چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟

KHAMENEI.IR در گزارشی به بررسی موضوع اعلام نارضایتی رهبر انقلاب از اجرایی نشدن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی پرداخته است.
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۲ «سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» را به رؤسای قوا و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کرده و قوای کشور را به «اجرای بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص» این سیاست‌ها ملزم کردند. ایشان اجرای این سیاست‌ها را عامل «رفع مشکلات اقتصادی کشور» و «عقب‌نشینی دشمن در زمینه‌ی جنگ تمام‌عیار اقتصادی» علیه ملت ایران دانستند. با گذشت دو سال از ابلاغ این سیاست‌ها، رهبر انقلاب از اجرایی نشدن این سیاست‌ها به صورت کامل و دقیق ناراضی بوده و طی تذکرات متعددی این موضوع را اعلام کرده‌اند. رهبر انقلاب با طرح «مطالبات مشخص» در این زمینه، مسئولین را به اجرای دقیق این سیاست‌ها و پرهیز از «تکرار زبانی» مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی فراخواندند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن سالروز ابلاغ این سیاست‌ها، در این گزارش به بررسی موضوع اعلام نارضایتی رهبر انقلاب از اجرایی نشدن این سیاست‌ها، دلایل این موضوع و مطالبات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این زمینه پرداخته است.

* خشنود نیستم

«اسم اقتصاد مقاومتی هم زیاد تکرار میشود... من البتّه خیلی خشنود نیستم از مقدار پیشرفت این فکر و این بنیان مهم در کشور.»[۱] این عبارات رهبر معظم انقلاب اسلامی حکایت از نارضایتی ایشان از روند عملیاتی‌سازی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و پیشرفت آن دارد. البته اعلام ناخشنودی از نحوه‌ی عملکرد مسئولان و کارگزارانِ کشور در تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تنها در این سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به چشم نمی‌خورد. ایشان در پیام نوروزی خود به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳ نیز نسبت به انجام نشدن کارِ لازم برای تحقق «حماسه‌ی اقتصادی» ابراز نارضایتی کرده و با اشاره به اعلام سیاست‌های «اقتصاد مقاومتی» از آن به عنوان «زیرساخت فکری و نظری برای ایجاد حماسه‌ی اقتصادی» نام بردند:

«در باب حماسه‌ی اقتصادی کاری که باید انجام بگیرد و توقّع بود که اتّفاق بیفتد، اتّفاق نیفتاد. تلاشهایی انجام گرفت که مورد سپاس است، ولی کار بزرگی که باید در زمینه‌ی حماسه‌ی اقتصادی انجام بگیرد، همچنان در پیش روی ما است و ما موظّفیم که این حماسه را به وجود بیاوریم. مسئله‌ی اساسیِ اقتصاد برای کشور ما و ملّت ما یک مسئله‌ی مهم است؛ در اواخر سال ۹۲ بحمدالله یک زیرساخت فکری و نظری برای حماسه‌ی اقتصادی به وجود آمد؛ سیاستهای «اقتصاد مقاومتی» اعلام شد و زمینه آماده است برای اینکه ان‌شاءالله تلاش لازم در این باب انجام بگیرد.»[۲]


اشاره‌ی رهبری به ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، به اسفندماه ۱۳۹۲ برمی‌گشت. رهبر انقلاب پس از ابلاغ این سیاست‌ها در جلسه‌ای با حضور سران سه قوه، ضمن تأکید بر جامع و فراگیربودن این سیاست‌ها، ورود جدی قوا برای اجرای آن و پاسخ به انتظارات مردم را خواسته بودند:
«با ابلاغ این سیاستها، مردم اکنون منتظر اجرای آنها و تأثیرات مثبت ناشی از اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی هستند، بنابراین دولت، مجلس و قوه‌ی قضائیه باید بطور جدی وارد میدان شوند و وظایف مربوط به خود را، در هر بخش، پیگیری و اجرا کنند.»[۳]

چند روز پس از جلسه‌ی رهبر انقلاب با سران قوا، ایشان دیداری با مسئولان، فعالان اقتصادی و مدیران مراکز علمی و رسانه‌ای و نظارتی داشته و طی آن به تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به صورت تفصیلی پرداخته و لوازم اجرای آن را برشمردند. ایشان مجموعه‌ی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را «الگویی بومی و علمی» و «تدبیری بلندمدت» برای اقتصاد کشور معرفی کردند:
«مجموعه‌ی سیاستهای اقتصاد مقاومتی در واقع یک الگوی بومی و علمی است که برآمده‌ی از فرهنگ انقلابی و اسلامی ما است؛ متناسب با وضعیت امروز و فردای ما است... این یک تدبیر بلندمدت برای اقتصاد کشور است.»[۴]


یک‌سال بعد رهبر انقلاب ضمن اشاره به سخنان پیشین خود درباره‌ی مسئله‌ی اقتصاد و ابلاغ این سیاست‌ها، تلاش‌های به عمل آمده در زمینه‌ی مسائل اقتصادی را «کافی» ندانسته و از ضرورت دمیدن «نفَس جدیدی» در مسئله‌ی اقتصاد سخن گفتند:

«در طول این سالها همیشه تلاشهایی شده است لکن کافی نیست. آنچه ما میخواهیم بگوییم، این است که باید یک نفَس جدیدی به این کار داده بشود. امروز بیست‌ونهم بهمن است. سال گذشته بیست‌ونهم بهمن، سیاستهای اقتصاد مقاومتی را به دستگاه‌های مختلف ابلاغ کردیم؛ امروز یک‌سال گذشته. اقتصاد مقاومتی برای کشور ضروری است.»[۵]

* با تکرار زبانی هیچ اتّفاقی نمی‌افتد

اما دلیل این اعلام نارضایتی‌ها و تذکرات رهبر انقلاب به مسئولان در زمینه‌ی اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی چیست؟ با دقت در بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان پاسخ این سؤال را «فقدانِ اقدام و عمل لازم» در این زمینه و بسنده کردن به «حرف» و در یک کلمه «برخورد شعاری و سطحی» با موضوع دانست. ایشان در برهه‌های گوناگونی به صراحت این موضوع را اعلام کرده و مسئولان را به اقدام جدی و «فراتر رفتن از حرف و شعار» فراخواندند.

رهبر انقلاب خردادماه ۹۳ و در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی «حمایت و ستایش» از این سیاست‌ها را کافی ندانسته و خواستار اقدام لازم شدند:

«از روزى که این سیاستهاى اقتصاد مقاومتى اعلام شده است و ذکر آن مکرّر گفته شده است، مسئولین مختلف -دولتى‌ها، مجلس محترم، دستگاه‌هاى مختلف، مسئولان گوناگون- در مقام حمایت و ستایش از این سیاستهاى اقتصاد مقاومتى برآمده‌اند و مکرّر گفته شده، لکن تجربه‌ى بنده به من میگوید که ستایش کافى نیست؛ تعریف کردن کافى نیست؛ حرکت لازم است. بله، افرادى مى‌آیند، مى‌نشینند، در منبرهاى عمومى یا در جلسات خصوصى از مزایاى این اقتصاد مقاومتى مطالبى را بیان میکنند و غالباً هم درست است، امّا خب باید اقدام کرد، عمل کرد.»[۶]


پس از این رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نظام نسبت به کُند حرکت کردن در این زمینه هشدار دادند:
«اقتصاد مقاومتی را جدّی بگیرید. خب، رئیس جمهور محترم گفتند، مسئولین دیگر هم کم‌وبیش اظهار کرده‌اند، گفته‌اند، منتها باید عمل کرد: وَ لا مِمَّن عَلی‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل؛ این‌جور نباشد که به زبان بگوییم، در عمل کُند حرکت بکنیم.»[۷]

چند ماه پس از این هشدار، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به صراحت «تکرار زبانی» این موضوع از جانب مسئولان و فعالان اقتصادی و سیاسی بدون اقدام متناسب را راه‌گشا ندانستند:

«از وقتی که این عنوان مطرح شده، شاید هزار مرتبه از طرف مسئولین -با کم و زیادش- تأیید شده؛ مسئولین مختلف، فعّالان اقتصادی، حتّی فعّالان سیاسی، مسئولین دولتی، مجلس، غیره، مکرّر گفته‌اند اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مقاومتی؛ خب، خوب است؛ لکن با اسم و با تکرار زبانی هیچ اتّفاقی نمی‌افتد؛ هیچ اتّفاقی نمی‌افتد. با بردن اسم دارو و تکرار اسم دارو هیچ بیماری خوب نمیشود؛ دارو را باید مصرف کرد.»[۸]

* باید اقتصاد مقاومتی را باور کنید

تذکرات رهبر معظم انقلاب درباره‌ی پرهیز از برخورد شعارگونه با اقتصاد مقاومتی و ضرورت اقدامات عملی جدی مسئولان در این زمینه در سال ۹۴ نیز ادامه یافته است. ایشان در خردادماه ۹۴ از نگرانی خود درباره‌ی «نبود همدلی» درباره‌ی مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی سخن گفتند:

«در مورد اقتصاد مقاومتی، خوشبختانه در کشور هم‌زبانی هست، [امّا] مشکل ما در همدلی است؛ آدم میترسد هم‌زبانی باشد، همدلی نباشد... این هم‌زبانی هست، همدلی هم باید انجام بگیرد یعنی از بُن دندان به مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی باید باور آورده شود؛ باور کنیم که کلید حلّ مشکلات کشور در داخل است.»[۹]

این روند اعلام نارضایتی رهبری از انجام نگرفتن اقدامات لازم و ضروری برای اجرایی‌سازی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و بسنده کردن به تکرار زبانی موضوع همچنان ادامه یافت که نشانگر «عدم تغییرِ رفتار مسئولان مرتبط» در این زمینه است. رهبر انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم در اواسط شهریور ۹۴ بار دیگر اقدامات جدی در این موضوع را خواستار شدند:

«همین اقتصاد مقاومتی که سیاستهای آن ابلاغ شده است و بر روی زمین و به‌صورت کار عملی و عملیّاتی و اجرائی هم باید با شدّت هرچه تمام‌تر و بدون فوت وقت دنبال بشود.»[۱۰]

پیش از این و در دیدار با اعضای هیأت دولت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به صراحت فعالیت‌های صورت‌گرفته در این زمینه از سوی دولت را «ناکافی» دانسته بودند:

«پارسال -سال ۹۳- شروع اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی بود. دوستان دولت هم گزارشهایی به من دادند... حالا یک گزارش مفصّلی فرستادند که البتّه برای من خلاصه کردند آن گزارش را و تماماً خواندم، نگاه کردم. کارهایی که انجام گرفته در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی، بعضی‌هایش کارهای مقدّماتی است... بعضی از کارهایی که گزارش شده، مربوط به بندهای اقتصاد مقاومتی نیست... اینها آمده جزو کارنامه‌ی دستگاه‌ها در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی؛ درحالی‌که این نیست. بعضی از کارها هم ارتباطی اصلاً به بندهای اقتصاد مقاومتی ندارد؛ این مقدار کافی نیست.»[۱۱]

 مطالباتِ رهبری از مسئولان برای اقدام عملی

با نگاه به بیانات رهبر معظم انقلاب در چند سال اخیر و به‌خصوص پس از ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی می‌توان به این نکته پی برد که ایشان به روشنی «مطالبات و انتظارات» خود از قوای سه گانه و دستگا‌ه‌های گوناگون را در چارچوب سیاست‌های ابلاغی مشخص ساخته و اعلام کرده‌اند. «وظایف مسئولان و مدیران کشور» کاملاً مشخص است و اگرچنانچه عزم و اراده‌ی جدی و راسخی برای اجرای خواسته و مطالبه‌ی رهبر انقلاب و مردم وجود داشته باشد، اقتصاد مقاومتی پیاده شده و کشور در مقابل فشارها مصونیت می‌یابد.

اهم این مطالباتِ رهبری در قالب ۳ جدول ذیل مرور شده است:

چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟



چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟

چرا رهبر انقلاب از پیشرفت اقتصاد مقاومتی راضی نیستند؟



* دو صد گفته چون نیم کردار نیست

از سوی دیگر پس از انتشار نامه‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به رئیس‌جمهور درباره‌ی الزامات اجرای برجام و تأکید دیگرباره‌ی ایشان بر «جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ی اقتصاد مقاومتی» موضوع بسیار حساس‌تر نیز شده است:

«رفع تحریمها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ی اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدّیّت تمام دنبال شود و بخصوص به تقویت تولید ملّی توجّه ویژه صورت گیرد.»[۱۲]

پس از اتمام مذاکرات چندین ساله‌‌ی هسته‌ای، مردم در انتظارِ اقدامات جدی و اثرگذار از سوی مسئولان و به‌خصوص مسئولان دولت برای اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و گشایش در وضعیت اقتصادی خود هستند. وظایف مسئولین در این زمینه کاملاً شفاف بوده و تذکرات رهبر معظم انقلاب درباره‌ی فراتر رفتن از برخورد شعاری با موضوع و برنامه‌ریزی و اقدام جدی در این حوزه، چندین بار تکرار شده است. «عالِم بی‌عمل» بودن از منظر عقل و دین نکوهش شده و در فرهنگ عمومی ملتِ ما نیز «دو صد گفته چون نیم کردار» هم تلقی نشده است. حال باید منتظر ماند و دید مسئولان و مدیران کشور چه عملکردی در اصلاح رویه‌ی گذشته و روی آوردن به برنامه‌ریزی و اقدام جدی برای تحقق این سیاست‌ها خواهند داشت؟ که به فرموده‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السلام «فرصت‌ها چون ابر در گذرند».[۱۳]
 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

وکیل‌الدوله‌ها اگر به مجلس بروند دولت پاسخگوی وعده‌ها نخواهد بود

تلاش دولت یازدهم برای تشکیل مجلسی همراه و همسو که شأن نظارتی خود را به فراموشی سپرده و کاری به تصمیمات گرفته شده و برنامه‌های در دست اجرا نداشته باشد محصولی جز تقویت دولتی غیر پاسخگو در برابر مطالبات بحق مردم نخواهد داشت.
اغلب دولت‌ها در پی آن بوده‌اند که بی‌سر و صدا و بدون اعتراض نهادهای نظارتی از جمله مجلس شورای اسلامی برنامه‌های خود را به پیش برند‌‌‌، این دولت‌ها هرگونه سوال از وزیران و یا احیانا استیضاح و سوال از رئیس‌جمهور را کارشکنی در برابر دولت منتخب مردم می‌خوانند و آرزو می‌کنند که مجلسی شکل یابد که همراه و همگام دولت بوده و از شأن نظارتی خود کمترین بهره را ببرد.
در عرف عام به چنین مجلسی و چنین نمایندگانی «وکیل‌الدوله» گفته می‌شود‌‌‌، مجلسی که به جای بهره‌گیری از شأن نظارتی خود برای پاسخگو کردن دولت در برابر تخلفات و نیز وعده‌های داده شده در برهه انتخابات تنها بایستی به وزرا و برنامه‌های دولت با یک رای تشریفاتی مهر تایید بزند و باقی کارها را به کاردان‌ها بسپارد‌!
هفتم اسفند ماه سال جاری دو انتخابات حساس را پیش رو داریم‌‌‌، مردم در این روز علاوه بر انتخاب خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس دهم را نیز برخواهند گزید و اگر مجلس دهم حاصل شرکت سهامی ‌اصلاحات و اعتدال باشد نمی‌توان چنین انتظاری را داشت که دولت یازدهم در مقابل وعده‌های داده شده الزامی بر خود ببیند که در جهت تحقق آن‌ها حرکت کند‌‌.
دولت به دنبال نمایندگان «وکیل‌الدوله‌»
حسن روحانی رئیس‌جمهور بارها خواسته قلبی خود را برای تشکیل چنین مجلسی بر زبان آورده و آرزوی خود را برای تحقق بهارستانی بدون منتقد و صدای مخالف علنی ساخته است‌‌.
در آخرین مورد از این برون‌داد منویات درونی، روحانی در جمع استانداران و فرمانداران کشور که مسئول برگزاری انتخابات هستند ضمن حمله شدید به شورای نگهبان گفت «‌به عنوان دولت اعتدال دل‌مان می‌خواهد معتدلان بروند مجلس و این آرزوی ماست.»
طبیعی است که دولت به عنوان مجری انتخابات بایستی بی‌طرف باشد ولی سخنان رئیس‌جمهور نشان از آن دارد که وی علاقه‌مند است که حامیان دولت به مجلس راه یابند و این سخن بی‌طرفی دولت در عرصه انتخابات را زیر سوال می‌برد‌‌.
دورخیز انتخاباتی با صله رحم حزبی‌!
در ماه‌های گذشته نیز مقامات دولت تدبیر و امید بارها در جلسات حزبی شرکت کرده‌اند. به عنوان نمونه شهریور ماه سال جاری  محمدباقر نوبخت در رابطه با حضور اعضای دولت در برخی احزاب رسمی به خبرنگاران گفت: طبیعی است که همه وزرا قبل از ورود به دولت از سال‌های گذشته در یکی از احزاب فعال بوده باشند و به طور مثال بنده از سال 78 عضو حزب اعتدال و توسعه بودم که نظر ما انتقال تجربیات به نسل آینده بود و معتقد بودیم برای توسعه کشور منابع لازم تنها در دست یک جناح نیست و همه باید در جهت توسعه کشور فعالیت کنند.
وی با اشاره به اینکه از زمانی که مسئولیت اجرایی را عهده‌دار شده‌ام به جهت حجم فراوان کارها فرصت حضور در حزب و فعالیت حزبی را ندارم، گفت: شاید تنها تعامل من با حزب خلاصه به دید و بازدیدهای عاطفی شود. البته تأکید می‌کنم هرگونه فعالیت حزبی از سوی مسئولین دولتی خلاف قانون نیست اما آنچه مهم است این است که هیچ یک از اعضای دولت که در احزاب حضور دارند نباید از امکانات دولتی برای فعالیت‌های حزبی استفاده کنند که این موضوع همواره مورد تأکید رئیس‌جمهور است.
نوبخت در حالی حضور خود و سایر دولتی‌ها را عاطفی می‌خواند که زمستان سال گذشته حسین مرعشی عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی از کلید خوردن فعالیت‌های انتخاباتی دولت خبر داده بود و از قضا این کلید به آقای سخنگو سپرده شده بود!
 وی در مورد فعالیت دولت برای انتخابات مجلس نیز گفته بود‌: قاعدتاً آقای نوبخت در قالب حزب اعتدال و توسعه ورود می‌کنند.
مرعشی همچنین گفته بود‌: آقای نوبخت علایقی دارند و قاعدتاً با اصلاح‌طلبان کار خواهند کرد، چون آنها انتخاب دیگری جز اصلاح‌طلبان ندارند!
سخنانی که با واکنش و تکذیب نوبخت مواجه شد اما اقدامات بعدی دولتی‌ها نشان داد واقعیت‌ها چیز دیگری است.
اواخر فروردین ماه سال جاری نیز معاون اول رئیس‌جمهور به سعدآباد رفت و نگاه دولت به انتخابات اسفند ماه را برای کارگزارانی‌ها تشریح کرد.
اسحاق جهانگیری (رئیس ستاد انتخاباتی هاشمی در سال ۹۲) در این جلسه با اشاره به «ضعف کار حزبی در ایران» بر نقش‌آفرینی حزب متبوع خود در فضای سیاسی کشور تاکید کرده و گفته بود‌: «کارگزاران امسال باید این نقش را بیش از پیش ایفا کند، زیرا امسال سال انتخابات است، اگر مجلس خوبی شکل نگیرد کار دولت ناتمام خواهد بود.»
نفر دوم دولت تدبیر و امید در ادامه اظهارات خود، در قامت یک چهره تمام حزبی ظاهر شده و با یادآوری تجربه انتخابات ۹۲ شرط پیروزی حزب خود را «همگرایی» با اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل خواند‌‌‌، از فعالیت گروه‌های رقیب اظهار نگرانی کرده و گفته بود‌: «خبرهایی که به ما می‌رسد این است که مخالفان دولت و وزرای پیشین به صورت جدی در اغلب استا‌ن‌ها مشغول فعالیت‌های انتخاباتی شده‌اند». وی ادامه داده بود «تلاش می‌شود نیروهای مردمی و معتدل شهرستان‌ها از کاندیداتوری رویگردان شوند. به آنها القا می‌شود که اگر در انتخابات کاندیدا شوند یا فعالیت‌های خود را آغاز کنند با آنها برخورد می‌شود. اصلاح‌طلبان و نیروهای معتدل و حامیان دولت توجه داشته باشند که نباید فریب این جوسازی‌ها را بخورند. باید مقاومت کرد».
معاون اول دولتی که قرار است برگزار‌کننده انتخابات در هفتم اسفند  باشد، به صراحت از «وضعیت خوب اصلاح‌طلبان در آخرین نظرسنجی‌ها» گفته و در عین حال از «مدیریت انتخابات» سخن به میان آورده بود‌‌.  وی مدعی شده بود‌: «در آخرین نظرسنجی‌های صورت گرفته اصلاح‌طلبان وضعیت خوبی داشتند. البته برخی نیز به مدیریت انتخابات هم اشاره می‌کنند و نگران رد صلاحیت‌ها و مدیریت انتخابات هستند. امیدوارم این مسایل با مذاکرات حل شود.»
به هر ترتیب این سخنان و مواضع آشکار معاون اول رئیس‌جمهور با انتقادهای بسیاری مواجه شد اما ناظران صحنه پاسخ روشنی نگرفتند و دولتی‌ها نیز نشان دادند در ادامه دادن این راه سوال‌برانگیز مصمم هستند!
باج سبیل دولت به اصلاح‌طلبان
هر چند روحانی رئیس‌جمهور در سخنرانی اخیر خود اعتدال را یک گفتمان خوانده و با این سخن پاسخ دو سال جوسازی اصلاح‌طلبان که گفته بودند «‌دولت یازدهم فاقد گفتمان بوده و ادامه دهنده راه دولت اصلاحات است» را داد ولی اصلاح‌طلبان همچنان دولت یازدهم را فاقد گفتمان دانسته و معتقدند اگر این دولت مقدمات پیروزی آنان در انتخابات هفتم اسفند ماه را فراهم نسازد بایستی کلید پاستور را در انتخابات آینده ریاست جمهوری به مستاجر دیگری بسپارد‌‌.
بر اساس این روند اصلاح‌طلبان شرط حمایت خود از دولت در انتخابات آینده ریاست جمهوری را با تعداد کرسی‌هایی گره زده‌اند که در بهارستان کسب خواهند کرد و از این‌رو دولت برای ادامه راه خود بایستی سهم اصلاح‌طلبان را پرداخت کند‌‌.
خانه ملت یا وکیل دولت‌؟!
مجلس شورای اسلامی را خانه ملت نامیده‌اند و نمایندگان ملت بایستی به دنبال حقوق مردم بوده و در جهت اعاده این حقوق بر دولت نظارت داشته باشند‌‌‌، دولتی که به مقتضای در دست داشتن سرمایه و قدرت خواسته و یا ناخواسته می‌تواند به سمت فساد گرایش داشته باشد و اگر نهادی را ناظر بر خود نبیند وعده‌های خود در برهه انتخابات را نیز فراموش می‌کند‌‌.
مجلس هشتم و نهم در طول فعالیت خود که بخش اعظم آن در دولت‌های نهم و دهم گذشت از شأن نظارتی خود بارها استفاده کرد‌‌‌، از استیضاح وزیران دولت سابق تا سوال از رئیس‌جمهور که برای اولین بار در طول نزدیک به چهار دهه گذشته روی داد‌‌‌، سوالات فراوان نمایندگان از وزیران دولت را نیز بایستی در این راستا ارزیابی کرد‌‌.
حال چگونه کسانی که در نشریات و رسانه‌های خود از نظارت مجالس هشتم و نهم بر دولت‌های سابق حمایت می‌کردند امروز خواستار تشکیل مجلسی وکیل‌الدوله‌اند که نتواند سوالی از وزرا بپرسد و یا وزیری را در صورت تخلف استیضاح کند جای سوال و شبهه دارد‌‌.
دولت محرمانه‌ها به دنبال مجلس وکیل‌الدوله‌ها
دولت یازدهم را دولت محرمانه‌ها می‌خوانند‌‌‌، دولتی که ملت را محرم نمی‌داند و هر چه می‌کند در پشت پرده و در تاریکخانه‌هایی که رسانه‌ها و نمایندگان ملت را در آن راهی نیست صورت می‌گیرد‌‌.
طبیعی است چنین دولتی خواهان مجلسی است که کاری به پشت پرده‌ها نداشته باشد‌‌‌، چه در موضوع برجام که تصمیمات در اتاق‌های پشتی گرفته می‌شد و جز 1+5 و صهیونیست‌ها کسی از جزئیات آن اطلاع نداشت و چه در مباحث اقتصادی چون وعده‌های دولت به مردم که هنوز محقق نشده است وجود مجلسی پرسشگر به زیان دولت یازدهم است و از این رو است که دولت به دنبال مجلسی همسو و غیر ناظر است‌‌.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

برنامه پایش پاداش سکوت را رد کرد

امیر سیاح، تهیه‌کننده برنامه پایش که شب یکشنبه میزبان اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس‌جمهور و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری-صنعتی بود، در صفحه شخصی اینستاگرام خود نوشت: «بعد از خروج مهمان از استودیو ، جعبه زیر (هدایا) را به مهمان محترم دادم و گفتم روابط عمومی زیرمجموعه شما قبل از برنامه برای ما اینها رو فرستاده. جعبه را باز کرد، توش رو که دید، اول جاخورد. بعد خودش را جمع‌وجور کرد و پرسید یعنی این هدیه رو قبول نمی‌کنید؟»
تهیه‌کننده پایش در ادامه نوشت: «این بار من جاخوردم و محکم پاسخ دادم: توهین خیلی بزرگی بود به ما. به زیرمجموعه‌تون بفرمایید با رسانه‌ها اینطور رفتار نکنند. گفت باشه. سکه‌ها رو گذاشت جیبش و رفت»!
گفتنی است هفته گذشته حسام‌الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با خبرگزاری بسیج درباره شرکت نکردن رسانه‌های منتقد دولت در نمایشگاه مطبوعات گفته بود: آنچه که واقعیت دارد این است که یک رابطه مستقیم  و مشخصی بین کاهش یارانه دریافتی توسط بعضی رسانه‌ها و میزان انتقادشان به سیاست‌های دولت وجود دارد؛ لذا هر چه که میزان انتقاد به سیاست‌های دولت بیشتر باشد یارانه آن رسانه کاهش می‌یابد البته این رابطه ممکن است که به صورت بر عکس هم اتفاق بیافتد یعنی ممکن است هر چقدر که یارانه کمتر شود انتقاد بیشتر شود.
این نحوه نگاه به رسانه‌ها ظاهرا در دولت عمومیت دارد و منحصر به حسام‌الدین آشنا نیست چرا که رئیس‌جمهور نیز در سخنان خود در مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات نسبت به انتقادات برخی مطبوعات و رسانه‌هایی که بودجه دولتی دارند اعتراض کرده بود .
نگاه دولت به رسانه‌ها که با دریافت پول از دولت میزان انتقاداتشان کاسته شود در عرف عام به رشوه تعبیر می‌شود و کارشناسان معتقدند آیا نگاه دولت به یارانه‌ها نگاه رشوه‌گونه است؟ و از سوی دیگر اعطای سکه به مدیران و مسئولان یک برنامه از سوی زیرمجموعه ترکان چه معنایی می‌تواند داشته باشد!؟ آیا این سکه‌ها برای همراهی برنامه با مهمان پیشنهاد شده بود که مدیران برنامه از پذیرفتن آن سر باز زدند؟
گفتنی است اکبر ترکان چندی پیش در اهانتی آشکار به ملت ایران گفته بود ایرانی ها تنها می توانند در آبگوشت بزباش و قرمه سبزی با کشورهای دیگر رقابت کنند .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

4 توصیه رهبر معظم انقلاب به دولت درباره اجرای اقتصاد مقاومتی

طی نامه‌ای از سوی دفتر مقام معظم رهبری، 4 توصیه رهبر معظم انقلاب به دولت درباره اجرای اقتصاد مقاومتی به معاون اول رئیس‌جمهور ابلاغ شد.
به گزارش تسنیم، معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به تاکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر مردمی کردن اقتصاد کشور و مشارکت آحاد مردم در فعالیت‌های اقتصادی، خاطرنشان کرد: ایران از ظرفیت‌ها و امکانات فراوانی برخوردار است که در راس این ظرفیت‌ها نسل جوان تحصیلکرده کشور است که لازم است با توجه به این ظرفیت مهم، تدابیر موثری برای مشارکت دادن مردم و جوانان در پیشبرد اهداف اقتصادی کشور اندیشیده شود.
وی افزود: توصیه‌ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری که در قالب نامه‌ای از سوی دفتر ایشان ارسال شده است، به همه دستگاه‌های اجرایی دولت ابلاغ خواهد شد تا همه وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها براساس منویات رهبر معظم انقلاب اقدام کرده و در راستای تحقق آن تلاش کنند.
معاون اول رئیس‌جمهور افزود: رهنمودهای مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی و حمایت‌های ایشان، فرصتی بسیار خوب برای دولت است و بی‌تردید برکات زیادی برای توسعه کشور و حل مشکلات مردم دربر خواهد داشت.
رهنمودها و توصیه‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص چگونگی اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی طی نامه‌ای توسط دفتر معظم له به عنوان دکتر جهانگیری به شرح ذیل ارسال شده است:
1- رویکردهای اقتصاد مقاومتی (عدالت بنیانی، مردمی بودن، دانش بنیانی، درونزایی و برونگرایی) در همه برنامه‌ها (از جمله برنامه ششم توسعه و بودجه سنواتی) و فعالیت‌های دستگاه‌های اجرایی حاکم گردیده و اجرای اقتصاد مقاومتی تنها منوط به این برنامه‌ها نگردد. باید اطمینان حاصل شود که کلیه اقدامات دستگاه‌ها منطبق با این سیاست‌ها است.
2- برنامه اقتصاد مقاومتی نباید برنامه‌ای مجزا از برنامه ششم توسعه باشد. برنامه اقتصاد مقاومتی باید در قالب برنامه ششم توسعه تدوین و پیگیری گردد. در ابلاغیه سیاست‌های کلی برنامه ششم توسعه بر این موضوع تاکید شده است.
3- تعیین نقش دستگاه‌های اجرایی و مناطق جغرافیایی، زمان بندی اجرایی پروژه‌ها و اهداف کوتاه مدت (تاپایان دولت یازدهم)، میان مدت (پایان برنامه ششم) و بلند مدت (انتهای چشم‌انداز بیست ساله) صورت پذیرفته و کلیه دستگاه‌های اجرایی نسبت به آن پاسخگو شوند.
4- به حرکت درآوردن و تعیین نقش آحاد جامعه جهت مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی و توانمندسازی آنها و بکارگیری کلیه ظرفیت‌های کشور به ویژه جوانان مورد توجه قرار گرفته و برنامه‌ها تنها ناظر بر بخش‌های دولتی نباشد.
 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 آبان 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

پشت پرده خبری نبود ،نمایشی که برای رای آوردن طرح به اجراء گذاشته شد

در پی نقل مطالب غلط و خلاف واقع مبنی بر نقش مستقل برخی مسئولین دفتر مقام معظم رهبری در روند رسیدگی قانونی طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام»، روابط عمومی دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: این مطالب خلاف واقع و فاقد اعتبار است. در این اطلاعیه آمده است:
«مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در موارد متعددی بر طی شدن مسیر قانونی بررسی مفاد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) تاکید داشته‌اند و در اطلاعیه‌ اخیر دفتر مقام معظم رهبری در تاریخ 10/6/1394 نیز اعلام گردید که مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره این موضوع، صریح، شفاف و دقیق در سخنرانی‌های ماه‌های اخیر ایشان اعلام شده و در اختیار همگان قرار دارد.
لذا هرگونه اطلاع‌رسانی و بیان مطالب غلط و مغشوش مبنی بر نقش مستقل برخی از مسئولین دفتر معظم‌له در روند بررسی طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» خلاف واقع بوده و فاقد اعتبار است و انتظار دارد صاحبان تریبون‌ها و رسانه‌ها و سایت‌های خبری، احتیاط و دقت لازم را در نقل مطالب مربوط به دفتر مقام معظم رهبری به عمل آورند.»
گفتنی است در جریان بررسی جزئیات «طرح اقدام متناسب دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» و درست در زمانی‌که همه در انتظار طرح بیش از 200 پیشنهاد نمایندگان در جهت اصلاح طرح مذکور بودند، علی لاریجانی با ممانعت از اظهارنظر نمایندگان و در میان اعتراض گسترده آنها، طرح را به رای گذاشت و نهایتا طرح مذکور در کمتر از بیست دقیقه به تصویب رسید!
نکته حائز اهمیت اینکه تعداد کسانی که به جزئیات رای مثبت دادند، بیش از کسانی بود که به کلیات رای مثبت دادند! یعنی جمعی از نمایندگان با کلیات طرح مخالف بودند اما به جزئیات آن رای موافق دادند! اما این پدیده عجیب در عرصه قانون‌گذاری‌ ناشی از چه گفته شده بود؟
ساعتی قبل از تشکیل جلسه علنی، نمایندگان در جلسه‌ای غیرعلنی شرکت کردند که در آن جلسه علی لاریجانی اعلام کرده بود تصمیم کشور بر تصویب جزئیات طرح فوق‌الذکر است! در این هنگام و در پی اعتراض برخی نمایندگان مبنی بر اینکه منظور از کشور چه کسی است وی به بیان اینکه «همان که می‌دانید»! اکتفا کرده بود! اندکی بعد محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس ادعا می‌کند که شب گذشته در جلسه‌ای با حضور آقایان لاریجانی، شمخانی و نماینده‌ای از دفتر مقام معظم رهبری تصمیم به تصویب جزئیات گرفته شده و لذا باید طرح تصویب شود! قبول این ادعا، در حالی‌که رهبر انقلاب بارها و بارها بر عدم دخالتشان در ماجرا تاکید کرده بودند، برای برخی نمایندگان مشکل بود و در عین حال روی برخی دیگر تاثیرگذاشت و در نتیجه پس از آنکه اعتراض‌های نمایندگان مورد توجه قرار نگرفت و طرح با تعجیل به رای گذاشته شد، تعداد موافقان جزئیات از موافقان کلیات پیشی گرفت!  و این تلقی پدید آمد که در اثر القاء اینکه موضوع با نماینده رهبر انقلاب هماهنگ شده، نمایندگان اعتماد کرده و رای مثبت داده‌اند. اندکی بعد البته علی لاریجانی این ادعا را تکذیب کرد اما کار از کار گذشته بود. ولی روز گذشته اطلاعیه دفتر رهبر انقلاب بساط این گمانه‌زنی‌های بی‌مبنا را برهم زد و تصریح شد که رهبر معظم انقلاب و دفتر ایشان رای و اشاره‌ای برای نمایندگان مجلس نداشته و آنچه به ایشان نسبت داده می‌شود، صحت ندارد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

طرح دو فوریتی «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام و گفتنی های شریعتمداری

1- «داش غلام» را خدا رحمت کند، راننده اتوبوس بود، لوطی بود و با معرفت. با اتوبوس بنز 302 خود که اتاق درب و داغونی داشت و موتورش هم چندان تعریفی نداشت در یکی از شرکت‌های مسافربری کار می‌کرد. داش غلام روی شیشه عقب اتوبوسش با خط درشت نوشته بود «بگو ماشاءالله» و بر و بچه‌های محل تعجب می‌کردند که داش غلام از کدام چشم زخم نگران است؟! چه کسی ممکن است به ماشینی که غیر از بوقش، همه جایش صدا می‌دهد، چشم زخم بزند؟! داش غلام بعدها پول و پله مختصری دست و پا کرد و اتاق اتوبوسش را رنگ زد و دستی هم به روکش صندلی‌ها کشید و بعد، با خط درشت روی شیشه عقب اتوبوس نوشت «حالا بگو ماشاءالله»، اتوبوس اما همان اتوبوس قراضه قبلی بود!
2- دیروز گزارش کمیسیون ویژه بررسی برجام که اعضای آن را نمایندگان مجلس برگزیده بودند، در صحن علنی قرائت شد. این گزارش همانگونه که در مقدمه آن آمده است و مردم نیز در بسیاری از موارد، بی‌واسطه شاهد بوده‌اند «طی بیش از 40 روز با برگزاری جلسات متعدد با تیم‌های مذاکره‌کننده هسته‌ای، مقام‌های مسئول عالی‌رتبه کشوری و لشکری، استادان دانشگاه و کارشناسان مختلف ... مسئولان وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی، تائیدکنندگان و نقادان مرتبط و متخصصین و اندیشمندان ... بازدید میدانی از مراکز هسته‌ای و...» تهیه شده است. در گزارش کمیسیون ویژه ضمن اشاره به برخی از نکات مثبت برجام و قدردانی از تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، نمونه‌های فراوانی از نقاط منفی برجام و قطعنامه 2231 فهرست شده است که در صورت اجرا و عملیاتی شدن توافق وین می‌تواند برای آینده اقتصادی، امنیتی و علمی کشورمان فاجعه‌آفرین باشد. این نقاط منفی با نگاهی کارشناسانه فهرست شده و پی‌آمدهای فاجعه‌آفرین آن نیز به وضوح قابل فهم و درک است. اگرچه به‌نظر می‌رسد برخی از موارد، از جمله دست‌اندازی حریف به صنایع موشکی ایران و شماری از واژه‌های چند پهلو و تعریف نشده نیاز به بررسی بیشتری داشت.  ولی آنچه با قاطعیت می‌توان گفت، این که گزارش کمیسیون ویژه تقریبا تمامی نقاط آسیب‌پذیر و فاجعه‌آفرین برجام را به گونه‌ای مستند برشمرده و معرفی کرده است.
3- با توجه به نقاط خطر‌آفرینی که در متن برجام و قطعنامه 2231 آمده است، به‌وضوح می‌توان نتیجه گرفت اجرای توافق وین و ملحقات آن، جمهوری اسلامی ایران را در بسیاری از عرصه‌ها مخصوصا؛ اقتصادی، امنیتی و علمی با فاجعه‌ای بزرگ روبرو خواهد کرد، بنابراین تنها دو گروه می‌توانند با اجرای بی‌قیدو شرط برجام موافق باشند.
اول؛ کسانی که برای آینده نظام و مردم و فاجعه‌ای که در انتظار آنها خواهد بود، ارزش و اهمیتی قائل نباشند! بدیهی است در میان جریانات سیاسی کشور، غیر از اصحاب وطن‌فروش فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88، گروه دیگری را نمی‌توان با این مشخصات آدرس داد.
دوم؛ کسانی که از محتوای توافق وین و پی‌آمدهای خطرآفرین آن برداشت و شناخت دقیقی ندارند و با توجه به چالش 12 ساله هسته‌ای و هزینه‌های جانبی آن برای کشور که تحریم‌های اقتصادی از با اهمیت‌ترین آنها بوده است، در این تصور- بخوانید خیال خام- به سر می‌برند که اجرای توافق وین و ملحقات آن می‌تواند ضمن پایان دادن به چالش 12 ساله، برداشته شدن تحریم‌ها و عادی شدن شرایط را  نیز به دنبال داشته باشد. انگیزه‌های این گروه برای موافقت با برجام، مصلحت‌اندیشانه است ولی به دلیل کم‌اطلاعی از ماجرا، به این واقعیت تلخ توجه ندارند که اجرای برجام آنگونه که تدوین شده است، نه فقط خواسته‌های آنان را تحقق نمی‌بخشد، بلکه ده‌ها مشکل فاجعه‌آمیز دیگر هم بر آن می‌افزاید.
افرادی  از این گروه را می‌توان در دولت محترم و برخی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مشاهده کرد.
در این نوشته با گروه اول یعنی اصحاب فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88  سخنی در میان نیست، چرا که سابقه وطن‌فروشی و خیانت آنها - چه به صورت مستقیم و با حضور موثر در فتنه و چه به علت همراهی و حمایت از فتنه‌گران -  جای کمترین انتظاری از آنان باقی نمی‌گذارد، اگرچه متاسفانه برخی از این طیف در دولت کنونی نفوذ کرده و یا از نفوذ بیرونی برخوردارند.
4- و اما گروه دوم، یعنی دولتمردان و برخی از نمایندگان مجلس برای موافقت خود با برجام بایستی ابتدا به این پرسش منطقی و قانونی پاسخ بدهند که نظر آنان درباره نقاط منفی و خطرآفرین برجام که در گزارش مستند و کارشناسانه کمیسیون ویژه آمده است چیست؟ اگر وجود این نقاط فاجعه‌آفرین در برجام را تائید می‌کنند، چه توجیه و توضیحی برای موافقت با آن دارند؟ و چنانچه فاجعه‌آفرینی موارد فنی و حقوقی تاکید شده در گزارش کمیسیون ویژه را نمی‌پذیرند، چه دلیل قابل قبولی برای اثبات نظر خویش دارند؟ بدیهی است که در پاسخ به این پرسش  نمی‌توان به کلیات شعارگونه نظیر فتح‌الفتوح بودن توافق وین، تسلیم قدرت‌های بزرگ در مقابل خواست ملت ایران و... امثال آن متوسل شد. بلکه به قول ملای رومی، «دلایل قوی باید و منطقی... نه رگ‌های گردن به حجت قوی».
 البته گفتنی است دیروز در صحن علنی مجلس روی این نکته تاکید شد که هیچیک از نمایندگان با اجرای مطلق برجام موافق نیستند و تقریبا تمامی آنان براین باورند که این سند بدون شماری از قیدها و شرط‌ها نباید پذیرفته شده و به تصویب برسد که دراین‌باره گفتنی است؛ اولا؛ برجام یک معاهده دو جانبه است و براساس قوانین شناخته شده بین‌المللی - کنوانسیون 1969 وین- معاهده دوجانبه قید و شرط‌پذیر نیست و فقط می‌تواند به طور کامل پذیرفته و یا رد شود. بنابراین چنانچه قیدها و شرط‌ها، متن سند را تغییر بدهد به معنای رد آن است که با توجه به متن خسارت‌بار برجام، امید است چنین باشد. ثانیا؛ قید و شرط‌ها نباید از نوع کلیات غیرقابل اندازه‌گیری و توصیه‌های اخلاقی باشد! بخوانید.
5- دیروز بلافاصله بعد از قرائت گزارش کمیسیون ویژه‌ بررسی برجام در صحن علنی مجلس، یک طرح دو فوریتی با امضای 75 تن از نمایندگان مجلس تحت عنوان  «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» ارائه شد که هر چند درباره آن گفتنی‌ها و پرسش‌های بی‌پاسخی هست ولی پرداختن به این ابهامات بیرون از محدوده نوشته پیش‌روی است و به فرصتی دیگر می‌گذاریم.
 و اما، برای این طرح دو فوریتی که در 9 ماده و  دو تبصره ارائه شده است هیچ نامی مناسب‌تر از «کلیات ابوالبقاء»!  نمی‌توان یافت و تعجب‌آور و تأسف‌بار است که چگونه امضای 75 تن از نمایندگان مجلس را با خود دارد! مروری گذرا بر مفاد این طرح نشان می‌دهد که «طرح دو فوریتی الزام دولت به اجرای بی‌قیدوشرط برجام»! نام مناسب‌تری برای آن است. به چند نمونه از مواد 9 گانه این طرح توجه کنید؛
در ماده یک آمده است؛ «براساس فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی هیچ دولتی در ایران حق تولید و به‌کارگیری سلاح کشتار جمعی را ندارد»!  این که از سوی ایران پذیرفته شده است و آرزوی دشمن نیز هست.  در ادامه همین ماده تاکید شده است که ایران بایستی برای ایجاد منطقه عاری از سلاح کشتارجمعی تلاش کند! خب! این ماده و توصیه اخلاقی چه ربطی به برجام دارد؟! در ماده 2 آمده است: پایه و مبنای برجام به همکاری و احترام متقابل است و هر اقدامی مبتنی بر فشار و تهدید موجب تجدیدنظر در این همکاری خواهد شد! که باید  پرسید؛ مثلا اگر 9700 کیلوگرم اورانیوم غنی شده را خارج کردیم، سامانه سانتریفیوژها را برهم زدیم، راکتور آب سنگین اراک را بتون‌ریزی کردیم و... اما، طرف مقابل به تعهداتش پایبند نبود، قرار است چه کنیم؟! یعنی این 75 نماینده محترم نمی‌دانند که چیدمان سانتریفیوژها با چیدمان جعبه‌های میوه در یک میوه‌فروشی فرق دارد و مانند فلان میوه فروش که هر شب جعبه‌ها را جمع می‌کند و صبح فردا دوباره می‌چیند نمی‌توان سانتریفیوژها را جمع کرده و دوباره چید؟!
در مواد دیگر بر ضرورت برخورد با عدم پایبندی طرف مقابل به تعهدات خود تاکید شده که باید گفت؛ اولا مگر حریف دیوانه است که برجام را نقض کند؟! و ... بقیه مواد این طرح نیز حال و هوای مشابهی دارند و در یک کلمه اجرای بی‌قیدوشرط برجام را توصیه می‌کنند.
6- نه فقط هیچیک از مواد 9‌گانه طرح یاد شده کمترین مغایرتی با متن فاجعه‌آفرین برجام ندارد و از این جهت بی‌تردید به نفع حریف تدوین شده است بلکه تمامی مصوبات قبلی مجلس برای الزام‌ دولت‌ها به حفظ دستاوردهای هسته‌ای را نیز لغو می‌کند!
 ... قانون الزام دولت به تعلیق اقدامات داوطلبانه مصوب آذرماه 84، قانون الزام دولت به تجدیدنظر در همکاری با آژانس مصوب دی‌ماه 85، قانون صیانت از دستاوردهای صلح‌آمیز هسته‌ای مصوب تیرماه 89، قانون الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته‌ای مصوب تیرماه 94 همه این موانع قانونی در طرح پیشنهادی 75 نماینده از پیش‌پای دشمن برداشته شده است.
7- در تمامی 9 ماده طرح مزبور، هیچ اختیار و اجازه تصمیم‌گیری - تاکید می‌شود که هیچ اختیاری - به مجلس داده نشده است بلکه در تمامی موارد، بر نظر شورای عالی امنیت ملی به عنوان محل ارجاع و تصمیم‌گیری تاکید شده است، و این بدون کمترین تردیدی به معنا و مفهوم خلع ید مجلس است، آنهم از سوی 75 نماینده مجلس! از این روی طرح مورد اشاره اولا؛ نقض آشکار قانون‌اساسی، ثانیا؛ حذف مجلس از چرخه تصمیم‌گیری و... فاعتبروا یا اولی‌الابصار.
و بالاخره باید گفت، روح مرحوم داش غلام شاد که اتوبوس خودش را بزک می‌کرد و نه یک سند ضدملی و فاجعه‌آفرین برای مردم این مرز و بوم نظیر توافق وین را ...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

چند پرسش درباره مدل رفتاری دولت عنوان یادداشت روز کیهان

مدل رفتاری دولت نسبت به برخی مسائل مهم سیاست خارجی و داخلی، با پرسش‌های مهمی در زمینه کفایت و کارآمدی، عقلانیت و به‌جا- یا نابه‌جا و جا به جا- بودن این مدل روبرو شده است. یک ویژگی مهم این مدل رفتاری، نرمش افراط‌گونه در سیاست خارجی و تصلب و خودرأیی در سیاست داخلی تا حدی است که مثلاً در نسبت با مجلس شورای اسلامی میل به خودکامگی و دور زدن قانون اساسی می‌کند. جای «اشداء علی‌الکفار» و «اعزهًْ علی الکافرین» آن هم در نسبت با دشمنان ستیزه‌جو و سر موضع به شکل کاملاً پر رنگ در سیاست خارجی دولت خالی است همچنان که در موارد متعددی به نظر می‌رسد سیاست‌های کلان نظام نسبت با شیطان بزرگ و در صیانت از منافع ملی مغفول  می‌ماند. اما به موازات اعتمادسازی کاملاً یکطرفه با آمریکا و غرب، اصرار عجیبی وجود دارد که در داخل، مجلس مورد بی‌اعتنایی قرار گیرد یا دور زده شود؛ حتی اگر این دور زدن به شکل کاملاً علنی و توأم با دهن‌کجی- نظیر اعلام اجرای برجام بدون پایان بررسی آن در مجلس- باشد. اصرار بر این مدل رفتاری، متأسفانه چهره‌ای فاقد اقتدار و مستعد فشارپذیری در سیاست بین‌الملل از دولت محترم ترسیم کرده است. این چهره را می‌توان از جمله در دیپورت کردن سفیر ویژه آقای روحانی برای دفتر نمایندگی سازمان ملل توسط وزارت خارجه آمریکا یا عدم صدور ویزا برای وزیر ارشاد از سوی دولت عربستان جهت رسیدگی به وضعیت حدود 476 زائر جان باخته یا مفقود بیت‌الله‌الحرام مشاهده کرد.
اگر جان باختن 169 زائر ایرانی در فاجعه جنایت‌آلود منا یک غم بزرگ ملی است، مفقود ماندن 307 زائر دیگر و نامعلوم بودن سرنوشت آنها پس از چند روز، فاجعه‌ای بزرگ‌تر است. در اغلب کشورها و در قبال حوادث به مراتب کوچک‌تری که برای چند شهروند -مثلاً آمریکایی یا فرانسوی- رخ می‌دهد، مقامات و رؤسای آن کشورها سفر خارجی خود را لغو می‌کنند و به سرعت به کشور باز می‌گردند تا پیگیر ماجرا باشند. آیا سرنوشت تلخ و غمبار 307 مفقود، ارزش آن را نداشت که آقای رئیس‌جمهور یا دست کم وزیر خارجه، سفر تشریفاتی نیویورک را لغو کنند و پیگیر این مسئله مهم ملی باشند؟! آیا درخواست ملاقات با وزیرخارجه سعودی که رد شد یا زدن روبان کوچک مشکی به کت برخی اعضای هیئت دیپلماتیک، فشار به رژیم مقصر سعودی برای پاسخگویی درباره سرنوشت مفقودان این جنایت است؟ یعنی مثلاً رقم 476 نفر باید به چند نفر افزایش می‌یافت تا دولت و وزارت خارجه، ماجرا را مسئله حیاتی و امنیت ملی حساب کنند و به خاطر اهمیت ماجرا بسیج شوند؟ بسنده کردن به روبان مشکی و چند اظهار تأسف در مصاحبه‌ها کجا و سرنوشت چندصد شهروند و خانواده‌های ماتم دیده و نگران آنها کجا؟ متأسفانه در چنین صحنه‌هایی غالباً زبان رئیس دولت و وزارت خارجه کاملاً کوتاه و منفعل است. اما به محض اینکه برخی مسئولان دولتی می‌خواهند در سیاست داخلی و با ارکانی نظیر مجلس یا حتی سیاست‌های کلی نظام تعامل داشته باشند، بوی استبداد رأی و خودکامگی و بی‌اعتنایی به مشام می‌رسد. سرنوشت مذاکرات هسته‌ای از بیانیه لوزان تا توافق وین و سپس شتابزدگی و دستپاچگی برای اجرای آن حتی پیش از پایان موعد 90 روزه برای رسیدن به روز تصویب، شاهدی بر این مدعاست. وزارت خارجه به واسطه فشارهای برخی اجزای دولت، مجلس را در ماجرای لوزان و سپس توافق وین کاملاً جا گذاشت در حالی که موظف شده بود برای رعایت قواعد و لوازم همدلی با منتقدان وارد گفت‌وگو شود. تکذیب‌های اولیه درباره فکت‌شیت آمریکایی‌ها به تدریج جای خود رابه تأیید برخی واقعیت‌ها که متضمن عبور خسارت بار از برخی خطوط قرمز منافع و مصالح ملی بود، داد.
پس از اعلام دستیابی به توافق در وین (23 تیر94) رهبر معظم انقلاب در چند نوبت خواستار بررسی و ملاحظه دقیق متن فراهم آمده، در مجاری قانونی و رفع راه‌های نقض عهد طرف بدعهد غربی در صورت تصویب توافق شدند و سپس با صراحت بر لزوم بررسی برجام در مجلس پافشاری کردند و نظر مُتبّع را نظر نمایندگان ملت دانستند و سرانجام با اشاره به اظهارات صریح و ممتد مقامات آمریکایی فرمودند اگر قرار است ساختار تحریم باقی بماند و تحریم‌ها تعلیق نشود، اصلاً برای چه مذاکره کردیم. در عین حال معظم‌له ظرف 2 ماه اخیر بالغ بر 5 بار نسبت به نفوذ دشمن و اینکه آمریکا برجام و مذاکره را بهانه نفوذ می‌خواهد هشدار داده‌اند. تأکید بر شأنیت مجلس در بررسی برجام، غیر از تعلق این تأکید به رهبر معظم انقلاب، نص صریح اصول 77 و 125 قانون اساسی درباره متوقف بودن تصویب و اجرای توافق‌های بین‌المللی به نظر مجلس است. اما با وجود این براهین قاطع از یک سو و منافذ فاجعه‌آفرین و ایرادات خسارت‌بار در برجام از سوی دیگر، دولت سعی کرد به شیوه «راه بینداز و جا بینداز» شروع اجرای برجام را القا کند که معرفی آقای عراقچی به عنوان رئیس کمیته پیگیری اجرای برجام، بردن یوکیا آمانو به پارچین و نمونه‌برداری از این تأسیسات (اجرای ماده 14 برجام) و اظهارات آقای شمخانی مبنی بر اینکه «وارد اجرای برجام شده‌ایم» از آن جمله است.
در این میان چند سؤال مهم وجود دارد: 1- علت این همه شتابزدگی و دستپاچگی و قانون‌شکنی چیست که باعث می‌شود گاردین بنویسد «دولت ایران عجله دارد و به سرعت دنبال انجام تعهدات هسته‌ای است اما غربی‌هاهمچنان به ایران مظنون هستند»؟ آیا حفره‌ها و منافذ خسارت‌بار برجام برطرف شده که دولت برای اجرای تعهدات عجله می‌کند؟ آیا راه‌های نقض عهد طرف مقابل مسدود شده یا آنها از تأکید بر حفظ ساختار تحریم‌ها یا تشدید آن به بهانه‌های دیگر عقب‌نشینی کرده‌اند که تلاش می‌شود برگ‌های برنده‌ای نظیر حدود 9/7 تن اورانیوم غنی شده، 14 هزار سانتریفیوژ و رآکتور آب سنگین طبق برجام از دور خارج شود؟ و اگر چنین کردیم، 3 ماه دیگر چه چیزی دست ما را می‌گیرد؟ 2- دولت و برخی مقامات آن با این مدل رفتاری که نسبت به نمایندگان ملت دارند، برای چه از حدود یک سال پیش جهت فتح مجلس دهم خیز برداشته‌اند؟ اگر قرار است مجلس، بی‌خاصیت و دولتی و آلت‌دست دولتمردان باشد که بود و نبودش یکی است؟ نخبگان ما فراموش نکرده‌اند و حتماً آقای روحانی به عنوان اولین مذاکره‌کننده هسته‌ای بهتر از همه به خاطر دارد که به اعتبار عملکرد مجلسی خنثی نسبت به بیگانگان و هتاک نسبت به حاکمیت (مجلس ششم)، چگونه تیم مذاکره کننده در برابر طرف غربی تنها مانده بود و هر جا که می‌خواست بگوید افکار عمومی ما مخالف تسلیم و امتیازهای نابه‌جا هستند، با این طعنه امثال سولانا مواجه می‌شدند که؛ بلوف نزنید، مجلس شما که با ماست و پیشنهاد سرکشیدن جام زهر را می‌دهد و طرح 3 فوریتی برای این کار دارد! آیا قرار است با مدل رفتاری فعلی، دولت به عنوان خط مقدم دفاع، خط دوم دفاعی را به دست خود بکوبد و صاف کند؟ ثم ماذا؟! آن وقت باید تا خط چندم عقب‌نشینی کند؟
طبق بند ب ماده 34 برجام، 90 روز پس‌از تأیید این توافق توسط شورای امنیت، روز «قبول توافق» محسوب می‌شود. به عبارت دیگر 29 مهر ماه روز قبول توافق تلقی شده است. مجلس شورای اسلامی اکنون موظف است ضمن دریافت گزارش کمیسیون ویژه، برای تهدیدها و ایرادهای مهم برجام تدبیر کند. این تهدیدها از جمله در زمینه عدم توازن و همزمان نبودن اجرای تعهدات و همچنین برگشت‌ناپذیری تعهدات وسیع ما در قبال تعهدات محدود، مبهم و به سرعت برگشت‌پذیر طرف مقابل از جمله در زمینه تعلیق تحریم‌ها قابل توجه است. بین «روز توافق» تا «روز اجرا» فاصله‌ای نامعلوم و فاقد عنوان تعبیه شده است. زمان اجرای تعهدات ما، در واقع ما قبل «روز اجرا» می‌باشد! و هنگامی که 98 درصد اورانیوم غنی شده را به خارج فرستادیم و دو سوم سانتریفیوژهای نطنز (14 هزار دستگاه) را از هم گسیختیم و بتون در قلب رآکتور آب سنگین اراک ریختیم و پروتکل الحاقی را به اجرا گذاشتیم و همه جوره از خود خلع ید کردیم - برگ‌های برنده را واگذار کردیم- تازه روز اجرای تعهدات محدود و مبهم غرب درباره تعلیق 13 درصد تحریم‌ها فرا می‌رسد البته مشروط بر اینکه مدیر کل آژانس درباره پارچین یا هر بهانه دیگری دبه نکند و به سیاق سال‌های گذشته نگوید که نمی‌تواند عدم انحراف برنامه هسته‌ای ایران را تأیید کند؛ مکانیسم شکایت و حل اختلاف در کمیسیون مشترک البته چاله بزرگ دیگری است که صرف فعال کردن این مکانیسم از سوی ما یا طرف مقابل، متضمن رأی‌گیری دوباره و کسب اجماع آرا برای ادامه تعلیق تحریم‌ها خواهد بود و در صورت فقدان همین اجماع- و لو با یک رأی مخالف- تحریم‌ها به شکل خودکار احیا می‌شود!
نمایندگان ملت در این میان مسئولیت روشنی دارند. تصویب برجام و حاشیه و تبصره زدن برای آن، به مفهوم امضای وقوع خسارت‌های فاجعه‌بار علیه منافع و مصالح ملی است. نمی‌توان اجرای برجام را تصویب کرد و برگ‌های برنده کشور را واگذار نمود و آرزوهای خود را به عنوان تبصره و توصیه و تحشیه و دعوت و نصیحت، به متن اجرایی شده الصاق نمود! آنچه عملی‌تر و به مصلحت نزدیک‌تر است این است که نمایندگان محترم مجلس در مصوبه خود ضمن تأکید بر توقف اجرای برجام، اجرای این توافق را متوقف و مشروط به رفع ایرادات و اشکالات آن کنند. این کمکی بزرگ به دولت برای مقاومت در خاکریز اول است، حتی اگر با طبع کم تحمل برخی دولتمردان جور درنیاید. چنین حضور هوشمندانه و حکیمانه‌ای، ‌نام نمایندگان مجلس نهم را کنار قهرمانان نام‌آوری چون آیت‌الله شهید مدرس(ره) به ثبت خواهد رساند؛ بزرگمردی که در برابر قافیه باختگی برخی سیاسیون گفت «ما از ترس مرگ خودکشی نمی‌کنیم» و با همان شجاعت، جو موهوم را شکست. نمایندگان مجلس البته فراتر از برجام و به موازات آن، مسئولیت دارند در قبال موضوعات مهمی نظیر اقتصاد مقاومتی، شبیخون و مقاومت فرهنگی، و نفوذطلبی سیاسی- فرهنگی دشمن به میدان بیایند و 8-9 ماه باقی مانده از عمر مجلس نهم را به پرکارترین و درخشان‌ترین دوره این مجلس تبدیل کنند.
اما فراتر و مهم‌تر از برجام، تستی است که دشمنان ملت ایران به شیوه‌های مختلف در قبال روحیه مقاومت و اقتدار ملی انجام می‌دهند. جبهه مستکبر غرب به عنوان یک راهبرد کلی، ایجاد رخنه و شکستن این روحیه قدرت‌ساز و پیشرفت‌آفرین را در دستور کار قرار داده است. در مقابل، دولت باید ضمن رفتار از سر اقتدار و عزت در سیاست خارجی، به قواعد و لوازم همدلی ذیل قانون اساسی و راهبری مقتدای انقلاب بازگردد؛ وگرنه بی‌تعارف، در نگاه گرگ‌های بین‌المللی تبدیل به طعمه‌ای ضعیف و راحت‌الحلقوم یا دست کم از ریشه درآمده و فشارپذیر خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

سبقت غیرمجاز دولت از برجام تصویب نشده!

در حالی که کمیسیون برجام به کار خود ادامه می‌دهد و سرگرم تهیه گزارشی است که به نمایندگان ملت جهت تصمیم‌گیری لازم ارائه شود، دولت یازدهم بدون اخذ مصوبه از مجلس، کار خود را از مدت‌ها پیش آغاز کرده و متن حاصل شده در وین را در مسیر اجرا قرار داده که بازدید آژانس از پارچین، مواضع دولتمردان و خط رسانه‌ای زنجیره‌ای‌ها در این راستا می‌تواند مورد ارزیابی قرار گیرد.  
آنچه که روشن و بدیهی است آن است که برجام براساس نص صریح قانون اساسی بایستی به مثابه همه توافقات بین‌المللی که تعهداتی برای جمهوری اسلامی دارد، در مجلس شورای اسلامی بررسی و پس از تصویب در مرحله اجرا قرار بگیرد ولی دولت و رئیس جمهور محترم از آن جایی که به این مسیر قانونی یعنی بررسی تعهدات بین‌المللی در مجلس اعتقادی ندارد از این رو به لوازم این بررسی نیز قائل نبوده و از آن عبور کرده است.
روحانی: با اجرای برجام فاصله کمی داریم!
در این راستا رئیس جمهور در اولین برنامه سفر خود به نیویورک،  در دیدار مدیران و مجریان ارشد رسانه‌های آمـــــریکایی و بین‌المللی در جــــــواب سوالی درباره انتظار ایران از برجام گفت: مخالفت‌ها و موافقت‌ها در ایران و آمریکا طبیعی است. در ایران اکثریت بزرگی از مردم موافقند و اقلیتی هم مخالفند. مهم این است که برجام باید تا قبل از سال 2015 اجرایی شود و از نظر ما حتی می‌شود در نوامبر هم اجرایی شود. تا آن زمان، خیلی فاصله نداریم.
رئیس جمهور پیش از این نیز در مصاحبه با شبکه خبری آمریکایی سی‌بی‌اس با مفروض گرفتن تصویب برجام در مجلس گفته بود: اکثریت مردم ما در نظرسنجی دیدگاه مثبتی درباره این توافق دارند و معمولا نهادهایی مانند پارلمان و شورای عالی امنیت ملی از افکار عمومی دور نمی‌شوند و در این مسیر حرکت می‌کنند.
روحانی در این مصاحبه در عین حالی که می‌گوید رهبر معظم انقلاب بررسی توافق را بر عهده نهادهای مسئول دانسته‌اند، از سوی دیگر از نظرسنجی‌های عمومی سخن می‌گوید که مردم را موافق توافق نشان می‌دهد بی‌آن که بگوید براساس نظرسنجی دانشگاه مریلند آمریکا که متن کامل آن در سایت اطلاع‌رسانی این دانشگاه منتشر شد مردم ایران براساس اطلاعات غلط داده شد، به آنان از جمله برداشته شدن کامل تحریم‌ها و همچنین عدم بازرسی از اماکن نظامی و... از این توافق حمایت کرده‌اند و در صورت ارائه اطلاعات صحیح از میزان این موافقت به اندازه بسیاری کاسته خواهد شد.
سبقت از برجام!
از سوی دیگر روحانی در مصاحبه‌های متعدد خود در آمریکا از روند پسا توافق و یا به تعبیر ایشان پسا تحریم سخن گفته و از شرکت‌های آمریکایی خواسته است که برای تجارت و مبادله با ایران تلاش کنند و در این زمینه منعی وجود ندارد. وی همچنین گفته است «یکی از راه‌های کاستن فاصله ایران و آمریکا همکاری‌های اقتصادی است.» این همه در حالی است که تکلیف برجام در مجلس هنوز مشخص نشده و دولت از برجام سبقت گرفته است!
انتصاب رئیس ستاد اجرایی برجامی که تصویب نشده است
از سوی دیگر و ورای اظهارات رئیس جمهور، هفته گذشته محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه دستور تشکیل ستاد پیگیری برجام در این وزارتخانه را صادر و سید عباس عراقچی را به ریاست این ستاد منصوب کرد.
بر اساس این خبر، عراقچی و ظریف همراه با بعیدی نژاد سه‌شنبه -31 شهریور- برای پیگیری اجرای برجام به نیویورک رفتند.
این همه در حالی است که روند بررسی برجام در مجلس تکمیل نشده و دولت حتی لایحه آن را به مجلس ارائه نکرده است و حال چگونه متنی که تکلیف آن مشخص نیست در مرحله اجرا قرار گرفته و افرادی برای اجرای آن منصوب شده‌اند سوالی است که دولت سعی دارد با فرار به جلو چنین وانمود کند که از این مرحله عبور کرده است!
عبور از خط قرمز با بازدید از پارچین
نکته مهم دیگر آن که بازدید اخیر آمانو مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از پارچین و نمونه‌برداری از آن در حالی صورت گرفت که هنوز توافق هسته‌ای تعیین تکلیف نشده و بازرسی‌ها از جمله موارد مورد بحث است. همچنین بارها تاکید شده بازرسی از مراکز نظامی خط قرمز بوده و حضور آمانو در پارچین را می‌توان خط‌شکنی غرب برای بازرسی از سایت‌های نظامی ایران توصیف کرد. عبور از این خط قرمز پیش از تصویب برجام نیز در جای خود قابل تامل است!
این همه نشان از آن دارد که دولت یازدهم در اجرای برجام به صورت غیرمجاز از روند قانونی سبقت گرفته است، سبقتی که عدم التزام به نص صریح قانون اساسی  - اصول 77 و 125- را نشان می‌دهد.
رهبر معظم انقلاب نیز چندی پیش تاکید فرمودند نمایندگان ملت باید درباره سرنوشت برجام تصمیم‌گیری کنند و نظر آنها در این زمینه لازم‌الاجراست.
خط رسانه‌ای زنجیره‌ای‌ها برای اجرای برجام پیش از تصویب
روزنامه زنجیره‌ای آرمان نیز در شماره دیروز خود از خوشه‌چینی از برجام در نیویورک نوشته و اضافه کرده است: [امروز] موسم حراست و باروری نهالی [است] که در روزهای گرم تابستان غرس شد و اکنون هنگام خوشه‌چینی از آن فرا رسیده است. پرونده هسته‌ای از پیچ و خمی ۱۲ساله عبور کرد و سپس با عبور از تندباد مخالفت‌ها اکنون به مرحله تثبیت و اجرا رهنمون شده و دریچه‌ای به سمت و سوی افق‌های تازه پس از تحمل مرارت‌های سخت، پیش روی ملت ایران گشوده و دکتر حسن روحانی به عنوان نماینده ملت ایران به نیویورک رفت تا با حضور در مهم‌ترین و جامع‌ترین گردهمایی سران کشورهای جهان از فرصت ممتاز پیش آمده در راستای پیشبرد منافع و مطامع ملی بهره گیرد و صدای تعامل سازنده با جهان از سوی ملت ایران پس از فتح نمایان پیشقراولان عرصه دیپلماسی باشد.
گفته‌ها و اقدامات دولت و نیز خط خبری نشریات همسو با دولت این سوال را به ذهن‌ها متبادر می‌کند که اگر برجام قطعی‌الاجرا است، کمیسیون ویژه برجام در مجلس چه می‌کند و آیا این همه انرژی و وقتی که مصروف بررسی نقاط ضعف و قوت آن شده بیهوده بوده است؟
در این راستا نظر چند نماینده مجلس را جویا شدیم.
در آمریکا هم این کار را نکردند
جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس در گفت و گو با کیهان با اشاره به اینکه قانون اساسی بررسی توافقات و عهدنامه‌ها را بر عهده مجلس گذاشته است گفت: از رئیس جمهوری که خود چند دوره نماینده مجلس بوده و همچنین حقوق‌دان است انتظار است که به اختیارات داده شده به مجلس در قانون اساسی اذعان داشته باشد.
وی ادامه داد: در آمریکا نیز هر چند رئیس جمهور این کشور تلاش در اجرایی شدن برجام داشته و دارد ولی اوباما هرگز از مجالس این کشور عبور نکرده و تمام تلاش خود را مصروف قانع نمودن آنان کرد نه عبور از سنا و یا کنگره.
کریمی قدوسی گفت: تاکنون در مجالس گذشته صدها توافقنامه و عهدنامه توسط نمایندگان بررسی و تصویب و یا رد شده است و همه می‌دانند که این حق قانونی مجلس است و در نتیجه توافقی که اثرات طولانی‌مدتی بر سرنوشت مردم خواهد داشت ضروری است که در مجلس شورای اسلامی بررسی و سرنوشت آن مشخص شود. وی در عین حال پرسید: چگونه است در حالی که هنوز سرنوشت برجام در کمیسیون ویژه مشخص نشده دولت ستاد اجرایی برجام را تشکیل داده است و این بی‌توجهی به جایگاه رفیع مجلس از کجا ناشی می‌شود؟
دولت باید پاسخگو باشد
محمدحسن آصفری نماینده اراک و دیگر عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس نیز در گفت و گو با کیهان ضمن تاکید بر این نکته که برجام بایستی در مجلس بررسی و تکلیف آن مشخص شود، در پاسخ به این سوال که چرا پیش از تصویب و تعیین تکلیف در مجلس روند اجرایی آن آغاز شده است، گفت: این سوال را باید از دولت پرسید.
وی بار دیگر تاکید کرد: تا مجلس نظر خود را اعلام نکند برجام نمی‌تواند اجرایی شود.
بررسی و تصمیم درباره برجام بر عهده مجلس است
عباسعلی منصوری آرانی نماینده کاشان و عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس نیز در گفت و گو با کیهان ضمن تاکید بر روند بررسی برجام در مجلس گفت: در مرحله تهیه گزارش از بررسی‌های صورت‌گرفته هستیم.
وی ادامه داد: از سوی مجلس بررسی برجام به کمیسیون ویژه محول شده و تصمیم کمیسیون به زودی اعلام خواهد شد و در این متن مطالب لازم گفته خواهد شد که باید به آن متعهد بود

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دولت اعتقادی به قانون ندارد

احمد بخشایش اردستانی نماینده عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس نیز در گفت و گو با کیهان با بیان اینکه کل برجام از 4 قسمت «توافق ایران و 1+5، قطعنامه شورای امنیت، طرح بلندمدت سازمان انرژی اتمی و همچنین نقشه راه ایران و آژانس» تشکیل شده است، گفت: از قبل نیز مشخص بود که دولت اعتقادی به فرآیند قانونی بررسی برجام یعنی تصویب آن در مجلس نداشته و همچنین ندارد.  وی در ادامه گفت: هر زمانی که دولت‌ها مجلس را نادیده گرفتند دیکتاتوری در کشور ریشه گرفت، زمانی که مصدق اختیارات مجلس را از آن گرفت زمینه‌ساز رشد دیکتاتوری در کشور شد.
بخشایش گفت: برجام در ذهن مردم چنین تصویر شده بود که با تحریم‌ها و آب و نان مردم در ارتباط است و کاری که کمیسیون ویژه کرد این بود که به مردم اثبات کرد که چنین نیست و این برجام نقاط منفی بسیاری دارد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

بحران‌های مصنوعی در معیشت مردم

 تجربه سالیان طولانی بحران‌سازان و آنان که دسترسی به گلوگاه‌های اقتصادی و بانکی دارند، آنها را به خوبی در این فن ماهر و توانمند کرده و خباثت ذاتی آنها نیز زمینه را برای هر کاری فراهم می‌کند. سال‌ها قبل و پیش از شکل‌گیری نخستین بحران مسکن در نیمه دهه هشتاد، یک مقام ارشد بانک خصوصی... در واکنش به مصوبه کاهش نرخ سود، در جمع محدودی گفته بود: «ما هرگز به کاهش سود تن نمی‌دهیم» و در برابر این پرسش که پس چگونه به‌عنوان بانک به حیات اقتصادی خود ادامه می‌دهید گفته بود: «مؤسسات و شرکت‌هایی در حوزه مسکن ثبت می‌کنیم و پول‌مان را به آنها می‌دهیم. اینگونه هم نگران کاهش ارزش پولمان نیستیم و هم با سرمایه‌ای که به بازار دلالی مسکن تزریق می‌کنیم، نبض این بازار مهم را در دست می‌گیریم و از آن به عنوان حربه‌ای علیه دولت (وقت) استفاده می‌کنیم»! تنها 9 ماه بعد از این سخنان بود که طوفان تورمی، مسکن را در هم نوردید و مستأجران را ناامید کرد. در سال‌های آغازین دهه 90 نیز همین جریان اقتصادی- سیاسی در ماجرای ارز و سکه به بحران سازی وسیع پرداخت و بر روی موج خطاهای دولت وقت سوار شد و با تزریق صدها میلیارد تومان به بازار پرتلاطم دلار، ثروت مردم را به یک‌سوم ارزش خود تنزل داد! ترازنامه یک بانک خصوصی نشان می‌دهد که آن بانک در سال 91 با سرمایه 1300 میلیارد تومانی، 11 هزار میلیارد تومان سود کرده است! یعنی همه آن بحران ساخته و پرداخته جریانی است که از قضا بیشترین سود را از نابودی اقتصاد ملی و سرمایه مردم بدست آورد. اما در برجام و توافق هسته‌ای وضع پیچیده‌تر است. مردمی که برجام را نخوانده‌اند و دلشان به وعده‌های دولتمردان خوش است، انتظار گشایش سریع اقتصادی را دارند. دولتمردان بهتر از هر کسی می‌دانند که چنین اتفاقی نمی‌افتد. آنها که دلشان به حال کشور می‌سوزد، می‌دانند که برجام نه تنها برای ملت منفعتی ندارد، بلکه آنچه داشته‌اند را نیز از آنها می‌گیرد. پس طبیعی است که در برابر پذیرش برجام به روشنگری بپردازند. هر چند با تندی و تهدید مقامات دولتی و شخص رئیس جمهور مواجه شوند که؛ «نخواهم گذاشت عده‌ای افراطی امید مردم را، ناامید کنند»! بنابراین باز هم همان جریان خزنده بحران‌ساز وارد معرکه شده و با ایجاد چند بحران ساختگی این آدرس غلط را به جامعه می‌دهد که؛ برای عبور از این بحران‌ها، چاره‌ای جز کنار آمدن با آمریکا و پذیرش برجام نداریم»!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

مراسم سوگواری یارانه‌ای دولت! در حالیکه با 2.5 برابر کردن نرخ فقط بنزین کلی در آمد به جیب می زند!!!

 دو مقام ارشد دولتی یعنی وزرای نفت و اقتصاد، پرداخت یارانه به مردم را مصیبت عظما و شب‌عزا اعلام کردند! صرف‌نظر از اینکه این سخنان چقدر با کرامت مردم سازگار است، کسی به این نکات بدیهی پاسخ نمی‌دهد که چرا دولت حاضر به اجرای قانون در این عرصه و حذف ثروتمندان از گردونه یارانه‌بگیران نیست!؟ جز این است که به اقرار برخی مسئولان میانی نگرانی از دست‌دادن رأی مردم در انتخابات پیش روی، مانع اجرای این قانون است!؟ از دیگر سو چرا دولتمردان درباره اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها حقیقت دیگر را که همانا سود حاصله از این قانون برای دولت است را نمی‌گویند؟! به این معنی که دولت از آزاد شدن قیمت حامل‌های انرژی (مثلاً فروش بنزین یک هزار تومانی که در ابتدای دولت 400 تومان بود) سودی تقریباً 2 برابر آنچه به مردم می‌دهد را بدست می‌آورد! با این همه، ضمن کتمان حقایق از مردم و نیز ایستادگی در برابر قانون، دائما به مردم‌ گرا داده می‌شود که مسئله یارانه‌ها، بحران مهم دولت در بحث اقتصاد است و ادامه این وضع ممکن نیست و...!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اقتصادی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

علی اکبر ولایتی:مجلس شورای اسلامی بر اساس قانون اساسی باید برجام را بررسی کند

علی اکبر ولایتی رئیس  مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با فارس، در پاسخ به سوالی درباره اهمیت ورود مجلس به برجام اظهار داشت: مجلس شورای اسلامی بر اساس قانون اساسی باید این معاهده و قرارداد را بررسی کند و این حق مجلس شورای اسلامی است که به همین ترتیب عمل می‌شود و مسیر درست همین است.
وی همچنین ادامه داد: آنچه که مقام معظم رهبری تاکید کردند آن است که در مقابل لغو تحریم‌ها جمهوری اسلامی ایران هم به تعهدات خودش عمل می‌کند و اگر قرار باشد آنان به تعهدات خود عمل نکنند، جمهوری اسلامی ایران هم کاری از ابتدا قرار بوده انجام بدهد، انجام نداده و اگر آنان تعلیق کنند ما هم تعلیق می‌کنیم بنابراین آنچه که از بیانات رهبر معظم انقلاب استنباط می‌شود ضرورت وجود توازن در اقدامات دو طرف است که اگر قرار است عدم توازن باشد کار به پیش نخواهد رفت.
ولایتی خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها و متحدانشان که سرمنشا این تحریم‌ها هستند، باید تحریم‌ها را لغو کنند تا ما هم به تعهداتمان عمل کنیم و اساسا از ابتدا هدف از مذاکرات هسته‌ای از سوی جمهوری اسلامی ایران لغو تحریم‌ها بوده است و اگر قرار باشد ایران به تعهدات خود در مذاکرات وین عمل کند اما طرف مقابل به تعهداتش که لغو تحریم‌هاست عمل نکند، این کار صورت نخواهد گرفت.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

بهانه‌های تکراری دولت برای عدم ارسال لایحه برجام به مجلس شورای اسلامی

تلخ و ناگوار است ولی واقعیت دارد که مخالفت دولت محترم با ارسال لایحه برجام به مجلس شورای اسلامی به اندازه‌ای گسترده و عمیق است که «نگرانی» برخاسته از آن قابل توجیه به نظر نمی‌رسد و این پرسش را به دنبال دارد که چرا؟!
1- هفته گذشته طی یادداشتی با عنوان «اگر فتح‌الفتوح است چرا قانونی نشود؟!» با استناد به اصول 77 و 125 قانون اساسی و ارائه دلایل و مستندات دیگری از متن برجام و چرخه‌ای که برای عملیاتی شدن آن پیش‌بینی شده است به الزام قانونی دولت در ارسال لایحه برجام به مجلس شورای اسلامی پرداختیم- که تکرار آن اطاله کلام و غیر ضروری است- در بخشی از یادداشت مورد اشاره آمده بود؛
«موافقان برجام از این سند با عنوان «فتح‌الفتوح»! «بزرگترین‌دستاورد»! «تسلیم قدرت‌های جهانی در مقابل کشورمان»! «برجسته‌ترین معاهده تاریخ معاصر»! «پیروزی 3 بر 2» و... یاد می‌کنند و سوال آن است که اگر آقایان، به این دیدگاه و نظر خود درباره برجام اعتقاد دارند، چرا از تصویب آن در مجلس ابراز نگرانی کرده و می‌فرمایند تصویب برجام در مجلس، این سند را به عنوان یک قانون مصوب مجلس، الزام‌آور می‌کند؟! قانونی شدن «فتح‌الفتوح»! و تثبیت «برد 3 بر 2» که باید افتخارآفرین و غرورانگیز باشد، پس چرا برای آقایان نگران‌کننده و دغدغه‌آور است؟! تعجب‌آور نیست؟!
اگر نگرانی آقایان از آن است که تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی این سند را قانونی و الزام‌آور می‌کند باید پرسید مگر تصویب احتمالی آن در شورای عالی امنیت ملی، همین نتیجه را به دنبال ندارد؟ بنابراین چنانچه نگرانی از تصویب مجلس باشد این نگرانی از تصویب در شورای عالی امنیت ملی هم باید وجود داشته باشد. از این روی به نظر می‌رسد نگرانی آقایان از تصویب احتمالی برجام در مجلس نیست، بلکه نگران رد آن هستند و یا خدای نخواسته از تریبون باز مجلس نگرانند، زیرا مردم را در جریان بحث و بررسی برجام قرار می‌دهد که می‌تواند اطلاع و باخبر شدن آنان از عدم توازن میان آنچه داده‌ایم و آنچه قرار است- تاکید می‌شود قرار است- بگیریم، را در پی داشته باشد. ممکن است گفته شود مجلس نیز می‌تواند برجام را در جلسات غیرعلنی بررسی کند که باید گفت واقعیات تلخ برجام بعد از مطرح شدن در میان چند صد نماینده مجلس نمی‌تواند در نهایت پنهان باقی بماند.»
2- روز پنج‌شنبه 12 شهریورماه رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار اعضای مجلس خبرگان با ایشان بر ضرورت بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی تاکید کرده و فرمودند؛
«من معتقدم و به آقای رئیس‌جمهور هم گفتم که مصلحت نیست مجلس شورای اسلامی از موضوع بررسی برجام کنار گذاشته شود» و در ادامه یادآور شدند که؛ «من در مورد نحوه بررسی (برجام) و اینکه آن را رد کنند یا تصویب کنند، هیچ توصیه‌ای به مجلس ندارم و این، نمایندگان ملت هستند که باید تصمیم بگیرند».
و اما، در حالی که علاوه بر صراحت قانون اساسی درباره لزوم ارجاع برجام به مجلس شورای اسلامی و تأکید رهبر معظم انقلاب، انتظار می‌رفت دولت محترم بلافاصله و بدون فوت وقت به وظیفه قانونی خود عمل کند، از فردای آن روز، اعضای تیم مذاکره‌کننده در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای پی‌درپی اعلام کردند که ارجاع برجام به مجلس شورای اسلامی را «به‌مصلحت»! نمی‌دانند! و بی‌آن که توضیح بدهند از کدام جایگاه سخن می‌گویند؟ و مسئولیت خود خوانده! تشخیص مصلحت مردم و نظام را با استناد به کدام سند قانونی و شرعی برای خود قائل شده‌اند؟ در توجیه این اقدام عجیب و سوال‌برانگیز خود به تکرار همان بهانه‌های بی‌پایه و اساس قبلی روی آوردند، بهانه‌هایی که بارها پاسخ مستند آن را دریافت کرده بودند! البته با همه احترامی که برای رئیس‌جمهور محترم، برادران عضو تیم مذاکره‌کننده و سخنگوی دولت قائل هستیم این نکته را نیز گفتنی و تاکید کردنی می‌دانیم که آنان در جایگاه و مرتبه‌ای نیستند که بخواهند یا  بتوانند قانون اساسی  را دور بزنند و این میثاق برخاسته از خون دادن‌ها و خون‌ دل‌خوردن‌های ملت را نادیده بگیرند.
پیش از این درباره غیرقانونی بودن تعلل دولت و خودداری از ارسال لایحه برجام به مجلس و نیز، ضرورت تصویب یا رد آن از سوی نمایندگان ملت، گزارش‌ها و نوشته‌های مستند و متعددی داشته‌ایم و تیتر یک کیهان امروز با عنوان «استقبال دشمن از دهن‌کجی دولت به قانون اساسی» نیز به همین موضوع اختصاص دارد. در یادداشت پیش روی اما، سخن بر چرخه دیگری می‌چرخد.
3- این دیدگاه با مستندات فراوانی از متن توافق وین، قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل و ملحقات دیگر آن همراه است که «برجام» در صورت تصویب برای آینده «علمی»، «امنیتی» و «اقتصادی» کشور فاجعه‌آفرین خواهد بود. بنابراین، اگر دولت محترم این دیدگاه را باور ندارد، انتظار منطقی آن است که دلایل مستند صاحبان این نظریه را با استناد به متن برجام پاسخ داده و رد کند و نه آن که دهان منتقدان را با ردیف کردن الفاظ  ناروایی نظیر؛ برو به جهنم! بی‌سواد! تازه به دوران رسیده! و... ببندد! بدیهی است که این برخورد، قبل‌از هر چیز نشانه عبور از پاسخگویی است و البته، برخی از پاسخ‌ها که هر‌از چندگاه در جاده یکطرفه صدا و سیما ارائه می‌دهند نیز، پاسخ نیست.
می‌فرمایند، پذیرش برجام از جانب ما «داوطلبانه» است! و توضیح نمی‌دهند  که آیا این اقدام داوطلبانه- به قول شما- تعهدآور نیز هست یا نه؟ اگر هست باید مجلس درباره آن تصمیم بگیرد و اگر نیست چالش 12ساله برای چیست؟ و یا مگر تعهدات دور اول نیز داوطلبانه نبود؟ چرا بعد از آن که باج‌خواهی  حریف را نپذیرفتیم، شورای امنیت سازمان ملل سه قطعنامه علیه کشورمان صادر کرد؟ و یا ادعا می‌کنند توافق وین، معاهده جدیدی نیست بلکه همان معاهده NPT است! و حال آن که توافق وین بیرون از معاهده ان.پی‌.تی تدوین شده، چرا که معاهده یاد شده را پیش از این امضاء کرده و پذیرفته‌ایم و امضای مجدد آن معنا و مفهومی ندارد! ضمن آن که برجام در بسیاری از موارد حقوق مسلم و ثبت شده کشورمان در معاهده ان.پی.تی را حذف کرده است. مثلا اگر فردا اعلام کنیم مطابق ماده 4 NPT از حق غنی‌سازی اورانیوم بدون محدودیت در میزان ذخیره مواد غنی‌شده و درصد غنی‌‌سازی، برخورداریم، پاسخ خواهند داد این حق در چارچوب برجام قابل ارزیابی است که در آن بر میزان مواد غنی‌شده و درصد آن به وضوح تصریح شده است. و یا آقای لاریجانی رئیس‌محترم مجلس در مصاحبه با رادیو سراسری آمریکا-ان.‌پی‌‌آر- می‌گوید «اگر احساس کنیم طرف مقابل دارد توافق را نقض می‌کند، خب! ما هم مقابله به مثل می‌کنیم»! و این پرسش را بی‌پاسخ می‌گذارد که از دست دادن  ذخیره 9700 کیلوگرمی اورانیوم غنی شده که طی 10 سال فراهم آمده و قرار است از کشور خارج شود چگونه در فاصله کوتاهی قابل جبران است؟ و یا بعد از آن که سامانه 14 هزار سانتریفیوژ از هم گسیخته شد با کدام مکانیسم بازگشت‌پذیر خواهد بود؟!  و یا اگر قلب راکتور آب سنگین اراک را با بتن مسدود کردیم، بازسازی آن در صورت نقض تعهد حریف چه سرنوشتی خواهد داشت؟!  اگر با استناد به بند 3 از ضمیمه B قطعنامه 2231، خواستار توقف تولید موشک‌های بالستیک شوند و با تأکید بر بازرسی از مراکز نظامی، اسرار نظامی کشورمان را به دست آورند و... آیا به این خواسته آنان تن می‌دهیم؟ اگر پاسخ آری است که ایران اسلامی را در مقابل دشمنان وحشی و خونریز خلع سلاح کرده‌ایم و اگر پاسخ منفی باشد که به تعهدات خود عمل نکرده‌ایم! و... دهها نمونه فاجعه‌بار دیگر که به آن پرداخته‌ایم و طرح مجدد آن بیرون از محدوده و موضوع اصلی یادداشت پیش روی است.
4- آنچه به اختصار اشاره شد اگر  به زعم آقایان، ناشی از توهم! و زائیده ذهن یک مشت بی‌سواد، تازه به دوران رسیده، باشد کمترین انتظار منطقی آن است که آنها را از توهم بیرون آورید و اگر واقعیت‌هایی است که از متن برجام برمی‌خیزد، چرا بر پذیرش و اجرای آن اصرار می‌ورزید و از بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی که احتمال عدم تصویب آن می‌رود، نگران هستید؟!
بی‌تردید دولت و اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، حتی در دوردست‌ترین افق ذهن خود نیز تصور- خدای نخواسته- کمترین آسیب به عرصه‌های اقتصادی، امنیتی و علمی و تکنولوژیک کشورمان را نداشته و برنمی‌تابند، اما صاحبان این دیدگاه که تصویب و اجرای توافق وین می‌تواند آینده کشورمان را با آسیب‌های جدی یاد شده روبرو کند نیز برای دیدگاه و نظر خود، شواهد و اسناد در خور توجهی از متن برجام ارائه می‌دهند بنابراین، بایسته آن است که دولت محترم از اصرار غیرقانونی خود در مخالفت با بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی دست بکشد و به جای ایستادگی در برابر قانون به وظیفه قانونی خود در این زمینه عمل کند. بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی، نقاط ضعف و آسیب‌رسان این سند را از لایه‌های به ظاهر پنهان آن بیرون کشیده و در میدان قضاوت همگان می‌گذارد. این اقدام که برخاسته از نص صریح قانون اساسی است، برخلاف تصور رئیس‌جمهور و اعضای تیم مذاکره‌کننده کشورمان علاوه بر آن که مخالف مصالح مردم و نظام نیست به نفع دولت محترم نیز هست.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

گزارش خبری کیهان از دهن کجی دولت به قانون اساسی و استقبال دشمن

مخالفت دولت با فرستادن برجام به مجلس علی رغم تصریح قانون اساسی، با حمایت و استقبال گسترده رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب روبرو شد. سخنگوی دولت یازدهم در نشست خبری دیروز (سه شنبه17 شهریور) در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا دولت تصمیمی برای ارائه لایحه برجام به مجلس را دارد، بیان داشت که دولت نظر رسمی خود را مبنی بر اینکه نیازی به ارائه لایحه برجام به مجلس نیست را اعلام کرد!
نوبخت همچنین می‌افزاید: مقام معظم رهبری در دیدارشان اعلام کردند که مجلس از روند رسیدگی برجام کنار گذاشته نشود بیانات ایشان برای دولت فصل الخطاب است، بنابراین با توجه به بررسی برجام در مجلس دولت اگر کمکی را در این خصوص مجلس بخواهد ارائه می‌دهد. ضمن اینکه طبق قانون مجلس در زمینه حفظ دستاوردهای هسته‌ای رسیدگی به این موارد به شورای عالی امنیت ملی واگذار شده است و شورای عالی امنیت ملی به جد بر متن برجام تدقیق کافی داشته و مسئولان آن به زودی نتایج جلسات شورا را اعلام می‌کنند و امیدواریم هرچیز که خیر ملت است تحقق یابد.
پیش از این نیز عباس عراقچی و علی اکبر صالحی در سخنانی مشابه، مخالفت دولت با ورود جدی مجلس به برجام را اعلام کرده بودند.
درباره سخنان نوبخت باید گفت؛ ادعای وی مبنی بر اینکه «طبق قانون مجلس در زمینه حفظ دستاوردهای هسته‌ای رسیدگی به این موارد به شورای عالی امنیت ملی واگذار شده است» نه تنها غیرحقوقی بلکه کاملاً خلاف واقع است.
نمایندگان ملت دوم تیرماه سال جاری طرحی را با عنوان «قانون الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران» شامل سه بند و دو تبصره به تصویب رساندند که مفاد آن عبارت است از:
ماده واحده- در راستای صیانت از منافع ملی و رعایت مقررات پادمان معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، هرگونه نتایج مذاکرات هسته‌ای با کشورهای (۱+۵) درصورتی معتبر است که الزامات زیر به‌صورت شفاف رعایت شود:
۱ - لغو تحریم‌ها باید به‌طور یکجا و کامل در متن توافقنامه درج شده و در روز آغاز اجرای تعهدات جمهوری اسلامی ایران انجام شود.
۲ - آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چهارچوب توافقنامه پادمان، مجاز به انجام نظارت‌های متعارف از سایت‌های هسته‌ای است و دسترسی به اماکن نظامی، امنیتی و حساس غیرهسته‌ای، اسناد و دانشمندان ممنوع است و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.
۳ - هیچ محدودیتی برای کسب دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای و تحقیق و توسعه، پذیرفته نیست و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.
تبصره ۱ - براساس اصول هفتاد و هفتم (۷۷) و یکصد و بیست و پنجم (۱۲۵) قانون اساسی، نتیجه مذاکرات باید به مجلس شورای اسلامی ارائه شود.
تبصره ۲ - وزیر امور خارجه موظف است روند اجرای توافقنامه را هر شش‌ماه یک‌بار به مجلس شورای اسلامی گزارش دهد. کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هر شش‌ماه یک‌بار گزارش روند حسن اجرای توافقنامه را به نمایندگان مجلس شورای اسلامی ارائه می‌کند.
همانگونه که در ماده 2 و 3 این قانون تصریح شده شورای عالی امنیت ملی باید در دو موضوع عدم بازرسی‌های غیرمتعارف و محدودیت در تحقیق و توسعه تصمیم گیری نماید و متن قانون (تبصره یک) بر لزوم ارائه توافق به مجلس براساس اصول 77 و 125 قانون اساسی تصریح دارد و مشخص نیست سخنگوی دولت از کجای این قانون ادعای تفویض تکلیف بررسی برجام به شورای عالی امینت ملی را از سوی مجلس، برداشت کرده است؟! و سوال دیگر آنکه مگر اساساً تکلیف مجلس درباره لزوم تصویب توافقات و معاهدات خارجی قابل تفویض است؟!
همان‌گونه که در متن قانون تصریح شده دولت باید براساس این دو اصل قانون اساسی برجام را به مجلس بفرستد و فروکاستن مجلس به جمعی مشورتی-بخصوص در چنین امر مهمی که با سرنوشت کشور سروکار دارد- رویه‌ای خطرناک و غیرقانونی است.
مخالفان فرستادن برجام به مجلس مدعی هستند ایستادگی آنان در برابر قانون بخاطر مصالح کشور است و باید پرسید دولت مجری قانون است یا مرجع تشخیص مصلحت؟ در موضوعی که از چنان صراحتی برخوردار است که دو اصل قانون اساسی به آن پرداخته دولت از کدام مصلحت می‌گوید و چنانچه فرضاً مصلحتی هم در کار باشد، آیا مرجع تشخیص این مصلحت معاون وزیرخارجه، رئیس سازمان انرژی اتمی و سخنگوی دولت هستند؟!
کف و سوت ضدانقلاب برای قانون‌گریزی!
اما آنچه در این میان تاسف بار و قابل تامل است استقبال گسترده دشمن و کف و سوت رسانه‌های آنان برای این قانون گریزی دولت است که در ادامه تنها به گوشه‌هایی از آن پرداخته می‌شود.
بی بی‌سی مانند همیشه در این میان میداندار اصلی بود و در گزارش‌ها و مصاحبه‌های متعددی به قضیه مذکور پرداخت. «ر.ع» ضدانقلاب فراری در مصاحبه با بی‌بی سی ادعا کرد: مجلس در ایران هیچگاه در راس امور نبوده در طول سه دهه بعد از انقلاب حتی در برکناری اولین رئیس‌جمهور هم ابتدا تصمیم آیت‌الله خمینی بنی‌صدر را برکنار کرد از فرماندهی کل قوا و بعد در مجلس، آن پروژه پیش رفت...در رابطه با مسائل هسته‌ای هم تا حالا مجلس ورود کیفی نداشته همه چیز در رابطه بین تیم دولت و رهبری پیگیری شده است.

«ر.ح» نیز که در مصاحبه با این شبکه سعی کرد موضوع قانونی بررسی برجام در مجلس را یک کشمکش جناحی و سیاسی جلوه دهد گفت: بررسی این برجام در مجلس یک فرصت را می‌دهد به تندروها که این را باز کنند و بعضی از امتیازاتی که دولت الان نمی‌خواهد تشریح بکند آن امتیازات را داده این را در واقع برای مردم تشریح بکنند و به تعبیری این ژستی که الان دولت می‌گیرد که ما برد کردیم سه، دو بردیم یا فتح الفتوح بوده می‌خواهند این ابزار را از دولت بگیرند.
«آ.آ» نیز در گفت و گو با رادیو بی‌بی سی سعی کرد ماجرا را به انتخابات آینده و رقابت‌های سیاسی پیوند دهد و مدعی شد: طیف اصولگرا و طیف تمامیت خواه در ایران به ویژه عناصرشان در مجلس، اصلا راضی نیستند که بخواهند کرسی‌های زیادی را در انتخابات آینده مجلس از دست دهند، به ویژه اگر آقای روحانی و آقای ظریف و این تیم مذاکره‌کننده به عنوان برندگان این مذاکرات شناخته شوند و این برگ برنده‌ای شود برای اینها که بتوانند مردم را به ویژه قشر متوسط شهری را به پای صندوق‌های رای بیاورند و کرسی‌های جدیدی را در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی به دست آورند و دست آقای روحانی را در مسایل داخلی حتی تقویت کنند.
دبکافایل –پایگاه رژیم صهیونیستی و وابسته به موساد- در گزارشی در این خصوص نوشت: این اقدام در حقیقت برای به حاشیه راندن حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران است که اوباما و جان کری روی او برای امضای توافق هسته‌ای حساب باز کرده بودند و فکر می‌کردند او اختیار امضای این توافق را دارد یا حتی فکر می‌کنند که نهاد زیر نظر او صلاحیت امضای این توافق را دارد. روحانی و ظریف قصد داشتند این توافق را به شورای نگهبان (!!) با دوازده عضو بدهند تا آن را تأیید رسمی کنند. (ظاهراً گردانندگان دبکا فایل هنوز فرق میان شورای عالی امنیت ملی و شورای نگهبان را نمی‌دانند!)
سایت ضدانقلاب روزآنلاین نیز در گزارش‌های متعددی به این قضیه پرداخت و در بخشی از این بازی رسانه‌ای نوشت: در دو ماه گذشته، به جز یکی دو رسانه که متعلق به نزدیکان محمود احمدی نژاد دولت سابق است (کدام رسانه؟!) دیگر روزنامه‌های عمده کشور هم در حمایت از این توافق سنگ تمام گذاشته بودند. مخالفت جدی کیهان را در مجلس، فقط فراکسیون لاغر پایداری در مجلس همراهی می‌کردند و هم آنان موافق رسیدگی برجام هسته‌ای در مجلس بودند و اکثریت کمیسیون بررسی برجام را به عهده گرفته‌اند.
وال استریت ژورنال نیز در گزارش خود با اشاره به اینکه «هنوز همه موانع از سر راه اجرای توافق هسته‌ای ایران برداشته نشده است» نوشت: حسن روحانی رئیس جمهور ایران با ارسال این توافقنامه به مجلس برای کسب تایید نهایی مخالف بود زیرا واهمه دارد مجلس آن را رد کند یا بخواهد ملاحظاتی را در آن اعمال کند.
«دویچه وله» هم در این خصوص نوشته است: درباره نقش مجلس در بررسی برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) میان دولت و مجلس اختلاف‌نظر جدی وجود دارد.شمار زیادی از نمایندگان مجلس خواهان تصویب برجام در مجلس هستند و بیش از 200 تن از آنها از دولت خواسته‌اند که توافق هسته‌ای را به صورت لایحه به مجلس ارائه کند.اما مسئولان دولتی می‌گویند برنامه جامع اقدام مشترک معاهده یا کنوانسیون بین‌المللی نیست که در مجلس تصویب شود.
با توجه به فضای بوجود آمده و موج سواری دشمن بر این موضوع، باید دید چه زمانی دولت بهانه‌های خود برای عدم تمکین به اصول مصرح قانون اساسی را کنار گذاشته و به قانون تن خواهد داد. رئیس جمهور چندی پیش در پاسخ به انتقادات درباره مواضع وی درخصوص نقش شورای نگهبان گفته بود نباید کسی از دعوت به عمل به قانون دلخور شود. بهتر نیست دولت محترم خود اولین مجری و پاسخ‌دهنده به این دعوت باشد؟

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

چرا آقای عراقچی تصویب برجام در مجلس را به مصلحت کشور نمی داند؟


در حالی که چند روز از بیانات صریح مقام معظم رهبری در این خصوص گذشته و انتظار می‌رفت اقدامی عاجل و صریح در این خصوص هم از طرف دولت و هم مجلس انجام شود، سخنان روز گذشته معاون وزیر امور خارجه در ششمین جلسه کمیسیون ویژه برجام نشان داد، دولت همچنان نمی‌خواهد مسیر قانونی را در این زمینه طی کند. به گزارش فارس، سیدحسین نقوی حسینی نماینده مردم ورامین و سخنگوی کمیسیون ویژه بررسی برجام در این مورد گفت: عراقچی با تأکید بر بیانات مقام معظم رهبری در ملاقات نمایندگان مجلس خبرگان با معظم‌له، تعبیر خودشان را از بیانات حضرت آقا بیان کردند و باز هم به‌عنوان نظر کارشناس «تصویب برجام در مجلس را صلاح ندانستند»!
البته به نظر نگارنده که ظاهرا هیچ کس تا بحال به آن توجه نکرده ، منظور آقای عراقچی از اینکه به مصلحت نیست برجام در مجلس تصویب شود این نیست که نباید مجلس برجام را بررسی نکند بلکه ایشان بعنوان مطلع به کلیه زوایای برجام و یک کارشناس خبره می خواهد این پیام را به مجلس بدهد  که بدلیل نقاط ضعف برجام و معامله ای که مجبور به توافق شده است ،نباید مجلس آنرا تصویب کند چراکه ایشان بهتر از هر کسی می داند مفاد غیرقابل جبران و خسارت‌آفرین برجام  در حدی  است که عمل به آن نه تنها تاسیسات هسته ای کشور را تعطیل می کند بلکه منجر به افشاء اطلاعات کشور توسط بازرسان خواهد شد و از طرفی نیز نه تنها تحریمها لغو نخواهد شد ، بلکه روز به روز بر تعداد تحریم نیز افزوده خواهد شد .چرا که این در ذات و خون غربیها و آمریکائیها هست .
 مطابق متن برجام، روز جمع‌بندی (Finalisation Day)، 23 تیر ماه 94 و روز پذیرش (Adoption Day) 90 روز پس از تصویب قطعنامه 2231 در شورای امنیت است،  و طبیعتا پس از این دو روز، باید روز اجرا به صورت همزمان فرا برسد، اما واقعیت تلخ این است که در تعریف روز اجرا چنین پیش بینی شده است که پیش از رسیدن روز اجرا، ایران باید تعهدات عمده خود را اجرا کند، بی‌آنکه طرف مقابل کوچک‌ترین اقدامی در رابطه با تعهدات حداقلی‌اش انجام دهد! به بیان دیگر، در حالی که آمریکایی‌ها در حال برگزاری یک رقابت سیاسی در کشورشان هستند و هیچ اقدامی برای اجرای برجام انجام نداده‌اند، مطابق زمانگذاری‌های برجام،  ایران باید ده‌ها تعهد بسیار سنگین نظیر تخریب رآکتور آب سنگین اراک، نابودی زنجیره سوخت رآکتور، نابودی ذخیره آب سنگین، تعطیلی فردو و تخریب زیرساخت‌های آن، تخریب زیرساخت‌های نطنز، محدودیت شدید تحقیق و توسعه سانتریفیوژها، پذیرش نظارت‌ها و بازرسی‌های خارج از عرف آژانس و ... را اجرایی کند به امید آنکه به روز اجرای 5+1 برسد! اجرای همه این تعهدات شرم‌آور در حالی است که هنوز برجام در هیچ نهادی در ایران تصویب و حتی بررسی دقیق هم نشده است! با این همه آیا باز هم باید منتظر ماند تا نتیجه از قبل مشخص بررسی برجام در آمریکا را دید و آن را بدون تصویب در نهادهای قانونی کشورمان اجرا کرد؟!
لذا از آنجائیکه ایشان در تحت فشار دولت بوده و نمی تواند به صراحت اعلام کند که برجام هیچ نفعی به کشور ندارد و مفاد غیر قابل جبران اقدامات اجرائی برجام در حدی است که نباید مجلس آن را تصویب کند ،پس بناچار با این زبان به مجلس می گوید که  تصویب برجام در مجلس به مصلحت کشور نیست .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رشته دشمن پنبه شد ،عنوان یادداشت روز کیهان

بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی، سخنان روز پنج‌شنبه رهبر‌معظم‌انقلاب در دیدار با اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری را برجسته‌ترین و هوشمندانه‌ترین موضع نظام از زمان اعلام توافق هسته‌ای می‌دانند و معتقدند اکنون رهبر انقلاب، با هوشمندی و رصد میدان، راه را بر دو جریان سد کرد؛ از یکسو راه زیاده‌خواهی و خدعه دشمن را و از سوی دیگر راه جریانی که در داخل می‌کوشید با دور زدن قانون اساسی و مردمسالاری یا با انتساب سخنانی خلاف سخنان صریح رهبر انقلاب، راه دیگری را بپیماید.
مروری بسیار فشرده بر رخدادهای پس از انجام توافق، نشان می‌دهد که سخنان اخیر رهبر انقلاب از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و فصل‌الخطابی است برای آنان که سردرگم بودند و آنان که قصد دیگری داشتند.
1- با پایان مذاکرات، موج کاذب امیدواری که به جامعه تزریق شده بود، توسط دولتمردان فروکش کرد و چنین عنوان شد که قرار نیست اتفاق تازه‌ای بیفتد! این سخن درست بود چون آنها بهتر از هر کسی می‌دانستند که تحریم‌ها لغو نمی‌شود، چارچوب اصلی آنها برقرار است و دشمن تا همه چیز را در موضوع هسته‌ای بدست نیاورد،کوچکترین قدمی بر نخواهد داشت.
2- تبلیغ زیادی شد که برنامه‌های ما و دشمن متوازن و برگشت‌پذیر است. اما بررسی‌های دقیق و فنی ثابت کرد که اساسا چنین نیست نه توازن و همزمانی وجود دارد و نه برگشت‌پذیری! مثلا بر اساس بند 15 از پیوست 5 برجام لازم است ما حدود 38 اقدام اسمی و قریب یکصد اقدام رسمی و عینی را انجام بدهیم و آژانس آنها را راستی‌آزمایی کند تا بعد نوبت تعلیق -و نه لغو- برخی تحریم‌ها آنهم با اما و اگرهای فراوان برسد! طبیعتا هیچ اهل منطقی این وضع را متوازن و همزمان نمی‌داند. تازه صرفنظر از اینکه حق برگشت‌پذیری ما به رسمیت شناخته نشده و صرفا از «اعتقاد ایران» به این موضوع- و نه پذیرش 1+5 - سخن به میان آمده است، تقریبا هیچ یک از اقدامات ما برگشت‌پذیر نبوده و یا تنها با صرف هزینه‌های بسیار هنگفت و زمان طولانی قابل ارجاع به وضع کنونی بود که عملا مصداق برگشت‌پذیری قلمداد نمی‌شود.
3- همزمان، مقامات آمریکایی در مقابل چشمان متعجب مردم رجزخوانی می‌کردند! ارنست مونیز، وزیر انرژی آمریکا رسما اعلام کرد «توافق وین، بخشی از رویکرد امنیتی ما برای خاورمیانه است»! و آن دیگری از مقدمه بودن توافق هسته‌ای برای «تغییر در رویکرد آتی ایران» و حتی وقیحانه‌تر برای«تغییر نظام ایران و نسل آینده رهبران کشور» سخن گفت! این سخنان هیچ پاسخ درخوری نیافت و با ادعای تکراری، نخ‌نما و بی‌ارزش«مصرف داخلی»به سادگی از کنار آن گذر شد!
4- همزمان و به جای دادن پاسخ مناسب و درخور به دشمن دیرین، فرش قرمز زیر پای وزیر خارجه فرانسه و انگلیس پهن شد و نه‌تنها پاسخ انقلابی به لفاظی‌های دشمن داده نشد بلکه حتی لفظ دشمن هم متروک و مهجور شد و به جای آن لفظ «طرف مذاکره» برای شیطان بزرگ و بریتانیای حقیر مورد استفاده قرار گرفت! این رفتار،جسارت و زیاده‌خواهی دشمن را افزون کرد.
5- بجز این کوتاهی و غفلت عده‌ای با نادیده گرفتن ساز وکارهای قانونی، از اجرای برجام سخن گفتند! این عده که معمولا ژست مردمسالاری و دموکراسی می‌گیرند و همه را جز خود، ضد مردم و ضد آزادی می‌دانند، بزرگترین میثاق ملی یعنی قانون اساسی را نادیده گرفته و از موضع دلسوزی و مصلحت‌اندیشی، مجلس و قانون اساسی را دور زدند! درصدد اجرای متنی برآمدند که هنوز هیچ یک از ساز و کارهای قانونی و بویژه مجلس شورای اسلامی برای آن طی نشده بود حال آنکه طبق اصل 77 قانون اساسی، مجلس مکلف به بررسی و اظهار نظر بود. این اقدام نه به منزله دور زدن مجلس،که به منزله دور زدن مردم و خواست عمومی بود چراکه بررسی‌های دقیق و کارشناسانه یک موسسه معتبر و بین‌المللی نظرسنجی نشان می‌داد 96 درصد از کسانی که متن توافق هسته‌ای را خوانده‌اند، آن را مغایر صریح و آشکار منافع ملی و پیمانی یکطرفه می‌دانند. در چنین شرایطی دور زدن مجلس علاوه بر نقض قانون اساسی، بی‌توجهی به مردم نیز بود.
6- در تمام این مدت،کیهان کوشید با تیترها و نوشته‌های خود، از یکسو آگاهی فنی و کارشناسانه مسئولان و مردم را نسبت به متن برجام و قطعنامه 2231 افزایش دهد و از دیگر سو نسبت به عدم اتخاذ تدابیر قانونی و دور زدن قانون اساسی هشدار بدهد. طبیعتا این روشنگری‌ها - مثلا اعتراض به تعطیلی مجلس در سخت‌ترین کارزار دیپلماسی، فرش قرمز پهن کردن پیش پای دشمنان ملت و یا قلب واقعیات آشکار در متن توافق و...- به مذاق عده‌ای خوش نیامد و تذکر و شایعه‌سازی و ... پاسخ این روشنگری‌ها بود.
7- در همین شرایط خاص و در هنگامه‌ای که تبلیغات گسترده، خبر از فتح‌الفتوح می‌داد و مردم در تعارض «تبلیغ مدام فتح‌الفتوح» و«ترس از تصویب فتح‌الفتوح»! به چیزهایی پی برده و نگران آینده کشور بودند و در شرایطی که وضع اقتصادی نه تنها هیچ تغییری نکرده بود بلکه نرخ دلار بصورت روزانه افزایش پیدا می‌کرد، جریان میانه‌ای مشغول کمرنگ کردن خط قرمزهای صریح، تعیین ‌کننده و حساس رهبر انقلاب شد! آنها معتقد بودند خطوط قرمز، نه خطوطی برای رعایت کردن،که ابزاری برای چانه‌زنی بوده و با همین نگاه که جفای بزرگی به حضرت آقا بود اینگونه القاء می‌کردند که اگر بخشی از خط قرمزها- در واقع تقریبا همه آنها- رعایت نشده، مهم نیست! چون آنها وسیله و ابزار بودند نه هدف! این جریان به انواع و اقسام شیوه‌های توجیه و تحمیل نظر غلط و خلاف نص خود متوسل می‌شد و در مقابل سخنان آشکار رهبر انقلاب، از برخی حرف‌های غیردقیق و محفلی استفاده می‌کرد تا با استناد به آنها، حرف خود، را به کرسی بنشانند! این درحالی بود که رهبر معظم انقلاب آشکارا اعلام کرده بودند که سخن علنی و نهان ایشان یکی است و سخن ایشان را باید از خودشان شنید.
8- نگرانی مردم فداکار و دلسوز انقلاب ، بیم خدشه به استقلال کشور، زوزه گرگ‌های خون‌آشام غربی، رجزخوانی دائمی آمریکایی‌ها و بیم از دور زدن قانون و ذبح «جمهوریت نظام» پیش پای توافقی سراپا عیب و مشکل که به گفته وندی شرمن«با مشورت و هماهنگی اسرائیل تنظیم شده»، با سروش آسمانی و الهی رهبر عزیز انقلاب به پایان رسید و فصل‌الخطاب آمد تا دل‌های مومن به اسلام و انقلاب را آرام کند که «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّكِینَهًَْ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»
 رهبر انقلاب در یک جمع‌بندی تاریخی، به همه این دغدغه‌ها پاسخ دادند و تکلیف هرکس در جایگاه خودش را روشن کردند بعضی از مهمترین فرازهای این فرمایشات را اینگونه می‌توان برشمرد:
الف: ایشان با تاکید دوباره به خطوط قرمز و اشاره به مهم‌ترین آنها یعنی «لغو تحریم‌ها» ثابت کردند که درباره حقوق مردم و سرنوشت نظام با کسی تعارف ندارند و خط قرمز، قرمز است نه سفید و صورتی! اینکه در برجام و قطعنامه، با بازی با الفاظ روز انجام تعهدات ما و غرب ظاهرا یکسان بوده و در معنا پس از ده‌ها اقدام ما و راستی‌آزمایی آژانس تازه نوبت غرب می‌رسد، هم از چشم تیزبین حضرت ایشان مخفی نمانده و هم سبب ناخرسندی و اعتراض ایشان شده و تصریح اکید ایشان را به دنبال دارد که اگر قرار است چارچوب تحریم‌ها باقی بماند، پس برای چه مذاکره کرده‌ایم؟ و اگر تحریم‌ها برداشته نشود، معامله‌ای در کار نخواهد بود.
ب: عده‌ای به دنبال فرش قرمز زیر پای آمریکا پس از انعقاد برجام بودند! حتی برخی از بی‌اشکال بودن گشایش سفارت آمریکا سخن گفتند! آنها که تکلیفشان معلوم است و مردم بارها و بارها به آنان بی محلی کرده‌اند، اما رهبر عزیز، برای اتمام حجت، از نفوذ و خطرات پس از برجام گفتند و آن را مهمتر از برجام برشمردند. این نکته دقیقی بود تا عده‌ای غرب‌گرا بوی کباب به مشامشان نخورد و فکر نکنند که می‌توانند اصول و ارزش‌های انقلاب در مبارزه با استکبار را به مذبح هوی و هوس خود ببرند. البته برخی ساده‌اندیشان و برخی مغرضان، تاکید رهبر عزیز بر خطرات پس از توافق را به منزله نادیده گرفتن خطر توافق موجود، نپرداختن به آن و بی‌اهمیتی آن قلمداد کرده بودند! در جواب آنها که در پی حق هستند و باید گفت: رخنه و نفوذ دشمن از این روزن ممکن است و منطقی نیست به بهانه خطرات آتی، این رخنه را رها کنیم! مثل اینکه وقتی سپاه دشمن پی‌درپی به دژ شهر می‌کوبد و فرمانده دلسوز هشدار می‌دهد « هدف دشمن تنها شکستن مقاومت دژ نیست بلکه او به دنبال غارت شهر و کشتار مردان و زنان است» عده‌ای ادعا کنند؛ «پس دژ مهم نیست چون هدف دشمن داخل شهر است! ما باید به فکر داخل باشیم و نه دفاع جانانه از دژ»! و آنجا را رها کنند! در اصل رهبر انقلاب هشدار می‌دهد که دشمن در پی این توافق، درصدد نفوذ در قلب جمهوری اسلامی و پیاده کردن اهدافش است و طبیعی است که هیچ عاقلی مراد این جمله را بی‌توجهی به ماهیت توافق نمی‌داند که اگر چنین بود چرا رهبر عزیز پیش از این توافق و مثلا 5 سال قبل چنین نمی‌گفتند!؟ پیداست بیم رخنه‌ای مطرح است و ایشان در خشت خام، چیزی می‌بینند که عده‌ای در آینه هم نمی‌بینند!
ج: مدتهاست رجزخوانی آمریکایی‌ها بی‌جواب مانده و آنها از موضع قلدری با ملتی که بارها به رویشان سیلی زده حرف می‌زنند! دست بزنی نبود که به دهان یاوه‌گویشان بکوبد،لابد به امید تنش‌زدایی و دوستی! رهبر عزیز به این مسیر غلط خط بطلان کشید. اولا؛ آنها را دو قرن از دنیا عقب دانستند چون با ادبیات بریتانیای حقیر در قرن نوزده با ما حرف می‌زنند، ثانیا؛ عزت و اعتبار و اقتدار مردم را بار دیگر به رخ دشمن کشیدند که ما فلان کشور ضعیف نیستیم و ثالثا؛ بهانه‌ای چون مصرف داخلی را برای بی‌پاسخ گذاشتن جسارت‌های دشمن، موجه ندانستند و تاکید کردند جواب بدهید تا حرف غلط آنها تثبیت نشود.
اینها - و نکات بسیار مهم دیگری که به ناچار و از اختصار در کلام باید از آنها چشم بپوشیم- قله‌هایی از سخنان یک رهبر الهی بود که عزت امت را بر هر چیزی مقدم می‌دارند و بر سر آن با احدی تعارف نمی‌کند. این سخنان -که رهبر عزیز پس از درمیان گذاشتن با رئیس جمهور، علنا با مردم در میان گذاشتند- اتمام حجت بود  برای هرکس که در فرایند رسیدگی به برجام، سهم و نقشی دارد و اگر تاکنون نمی‌دانستند (!) چه باید بکنند، اکنون هیچ عذری ندارند و به اعتبار فرمایش عید فطر ایشان، باید کاری کنند که در پیشگاه خداوند سربلند باشند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اگر فتح‌الفتوح است چرا قانونی نشود ،عنوان یادداشت روزکیهان

 مخالفت رئیس‌جمهور محترم و برخی دیگر از مسئولان با ارسال «لایحه‌برجام» به مجلس شورای اسلامی و دلایل و توضیحاتی که برای قانونی بودن و یا به مصلحت بودن نظر خویش ارائه می‌کنند، پرسش‌هایی را به دنبال داشته است که اگر با پاسخ‌های قابل قبول و قانع‌کننده‌ای روبرو نشود، می‌تواند ابهام‌‌آفرین باشد. چرا که دولتمردان محترم نظر خود را قانونی می‌دانند و طرفداران ارسال  برجام به مجلس شورای اسلامی، دیدگاه دولت را با اصول 77 و 125 قانون ‌اساسی ناهمخوان تلقی می‌کنند و این ابهام در هر دو حالت، یعنی ارسال لایحه برجام به مجلس و یا عدم ارسال آن برای هر دو سوی ماجرا باقی خواهد ماند، مگر آن که یکی از دو دیدگاه یاد شده از پیوست منطقی و قانونی روشن و غیرقابل خدشه‌ای برخوردار باشد.
دلایل مخالفت با ارسال لایحه برجام به مجلس شورای اسلامی به طور خلاصه- اما تقریبا کامل- در پاسخ رئیس‌جمهور محترم به سوال خبرنگار کیهان در کنفرانس خبری روز شنبه آمده است. ایشان می‌فرمایند؛
«طبق قانون اساسی، اصل 77 و 125 می‌گوید وقتی که یک توافقنامه یا معاهده‌ای امضاء شود ]باید[ آن را برای تصویب به مجلس ارسال کنند. خوب ما که چیزی امضاء نکردیم آن چیزی که امروز دارد انجام می‌گیرد در واقع نسبت به اجرای یک معاهده‌ای است که قبلا ایران آن را پذیرفته و بحث این است که آنها می‌گویند که معاهده ان‌پی‌تی را درست اجرا کردید یا خیر. تمام این مذاکرات برای این بود که ما ثابت کنیم که این اتهامات بیجا هست و همه بحثها برای درست اجرا شدن معاهده‌ای بود که قبلا ایران عضو آن شده بود. امروز هیچ معاهده جدیدی وجود ندارد و هیچ کشور دیگری از 5+1  آن را به پارلمان خود نبرده که ما ببریم و حالا اگر ما ببریم به پارلمان یک الزامی برای دولت می‌شود نه برای آنها. به مجلس رفتن معنایش این است چیزی که رئیس‌جمهور تا حالا امضاء نکرده امضاء کند و چیزی که وزیر خارجه امضاء نکرده را امضاء کند؛ چرا ما می‌خواهیم یک فشاری که هیچ الزامی به آن نداریم را به مردم تحمیل کنیم؟»
درباره استدلال رئیس‌جمهور محترم گفتنی است؛
1‍- مطابق اصول 77 و 125 قانون اساسی تمامی معاهدات، مقاوله‌نامه‌ها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد و استفساریه شورای نگهبان نیز تاکید می‌کند هر سند بین‌المللی  که برای کشور تعهدآور باشد - صرفنظر از نام و عنوان آن- نیاز به تصویب مجلس دارد از این‌روی، برجام به دلیل تعهداتی که برعهده کشورمان می‌گذارد، باید به تصویب مجلس برسد. اما آقای رئیس‌جمهور می‌گوید ما چیزی را امضاء نکرده‌ایم که نیاز  به تصویب مجلس داشته باشد! این اظهارنظر در حالی است که:
مطابق اصل 125 قانون اساسی، امضای عهدنامه‌ها و توافق‌نامه‌ها از سوی رئیس‌جمهور و یا نماینده قانونی وی فقط بعد از تصویب مجلس شورای اسلامی امکان‌پذیر است. بنابراین؛
 الف: اگر قرار است توافق وین بعدا از سوی رئیس‌جمهور یا نماینده ایشان به امضاء برسد- که چنین است- قبل از امضاء باید به تصویب مجلس رسیده باشد. در این نکته دقت کنید که امضای برجام موکول به تصویب مجلس است و نه آن که بعد از امضاء بایستی برای تصویب به مجلس برود. و از این روی، ارسال لایحه برجام به مجلس حتی در صورتی که هنوز به امضاء رئیس‌جمهور یا نماینده ایشان نرسیده باشد نیز یک ضرورت قانونی است.
ب: و اما، هیچکس نمی‌تواند تعهدآور بودن برجام را انکار کند، بنابراین براساس ماده 77 قانون اساسی، سند یاد شده چه امضاء شده باشد و چه قرار است بعدا امضاء شود، باید برای تصویب به مجلس شورای اسلامی برود.
2- می‌فرمایند؛ توا‌فق وین یک «معاهده جدید» نیست که به تصویب مجلس نیاز داشته باشد، بلکه «اجرای یک معاهده‌ای است که قبلا ایران آن را پذیرفته‌ و بحث این است که آنها می‌گویند که معاهده ان.پی.تی را درست اجرا کردید یا خیر»! در این خصوص باید پرسید؛
الف: اگر «برجام» همان معاهده ان.پی.تی است چه نیازی به 12 سال چالش و بحث و مذاکره داشت؟! و اگر اجرای مفاد همان معاهده مورد نظر است، تهیه و تدوین یک «متن جدید» چه ضرورتی داشته و چگونه قابل توضیح است؟!  اگر چنین بود- که نیست- نهایتا باید طی یک یادداشت از سوی آژانس و یا سازمان ملل، ایران را ملزم می‌کردند که مفاد ان.پی.تی را رعایت کند! آیا برجام از اینگونه یادداشت‌ها و توصیه‌هاست؟! یا توافقنامه‌ای جدید و متفاوت از NPT  است؟!
ب: به عنوان مثال - و فقط یک نمونه- ماده 4 معاهده ان.پی.تی، حق غنی‌سازی اورانیوم را بدون کمترین محدودیت در میزان غنی‌سازی و مقدار مواد ذخیره شده، برای کشورهای عضو این معاهده- از جمله ایران- به رسمیت شمرده است. بنابراین اگر مطابق اظهارنظر آقای رئیس‌جمهور، توافق وین یک معاهده جدید نیست و همان معاهده ان.پی.تی است، چرا میزان غنی‌سازی ایران در حد زیر 5 درصد و مقدار ذخیره مواد غنی‌ شده، به300 کیلوگرم محدود شده است؟! و ده‌ها سوال بی‌پاسخ دیگر از همین دست!
3- فرموده‌اند که هیچ کشور دیگری از 5+1 هم توافق وین را به پارلمان خود نبرده است. که در این‌باره گفتنی است؛
الف: آمریکا به عنوان اصلی‌ترین طرف مقابل ما در گروه 5+1، توافق وین را به کنگره این کشور ارسال کرده و طی یک ماه و چند روز گذشته بحث و گفت‌وگوهای فراوانی درباره تصویب یا رد آن در کنگره جریان داشته و هنوز هم ادامه دارد. بنابراین چرا ادعا می‌شود که هیچ کشور دیگری از 5+1 آن را به پارلمان خود نبرده است؟! مگر آمریکا یکی از گروه 5+1 و اصلی‌ترین آنها نیست؟!
ب: نکته در خور اهمیت آن که توافق وین برای کشور ما تعهدآور است و جمهوری اسلامی ایران را ملزم به انجام این تعهدات کرده است ولی سایر کشورهای 5+1 قرار نیست تعهدی را به کشورهای خود تحمیل کنند که نیازی به تصویب در پارلمان این کشورها باشد. تعهدات آنها از نوع واگذاری امتیاز نیست بلکه این کشورها فقط درباره میزان امتیازاتی که ایران می‌دهد بحث و نظر دارند، مثلاً میزان ذخیره اورانیوم زیر 5‌درصد غنی شده کشورمان 300 کیلوگرم باشد یا کمتر و بیشتر! و یا فلان اندازه از تحریم‌ها تعلیق شود یا کمتر و بیشتر؟ و یا در فردو حق تزریق گاز فلوئور اورانیوم داشته باشیم یا نداشته باشیم؟! بنابراین ملاحظه می‌شود که تعهد آنها فقط در میزان امتیازی است که می‌گیرند و نه امتیازی که می‌دهند.
4- موافقان برجام از این سند با عنوان «فتح‌الفتوح»! «بزرگترین دستآورد»!، «تسلیم قدرت‌های جهانی در مقابل کشورمان»! «برجسته‌ترین معاهده تاریخ معاصر»!، «پیروزی 3 بر 2» و... یاد می‌کنند. و سؤال آن است که اگر آقایان، به این دیدگاه و نظرخود درباره برجام اعتقاد دارند، چرا از تصویب آن در مجلس ابراز نگرانی کرده و می‌فرمایند تصویب برجام در مجلس، این سند را به عنوان یک قانون مصوب مجلس، الزام‌آور می‌کند؟! قانونی شدن «فتح‌الفتوح»! و تثبیت «برد 3 بر 2» که باید افتخارآفرین و غرورانگیز باشد، پس چرا برای آقایان نگران کننده و دغدغه آور است؟! تعجب‌آور نیست؟!
5- اگر نگرانی آقایان از آن است که تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی این سند را قانونی و الزام‌آور می‌کند باید پرسید مگر تصویب احتمالی آن در شورای عالی امنیت ملی، همین نتیجه را به دنبال ندارد؟ بنابراین چنانچه نگرانی از تصویب مجلس باشد این نگرانی از تصویب در شورای عالی امنیت ملی هم باید وجود داشته باشد. از این روی به نظر می‌رسد نگرانی آقایان از تصویب احتمالی برجام در مجلس نیست، بلکه نگران رد آن هستند و یا خدای نخواسته از تریبون باز مجلس نگرانند، زیرا مردم را در جریان بحث و بررسی برجام قرار می‌دهد که می‌تواند اطلاع و باخبر شدن آنان از عدم توازن میان آنچه داده‌ایم و آنچه قرار است -تاکید می‌شود قرار است- بگیریم، را در پی داشته باشد. ممکن است گفته شود مجلس نیز می‌تواند برجام را در جلسات غیرعلنی بررسی کند که باید گفت واقعیات تلخ برجام بعد از مطرح شدن در میان چند صد نماینده مجلس نمی‌تواند در نهایت پنهان باقی بماند.
6- برجام اگر از سوی ایران و یا یکی از کشورهای 5+1 رد نشود، بعد از گذشت 90 روز از تاریخ صدور قطعنامه 2231- تضمین توافق وین- به یک معاهده بین‌المللی و تعهدآور تبدیل می‌شود که ایران ملزم به اجرای تعهدات پذیرفته شده در آن خواهد بود. بنابراین، از این زاویه نیز، نگرانی رئیس‌جمهور محترم و برخی مسئولان از قانونی شدن برجام و الزام ایران به انجام تعهدات خود، بی‌مورد بوده و فاقد وجاهت است.
7- با توجه به این که برجام یک معاهده دو جانبه است و براساس قوانین بین‌المللی معاهده‌ها- کنوانسیون 1969 وین- هیچیک از دو سوی این معاهده نمی‌توانند نسبت به یک یا چند ماده آن از تحفظ یا «حق شرط» استفاده کنند، درباره چگونگی مواجهه ایران اسلامی با برجام، نقطه‌نظر و پیشنهاداتی هست که به بعد موکول می‌کنیم.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

پاسخ رئیس‌جمهور به سوال کیهان در مورد عدم ارائه لایحه برجام به مجلس حتی حامیان روحانی و دولت را هم قانع نکرد.

روزنامه آرمان در تحلیلی به قلم صادق زیبا‌کلام، ضمن اینکه از نفس مصاحبه روحانی با خبرنگاران ستایش کرد اما نوشت: در یک جمع‌بندی کلی باید گفت که پاسخ یا درست‌تر گفته باشیم استدلال آقای روحانی در پاسخ به کیهان که چرا توافق وین به مجلس نباید برود خیلی مستدل و قانع‌کننده نبود.
ایشان در پاسخ روزنامه کیهان گفتند که هیچ یک از شش کشور دیگر مذاکره‌کننده با ایران هم توافق وین را به پارلمان‌‌هایشان نفرستاده‌اند.
این حرف البته تا حدودی درست است اما نباید فراموش کنیم بزرگترین مشکلی که رئیس‌جمهور آمریکا با آن روبه‌روست بررسی توافق وین در کنگره و سنای آمریکاست. در عین حال این زمزمه که مجلس در راس امور کشور نباشد و متاسفانه از چند سال قبل در کشور شاهد آن بودیم به هیچ‌رو شیوه درستی نیست. ممکن است در خصوص توافق وین استثنائا حق با آقای روحانی باشد اما این درست نیست که مجلس هیچ اشراف و هیچ مداخله‌ای در خصوص برنامه‌های هسته‌ای کشور نداشته باشد.
یادآور می‌شود رئیس‌جمهور در پاسخ کیهان این‌گونه استدلال کرد که چون چیزی امضاء نکرده‌ایم، بنابراین نباید لایحه‌ای هم درباره توافق هسته‌ای (برجام) برای بررسی و تصویب به مجلس بفرستیم. این استدلال از چند جهت ضعیف و سست است. 1- رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه رئیس‌جمهور، بر ضرورت ملاحظه و بررسی دقیق برجام در مجاری قانونی و بستن راه‌های نقض طرف بدعهد غربی «در صورت تصویب» تاکید کردند. 2- ملاک عرضه توافق‌های خارجی برای بررسی و تصویب در مجلس، امضاء آن نیست بلکه «ایجاد تعهد برای کشور» است. ضمن اینکه امضا صرفا به مفهوم اصطلاحی که کشیدن چند خط می‌باشد نیست، بلکه وقتی نمایندگان رسمی یک کشور با نمایندگان کشور یا کشورهای دیگر توافقی اجرایی را اعلام کردند، این خود الزام‌آور است. که اگر غیر از این باشد، باید پرسید ما چرا محدودیت‌ها و تعهدات برجام را اجرا می‌کنیم؟ طبق اصل 77 قانون اساسی «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس برسد» و طبق پاسخ شورای نگهبان به استفساریه، هر نوع توافقی که برای کشور ایجاد تعهد کند شامل ماده 77 قانون اساسی می‌شود. بدیهی است اطلاق الفاظی مانند «داوطلبانه» یا «توافق اجرایی» و... هیچ تفاوتی در ماهیت تعهدات سند وین ایجاد نمی‌کند و ادبیات برجام نیز الزام‌آور است و نه اقدامات داوطلبانه؛ اگر چنین بود، اصلا نباید اجرا می‌شد!
3- آقای روحانی در مصاحبه مطبوعاتی می‌گوید، آنچه در برجام انجام می‌گیرد، نسبت به معاهده NPT بوده که می‌گویند شما درست اجرا کرده‌اید یا نه؟ ما می‌گوییم درست اجرا کرده‌ایم، اما یک عده‌ای مخالف ما بودند و اعلام کردند که درست اجرا نمی‌کنیم. تمام مذاکرات هم برای این بود که ثابت کنیم این اتهامات نارواست. بنابراین تمام بحث‌ها برای درست اجرا شدن معاهده‌ای بود که قبلا ایران جزء آن معاهده شد و مجلس هم این موضوع را در رژیم قبل تصویب کردند... اگر برجام به مجلس فرستاده شود یک الزامی برای دولت به وجود می‌آید.» اولا همان‌گونه که گفته شد، مفهوم امضاء، «پذیرفتن» یک تعهد است که معمولا هم  در عرف و حقوق بین‌الملل به صورت اختیار و داوطلبانه است. به این معنا، تیم مذاکره‌کننده تعهداتی نامتوازن و ناهمزمان را پذیرفته است و با لفظ «امضاء نکرده‌ایم» نمی‌توان از مسئولیت‌های حقوقی برجام که متاسفانه با اشتباه بدتر در متن، تبدیل به «ضمیمه الف» قطعنامه شورای امنیت شده، شانه خالی کرد.
ثانیا متن NPT یک چیز است، پروتکل الحاقی به آن موضوع دومی است و تعهدات به مراتب فراتر از پروتکل، موضوع سوم! کجای پروتکل الحاقی ایران را از داشتن رآکتور آب سنگین، تاسیسات فردو، غنی‌سازی 20 درصد، تعداد سانتریفیوژ بالای 5060 یا انباشت اورانیوم 3/5 درصد بالای 300 کیلوگرم، استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته IR6 و IR8 و... منع می‌کند که آقای روحانی می‌گوید NPT قبلا تصویب شده و ما هم همان را اجرا می‌کنیم؟! طبق ان‌پی‌تی غنی‌سازی تا 90 درصد و ایجاد  تاسیسات غنی‌سازی مجاز است، در حالی که ایران در برجام متعهد می‌شود جز در نطنز، در جای دیگری غنی‌سازی نکند و تاسیسات دیگری نسازد و در قلب رآکتور آب سنگین اراک هم بتون بریزد!!
4- طبق اصل 125 قانون اساسی، امضای عهدنامه‌ها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی «پس از تصویب مجلس» با رئیس‌جمهور است. در این جا نیز معنای امضاء هم «پذیرش» و هم «دستور اجرا» می‌باشد. بنابراین اجرای تعهدات برجام صرفا از طریق تصویب مجلس امکانپذیر است و در غیر این صورت دولت حق اجرا و اعمال آن را ندارد و بنابراین اظهاراتی نظیر سخنان آقای ظریف مبنی بر اجرای برجام از اول مهرماه، غیرقانونی و دور زدن مجلس و قانون اساسی است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دوش آب سرد وسط جنگ ،عنوان یادداشت روز کیهان

آقای روحانی سه‌شنبه گذشته در جمع مردم همدان گفت: «با مذاکره و توافق توانستیم سایه شوم جنگ را از سر مردم برداریم». این گزاره درست باشد یا نادرست، یک پیش فرض مسلم را باخود دارد؛ «آمریکا دشمن ماست و می‌خواسته به ملت ما شلیک کند». در جبهه مقابل، باراک اوباما ضمن اینکه تصریح می‌کند به اعتبار جنگ عراق و افغانستان، چشم‌انداز هر نوع جنگی آن هم با ایران، پر هزینه و تیره و تار است، تأکید می‌ورزد «مواضع انقلابی ایران آزار دهنده است... در بحبوحه جنگ سرد با شوروی وارد مذاکره شدیم و ناچار بودیم در آن توافق موشکی، امتیازاتی بدهیم اما در نهایت ما بدون شلیک یک گلوله به سمت شوروی، برنده جنگ سرد شدیم». مفهوم دیگر این سخن آن است که ما به شوروی، از موقعیت و گاردی که تصور نمی‌شد، ضربه زدیم و نه از جبهه نظامی که امکان پیروزی فراهم نبود. عراق و سوریه و یمن کوچک، گواهانی بر ناتوانی آمریکا و متحدان اوست.
رهبر معظم انقلاب در دیدار هیئت دولت چند دغدغه و اولویت را مورد تأکید قرار دادند. 1- دشمنی دشمن را فراموش نکنیم 2- حفظ شتاب علمی 3- فرهنگ 4- مسئله اقتصاد که از همه فعلی‌تر و نقدتر است. فرمودند «یک نکته در تمام شدن مسئله هسته‌ای جزو نگرانی‌ها و دغدغه‌های بنده است و آن این است که ما توجه کنیم به هدف‌هایی که دشمنان صریح جمهوری اسلامی در ذهن خودشان می‌پرورانند... مسلم است که دشمنی‌های دشمنان از اول انقلاب تا حالا کاسته نشده... منتها خب کارها تطور پیدا کرده، یک وقت یک جور دشمنی می‌کردند و ضربه می‌زدند، حالا با ابزار دیگری. این را مطلقاً همه مسئولین دستگاه‌های مختلف توجه داشته باشند که ما در داخل نقشه طراحی شده دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم؛ که فلان تصمیمی که ما می‌گیریم در زمینه سیاست و اقتصاد و تجارت و فرهنگ، کمک بکند به آن بسته تعیین شده دشمن که ما از حرف‌ها و نوشته‌های اینها می‌توانیم مقاصدشان را بفهمیم... حالا مادر مقابل این دشمنی چه کار باید بکنیم، آن بحث دیگری است اما دشمنی را فراموش نکنیم... عمده این است که فراموش نکنیم در مقابل ما یک جبهه‌ای وجود دارد که بنای بر دشمنی دارد... کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتخاذ مواضع انقلابی باید صراحت داشت یعنی رو دربایستی نکنیم... چند روز قبل از این گفتم که اینها درصدد نفوذند، در صدد رخنه‌اند... مسئله دیگر مسئله فرهنگ است... گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به خاطر مسائل فرهنگی. یعنی اهمیت مسائل فرهنگی این جور است...».
به تعبیری، ترکیب خواب زدگی در برابر نقشه دشمن و شبیخون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می‌تواند آسیب‌ها و تخریب‌هایی به مراتب شوم‌تر از جنگ را برای یک ملت به همراه آورد و مهم‌تر از فروریختن خاکریز خودی در حمله نظامی دشمن باشد. اولین تهدید در این عرصه، تحلیل و ارزیابی جابه‌جا نسبت به دشمن، و دوست یا منجی معرفی کردن اوست یا دست کم اینکه، به مردم القا شود شیطان بزرگ و متحدانش به مرحله تنش‌زدایی و حل مسائل با ایران رسیده‌اند. این در حالی است که مثلاً اوباما برای دومین بار می‌گوید «اگر می‌توانستیم حتی پیچ و مهره‌های تأسیسات اتمی ایران را هم باز می‌کردیم اما حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز از برنامه هسته‌ای ]یعنی پیشرفت علمی و فنی[ پشتیبانی می‌کنند» و «ساختار تحریم‌ها را علیه ایران حفظ می‌کنیم و تحریم‌هایی هم که پس از انجام همه تعهدات ایران تعلیق می‌شوند، به طور خودکار برگشت‌پذیر هستند».
آیا می‌توان رفتار آینده جبهه استکبار را براساس رفتار دیرینه آنها پیش‌بینی کرد؟ یک نگاه، تلقی فلان روزنامه زنجیره‌ای- متهم به پایگاه مطبوعاتی دشمن بودن - است که درست در سالگرد کودتای آمریکایی و انگلیسی 28 مرداد از قول یک روشنفکر غربگرا نوشت «من باید روی سرتان آب سرد بریزم چون اصلاً این را که باید از تاریخ درس عبرت بگیریم، قبول ندارم». در مقابل این تلقی غیر انسانی و نابخردانه، تلقی انسانی و خردمندانه قرار دارد که از زبان امیر مؤمنان و در سفارش به امام حسن - علیهما‌السلام- بیان شده است. «فرزندم! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبار آنان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا اینکه مانند یکی از آنان شدم بلکه گویا از اولین تا آخرین آنها را همراهی کرده و با آنان زیسته‌ام... برای امور پیش نیامده، به واسطه آن چه واقع شده استدلال کن چرا که امور دنیا شبیه هم هستند و از کسانی نباش که اندرز و موعظه سودی به آنان نمی‌بخشد مگر زمانی که به آزار و رنج برسد؛ که عاقل با آموختن و تربیت پند می‌پذیرد و چهارپایان، اندرز نمی‌پذیرند جز با زدن... و الهَوی شریک العَمی. و هواپرستی شریک کوری و نابینایی است» (نامه 31 نهج‌البلاغه).
آمریکا و انگلیس چموش از اشغال ایران در شهریور 1320 تا کودتای 1332 و سپس انواع کودتاها و ترورها و عملیات خرابکاری و تحمیل جنگ 8 ساله و تحریم‌های گوناگون اقتصادی  و سنگ‌اندازی در برابر پیشرفت علمی و... چند بار باید به خواب زدگان تاریخ ما لگد بزنند تا باور کنند آنها دشمنند و به دشمن، سر سوزنی نباید اعتماد کرد یا نباید با آنها از موضع ضعف و نرمش و مداهنه -و بدتر از همه همرازی و محرم اسراری- سخن گفت؟! چگونه می‌توان فراموش کرد در حالی که رئیس جمهور سودای ارتقای اعتبار پاسپورت ایرانی را داشت، همین دولتمردان آمریکایی، پاسپورت سفیر برگزیده وی برای دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل را پس زدند و معاون سیاسی دفتر آقای روحانی را رسماً «تروریست» خواندند؟! اگر آمریکا دشمن است- که در دشمنی او تردیدی نیست- چگونه است که وقتی همین دشمن یک طیف سیاسی را در داخل نشان می‌کند و با صدای بلند می‌گوید ترجیح ما، روی کارآمدن این طیف است و توافق باید به آنان در این مسیر کمک کند، رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت یا وزارت امور خارجه کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کنند؟ آیا این مصداق «با دف و آهنگ خواب کردن شکار» در تعبیر امیر مؤمنان(ع) نیست و دام گذار را به طمع بیشتر نمی‌اندازد؟!
16-17 سال پیش زنجیره‌ای از مطبوعات، احزاب و گروهک‌ها، و برخی دولتمردان در وزارتخانه‌های ارشاد، کشور و علوم شرایطی را فراهم آوردند که از درون آن هجوم مغول‌وار به تمام ارزش‌های ملت ایران و سپس آشوب نیابتی تیر ماه 78 سر برآورد. برخی از متهمان اول آن رویدادها- در حد وزیر و معاون وزیر و نماینده مجلس- اکنون در آمریکا یا اروپا پناهندگی گرفته‌اند، برخی به اعتبار تکرار خیانت در سال 1388 در بازداشت به سر می‌برند، بعضی دیگر مشغول بازسازی روند گذشته‌اند و شماری هم به مراکز دولتی در حد مدیر کل و معاون و... بازگشته‌اند. آقای روحانی 23 تیر 78 این جماعت را به صراحت مزدوران آمریکا و اسرائیل که باید سرکوب شوند معرفی کرد و پرسش این است که چگونه همین جماعت، مؤتلف و شریک دولت شده و با صراحت دولت آقای روحانی را- با عرض پوزش- «رحم اجاره‌ای» برای پروژه خود توصیف می‌کنند. بارگذاری آنها در دولت، جز به معنای باز تولید رادیکالیسم، آشوب افکنی، غوغاپردازی و حاشیه‌سازی، و ایجاد غفلت نسبت به دشمنی دشمن یا بزک کردن و به جای دوست جا زدن اوست؟! آقای وزیر ارشاد یا وزیران کشور و اطلاعات و علوم و آموزش و پرورش و... پس‌از شنیدن هشدار صریح رهبر انقلاب و رصد تحرکات میدانی خیانت پیشگانی که به دولت نظر سوء دارند و دست‌درازی می‌کنند، کدام حرکت را به استقبال از این هشدار یا برای صیانت از ناموس و حیثیت دولت آغاز کرده‌اند؟ آیا تجدید فعالیت اتاق‌های فتنه و آشوبی نظیر خانه احزاب و خانه سینما- و تحرکات مشابه برای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران- یا فعالیت دوباره احزاب رادیکال و منحله با اسامی جدید (نظیر اتحاد ملت و...) در کنار بزک‌کاری 24 ساعته نشریات و رسانه‌های زنجیره‌ای نسبت به آمریکا و انگلیس - و ایجاد حاشیه و جنجال برای موضوعات مبتذل- نباید گوشی را دست برخی دولتمردان بدهد؟ یا اینکه خدای نکرده با مدیران آلوده جدیدی شبیه مهاجرانی‌ها و رمضان‌پورها روبرو هستیم که صدای سقوط آنان بعداً بلند خواهد شد؟
دی ماه 1379 در حالی که جریان رخنه و نفوذ، تحرکات خود را در دولت وقت سامان می‌داد، استراوب تالبوت معاون وزیر خارجه آمریکا خاطرات خود را منتشر کرد. او که در گذشته مدیر دفتر مطبوعاتی مجله تایم در مسکو بوده، در خاطرات خود در زمینه رخنه به شوروی می‌نویسد «نقش‌ها بین کارکنان دفتر ریاست جمهوری آمریکا تقسیم شده بود. عده‌ای با گورباچف و برخی دیگر با یلتسین در تماس مداوم بودند؛ به گورباچف اطمینان می‌‌دادند که در نهایت، غرب طرف او را خواهد گرفت و همزمان یلتسین را تشویق می‌کردند که اگر او بر ضعف‌های ساختاری جماهیر شوروی تأکید کند، غرب از او حمایت خواهد کرد... اکثر کشورهای عضو ناتو با آمریکا در فروپاشی هم عقیده بودند». این، راز پیروزی بدون شلیک حتی یک گلوله است که اوباما می‌گوید و باید دید پروژه آن روز چه شباهتی با برخی تبادل پیام‌ها دارد، از جنس سخنانی که جان‌کری و فیلیپ‌ هاموند و... می‌گویند مبنی بر اینکه فلان طیف یا گروه یاچهره‌های سیاسی را در ایران ترجیح می‌دهند؟! اگر بگوییم برای بدنام کردن و ترور شخصیت است، پس چرا افراد نشان شده، به صراحت، شعارهای انقلاب و امام را در برابر شیطان بزرگ سردست نمی‌گیرند و بر سینه آمریکا و انگلیس نمی‌کوبند؟! گیر کار کجاست؟ آیا آتویی در دست دشمن است یا صرفاً از سر غفلت و نشناختن نقشه دشمن است که باعث می‌شود در زمین و نقشه او بازی کنند؟ حکایت این دو طیف خارجی و داخلی حکایت «ریل‌گذار» و «لکوموتیوران» است. ممکن است لکوموتیوران ادعا کند که قطار را من می‌رانم که بیراه هم نیست اما این قطار، لاجرم روی ریلی حرکت می‌کند که ریل‌گذار چیده است. هرکس دشمنی دشمن را انکار یا رقیق می‌کند یا بدتر، دوستی و تنش‌زدایی و تعامل نشان می‌دهد، لاجرم روی ریل دشمن حرکت می‌کند؛ همچنان که هرکس جبهه و خط اصلی را از استکبار به داخل منتقل می‌کند و رقابت‌های سیاسی را چنان فربه می‌کند که منافع و امنیت ملی را به حاشیه پرت می‌کند، او هم به مقصد دشمن راه می‌برد.
مذاکرات پایان یافته است اما دشمنی دشمن، نه. استفاده از ظرفیت دیپلماسی حتی در قبال دشمن یک بحث است و بار کردن همه مسئولیت‌ها و مشکلات بر دوش مذاکره و معامله با دشمن سر موضع، یک موضوع کاملاً متفاوت. انفعال در حدی که مثلاً وزیر خارجه انگلیس در بازگشت از سفر تهران ادعا کند موضع دولت ایران نسبت به اسرائیل اندکی تغییر یافته، دادن آدرس غلط به حریف است. اشکال کار این است که به جای استفاده از ظرفیت‌های داخلی برای مقابله با فشار و تهدید و چالش خارجی، کسانی برآنند که از ظرفیت فشار (دوپینگ) خارجی برای رقابت و تسویه حساب در داخل بهره بگیرند؛ درست مانند کاری که یک مقام اصلاح‌طلب دولت در مصاحبه با بی‌بی‌سی- آن‌هم در شب سالگرد کودتای 28 مرداد - مرتکب شد و تصریح کرد «توافق هسته‌ای، اهرمی در اختیار اصلاح‌طلبان در مقابل سایر گروه‌ها قرار می‌دهد». این طیف به جای اینکه مقابل بیگانگان عایق باشند و از فشار خارجی بکاهند، کاملاً «رسانا» عمل می‌کنند بلکه ایستگاه تقویت فشار خارجی در داخل می‌شوند. بخشی از این طیف به حیات انگلی و غوغا زیستی خو‌کرده‌اند و اگر شرّ آنان از سر دولت کم نشود، می‌توانند مصیبت و سرشکستگی دولت موسوم به اصلاحات را بازسازی کنند؛ جایی که حتی کسی با مختصات خاتمی،‌«اردک لنگ» و «شاه سلطان حسین» نام گرفت و در شیپور عبور از او دمیدند و وسط دانشگاه هو کردند. آنها به حساب هاشمی و... هم رسیدند هر چند که حالا ادبیات خود را عوض کرده باشند. آیا دولتمردان، امروز به این عبرت‌ها به دیده اعتبار می‌نگرند؟ ما اکثر العبر و اقل الاعتبار. عبرت‌ها چه بسیارند و عبرت‌پذیران چه اندک!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

این ردپاها دنبال کردنی است عنوان یادداشت روز کیهان

اواخر تیرماه 1394 درست پس از جمع‌بندی مذاکرات وین، از جانب یک مقام رسمی اروپایی که اتفاقا یک طرف میز مذاکره نشسته بود پیش‌شرطی مطرح شد که شاید بتوان آن را یکی از مختصات دوران پسا توافق از جانب غرب برشمرد. معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد آلمان در سفر به تهران گفت: «ایران برای بهبود روابط اقتصادی‌اش با غرب؛ مسئله رابطه‌اش با اسرائیل را حل کند.»1 اظهار نظراتی این چنین تا وقتی در محدوده کلام و حرف باشد چندان قابل اعتنا نخواهد بود و با اخذ موضع از جانب مسئولان ایرانی پاسخ داده خواهد شد. اما «قصه دلواپسی» از آنجایی آغاز خواهد شد که شواهدی عملی برای این اظهارات بیابیم.
به همین منظور شاید بد نباشد نگاهی به برخی رفت و آمدهای به اصطلاح تجاری بیندازیم. جایی که گروهی آمریکایی تحت عنوان‌«تجار و بازرگان» به ایران آمدند و با تیترهای درشت نشریات زنجیره‌ای استقبال شدند.2 اما اساسا تاجر و بازرگانی در کار بود؟
اواخر فروردین 1394 گروهی 24 نفره از اتباع آمریکایی به ایران سفر کردند، گروهی که سعی می‌شد در اخبار نشریات زنجیره‌ای و رسانه‌های غربی از آنان به‌عنوان سرمایه‌گذاران و تاجران آمریکایی یاد شود؛ 3 اما این توصیف چندان با سوابق افراد حاضر در این گروه سازگار نبود. به‌عنوان مثال بابی ساگر که یک سرمایه‌دار آمریکایی است بیشتر به علت فعالیت‌های به اصطلاح خیرخواهانه‌اش برای کشورهای جهان سوم نظیر پاکستان، افغانستان، فلسطین و... شناخته می‌شود4 و یا دیک‌سیمون رئیس مؤسسه غیرانتفاعیPAN شخصیتی تجاری نیست؛5 همچنین لیندا میسون که در مؤسسات به اصطلاح خیریه و حقوق بشری متنوعی نظیرMercy Corps و یا Bright Horizons فعالیت دارد و با میشل اوباما در طرح «بیایید حرکت کنیم» همکاری کرد،6 شخصیتی اقتصادی نیست؛ او همچنین از اعضای هیئت امنای بنیاد کارنگی است، 7 بنیادی آمریکایی که با هدف فراگیر کردن اصول و ارزش‌های آمریکایی و کنترل فرهنگی کشورهای در حال توسعه فعالیت می‌کند. 8 سوابق و عملکرد بنیاد کارنگی برای محققین و اهل مطالعه کاملا روشن است. به این فهرست اضافه کنید ند لامونت سیاستمدار دموکرات آمریکایی را که بارها نامزد سنا و کنگره آمریکا بوده و دستی هم در تاسیس مؤسسات به اصطلاح خیریه نظیر Mercy Corps دارد. 9 در واقع ترکیب افراد حاضر در این گروه هیچ شباهتی به گروه بازرگانان و یا هر تیم اقتصادی دیگر نداشت. در خوشبینانه‌ترین حالت این 24 نفر بیشتر به فعالان نهادهای اجتماعی و کنشگران مدنی شباهت داشتند تا تاجر! شاید به همین دلیل بود که در یک رستوران فرانسوی جلسه مشترکی با نصرالله جهانگرد معاون وزیر ارتباطات تشکیل دادند و آقای معاون با سخاوت هر چه تمام به ارائه توضیحاتی وافی و کافی درباره زیرساخت‌های اینترنتی ایران به خصوص در حوزه تلفن‌های همراه پرداخت،10 مسلما امروزه شبکه‌سازی‌های اجتماعی در فضای مجازی از طریق  تلفن‌های همراه در راه‌اندازی به اصطلاح جنبش‌های مدنی بسیار مهم خواهد بود. اما نکته مهم دیگری نیز در این سفر وجود دارد.
دو طرف آمریکایی و ایرانی در برپایی سفر تاجران آمریکایی(!) به ایران نقش داشتند. از یک طرف امیر سیروس رزاقی اصل کسی که ارتباطات نزدیکی با برخی افراد و نهادهای ایرانی و آمریکایی به صورت توأمان دارد11 و سوژه خبری جیسون رضاییان (روزنامه‌نگار متهم به جاسوسی) در روزنامه واشنگتن پست بود و رضاییان در برخی گزارش‌های خود ضمن مصاحبه با رزاقی اصل نظرات وی را پوشش می‌داد. 12 از طرف دیگر سازمانی غیرانتفاعی در آمریکا به نام PAN که سازماندهی این سفر را بر عهده داشت.13 این نام در واقع مخفف عبارت Peace Action Network به معنی شبکه اقدام صلح است. سازمانی که به صورت رسمی اهداف خود را نه اهدافی تجاری و اقتصادی بلکه برقراری صلح در جهان عنوان می‌کند. (نگاهی به عملکرد این سازمان در تسهیل روابط کوبا و کره‌شمالی با آمریکا خالی از لطف نیست).14 این سازمان در معرفی‌نامه خود می‌نویسد: PAN به طور مستمر به دنبال برطرف کردن موانع با ترویج گفت‌وگو است و در این راستا انجمنی با تمرکز بر اسرائیل، فلسطین، اعراب، مسلمانان، یهودیان و... ایجاد کرده است.15 اگر با نگاهی خوش‌بینانه ادعای رسانه‌های غربی و نشریات زنجیره‌ای در معرفی این اشخاص به عنوان هیئتی تجاری را بپذیریم آیا به نظر نمی‌رسد برقراری چنین مناسباتی با هدف عادی‌سازی روابط نه با ایالات متحده بلکه با رژیم اشغالگر قدس باشد؟
شاید بهتر باشد تنها به یک نمونه اکتفا نکنیم و سراغ موارد دیگری از این دست نیز برویم، بنابراین مناسب به نظر می‌رسد اگر این بار سفر هیئتی تجاری از فرانسه را بررسی کنیم. اردیبهشت 1393 بود که سایت انتخاب (نزدیک به خانواده آقای هاشمی) خبر از حضور هیئت صد نفره فرانسوی در تهران داد اما پس از مدتی از خروجی این سایت حذف گردید، 16 خبری که تقریبا یک سال بعد در 31 تیر ماه 1394 توسط روزنامه آرمان با تیتری درشت این‌گونه منتشر شد. «هیئت 100 نفره فرانسه در راه ایران»17 تا حاکی از سفر مجدد این هیئت فرانسوی در طول یک سال باشد. وب‌سایت خبرگزاری فرانسه در 19 اردیبهشت 1393 به نقل از نشریه ابسسیون از یک زن ایرانی به نام شاه‌پری زنگنه در جریان برقراری این ارتباطات تجاری یاد می‌کند و او را الهه تجارت می‌نامد، «کسی که اکثریت قریب به اتفاق مدیران [فرانسوی] قبل از پرواز به ایران از مشورت‌های وی برخوردار شده بودند. زیرا شاه‌پری جزو نادر چهره‌های سرشناس فرانسه است که در ایران زاده شده و همچنان روابط نزدیکی با محافل ایرانی دارد.»18
شاه‌پری زنگنه فرزند پری‌رخ شاه‌یالانی و امیرحسین اعظم زنگنه است که در سال 1989 با عدنان خاشوقی، میلیاردر سعودی ازدواج کرد.19 خاشوقی ارتباطات صمیمانه‌ای با تجار و دولتمردان رژیم صهیونیستی دارد. (از جمله رونالد فوربر تاجر اسرائیلی و دیوید کیمخی (1928-2010) نماینده اسبق موساد در اروپا و رئیس سابق شورای روابط خارجی اسرائیل»20 خاشوقی در جریان سفر مک‌فارلین، منوچهر قربانی‌فر (مسئول شاخه تدارکات کودتای نقاب) را به‌عنوان دلال اسلحه به یعقوب نیمرودی (مسئول دفتر موساد در تهران پیش از انقلاب اسلامی) معرفی کرد. 21 عدنان خاشوقی و همسرش شاه‌پری زنگنه حتی در حوزه نفت و انرژی نیز فعالند تا جایی که «شاه پری» در سال‌های دهه 2000 میلادی به کریستوف دومارژوری مدیر عامل شرکت توتال در رسیدن به قراردادهای کلان نفتی و گرفتن سهم در ذخایر نفت و گاز پارس جنوبی کمک کرد.»22
با این اوصاف چندان عجیب به نظر نمی‌رسد اگر شاهد اجاره دکل‌های نفتی آبان از شرکتی صهیونیستی باشیم! 23 علاوه بر موارد فوق باید به این خبر حیرت‌انگیز توجه کنیم که رئیس شاخه زیتون موساد دست کم از سال 1386 در پروژه‌های نفتی ایران حضور مستقیم داشته است.24 مسعود عالیخانی که در اسناد متعدد ساواک از او به‌عنوان رئیس شاخه زیتون و مشاور مقامات اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل یاد می‌شود، در قالب شرکت Dominion Energy معاملات و قراردادهای گسترده‌ای با برخی شرکت‌های تابع وزارت نفت به امضا رسانده است.25 فرض وجود شبکه‌ای منسجم برای مسعود عالیخانی در حوزه‌های مختلف چندان دور از ذهن نیست، به ویژه وقتی در حوزه فرهنگ، تصویر برادرش علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد فاسد دوران پهلوی) بر صفحات نشریات زنجیره‌ای نقش می‌بندد، نشریاتی که برخی دولتمردان از اعضای شورای سیاستگذاری آن هستند و ضمن تطهیر چهره علینقی عالیخانی، از او به نیکی یاد می‌کنند. 26 از همین خانواده که بخش قابل توجهی از آنان در سرزمین‌های اشغالی زندگی می کنند، 27محمدباقر عالیخانی رهبری شاخه سیاسی کودتای نقاب را بر عهده داشت. 28 و مهرداد عالیخانی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای بازداشت و به حبس ابد محکوم شد.29 و البته ما هنوز هم شاهد مقالات و یا مصاحبه‌های برخی «مسافران اسرائیل» با نشریات زنجیره‌ای هستیم.30
با مرور شواهدی اینچنین به نظر می‌رسد سخنان وزیر اقتصاد آلمان در سفر به تهران دست‌کم در برخی حوزه‌ها اظهاراتی خالی از عمل نبوده است. اکنون وقت آن است که نگاهی به سرمقاله فارسی روزنامه گاردین پس از پایان مذاکرات ایران و 1+5 بیندازیم و به این بخش از آن توجه بیشتری کنیم: «این نشانه‌ای کوچک بود اما شاید دلگرم کننده که حسن روحانی در سخنانش هنگام استقبال از توافق، اسرائیل را به جای «رژیم صهیونیستی» با نام «اسرائیل» خطاب کرد.»31
به همین دلیل است که لازم به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور محترم و مسئولان دولتی یک بار دیگر این کلام حضرت امام(ره) را که «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود»32 با صدایی رسا در گفتار و رفتار خود فریاد بزنند تا خواب آشفته خیال‌پردازان غربی تعبیر نشود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: سیاسی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو