واکنش شریعتمداری به انتقاد از کمیسیون برجام


حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان نوشت:

۱- این خاطره را شش سال قبل به مناسبتی در یکی از یادداشت‌های کیهان آورده بودیم و امروز هم وصف‌الحال است.

«وقتی مرحوم احسان طبری برجسته‌ترین تئوریسین مارکسیسم در آکادمی علوم شوروی سابق و عضو مرکزیت حزب توده به اسلام بازگشت و با نگاهی موشکافانه و مستند به نقد علمی مارکسیسم نشست، رسانه‌های هر دو اردوگاه شرق و غرب با حجم انبوهی از تبلیغات به مقابله و تخطئه او برخاستند و در این میان، نظر رادیو مسکو- شوروی سابق- که رادیوهای آمریکا و بی‌بی‌سی نیز با آب و تاب آن را پوشش می‌دادند، جالب‌ترین- و البته خنده‌دارترین- نمونه بود. مفسر رادیو مسکو می‌گفت: ایرانی‌ها موفق به ساخت آمپولی شده‌اند که اگر به زندانی تزریق شود، آنچه به وی دیکته شده است را بر زبان می‌آورد! وقتی این خبر را با مرحوم طبری در میان گذاشتم پوزخندی زد و گفت؛ باید از رفقای مارکسیست و دوستان امپریالیست! پرسید، برفرض که متخصصان ایرانی موفق به ساختن چنین دارویی شده و به من هم تزریق کرده باشند! تزریق دارو که «سند» و «استدلال» نمی‌سازد. اظهارات من تحت هر شرایط و به هر علتی که باشد، برای اثبات آن سند و دلیل ارائه کرده‌ام، چرا به جای پاسخگویی! لطیفه می‌سرائید؟»

۲- فردا طرح یک فوریتی موسوم به «اقدام متناسب و متقابل دولت در اجرای برجام» که هدف از آن- برخلاف نام آن- اجازه اجرای بی‌قید و شرط توافق وین به دولت است در جلسه علنی مجلس مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. این طرح که دو فوریت آن در جلسه روز یکشنبه هفته گذشته مجلس رأی نیاورده بود، در حالی به دولت اجازه اجرای بی‌قید و شرط برجام را می‌دهد که تاکنون به هیچیک از ایرادها و پرسش‌های اساسی و مستند درباره ده‌ها بند و ماده فاجعه‌آفرین برجام پاسخی داده نشده است و موافقان به جای پاسخ قانع‌کننده به این پرسش‌ها و اشکالات اصولی و اساسی به کلی‌گویی‌‌های بی‌خاصیت و یا تعریف و تمجیدهای گزاف و بی‌علت روی آورده‌اند و در بسیاری از موارد نیز منتقدان را با انواع برچسب‌های ناچسب به باد اهانت گرفته‌اند.

طرح یاد شده در ۹ ماده و دو تبصره تهیه شده است و این تلقی اولیه را در پی‌دارد که شامل شرط و شروط مجلس برای دولت است ولی نگاهی گذرا به مفاد آن نشان می‌دهد این تصور، فقط یک توهم است.

۳- روز دوشنبه قبل، کیهان طی یادداشتی به ایرادها و اشکالات فاحش و خسارت‌بار این طرح و فاجعه‌ای که اجرای برجام- با متن کنونی آن- به دنبال خواهد داشت پرداخته و از جمله آورده بود؛ «نه فقط هیچیک از مواد ۹ گانه این طرح، کمترین مغایرتی با متن فاجعه‌آفرین برجام ندارد و از این جهت بی‌تردید به نفع حریف تدوین شده است، بلکه تمامی مصوبات قبلی مجلس برای الزام دولت‌ها به حفظ دستاورد‌های هسته‌ای را نیز لغو می‌کند. ضمن آن که در تمامی ۹ ماده آن، هیچ اختیار و اجازه تصمیم‌گیری به مجلس داده نشده است بلکه در تمامی موارد به نظر شورای عالی امنیت ملی به عنوان محل ارجاع و تصمیم‌گیری تاکید شده است و این بدون کمترین تردیدی به معنا و مفهوم خلع ید مجلس است.»

پیش از این با ارائه اسناد و دلایل غیرقابل انکار به ده‌ها نمونه از مفاد خطرآفرین برجام برای آینده کشور اشاره داشته‌اند و داشته‌ایم که تاکنون تمامی آنها از سوی موافقان برجام به کلی‌گویی‌های خارج از موضوع و یا تغییر صورت مسئله بی‌پاسخ مانده است. در این نوشته اما، به چند نمونه جدید از اینگونه پاسخ‌های بی‌پایه و اساس که طی هفته گذشته مطرح شده است می‌پردازیم؛

۴- خطاب به منتقدان می‌گویند- و با فیگور انقلابی هم می‌گویند- آمریکا گرگی است که دندان‌هایش ریخته است و امروزه، در لبنان و سوریه و عراق و افغانستان و یمن و... درگیر است و دیگر قدرتی برایش باقی نمانده است و به منتقدان اعتراض می‌کنند که چرا مردم را از آمریکا می‌ترسانید؟ که باید گفت؛

اول: چرا جای شاکی و متهم را عوض می‌کنید؟ زیرا، این منتقدان هستند که به قول حضرت امام(ره)، آمریکا را شیر بی‌دندان و از کارافتاده می‌دانند و بر این باورند که از ترس عربده می‌کشد و نباید از عربده‌کشی‌ها و رجز‌خوانی‌های آمریکا ترسید و به خواسته‌های آن تن داد و در مقابل، طرفداران و موافقان توافق وین هستند که اصرار دارند آمریکا را بزک کنند و او را کدخدای جهان بنامند و از این طریق، امتیازهای فراوانی که در توافق وین داده‌اند را موجه و ضروری جلوه دهند! آیا غیر از این است؟!
دوم: اگر شما موافقان توافق وین هم مانند منتقدان برجام قبول دارید که آمریکا یک گرگ پیر و از کارافتاده است که نباید از او ترسید؟! چرا وقتی به شما اعتراض می‌شود که چرا در توافق وین به آمریکا این همه امتیاز داده‌اید؟ در جواب می‌فرمائید؛ مگر نمی‌بینید که با چه قدرتی روبرو هستیم؟! و یا، مگر شما نیستید که به عنوان بزرگترین دستاورد توافق وین، ادعا می‌کنید که این توافق، سایه شوم جنگ را از سر ملت رفع کرده است؟! جنگ با یک گرگ دندان‌ریخته و پیر و فکسنی چه ترس و وحشتی دارد که از بیم آن تن به آن همه امتیاز داده‌اید؟!

۵- می‌گویند یکی از افتخارات ما در تدوین توافق وین آن است که هیچ یک از قدرت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی را به عنوان «داور» قبول نکرده‌ایم بلکه ایران را در جایگاه «داور برجام» نشانده‌ایم! و درباره چگونگی این داوری توضیح می‌دهند که اگر آمریکا به تعهدات خود عمل نکند، ما توافق را برهم خواهیم زد! درخصوص این به اصطلاح استدلال آقایان گفتنی است؛

الف: «داور» در تعریف حقوقی و سیاسی به کسی گفته می‌شود که قضاوت و تصمیم‌ او برای هر دو طرف دعوا و اختلاف قابل اجراست، بنابراین ادعای داوری ایران در برجام نه مبنای حقوقی دارد و نه مبنای سیاسی! در کجای دنیا، کنار کشیدن و خروج از یک معاهده «داوری»! نامیده می‌شود؟ این اقدام -بر فرض انجام- ضمن آن که به معنای ترک معاهده بعد از تصویب آن است و پیامدهای خسارت‌بار خود را دارد، اعتراف به دست خالی در برابر حریف است چرا که لازمه عدم تعهد حریف، مجازات اوست و نه کنار کشیدن ما...!

ب: برخی از آقایان آرزوهای بر زمین مانده را به عنوان «خبر» تحویل مردم داده‌اند، زیرا برخلاف ادعای آنان، در متن توافق وین با صراحت تاکید شده است که «داور» برجام برای تشخیص پایبندی ایران به تعهدات خود، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است و برای داوری درباره تعهدات حریف، «کمیسیون مشترک» پیش‌بینی شده است که در آنجا هر یک از اعضای کمیسیون یعنی «ایران، آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان، روسیه، چین و نماینده اتحادیه اروپا» دارای یک رای هستند و تصمیمات کمیسیون با ۵ رأی قابل اجرا خواهد بود. بنابراین معلوم است یک رأی ایران در مقابل مثلا ۵ رأی آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا، بی‌تاثیر است و هیچ مسئله مورد اختلاف را به نفع کشورمان رقم نمی‌زند از این روی می‌توان حدس زد که چرا آقایان صورت مسئله را با ادعای خنده‌دار داوری ایران تغییر می‌دهند؟!

ج: فرض کنید بعد از انجام تعهدات ایران یعنی جمع‌آوری آبشار سانتریفیوژها از ۲۰‌هزار دستگاه تا سطح ۶ هزار، بتن‌ریزی در قلب رآکتور اراک، انتقال ۹ هزار و هفتصد کیلو از اورانیوم غنی شده، بر هم زدن مرکز تحقیقاتی فردو، انبار کردن سانتریفیوژها و... آمریکا، یکی از تعهدات خود- و یا همه آنها- را نادیده گرفت، در آن صورت ایران که به قول آقایان داور است چه کاری از دستش برمی‌آید؟ در پاسخ می‌گویند ما هم تعهدات خود را نادیده می‌گیریم! آقایان شوخی می‌کنند یا شعور مردم را دستکم گرفته‌اند؟! مگر - آنگونه که در یادداشت قبلی آورده‌ایم- جمع‌آوری سانتریفیوژها مانند جمع کردن جعبه‌های میوه در یک میوه‌فروشی است که شب‌هنگام جمع شوند و فردا صبح مانند اول چیده شوند؟! به قول خودتان جمع‌آوری سانتریفیوژها دستکم به ۵۰درصد آنها آسیب می‌رساند. رآکتور بتن‌ریزی‌شده اراک چه؟! و یا درباره خروج ۹۷۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده چه نظری دارید؟ اورانیوم غنی شده نخود و لوبیا نیست که به آسانی از اولین بقالی قابل خرید و جایگزین باشد؟! و... اما، طرف مقابل چه چیزی را از دست می‌دهد؟ بی‌تردید، هیچ!

۶- درباره گزارش کمیسیون برجام که با دقت و نظر کارشناسان و از جمله اعضای تیم هسته‌ای تهیه شده و در آن به ده‌ها نقطه خطرآفرین توافق وین با ارائه دلیل و سند اشاره شده است، می‌گویند، این گزارش بیرون از کمیسیون تهیه شده است! که باید گفت؛ اولاً؛ مگر خود شما در کمیسیون و بحث و بررسی‌های آن حضور نداشتید؟ که داشتید، ثانیاً؛ به قول مرحوم احسان طبری، چرا لطیفه می‌سرائید؟! بر فرض که این گزارش‌ها را تعدادی از «جن»‌ها تهیه کرده باشند! آیا، مستندات آن قابل انکار است؟چرا به جای ارائه دلیل و سند در مقابل مفاد این گزارش مستند، به چگونگی تدوین آن متمسک می‌شوید؟! خب! بفرمائید کدام بخش از نقاط فاجعه‌آفرین که در گزارش به آن اشاره شده است را قبول ندارید و به چه دلیل؟!... چنته خالی از دلیل را با بهانه‌جویی پُر نفرمائید!

۷- می‌گویند؛ برخی از این دوستان (تهیه‌کنندگان گزارش مستند کمیسیون ویژه برجام) مقصر نیستند چون کمتر با مسائل بین‌المللی در این سطح آشنایی دارند و چگونگی برخورد با قدرت‌های جهانی را نمی‌دانند! که در این باره اگر چه گفتنی بسیار است ولی فقط باید پرسید شما آقایان که با مسائل بین‌المللی آشنا هستید! کدام اقدام برجسته در عرصه سیاست خارجی را در کارنامه خود دارید که بتوانید به آن افتخار کنید؟! و کدام پیروزی افتخار‌آمیز در تاریخ سی و چند ساله انقلاب را می‌توانید آدرس بدهید که با همین بینش و منش اسلامی و انقلابی و حقیر دانستن دشمن به دست نیامده باشد؟! اگر چگونگی برخورد با قدرت‌های جهانی را می‌دانستید که این همه امتیاز نقد نمی‌دادید و در مقابل وعده نسیه تحویل نمی‌گرفتید.

۸- در خیرخواهی قاطبه نمایندگان محترم مجلس تردیدی نیست ولی‌ «خیرخواهی» اگر با ارزیابی و بررسی دقیق موضوع همراه نباشد می‌تواند به ضد خود تبدیل شود. ایرادها و اشکالات خطرآفرین برجام بارها همراه با دلایل و اسناد غیرقابل تردید مطرح شده که گزارش مستند کمیسیون ویژه از جمله آنهاست. اگر نمایندگان محترم نکات خطرآفرین آن را باور ندارند، با ارائه دلیل و سند آن را نفی کنند و نه با کلی‌گویی‌های این و آن و تعریف و تمجیدهایی که به لاف گزاف شبیه است و چنانچه این ایرادات را وارد می‌دانند، انتظار آن است که با اجازه اجرای برجام، پای سندی را امضا نکنند که فردا و پس‌فردای این روزها در مقابل مردم سرافکنده باشند و فردای قیامت، نزد خدای سبحان... چرا که شاهد امروز، قاضی فرداست.

نوشته شده در تاریخ شنبه 18 مهر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

شریعتمداری خطاب به رئیس جمهور و رئیس مجلس در خصوص مذاکرات هسته ای

حرف اول: پنج‌شنبه گذشته، آقای دکتر روحانی در ضیافت افطار با استانداران و معاونان‌ وزرا، که همزمان با سالروز میلاد حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام بود، شرایط کنونی کشورمان را با دوران امام حسن(ع) مقایسه کرد و بی‌آن که برای این مقایسه، دلیل و سند و نمونه‌ای ارائه کند از صلح آن حضرت به عنوان الگویی یاد کرد که می‌تواند برای این روزهای کشورمان نیز کارساز و گره‌گشا باشد.
آقای رئیس‌جمهور گفت:  «امام حسن(ع) تصمیمی گرفتند که مقام معظم رهبری از آن با عنوان نرمش قهرمانانه یاد کردند. زمانی که امام مجتبی(ع) تصمیم به صلح گرفتند، یکی از یاران امام علی(ع) پیش ایشان آمد و گفت؛ ای‌کاش من مرده بودم و این منظره را نمی‌دیدم. امام در پاسخ وی گفت؛ وقتی دیدم اکثریت مردم این - صلح با معاویه- را می‌خواهند، نخواستم چیزی که مردم نمی‌خواهند بر آنها تحمیل شود... امام مجتبی(ع) آن تصمیم سخت را اتخاذ کردند و ما هم باید راه و مسیر امام مجتبی(ع) را دنبال کنیم»!
درباره اظهارات جناب روحانی گفتنی است:
الف: در این که صلح امام حسن علیه‌السلام با توجه به شرایط آن زمان، عاقلانه‌ترین و شجاعانه‌ترین تصمیم بوده است، جای کمترین تردیدی نیست ولی با عرض پوزش مقایسه آقای رئیس‌جمهور در هر دو بخش «مفهوم» و «مصداق» نابجا و از نوع قیاس‌مع‌الفارق است.
در دوران امام حسن علیه‌السلام تقریباً تمامی سرداران سپاه ایشان، با تطمیع و تهدید معاویه، اردوگاه حضرت را ترک کرده و به دشمن پیوسته بودند و از سوی دیگر مردم در آن زمان نیز به دلیل بی‌بصیرتی و فریب‌خوردگی، دست از حمایت امام مظلوم‌ما(ع) کشیده و یا جانب بی‌تفاوتی برگزیده بودند. آیا شرایط کنونی ایران اسلامی با آن‌ دوران کمترین شباهتی دارد؟ کدامیک از فرماندهان و سرداران سپاه و ارتش و بسیج -نستجیر‌بالله- خود را به دشمن فروخته و میدان را به نفع حریف ترک کرده‌اند؟! آنان که اگر اجازه ولی امر مسلمین و فرمانده کل ‌قوا را واجب نمی‌دانستند، تاکنون هزاران بار بر دشمن تاخته بودند و به قول حضرت آقا، برای جنگیدن با دشمنان لحظه‌شماری می‌کنند و چه وصف‌الحال است این بیت که در حماسه بی‌نظیر 9 دی زیرتصویر حضرت آقا نقش بسته بود؛
این گردبادهای به غیرت درآمده
تسلیم رهبرند که طوفان نمی‌کنند
و از سوی دیگر باید از جناب روحانی پرسید حضرتعالی از کدام مردم سخن می‌گویید؟ مگر حضور حماسی و ایثارگرانه ملت را در تمامی روزهای حادثه شاهد نبوده‌اید؟ و مگر عبور آنها از عقبه‌های سخت و نفس‌گیر را مشاهده نفرموده‌اید؟!
آمیختگی‌ شور و شعور توده‌های میلیونی مردم در تشییع اخیر شهدای غواص را چگونه با دوران امام حسن(ع) قابل مقایسه می‌دانید؟! کاش می‌دانستید چه غلغله‌ای است از مراجعه جوانان برای اعزام به جبهه‌های نبرد علیه تکفیری‌ها و صهیونیست‌ها و سعودی‌ها و ...؟! و کاش می‌دیدید راضی کردن آنها به بازگشت و ... تا چه اندازه‌ برای فرماندهان سپاه و ارتش و بسیج سخت و دشوار است و...
خدا بر درجات امام راحلمان(ره) بیفزاید که می‌فرمودند «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده‌های میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله(ص) و مردم کوفه در عهد امیرالمومنین(ع) هستند.»
ب: بسیار بعید است که جناب رئیس‌جمهور از واقعیت جامعه امروز ایران و شیفتگی توده‌های مردم به اسلام و انقلاب بی‌خبر باشند. بنابراین مقایسه مورد اشاره و نتیجه‌گیری از آن را با چه منظوری پیش‌ کشیده‌اند؟ مردم این مرز و بوم که از ایستادگی و مقاومت خود اطمینان دارند و مقایسه جناب رئیس‌جمهور را اشتباه فاحش می‌شمارند و از سوی دیگر، دشمنان بیرونی هم، ملت مسلمان و مقاوم ایران را می‌شناسند و آقای رئیس‌جمهور می‌داند که آنها نیز تحلیل ایشان را باور نخواهند داشت. پس چه ماجرایی در پیش است که دکتر روحانی را به ارائه این تفسیر و مقایسه غلط کشانده است؟
با عرض پوزش از رئیس‌جمهور محترم، مقایسه یاد شده به این تردید دامن می‌زند که ایشان در چالش هسته‌ای چاره‌ کار را تن دادن به باج‌خواهی دشمن دیده‌اند و برای توجیه آن، پای امام حسن علیه‌السلام را به میان کشیده‌اند! همین جا گفتنی است که مراجعه به تاریخ، اگر برای «شبیه‌سازی»! باشد، نه فقط خطا، بلکه خطرناک است اما چنانچه این مراجعه برای «شبیه‌یابی» باشد، نام آن عبرت‌گیری و درس‌آموزی خواهد بود، که متاسفانه باید گفت؛ مقایسه جناب رئیس‌جمهور بی‌آنکه بخواهند یا بدانند، از نوع اول است.
کاش آقای روحانی فقط یک مرور گذرا بر متن پیمان صلح امام حسن(ع) نیز  داشتند و آن را با توافق‌نامه‌‌های ژنو و لوزان مقایسه می‌کردند و سپس درباره صلح آن امام بزرگوار اظهارنظر می‌فرمودند.
حرف دوم: آقای دکتر علی لاریجانی، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، پنج‌شنبه شب گذشته در مراسم تجلیل از صنعتگران و معدن‌کاران نمونه استان قم به روند مذاکرات هسته‌ای اشاره کرد و ضمن تقدیر از تلاش تیم مذاکره‌کننده کشورمان و یادآوری حمایت کم‌نظیر رهبر معظم انقلاب از آنان گفت؛ «متأسفانه برخی افراد احساس وظیفه‌ شرعی به آنها دست داده و در جلساتی سخنانی می‌گویند که بسیاری از این سخنان غلط است».  آقای لاریجانی خطاب به منتقدان گفت؛ «شما اگر خودتان مشکل دارید، لازم نیست پشت سر رهبری مخفی شوید».
آنجا که آقای لاریجانی از برخی نقدهای توأم  با اهانت یاد می‌کنند، حق با ایشان است، ضمن آن که اینگونه نقدها دامنه وسیعی ندارند و مخصوصا بعد از تذکرات حضرت‌آقا نمونه قابل ملاحظه‌ای از آن گزارش نشده است. و در هر حال، این سخن دقیقی است که تمجید رهبر معظم انقلاب از تیم هسته‌ای باور و اعتقاد ایشان است و تخطی از آن نه شرعی است و نه عاقلانه و صد البته، شایسته ملامت و اعتراض. اما در اظهارات جناب لاریجانی دو نکته دیده می‌شود که می‌تواند گمراه‌کننده باشد.
الف: رئیس ‌محترم مجلس شورای اسلامی می‌فرمایند منتقدان «پشت سر رهبری مخفی می‌شوند»! که باید گفت؛ استناد به نظرات رهبر معظم انقلاب در نقد بخش‌هایی از روند مذاکرات هسته‌ای، فقط هنگامی ناشایسته است که اینگونه استنادها با واقعیات همخوانی نداشته باشند مانند آن که نظری به حضرت آقا نسبت داده شود که نظر و دیدگاه ایشان نباشد و یا خدای نخواسته از استناد به نظرات حضرت ایشان، به عنوان یک بهانه برای اهانت به تیم محترم مذاکره‌کننده استفاده شود که هر دو حالت ناپسند و درخور ملامت خواهد بود. اما، نظرات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، می‌تواند و باید ملاک ارزیابی مواضع و عملکرد تیم و یا روند مذاکرات باشد و در این صورت استناد به آن نه فقط مذموم و ناپسند نیست بلکه نشانه پیروی از رهبر انقلاب است و متهم کردن منتقدان به پنهان شدن پشت سر رهبری که در اظهارات آقای لاریجانی آمده است، درخور ملامت و اعتراض است و بسیار خطرناک و گمراه‌کننده. زیرا مفهوم و ترجمان دیگر این بخش از اظهارات آقای لاریجانی- بی‌آن که بخواهند- این است که هیچکس حق ندارد از نظرات رهبر معظم انقلاب به عنوان ملاک و میزان برای ارزیابی مواضع و عملکرد این و آن و از جمله مسئولان نظام، استفاده کند! نتیجه این دیدگاه، بی‌آن که ایشان بخواهند دور کردن منتقدان و در مقیاس وسیع‌تر، دور کردن مردم از فصل‌الخطاب دانستن نظرات و رهنمودهای رهبری معظم انقلاب خواهد بود.
ب: آقای لاریجانی خطاب به منتقدان می‌گوید «رهبر انقلاب صراحتا فرموده‌اند که حرف من در همه جا یکی است و هیئت مذاکره‌کننده هسته‌ای افرادی متدین، متعهد، شجاع و غیور هستند، پس مشخص است که حرف‌های شما با سخنان رهبری یکی نیست»!
رئیس محترم مجلس در این بخش از اظهارات خود نیز- باز هم به طور ناخواسته- مرتکب خطای فاحش دیگری شده است. زیرا تعهد و دیانت و امانت‌داری تیم هسته‌ای که رهبر معظم انقلاب با اصرار کم‌نظیری بر آن تاکید ورزیده‌اند، نشانه و شاخصه‌های سلامت تیم است و نه میزان و شاخص برای ارزیابی نتیجه مذاکرات و اگر اینگونه نبود، ترسیم خطوط قرمز از سوی حضرت آقا ضرورتی نداشت. بنابراین نمی‌توان و نباید، این دو موضوع جداگانه را در هم آمیخته و با استناد به سلامت و امانت‌داری تیم هسته‌ای، نتیجه گرفت  هرگونه توافقی که از جانب آنان به دست می‌آید قابل قبول بوده و همان «توافق خوب» خواهد بود!
حرف سوم: رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر مسئولان، برخی از اصلی‌ترین خطوط قرمز نظام در چالش هسته‌ای پیش‌روی را برشمردند و سوال این است که در این میان، چه کسانی مخاطب ایشان بوده‌اند که ترسیم خطوط قرمز یاد شده برای آنان ضرورت داشته است؟
الف: به یقین و بدون کمترین تردید می‌توان گفت تیم هسته‌ای کشورمان تنها مخاطب حضرت آقا نبوده‌اند. چرا که ایشان در همان جلسه می‌فرمایند؛ «آنچه رهبری در جلسات عمومی می‌گوید عینا همان مسائلی است که در جلسات خصوصی به رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان ذیربط می‌گوید».
ب: تیم‌های مذاکره‌کننده حریف یعنی کشورهای 5+1 هم نمی‌توانند، تنها مخاطب رهبر معظم انقلاب باشند، زیرا این خطوط قرمز در جریان مذاکرات به اطلاع آنها رسانده شده است.
ج: اکنون به وضوح می‌توان نتیجه گرفت که تمامی ملت و مخصوصا صاحبنظران و کارشناسانی که در تیم هسته‌ای کشورمان حضور ندارند نیز مخاطب سخن حضرت‌آقا بوده و هستند و ایشان اصرار داشته‌اند که این طیف هم از خطوط قرمز ترسیم شده باخبر باشند. اما، چرا؟! آیا پاسخ غیر از این است که صاحبنظران بیرون از تیم هسته‌ای نیز ملاک و میزان لازم برای ارزیابی روند مذاکرات را در اختیار داشته و بتوانند «خوب» یا «بد» بودن توافق احتمالی را تشخیص بدهند؟
پایان سخن این که تنها ملاک و میزان برای ارزیابی توافق احتمالی، انطباق کامل آن با معیارهایی است که حضرت آقا در قالب «خطوط قرمز» ترسیم کرده‌اند و بهانه‌هایی نظیر، همخوانی شرایط امروز کشور با دوران امام حسن علیه‌السلام - که قیاس مع‌الفارق است- و توصیه به کنار آمدن با دشمن که اولا از ساحت مقدس حضرت امام حسن(ع) به دور است و ثانیا انحراف از مسیری است که آن حضرت پیموده‌اند، نمی‌تواند نگاه مردم را از «توافق خوب» دور کند. و برخلاف آنچه جناب لاریجانی مطرح کرده‌اند، استناد به نظرات حضرت آقا برای ارزیابی روند مطلوب مذاکرات و توافق احتمالی پس از آن، نه فقط پنهان شدن پشت سر رهبری نیست، بلکه پیروی جانانه از نظرات حضرت ایشان است و...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

اظهارات آقای دکتر روحانی در «همایش‌سراسری‌ فرمانداران و تحلیلی از مدیر مسئول کیهان

آقای دکتر روحانی را با سابقه 37 ساله از حضور نزدیک در عرصه سیاسی پرفراز و نشیب جمهوری اسلامی ایران، می‌توان و باید یک سیاستمدار کارکشته و سرد و گرم چشیده تلقی کرد ولی متاسفانه، برخی از مواضع ایشان با آنچه از یک سیاستمدار برجسته و مخصوصا در کسوت شریف روحانیت انتظار می‌رود فاصله زیادی دارد و به این نگرانی دامن می‌زند که شاید رئیس‌جمهور محترم کشورمان را شماری از مشاوران ناهمدل و ناهمراه احاطه کرده باشند و مواضع مورد اشاره دستپخت همین مشاوران ناهمدل- و یا دستکم نابلد- باشد. دراین‌باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی اظهارات دیروز آقای دکتر روحانی در «همایش‌سراسری‌فرمانداران» موضوع یادداشت پیش‌روی است که به مواردی از آن اشاره می‌شود.
1- آقای دکتر روحانی در سخنان دیروز خود باز هم به روال همیشگی و برای چندمین بار به منتقدان دولت حمله کرد و البته این بار از عباراتی نظیر «بروید به جهنم»!، «بی‌سواد»! «کسانی که از مراکز خاص پول می‌گیرند»!، «کاسب تحریم»! و ... استفاده نکرد. حملات پی در پی آقای رئیس‌جمهور به منتقدان، این تلقی را در عرصه سیاسی کشور پدید آورده است که ایشان هرگاه در برنامه‌های دولت با نارسایی و ناکامی روبرو می‌شود و یا نشانه‌‌هایی از شکست و بن‌بست را احساس می‌کند به جای توضیح علت برای مردم که می‌تواند جلب حمایت و همدلی آنان را در پی داشته باشد، منتقدان دولت را که در مواردی «فرضی»! نیز هستند، به باد انتقاد و عتاب می‌گیرد.
این روال تا آنجا پیش رفته است که امروز هرگاه رئیس‌جمهور زبان به ملامت منتقدان می‌گشاید، بسیاری از مردم و مخاطبان به گونه‌ای «شرطی» نارسایی‌ها و ناکامی‌هایی را جستجو می‌کنند که دولت محترم در همان ایام با آن روبرو بوده است! و حمله آقای دکتر روحانی به منتقدان را  -‌با‌عرض‌پوزش- برای پوشاندن این ناکامی‌ها و نارسایی‌ها ارزیابی می‌کنند!
کاش آقای رئیس‌جمهور افرادی را بدون تابلوی نهاد ریاست‌جمهوری به میان مردم می‌فرستاد و بازتاب سخنان دیروز خود را از زبان آنها می‌شنید و چنانچه ملاحظه می‌کرد بسیاری از آنان، برخی از نارسایی‌های این روزها نظیر ناهماهنگی در افزایش قیمت بنزین، بی‌تدبیری در افزایش بهای گاز مصرفی، اظهارات چندگانه و متضاد مسئولان دولتی درباره باقی ماندن یا حذف سهمیه بنزین، بخشنامه معاون اول که تا پایان سال هیچ افزایش قیمتی نخواهیم داشت و... را علت حمله اخیر وی به منتقدان می‌دانند و بر این باورند که توضیح رئیس‌جمهور درباره چرایی این معضلات و بی‌تدبیری‌ها ضروری‌تر از سخنان دیروز ایشان است.
2- آقای رئیس‌جمهور در بخشی از سخنان دیروز خود می‌گوید: «اسرار کشور باید محفوظ باشد، مگر کسی در این شک دارد؟ حالا یک نصیحتی رهبر معظم انقلاب فرمودند و چون رهبر هستند باید نصیحت کنند. حالا عده‌ای راه می‌افتند و می‌گویند؛ دولت! اگر تشنه شدی باید آب بخوری یا دولت! تو به اکسیژن نیاز داری. خودمان هم می‌دانیم. افرادی که امروز مسئولیت مذاکرات را دارند از لحاظ سیاسی و عمومی و در حد فنی در سطح بالایی هستند»! درباره این بخش از سخنان ایشان گفتنی است؛
الف: ظاهرا آقای رئیس‌جمهور در این بخش از اظهارات دیروز خود دچار «سهواللسان» و خطای الفاظ شده است، چرا که ایشان به خوبی می‌دانند توصیه رهبر معظم انقلاب به دولت درباره شنیدن نظر منتقدان، فقط یک «نصیحت» نیست، بلکه توصیه حضرت ایشان یک «دستورالعمل» است که دولت و شخص رئیس‌جمهور هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ شرعی موظف به اجرای آن هستند. از این روی خواسته عده‌ای که به تعبیر رئیس‌جمهور «راه‌ افتاده‌اند»! و درباره روند مذاکرات و داده‌ها و ستانده‌ها توضیح می‌خواهند، یک اقدام کاملا قانونی است و فرافکنی‌ آقای دکتر روحانی، نه وجاهت قانونی دارد و نه وجاهت شرعی. اگرچه با توجه به شخصیت رئیس‌جمهور محترم می‌توان اظهارات یاد شده را به حساب خطای بیان ایشان نوشت و شاید هم به حساب عصبانیت غیرقابل توجیه وی از ناکامی در مذاکرات هسته‌ای و فاصله فراوانی که میان وعده‌های اولیه ایشان با نقطه‌ای که امروزه در آن هستند پدید آمده است...
ب: حتی اگر توصیه رهبرمعظم انقلاب را فقط یک «نصیحت» تلقی کنیم، باز هم آقای رئیس‌جمهور و دولت ایشان ملزم و مکلف به اجرای بی‌کم‌و‌کاست آن بوده و هستند و اساسا مقبولیت و مشروعیت همه دولتمردان و مسئولان در پیروی از منویات رهبرمعظم انقلاب - چه‌دستورالعمل و چه نصیحت- قابل تعریف است.
ج: حالا به توصیه حضرت آقا خطاب به رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای که موضوع بند یاد شده است، توجه کنید؛
«همدلی لازم است، همدلی را باید به وجود آورد، همدلی را باید رشد داد. این توصیه من به همه است. الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عده‌ای مخالفند، یک عده‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقمند به منافع ملی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفان را - از آن افرادی که شاخصند- دعوت  کنند، حرفهای آنها را بشنوند، ای بسا در حرفهای آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این می‌شود همدلی؛ این می‌شود یکسان‌سازی دل‌ها و احساس‌ها».
آیا هیچ عقل سلیمی می‌تواند در خیرخواهی حکیمانه این توصیه حضرت آقا برای رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کمترین تردیدی روا بدارد؟ آیا همدلی با مردم و از جمله منتقدان نیاز مبرم و حیاتی دولت محترم نیست؟ و یا شنیدن نقد و نظر منتقدان به قول رهبر معظم انقلاب «پیشرفت بهتر کارها» را به دنبال ندارد؟
این توصیه حکیمانه کجا و تعبیر آقای روحانی که «حالا عده‌ای راه می‌افتند و می‌گویند «دولت! اگر تشنه شدی باید آب بخوری، دولت! تو به اکسیژن نیاز داری»؟! آیا انتقاد منتقدان هسته‌ای این است که چرا دولت وقتی تشنه است آب نمی‌خورد؟ و یا،  چرا توجه ندارد که به اکسیژن نیاز دارد؟! آقای روحانی پیش از این هم در واکنش منتقدان به اقدام نابجای پیاده‌روی ‌آقای ظریف با جان‌کری صورت مسئله را تغییر داده و گفته بود «این که بگوئیم یک دیپلمات تند راه رفت یا کتش کج بود، عینکش چطور بود که حرف نشد»! و توضیح نداده بود که کدام منتقدی به کت و عینک آقای ظریف انتقاد کرده‌ بود؟! خدا بر درجات امام راحل ما(ره) بیفزاید که نه فقط انتقاد، بلکه تخطئه را نیز هدیه الهی می‌دانستند.
3- آقای رئیس‌جمهور در توجیه خودداری از توضیح درباره جزئیات مذاکرات هسته‌ای و باخبر کردن مردم از آنچه داده‌ایم و آنچه گرفته‌ایم می‌گوید «اسرار کشور باید محفوظ باشد» و با تأکید می‌پرسد «مگر کسی در این شک دارد»؟! درباره این بخش از اظهارات دیروز آقای رئیس‌جمهور باید گفت؛
الف: بی‌تردید این سخن آقای روحانی قابل قبول و منطقی است که «اسرار کشور باید محفوظ باشد» ولی آنچه درخواست مکرر دلسوزان بوده و هست، افشای اسرار کشور نبوده و نیست، بلکه منتقدان خواستار توضیح درباره «توافق لوزان» هستند زیرا آنچه از متن توافق یاد شده - و یا به قول دولتمردان بیانیه لوزان!- برمی‌آید، از «داده‌های نقد» ما در مقابل «وعده‌های نسیه» حریف حکایت می‌کند. آنهم وعده‌های نسیه‌ای که بهتر است هرگز تحقق پیدا نکند! چرا که ماهیت این وعده‌های نسیه نیز واگذاری امتیازات بیشتر به طرف مقابل است و به عقیده نگارنده که دلایل آن هم به وضوح ارائه شده است؛ «در توافق لوزان اسب زین شده را داده‌ایم و افسار پاره تحویل گرفته‌ایم». خواسته بارها اعلام شده منتقدان، توضیح این «داده‌ها و گرفته‌ها» است.
آیا توضیح و خبررسانی دولت محترم درباره متن و محتوای توافق لوزان که در مقیاس بین‌المللی منتشر شده است، «اسرار محرمانه» تلقی می‌شود؟! عزیزان مذاکره‌کننده می‌گویند آنچه آمریکایی‌ها در تفسیر خود از توافق لوزان ـ فکت شیت- منتشر کرده‌اند قابل اعتماد نیست. خب! تفسیر شما از توافق یاد شده چیست؟ اینکه دیگر محرمانه نیست، هست؟! به قول حافظ؛
 سرّ خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده‌فروش از کجا شنید؟!
4- رئیس‌جمهور محترم در سخنان دیروز خود  به انتخابات اشاره کرده و تاکید می‌کند؛
«انتخابات غیر‌آزاد معنی ندارد... اگر انتخابات به معنی واقعی بود می‌توانیم همه در آن رقابت سالم داشته باشیم».
ممکن است بفرمایند مگر غیر از این است که باید انتخابات آزاد داشته باشیم که باید گفت؛ حضرتعالی یک روحانی سیاستمدار و حقوقدان هستید و به یقین می‌دانید که «اصرار بر یک امر بدیهی به مفهوم و معنای تردید در آن است». جناب روحانی آیا اگر گفته شود «آراء انتخاباتی رئیس‌جمهور یازدهم باید به دقت شمرده شود» این اظهارنظر به مفهوم آن نیست که صحت شمارش آراء جنابعالی مورد تردید است؟!
دیروز بلافاصله بعد از اظهارات آقای روحانی، این بخش از سخنان ایشان که «انتخابات غیرآزاد معنی ندارد» به تیتر اول خبرگزاری‌های خارجی نظیر «دویچه وله»، «بی‌بی‌سی»، «رادیو آمریکا» و... تبدیل شد و این تفسیر را در پی داشت که سلامت انتخابات پیش‌روی در ایران مورد تردید رئیس‌جمهور این کشور است!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 خرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

شریعتمداری:خاطره ای از شهید ابوترابی و توصیه به نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مورد کابینه

1- هفت سال پیش- 4 آذرماه 1385- در یادداشتی با عنوان «درسی از ابوترابی» به خاطره‌ای از آن شهید بزرگوار اشاره کرده بودیم، که تکرار آن با توجه به مسائل این روزها و رسالت خطیری که نمایندگان محترم مجلس برعهده دارند، می‌تواند در‌س‌آموز باشد. بخوانید!
«انتخابات مجلس پنجم در پیش بود و بازار تبلیغات انتخاباتی داغ و پررونق. یکی از شب‌ها- 27 فروردین 75- دقایقی بعد از نیمه شب مرحوم شهید ابوترابی زنگ زد و خبر داد که برای مشورت درباره یک کار بسیار ضروری به منزلمان می‌آید و در توضیح آن که چرا نیمه‌شب؟ و چرا تا صبح صبر نمی‌کند گفت؛ فردا‌شب در مشهد مقدس سخنرانی دارد و باید صبح زود حرکت کند. متوجه شدم که قصد دارد- به روال تقریبا همیشگی- با خودرو به مشهد برود. به ایشان گفتم اگر مسئله خیلی ضروری است چرا با هواپیما به مشهد نمی‌روید که از فرصت صبح فردا هم استفاده کنید؟ پاسخ داد فکر بدی نیست، بنابراین فردا صبح همدیگر را می‌بینیم... و خیلی که به نگارنده تخفیف داد تا به قول ایشان بتوانم استراحت کنم، ساعت 5 صبح فردا قرار گذاشت!... خدا بر درجاتش بیفزاید که به جد از اولیاءالله بود...
صبح فردا در محل ستاد آزادگان به دیدن ایشان رفتم. از این که یکی از گروه‌های سیاسی نام او را در لیست نامزدهای مورد نظر خود جای داده و روی آن تبلیغ می‌کرد، نگران بود. علت نگرانی ایشان را پرسیدم، فرمود اول این که نسبت به منابع مالی آنها تردید دارم و مهم‌تر آن که نمی‌خواهم نام من نشانه تایید برخی دیگر از نامزدهای آن لیست باشد و پرسید؛ آیا به نظر تو این دو موضوع نباید مرا نگران کند؟ حق با او بود و دقت نظرش مثل همیشه ستودنی... به چهره‌اش خیره شدم، گویی مردی از ملکوت به ناسوت آمده و روبرویم نشسته بود! پرسیدم چه تصمیمی دارید؟ گفت؛ نظر تو چیست؟ گفتم؛ تنها راه آن است که بیانیه‌ای صادر کنید و از آنها بخواهید نامتان را از لیست انتخاباتی خود حذف کنند. پرسید؛ آیا اهانت به آنان نیست؟ گفتم؛ اگر علت اصلی را مطرح کنید، خالی از اهانت نخواهد بود زیرا به هر حال و براساس ظواهر امر، نام شما در آن لیست نشانه اعتماد آنها به شماست اگرچه آن را یک ترفند سیاسی می‌دانید که با هدف سوءاستفاده از محبوبیت شما انجام گرفته است... گفت؛ اگر آبرو و محبوبیتی نزد مردم دارم از لطف و عنایت خدا و امانت اوست. نمی‌خواهم از این امانت سوءاستفاده شود و در ضمن راضی نیستم با درخواست حذف نامم از لیست به آنها اهانت کرده باشم... گفت‌وگوی آن روز حدود یک ساعت به طول انجامید و سرانجام شهید ابوترابی چند ساعت بعد با صدور بیانیه‌ای ضمن تشکر از حسن ظن آن جریان سیاسی، خواستار حذف نام خویش از لیست انتخاباتی آنان شد و... هنگامی که از هم خداحافظی می‌کردیم گفت؛ ان‌شاءالله این اقدام مورد رضای خدا باشد، تصمیم دشواری بود اما حالا احساس آرامش می‌کنم، نمی‌خواستم محبوبیتم که هدیه الهی و امانت اوست در تایید برخی از افراد هزینه شود که آنها را برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی شایسته نمی‌دانم و نسبت به محل تامین هزینه انتخاباتی این گروه نیز تردید جدی دارم...»
متن بیانیه آن روز شهید ابوترابی- شاهد بودم که حضرت آقا ایشان را شهید خطاب کردند- اینگونه بود؛
«با تشکر از عنایتی که نسبت به اینجانب داشته و نام مرا در لیست کاندیداهای انتخابی خود برای دوره پنجم مجلس شورای اسلامی از تهران قرار داده‌اید، اینجانب از ابتدا نسبت به انطباق بینش و طرز تفکر برخی از کاندیداهای جناح کارگزاران با ارزش‌های بنیادین انقلاب اسلامی تردید داشتم ولی به دلیل احترام به نظر برخی از آقایان و احتمال آن که این دیدگاه‌ها چندان ریشه‌دار نباشد، دعوت بعضی از عزیزان را در قرار گرفتن در لیست کارگزاران پذیرفتم اما متاسفانه پاره‌ای از مسائل اخیر، از جمله مصاحبه‌ها و اعلام‌نظرهای اقتصادی و سیاسی برخی از کاندیداهای محترم این گروه با رسانه‌های داخلی و خارجی و نیز عملکرد غیرقابل توجیه آنان در تبلیغات انتخاباتی و بی‌پروایی در هزینه‌کردن از بیت‌المال، اینجانب را بر آن داشت تا علی‌رغم احترام به اکثر بنیانگذاران و برخی از کاندیداها [گروه کارگزاران]، به عنوان یک تکلیف شرعی، نارضایتی جدی خود را از قرار گرفتن نام خویش در لیست انتخاباتی کارگزاران اعلام دارم.»
2- این روزها نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در آستانه آزمون بزرگ و سرنوشت‌سازی قرار گرفته‌اند. آزمونی که در خروجی آن باید و انتظار می‌رود بار دیگر نشان بدهند «عصاره فضیلت‌های ملت» هستند و منافع نظام‌اسلامی و مردم پاکباخته، خون داده و خون دل خورده این مرز و بوم را با همه توان پاس می‌دارند. سخن فقط یک کلمه است و آن نیز سخن من و ما و شما نیست، بلکه سفارش حیات‌آفرین الهی است که «امانت‌ها را به اهلش وا گذارید» آیه 58 از سوره مبارکه نساء. نکته‌ای که رئیس جمهور محترم نیز در سخنان روز شنبه خود و بعد از حکم تنفیذ بر آن تاکید ورزیده و به کلام حضرت‌امیر‌علیه‌السلام استناد کرد که «اصل ‌الدین اداء الامانه و الوفاء بالعهود... اساس دین ادای امانت و وفا به عهد و پیمان است».
3- دیروز آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم کشورمان که برای انجام مراسم تحلیف در مجلس شورای اسلامی حاضر شده بود، بعد از پایان مراسم، فهرست وزیران پیشنهادی کابینه خود را تقدیم مجلس کرد. آقای روحانی در‌حالی فهرست وزیران پیشنهادی را به مجلس ارائه کرد که مطابق قانون تا دو‌هفته بعد از مراسم تحلیف برای معرفی آنان فرصت داشت. این اقدام رئیس جمهور محترم را باید نشانه‌ای از نظم و انضباط و برنامه‌ریزی همراه با پشتکار دولت جدید تلقی کرده و به فال نیک گرفت. از سوی دیگر، بخش فراوان و مهمی از سخنان ایشان در این مراسم نیز در تراز رئیس جمهور کشور مقتدر و سرافراز جمهوری اسلامی ایران و درخور تقدیر بود. اما، متاسفانه در فهرست پیشنهادی آقای دکتر روحانی، نام برخی از افراد به چشم می‌خورد که نه فقط کمترین شایستگی و صلاحیتی برای حضور در کابینه ندارند و نقاط سیاه فراوانی در کارنامه مسئولیت‌های پیشین خود دارند، بلکه با آموزه‌ها و برنامه‌های اعلام شده آقای دکتر روحانی برای مدیریت دولت «تدبیر و امید» نیز فاصله‌ای پرنشدنی دارند. حضور این چند نفر در فهرست پیشنهادی آقای دکتر روحانی با توجه به بینش و منش دیده شده و بارها تاکید شده از سوی ایشان قابل توجیه نیست. به یقین نمی‌توان گفت که رئیس جمهور محترم از هویت افراد مورد اشاره بی‌خبر بوده‌اند، چرا که روحانی به هوشمندی و آگاهی از عرصه سیاسی کشور شناخته می‌شود. از سوی دیگر، این احتمال نیز قابل قبول نیست که دکتر روحانی در آغاز کار به گزینه‌هایی روی آورده است که با معیارها و موازین اعلام شده ایشان در تضاد و تناقض بوده و کمترین همخوانی نداشته باشند. پس علت چیست؟ پاسخ این پرسش را تنها بایستی در نکته‌ای جستجو کرد که روز چهارشنبه 9/5/92 طی یادداشتی با عنوان «هدیه مجلس به روحانی و ملت» بر آن تاکید داشتیم. آنجا که آورده بودیم «با توجه به ترکیب کابینه پیشنهادی و برخی از شواهد موجود می‌توان حدس زد- و امروز آن حدس به یقین تبدیل شده است- که آقای روحانی در انتخاب گزینه‌ها، از سوی اصحاب فتنه، مدعیان اصلاحات و کارگزاران به شدت تحت فشار بوده است. و تاکید شده بود «احساس می‌شود رئیس جمهور منتخب در انتخاب اعضای کابینه خود با مجموعه‌ای از فشارها، انتظارها و رودربایستی‌ها روبرو بوده است و برای خروج از این چنبره دست کمک به سوی مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت دراز کرده است.» آیا برای توجیه حضور چند فرد بدسابقه در فهرست پیشنهادی رئیس جمهور، غیر از احتمال اخیر یعنی فشار جریانات یاد شده می‌توان احتمال دیگری را پیش کشید؟! پاسخ منفی است.
4- در این باره گفتنی‌ها بسیار است که به آن خواهیم پرداخت ولی تنها به عنوان نمونه، آیا کسی که در دوران تصدی چندین و چند ساله وزارت نفت، پرونده‌های مفتوح و پاسخ نداده‌ای از انعقاد قراردادهای خسارت‌آفرین و بعضا شبیه ترکمنچای داشته و از جمله در قرارداد ننگین «کرسنت»، گاز ایران را بدون طی مراحل قانونی و از طریق واسطه‌های رشوه‌دهنده با 14 برابر زیر قیمت روز به طرف خارجی واگذار کرده است و... می‌تواند امین ملت ایران در وزارت حساس و سرنوشت‌ساز نفت باشد؟! مضحک آن که سایت «انتخاب» وابسته به اصحاب فتنه بعد از روشنگری مستند کیهان، برای توجیه این قرارداد ذلت‌بار و مشکوک، عذر بدتر از گناه آورده و نوشته است؛ «مدیرعامل شرکت شارجه دوبی در سال 1378 به دفتر آقای خاتمی مراجعه می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که این قرارداد بسته شود تا مشکل جزایر سه‌گانه ایران حل شود»! که باید پرسید؛ اولا؛ مگر آن قرارداد ذلت‌بار بسته نشد؟ پس چرا هنوز هم توهم مالکیت بر جزایر سه‌گانه از سوی طرف‌های خارجی مطرح می‌شود؟ و ثانیا؛ از وزیر نفت وقت و دولت خاتمی که به قول شما برای جلب نظر امارات به این دولت فسقلی باج می‌دهد، چه انتظاری هست که در مقابل باج‌خواهی آمریکا و اروپا سر تعظیم فرود نیاورد؟! و یا درباره وزیر پیشنهادی دیگر باید گفت که صلاحیت ایشان برای نمایندگی مجلس نهم احراز نشده بود، بنابراین چگونه برای تصدی یک وزارتخانه سرنوشت‌ساز معرفی شده است؟! و البته، این به معنای عدم صلاحیت ایشان برای برخی از مسئولیت‌های دیگر نیست. و یا فلان نامزد معرفی شده برای وزارت «صنعت، معدن و تجارت» صاحب یک شرکت تجاری بزرگ در حوزه نفت با درآمد و ثروت نجومی است و یا...؟!
به یقین نمایندگان مردم از این آزمون بزرگ سرافراز بیرون خواهند آمد. ان‌شاءالله.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 مرداد 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

حسین شریعتمداری از دلایل پشت پرده انصراف عارف می‌گوید

 
و سرانجام آقای عارف همانگونه که پیش‌بینی شده بود انصراف داد- بخوانید کنار گذارده شد- اما، چرا؟! پاسخ این سؤال پیچیده و دشوار نیست و می‌تواند تحلیل و تابلوی روشنی از میدان پیش‌روی رقابت‌های انتخاباتی و «باید»ها و «نباید»های آن ارائه بدهد.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران حسین شریعتمداری در مقاله ای با عنوان «چرا نهر رودخانه باشید!»برای ستون سرمقاله روزنامه کیهان(چهارشنبه)این طور نوشت:

روز دوشنبه 20/3/92- دو روز پیش- در یادداشتی با عنوان «مهندسی نامرئی» از یک «پروژه دو سویه» خبر داده و آورده بودیم یک سوی این پروژه، یکپارچگی آراء جبهه مدعیان اصلاحات و سوی دیگر آن ادامه پراکندگی در آراء اصولگرایان است.

در همان یادداشت اشاره کرده بودیم که پروژه یاد شده کلید خورده و در اولین گام قرار است آقای عارف از کاندیداتوری کنار برود. در پی انتشار یادداشت مزبور برخی از دوستان اصولگرا در تماس با نگارنده، با استناد به اظهارات قاطع آقای عارف که کناره‌گیری خود را ناممکن دانسته و حتی در این باره سوگند یاد کرده بود، نسبت به درستی پروژه یاد شده ابراز تردید می‌کردند و پاسخ آن بود که این پروژه و مهندسی نامرئی آن جدی است و آقای عارف چاره‌ای جز انصراف ندارد و اساساً تصمیم در این باره برعهده آقای عارف نیست که بخواهد بماند یا انصراف بدهد!...

و سرانجام آقای عارف همانگونه که پیش‌بینی شده بود انصراف داد- بخوانید کنار گذارده شد- اما، چرا؟! پاسخ این سؤال پیچیده و دشوار نیست و می‌تواند تحلیل و تابلوی روشنی از میدان پیش‌روی رقابت‌های انتخاباتی و «باید»ها و «نباید»های آن ارائه بدهد. بخوانید؛

1- مدعیان اصلاحات می‌دانند که علی‌رغم تبلیغات سیاه و دروغ‌پردازی‌ها و توهم‌پراکنی‌های گسترده علیه وضعیت کنونی، از رأی «قابل رقابت» با اصولگرایان برخوردار نیستند و عکس مار کشیدن‌های پی‌درپی آنها با این مقصود که خود را «فرشته نجات»! معرفی کنند نیز در جلب آراء مردم تأثیر چندانی ندارد، چرا که ادعاهای آنان با سوابق و کارنامه آنها همخوانی ندارد. بنابراین طبیعی است که از هم اکنون خود را بازنده انتخابات 24 خرداد تلقی کنند.

2- حالا باید به این پرسش پاسخ داد که مدعیان اصلاحات برای خروج از بن‌بست مورد اشاره چه راهی پیش‌روی دارند؟ مگر نه اینکه اصلی‌ترین مانع و سد پیش روی آنها، رأی متراکم و چند برابری اصولگرایان است؟ بنابراین تنها راه باقی مانده آن است که در گام اول آراء پراکنده خود را در یک سبد جمع کنند. وادار کردن آقای عارف به کناره‌گیری که علی‌رغم اصرار ایشان به ماندن صورت پذیرفت، همین گام اول بود.

و گام دوم آن که آراء اصولگرایان را پراکنده ساخته و برای خود «قابل‌رقابت» کنند، اما آراء انبوه اصولگرایان را چگونه می‌توان در حد و اندازه‌ای کاهش داد که برای مدعیان اصلاحات قابل رقابت باشد؟! آیا می‌توانند مانع رأی دادن مردم به اصولگرایان شوند؟

بدیهی است که این راه بسته است و رویکرد مردم به اصولگرایان بارها به اثبات رسیده است، پس چگونه باید «سد» پیش‌روی را «کوتاه» و قابل عبور کرد؟ چاره کار و شرایط مورد نیاز برای عبور از این سد را - با عرض پوزش- نامزدهای اصولگرا برای مدعیان اصلاحات فراهم آورده و سخاوتمندانه!- بخوانید با بی‌توجهی غیرقابل توجیه- در اختیار آنها قرار داده‌اند و آن، تعدد و حضور چند نامزد اصولگرا در صحنه است.

تعدد نامزدهای اصولگرا باعث می‌شود که آراء متراکم و چند‌برابری اصولگرایان به جای آن که در یک بستر واحد ریخته و رودخانه‌ای غیرقابل عبور پیش روی مدعیان اصلاحات ایجاد کند، در چند بستر جداگانه جاری شده و به «چند نهر» قابل عبور تبدیل می‌شود. در این حالت آراء اصولگرایان اگرچه در مجموع «انبوه» است ولی از آنجا که به چند شاخه تبدیل شده است، می‌تواند برای مدعیان اصلاحات- حداقل در حد و اندازه پریدن به دور دوم- قابل رقابت باشد. آیا غیر از این است؟!

3- اکنون باید از نامزدهای محترم اصولگرا با حفظ احترام کامل آنها، پرسید، اگر حضور و ادامه گفتمان اصولگرایی که ترجمان دیگری از گفتمان امام و انقلاب و رهبری است را به حضور خود بر کرسی ریاست جمهوری ترجیح می‌دهید- که باید بدهید وگرنه اصولگرا نیستید- چرا و با کدام توجیه منطقی، شرعی و انقلابی صورت مسئله را از حالت «چندکاندیدایی» به تک‌کاندیدا تغییر نمی‌دهید؟ آیا حضور پررأی یک نامزد اصولگرا، بر پراکندگی آراء اصولگرایان ترجیح ندارد؟!

این نکته نیز گفتنی است که مدعیان اصلاحات اگرچه ادعا می‌کنند برای پیروزی در انتخابات آمده‌اند ولی با توجه به سوابق خود و مخصوصاً سوابق سوء و بعضاً ننگین برخی از مدافعان خود، کمترین امیدی به پیروزی ندارند. آنها، پیروزی خود را در آراء کمتر نامزد پیروز اصولگرا تعریف کرده‌اند تا در نهایت فاصله خود را با اصولگرایان،‌ اندک! قلمداد کنند ولی از آنجا که برخی از افراد آلوده به وطن‌فروشی و خیانت را آشکارا به عنوان حامیان خود معرفی کرده‌اند، همین اندازه -یعنی فاصله کم با نامزد پیروز اصولگرا- هم برای آنها زیاد تلقی می‌شود و البته، زیادشان نیز هست.

کوتاه سخن، انتظار آن است- و انتظاری عاقلانه نیز هست- که نامزدهای اصولگرا هر چه زودتر و بدون فوت وقت و از دست‌دادن فرصت، دور هم بنشینند و یکی را از میان خود به عنوان نامزد همه اصولگرایان برگزینند و در نهایت پس از پیروزی- که در این صورت قطعی و بدون کمترین تردید در همان دور اول خواهد بود- دولتی با حضور مؤثر سایر نامزدهای اصولگرا تشکیل بدهند.

و مطمئن باشند این اقدام خداپسندانه آنها مانند اقدام در خور تقدیر و انقلابی دکتر حداد عادل، فردای قیامت که روز «شمارین» است در کارنامه اعمال آنان به شمار خواهد آمد و در خاطر ملت خداجوی و پاکباخته این مرز و بوم نیز به صورت نقطه‌ای درخشان باقی می‌ماند...
بسم‌الله! روز آزمون است

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 خرداد 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic