ظاهرا، قصه پر غصه ی توهین ها و زخم زبان های وقت و بی وقت به منتقدان - به ویژه اگر اساتید و دانشجویان انقلابی باشد- همچنان ادامه دارد.
سوالات یک بی‌سواد مزدور از رئیس جمهور!
جهان نیوز - مهدی بلوکات: یادم هست دوران دانشجویی، وقتی در سال های حاکمیت دولت آقای خاتمی، انتقادی می کردیم، یا در تجمعات و برنامه های دانشجویی شرکت می کردیم و یا بیانیه و نامه ای بر خلاف میل مسئولان دولتی می نوشتیم، سریعا مدیران وقت و رسانه های اصلاح طلب و حتی مسئولان عالیرتبه دولتی، ما و سایر دانشجویان را «عدی چماق به دست مزدور» ، «وابسته به نهادهای نظامی و امنیتی» و «افراطی گرا و خشونت طلب» می خواندند که بایستی مورد غضب و برخورد دستگاه های مربوطه قرار گیریم.

اما ظاهرا، قصه پر غصه ی توهین ها و زخم زبان های وقت و بی وقت به منتقدان - به ویژه اگر اساتید و دانشجویان انقلابی باشد- همچنان ادامه دارد.

این مسئله آنجا دردآورتر و ملال انگیزتر می شود که منتقدین و یا حتی معترضین به یک موضوع ملی، از ناحیه بالاترین مقام اجرایی کشور مورد هجمه قرار گیرند.

در همین رابطه، مواجهه رئیس دولت یازدهم با منتقدین توافق ژنو، در نوع خود تاسف آور و قابل تامل است.

سخنرانی آقای روحانی در جمع روسای دانشگاه ها که قاعدتاً بایستی متین ترین، منطقی ترین، علمی ترین و مستدل ترین سخنرانی یک رئیس جمهور باشد، به یکی از تلخ ترین سخنان ایشان تبدیل شد که بایستی به بحث و نقد و نظر گذاشته شود.

آقای روحانی که با شعار اعتدال و برپایی دولت تدبیر و امید به میدان آمد و در ایام تبلیغات انتخاباتی، دائم بر تحمل مخالف و منتقد تاکید داشت، در اجلاس مذکور، منتقدین توافق ژنو را عده ای بی سواد و مزدور خواند و گفت: "چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند؟!"

این جملات آقای روحانی در حالی بیان می شود که ایشان در اظهار نظرهای گوناگون قبل و پس از انتخابات، بر لزوم استماع دیدگاه همه سلایق و جریانات فرهنگی و سیاسی تاکید می نماید و هر گونه تهمت و اسائه ادب به ساحت مردم و نخبگان را نکوهش می کند و اساسا یکی از دلایل حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ را برطرف نمودن فضای بی حرمتی و افتراء و تحقیر مردم و حاکم کردن فضای نقد و آزادی بیان می داند.

روحانی در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در جمع مردم آذربایجان غربی قول می دهد که: "آ‌زادی در دولت روحانی به معنای واقعی نمایان می‌شود" و پس از آن در سفر استانیِ خوزستان گفت : "در این دولت انتقاد آزاد است." و جملات و وعده های متعدد از این جنس، مبنی بر رعایت حقوق منتقد و احترام به افکار عموی، همواره ترجیع بند کلام ایشان بوده است.

حال بایستی چند سوال شفاف و بی پرده از آقای رئیس جمهور پرسید.

جناب آقای روحانی!

آیا واقعا به افکار عمومی- بخصوص اساتید و دانشجویان- حق نمی دهید که در رابطه با مسائل کشور، از جمله «توافق نامه ژنو» از شما و مسئولان دولتی سوال کنند و خواستار تبیین ابعاد مختلف آن شوند؟‌

آیا شیوه انعقاد و مفاد و بندهای توافق نامه ژنو را کاملا شفاف و خالی از ابهام می دانید و مخالف بحث و بررسی کارشناسانه و علمی پیرامون این توافق نامه هستید؟‌

آیا محرمانه بودن و تاریخی بودن توافق نامه ژنو به حدی است که همه بایستی مجبور باشند قرائت و برداشت جنابعالی و همکارانتان در دولت را بپذیرند و اساتید و دانشجویان رشته های حقوق، روابط بین الملل و افراد آگاه و مسلط به زبان های خارجی، حق ندارند خلاف قرائت به اصطلاح رسمی دولت، برداشت و تفسیر یا ترجمه دیگری را ارائه دهند؟

آیا با وجود تعابیر و تفاسیر نگران کننده امریکا و اروپا و سکوت توامان جنابعالی، وزیر خارجه و سایر مسئولان دولتی در این مورد، بازهم دانشگاهیان ، نخبگان و عموم مردم حق تشکیک در مفاد و دستاوردهای ژنو را ندارند؟

آیا واقعا توافق نامه ژنو بازی برد- برد است وحقوق مختلف ملت ایران، از جمله حق غنی سازی در آن قید شده است؟

آیا طرف غربی به تعهدات خود پایبند است و حداقل در مقام موضع گیری و ادبیات دیپلماتیک، حقوق و عزت ایرانیان را به رسمیت شناخته است؟

آقای روحانی!

آیا واقعا معتقدید طرف امریکایی و اروپایی به ملت ما احترام می گذارد و حرف از گزینه هاب نظامی و استمرار تحریم ها بر مبنای همین احترام است؟

آیا ده ها استاد و هیئت علمی دانشگاه و دانشجویان و تشکل های دانشجویی که در رابطه با عملکرد دولت در توافق نامه ژنو بحث و انتقاداتی داشتند، بی سواد و مزدوراند؟

آیا صیانت از میراث شهداء و دانشمندان هسته ای، دغدغه یک عده بی سواد است که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند؟

آقای روحانی
جواب سوال های بالا از نگاه مردم کاملا مشخص است و لزوم شفاف سازی در مورد مسایل کلان کشور از نگاه هیچ فرد یا گروهی پوشیده نیست.

اما چرا اساتید ، دانشجویان، نخبگان و عموم مردمی که در رابطه با محورهای مورد اشاره، اظهار نظر کردند و بحث و تبادل نظر نمودند، بی سواد و مزدور خطاب می شوند؟

به نظر می رسد آینده اینگونه اظهارنظرها، نوعی خشونت نظری و دیتکاتوری پنهان را رقم خواهد زد که کسی حتی فکر پرداختن و سخن گفتن در رابطه با راهبرد ها و تصمیمات کلان دولت را به خود راه ندهد و هر صدایی که با نوای دولت هم آهنگ نباشد، در گلو خفه شود.

البته طبیعتاً این رویکرد و دیدگاه آقای روحانی در رفتار سایر مسئولان دولتی نیز متجلی خواهد شد.

تاکید بیش از اندازه آقای ظریف و تیم همراهشان بر محرمانه بودن مذاکرات و پاسخگو نبودن ایشان به نمایندگان مجلس و افکار عمومی، از تبعات همین دیدگاه ها است.

چرا بایستی وزیر امور خارجه کشور در مواجهه با مجلس شورای اسلامی و سوالات و ابهامات متعدد نمایندگان، مردم بگوید مذاکرات محرمانه است، اگر می خواهید مرا استیضاح کنید؟!

این رفتارها و مواضع ، در واقع ترجمه های دیگر همین جمله آقای روحانی است که « چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند؟!»

آقای روحانی باید بپذیرند که قریب به نیمی از مردم به ایشان و برنامه هایشان رای ندادند و قرار نیست همه مردم و نخبگان – حتی کسانی که به ایشان رای دادند- تابع بی چون و چرای تصمیمات و دیدگاه های ایشان و همکارانشان باشند.

جمعیت مذکور، مملو است از اساتید دانشگاه، متخصصین، دانشجویان، روحانیون، اصناف و ... که همگی فهیم و باسواداند و نان بازوی خویش را می خورند؛ نه اینکه بی سواد و مزدور و مواجب بگیر دیگران باشند.

آقای روحانی حتما بایستی ادبیات و نگاهشان را در اینگونه موارد عوض کنند.

در آخر بایستی به آقای روحانی متذکر شویم:

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید!

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 بهمن 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: اجتماعی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید