دیگر مسئله فرهنگ است... گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به خاطر مسائل فرهنگی. یعنی اهمیت مسائل فرهنگی این جور است...».
به تعبیری، ترکیب خواب زدگی در برابر نقشه دشمن و شبیخون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می‌تواند آسیب‌ها و تخریب‌هایی به مراتب شوم‌تر از جنگ را برای یک ملت به همراه آورد و مهم‌تر از فروریختن خاکریز خودی در حمله نظامی دشمن باشد. اولین تهدید در این عرصه، تحلیل و ارزیابی جابه‌جا نسبت به دشمن، و دوست یا منجی معرفی کردن اوست یا دست کم اینکه، به مردم القا شود شیطان بزرگ و متحدانش به مرحله تنش‌زدایی و حل مسائل با ایران رسیده‌اند. این در حالی است که مثلاً اوباما برای دومین بار می‌گوید «اگر می‌توانستیم حتی پیچ و مهره‌های تأسیسات اتمی ایران را هم باز می‌کردیم اما حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز از برنامه هسته‌ای ]یعنی پیشرفت علمی و فنی[ پشتیبانی می‌کنند» و «ساختار تحریم‌ها را علیه ایران حفظ می‌کنیم و تحریم‌هایی هم که پس از انجام همه تعهدات ایران تعلیق می‌شوند، به طور خودکار برگشت‌پذیر هستند».
آیا می‌توان رفتار آینده جبهه استکبار را براساس رفتار دیرینه آنها پیش‌بینی کرد؟ یک نگاه، تلقی فلان روزنامه زنجیره‌ای- متهم به پایگاه مطبوعاتی دشمن بودن - است که درست در سالگرد کودتای آمریکایی و انگلیسی 28 مرداد از قول یک روشنفکر غربگرا نوشت «من باید روی سرتان آب سرد بریزم چون اصلاً این را که باید از تاریخ درس عبرت بگیریم، قبول ندارم». در مقابل این تلقی غیر انسانی و نابخردانه، تلقی انسانی و خردمندانه قرار دارد که از زبان امیر مؤمنان و در سفارش به امام حسن - علیهما‌السلام- بیان شده است. «فرزندم! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبار آنان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا اینکه مانند یکی از آنان شدم بلکه گویا از اولین تا آخرین آنها را همراهی کرده و با آنان زیسته‌ام... برای امور پیش نیامده، به واسطه آن چه واقع شده استدلال کن چرا که امور دنیا شبیه هم هستند و از کسانی نباش که اندرز و موعظه سودی به آنان نمی‌بخشد مگر زمانی که به آزار و رنج برسد؛ که عاقل با آموختن و تربیت پند می‌پذیرد و چهارپایان، اندرز نمی‌پذیرند جز با زدن... و الهَوی شریک العَمی. و هواپرستی شریک کوری و نابینایی است» (نامه 31 نهج‌البلاغه).
آمریکا و انگلیس چموش از اشغال ایران در شهریور 1320 تا کودتای 1332 و سپس انواع کودتاها و ترورها و عملیات خرابکاری و تحمیل جنگ 8 ساله و تحریم‌های گوناگون اقتصادی  و سنگ‌اندازی در برابر پیشرفت علمی و... چند بار باید به خواب زدگان تاریخ ما لگد بزنند تا باور کنند آنها دشمنند و به دشمن، سر سوزنی نباید اعتماد کرد یا نباید با آنها از موضع ضعف و نرمش و مداهنه -و بدتر از همه همرازی و محرم اسراری- سخن گفت؟! چگونه می‌توان فراموش کرد در حالی که رئیس جمهور سودای ارتقای اعتبار پاسپورت ایرانی را داشت، همین دولتمردان آمریکایی، پاسپورت سفیر برگزیده وی برای دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل را پس زدند و معاون سیاسی دفتر آقای روحانی را رسماً «تروریست» خواندند؟! اگر آمریکا دشمن است- که در دشمنی او تردیدی نیست- چگونه است که وقتی همین دشمن یک طیف سیاسی را در داخل نشان می‌کند و با صدای بلند می‌گوید ترجیح ما، روی کارآمدن این طیف است و توافق باید به آنان در این مسیر کمک کند، رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت یا وزارت امور خارجه کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کنند؟ آیا این مصداق «با دف و آهنگ خواب کردن شکار» در تعبیر امیر مؤمنان(ع) نیست و دام گذار را به طمع بیشتر نمی‌اندازد؟!
16-17 سال پیش زنجیره‌ای از مطبوعات، احزاب و گروهک‌ها، و برخی دولتمردان در وزارتخانه‌های ارشاد، کشور و علوم شرایطی را فراهم آوردند که از درون آن هجوم مغول‌وار به تمام ارزش‌های ملت ایران و سپس آشوب نیابتی تیر ماه 78 سر برآورد. برخی از متهمان اول آن رویدادها- در حد وزیر و معاون وزیر و نماینده مجلس- اکنون در آمریکا یا اروپا پناهندگی گرفته‌اند، برخی به اعتبار تکرار خیانت در سال 1388 در بازداشت به سر می‌برند، بعضی دیگر مشغول بازسازی روند گذشته‌اند و شماری هم به مراکز دولتی در حد مدیر کل و معاون و... بازگشته‌اند. آقای روحانی 23 تیر 78 این جماعت را به صراحت مزدوران آمریکا و اسرائیل که باید سرکوب شوند معرفی کرد و پرسش این است که چگونه همین جماعت، مؤتلف و شریک دولت شده و با صراحت دولت آقای روحانی را- با عرض پوزش- «رحم اجاره‌ای» برای پروژه خود توصیف می‌کنند. بارگذاری آنها در دولت، جز به معنای باز تولید رادیکالیسم، آشوب افکنی، غوغاپردازی و حاشیه‌سازی، و ایجاد غفلت نسبت به دشمنی دشمن یا بزک کردن و به جای دوست جا زدن اوست؟! آقای وزیر ارشاد یا وزیران کشور و اطلاعات و علوم و آموزش و پرورش و... پس‌از شنیدن هشدار صریح رهبر انقلاب و رصد تحرکات میدانی خیانت پیشگانی که به دولت نظر سوء دارند و دست‌درازی می‌کنند، کدام حرکت را به استقبال از این هشدار یا برای صیانت از ناموس و حیثیت دولت آغاز کرده‌اند؟ آیا تجدید فعالیت اتاق‌های فتنه و آشوبی نظیر خانه احزاب و خانه سینما- و تحرکات مشابه برای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران- یا فعالیت دوباره احزاب رادیکال و منحله با اسامی جدید (نظیر اتحاد ملت و...) در کنار بزک‌کاری 24 ساعته نشریات و رسانه‌های زنجیره‌ای نسبت به آمریکا و انگلیس - و ایجاد حاشیه و جنجال برای موضوعات مبتذل- نباید گوشی را دست برخی دولتمردان بدهد؟ یا اینکه خدای نکرده با مدیران آلوده جدیدی شبیه مهاجرانی‌ها و رمضان‌پورها روبرو هستیم که صدای سقوط آنان بعداً بلند خواهد شد؟
دی ماه 1379 در حالی که جریان رخنه و نفوذ، تحرکات خود را در دولت وقت سامان می‌داد، استراوب تالبوت معاون وزیر خارجه آمریکا خاطرات خود را منتشر کرد. او که در گذشته مدیر دفتر مطبوعاتی مجله تایم در مسکو بوده، در خاطرات خود در زمینه رخنه به شوروی می‌نویسد «نقش‌ها بین کارکنان دفتر ریاست جمهوری آمریکا تقسیم شده بود. عده‌ای با گورباچف و برخی دیگر با یلتسین در تماس مداوم بودند؛ به گورباچف اطمینان می‌‌دادند که در نهایت، غرب طرف او را خواهد گرفت و همزمان یلتسین را تشویق می‌کردند که اگر او بر ضعف‌های ساختاری جماهیر شوروی تأکید کند، غرب از او حمایت خواهد کرد... اکثر کشورهای عضو ناتو با آمریکا در فروپاشی هم عقیده بودند». این، راز پیروزی بدون شلیک حتی یک گلوله است که اوباما می‌گوید و باید دید پروژه آن روز چه شباهتی با برخی تبادل پیام‌ها دارد، از جنس سخنانی که جان‌کری و فیلیپ‌ هاموند و... می‌گویند مبنی بر اینکه فلان طیف یا گروه یاچهره‌های سیاسی را در ایران ترجیح می‌دهند؟! اگر بگوییم برای بدنام کردن و ترور شخصیت است، پس چرا افراد نشان شده، به صراحت، شعارهای انقلاب و امام را در برابر شیطان بزرگ سردست نمی‌گیرند و بر سینه آمریکا و انگلیس نمی‌کوبند؟! گیر کار کجاست؟ آیا آتویی در دست دشمن است یا صرفاً از سر غفلت و نشناختن نقشه دشمن است که باعث می‌شود در زمین و نقشه او بازی کنند؟ حکایت این دو طیف خارجی و داخلی حکایت «ریل‌گذار» و «لکوموتیوران» است. ممکن است لکوموتیوران ادعا کند که قطار را من می‌رانم که بیراه هم نیست اما این قطار، لاجرم روی ریلی حرکت می‌کند که ریل‌گذار چیده است. هرکس دشمنی دشمن را انکار یا رقیق می‌کند یا بدتر، دوستی و تنش‌زدایی و تعامل نشان می‌دهد، لاجرم روی ریل دشمن حرکت می‌کند؛ همچنان که هرکس جبهه و خط اصلی را از استکبار به داخل منتقل می‌کند و رقابت‌های سیاسی را چنان فربه می‌کند که منافع و امنیت ملی را به حاشیه پرت می‌کند، او هم به مقصد دشمن راه می‌برد.
مذاکرات پایان یافته است اما دشمنی دشمن، نه. استفاده از ظرفیت دیپلماسی حتی در قبال دشمن یک بحث است و بار کردن همه مسئولیت‌ها و مشکلات بر دوش مذاکره و معامله با دشمن سر موضع، یک موضوع کاملاً متفاوت. انفعال در حدی که مثلاً وزیر خارجه انگلیس در بازگشت از سفر تهران ادعا کند موضع دولت ایران نسبت به اسرائیل اندکی تغییر یافته، دادن آدرس غلط به حریف است. اشکال کار این است که به جای استفاده از ظرفیت‌های داخلی برای مقابله با فشار و تهدید و چالش خارجی، کسانی برآنند که از ظرفیت فشار (دوپینگ) خارجی برای رقابت و تسویه حساب در داخل بهره بگیرند؛ درست مانند کاری که یک مقام اصلاح‌طلب دولت در مصاحبه با بی‌بی‌سی- آن‌هم در شب سالگرد کودتای 28 مرداد - مرتکب شد و تصریح کرد «توافق هسته‌ای، اهرمی در اختیار اصلاح‌طلبان در مقابل سایر گروه‌ها قرار می‌دهد». این طیف به جای اینکه مقابل بیگانگان عایق باشند و از فشار خارجی بکاهند، کاملاً «رسانا» عمل می‌کنند بلکه ایستگاه تقویت فشار خارجی در داخل می‌شوند. بخشی از این طیف به حیات انگلی و غوغا زیستی خو‌کرده‌اند و اگر شرّ آنان از سر دولت کم نشود، می‌توانند مصیبت و سرشکستگی دولت موسوم به اصلاحات را بازسازی کنند؛ جایی که حتی کسی با مختصات خاتمی،‌«اردک لنگ» و «شاه سلطان حسین» نام گرفت و در شیپور عبور از او دمیدند و وسط دانشگاه هو کردند. آنها به حساب هاشمی و... هم رسیدند هر چند که حالا ادبیات خود را عوض کرده باشند. آیا دولتمردان، امروز به این عبرت‌ها به دیده اعتبار می‌نگرند؟ ما اکثر العبر و اقل الاعتبار. عبرت‌ها چه بسیارند و عبرت‌پذیران چه اندک!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

ماجرا فراتر از برجام است عنوان یادداشت روز کیهان

شاید عجیب به نظر بیاید اما چاره و تدبیر گشایش در امور، همان است که برای بستن راه نفوذ دشمن نیز لازم است. راه نفوذ دشمن با همان فرمولی بسته می‌شود که بن‌بست‌ها با آن می‌شکند و مضیقه‌ها رو به گشایش می‌گذارد. رهبر معظم انقلاب 26 مرداد امسال در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت فرمودند «نقشه دشمن در منطقه عمدتاً بر دو پایه استوار است، یکی عبارت است از ایجاد اختلاف. دومی عبارت است از نفوذ. این اساس نقشه دشمن است... البته متخصص این کار انگلیسی‌ها بودند؛ آنها در ایجاد اختلاف مذهبی تخصص دارند و آمریکایی‌ها هم از آنها یاد گرفتند و با همه وجود، امروز دارند کار می‌کنند». در این زمینه تحلیل 8 سال پیش دکتر مایکل برانت (رئیس بخش شیعه‌شناسی و از معاونان اسبق سیا) قابل تأمل است. وی ضمن انتشار کتابی، از هزینه 900 میلیون دلاری برای شناسایی و مبارزه با شیعه ‌انقلابی خبر داده و تصریح کرد که پس از ضربه بزرگ انقلاب ایران در 1979 به سیاست آمریکا و پس لرزه‌های آن، نمایندگان سیا و MI6 انگلیس دور هم جمع شدند تا به آسیب‌شناسی ماجرا بپردازند. «در این گردهمایی‌ها نتیجه‌گیری شد که فراتر از سیاست‌های شاه، این رهبری سیاسی (مرجعیت و روحانیت) شیعه و شهادت حسین نوه پیامبر اسلام]ص[ در 1400 سال پیش است که مردم ایران را برای انقلاب به حرکت آورده است... با مشورت  MI6 که سابقه و تجربه بیشتری در منطقه خاورمیانه دارد، به جای تفرقه بیانداز و حکومت کن، سیاست تفرقه‌بینداز و نابودکن را انتخاب کردیم.»
اگر راه نفوذ دشمن در تفرقه‌افکنی است، بستن راه او و گشودن مسیر رونق و پیشرفت در الفت و همدلی نهفته است. این تعبیر شریف از امیر مؤمنان(ع) در خطبه 120 نهج‌البلاغه است که فرمود «کجایند گروهی که به اسلام فرا خوانده شوند پس پذیرفتند... و هیجوا الی الجهاد فَوَلَهوا وَلَهَ اللّقاح الی اولادها... و به جهاد برانگیخته شدند پس همانند اشتیاق ماده شتر به فرزند جدا شده‌اش، مشتاقی نشان دادند... آنها برادران من بودند که رفتند و سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و در فراق آنان انگشت به دندان بگزیم. همانا شیطان راه‌های خود را برای شما هموار می‌کند و می‌خواهد گره به گره، دین شما را از هم بگشاید. و جماعت و اتحاد شما را بگیرد و در ازای آن تفرقه بدهد و با تفرقه، فتنه را ارزانی شما دارد (ویعطیکم بالجماعهًْ الفُرقَهِ، و بالفٌرقَهًِْ الفتنه) بنابراین از وسوسه‌ها و تبهکاری‌های او رویگردان شوید و نصیحت را از کسی که به شما هدیه می‌کند بپذیرید». یعنی دامن زدن یا افتادن در دام تفرقه -به هر بهانه که باشد- یک بده بستان شوم با شیطان‌ است؛ وحدت را می‌دهید و تفرقه را می‌گیرید و تفرقه را که گرفتید، شیطان به شکل سنجاق شده و خودکار، فتنه را نیز بر سر شما می‌ریزد. به تعبیر رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران حج «به برکت اتحاد و اتفاق، موفقیت‌های بزرگی به دست آوردیم؛ این را بعضی کشورهای دیگر ندانستند و نفهمیدند. براثر یک اختلاف... می‌افتند به جان هم و همدیگر را مثل دشمن می‌کوبند... وقتی نعمت خدا را که تفضل کرده نشناختیم، شکرگزاری نکردیم، کفران کردیم، خب خدای متعال هم رفتار خودش را تغییر خواهد داد... تا وقتی من و شما در راه راست حرکت می‌کنیم خدای متعال نعمتش را بر ما باقی نگه می‌دارد».
قرآن کریم در سوره محمد(ص) با قاطعیت می‌فرماید «آنان که کافر شدند، (خداوند) عملشان را نابود می‌کند. و آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ... خداوند بدی‌های آنها را می‌پوشاند و امورشان را -از نابسامانی- به صلاح و سامان می‌رساند». الفت و اتفاق و اتحاد در تراز یک ملت بود که نقشه کاملاً حساب شده آمریکا در صحرای طبس را اسباب سرشکستگی همیشگی شیطان بزرگ قرار داد و پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران را تبدیل به تور و تله بزرگ برای گروهک منافقین کرد تا دست به خودکشی جمعی بزنند. و مگر 2 پروژه نیابتی مثلث سیا و ام آی سیکس و موساد در سال‌های 1378 و 1388 جز براساس فهم و محاسبه بد از ملت ایران اجرا شد و جز به برداشته شدن نقاب از صورت منافقین انجامید؟ آیا شروع این شبیخون‌ها به اعتبار نفوذ دشمن و تفرقه‌انگیزی و یارگیری از درون نبود و آیا تبدیل هر دو ماجرا به مرصاد منافقین جدید و نیروهای 20 سال دست‌چین شده دشمن - با وجود همه ضعف‌ها-  جز به برکت ایمان و اتحاد بود؟ آیا حقانیت «کَفَّرَ عنهم سیّئاتهم و اصلح بالهم» را به چشم ندیدیم؟! و آیا برای چندمین بار ایمان نیاوردیم که «ام یریدون کیداً. فالذین کفرو هم المکیدون. آیا می‌خواهند کید بورزند؟ پس آنان که کافر شدند، خود در دایره مکر الهی قرار دارند» (طور- 42).
واقعیت این است که وضعیت امروز بسیار پیچیده‌تر از مثلاً 5 یا 10 سال قبل است. این پیچیدگی البته هم هشدار و هم بشارت است. هشدار است به این معنا که دشمن سوژه‌ها و چهره‌های تازه‌ای برای جولان طمع خویش یافته و بر این اساس نقشه‌های پیچیده‌تری چیده است. و بشارت است از منظر دیگر و آن اینکه آزمون سخت‌تر، برای آزمودگانی است که از آزمون‌های قبلی با سربلندی بیرون آمده‌اند و گرنه، مثلاً معنا ندارد که کسی در کنکور دانشگاه مردود شود و بتواند پای آزمون دکترا بنشیند. البته که آزمون دوره دکترا از آزمون ورود به دانشگاه سخت‌تر است اما آن که به دنبال رشد و  مدارج بالاتر است، این سختی و پیچیدگی را با افتخار و آغوش باز به جان می‌خرد. بنابراین پیچیدگی شرایط و فزونی فشارها و نقشه‌های دشمن، ضمن آن که چشم و گوش ما را تیز می‌کند، باید بر امید و اراده و ایمان و حسن ظن ما به وعده‌های نصرت و تعلیم و هدایت الهی بیفزاید؛ که فرمود «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا». کلیدی‌ترین راهبرد در این مصاف بزرگ و سرنوشت‌ساز، همان الفت و همدلی است.
احتمالاً راهبردی‌تر از این رهنمود حضرت ولی عصر- ارواحنا له‌الفدا- نتوان سراغ گرفت که فرمود «لو اَنَّ اشیاعنا وفّقهم الله لطاعته علی اجتماعٍ من القلوب فی‌الوفاء بالعهد علیهم لمّا تأخر عنهم الیمن بلقائنا... اگر شیعیان ما- که خداوند آنها را به اطاعت خود موفق بدارد- برای وفای به عهدی که برعهده آنهاست یکدل و همدل بودند، میمنت دیدار ما به تأخیر نمی‌افتاد». بهانه اختلاف مهم نیست، مهم این است که هر اختلافی میان دوستداران آن حضرت به ویژه در میان نخبگان و پرچمداران و متولیان امور، امر فرج و روزگار گشایش حقیقی امور را برای دوره‌ای کمابیش دور به تأخیر می‌اندازد. با چنین نگرشی آیا کوچک‌ترین اختلاف و دودستگی و نقار، با هر بهانه‌ای که باشد، جفا در حق ملت و امت و بشریت نیست؟ ما مأمور به وحدت و الفت هستیم و پرسش اساسی این است که اختلاف مختارها و ابراهیم بن مالک‌ها یا شیخ فضل‌الله‌ها و طباطبایی و بهبهانی‌ها، و نظایر این اختلاف‌ها - کم یا زیاد- در 37 ساله پس از انقلاب تا کجا قرار است راه‌های رخنه دشمن را بگشاید یا راه‌های گشوده موفقیت را ناهموار کند؟ کش و قوس میان مالک‌ها و اشعث‌های بدعهد در درون جبهه خودی یک غصه است و غافل شدن خوبان از دشمن و دست به گریبان هم شدن در طول تاریخ، غمی دیگر. چرا راه دور برویم؟ از مجادله بر سر شریعتی تا اختلاف بر سر بنی‌صدر و سپس برخی دوگانه‌های قلابی بر سر اشخاص و چهره‌ها در همین دهه اخیر و این آخری - با تفاوت‌هایی- مذاکرات هسته‌ای و برجام!  
معلوم است که سرنوشت جمع‌بندی مذاکرات (برجام) و تصویب یا رد آن برای کشور و ملت و نظام ما اهمیت دارد و درست به همین دلیل رهبر حکیم انقلاب ظرف همین یکی دو سال اخیر بارها ضمن حمایت و پشتیبانی از تیم مذاکره‌کننده، به دفعات ضمن اشاره به بدعهدی، حیله‌گری و فریبکاری دشمن فرمودند «من نگرانم»، «دغدغه جدی دارم» و «آمریکایی‌ها می‌خواهند از توافقی که هنوز تکلیفش و رد یا قبول‌شدنش معلوم نیست، وسیله‌ای برای نفوذ بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته‌ایم». ترسیم مکرر خطوط قرمز، تذکرهای بهنگام درباره نقشه دشمن و به هم زدن بازی او و سرانجام تأکید چندباره بر لزوم ملاحظه و بررسی دقیق و با جزئیات برجام در مجاری قانونی (مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی) درست خلاف مشی کسانی است که بالش زیر سر افکار عمومی می‌گذارند و دعوت به نیاندیشیدن و ندیده پذیرفتن می‌کنند. در عین حال و با وجود اهمیت سرانجام توافق، موضوع مهم‌تری در میان است که فربه‌شدگی برجام نباید مانع از دیدن آن مسئله مهم‌تر شود و آن نقشه و تقلای دشمن برای یافتن جای پای نفوذ در منطقه و در داخل کشور- از جمله به بهانه برجام و غیر آن- است. البته تعابیری نظیر پساتوافق یا پساتحریم، یک اشتباه یا مغالطه بزرگ است اما باید متوجه بود که نقشه دشمن فراتر از این توافق است و برجام- تصویب بشود یا نشود- تنها یک ایستگاه از آن نقشه است. بنابراین در مواجهه با نقشه پیچیده دشمن، هم باید این ایستگاه و هم آن مقصد نهایی را ملاحظه کرد.
به این معنا و در مقایسه با ماجرای بزرگ‌تر، قصه برجام برای ما یک آزمایش و رزمایش است. مسئله مستحدثه‌ای پیش آمد که خیلی سابقه نداشت و ما را - که شاید اندکی سنگین شده بودیم- به تکاپوی فکری و تحرک عملی بیشتر واداشت تا گوشی دستمان بیاید که باید چابک‌تر، منسجم‌تر، مهیاتر، سازمان‌یافته‌تر، مآل‌اندیش‌تر و مجاهدتر، خمیده‌تر و پا به رکاب‌تر، فهمیده‌‌تر و با هم مرتبط‌تر و تقسیم کار شده‌تر و هم‌آهنگ‌تر در خط مقدم دفاع و حمله باشیم، نقشه داشته باشیم و نقشه دشمن را بشناسیم؛ که اگر این هوشیاری، پدید آمده و ما را به حرکت آورده باشد، یا ضعف‌های سازمانی و ارتباطی را متذکر ما شود به هزینه‌های پرداخته شده تا اینجا می‌ارزد.
ماجرای اصلی این است؛ انگلیس با 150 سال  و آمریکا با 70 سال پیشینه مهره‌چینی و شبکه‌سازی و نفوذطلبی در ایران به انضمام شبکه جهانی صهیونیسم و سرمایه‌داری، همه بدبختی‌ها و سرشکستگی‌های خیره‌کننده خود را در 37 سال اخیر در منطقه غرب آسیا (زرادخانه ثروت و قدرت و موقعیت استراتژیک) به درستی از پیدایی و مانایی انقلاب اسلامی می‌بینند و رمز آن را نیز در اتحاد کلمه و همدلی نظام امت - امامت می‌دانند. آنها برای شکستن این اتفاق مقتدر، طیف‌هایی را نشان کرده‌اند که در ادبیات صریح جان‌کری در شورای روابط خارجی آمریکا و فیلیپ هاموند در مصاحبه با الشرق‌الاوسط به دروغ، «اصلاح‌طلبان» و «میانه‌روها» معرفی می‌شوند. کری نگران سرنوشت آنها در انتخابات است و هاموند می‌گوید امیدواریم بحث به نفع اصلاح‌طلبان تمام شود. جک استراو وزیر خارجه سابق انگلیس نیز بهمن پارسال در مجلس عوام تصریح کرد امیدواریم نیروهای خیر(!) بتوانند وضعیت را در ایران به کمک ما تغییر دهند اگر رویتر می‌نویسد «مذاکرات هسته‌ای می‌تواند تنش سیاسی در ایران را تشدید کند»، ولی رضا نصر مشاور دولت اوباما در نیویورک‌تایمز خاطر نشان می‌کند «توافق هسته‌ای باید بتواند بر انتخابات مجلس و خبرگان ایران اثر بگذارد». تکلیف روشن است. باید جای پاهایی را که دشمن به واسطه آنها می‌خواهد در عمق جبهه ملت ایران شکاف بیاندازد، در میان مطبوعات و احزاب و برخی سیاسیون شناسایی کرد و این پناهگاه‌ها و پوشش‌ها را فرو ریخت یا بی‌اعتبار و انگشت‌نما کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

معاون وزیر خارجه آمریکا: برچیده شدن توانمندی هسته ای ایران خیالی خام و رویاست

معاون وزیر خارجه آمریکا با بیان اینکه بیش از 90 کشور جهان از توافق با ایران حمایت کرده اند، اظهار داشت: برچیده شدن توانمندی هسته ای ایران خیالی خام و رویاست لذا کنگره از فرصت تصویب این توافق استفاده کند.
 وندی شرمن در مجلس سنای آمریکا اذعان داشت: شدیدترین تحریم ها هیچگاه موجب متوقف شدن فعالیت های هسته ای ایران نشده است.

عضو ارشد تیم هسته ای مذاکره کننده آمریکا افزود: در دوره ریاست جمهوری اوباما شدیدترین تحریم ها علیه ایران صورت گرفت ولی ایران با وجود این تحریم ها موفق شد شمار سانتریفیوژهای خود را از تعداد حدود 5 هزار به 19 هزار و دویست افزایش دهد.

شرمن با اشاره به اینکه تحریم ها هیچگاه برنامه هسته ای ایران را نمی تواند متوقف کند، گفت: برخی معتقدند با بیشتر کردن تحریم ها، توانمندی های هسته ای ایران برچیده خواهد شد ولی در جواب باید گفت که این خیالی خام و رویاست.

به گزارش ایرنا، وی در خصوص اصرار نمایندگان و سناتورهای آمریکا برای دسترسی به توافقات میان آژانس و ایران، گفت: این توافقات بعنوان استاندارد بین آژانس و دیگر کشورها محرمانه خواهد ماند.

معاون وزیر خارجه آمریکا افزود: همانگونه که آژانس بعنوان نهادی مستقل از در اختیار گذاشتن مدارک آمریکا به دیگر کشورها اجتناب می کند، توافقنامه ایران را نیز در اختیار آمریکا یا کشور دیگری قرار نخواهد داد.

عضو ارشد تیم هسته ای مذاکره کننده آمریکا گفت: یوکیا آمانو، مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در پاسخ به دعوت فراجناحی نمایندگان در نشستی غیررسمی به تشریح و رفع نگرانی ها خواهد پرداخت.

وی با بیان اینکه بیش از 90 کشور در حمایت از توافقنامه ایران بیانیه عمومی صادر کرده اند، افزود: کشور های جهان برای برقراری نظام تحریم بر ایران مجبور به تصمیمات بسیار سختی بودند و حال با دستیابی به توافق، کنگره این فرصت را پیدا کرده است که با تصویب این توافقنامه، موجبات امنیت آمریکا و متحدانش را فراهم آورد.

شرمن که پیش از این گفته بود پس از توافق با ایران، وزارت خارجه آمریکا را ترک خواهد کرد و بازنشسته خواهد شد، همچنان با حضور مستمر و تشریح جزییات توافق وین، در تلاش برای به سرانجام رساندن این توافقنامه و تصویب نهایی در کنگره آمریکا می باشد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

شما سلطان بانوی مائی یا سلطان بانوی وزیر اعظم ؟و ما هم نفمیمدیم دولت ،دولت مردم ایران است یا دولت آمریکا !؟

معاون حقوقی رئیس جمهور در اظهارنظری غیرقانونی گفت: این که به مصلحت باشد و یا نباشد که مجلس، مهر تأیید پای توافقنامه بگذارد، در حال حاضر در شورای عالی امنیت ملی و همچنین در معاونت حقوقی ریاست جمهوری در حال بررسی است.
الهام امین‌زاده افزود: در معاونت حقوقی رئیس جمهور جلسات مختلفی با حضور کارشناسان و حقوقدانان و همچنین مذاکره‌کنندگان هسته‌ای برگزار می‌کنیم و فردا نیز جلسه دیگری خواهیم داشت تا به بررسی این موضوع بپردازیم. پس بر اساس اصل 77 و 125 اطلاع مجلس در خصوص توافقنامه‌های بین‌المللی مطرح شده است اما در انتهای این قانون گفته می‌شود که باید توافقنامه‌ها ارائه شوند و الزامی برای تصویب وجود ندارد.
برخلاف این اظهارنظر، اصل 77 قانون اساسی تصریح می‌کند «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس برسد». همچنین در حالی که اصل 85 تصریح می‌کند «سمت نمایندگی قائم به شخص است و قابل واگذاری نیست»، اصل 125 قانون اساسی تأکید دارد: «امضای عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، موافقت‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت‌ها و همچنین امضای پیمان‌های مربوط به اتحادیه‌های بین‌المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رئیس جمهور یا نماینده قانونی اوست».
با این اوصاف معلوم نیست معاون حقوقی چگونه الزام تصویب توافق‌های بین‌المللی در مجلس را به «اطلاع» صرف و «عدم الزام تصویب» تفسیر می‌کند؟!
اما درباره شورای عالی امنیت ملی در اصل 176 آمده است: «به منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس جمهور با وظایف زیر تشکیل می‌شود 1- تعیین سیاست‌های دفاعی- امنیتی کشور در محدوده سیاست‌های کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری...».
بر این مبنا اولاً بررسی متن جمع‌بندی وین توسط مجلس نه مغایر تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب و حاکمیت ملی بلکه عین آن است. و ثانیاً این شورا باید در چارچوب سیاست‌های کلی تعیین شده از طرف رهبر معظم انقلاب تصمیم‌سازی کند. رهبر انقلاب نیز پس از به دست آمدن جمع‌بندی مذاکرات در وین چندین بار بر لزوم بررسی دقیق این متن در مسیر قانونی تأکید کرده‌اند. مسیر قانونی درباره توافقات بین‌المللی نیز چنان که گفته شده کاملاً روشن است.
به عبارت دیگر اگر بنا بر دور زدن مسیر قانونی بود رهبر معظم انقلاب بر لزوم بررسی متن جمع‌بندی شده در مسیر قانونی تأکید نمی‌کردند و به متن فراهم آمده زیر نظر رئیس جمهور بسنده می‌کردند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

نتایج همه توافقاتی که با آمریکا داشته ایم

سرانجام مذاکرات هسته‌ای را می‌توان از دو منظر هیجانی و عقلانی قضاوت کرد. طبیعتاً مسائل مهمی که بر سرنوشت یک کشور اثر می‌گذارد، تولید هیجان مثبت و منفی می‌کند. اما قبل و بعد از هر هیجانی باید بررسی کرد که این واکنش هیجانی چه قدر واقعی و مبتنی بر عقلانیت است. عصر دیروز که متن نگاشته شده برجام میان طرف ایرانی و غربی از مرز یکصد صفحه عبور کرده بود، برخی خبرها از نهایی شدن جمع‌بندی توافق حکایت می‌کرد و خبرهای دیگر، حاکی از ادامه مذاکرات برای حل اختلافات باقی مانده بود. برخی رسانه‌ها و سیاسیون در این میان نه از چند روز پیش که 2 سال است دعوت به جشن و پایکوبی می‌کنند! آنها در بحبوحه توافق ژنو و بیانیه لوزان هم ذوق‌زدگی نشان دادند اما گذر ایام معلوم کرد دست‌کم زیاده‌روی کرده‌اند، اگر که نگوییم بیراهه رفته‌اند.
اکنون سؤال مهمی پیش روی ما قرار دارد؛ مرز عقلانیت و هیجان در باب مذاکرات هسته‌ای کجاست و واقعیت‌ها چه می‌گویند؟
1- مردم ما مذاکره ندیده و توافق ندیده نیستند که اکنون بخواهند مثلاً مذاکره یا توافق با آمریکا و غرب را نوبر کنند. تاریخ ما در سینه خود ثبت کرده که 63 سال پیش دکتر محمد مصدق تا نیویورک رفت و با رئیس جمهور آمریکا مذاکره کرد و قول و قرار گذاشت تا بلکه بدین ترتیب راه زیاده‌خواهی انگلیس بر سر نفت ایران سد شود. آن روزها آمریکا به منفوری امروز نبود اما همان آمریکا به مصدق خیانت کرد و کودتای آژاکس (28 مرداد 32) را به همراهی انگلیس ترتیب داد. نوبر دوم مذاکره و توافق با آمریکا، 28 سال بعد (دی ماه 1359) بود که به توافق و بیانیه الجزایر انجامید. آمریکا در ازای آزادی جاسوس‌های بازداشت شده‌اش تعهد کرد اموال بلوکه شده ایران را آزاد کند، اموال غارت شده توسط شاه و خانواده‌اش را مسترد نماید، تمام تحریم‌های تجاری علیه ایران را لغو کند، به دعاوی مطرح علیه ایران در محاکم آمریکا و بین‌المللی خاتمه دهد و احکام صادره را لغو نماید، و از این پس در امور داخلی و خارجی ایران مداخله نکند. اما حتی یک بند از 8 بند تعهدات آمریکا در بیانیه الجزایر به اجرا درنیامد.
2- سالها بعد هنگامی که دولت سازندگی برای آزادی برخی گروگان‌های غربی و آمریکایی در لبنان پادرمیانی کرد، آمریکایی‌ها قول و قرارهایی گذاشتند که زیر همه آنها زدند. در دوره اصلاحات، دولت وقت به موازات برخی قول و قرارهای پنهان، به آمریکا در  مقابله با طالبان کمک کرد اما به جای تشکر و دست‌خوش، اتهام عضویت در محور شرارت را دریافت کرد. در همان روزگار -حد فاصل سال‌های 82 تا 84- توافق سعدآباد و سپس پاریس و بروکسل میان ایران و 3 کشور غربی (به نمایندگی از آمریکا) به  امضا رسید که برخلاف انجام تعهدات از سوی ایران، تعهدات طرف غربی کاملاً زیرپا نهاده شد و پس از 2 سال و نیم انتظار فهمیدیم وضع و جعل واژگان مجعولی نظیر «تعلیق داوطلبانه» و «راستی آزمایی» و... صرفاً بازی با کلمات برای کشیدن ترمز پیشرفت ایران بدون لغو کوچک‌ترین تحریم‌ها بوده و تازه طرف غربی گستاخ‌تر و طلبکارتر شده است. همه اینها را علاوه کنید به بدعهدی‌هایی که بلوک غرب بر سر ساخت نیروگاه بوشهر (شرکت زیمنس) و تأدیه حق 10 درصدی ایران از سهام شرکت هسته‌ای یورودیف فرانسه انجام دادند. بنابراین در طول این 60 سال (بلکه به یک معنا 150 سال گذشته) اولین و آخرین باری نیست که با برخی طرف‌های غربی- و متأخر آنها آمریکا- مذاکره یا توافق می‌کنیم و مزه نه چندان شیرین این روند مذاکره- توافق برای ملت و تاریخ ما کاملاً آشناست.
3- 19 ماه پیش که توافق ژنو حاصل شد، رفتار هیجانی برخی رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی بی‌شباهت به روزهای اخیر نبود. آمریکا همان زمان با وجود کسب امتیازات بزرگ همچنان سرسختی نشان می‌داد و چانه‌زنی و بازارگرمی می‌کرد تا اینکه بالاخره توافق موقت ژنو به دست آمد. در این سو کسانی از «توافق بزرگ قرن» و «فتح‌الفتوح» و اینکه «سازمان تحریم‌ها شکسته شد» می‌گفتند اما یک ساعت از اعلام توافق نگذشته بود که جان‌کری و پس از او باراک اوباما کنفرانس مطبوعاتی تشکیل دادند و گفتند ساختار و شاکله رژیم تحریم‌ها سر جای خود باقی می‌ماند. همان طور هم شد و 130 مورد تحریم جدید علیه کشورمان اعمال گردید. توافق ژنو حتی یک ساعت هم دوام نیاورد. حتی امتیاز دم‌دستی رفع تحریم واردات طلا نیز 19 ماه اجرا نشد تا در بحبوحه مذاکرات وین اجازه ورود 12 تن طلای خریداری شده صادر گردد و امکان شوک مصنوعی به بازار طلا فراهم شود؛ پیشرفته‌ترین نوع عملیات روانی و فریب!
4- قبل از ما کشورهای بسیاری با آمریکا (و غرب) مذاکره یا توافق کرده‌اند. از شوروی و چین و روسیه تا سوریه و عراق و لیبی. مذاکرات و توافق‌های متعدد آمریکا با شوروی و چین یا ری‌ست کردن روابط با روسیه، هیچ کدام مانع خیانت و کشیدن فرش زیرپای روس‌ها و چینی‌ها- از فروپاشی شوروی تا حوادث میدان تیان‌آن‌من و ماجرای اوکراین- نشد. رژیم‌های عراق و لیبی سالیان سال، دوستان و شرکای آمریکا و غرب بودند که آن گونه شخم زده شدند. چند هفته قبل از شروع جنگ نیابتی در سوریه، جان‌کری و همسرش در یکی از رستوران‌های دمشق مهمان بشار اسد و همسرش بودند که ناگهان آمریکا از پشت خنجر زد. آمریکایی‌ها حتی به نزدیک‌ترین متحدانشان در اروپا هم که فرانسه و آلمان باشند رحم نکردند و آخرین خبرها از جاسوسی دامنه‌دار علیه آنجلا مرکل و میتران و سارکوزی و اولاند حکایت می‌کند. به نحوی که طبق اخبار رسانه‌های اروپایی موجبات افسردگی در برخی از این سیاستمداران شده چرا که خیال می‌کرده‌اند دوست وفادار آمریکا هستند و خیانت نمی‌بینند.
5- زمزمه احتمال توافق، موجب کاهش قیمت نفت شده است. به طریق اولی حصول توافق موجب سقوط بیشتر قیمت ماده‌ای خواهد شد که فعلاً و متأسفانه، صادرات آن پایه اصلی رونق اقتصاد ما را تشکیل می‌دهد. از آن سو برخی خبرها حاکی از لغو تدریجی برخی تحریم‌ها در صورت توافق است که سرجمع آن در صورت عملی شدن در چند سال، حداکثر 13 درصد تحریم‌ها خواهد بود. معنای این سخن آن است که مثلاً سرمایه‌گذار خارجی باید هر 6 ماه یکبار منتظر باشد که تعلیق محدود تحریم‌ها تداوم می‌یابد یا خیر؟ تکلیف 87 درصد بقیه هم که به عنوان ساختار تحریم‌ها روشن است و محفوظ می‌ماند. بُعد سوم، فشارهای پنهان آمریکا به برخی شرکت‌هاست که مانع از سرمایه‌گذاری آنها می‌شود. در بُعد چهارم معلوم نیست مشکل مبادلات بانکی حل شده یا خیر، به نحوی که مثلاً در توافق ژنو با وجود ادعای آزادسازی 8 میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده ایران، عملاً گردش این پول در شبکه بانکی بین‌المللی ناممکن شد. عدم تصویب توافق محتمل از سوی کنگره آمریکا، ترفند دیگری است که اصل توافق را در محاق ابهام فرو می‌برد به نحوی که توافق را از شکل معاهده الزام‌آور برای آمریکا (طبق قوانین این کشور) خارج می‌کند و حتی رئیس جمهور بعدی می‌تواند زیر توافق بزند.
6- در این شرایط باید انتظار از مذاکرات یاتوافق احتمالی را واقعی کرد. دعوت به جشن و پایکوبی حداکثر می‌تواند چند ساعت تا چند روز تولید هیجان کند و پس از آن واقعیت‌ها خود را به ذهنیت‌ها و خیال‌ها تحمیل خواهد کرد. به تعبیر محمد طبیبیان (از تئوریسین‌های دوره سازندگی) تأثیر اقتصادی توافق، موقتی است و اگر تحریم‌های بانکی را لغو نکند، نفع چندانی نخواهد داشت. در این میان باید فرق گذاشت میان واقعیت گشایش اقتصادی یا نمایش آن، چنان که در ماجرای 2 سال پیش و در سفر چند هیئت تجاری به ایران پیش آمد. غرب مایل است ضمن حفظ رژیم تحریم‌ها، نمایش‌های مشابه را از جمله در آستانه انتخابات مجلس ایران (اسفند ماه) بازسازی کند. نشان دادن در باغ سبز و به اصطلاح تشنه بردن و تشنه آوردن طرف مقابل، شگردمستکبران عالم و الهام گرفته از شیطان است. خداوند درباره سبک کار شیطان می‌فرماید «شیطان گفت بندگان تو را گمراه می‌کنم و در آرزو و امید (واهی) می‌افکنم... شیطان به آنها وعده می‌دهد و در آرزو (و خیال) می‌افکند و شیطان جز فریب و نیرنگ به آنها وعده نمی‌دهد (آیات 118 تا 120 سوره نساء).
درست به همین دلیل و با همین شناخت اعتقادی، تاریخی و تجربی از ماهیت استکبار و آمریکاست که رهبر معظم انقلاب خطاب به دانشجویان فرمودند «مبارزه با استکبار تعطیل‌پذیر نیست و آمریکا کامل‌ترین مصداق استکبار است... مبارزه با استکبار جزو مبانی انقلاب است. بنابراین خودتان را برای ادامه مبارزه آماده کنید». به تعبیر دیگر زورگویی، خیانت، بدعهدی و بی‌صداقتی، جزو جوهره مستکبرانی چون آمریکاست و به این معنا، اینکه مستکبر، مستکبرانه رفتار نکند و زورگویی و بدعهدی را کنار بگذارد، نقض غرض است. یعنی ارزش‌هایی مانند انصاف و احترام و وفای به عهد و معامله برد- برد ذاتاً در تعارض با استکبار و ناشدنی است. تاریخ چند هزار ساله بشر پیوست اسنادی این ادعاست.
7- استراتژی اصلی در قبال هر وضعیتی از مذاکرات (اعم از توافق یا عدم توافق) «وحدت و همدلی ملی» است. به گزارش برخی مطبوعات آمریکایی رابرت ‌گیتس رئیس اسبق سازمان سیا تکیه کلامش درباره مردم ایران این بود که «ایرانی معتدل و میانه‌رو و خوب (برای مذاکره و تعامل) وجود ندارد و ایرانی خوب ایرانی مرده است». یکی از طراحی‌های اصلی آمریکا در مذاکرات، ایجاد همزمان دو حس ذوق‌زدگی و سرخوردگی و تبدیل ماجرا به بهانه منازعه و مجادله و اختلاف در داخل ایران است. قاطبه ملت و مسئولان ما از توافق خوبی که تحریم‌های ظالمانه را برطرف کند و دستاوردها و پیشرفت‌های فنی و بومی کشور در حوزه هسته‌ای را حفظ نماید استقبال می‌کنند اما معلوم است که هر توافقی، توافق خوب نیست. توافقی که شاکله تحریم‌ها را با وجود اخذ امتیازات متعدد از سوی طرف مقابل حفظ کند و در عین حال راه بهانه‌جویی را باز بگذارد یا راه پیشرفت و تحقیق و توسعه و فعالیت‌های هسته‌ای در مقیاس صنعتی را ببندد و یا دعاوی سیاسی غرب علیه برنامه هسته‌ای ایران را تبدیل به دعوایی حقوقی- با امضای ایران علیه ایران- کند و یا ایران را تبدیل به تهدید علیه امنیت جهانی (ذیل فصل 7 منشور) نماید یا وارد حوزه امنیت ملی ایران شود، توافق نامطلوبی است که به جای بستن پرونده، ابعادی به غایت تهدیدآمیز به آن می‌دهد. اینکه مثلاً 14 ماه از مذاکرات به تدوین امتیازات و مطالبات غرب بگذرد و تازه در هفته‌ها و روزهای آخر نوبت به مطالبات ایران برسد، یک علامت خطرناک حاکی از بد چیده شدن میز مذاکره و عدم توازن در آن است.
8- از هیجان‌های مثبت و منفی افکار عمومی در قبال اتفاقات خوشایند و ناخوشایند که بگذریم، یک طیف خاص، در نسبت با نظام جمهوری اسلامی و حتی منافع ملی آن می‌کند که شاگرد ناخلف با امام صادق علیه‌السلام می‌کرد؛ همواره اصرار بر لجاجت با امام داشت و تا آنجا در این لجاجت پیش رفت که گفت اگر جعفر بن محمد]ع[ چشمانش را در نماز ببندد، من باز می‌گذارم و اگر باز بگذارد، من خواهم بست اما عجالتاً یک چشم می‌بندم و یک چشم باز می‌گذارم تا حتماً خلاف او عمل کرده باشم.! برای ورشکستگان به تقصیر فتنه‌های زنجیره‌ای- از اول انقلاب تا به امروز- هر اتفاقی در چالش ملت ایران با جبهه استکبار، بهانه‌ای برای مخالف‌خوانی و عقده‌گشایی است. آنها اصل انقلاب را تخطئه و حتی در قبال آن خیانت کردند، دفاع مقدس در برابر دشمن متجاوز را سرزنش کردند و حتی به صدام «گرا» دادند، برای آقای منتظری جوک ساختند و پس از انحراف وی، او را آیت‌الله العظمی و مرجع تقلید آزاداندیش خواندند و... امروز می‌کوشند در صورت حصول یا عدم حصول توافق، احساس خوب نسبت به رژیم مستکبر آمریکا و احساس منفی نسبت به جمهوری اسلامی را به جامعه پمپاژ کنند حتی اگر بر ضد امنیت و منافع ملی باشد. در مقابل، ملت ما پیرو آن امامی هستند که فرمود از دشمن حتی بعد از توافق و صلح، کاملاً بر حذر باش که بسا دشمن نزدیک می‌شود تا شبیخون بزند.
ماجرای پرکش و قوس ما با زورگویان مستکبر عالم، به واسطه مذاکره یا توافق به پایان نمی‌رسد چرا که تا ظلم و زورگویی و دشمنی هست، ما هم براساس منطق نفی ستمگری و ستم‌پذیری هستیم.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

کیهان نوشت :تضمین پایبندی آمریکا به تعهدات خود و پاسخ ما به عهدشکنی متداول آنها چیست؟

دو هفته دیگر تا پایان ضرب‌الاجل تعیین شده برای مذاکرات هسته‌ای باقی مانده است و به گفته منابع نزدیک به مذاکرات متن توافق مملو از پرانتزهایی است که پر کردن آنها در این فرصت اندک بعید به نظر می‌رسد. وقتی پای دبه‌های جدید آمریکایی‌ها به میان می‌آید این تردید فزونی یافته و به سمت یقین میل می‌کند. اما بیایید فرض کنیم توافق جامع هسته‌ای منعقد می‌شود. چند روزی روزنامه‌های زنجیره‌ای پر می‏شوند از تیترهای پرطمطراق که فتح‌الفتوح و شق‌القمر و... شد! اما نباید فراموش کرد این توافق در خوشبینانه‌ترین حالت چیزی بیش از یک دهه به طول خواهد انجامید و با توجه به اخبار منتشر شده، بسیار بعید است که پس از طی این دوره برخورد با فعالیت‌های هسته‌ای ایران عادی شده و براساس ان.پی.تی باشد.
این روزها یکی از مباحث مطرح در مذاکرات، تلاش آمریکایی‌ها برای تعیین سازوکار بازگشت و اعمال تحریم‌ها علیه ایران، در صورت نقض احتمالی توافق از سوی ایران است. مقامات ارشد آمریکایی بارها به صراحت اعلام کرده‌اند که به جمهوری اسلامی ایران به چشم دشمن خود می‌نگرند - که از قضا نگرشی صحیح است- و نمی‌توانند توافق را براساس اعتماد بنا کنند و باید بدترین حالت‌ها را در نظر بگیرند. آیا نگاه مذاکره‌کنندگان ما به چارچوب، ماهیت و دورنمای توافق نیز از چنین نگرشی زیربنایی برخوردار است؟ چه تضمینی وجود دارد که آمریکایی‌ها به توافق صورت‌گرفته پایبند می‌مانند و عهدشکنی نمی‌کنند؟ و اگر کردند نحوه برخورد با آن باید چگونه باشد؟ شاید ذوق‌زدگان بگویند تضمین این توافق قطعنامه شورای امنیت خواهد بود. چنین تضمینی بیشتر یک تعارف حقوقی است تا عاملی مقوّم و اجرایی. در میان حقوقدانان مسائل و روابط بین‌المللی مثلی رایج است که قوانین بین‌المللی تار عنکبوت‌هایی هستند که برای پشه‌ها ساخته شده‌اند. خرمگس‏ها تار عنکبوت را پاره می‌کنند و به راه خودشان می‌روند!
هیچ چیز بهتر از تاریخ و تجربه‌های آن نمی‌تواند در ایجاد فهم و درک درست از ابعاد این ماجرا راهگشا باشد. مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 که عملاً تبدیل به مذاکرات ایران و آمریکا شده است، در چارچوب ادعایی تلاش برای منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای انجام می‌پذیرد. چنین مذاکرات و توافقاتی در جهان اندک و عمری حداکثر چند دهه‌ای دارند. این تجارب آنقدر قابل تطبیق و الگوگیری‌اند که حتی اغلب دست‌اندرکاران و عوامل یک طرف ماجرا، یعنی آمریکایی‌ها ثابتند که برای مثال می‌توان به وندی شرمن اشاره کرد. او که امروز پای میز مذاکره با کشورمان است، تجربه توافقی مشابه را با کره شمالی دارد. آمریکایی‌ها با کدام کشورها چنین مذاکراتی داشته‌اند؟ نتیجه این مذاکرات چه شده و سرنوشت توافق‌های امضا شده به کجا رسیده است؟ در این مجال به 3 مورد از این معدود مذاکرات که از قضا منجر به توافق نیز شدند می‌پردازیم. توافق‌هایی که ماهیت غیرقابل اعتماد آمریکایی، سرنوشت نهایی آنها را رقم زد.
1- آمریکا و شوروی در اوج دوران جنگ سرد توافقی تسلیحاتی موسوم به( ABM  (Anti-ballistic missile با هدف ممانعت از گسترش سلاح‌های کشتار جمعی امضا کردند. «پیمان ضدموشک‌های بالستیک» در سال 1972 میان ریچارد نیکسون و لئونید برژنف امضا شد. براساس این پیمان قرار شد هر کدام از این کشورها تنها دو سایت ضدموشک بالستیک داشته باشند و در هر سایت هم حداکثر 100 موشک استقرار یابد. این تعداد دو سال بعد به یک سایت کاهش یافت. شوروی سایت ضدموشک بالستیک خود را اطراف مسکو و آمریکا در داکوتای شمالی(موسوم به سیف گارد کمپلکس؛ محل نگهداری تسلیحات اتمی و کشتار جمعی) مستقر کرد. با فروپاشی بلوک شرق، آمریکایی‌ها منافع خود را در ادامه عمل به این پیمان ارزیابی کرده و با چهار جمهوری روسیه، بلاروس، قزاقستان و اوکراین این معاهده را با ترتیباتی تجدید کردند. معاهده 16 بندی ABM را می‌توان خوش‌شانس‌ترین معاهده از این نوع نامید. اگرچه قرار بود این معاهده پایانی نداشته باشد اما 30 سال عمر کرد. سه ماه پس از حملات 11 سپتامبر جرج بوش - برادر بزرگ‌تر جب بوش که چند روز پیش برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده اعلام نامزدی کرد- مدعی شد کشورش با تهدیداتی مواجه است که معاهده سال 1972 مانعی برای مقابله موثر با آنهاست. حدس می‌زنید این تهدیدات موهوم چه بودند؟ حملات موشکی کشورهایی مانند ایران!
آمریکا پایان این پیمان را اعلام کرد و از آن خارج شد. اگرچه روسیه که در آن زمان در خواب و خیال روابط گرم‌تر با غرب بود واکنش درخوری به این اقدام کاخ سفید نشان نداد اما تحلیلگران غربی مرگ این پیمان را ضربه‌ای جدی به ان.پی.تی دانستند که جهان را به سوی وضعیتی بدون محدودیت‌های موثر برای گسترش سلاح‌های هسته‌ای سوق می‌داد. اثرات این اقدام آمریکایی‌ها سال‌ها بعد در گسترش ناتو به شرق و تهدید فضای امنیتی روسیه خود را نشان داد و جنگ اوکراین که همچنان قربانی می‌گیرد یکی از نتایج دومینوی آمریکا در خروج از ABM است.
2- دومین مورد از چنین رفتاری باز هم در معاهده‌ای میان آمریکا و شوروی رخ داد. پیمان سالت 2. البته این پیمان به اندازه پیمان فوق عمر نکرد. سالت2 ( Strategic Arms Limitation II) در سال 1979 میان جیمی کارتر و برژنف امضا شد. براساس  این پیمان قرار شد دو کشور موشک‌های راهبردی خود را به 1320 عدد کاهش دهند. شوروی 200 موشک راهبردی خود را نابود و آمریکا هم آزمایش موشک‌های کروز با برد بیش از 600 کیلومتر را متوقف کند. این توافق با کارشکنی‌های کاخ سفید و سنا هرگز اجرایی نشد و پس از چندین سال کشمکش، پایان آن رسماً از سوی آمریکایی‌ها اعلام شد.
3- مورد سوم از شلیک به تعهدات تسلیحاتی به معاهده میان آمریکا و کره شمالی مربوط است. دو کشور در سال 1994 توافقی موسوم به agreed framework در ژنو امضا کردند. این توافق برای کنترل فعالیت‌های هسته‌ای کره شمالی بود. بر این اساس پیونگ یانگ متعهد شد رآکتور آب سنگین خود را تعطیل، سوخت هسته‌ای خود را به کشور ثالث ارسال و اجازه بازرسی‌های ویژه به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد. تعهدات واشنگتن به کره شمالی از این قرار بود؛ کاهش موانع تجارت و سرمایه‌گذاری، رفع برخی تحریم‌ها در بخش مخابراتی و خدمات مالی، ساخت دو رآکتور آب سبک 1000 مگاواتی و تحویل سالانه نیم میلیون تن نفت خام تا وقتی که رآکتورهای آب سبک ساخته شوند و عادی‌سازی روابط میان دو کشور.
آمریکایی‌ها که قرار بود با مشارکت ژاپن و کره جنوبی رآکتورهای آب سبک را بسازند، هرگز اقدامی در این زمینه نکردند و تحویل محموله‌های نفتی هم به بهانه‌های مختلف با تاخیر بسیار انجام شده و نهایتاً قطع شد. سال 2002 آمریکا رسماً اعلام کرد پیمان هسته‌ای با کره شمالی را به رسمیت نمی‌شناسد و فشارها به این کشور را تشدید کرد که البته نتیجه این رفتار، فرار هسته‌ای کره شمالی و مسلح شدن آن به سلاح هسته‌ای بود.
مذاکرات و توافق هسته‌ای میان آمریکا و لیبی نیز مورد دیگری است که نتیجه آن امروز عیان‌تر از آن است که نیازی به بیان داشته باشد.
بله! واقعیت این است. ما امروز با چنین کشوری بر سر میز مذاکره نشسته‌ایم. کشوری که پیمان‌های امضا شده از سوی خود را به راحتی زیر پا می‌گذارد و به میزان و تا جایی به تعهدات خود پایبند است که منافعش را تضمین کند. مرور موارد مشابه فوق طرح این سوال را ضروری‌تر کرده و پاسخی عمیق‌تر می‌طلبد؛ تضمین پایبندی آمریکا به تعهدات خود و پاسخ ما به عهدشکنی متداول آنها چیست؟

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مشاهدات یک آمریکایی از شور ایرانی‌ها در مراسم ارتحال امام(ره) و شعار مرگ بر آمریکا

خبرگزاری فارس: مشاهدات یک آمریکایی از شور ایرانی‌ها در مراسم ارتحال امام(ره) و شعار مرگ بر آمریکا

به عنوان یک آمریکایی هنگامی که شعار مرگ بر آمریکای ایرانی‌ها را می‌شنیدم احساس تهدید یا مجرمیت نداشتم بلکه پس از صرف یک دهه مبارزه با سرمایه داری، نژادپرستی و امپریالیسم می‌دانستم که منظور آنها کشور یا قاره آمریکا نیست بلکه امپریالیسم آمریکایی است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، یکی از اعضای گروه ضدامپریالیسمی فعال در اوهایو، متشکل از فعالان جوان آمریکایی با حضور در مراسم سالروز ارتحال امام خمینی (ره) در 14 خرداد امسال به شرح آنچه خود از شرایط و فضای حاکم در این مراسم برداشت کرده بود، پرداخت.

وب‌گاه تحلیلی «فایت امپریالیسم» (همه با هم در جنگ با امپریالیسم) که متعلق به این گروه از جوانان می باشد گزارش میدانی «کلب تی ماپین» نماینده این جنبش در سالگرد ارتحال امام در ایران را این گونه آغاز کرد: «26مین سالگرد ارتحال آیت الله سید روح الله خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی با حضور دهها هزار ایرانی از سراسر کشور و تعداد زیادی از شخصیت های عالی کشور برگزار شد.»

نویسنده خاطرنشان کرد: «در این مراسم، رهبری ایران بعنوان برترین شخصیت سیاسی کشور سخنرانی کرده و جمعی از دیپلمات ها و مقامات عالی رتبه داخلی و همچنین مسلمانان آفریقایی و اتباعی از جمهوری خلق چین حضور داشتند. جناح بندی سیاسی در ایران به دو حزب اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم می شود که اکثر سیاستمداران این کشور متعلق به یکی از این دو جناح می باشند.

علیرغم فریب اغراق آمیزی که در رسانه های آمریکایی درباره اختلافات میان دو جناح سیاسی در ایران منتشر می شود، این دو حزب تنها از نظر عملکرد با یکدیگر متفاوت بوده و هر دو به اصول انقلاب و تبعیت از توصیه های رهبری خود متعهد هستند. هر دوی آنها بنا بر اصول انقلاب اسلامی، در مسیر توسعه کشور با سرمایه داری، صهیونیستم و امپریالیسم  مخالف هستند. ارائه راهنمایی های مذهبی و ترسیم «خطوط قرمز» سیاسی کشور برای مقامات و دولتمردان تاکیدی بر اصول ایدئولوژیک انقلاب اسلامی ایران می باشد.»

ماپین که در سالگرد ارتحال امام در مراسم حرم مطهر حضور داشته، در بخش دیگری از گزارش خود تاکید کرد: «هنگامی که رهبر ایران برای ایراد سخنرانی حاضر شد، تعداد زیادی از جوانان پرشور شعار «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» را سرداده و اشک شوق می ریختند. آیت الله خامنه ای در بخش اصلی سخنان خود صفات، اصول و آموزه های امام را بیان و بر اندیشه های ویژه سیاسی ایشان از جمله اعتماد کامل به مردم در زمینه اقتصادی و نظامی، تشکیل سپاه و بسیج و جهت دهی مردمی به ارتش تاکید کردند. به گفته رهبری ایران، امام خمینی برای مدیریت و ایجاد نظام سیاسی در کشور بر آرای مردم متمرکز بوده است.

اوج سخنرانی آیت الله خامنه ای، بیانیه بین المللی ایشان در مورد همبستگی ایران با مظلومان در هر نقطه ای از جهان بود. رهبری مخالفت خود با خشونت های پلیس در آمریکا را ابراز و با تشبیه پلیس نژادپرست ایالات متحده به داعش گفت: امروز ما به همان اندازه که با وحشی گری داعش مخالفیم، با خشونت های پلیس فدرال آمریکا نیز مخالفت داریم. هر دوی این موارد یکسان هستند. واشنگتن مسئول ترویج اسلام سکولار و افراطی بوده و هم داعش و هم همراهی با امپریالیسم اسلام تحریف شده است.»

ماپین همچنین به اعلام همبستگی رهبری ایران با ملت مظلوم فلسطین، یمنی ها و بحرینی ها اشاره کرد و نوشت: «نحوه ایراد سخنرانی آیت الله خامنه ای پایدار، محکم، آرام و بادقت است و حضار در چندین مورد برای تائید اظهارات وی شعارهایی سر دادند؛ این انفجار حضار نه به دلیل احساسات یا دریافت سخنان وی بلکه ناشی از قدرت کلمات ایشان بود. هنگام بیان سخنان رهبر درباره فلسطین برخی از مردم پرچم های حزب الله را حرکت و شعار «مرگ بر آمریکا» سرمی دادند.»

در انتهای این گزارش آمده است: «بعنوان یک آمریکایی هنگامی که شعار مرگ بر آمریکای ایرانی ها را می شنیدم احساس تهدید یا مجرمیت نداشتم بلکه پس از صرف یک دهه در مبارزه با سرمایه داری، نژادپرستی و امپریالیسم می دانستم که منظور آنها کشور یا قاره آمریکا نیست بلکه امپریالیسم آمریکایی است؛ حکومت بر جهان توسط تعداد اندکی از سرمایه داران غربی. اگر چه من با مو و پوست روشن خود جوانی از اهالی اوهایو هستم اما با شنیدن سختی های ایرانی در مبارزه با امپریالیسم و سخنان رهبری این کشور، اشک از چشمانم سرازیر شد.

من نیز همانند ایرانی ها و بسیاری از مردم سراسر دنیا خواهان پایان نظام نامیمون امپریالیسم هستم. حضور در این مراسم تجربه ای بسیار احساسی برای من بود. من به آمریکا بازگشتم در حالی که اراده ام برای تقویت هرچه بیشتر جنبش ضدسرمایه داری بیشتر شده است. گرچه مسلمان نیستم اما دریافته ام که چرا باید در کنار مظلومان ایستاد و بی عدالتی و نظم کنونی جهان غیرقابل پذیرش است و باید متوقف شود.»

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مذاکرات هسته ای و غفلت از موضع گیری صریح مقام معظم رهبری

آقای ظریف در پاسخ هایش به نمایندگان بر این موضوع تأکید کردند که با حفظ عزت کار را با قوت جلو می بریم و تلاش می کنیم ضمن حفظ حقوق مسلم ایران در تثبیت حق غنی سازی تحریم های اقتصادی و مالی را لغو کرده و بساط پروژه ایران هراسی را جمع کنیم.

به نظر من این سخنان عوام فریبی است  کدام حق غنی سازی ، حق غنی سازی  صلح آمیز را NPT  به همه کشورها داده درحالیکه شما که همه چیز را تعطیل کردید رفت،همان سیاست خاتمی را که چندین سال برای مذاکره کل تاسیسات هسته ای را تعلیق کرد،آخرش هم ایران بعنوان محور شرارت قرار گرفت. حق غنی سازی یعنی اینکه تمام برنامه غنی سازی بایستی مانند سایر اعضای NPT ادامه داشته باشد نه اینکه یک برنامه کوچک و خلاصه شده فانتزی را بعنوان حق غنی سازی به خورد ما بدهند . باید از لیبی و عراق عبرت گرفت ، اگر کوتاه بیائید داستان لیبی و عراق  بر سر کشور ما خواهد آمد. برو قوی شو اگر عزّت جهان طلبی-در نظام طبیعت ضعیف پایمال است آقای پور دستان می فرماید . نیروهای زمینی ارتش و سپاه باید تقویت شوند تا بتوانیم تانک بخریم، سامانه‌هایمان را متحول‌سازی کنیم و بالگردهایمان اورهال شوند. امروز نبرد، نبرد نیروهای زمینی است.

آقای محمد علی اسفنانی نماینده فریدن وعضوکمیسیون حقوقی وقضایی مجلس در گفتگو با جام جم آنلاین در مورد جلسه غیر علنی با اشاره به اینکه نمایندگان درجریان قضایای هسته ای قرار گرفتند گفت:خوشبختانه اطلاعاتی که دکترظریف ودکتر عراقچی ارائه کردند موجبات رضایتمندی نمایندگان را فراهم کرد .آقایان مجلسی به جای به به وچه چه به تقویت نیروهای نظامی و انتظامی و به درد این مردم برسید که چندین سال است ( یعنی سال آخر دولت دهم و این دو سال دولت یازدهم بخشهای اقتصادی و فرهنگی تعطیل شده و فقط وزارت خارجه مذاکره می کند تا تحریمها را لغو کند در حالیکه هر روز تحریمها بیشتر می شود و کل بدنه دولت نیزتعطیل شده منتظر است از غول چراغ مذاکره ،رونق اقتصادی بیرون بیاید مطمئن باشید چنین اتفاقی نخواهد افتاد. باید آستین ها را بالا زد و اقتصاد را درست کرد الحمد لله هر جا فعل خواستن درست صرف شده بخور و بخور نبوده ،بیشترین عایدات را داشتیم. مگر بیشترین تحریم شامل مسائل نظامی نبوده است ؟چرا پیشرفت داشتیم ،ولی در بقیه بخشها نه ،چون در مسائل دفاعی که زیر نظر مستقیم فرماندهی کل قوا بوده و بودجه ها بدرستی هزینه شده  است .ولی در بقیه بخشها ولنگاری دولتها و بخور و ببر و رانتها  و حزب بازی باعث شده منابع بدرستی مدیریت نشود و حال و روز مملکت چنین شود.

درمورد لغو تحریم ها نیز عراقچی اظهار داشته که لغو تحریم ها در بخش اقتصادی درحال بحث است تا طرف مقابل با زیرساخت تحریم ها را با صدور یک سند بردارد و اعلام کند که اگر ایران به تعهدات خود عمل کند ما تحریم ها را برمی داریم و بعد از آنکه ما به تعهدات خود عمل کردیم، آنها تحریم ها را تعلیق می کنند.

آقایان دقت کنید! بعد از اینکه ما زیر ساختها را خراب کردیم تازه غربیها تحریم ها را تعلیق می کنند، خوب چرا شما نیز به جای خراب کردن و جمع کردن زیر ساختها آنها را تعلیق نمی کنید تا بعد از بر داشته شدن کامل تحریمها  شما نیز فقط تعلیق کنید ،به قرار داد الجزایر دقت کنید رفتید گروگانها را دادید تا آمریکا ثروت بلوکه شده کشور را آزاد کند ، ولی چه اتفاق افتاد ،قرارداد را طوری بستید که قبل از انتقال ثروت به کشور گروگانها را دادید رفت و تازه برگشتید اول راه که پولتان را بگیرید ولی دیگر دیر شده بود و مرغ از قفس پریده بود. مثل اینکه این بار نیز همین داستان تکرار خواهد شد .چندین سال است که برای گرفتن امتیاز اروپائیها بازی می کنند، متاسفانه دولتمردان ما نیز بازی می خورند. دلخوشی و خوش بینی بیش از حد  باعث شده تا از فهمیدن این موضوع غافل شوند که بیش از یکسال است ما فعالیت هسته ای را تعطیل کردیم تا آنها نیز تحریمها را تعلیق کنند ولی روزبروز بر تعداد تحریمها اضافه شده و دریغ از یک واکنش از طرف تیم مذاکره کننده و دولت . و مجلسیان نیز برای عوام فریبی یک چند روزی سرو صدا می کنند یک جلسه غیر علنی فرمایشی راه می اندازند و عده ای را که واقعا دلسوز این  کشورند و از توضیحات بدون پشتوانه و انغعال وزارت امور خارجه ناخرسندند،آقای پیرمؤذن در مورد آنها چنین می گویند. اکثر نمایندگان از جلسه با دکتر ظریف راضی بودند به جز چند نماینده که ساز ناهماهنگی با مجلس می زنند.

ترا خدا بس کنید این همه شعبده بازی و عوام فریبی را. و بهتر است آقایان مجلسی و نمایندگان ملت از کنکره آمریکا بیاموزید  بازی کردن را، سرو صدای بیخود بعد هم رضایت از جلسه غیرعلنی باعث اشتباه دشمنان می شود .لااقل اگر رضایت دارید علنی نکنید که دشمن فشار را زیاد خواهد کرد، دولت هم از اوباما بیاموزد بازی را که هم تحریم را تمدید می کند و مصوبه کنکره را امضاء و به قانون تبدیل می کند، تهدید به گزینه نظامی می کند شما هم سرخوش از اینکه  با کد خدا چای خورده اید خیلی راضی و خوشحال هستید که ساختمان تحریمها را خراب کرده ایددر حالیکه در همین چند روز اخیر فقط بخاطر خرید چند دستگاه هواپیمای دست دوم کلی مسائل بوجود آمده و تازه اگر هواپیماهای فوق از کشور خارج شوند امکان اینکه مصادره شوند و به کشور باز نگردند وجود دارد ، این اقدامات مرا یاد داستانی می اندازد که روزی مردی سرخوش به خانه آمد و زنش پرسید ای مرد از چه این قدر خوشحالی ؟مرد گفت میدانی چه شده ؟زن گفت بگو بدانم مرد گفت امروز کدخدا در میان آن همه اهالی روستا مرا صدا زد ویک فحش به من داد و گفت پدر سوخته برو یک سیگار برای من به خر و بیا. زن گفت خوب حالا کدخدا هم از تو بیگاری کشیده و هم به تو فحش داده این که خوشحالی ندارد تو بایست ناراحت باشی ،مرد بادی به غب غب انداخت و گفت میدانی که چقدر از اهالی دلشان می خواست که این فحش کدخدا نصیب آنها می شد.

کریمی قدوسی خاطرنشان کرد: عراقچی افزود بازرسی از مراکز نظامی از سوی ما پذیرفته شده، وزارت خارجه چه حقی دارد با بازدید از مراكز نظامی موافقت كند مردم می دانند ولی چرا این مسئولین مذاكره كننده نمی دانند كه دشمن قابل اعتماد نیست .رهبری چندین بار گفته اند كه در مقابل دشمن كوتاه نیایید ،هرچقدر شما كوتاه بیائید دشمن پرروتر می شود. به اسم مذاكره كشور را در مقابل بیگانگان خوار نكنید.آیا واقعا وضع كشور این قدر خراب شده كه اوباما هر روز تحریم را بیشتر می كند ولی این مذاكره كنندگان و وزارت امور خارجه كمترین واكنشی نشان نمی دهند .مگر رهبری نگفتند كه دوست ندارند با شبح  تهدید مذاكره انجام بشود، چرا علیرغم تهدید نظامی به مذاكرات ادامه داده میشود.بابا یك واكنشی نشان بدهبد تا دشمنان حساب كار دستشان بیاید این همه انفعال برای چیست .به نازم به این دلیر مردان ارتش و سپاه كه آبروی نظام هستند.چرا مجلس نیز فقط شعار می دهد و در انفعال قرار گرفته این همه جلسه غیر علنی خروجی اش چیست؟

عابد فتاحی نماینده ارومیه نیز در خصوص جلسه غیر علنی مجلس به ما گفت: آقایان گفتند که تمامی مذاکرات با نظر بالاترین مقامات نظام صوت می گیرد واین پیام را به مجلس دادند که کسانی که در مجلس مخالف هستند بهتر است قانع شوند و بدانند که حمایت از هیات مذاکره کننده در اولویت بوده و مقابله با هیات، به مثال ایستادن در مقابل نظام است.

آقایان،بالا ترین مقام نظام رهبری است که قاطعانه نظر خود را علنی اعلام کرده این چه بدعتی است گذاشته می شود که اگر انتقاد کنید در مقابل نظام ایستاده اید و این توجیه غلط از کجا ناشی می شود مگر رهبری نگفتند که به مردم گزارش دهید مردم نامحرم نیستند ،چرا دولت مردم را محرم نمی داند و به دستورات علنی رهبری نظام توحه نمی کند و در مناظره ها و جلسات نیز از عالیترین مقام نظام هزینه می کند واقعا این اقایان فکر می کنند مردم نمی فهمند؟مردم بهتر می فهمند که رهبری نظام یک فقیه است و هیچ وقت دو پهلو  صحبت  نمی کند که علنا چیزی بگوید و در خفا چیز دیگر پس بهتر است این بازیها را جمع کنید و اصل ماجرا را به مردم بگوئید . به ولله اگر کوچکترین حقی از ملت و کشور ضایع کنید مردم و آیندگان به شما لعن و نفرین خواهد فرستاد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رئیس‌جمهور آمریکا طرح موسوم به "بازبینی توافق هسته‌ای در کنگره " را امضا و رسماً آن را به قانون تبدیل کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر ،  باراک  اوباما بدون برگزاری مراسمی این مصوبه را در کاخ سفید امضا کرد.  این طرح که به کنگره آمریکا اجازه نظارت بر هر گونه توافق هسته‌ای احتمالی بین ایران و گروه 1+5 را می‌دهد پیش از این در هر دو مجلس نمایندگان و سنا تصویب شده  بود.

 

با قانونی شدن این طرح ، کنگره آمریکا حق نظارت ، تصویب و احتمالا رد توافق با ایران را خواهد داشت  . طبق "قانون بازبینی هسته ای "  کاخ سفید  باید در مدت 5 روز پس از حصول احتمالی توافق جامع ، آن را با همه ضمایم به کنگره ارائه و کنگره نیز در مدت تعیین شده یک ماهه ، متن توافق را بررسی و در صورت مخالفت ، می تواند آن را رد کند .

 

در این مدت دولت آمریکا اجازه ندارد هیچ تحریمی  را که در سال های اخیر کنگره آمریکا برضد ایران تصویب کرده است، لغو کند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

انتقاد رئیس سازمان انرژی اتمی از عهدشکنی آمریکا

اعتراض به دبه آمریکا صالحی هم دلواپس شد!
رئیس سازمان انرژی اتمی با اشاره به مذاکرات هسته ای گفت: آمریکایی‌ها از حالا روی یکسری مباحثی که توافق کردیم «دبه» در آورده‌اند.

«علی‌اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی دیروز(یکشنبه) در مراسم بزرگداشت شهدای هسته‌ای که با حضور خانواده‌های شهیدان علی محمدی و شهریاری در دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات برگزار شد، طی سخنانی با گرامیداشت یاد شهدای هسته‌ای گفت: صنعت هسته‌ای باعث شد اصل «ما می‌توانیم» را بعینه محقق کنیم.
صالحی افزود: ما نمی‌خواهیم تمام اورانیوم‌های دنیا را غنی کنیم، می‌خواهیم نیازهای خود را برطرف کنیم.
وی ادامه داد: اگر خارجی‌ها این‌قدر به موضوع هسته‌ای ما نمی‌پرداختند، شاید ما به این سرعت پیشرفت نمی‌کردیم و این نمونه ضرب‌المثل عدو شود سبب خیر است.
به گزارش فارس،رئیس سازمان انرژی اتمی خاطرنشان کرد: مذاکرات به خوبی پیش می‌رود ولیکن در جلساتی که اخیراً داشتیم عنوان شده که طرف مقابل سوالاتی درباره مباحثی که مورد تفاهم قرار گرفته مطرح می‌کنند که البته نمی‌خواهم این موضوع را باز کنم.
صالحی تصریح کرد: از حالا روی یکسری مباحثی که توافق کردیم «دبه» در آورده‌اند.
وی با اشاره به تحریم‌هایی که علیه ایران اعمال شده، خاطرنشان کرد: ما از تعامل استقبال می‌کنیم و منطق ایران تعامل با دنیاست. ما دنبال تقابل نیستیم.
رئیس سازمان انرژی اتمی در ادامه گفت: ما به دنبال توافق هستیم ولی نه به هر قیمتی.
صالحی که باتوجه به  انتقادش از فریبکاری طرف مقابل مذاکرات  بایستی در ادبیات برخی از دولتمردان ایشان را نیز در صف « دلواپسان»جای داد در ادامه به تشریح برنامه‌های آینده سازمان انرژی اتمی در زمینه هسته‌ای پرداخت و گفت: قرارداد دو نیروگاه هسته‌ای سال گذشته با روس‌ها منعقد شده که در سال جاری حرکت جدی در این خصوص آغاز می‌شود.
وی همچنین گفت: شهرکی برای استقرار چندین هزار مهندس و تکنیسین برای این نیروگاه‌ها در حال احداث در بوشهر است و ما برای این دو نیروگاه نیاز به 13 هزار مهندس و تکنیسین داریم.
رئیس سازمان انرژی اتمی با اشاره به بیمارستان تخصصی هسته‌ای خاطرنشان کرد: امیدواریم ظرف یکی دو ماه آینده کلنگ این بیمارستان را به زمین بزنیم که زمین آن در حال تهیه است و می‌خواهیم در این خصوص استانداردسازی و نمونه‌سازی کنیم.
صالحی در ادامه به برخی انتقادات مطرح شده از مذاکره‌کنندگان پرداخت و گفت: برخی عزیزان نظراتی را که به مذاکرات دارند که ما هم نظراتی داریم. وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی در خیلی از موارد اختلاف‌نظر دارند ولی با هم همکاری، همدلی و همزبانی می‌کنند که از این گردنه‌ها و موانع عبور کنیم.
معاون رئیس‌جمهور ادامه داد: اختلاف نظر به معنای دشمنی نیست ولی ما هیچ وقت از ادب و اخلاق دور نشدیم.
رئیس سازمان انرژی اتمی افزود: مذاکره کنندگان به خوبی از منافع و حاکمیت ملی دفاع می‌کنند و هیچ چیزی خارج از چارچوب تعیین شده توسط مسئولان نظام، عمل نخواهد شد.
وی تصریح کرد: عده‌ای تحت عناوین استاد و دانشمند خارج از ادب و دلسوزی کسانی را که برای منافع ملی و حاکمیت ملی کار می‌کنند مورد انتقاد قرار داده و گاهی جلوتر از مسئولان نظام راه می‌افتند. می‌خواهم به آنها تذکری برادرانه و دوستانه بدهم که هرچقدر بی‌ادبی کنی به خودت برمی‌گردد.
صالحی در این زمینه بیتی از حافظ قرائت کرد با این مضمون که «ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم، جامه کس سیه و دلق خود ارزق نکنیم» و افزود: ما با سخن حق جدل نداریم و اگر حق است همه می‌پذیرند و اگر ناحق است قدری فکر کنیم که به دنبال چه هستیم. عزت ما باید این باشد که بنده خدا باشیم و اگر عزت ما از تیتر باشد نهایت ذلت است و اگر کسی خودش را نیازمند کرسی و میز بداند نهایت ذلت است.
رئیس سازمان انرژی اتمی خطاب به این افراد ادامه داد: چنانچه برای رضای خدا کار کنید همواره وجدانتان در آسایش است و کسی ناراحت است که وجدانش ناآرام می‌باشد.
صالحی همچنین در پایان این مراسم ترجمه کتاب «مکانیک کوانتومی» مدرن ترجمه شهید علی‌محمدی که فقط ویراستاری آن مانده بود که با حضور همسران شهید علی‌محمدی و شهریاری رونمایی شد و از همسران این دو شهید و همچنین صالحی و عباس‌پور و دکتر افشار تقدیر به عمل آمد.
گفتنی است، در این مراسم برخی از دانشجویان پلاکاردهایی را با این مضامین که «محرمانه نداریم»، «ما به شما استاد دادیم»،  «دلواپس نیستیم»، «مسئولان باید در حفظ دستاوردهای هسته‌ای تعصب داشته باشند» و «ارائه فکت‌شیت؟!» به دست گرفته بودند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

«لغو تحریم‌ها هرچند امکاناتی را فراهم می‌کند اما معجزه نمی‌کند

مذاکرات هسته‌ای 12 ساله حاوی معلومات و تجارب دور و نزدیک بسیاری است که براساس آنها می‌توان مجهولات آخرین دور مذاکرات را معلوم کرد از جمله اینکه آیا می‌توان به توافق متوازن و لغو تحریم‌ها و گشایش اقتصادی از این طریق امید داشت؟  برخی خوش‌بینی‌ها در زمینه توافق چه قدر واقعی و معقول است؟ آیا می‌توان در انتظار معجزه از مذاکرات بود و دست روی دست گذاشت و سال تا سال فرصت‌های دولت و کشور را موکول به ابهامات و تعلیق‌های مذاکرات کرد؟
1- امیرمؤمنان علی علیه‌السلام در نامه 78 نهج‌البلاغه، مرز باریک اما مهمی را میان بدبختی و خوشبختی ترسیم می‌کنند؛ آنجا که پای مذاکره و تعامل با دشمن در میان است. نامه خطاب به جناب ابوموسی اشعری و در پاسخ به نامه اوست. ابوموسی اشعری هرچند اجتهاد مقابل نص امیرمؤمنان - ضرورت مقابله با یاغی‌گری معاویه- کرده و در جنگ صفین حاضر نشد اما در مذاکرات صلح، نماینده اردوگاه امام بود. امام در پاسخ نامه ابوموسی اشعری که از محل مذاکرات (دومهًْ الجندل) ارسال شده، می‌نویسد «... فَأِنّ الشّقی من حُرِمَ نفع ما اوتی من العقل و التجربهًْ. همانا بدبخت و شقی کسی است که از سود عقل و تجربه داده شده به او محروم بماند». امام قبل از این عبارت، می‌فرماید «همانا بسیاری از مردم از بهره خود دگرگون شده، میل به دنیا کرده و از سر هوا حرف می‌زنند. امر عجیبی است که عده‌ای دور آن جمع شده‌اند و دچار خودشگفتی هستند... من به پیمانی که برعهده می‌گیرم وفا خواهم کرد هرچند تو از وضعیت شایسته‌ای که هنگام جدا شدن از ما در آن بودی، تغییر کرده باشی؛ پس بدبخت کسی است که از عقل و تجربه داده شده به او محروم ماند... واگذار آنچه را نمی‌دانی زیرا مردمان شرور با گفتار سوء به سوی تو می‌شتابند». بی‌اعتنایی به تجارب انباشته درباره خباثت معاویه و اردوگاه شام، جفای بزرگی را رقم زد که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد.
ابن‌ابی‌الحدید معتزلی در شرح نامه امیرمؤمنان می‌نویسد «این سخن، شکایت از یاران عراقی خود است که اختلاف و سرپیچی از فرمان، میان آنان به شدت رایج بود و علی می‌گوید من میان قومی افتاده‌ام که هر یک از آنان مستبد به رأی است و با رأی دوست خود مخالفت می‌کند و بدین علت، هیچ سخن آنان نظم ندارد و کارشان استواری نمی‌پذیرد... علی سپس به ابوموسی می‌گوید کار خود را جز بر علم و یقین استوار نساز و سخن دروغگویان را که به سوی تو می‌شتابند تصدیق نکن که به تعبیر شاعر؛ اگر سخن خیری بشنوند، آن را پوشیده می‌دارند اما اگر شرّی بشنوند، می‌پراکنند و اگر چیزی نشوند، دروغ می‌بندند.»
2- ظرف چند ماه اخیر برخی حامیان اصلی دولت نیز به صف منتقدان و دلواپسانی پیوستند که بارها گفته‌اند نباید به معجزه اقتصادی از مسیر مذاکرات توافق هسته‌ای دل بست یا نباید همه مسئولیت‌ها را تعطیل کرد و جمله آنها را بر شانه‌های نحیف مذاکرات و توافق بار کرد. آخرین بار دبیرکل کارگزاران بود که 10 روز پیش در مصاحبه با روزنامه شرق و درباره حواله همه مشکلات به تحریم‌ها گفت: «نباید این‌گونه باشد که مسئولیت‌ها را از دوش خودمان برداریم و تا بگویند که چرا فلان کار را نکردید بگوییم تحریم هستیم... اینکه یک تعداد آدم خسته و سالخورده در دولت بنشینیم و بلند شویم که نمی‌شود. اصلاً فرض کنید که مناقشه هسته‌ای هم حل شد، بعد از آن چه؟ این بی‌تحرکی‌ها آدم را برای دولت نگران می‌کند. چشم برهم گذاشتیم، نصف مهلت این دولت گذشت. وزرا و شخص رئیس‌جمهور باید فکر کنند خروجی این دوره از دولت در برداشتن تحریم‌ها خلاصه نشود».
22 اسفند ماه گذشته نیز مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس جمهور و دبیر ستاد اقتصادی دولت در مصاحبه با خبر آن‌لاین تأکید کرد «لغو تحریم‌ها هرچند امکاناتی را فراهم می‌کند اما معجزه نمی‌کند. اگر شکاف میان انتظارات از لغو تحریم‌ها را با آنچه واقعیت دارد مدیریت نکنیم، ممکن است شرایط بدتر از شرایط فعلی که تحریم است، بشود. این خطر هست که اعتماد عموم خدشه‌دار شود. درحال حاضر حتی برخی مدیران تصور می‌کنند با توافق هسته‌ای، همه مسائل حل می‌شود درحالی که این موضوع صحت ندارد؛ بسیاری از مسائل ربطی به تحریم ندارد. اگر فضای فعالان سیاسی و رسانه‌ای این مسئله را درک نکند، می‌تواند بسیار خطرناک باشد». با فرض اینکه حرف منتقدان را نباید شنید و حداکثر آنها را به کاسبان تحریم، بی‌شناسنامگی، بی‌سوادی و مزدوری نسبت‌ داد یا به جهنم حواله کرد، آیا می‌توان هشدار محارم و نزدیکان دولت را هم نشنید و همچنان در تضاد با واقعیات، استبداد رأی پیشه کرد؟ آیا دولت محترم و جناب آقای روحانی از عقل و تجربه این قبیل مشاوران برای نگاه واقع‌بینانه به مذاکرات بهره می‌گیرد؟
3- آمدیم و 2 یا 4 یا 6 سال دیگر هم گذشت و مثلاً رسیدیم به سال 1396 یا 1400 و ثمره مذاکرات ژنو و لوزان و نیویورک همان بود که پیشتر- در 12 سال گذشته- از سعدآباد تا پاریس و بروکسل و... تجربه کردیم. آنگاه تکلیف چیست؟ آیا خرد امضا می‌کند که تمام مجاری تدبیر و کار و تلاش و تمام فرصت‌های ملی، معطل خوش‌گمانی فاقد مبنا به مذاکرات باشد- حتی صرف نظر از اینکه توافقی مانند توافق ژنو انجام بشود یا نشود- و در تمام این مدت دست روی دست بگذاریم و تن به جبریّتی موهوم و خودساخته و خودبافته بدهیم؟! آقای روحانی به عنوان اولین مذاکره‌کننده، به نیکی به یاد دارد که پس از قریب 2 سال تعلیق (82 تا 84) وقتی از طرف غربی پرسش می‌شد که بعد از این همه اعتمادسازی ایران و توقف فعالیت‌ها، تعلیق کی تمام می‌شود، پاسخ می‌دادند «بهترین تضمین و اعتمادسازی، ادامه تعلیق‌هاست.»! تجربه از این گرانبهاتر؟! آیا آمریکا و اروپا به اندک تعهدات خود در آن زمان مبنی بر قرار دادن سازمان منافقین در فهرست گروه‌های تروریستی یا فروش قطعات هواپیما به ایران عمل کردند؟! آن هنگام که هنوز ما تعلیق‌ها را برنداشته و قطعنامه‌ای هم علیه ما صادر نشده بود، چرا غربی‌ها به تعهدات خود عمل نکردند؟ 10 سال بعد و توافق ژنو، تجربه دیگری است. بالغ بر 120 مورد تحریم جدید ظرف 17-18 ماه گذشته چه پیامی با خود دارد؛ پیام دوستی و تنش‌زدایی و اعتمادسازی یا لجاجت و عداوت؟! آیا می‌توان آرزو روی آرزو، خیال روی خیال، توهم روی توهم و حباب روی حباب سوار کرد و یک ساختمان بادوام ساخت که به تلنگری اندک از واقعیت فرو نریزد؟
4- آمریکایی‌ها به عنوان طرف اصلی مذاکرات ظرف چند روز اخیر با صراحت درباره توافق مدنظر خود سخن گفته‌اند تا آن جا که در تناقض انکار ناپذیر با تصریح رئیس‌جمهور محترم و وزیر امور خارجه کشورمان مبنی بر «لغو فوری و همه جانبه تمام تحریم‌ها در یک توافق متوازن 10 ساله» قرار دارد. جان‌ کری در مصاحبه با شبکه 10 اسرائیل می‌گوید: «این توافق 10 ساله نیست و تا ابد ادامه خواهد داشت. ما بر تأسیسات آنها نظارت خواهیم داشت و بازرسان ما هر روز آنجا خواهند بود... هیچ گزینه‌ای را کنار نگذاشته‌ایم و تحریم‌ها و اقدام نظامی همچنان از گزینه‌های ما هستند.» جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید همزمان تصریح می‌کند «بازرسی‌های گنجانده شده در توافق نهایی، در تاریخ بی‌سابقه خواهد بود، حتی دسترسی به تأسیسات تولید سانتریفیوژ. هرگونه تعلیق تحریم‌ها [برخلاف اظهارنظر صریح ظریف] پس از برداشتن گام‌های قابل راستی‌آزمایی از سوی ایران صورت خواهد گرفت و لغو فوری تحریم‌ها نادرست است. اغلب تحریم‌ها باقی می‌ماند و تنها تحریم‌های هسته‌ای در دوره زمانی تعلیق می‌شود.» جو بایدن معاون اوباما در مؤسسه خاور نزدیک واشنگتن اظهار می‌دارد «اگر لازم باشد به ایران حمله می‌کنیم» و جک لو وزیر خزانه‌داری آمریکا تأکید می‌کند «رژیم و ساختار تحریم‌ها حتی پس از توافق برقرار می‌ماند. توافق براساس راستی‌آزمایی و بررسی‌های دقیق است نه اعتماد به ایران. کاهش تحریم‌ها به صورت تدریجی و به شکل فرمان معافیت رئیس‌جمهور است و تنها کنگره می‌تواند برای لغو تحریم‌ها تصمیم بگیرد». و بالاخره طبق مصوبه مجلس سنا «توافق با ایران، تعهدنامه و معاهده محسوب نمی‌شود» یعنی برای آمریکا الزام‌آور نیست. خب! از مجموع این اظهارات چه نتیجه‌ای باید گرفت؟ بازی آمریکا با 17 درصد تحریم‌ها و لغو یا عدم لغو آن کدام نتیجه در خور را می‌تواند داشته باشد که به خیال کسب این نتیجه قریب 2 سال است پیشرفت هسته‌ای خود را متوقف و بعضاً تعطیل کرده‌ایم؟
5- آیا برنامه هسته‌ای به هزینه‌های اقتصادی آن می‌ارزد؟ این پرسش از اساس غلط است و بعضاً به شکل مغالطه به افکار عمومی پمپاژ شده است. ما قبل از توسعه برنامه هسته‌ای تحریم بودیم؛ سال 82 نیز که برنامه هسته‌ای را تعلیق کردیم، تحریم‌ها را برنداشتند. غرب پس از 12 سال بازرسی بی‌سابقه بهتر از هرکس می‌داند که برنامه هسته‌ای ایران کمترین انحرافی نداشته است. آنها همچنین بهتر از هرکس می‌دانند که به کدام رژیم‌ها در منطقه کمک کرده‌اند تا سلاح هسته‌ای بسازند. بنابراین مسئله این نیست که ما - به فرض محال- برنامه هسته‌ای را بدهیم و دیگر هزینه اقتصادی از جانب تحریم‌ها تحمیل کشور نشود. آنها بنابر تصریح امثال کری و وندی شرمن و جاش ارنست و جن ساکی و... بلافاصله بهانه تحریم‌ها را به موضوعات دیگر منتقل می‌کنند. مسئله اصلی این است که دشمن در حوزه اقتصادی - برخلاف سایر حوزه‌ها- نقطه ضعف سراغ گرفته و تا این نقطه ضعف برقرار باشد، از ضربه زدن از این نقطه دریغ نخواهد کرد. بنابراین حل درست مسئله نه به «بی‌ارزش تلقی کردن فناوری هسته‌ای بومی» بلکه بستن آن نقطه آسیب‌پذیری است و این همان است که در منطق رهبر حکیم انقلاب با عنوان «اقتصاد مقاومتی» و اینکه «کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور و در تقویت تولید داخلی است» بیان شده است. به تعبیر جناب حافظ «سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد- و آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می‌کرد؛ گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است- طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد.»
چاره کار در این است که اولویت دولت محترم از خارج به داخل منتقل شود و به جای نگاه به دست اجنبی و امید ترحم او، دست همت به کمر خود بزنیم و از تهدید دشمن، یک فرصت بزرگ برای ساماندهی اقتصادی - مبتنی بر بهره‌وری، شفافیت، حمایت از تولید داخلی، عادلانه کردن مالیات‌ها و مقابله با فرارهای چند ده‌هزار میلیارد تومانی، مبارزه با قاچاق سازمان یافته و انبوه کالا، ساماندهی و به حداقل رسانی واردات، و مبارزه غیر شعاری و غیر جناحی و به دور از سیاست‌زدگی با فساد اقتصادی- بسازیم. قدم اول برای چنین حرکتی، پذیرش شجاعانه و توأم با حرّیت این واقعیت است که اولویت‌گذاری دولت محترم اشتباه بوده و باید جبران و اصلاح شود، حتی اگر این فهم مبتنی بر تجربه 2 ساله «اعلام» هم نشود. در غیر این صورت به تعبیر معروف، یک غلط با هزار توجیه، می‌شود هزار و یک غلط؛ می‌شود لجبازی و آنگاه خدای نکرده دولت محترم مجبور است ضمن تن دادن به جبریت و ضعف در چالش سیاست خارجی، به حاشیه‌پردازی و مسئله‌سازی در داخل بپردازد تا افکار عمومی را مشغول سازد. یا مجبور خواهد شد با جریان فتنه‌گری که منافع بزرگ ملی را ظرف سال‌های 78 و 88 به 12 آشوب نیابتی دشمن فروخت، هم‌مسیر و همسفره شود و امتیاز بدهد و در موضع اتهام قرار بگیرد. به نظر می‌رسد قبیل جنجال‌های دروغینی که برای بنزین آلوده، بورسیه‌ها، پول‌های کثیف، پارازیت و... صورت گرفت، از یک سو قرار است اعتماد عمومی را ویران کند و از طرف دیگر اصرار برخی اجزای دولت بر خطای محاسباتی شگرف در تدوین راهبرد را بپوشاند. نتیجه هر چه باشد خلاف عقل و تجربه و منافع و مصالح ملی است. البته طیفی از مدعیان دروغین حمایت از دولت بدشان نمی‌آید بلکه مأموریت دارند که بدین طریق دولت یازدهم را از کارآمدی و خدمت در تراز جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران بازدارند و جاده دشمن را صاف کنند.
منبع:یادداشت روز محمد ایمانی از کیهان

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

واکنش سردار دهقان به جوسازی وزیر دفاع آمریکا علیه مذاکرات هسته ای

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح کشورمان در واکنش به اظهارات اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا مبنی براینکه اگر مذاکرات به توافق خوب منجر نشود گزینه نظامی قطعا روی میز باقی خواهد ماند، خاطرنشان کرد: اینگونه اظهارات توخالی که همواره از سوی برخی مقام های آمریکایی تکرار می شود از موضع انفعال و بی ارزش است.


واکنش سردار دهقان به جوسازی وزیر دفاع آمریکا علیه مذاکرات هسته ای

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر به نقل از اداره کل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، سردار سرتیپ پاسدار دکتر حسین دهقان چهارشنبه شب افزود: اینگونه اظهارات مقام های آمریکایی آن هم در جریان مذاکرات حساس و پیچیده هسته ای که جمهوری اسلامی عزم خود را برای رفع اتهام های بی اساس جزم کرده است، نوعی فضای سازی خودساخته است که به منظور تحت تاثیر قرار دادن فضای منطقی مذاکرات صورت می گیرد.

وی تصریح کرد: اظهارات یاد شده تاییدی بر نگاه بی اعتماد جمهوری اسلامی ایران به آمریکا است و البته هیچ تاثیری بر مواضع مستدل، منطقی و منصفانه جمهوری اسلامی در موضوع هسته ای ندارد.

سردار دهقان اظهار داشت: جمهوری اسلامی همواره و در هر شرایطی آماده مقابله با هرگونه تهدید خصمانه از سوی متجاوزین است و پاسخ قاطع خود را در میدان عمل خواهد داد.

وی با بیان اینکه به نظر می رسد وزیر دفاع آمریکا دچار بیماری آلزایمر شده است، گفت: اگر اشتون کارتر شکست های گذشته و اخیر آمریکا در منطقه و جهان را به خاطر می آورد، از بیان اینگونه اظهارات پوچ پرهیز می کرد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 فروردین 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: نظامی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید