یادداشت روز کیهان در مورد بخشی از سخنان آقای دکتر روحانی در کنفرانس خبری روز شنبه و پروتکل الحاقی

کاش نیازی به این نوشته نبود و یا دستکم این که نگارنده می‌توانست خود را قانع کند که نیازی به این وجیزه نیست. اما متاسفانه برخی از اظهارات رئیس‌جمهور محترم درباره چالش هسته‌ای و «توافق احتمالی» به‌گونه‌ای است که اگر مصداق «سهواللسان» و «خطای بیان» نباشد - که ان‌شاءالله باشد- بیم آن می‌رود که با سوءاستفاده دشمنان روبرو شود و زیاده‌خواهی بیشتر آنان را در پی داشته باشد. از این روی اشاره به نکاتی برای پیشگیری از سوءاستفاده حریف ضروری به نظر می‌رسد. از جمله اینگونه اظهارات می‌توان به بخشی از سخنان آقای دکتر روحانی در کنفرانس خبری روز شنبه ایشان اشاره کرد. آنجا که درباره پروتکل الحاقی می‌گویند؛
«پروتکل الحاقی چیزی نیست که مخصوص ایران باشد... بسیاری از کشورهای دنیا، امروز پروتکل الحاقی را اجرا و به آن عمل می‌کنند. 124 کشور پروتکل الحاقی را اجرا می‌کنند... در پروتکل الحاقی، چیزی به نام بازرسی وجود ندارد... ما در سال 2003 تا 2005 پروتکل الحاقی را اجرا کردیم و می‌دانیم که چگونه است... مسئله مهم برای ایران، این است که با اجرای توافق و پروتکل الحاقی ثابت کند که اتهاماتی که علیه ایران مطرح می‌شود  و اینکه ایران در پی ساخت بمب هسته‌ای است، اتهامات بی‌اساس است».
با عرض پوزش از رئیس‌جمهور محترم کشورمان باید گفت، تعریف و توضیح ایشان درباره پروتکل الحاقی با واقعیات نه فقط منطبق نیست بلکه در تضاد نیز هست و پذیرش و اجرای آن مخصوصا آنگونه که در توافق لوزان آمده است می‌تواند عواقب سخت و جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد و در این‌باره گفتنی است؛
1- فرموده‌اند که امروزه 124 کشور جهان - تعداد آنها 125 است- پروتکل الحاقی را پذیرفته و آن را اجراء می‌کنند! و حال آن که؛
الف: برخی از این 125 کشور، نظیر بورکینافاسو، کنگو، آنگولا، چاد، کومور، گابن، افغانستان و ... اساسا هیچگونه فعالیت هسته‌ای ندارند که اجرای پروتکل الحاقی درباره آنها مصداق داشته باشد. پذیرش پروتکل از سوی این کشورها در پی فشار آمریکا و با هدف اعتبار بخشیدن به وجهه بین‌المللی این پروتکل صورت پذیرفته است.
ب: شمار دیگری از این 125 کشور، مانند آمریکا، فرانسه، چین، انگلیس و روسیه کشورهایی هستند که برخورداری آنها از سلاح اتمی در معاهده ‌NPT  به رسمیت شناخته شده است بنابراین پروتکل الحاقی که موضوع اصلی آن پیشگیری از انحراف به سوی تولید سلاح هسته‌ای است در مورد این کشورها موضوعیت ندارد. البته گفتنی است مطابق ماده اول معاهده NPT  کشورهای دارای سلاح اتمی از واگذاری این تسلیحات به سایر کشورها و یا کمک به آنها برای تولید سلاح هسته‌ای منع شده‌اند و تنها موردی که پذیرش پروتکل الحاقی از سوی این  کشورها را توجیه می‌کند، همین نکته است ولی 5 کشور یاد شده پروتکل الحاقی را با قیدهایی نظیر «عدم دسترسی به مراکزی که امنیت ملی آنان را به خطر می‌اندازد-آمریکا»، «ممنوعیت دسترسی فیزیکی- روسیه»، «صرفا برای آموزش بازرسان آژانس- فرانسه» و... پذیرفته‌اند و براساس گزارش‌های رسمی آژانس هیچ یک از آنها نیز به مفاد ماده مورد اشاره پایبند نبوده‌اند.
ج: تعداد اندکی از این 125 کشور، نظیر ژاپن و آفریقای جنوبی نیز که از فعالیت هسته‌ای برخوردارند، در شمار متحدان استراتژیک آمریکا و اروپا هستند که بدیهی است شرایطی کاملاً متفاوت با جمهوری اسلامی ایران دارند. آمریکا نیازی به کشف اسرار نظامی آنها احساس نمی‌کند و یا ترور دانشمندان هسته‌ای این کشورها را در دستور کار خود ندارد و...
با توجه به نکات یاد شده، اظهارنظر رئیس‌جمهور محترم که 125 کشور در جهان پروتکل الحاقی را پذیرفته و اجراء می‌کنند با واقعیت انطباق ندارد. مثلاً؛ بورکینافاسو و آنگولا و گابن و... از کدام برنامه هسته‌ای برخوردارند که جناب روحانی به اجرای پروتکل الحاقی از جانب آنها اشاره می‌فرمایند؟! و یا...
2- فرموده‌اند در پروتکل الحاقی چیزی به نام «بازرسی» وجود ندارد! و این در حالی است که موضوع اصلی پروتکل الحاقی بازرسی‌های فراتر از NPT و پادمان‌های مربوطه، آنهم از نوع بازرسی‌های سرزده از هر مکان و در هر زمان است. پروتکل الحاقی این بازرسی‌های سر زده را «حق آژانس» می‌داند که انجام آن برخلاف سایر «بازرسی‌های ویژه» نیازی به تصویب شورای حکام نیز ندارد. ماده 4 پروتکل الحاقی تأکید می‌کند که بازرسان آژانس  در موارد خاص، محل مورد نظر خود برای بازرسی را فقط 2 ساعت قبل از شروع بازرسی، به اطلاع کشور میزبان می‌رسانند و...
بنابراین، اظهارنظر رئیس جمهور محترم که «در پروتکل الحاقی چیزی به‌نام بازرسی وجود ندارد»! نیز نه فقط عاری از واقعیت است بلکه بازرسی‌های تصریح شده در پروتکل الحاقی بسیار فراتر از بازرسی‌های پیش‌بینی شده و پذیرفته شده در معاهده NPT و پادمان مربوطه است.
3- آقای دکتر روحانی می‌فرمایند؛ «ما در سال 2003 تا 2005 پروتکل‌الحاقی را اجرا کردیم و می‌دانیم که چگونه است و در همان زمان هم که میخواست اجرا شود، بحثی در کشور سرگرفت که اگر پروتکل اجرایی شود مساجد و خانه علما و مجلس شورای اسلامی را بازرسی می‌کنند که بی‌اساس بود»!
درباره این بخش از اظهارات رئیس‌جمهور محترم باید گفت؛ استناد به اقداماتی که در گذشته صورت پذیرفته- نظیر اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در سال‌های 2003 تا 2005- فقط هنگامی ارزشمند و توجیه‌کننده خواهد بود که از اقدامات یاد شده، نتیجه مطلوب و مثبتی به دست آمده باشد و در غیر این صورت، استناد به  اقدامات گذشته نه فقط تکرار آن را توجیه نمی‌کند بلکه می‌تواند و باید به عنوان یک تجربه تلخ مانع از انجام دوباره آن باشد.
اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در فاصله سال‌های 2003 تا 2005 کدام نتیجه مثبت و قابل قبولی را به دنبال داشته است که حضرتعالی با استناد به آن، اجرای دوباره پروتکل الحاقی را به نفع کشور تلقی کرده و توصیه می‌فرمائید؟! مگر غیر از این است که در سال‌های مورد اشاره بعد از اجرای پروتکل الحاقی و اجازه بازرسی‌های سر زده از هر مکان و در هر زمان و در پی چند دور مذاکرات فشرده با تروئیکای اروپایی و در حالی که حضرتعالی به عنوان مسئول تیم مذاکره‌کننده نسبت به نتیجه مذاکرات ابراز خوشبینی می‌کردید، پیشنهاد و خواسته‌ نهایی سه کشور اروپایی طرف مذاکره- فرانسه، آلمان و انگلیس- آن بود که بهترین تضمین برای آنها، دست کشیدن کامل ایران از فعالیت هسته‌ای است؟! و به دنبال این پیشنهاد باج‌خواهانه بود که جمهوری اسلامی ایران مذاکرات را متوقف کرد و تمامی فعالیت‌های هسته‌ای تعلیق شده را از سر گرفت. بنابراین اگر تجربه اجرای قبلی پروتکل الحاقی قابل استناد باشد- که هست- تنها نتیجه‌ای که از آن تجربه می‌توان گرفت، تن ندادن به اجرای دوباره پروتکل الحاقی است و نه آنگونه که رئیس‌جمهور محترم مطرح کرده‌اند، اجرای دوباره آن!
گفتنی است آقای دکتر روحانی در کتاب خود با عنوان «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» پیشنهاد مورد اشاره تروئیکای اروپایی را، تحقیر‌آمیز، چیزی شبیه  کاپیتولاسیون و توهین به ملت ایران دانسته و می‌نویسد سه کشور اروپایی به خاطر ارائه آن پیشنهاد توهین‌آمیز باید از مردم ایران پوزش بخواهند.
از آنجا که نگارنده با جناب روحانی سابقه مزاح دارد،  با کسب اجازه از ایشان، حکایت زیر را وصف‌الحال می‌داند و امید آن که این مزاح،  رنجش خاطر رئیس‌جمهور محترم کشورمان را در پی‌نداشته باشد، می‌گویند پزشک معالج برای پی بردن به حساسیت بیمار نسبت به تزریق آمپول پنی‌سیلین، از وی پرسید؛ آیا تاکنون تجربه تزریق پنی‌سیلین داشته‌اید؟ بیمار پاسخ داد آری و پزشک آمپول پنی‌سیلین را با اطمینان خاطر به وی تزریق کرد، اما در کمال تعجب مشاهده کرد که بیمار بلافاصله پس از تزریق دچار تشنج شدید و تنگی نفس شده و در وضعیت بسیار خطرناکی قرار گرفته است. پزشک با عجله دست به کار شده و با هزار زحمت بیمار را از خطری که او را تهدید می‌کرد نجات داد و با تعجب پرسید؛ مگر شما نگفتید قبلا هم پنی‌سیلین تزریق کرده‌اید؟ و بیمار گفت؛ بله دفعه قبل هم که تزریق کردم به همین حالت تشنج و لرز و تنگی نفس دچار شده بودم!
۴- و بالاخره اگرچه درباره برخی از اظهارات دیگر رئیس‌جمهور محترم در کنفرانس خبری روز شنبه نیز گفتنی‌هایی هست ولی در پایان وجیزه پیش‌روی، تنها به این نکته - که پیش از این هم با ارائه شواهد و اسناد فراوان بر آن تاکید داشته‌ایم - بسنده می‌کنیم و آن، این که؛ چالش 12ساله هسته‌ای فقط تابلوی هسته‌ای دارد و موضوع آن غیرهسته‌ای است. از این روی با اطمینان کامل می‌توان گفت که رسیدن به توافق هسته‌ای مطلوب با 5+1 و مخصوصا آمریکا محال و غیرممکن است و بهانه‌جویی‌ها، زیاده‌خواهی‌ها و کارشکنی‌های 12 ساله آمریکا از همین واقعیت ریشه می‌گیرد. حریف اما، در همان حال که به کارشکنی دست می‌زند، اصرار دارد بعد از رسیدن به نقطه «عدم توافق» که قطعی است، جمهوری اسلامی ایران را مقصر جلوه دهد تا از این طریق افکارعمومی بخشی از جهانیان را به نفع خود و در جبهه مقابل ایران اسلامی مصادره کند. در این حالت از جناب روحانی انتظار می‌رود فلش همه فریادها و اعتراض‌های خود را به سوی جبهه حریف بکشاند و نه خودی‌ها که با ایشان و تیم محترم هسته‌ای  در رسیدن به توافق مطلوب همصدا و در مخالفت با توافق بد، همدل و همزبان هستند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اظهارات آقای دکتر روحانی در «همایش‌سراسری‌ فرمانداران و تحلیلی از مدیر مسئول کیهان

آقای دکتر روحانی را با سابقه 37 ساله از حضور نزدیک در عرصه سیاسی پرفراز و نشیب جمهوری اسلامی ایران، می‌توان و باید یک سیاستمدار کارکشته و سرد و گرم چشیده تلقی کرد ولی متاسفانه، برخی از مواضع ایشان با آنچه از یک سیاستمدار برجسته و مخصوصا در کسوت شریف روحانیت انتظار می‌رود فاصله زیادی دارد و به این نگرانی دامن می‌زند که شاید رئیس‌جمهور محترم کشورمان را شماری از مشاوران ناهمدل و ناهمراه احاطه کرده باشند و مواضع مورد اشاره دستپخت همین مشاوران ناهمدل- و یا دستکم نابلد- باشد. دراین‌باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی اظهارات دیروز آقای دکتر روحانی در «همایش‌سراسری‌فرمانداران» موضوع یادداشت پیش‌روی است که به مواردی از آن اشاره می‌شود.
1- آقای دکتر روحانی در سخنان دیروز خود باز هم به روال همیشگی و برای چندمین بار به منتقدان دولت حمله کرد و البته این بار از عباراتی نظیر «بروید به جهنم»!، «بی‌سواد»! «کسانی که از مراکز خاص پول می‌گیرند»!، «کاسب تحریم»! و ... استفاده نکرد. حملات پی در پی آقای رئیس‌جمهور به منتقدان، این تلقی را در عرصه سیاسی کشور پدید آورده است که ایشان هرگاه در برنامه‌های دولت با نارسایی و ناکامی روبرو می‌شود و یا نشانه‌‌هایی از شکست و بن‌بست را احساس می‌کند به جای توضیح علت برای مردم که می‌تواند جلب حمایت و همدلی آنان را در پی داشته باشد، منتقدان دولت را که در مواردی «فرضی»! نیز هستند، به باد انتقاد و عتاب می‌گیرد.
این روال تا آنجا پیش رفته است که امروز هرگاه رئیس‌جمهور زبان به ملامت منتقدان می‌گشاید، بسیاری از مردم و مخاطبان به گونه‌ای «شرطی» نارسایی‌ها و ناکامی‌هایی را جستجو می‌کنند که دولت محترم در همان ایام با آن روبرو بوده است! و حمله آقای دکتر روحانی به منتقدان را  -‌با‌عرض‌پوزش- برای پوشاندن این ناکامی‌ها و نارسایی‌ها ارزیابی می‌کنند!
کاش آقای رئیس‌جمهور افرادی را بدون تابلوی نهاد ریاست‌جمهوری به میان مردم می‌فرستاد و بازتاب سخنان دیروز خود را از زبان آنها می‌شنید و چنانچه ملاحظه می‌کرد بسیاری از آنان، برخی از نارسایی‌های این روزها نظیر ناهماهنگی در افزایش قیمت بنزین، بی‌تدبیری در افزایش بهای گاز مصرفی، اظهارات چندگانه و متضاد مسئولان دولتی درباره باقی ماندن یا حذف سهمیه بنزین، بخشنامه معاون اول که تا پایان سال هیچ افزایش قیمتی نخواهیم داشت و... را علت حمله اخیر وی به منتقدان می‌دانند و بر این باورند که توضیح رئیس‌جمهور درباره چرایی این معضلات و بی‌تدبیری‌ها ضروری‌تر از سخنان دیروز ایشان است.
2- آقای رئیس‌جمهور در بخشی از سخنان دیروز خود می‌گوید: «اسرار کشور باید محفوظ باشد، مگر کسی در این شک دارد؟ حالا یک نصیحتی رهبر معظم انقلاب فرمودند و چون رهبر هستند باید نصیحت کنند. حالا عده‌ای راه می‌افتند و می‌گویند؛ دولت! اگر تشنه شدی باید آب بخوری یا دولت! تو به اکسیژن نیاز داری. خودمان هم می‌دانیم. افرادی که امروز مسئولیت مذاکرات را دارند از لحاظ سیاسی و عمومی و در حد فنی در سطح بالایی هستند»! درباره این بخش از سخنان ایشان گفتنی است؛
الف: ظاهرا آقای رئیس‌جمهور در این بخش از اظهارات دیروز خود دچار «سهواللسان» و خطای الفاظ شده است، چرا که ایشان به خوبی می‌دانند توصیه رهبر معظم انقلاب به دولت درباره شنیدن نظر منتقدان، فقط یک «نصیحت» نیست، بلکه توصیه حضرت ایشان یک «دستورالعمل» است که دولت و شخص رئیس‌جمهور هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ شرعی موظف به اجرای آن هستند. از این روی خواسته عده‌ای که به تعبیر رئیس‌جمهور «راه‌ افتاده‌اند»! و درباره روند مذاکرات و داده‌ها و ستانده‌ها توضیح می‌خواهند، یک اقدام کاملا قانونی است و فرافکنی‌ آقای دکتر روحانی، نه وجاهت قانونی دارد و نه وجاهت شرعی. اگرچه با توجه به شخصیت رئیس‌جمهور محترم می‌توان اظهارات یاد شده را به حساب خطای بیان ایشان نوشت و شاید هم به حساب عصبانیت غیرقابل توجیه وی از ناکامی در مذاکرات هسته‌ای و فاصله فراوانی که میان وعده‌های اولیه ایشان با نقطه‌ای که امروزه در آن هستند پدید آمده است...
ب: حتی اگر توصیه رهبرمعظم انقلاب را فقط یک «نصیحت» تلقی کنیم، باز هم آقای رئیس‌جمهور و دولت ایشان ملزم و مکلف به اجرای بی‌کم‌و‌کاست آن بوده و هستند و اساسا مقبولیت و مشروعیت همه دولتمردان و مسئولان در پیروی از منویات رهبرمعظم انقلاب - چه‌دستورالعمل و چه نصیحت- قابل تعریف است.
ج: حالا به توصیه حضرت آقا خطاب به رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای که موضوع بند یاد شده است، توجه کنید؛
«همدلی لازم است، همدلی را باید به وجود آورد، همدلی را باید رشد داد. این توصیه من به همه است. الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عده‌ای مخالفند، یک عده‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقمند به منافع ملی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفان را - از آن افرادی که شاخصند- دعوت  کنند، حرفهای آنها را بشنوند، ای بسا در حرفهای آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این می‌شود همدلی؛ این می‌شود یکسان‌سازی دل‌ها و احساس‌ها».
آیا هیچ عقل سلیمی می‌تواند در خیرخواهی حکیمانه این توصیه حضرت آقا برای رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کمترین تردیدی روا بدارد؟ آیا همدلی با مردم و از جمله منتقدان نیاز مبرم و حیاتی دولت محترم نیست؟ و یا شنیدن نقد و نظر منتقدان به قول رهبر معظم انقلاب «پیشرفت بهتر کارها» را به دنبال ندارد؟
این توصیه حکیمانه کجا و تعبیر آقای روحانی که «حالا عده‌ای راه می‌افتند و می‌گویند «دولت! اگر تشنه شدی باید آب بخوری، دولت! تو به اکسیژن نیاز داری»؟! آیا انتقاد منتقدان هسته‌ای این است که چرا دولت وقتی تشنه است آب نمی‌خورد؟ و یا،  چرا توجه ندارد که به اکسیژن نیاز دارد؟! آقای روحانی پیش از این هم در واکنش منتقدان به اقدام نابجای پیاده‌روی ‌آقای ظریف با جان‌کری صورت مسئله را تغییر داده و گفته بود «این که بگوئیم یک دیپلمات تند راه رفت یا کتش کج بود، عینکش چطور بود که حرف نشد»! و توضیح نداده بود که کدام منتقدی به کت و عینک آقای ظریف انتقاد کرده‌ بود؟! خدا بر درجات امام راحل ما(ره) بیفزاید که نه فقط انتقاد، بلکه تخطئه را نیز هدیه الهی می‌دانستند.
3- آقای رئیس‌جمهور در توجیه خودداری از توضیح درباره جزئیات مذاکرات هسته‌ای و باخبر کردن مردم از آنچه داده‌ایم و آنچه گرفته‌ایم می‌گوید «اسرار کشور باید محفوظ باشد» و با تأکید می‌پرسد «مگر کسی در این شک دارد»؟! درباره این بخش از اظهارات دیروز آقای رئیس‌جمهور باید گفت؛
الف: بی‌تردید این سخن آقای روحانی قابل قبول و منطقی است که «اسرار کشور باید محفوظ باشد» ولی آنچه درخواست مکرر دلسوزان بوده و هست، افشای اسرار کشور نبوده و نیست، بلکه منتقدان خواستار توضیح درباره «توافق لوزان» هستند زیرا آنچه از متن توافق یاد شده - و یا به قول دولتمردان بیانیه لوزان!- برمی‌آید، از «داده‌های نقد» ما در مقابل «وعده‌های نسیه» حریف حکایت می‌کند. آنهم وعده‌های نسیه‌ای که بهتر است هرگز تحقق پیدا نکند! چرا که ماهیت این وعده‌های نسیه نیز واگذاری امتیازات بیشتر به طرف مقابل است و به عقیده نگارنده که دلایل آن هم به وضوح ارائه شده است؛ «در توافق لوزان اسب زین شده را داده‌ایم و افسار پاره تحویل گرفته‌ایم». خواسته بارها اعلام شده منتقدان، توضیح این «داده‌ها و گرفته‌ها» است.
آیا توضیح و خبررسانی دولت محترم درباره متن و محتوای توافق لوزان که در مقیاس بین‌المللی منتشر شده است، «اسرار محرمانه» تلقی می‌شود؟! عزیزان مذاکره‌کننده می‌گویند آنچه آمریکایی‌ها در تفسیر خود از توافق لوزان ـ فکت شیت- منتشر کرده‌اند قابل اعتماد نیست. خب! تفسیر شما از توافق یاد شده چیست؟ اینکه دیگر محرمانه نیست، هست؟! به قول حافظ؛
 سرّ خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده‌فروش از کجا شنید؟!
4- رئیس‌جمهور محترم در سخنان دیروز خود  به انتخابات اشاره کرده و تاکید می‌کند؛
«انتخابات غیر‌آزاد معنی ندارد... اگر انتخابات به معنی واقعی بود می‌توانیم همه در آن رقابت سالم داشته باشیم».
ممکن است بفرمایند مگر غیر از این است که باید انتخابات آزاد داشته باشیم که باید گفت؛ حضرتعالی یک روحانی سیاستمدار و حقوقدان هستید و به یقین می‌دانید که «اصرار بر یک امر بدیهی به مفهوم و معنای تردید در آن است». جناب روحانی آیا اگر گفته شود «آراء انتخاباتی رئیس‌جمهور یازدهم باید به دقت شمرده شود» این اظهارنظر به مفهوم آن نیست که صحت شمارش آراء جنابعالی مورد تردید است؟!
دیروز بلافاصله بعد از اظهارات آقای روحانی، این بخش از سخنان ایشان که «انتخابات غیرآزاد معنی ندارد» به تیتر اول خبرگزاری‌های خارجی نظیر «دویچه وله»، «بی‌بی‌سی»، «رادیو آمریکا» و... تبدیل شد و این تفسیر را در پی داشت که سلامت انتخابات پیش‌روی در ایران مورد تردید رئیس‌جمهور این کشور است!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رای اعتماد مجلس به 15 وزیر کابینه تدبیر وامید/ نجفی، سلطانی فر و میلی منفرد از همراهی روحانی بازماندند

 
پانزده وزیر کابینه حسن روحانی با رای نمایندگان مجلس راهی وزارتخانه ها شدند و گزینه های پیشنهادی وزارتخانه های وزارت آموزش و پرورش ، ورزش و جوانان و علوم از راهیابی به کابینه یازدهم بازماندد.

به گزارش خبرنگار مهر ، با شمارش آرای نمایندگان مجلس در جلسه رای اعتماد به کابینه یازدهم مشخص شد، محمد علی نجفی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش ، مسعود سلطانی فر وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان و جعفر میلی منفرد وزیر پیشنهادی علوم، تحقیقات و فناوری از کسب اعتماد مجلس ناکام ماندند .

284 نماینده در جلسه اخذ رای اعتماد حضور داشتند.

مجلس شورای اسلامی از روز دوشنبه تاکنون در 8 جلسه پیاپی و فشرده صلاحیت 18 وزیر پیشنهادی حسن روحانی را بررسی کرد.

به گزارش خبرنگار مهر نتایج شمارش آراء نمایندگان در مورد وزرای پیشنهادی کابینه یازدهم به شرح زیر است:

ردیف

نام وزارتخانه

وزیر پیشنهادی

آرای ماخوذه

آرای موافق

آرای ممتنع

آرای مخالف

نتیجه

1

آموزش و پرورش

محمد علی نجفی

284

142

9

133

عدم رای اعتماد

2

ارتباطات و فناوری اطلاعات

محمود واعظی

284

218

20

45

رای اعتماد

3

اطلاعات

سید محمود علوی

283

277

18

38

رای اعتماد

4

امور اقتصاد و دارایی

علی طیب نیا

284

274

3

7

رای اعتماد

5

امور خارجه

محمد جواد ظریف

281

232

13

36

رای اعتماد

6

کار ، تعاون و رفاه اجتماعی

علی ربیعی

284

163

21

100

رای اعتماد

7

جهاد کشاورزی

محمود حجتی

284

177

26

81

رای اعتماد

8

دادگستری

مصطفی پورمحمدی

284

201

19

64

رای اعتماد

9

دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

حسین دهقان

284

269

5

10

رای اعتماد

10

بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی

حسن قاضی زاده هاشمی

284

260

6

18

رای اعتماد

11

راه و شهرسازی

عباس آخوندی

284

159

18

107

رای اعتماد

12

صنعت ، معدن و تجارت

محمدرضا نعمت زاده

283

199

24

60

رای اعتماد

13

علوم تحقیقات و فناوری

جعفر میلی منفرد

282

105

15

162

عدم رای اعتماد

14

کشور

عبدالرضا رحمانی فضلی

284

256

9

19

رای اعتماد

15

نفت

بیژن نامدار زنگنه

283

166

13

104

رای اعتماد

16

نیرو

حمید چیت چیان

284

272

5

7

رای اعتماد

17

ورزش و وجوانان

مسعود سلطانی فر

283

117

18

148

عدم رای اعتماد

18

فرهنگ و ارشاد اسلامی

علی جنتی

284

234

12

36

رای اعتماد

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 مرداد 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

رأی عدم اعتماد مجلس به برخی از وزرای پیشنهادی نه فقط خدمت به مردم و نظام بلکه خدمت شایسته‌ای به آقای دکتر روحانی نیز هست

با نزدیک شدن زمان معرفی اعضای کابینه به مجلس، گمانه‌زنی‌ها درباره ترکیب دولت آینده نیز به واقعیت نزدیکتر شده است تا آنجا که این روزها فهرست نهایی و یا تقریبا نهایی گزینه‌های آقای دکتر روحانی برای تصدی وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و معاونت‌های ریاست جمهوری یازدهم در بسیاری از محافل سیاسی بر سر زبان‌هاست.
آقای روحانی قرار است یک روز بعد از انجام مراسم تحلیف، یعنی 14‌مردادماه جاری وزرای پیشنهادی خود را به مجلس شورای اسلامی معرفی کند تا نمایندگان مردم نیز بعد از بررسی و تحقیق درباره آنها، نظر مثبت یا منفی خود را با دادن رأی اعتماد یا عدم اعتماد به دولت و ملت اعلام دارند.
با توجه به ترکیب کابینه پیشنهادی و برخی از شواهد موجود می‌توان حدس زد که آقای روحانی در انتخاب گزینه‌ها، اولا؛ از سوی اصحاب فتنه، مدعیان اصلاحات و کارگزاران به شدت تحت فشار بوده است و ثانیا؛ برای مقابله با سهم‌خواهی جریانات یاد شده، زحمت فراوانی را متحمل شده است. توضیح بیشتر درباره این فشارها و مسائل پیرامونی آن را به بعد موکول می‌کنیم اما، چرا به این نکته که بیرون از موضوع اصلی یادداشت پیش‌روی است اشاره کرده‌ایم؟! پاسخ آن است که احساس می‌شود رئیس جمهور منتخب در انتخاب اعضای کابینه خود با مجموعه‌ای از «فشارها»، «انتظارها» و «رودربایستی‌ها» روبرو بوده است و برای خروج از این چنبره دست کمک به سوی مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت دراز کرده است. بخوانید؛
1- حضور برخی از گزینه‌ها در فهرست اعضای کابینه آقای دکتر روحانی با مواضع بارها اعلام شده ایشان نه فقط همخوانی ندارد، بلکه در تضاد و تناقض نیز هست. رئیس جمهور منتخب، فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را خیانت به نظام و مردم این مرز و بوم می‌دانند. به عنوان مثال، ایشان درباره حرکت فتنه‌گران در 25 بهمن 88 به صراحت گفته بود «فتنه‌گران با شعارهای ضدانقلابی خود موجبات خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضد انقلاب را فراهم آوردند و موجب ناراحتی قاطبه مردم شریف ایران شدند» و تاکید کرده بود «در حالی که مردم در روز 22 بهمن به شکلی کاملا باشکوه، حمایت خود را از حرکت‌های آزادیخواهانه در منطقه اعلام کرده بودند، اقدامات نابخردانه و فتنه‌گرانه صورت گرفته در 25 بهمن، تنها به نفع استکبار و ضد انقلاب بود» آقای روحانی در ادامه از قوه قضائیه خواسته بود «نسبت به این حرکت ضد انقلابی اقدام نماید». در فتنه 78 نیز آقای روحانی سخنران اجتماع پرشکوه مردم در روز 23 تیرماه 78 در دانشگاه تهران بود و از فتنه‌گران با عنوان اراذل و اوباش یاد کرده بود.
با این حساب، بسیار بعید است که حضور چند تن از اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در فهرست اعضای کابینه دکتر روحانی با میل و رغبت خود ایشان صورت گرفته باشد.
و یا به عنوان یک نمونه دیگر؛ آقای دکتر روحانی بارها بر ضرورت پیشرفت‌های علمی و دور بودن مراکز آموزشی از تنش‌ها و درگیری‌های خسارت‌آفرین تاکید داشته و دارند و از این روی معرفی یکی از کسانی که علاوه بر دست داشتن در فتنه 88، به هنگام مسئولیت قبلی خود نیز نقش تخریبی فراوانی در مراکز آموزشی داشته است، دور از انتظار و بیرون از خواست قلبی آقای روحانی به نظر می‌رسد و نمونه‌های دیگری از این دست که البته شامل تمامی وزرای پیشنهادی ایشان نمی‌شود و بسیار بعید و غیرقابل قبول خواهد بود اگر تصور شود که آقای روحانی با میل و رغبت خود به حضور وطن‌فروشان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در کابینه خویش تن داده باشد! و...
2- ترکیب کابینه پیشنهادی دکتر روحانی حاکی از آن است که ایشان در مقابل وزرای تحمیلی اصحاب فتنه، مدعیان اصلاحات و حزب کارگزاران مقاومت کرده و به تمامی آنچه مورد نظر آنها بود تن نداده است. زیرا جریانات مورد اشاره بارها بر تمامیت‌خواهی خود تاکید ورزیده و نشان داده‌اند بیرون از دایره بسته خویش حاضر به پذیرش هیچ فرد و جریانی نیستند بنابراین اگر انتخاب اعضای کابینه برعهده آنها بوده و قرار بود آقای روحانی در گزینش وزیران به دلخواه آنان عمل کند، برخی از وزرای پیشنهادی نمی‌توانستند و نباید در فهرست کابینه رئیس جمهور منتخب جایی داشته باشند. غرولند اخیر اصحاب فتنه و مدعیان اصلاحات علیه آقای روحانی که این روزها شتاب بیشتری گرفته است، شاهد دیگری بر صحت و درستی برداشت یاد شده است.
نمونه‌های فوق که ده‌ها نمونه دیگر نیز می‌تواند به آن اضافه شود، از وجود «فشارها»، «رودربایستی‌ها» و برخی انتظارات بی‌جا در چرخه گزینش اعضای کابینه رئیس جمهور منتخب حکایت می‌کند و این نتیجه قطعی را در پی دارد که دکتر روحانی از برخی گزینه‌های حاضر در فهرست وزرای پیشنهادی خویش رضایت ندارد. اگر این برداشت را بپذیریم و با آن موافق باشیم که شواهد یاد شده تردیدی در صحت آن باقی نمی‌گذارد، می‌توانیم نتیجه بگیریم بزرگترین خدمت مجلس شورای اسلامی به ملت و رئیس جمهور منتخب، آن است که فهرست اعضای پیشنهادی کابینه را به نفع مردم و در جهت خواست و رغبت واقعی دکتر روحانی تغییر داده و اصلاح کند. این دقیقا همان انتظاری است که دکتر روحانی از نمایندگان مردم دارد ولی به دلیل پاره‌ای از ملاحظات و رودربایستی‌ها نمی‌تواند این خواسته قلبی خود را با صراحت و به طور علنی ابراز کند.
3- و اما، اکنون نوبت مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مردم است که به وظیفه قانونی و تکلیف اسلامی، انقلابی و مردمی خود عمل کنند و کابینه دولت جدید را از حضور اصحاب وطن‌فروش فتنه 88 پاکسازی کرده و از این طریق علاوه بر کمک به رئیس جمهور منتخب و خدمت به مردم شریف این مرز و بوم، دست‌های آلوده مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را که در پوشش اصحاب فتنه به سوی کابینه جدید دراز شده است با قاطعیت قطع کنند. چگونه؟!
الف: مطابق نص صریح قانون اساسی، اعضای کابینه در یک چرخه دو‌مرحله‌ای انتخاب می‌شوند. معرفی از سوی رئیس جمهور منتخب و تأیید صلاحیت آنها از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با رأی اعتماد و یا عدم اعتماد به وزرای معرفی شده صورت می‌پذیرد. مقصود قانونگذار از وضع و گنجاندن این چرخه، تاکید بر مردمی بودن مسئولیت‌ها در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده است. چرخه‌ای که با اندک تفاوت ظاهری در تمامی نظام‌های مردم‌سالار جاری و ساری است. توضیح آن که رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود ولی اعضای کابینه در حالی که نقش برجسته و تعیین‌کننده‌ای در نظام اجرایی کشور دارند، از رأی مردم برخوردار نیستند بنابراین برای تصدی وزارت که از مسئولیت‌های سرنوشت‌ساز است به رأی مردم نیاز دارند. رأی مردم به وزرای کابینه از سوی نمایندگان مجلس که برگزیده و منتخب ملت هستند تامین می‌شود. بنابراین نمایندگان مجلس نیز در انتخاب اعضای کابینه مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و کمترین کوتاهی و غفلت آنها می‌تواند خسارت‌بار و در پاره‌ای از موارد، فاجعه‌آفرین باشد. از این روی به جرأت و بدون کمترین تردیدی می‌توان گفت که اگر خدای نخواسته نمایندگان مجلس با رأی اعتماد خود به اصحاب وطن‌فروش و نانجیب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 اجازه حضور در کابینه را بدهند، نه فقط اقدامی در حد و اندازه غفلت، بلکه مرتکب خیانت به مردم و نظام شده‌اند. آیا غیر از این است؟! از برخی نمایندگان اقلیت مدعی اصلاحات مجلس انتظار چندانی نیست چرا که آنها- تاکید می‌شود که فقط برخی از آنها- نشان داده‌اند به حزب و گروه خود بیشتر از نظام و مردم شریف ایران اسلامی وابسته هستند. ولی از اکثریت نزدیک به اتفاق نمایندگان مجلس- چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب- انتظار نمی‌رود که با اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 همراهی داشته باشند. همین جا گفتنی است که در رأی اعتماد یا عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی پای اسلام و انقلاب و نظام در میان است و این وظیفه خطیر نباید تحت‌الشعاع برخی از خط‌کشی‌ها و دسته‌بندی‌های موجود در میان نمایندگان اصولگرای مجلس قرار گیرد.
ب: همانگونه که اشاره رفت، رأی عدم اعتماد مجلس به برخی از وزرای پیشنهادی نه فقط خدمت به مردم و نظام بلکه خدمت شایسته‌ای به آقای دکتر روحانی نیز هست و نمایندگان محترم مجلس باید یقین داشته باشند که رئیس جمهور منتخب از رأی عدم اعتماد به تعدادی از اعضای معرفی شده خشنود خواهد شد و اگرچه بعید نیست به ظاهر و بنا به مصالحی نسبت به عدم حضور آنها در کابینه خویش ابراز ناخرسندی کند ولی از آنجا که شواهد نشان می‌دهد اصحاب فتنه را تحت فشار و رودربایستی با برخی از سران و عوامل فتنه در فهرست گزینه‌های خود جای داده است، رأی عدم اعتماد به آنها را هدیه‌ای گره‌گشا از سوی مجلس شورای اسلامی تلقی می‌کند که راه را برای خدمت بیشتر ایشان هموارتر خواهد کرد

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 مرداد 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

کیهان نوشت :آقای دکتر روحانی مواظب خواب تازه اصحاب فتنه باشد

این روزها، مدعیان اصلاحات از طریق روزنامه‌های زنجیره‌ای و نشریات فراوان دیگری که در اختیار دارند و با پشتیبانی سایت‌های ضدانقلاب و رسانه‌های غربی، عبری و عربی، اصرار دارند آرای دکتر روحانی را به حساب خود بنویسند و یا، دستکم این که در سبد رأی ایشان برای جبهه اصلاحات سهم قابل توجه و تعیین‌کننده‌ای قائل شوند! القای این توهم مخصوصا برای آن عده از مدعیان اصلاحات که در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 حضور موثری داشته و آشکارا در نقش ستون پنجم دشمنان بیرونی ظاهر شده بودند، اهمیت حیاتی دارد، چرا که طیف یاد شده بعد از ارتکاب جنایت‌شرم‌آور وطن‌فروشی در فتنه 88 به دنبال فرصتی برای اعلام بازگشت به درون نظام بودند و برای این منظور در پوشش و زیر چتر اصلاح‌طلبان بیرون از دایره فتنه به میدان آمده بودند. ولی مواضع رسما اعلام شده دکتر روحانی در کنار تأکید چندباره ایشان که وامدار هیچ حزب و جناحی نیست و فقط در چارچوب قانون حرکت خواهد کرد، نقشه طیف مورد اشاره را نقش برآب کرد، تا آنجا که امروزه در محاسبه سود و زیان خود به این نتیجه رسیده‌اند که، با حضور و شرکت پرسروصدای خود در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، هزینه اعتراف به دروغ بودن ادعای تقلب در انتخابات 88 و خیانت پس از آن را پرداخت کرده‌اند ولی در مقابل این هزینه، دستاوردی غیر از تشکر شفاهی رئیس‌جمهور منتخب از آقای خاتمی، آنهم جدا از جبهه اصلاحات، به دست نیاورده‌اند.
پیش از این طی یادداشتی با عنوان «همراهان ناهمراه» در کیهان دوشنبه 27 خردادماه، توضیح مستندی از ترکیب سبد رأی آقای روحانی و مواضع متضاد ایشان با جبهه اصلاحات ارائه داده‌ایم که انبوهی از ناسزاگویی برخاسته از عصبانیت اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در داخل و خارج کشور و ناخشنودی برخی از اصلاح‌طلبان- احتمالا‌بی‌خبر از اصل‌‌ماجرا- را در پی داشته و هنوز هم دارد. ولی سخن ما با دلایل مستحکم و شواهد فراوانی همراه است که از یکسو نشان می‌دهد، مدعیان اصلاحات و مخصوصا سران و اصحاب فتنه88 در انتخابات اخیر دستاوردی نداشته‌اند و از سوی دیگر حاکی از آن است که روحانی اگرچه در جبهه اصولگرایان- به مفهوم تقسیم‌بندی‌های سیاسی- تعریف نشده است و پیش از انتخاب به دلیل حمایت برخی گروه‌های ضد انقلاب و همسو با فتنه، بیم آن می‌رفت که با مدعیان اصلاحات گره خورده باشد، ولی مواضع ایشان بعد از انتخابات نشان داد با گفتمان اصولگرایی همخوانی فراوانی دارد و البته نامزدهای اصولگرا به دلایلی که اشاره داشته‌ایم، در رقابت انتخاباتی یاد شده با شکست روبرو شده‌اند.
یادداشت پیش روی اما در پی پرده‌برداری از پروژه‌ای است که مدعیان اصلاحات بعد از ناکامی در همخوانی مواضع دکتر روحانی با مواضع خود، کلید زده و دنبال می‌کنند. پروژه‌ای که اگر رئیس‌جمهور منتخب هوشمندانه با آن روبرو نشود می‌تواند برای ایشان در آینده‌ای نه چندان‌دور، خسارت‌آفرین باشد. بخوانید؛
1- انتظار آن بود که آقای روحانی حساب خود را از سران و عوامل فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 جدا کند و این انتظار در اعلام مواضع ایشان بعد از انتخاب به ریاست‌جمهوری اسلامی ایران به وضوح دیده می‌شود، ولی تشکر رئیس‌جمهور منتخب از آقای خاتمی با توجه به نقش ویرانگری که وی در فتنه 88 داشته است، به این نگرانی دامن می‌زند که مبادا دکتر روحانی از خطری که سران و عوامل فتنه 88 می‌توانند برای دولت ایشان پدید آورند، غفلت کند. آقای خاتمی در فتنه یاد شده از طرح مشترک کودتای مخملی مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس پیروی کرد و در مقابل ده‌ها جنایت آشکار فتنه‌گران نظیر اهانت به ساحت مقدس عاشورا، شعار به نفع آمریکا و اسرائیل، پاره کردن تصویر مبارک حضرت امام(ره)، ایجاد بلوا و آشوب در کشور، دمیدن در ادعای دروغ تقلب در انتخابات و... نه‌‌فقط سکوت کرده بود بلکه اقدامی حمایت‌گرانه داشت. بنابراین حتی تصور پیوند احتمالی آقای خاتمی با رئیس جمهور منتخب می‌تواند، بدبینی مردمی را در پی داشته باشد که در حماسه چند ده میلیونی 9 دی، نفرت و انزجار خود را از فتنه‌گران فریاد زده‌اند.
2- مقایسه مواضع اعلام شده آقای دکتر روحانی با مواضع شناخته شده فتنه‌گران تردیدی باقی نمی‌گذارد که رئیس جمهور منتخب نه فقط کمترین همخوانی با این طیف ندارد، بلکه با جرأت می‌توان گفت که در نقطه مقابل آنها ایستاده است. روحانی بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تأکید می‌کند و فتنه‌گران، چه در دوران اصلاحات و چه در انتخابات 88، آشکارا قانون اساسی را زیرپا گذاشته بودند. رئیس جمهور منتخب بر وفاداری خود به حضرت امام(ره) و رهبری معظم انقلاب اصرار می‌ورزد ولی فتنه‌گران در حاکمیت خود بر دولت و مجلس اصلاحات، دوران امام(ره) را تمام شده می‌دانستند و در نشریات زنجیره‌ای تحت امر خویش تأکید می‌کردند که حتی ائمه اطهار(ع) هم قابل نقد هستند! و در جریان فتنه 88، تصویر حضرت امام(ره) را پاره کرده و با وقاحت زیرپا انداختند.
رئیس جمهور منتخب از حرکت خود در چارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران سخن می‌گوید، ولی فتنه‌گران روی قید «اسلام» از «جمهوری‌اسلامی ایران» خط بطلان کشیدند. و در دوران اصلاحات آشکارا ساز خروج از حاکمیت را کوک کردند و این اقدام پلشت خود را با بیگانگان تاخت زدند و ده‌ها اقدام ساختارشکنانه دیگر که حتی فهرست آن نیز بسیار طولانی است. با این حساب به آسانی می‌توان نتیجه گرفت که مواضع آقای روحانی با اصحاب فتنه و طیفی از مدعیان اصلاحات فاصله‌ای پرنشدنی و در حد تناقض دارد و دیدگاه ایشان در صورتی که کماکان بر مواضع خود اصرار داشته باشد- که ان‌شاءالله خواهد داشت- با مواضع فتنه‌گران نمی‌تواند قابل جمع باشد. آیا غیر از این است؟! و آیا هنوز هم مدعیان اصلاحات می‌توانند ادعا کنند که پیروز انتخابات اخیر بوده و آقای روحانی، مواضع و نظرات آنان را نمایندگی می‌کند؟!
3- اکنون نوبت به بند پایانی این وجیزه و خوابی که مدعیان اصلاحات برای بهره‌گیری از آقای روحانی دیده‌اند، رسیده است. اصحاب فتنه از همخوانی مواضع رئیس جمهور منتخب با جبهه اصلاحات به طور کامل قطع امید کرده‌اند ولی از سوی دیگر، برای آنها القای این توهم که در سبد رأی روحانی سهم عمده‌ای داشته‌اند ضرورتی حیاتی دارد. از این روی تمام توان خود را به کار گرفته‌اند که حداقل دو یا سه تن از اعضای شناسنامه‌دار و شناخته شده جبهه اصلاحات را در پست‌های کلیدی کابینه آقای روحانی جای دهند و بیشتر از همه به جایگاه معاون اولی رئیس جمهور منتخب چشم دوخته‌اند. چرا؟! زیرا، در این صورت می‌توانند ادعای بر زمین مانده سهم داشتن در آرای روحانی را، به طریق دیگر دنبال کنند. با این توضیح که اگر، موفق شوند یکی از شخصیت‌های سیاسی مشهور به اصلاح‌طلب را در پست معاون اولی آقای روحانی جای دهند، می‌توانند ادعا کنند که بدهکاری رئیس جمهور به مدعیان اصلاحات به اندازه‌ای سنگین است که برای پرداخت این بدهی سنگین! چاره‌ای جز واگذاری پست مهم معاون اولی به جبهه اصلاحات نداشته است! اصحاب فتنه می‌دانند که روحانی با فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 سر همراهی و پیوند ندارد، بنابراین هرگز حاضر نخواهد بود در کابینه خود کسانی را بپذیرد که داغ ننگ حضور در فتنه 88 را بر پیشانی دارند و دقیقا به همین علت کسانی را پیشنهاد می‌کنند که از یکسو به عنوان یکی از اعضای شناسنامه‌دار جبهه اصلاحات شناخته شده باشند و از سوی دیگر، سابقه‌ای از حضور در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نداشته باشند. آنچه تاکنون از شواهد و قرائن موجود برمی‌آید، این که جبهه اصلاحات آقای دکتر عارف را برای این منظور نشان کرده است. دکتر عارف شخصیتی متین و قابل قبول دارد و به دلسوزی برای اسلام و نظام شناخته می‌شود، اگرچه به نظر می‌رسد که هنوز به ابعاد جنایت بزرگی که اصحاب فتنه مرتکب شده‌اند آنگونه که انتظار می‌رفت و می‌رود، پی‌نبرده است. بنابراین در صورتی که آقای روحانی قصد استفاده از ایشان و یا هر یک از اعضای شناخته شده جبهه اصلاحات را داشته باشند، لازم است به این نکته توجه کنند که افراد مورد نظر اولا؛ سابقه حضور در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و یا دفاع و حمایت از فتنه‌گران را نداشته باشند و ثانیا؛ از آنجا که هنوز مدعیان اصلاحات مرزبندی مشخص و تعریف شده‌ای با اصحاب فتنه نکرده‌اند، حضور آنها در کابینه می‌تواند به مفهوم حضور فتنه‌گران تلقی شود، بنابراین در صورت تصمیم آقای روحانی به استفاده از آنها در ترکیب کابینه خود، لازم است از آنان بخواهد به گونه‌ای آشکار و علنی- و نه درگوشی و خصوصی- از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 اعلام برائت کنند. بدیهی است که اعلام برائت از مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس و حامیان داخلی آنها نه فقط نباید دشوار باشد! که نیست، بلکه باعث افتخار نیز هست.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 تیر 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

امیدواری به بهبود روابط ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری دکتر روحانی وجود دارد

جوزف نای معاون پیشین وزیر دفاع آمریکا و نظریه‌پرداز قدرت نرم اظهار امیدواری کرد با انتخاب دکتر روحانی به عنوان رییس جمهوری ایران روابط ایران و آمریکا نسبت به گذشته بهبود یابد.

به گزارش خبرنگار مهر، جوزف نای، مبدع نظریه قدرت نرم و استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه هاروارد و محقق برجسته روابط بین‌الملل است. نای پیش از این ریاست مدرسه حکومت جان اف. کندی دانشگاه هاروارد را نیز به عهده داشته است. ریاست شورای اطلاعات ملی، دستیار وزیر دفاع و دستیار معاون وزیر خارجه برخی از مناصب دولتی است که پیش از این نای بر عهده داشته است.

نای علاوه بر همکاری با روزنامه نیویورک تایمز، واشنگتن پست و وال‌استریت ژورنال، چندین کتاب از جمله "پارادوکس قدرت امریکا" و "قدرت نرم: ابزارهای موفقیت در سیاست‌های جهانی"  را نگاشته است. نای برای اولین بار اصطلاح "قدرت نرم" را در اواخر دهه ۱۹۸۰ به کار برد. او به همراه رابرت کوهن نظریه نئولیبرالیسم را بنیان نهاد.

پروفسور جوزف نای در خصوص برخی گمانه‌های کارشناسان مبنی بر بهبود روابط ایران و ایالات متحده آمریکا پس از انتخاب دکتر روحانی به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران به خبرنگار مهر گفت: امیدواری به بهبود روابط میان دو کشور وجود دارد. این امیدورای وجود دارد روابط نسبت به گذشته بهبود یابد.

وی تأکید کرد: همچنین گفتگوی مستقیم میان دو کشور در خصوص مساله هسته‌ای ایران  و سایر مسایل محتمل است و امیدوارم این اتفاق بیفتد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 تیر 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو