دومین نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان کشورهای غربی


حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به عموم جوانان کشورهای غربی، حوادث تلخ تروریستی فرانسه را زمینه‌ای برای همفکری خواندند و با بر شمردن نمونه‌های دردناکی از «آثار تروریسم مورد حمایت برخی قدرتهای بزرگ در دنیای اسلام، پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل و لشکرکشی‌های خسارت‌آفرین سالهای اخیر به دنیای اسلام»، خطاب به جوانان خاطرنشان کردند: من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید.


متن نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌
حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان میدهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل میشود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی میبرد، و یا تماشاگری که نمیداند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم میشود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند. امّا مسئله این است که رنجهای امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است.

درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سالهای متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی بمراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونتها همواره از طرف برخی از قدرتهای بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است. امروز کمتر کسی از نقش ایالات متّحده‌ی آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطّلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ی تروریسم تکفیری، علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ی گویایی از تضاد در سیاستهای غربی است.

چهره‌ی دیگر این تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده میشود. مردم ستمدیده‌ی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه میکنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز میکنند، یک خانواده‌ی فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را میتوان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟ این رژیم بدون اینکه هرگز به‌طور جدّی و مؤثّر مورد سرزنش متّحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای بظاهر مستقلّ بین‌المللی قرار گیرد، هر روز خانه‌ی فلسطینیان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود میکند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع‌آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد؛ و همه‌ی اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشک‌بار زنان و کودکانی روی میدهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده‌ی خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاه‌های مخوفند. آیا در دنیای امروز، قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسّط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام میشود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علّت که شصت سال مکرّراً از صفحه‌ی تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقّف یا کندی گراییده، و در مواردی ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند؛ با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته میشود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه میتوان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهیِ صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسّفانه این ریشه‌ها طیّ سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار میکنند، فرهنگهایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری میکند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی میکنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیّت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری اخلاقی» که متأسّفانه به مؤلّفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیّت و جایگاه آن را حتّی در خاستگاهش تنزّل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه‌جو، مبتذل و معناگریز را نخواهیم، گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه میشود، مقصّریم؟ من اهمّیّت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمیکنم. این پیوندها هر گاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی، ناموفّق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسّف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلتهای ناموفّق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، میبایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده میشد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی میدهد. مستندات مسلّم تاریخی بروشنی نشان میدهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت میداند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولّد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها میشوند؟ آیا میتوان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ی فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طیّ سالهای شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده میشود.

به‌هرحال این شما هستید که باید لایه‌های ظاهری جامعه‌ی خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق، باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم، واکنشهای عجولانه‌‌ای است که گسست‌های موجود را افزایش دهد. هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده که جامعه‌ی مسلمان ساکن اروپا و آمریکا را که متشکّل از میلیون‌ها انسان فعّال و مسئولیّت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی‌شان محروم سازد و از صحنه‌ی اجتماع کنار گذارَد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورتها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی ــ مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد ــ جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحرانهای آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت. طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرّراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وامیدارد؛ این رفتارها ظالمانه است و همه میدانیم که ظلم، خواه‌ناخواه خاصیّت برگشت‌پذیری دارد. وانگهی مسلمانان، شایسته‌ی این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرنها است که مسلمانان را بخوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۸ آذر ۱۳۹۴

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: فرهنگی،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

دور زدن خطوط قرمز با نقشه راهی که با آژانس ترسیم شده و در هیاهوی بر جام گم شده است !

ساعتی پیش از اعلام توافق هسته‌ای وین و قرائت بیانیه مشترک ایران و 1+5،تفاهم‌نامه‌ای بین کشورمان و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای منعقد شد که به اعتبار بند 7 آن،به «نقشه راه»معروف شد.آن زمان بلافاصله این تردید پدید آمد که این نقشه راه 10بندی،چگونه و با چه ساز و کاری خواهد توانست مناقشه دوازده ساله ایران و آژانس را حل کند!؟ ملاحظه متن و همزمانی تقریبی آن با انتشار خبر توافق هسته‌ای و هیاهوی رسانه‌ای بعد از آن، نشان می‌داد که احتمالا اولا قرار نیست این نقشه راه خیلی به چشم بیاید و این رخداد تنها در سایه یک هیاهوی تبلیغاتی ممکن خواهد شد و ثانیا به جز این متن کم محتوا،باید متن یا متون دیگری هم بین ایران و آژانس رد و بدل شده باشد تا توان حل موضوع مهم پی ام دی را داشته باشد. تا چند روز قبل کسی تمایل چندانی به پرداختن به این توافق نشان نمی‌داد ،اما اعلام وجود ضمائم محرمانه و برخی واکنش‌های خارجی و داخلی، بار دیگر عطف توجه از برجام به این سند چند ماده‌ای را ضرورت بخشید.
متن مذکور همانگونه که از اسمش پیداست، نقشه راهی است برای رسیدن به یک «هدف». راه مورد اشاره عبارت است از یک برنامه زمانبندی شامل ارائه گزارش و اسناد توسط ایران(تا24مرداد)،بررسی اولیه گزارش توسط آژانس(تا24شهریور)،اعلام ابهامات آژانس به ایران و برگزاری جلسات فنی فی‌مابین به منظور رسیدن به جمع‌بندی مشترک (تا23مهر) و سر انجام اعلام نظر نهایی دبیر کل آژانس (24 آذر)خواهد بود. اما این راه‌ها برای چه طی می‌شود!؟ظاهرا این همان نکته خاص و ناگفته است. همه این راهها طی می‌شود تا آژانس بتواند مسائل باقیمانده فی مابین را «آنگونه که در ضمیمه گزارش 2011 مدیرکل آژانس درج شده است» بررسی کرده و اعلام نظر نماید. گزارش نوامبر 2011،(GOV/2011/69) شورای حکام و ضمیمه آن ،مشتمل بر موارد مختلف و متعددی است که می‌توان ماحصل و خلاصه آن را (که در گزارش 2013 نیز عینا تکرار شده) اینگونه نقل کرد:
« قطعنامه GOV/2011/69 شورای حکام تاکید کرده است که ایران و آژانس باید گفت‌وگوها برای حل تمامی موضوعات اساسی باقی مانده را افزایش دهند. این مذاکرات باید با هدف ارائه توضیحاتی درباره موضوعاتی نظیر «دسترسی به تمامی اطلاعات مربوطه، اسناد، سایت‌ها، ‌مواد و افراد» در ایران باشد. شورای حکام ایران را فراخوانده است تا بطور جدی و بدون پیش شرط در گفت‌گوها وارد شده تا اطمینان بین‌المللی درباره ماهیت منحصرا صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران حاصل شود.»  
در نخستین نگاه و بصورتی واضح از این متن در می‌یابیم که آژانس از ایران خواسته بی‌قید وشرط درباره ماهیت صلح آمیز هسته‌ای کشورش وارد گفت‌وگو شود و برای نیل به این هدف،امکان دسترسی به 5 عرصه را فراهم کند؛1- اطلاعات مربوط به فعالیت هسته‌ای،2- اسناد مربوطه3- سایت‌های هسته‌ای4- مواد مورد استفاده و آزمایش5- افراد فعال در موضوع هسته‌ای
تا اینجا معلوم شد نقشه راه یاد شده،قرار است چگونه و با چه دسترسی‌هایی،موضوع پی ام دی را حل کند و شاید علاقمندی برای عدم عطف توجه به این متن ،با هدف جلوگیری از همین شفاف‌سازی بوده باشد. فعلا به این موضوع هم نمی‌پردازیم که این تعهد ،تا چه اندازه با خطوط قرمز کشورمان ناسازگار است اما خوب است فرجام آن را با اتکاء به گزارش آژانس، آن هم بعد از دو سال همکاری ایران در راستای اجرای گزارش 2011  مرور کنیم:« از ژانویه تا اوایل سپتامبر 2012، مقامات آژانس و ایران 6 دور گفت‌وگو در وین و تهران از جمله سفر مدیر کل به تهران در ماه مه 2012 داشته‌اند که هیچگونه نتایج ملموسی حاصل نشده است...» می‌بینید که پس از هرگونه همکاری،آژانس به سادگی اعلام کرده نتیجه ملموسی حاصل نشده و ما با فراموشی آن روزگار و خیانت آژانس دوباره و بدون هرگونه تصویب قانونی، به همان تعهدات تن داده‌ایم!
اکنون یکبار دیگر متن را مرور کنیم،ما متعهد به اجرای ضمیمه گزارش 2011 آژانس شده‌ایم. یعنی متعهد به همکاری همه جانبه و در اختیار قرار دادن اسناد و مواد و بازرسی و دسترسی (مصاحبه، گفت‌وگو، بازجویی و...)با افراد و دانشمندان هسته‌ای! تا شاید و صد البته شاید بتوانیم این بار کار را به نتیجه‌ای ملموس برسانیم! اینها تعهدات بسیار مهم و حیاتی و بزرگی است که طبیعتا و براساس قانون اساسی، بدون تصویب مجلس شورای اسلامی ،به هیچ وجه قابلیت اجرایی نداشته و بار حقوقی برای کشورمان ندارد. اما صرفنظر از اینکه نمایندگان محترم مجلس، چقدر با همین متن مختصر ده‌بندی یا ضمیمه مهم و نسبتا مفصل گزارش نوامبر 2011 آژانس آشنایی دارند و براساس آن می‌خواهند به تکلیف قانونی و شرعی خود در پیشگاه خلق و خالق عمل کنند، اینگونه به نظر می‌رسد که عده‌ای، پذیرش و قطعیت این تفاهم را مفروض و مسلم دانسته و هیچ سخنی درباره آن مطرح نمی‌کنند! و اگر احیانا توجهی را هم لازم بدانند، متمرکز به اصل برجام می‌دانند نه این متن بسیار مهم! حتی سوگمندانه ملاحظه می‌شود که عده‌ای دیگر، این متن را مخل و موثر در توافق وین ندانسته و مدعی هستند که برای نخستین بار(این هم از همان نخستین بار‌های مشهور است)موضوع پی ام دی و اصل مسئله هسته‌ای از هم تفکیک شده و مقرر شد هریک در بستری مجزا به نهایت و نتیجه برسد! پی ام دی در قالب نقشه راه و اصل مسئله هسته‌ای در قالب توافق وین و توقف یا کندی هیچیک،موجب اخلال در دیگری نیست! متاسفانه باید گفت این دست استدلالات، به جهت بی‌اطلاعی از متن (حتی متن فارسی) می‌شود و الا کسی که کمترین آشنایی با مبانی حقوقی داشته باشد و متن را مورد مروری سطحی قرار دهد، درخواهد یافت که تحقق برجام و انجام تعهدات دشمن به نفع ایران، صرفا و صرفا پس از گزارش مدیر کل آژانس بر پایه نقشه راه مذکور(و البته راستی‌آزمایی دیگر تعهدات ما) امکانپذیر است و اساسا ادعای تفکیک این دو موضوع، ادعایی خالی از وجه است که اگر جز این بود و این دو سند هیچگونه ارتباط و تاثیری بر یکدیگر نداشتند، چه دلیلی داشت که چندین بار در متن برجام، بر ضرورت ایفای تعهدات ایران  در نقشه راه تاکید شود!؟ به عنوان نمونه در ماده 66 ضمیمه شماره یک برجام، ذیل عنوان «موضوعات مورد نگرانی گذشته و حال»  تاکید شده :« ایران تمام فعالیتهای تعیین شده در پاراگراف‌های 2، 4، 5 و 6  «نقشه راه روشن نمودن موضوعات باقیمانده از گذشته و حال» را آنگونه که توسط  گزارش‌های منظم مدیر کل آژانس بر روی اجرای این نقشه راه راستی آزمایی شود، تکمیل خواهد کرد.»  و موارد دیگری همچون  ماده 14 برجام و ماده 4 ضمیمه شماره یک که همگی اثبات می‌کند توافق ایران وآژانس،بسیار مهم و تعیین‌کننده در اجرای برجام بوده و ادعای حل مسئله پی ام دی یا تفکیک آن از پرونده هسته‌ای ،سخنی غیرقابل پذیرش است. موید دیگری بر این سخن ،تاکید بر اجرای همین نقشه راه در قطعنامه 2231 است که از شرح آن می‌گذریم.
اکنون بار دیگر تعهدات ایران براساس نقشه راه را مرور کنید. یکبار هم به تعهدات ما در برجام و قطعنامه 2231 نظری بیفکنید و این سه متن را در پیوست با یکدیگر(آنگونه که در عالم واقع نیز چنین است) مورد بررسی قرار دهید. بازهم صرفنظر از همه خط قرمزها،به لحاظ منطق قرارداد نویسی،می‌توان بین آنچه می‌دهیم و آنچه «احتمالا» خواهند داد، به قضاوت نشست.آنها از مراکز نظامی ما بازدید خواهند کرد هرچند به گفته آقای صالحی:«بازرس‌ها «به این راحتی» نمی‌توانند به اماکن نظامی ما بروند»! تعهد ما درباره مواد غنی شده و نیز آب سنگین موجود برگشت‌پذیر نخواهد بود. تعهد ما درباره آب سنگین اراک هم برگشت پذیر نبوده و ما باید محل آن را با بتن پر کنیم هرچند به گفته جناب صالحی:«این حرف کری اشتباه است و ما آن محل را پر نمی‌کنیم بلکه مخزن فولادی آب سنگین را با بتن پر می‌کنیم» محدودیت‌های ما در باره تحقیق و توسعه بسیار جدی است هرچند به گفته جناب صالحی اگر چنین تحریمی هم بر ما تحمیل نمی‌شد، ما امکان و توان چندانی برای توسعه و تولید بیش از این نداشتیم!ما مکلف به اجرای همه تعهداتمان هستیم در حالیکه آنها ما را تماشا می‌کنند و در خوشبینانه‌ترین وضع‌، تصویب می‌کنند که تحریم‌های ایران را متوقف «خواهیم کرد»علت آن هم روشن است چون به گفته جناب صالحی: جنس کارهای ما کارهای روی زمین است اما جنس کارهای آمریکا، کارهای روی کاغذ است و...
این داده‌های عینی  وملموس و غیرقابل بازگشت یا بسیار دیر بازگشت در مقابل ستانده‌هایی که حتی یک مورد آن عینی و ملموس نبوده و صرفا چند جمله و حرف بظاهر دلنشین و فریبنده - و البته توام با تکبر و فخر فروشی است- اقتضا می‌کند که کار بررسی متن در مجلس شورای اسلامی با دقت و هوشمندی بیشتری انجام شود تا راه بر هرگونه سوءاستفاده حریف  بسته شود. کاری که لازمه آن دو چیز است، نخست اشراف کامل به موضوع توسط نمایندگان مجلس و در اختیار داشتن متنی که ظاهرا هنوز در اختیار ایشان نیست! و سپس عزم و اراده جدی برای پاسداری از  دستاوردهای انقلاب. تنها در سایه این دو مقدمه می‌توان تکلیف را به گونه‌ای انجام داد  که در پیشگاه خداوند سربلند و رو سپید ایستاد وگرنه احاله تکلیف الهی و قانونی به این و آن و شانه خالی کردن از زیر بار این مسئولیت خطیر و تاریخی، به بهانه اینکه «نظام» چنین و چنان تصمیمی گرفته، غیرقابل توجیه است،  قطعا اگر قرار چنین بود، نه به مجلس و نه به قانون اساسی و نه به هیچ ساز وکار دیگری نیاز نداشتیم و می‌دانیم که چنین نیست و قانون اساسی بعنوان میثاق ملی، در اصل 77 تصریح می‌کند:« عهدنامه ها، مقاوله‏نامه‏ ها، قراردادها و موافقت‏نامه‏‏ های بین‏ المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.»و در اصل 125 نیز تاکید می‌کند: «امضای عهدنامه‏ ها، مقاوله‏نامه ها، موافقت‏نامه‏ ا و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت‌ها و همچنین امضای پیمان‏های مربوط به اتحادیه‏ های بین ‏المللی «پس از تصویب مجلس شورای اسلامی» با رئیس جمهور یا نماینده قانونی او است.»واضح است که چنین تاکیدات اکیدی بیهوده نبوده و نباید آن را نادیده گرفت. ذکر این نکته نیز ضروریست که براساس تفاسیر متعدد شورای محترم نگهبان - بعنوان یگانه مفسر قانون اساسی- کوچکترین تغییر در قراردادهای بین‌المللی که کمترین تعهدی را برای کشورمان ایجاد کند،نیازمند طرح وتصویب دوباره موضوع در مجلس شورای اسلامی است. بدیهی است در چنین شرایطی و با وجود صراحت اصول مذکور،اجرای تعهدات سنگین بین‌المللی، تحت عناوینی چون«اجرای داوطلبانه»!و... آن هم برای سالیان متمادی و طولانی،چیزی نیست جز دورزدن قانون اساسی !که با هیچ منطقی قابل تطبیق با میثاق ملی نیست و اگر باب چنین سنت سیئه و خطرناکی باز شود،ممکن است روزگاری کسی هوس کند بدون تصویب مجلس و بصورت داوطلبانه! اقدام به اجاره یک استان مرزی به کشور همسایه نماید! و مدعی شود اگر این چند سال اجاره خوب بود،آنوقت برای اجرای رسمی ،موضوع را در مجلس شورای اسلامی مطرح خواهیم کرد!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

انطباق توافق با خطوط قرمز توسط مجلس،و مشکلات ناشی از عدم تصویب

پس از پایان مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5، متن جمع‌بندی به پایتخت کشورهای طرفین مذاکره ارسال شد. حال مجلس شورای اسلامی وظیفه خطیری بر دوش دارد و می‌بایست توافق مذکور را با خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران که شاخصه‌های آن کاملا شفاف ذکر شده است، مطابقت دهد.
روز سه‌شنبه - 23 تیرماه- پس از پایان مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5، متن جمع‌بندی برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) به تایید طرف‌های گفت‌وگو رسید و تصمیم بر آن شد تا برجام برای بررسی و تایید نهایی به پایتخت کشورهای طرف مذاکره ارسال شود.
 کنگره 2ماه فرصت مجلس شورای اسلامی 2 هفته!
قرار است کنگره آمریکا از یکسو و مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی ایران از سوی دیگر متن برجام را مورد بررسی قرار دهند.
اما در این خصوص یک تبعیض قابل تامل رخ داده است. کنگره آمریکا فرصتی 60 روزه دارد ولیکن مجلس شورای اسلامی تنها 14 روز فرصت دارد تا متن برجام را بررسی کند.
البته این تبعیض مسبوق به سابقه است.چنانکه دولت آمریکا همواره از جایگاه کنگره در مذاکرات هسته‌ای به مثابه فرصتی جهت امتیازگیری از طرف مقابل استفاده می‌کرد ولیکن در سوی دیگر، وزیر امور خارجه ایران، کمترین تعامل را با مجلس شورای اسلامی نشان داد و جایگاه مجلس درخصوص مذاکرات هسته‌ای بسیار کمرنگ بود.
 این در حالی است که بر طبق اصول 77 و 125 قانون اساسی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ملزم به بررسی و اظهارنظر نهایی درباره این سند می‌باشند.
علاوه بر این، قانون «الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته‌ای» که از سوی رئیس‌جمهور به دستگاه‌های مربوطه ابلاغ شده است، این حق را به نهاد قانونگذار داده است که توافق را مورد بررسی همه‌جانبه و دقیق قرار دهد.
«علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور خود در جلسه علنی دیروز(چهارشنبه) مجلس گفت: نمایندگان به زودی با حضور وزیر خارجه در جریان کلیت مذاکرات و متن اصلی قرار خواهند گرفت.
حال نمایندگان مجلس وظیفه‌ای خطیر بر دوش دارند و می‌بایست تطابق توافق با خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران را موشکافی کنند.
 خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران
معیار یک توافق خوب که حاوی عزت ملت ایران و دربردارنده منافع کشورمان باشد در خطوط قرمز اعلام شده از سوی مقامات عالیرتبه نظام به صورت کاملا شفاف بیان شده است و نمایندگان مجلس می‌توانند از این معیار به خوبی بهره بگیرند.
- لغو فوری تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه و سایر تحریم‌ها در فواصل معقول
-  منوط نشدن لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران
-  مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس
-  مخالفت با بازرسی‌های غیرمتعارف، پرس‌وجو از شخصیت‌های ایران و بازرسی از مراکز نظامی
-  عدم پذیرش محدودیت‌های بلند مدت
- ادامه کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز در زمان محدودیت
از جمله این خطوط قرمز است.
حال با در نظر گرفتن خطوط قرمز و مقایسه آن با توافق بدست آمده در خصوص محدودیت تحقیق و توسعه ،تیم مذاکره کننده با توجه به دلایل زیر یا خطای محاسباتی داشته و یا هدف انتخاباتی، که به این توافق تن داده
1- چرا تصویب توافق در مجلس شورای اسلامی 14 روز و بررسی و تصویب کنگره 71 روز موافقت شده در صورتیکه  تیم مذاکره کننده به هیچ وجه نباید این تبعیض آشکار و غلط را قبول می کرد.بلکه یا بایستی همزمان و در صورت امکان بعد از بررسی و تصویب کنگره در نظر گرفته می شد.
2- علیرغم تذکرات علنی رهبری معظم انقلاب در خصوص ادامه کار تحقیق و توسعه بدون هیچ محدودیتی چرا تیم مذاکره کننده محدودیت های 15 ساله را پذیرفته است .
با توجه به آنکه متن کامل برجام به زبان انگلیسی منتشر شده است، افکار عمومی در انتظار متن فارسی توافق 159 صفحه‌ای است، و در مورد سایر مغایرتهای توافق با خطوط قرمز نیز بعد از انتشار متن توافق می توان اظهار نظر کرد. حال با توجه به 2 بند فوق  در صورتیکه الان مجلس بعلت عدم تطابق با خطوط قرمز نظام توافق را تائید نکند، یک استفاده را کشورهای غربی و در راس آن آمریکا و صهیونیست جنایتکار ایران را عامل شکست مذاکرات و خدعه ای برای تصمیم گیریهای بین المللی علیه کشور ایران در نظر گرفته اند و از طرفی ظاهرا دولت نیز ،بخاطر این 2 هفته را برای تائید در نظر گرفته ،که اگر مجلس تصویب کرد که خوب معامله انجام گرفته و کل دستاوردهای کشور برای هدف انتخاباتی فدا شده و درصورت عدم تصویب این بار خود دولت  مجلس را عامل عدم توافق مطرح و بعنوان هدف انتخاباتی از آن استفاده خواهد کرد. که اگر چنین باشد!؟ که امیدوارم چنین نباشد !  تیم مذاکره کننده و در راس آن دولت ، منافع ملی را فدای اهداف انتخاباتی کرده است.و اظهارات نمایندگان در نطقهای پیش از دستور در جلسه علنی چهارشنبه نیز نشان از نا رضایتی نمایندگان از همین وقت کم و نادیده گرفتن مجلس در سرنوشت مذاکرات می باشد که در زیر آمده است.

 گرفتن اختیارات اساسی مجلس به نفع هیچ کس نیست
الیاس نادران نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نطق میان‌دستور خود در جلسه علنی دیروز(چهارشنبه)گفت: امروز پس از سال‌ها مذاکرات هسته‌ای متنی تنظیم و برای کشورها فرستاده شده است و مجلس هم در این رابطه به برگزاری چند جلسه غیرعلنی و دریافت اخباری رسانه‌ای از مسئولان اجرایی امضای چند بیانیه و تصویب قانونی اکتفا کرده است.
وی افزود: رهبری معظم انقلاب به استناد اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصول 4، 57، 110، 112 و 176 آنچه را مصلحت بداند از مجاری قانونی خود ابلاغ می‌کند و همواره رهنمودها و حتی ارشادات ایشان توسط مجلس متاع بوده است.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: مجلس بماهو مجلس در جریان جزئیات توافق در موقع خود بیش از عامه مردم قرار نداشته است و اینکه چگونه در این فرصت کوتاه امکان خواهد داشت یک متن حقوقی بین‌المللی جامع را بررسی و در مورد آن اظهار نظر کند نمی‌دانم. سابقه برخورد رئیس مجلس نشان می‌دهد که احتمالا این بار نیز مجلس دور خواهد خورد.
نادران خاطرنشان کرد: گرفتن اختیارات اساسی مجلس و تضعیف جایگاه آن به نفع هیچ کس نخواهد بود. کدامیک از وظایف سه‌گانه شورای عالی امنیت ملی در اصل 176 به این شورا اجازه می‌دهد اختیارات مجلس را محدود کند؟
وی افزود: مطابق اصول 77 و 125 همه موافقتنامه‌های بین‌المللی چه موقت، چه دائمی و چه داوطلبانه و چه الزامی باید به تصویب مجلس برسد و الزام و اجرای آن تنها پس از تصویب مجلس ممکن است. آنچه در ژنو، لوزان و امروز در وین مورد توافق قرار گرفته است و بعضا عملیاتی شده کی از مجلس شورای اسلامی مصوبه داشته است.  
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اظهار داشت: آقای رئیس در زمان تصویب قانون هسته‌ای در موارد زیاد مواد متعدد قانون آیین‌نامه داخلی مجلس را نقض کرده است و در پاسخ به تذکراتی که داده شد گفت این سیب‌زمینی فروشی که نیست. آقای رئیس هیچ جای آیین‌نامه رعایت اصول آن را موکول به سطح اهمیت تصویب ندانسته است. دستکاری در متن مصوبه کمیسیون تغییرات غیرقانونی مکرر آن،‌ عدم چاپ پیشنهادهای نمایندگان و اجازه ندادن به مخالفان دولت در اظهار نظر نسبت به مصوبه مجلس چه وجاهت قانونی دارد؟
نادران خاطرنشان کرد: با این اقدامات مجلس در رأس کدام امور است؟ طرف آمریکایی مصوبه کنگره را چماق می‌کند بر سر طرف‌های ایرانی و اینجا از این حداقل ظرفیت‌های قانونی هم استفاده نمی‌شود.

 ناامید کردن مردم همان قدر مذموم است که امید واهی دادن
وی خطاب به رئیس‌جمهور گفت: تهدید منتقدان به مصلحت شما نیست. یک مجلس قوی و منتقد به نفع خود شماست. ناامید کردن مردم همان قدر مذموم است که امید واهی دادن.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: معطل کردن اقتصاد کشور، فشل بودن دستگاه‌های اجرایی به خصوص در حوزه‌های تولیدی و اقتصادی و ارجاع همه امور به حل و فصل مسئله هسته‌ای و تحریم‌ها از منکراتی است که توسعه بیکاری یکی از عوارض آن است. آقای رئیس‌جمهور در دو سال دولت شما بیش از یک میلیون نفر به صورت خالص به بیکاران کشور اضافه شده است و مسئولیت آن بیش از تحریم بر سوء مدیریت حوزه‌های اجرایی است.
آیا این یک  اختیار است یا اجبار
«بهرام بیرانوند» نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی نیز با هشدار نسبت به تلقی خواسته‌های غربی‌ها به جای امتیاز در جمع‌بندی یا توافق گفت: این اهانت به ملت ایران است. به عنوان مثال آنجا که در فکت‌شیت ایرانی گفته شده است ایران به عنوان یک تولیدکننده محصولات هسته‌ای به ویژه در محصول اورانیوم غنی شده و آب سنگین وارد بازارهای جهانی خواهد شد و در قبال آن معادل اورانیوم طبیعی دریافت خواهد کرد؛ آیا این یک  اختیار است یا اجبار؟
وی ادامه داد: اگر اختیار است که ضرورتی به ذکر آن در فکت شیت نیست و اگر فروش اورانیوم و آب سنگین یک اجبار است این نقض‌کننده اختیارات ماست.
بیرانوند با اشاره به لزوم مشخص شدن چگونگی اعمال خطوط قرمز کشورمان در جمع‌بندی نهایی از سوی کارشناسان پیش از ارائه متن به شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی گفت: دلیل این ضرورت این است که مردم مسلمان ایران می‌بایست تبعات این توافق را مشاهده و تحمل کنند، لذا باید همه ابهامات برای ایجاد اجماع در مورد توافق نهایی برطرف شود و این کمک به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای است.
نماینده مردم بروجرد در مجلس  اظهار داشت: منتظر ترجمه قابل اعتماد وزارت امور خارجه از «جمع‌بندی» هستیم.
بیرانوند هر گونه تعجیل در موضع‌گیری و ذوق‌زدگی را موجب محروم شدن ایران از قوام دادن به متن توافق نهایی برشمرد و گفت: این ذوق‌زدگی دشمنان ما را نسبت به امتیازگیری در فضای مبهم معانی واژه‌های متن توافق ترغیب خواهد کرد.
منبع: کیهان

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 تیر 1394   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

غرب به دنبال «دست دادن دیپلماتیک» اوباما و روحانی/ اوباما هم به سرنوشت کلینتون دچار می‌شود؟

دیپلمات‌های غربی با اظهارت اخیر خود نشان داده‌اند سعی دارند پروژه ناکام «دست دادن دیپلماتیک» میان مقامات ایران و آمریکا را دوباره اجرا کنند؛ ‌پروژه‌ای که احتمالا اوباما را نیز به سرنوشت کلینتون دچار ‌می‌کند.
خبرگزاری فارس: غرب به دنبال «دست دادن دیپلماتیک» اوباما و روحانی/ اوباما هم به سرنوشت کلینتون دچار می‌شود؟

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس،‌ «مذاکره ایران و آمریکا»،‌ همان موضوعی است که در روزهای اخیر و پس از قطعی شدن حضور رئیس جمهور کشورمان در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به مساله اصلی برخی رسانه های داخلی و خارجی تبدیل شده است.

یک سفر، یک نامه و شروع ماجرا

شروع شایعات درباره تمایل آمریکا برای مذاکره با ایران به روزهای ابتدایی استقرار دولت روحانی و سفر یکی از مقامات کشورهای همسایه به کشورمان مربوط می شد.

برخی منابع خبری از احتمال رد و بدل شدن پیام و نامه ای میان رئیس جمهور آمریکا و ایران خبر می دادند ولی هیچ خبر رسمی در این زمینه منتشر نشد.

در روزهای شروع این شایعه، تائید و تکذیبی از سوی دولت یازدهم صورت نگرفت و برخی مقامات دولتی مانند نوبخت که سمت سخنگویی دولت را به عهده دارد، در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره محتوای این نامه گفت که باید اطلاعات خود را در این زمینه تکمیل کند و بعد به این سوال پاسخ دهد.

بنابر این گزارش، مرضیه افخم اولین مقام رسمی بود که موضوع وجود نامه و حتی محتوای آنرا برای خبرنگاران تشریح کرد.

سخنگوی وزارت امور خارجه سه‌شنبه هفته گذشته در نشست خبری هفتگی با خبرنگاران رسانه‌های داخلی و خارجی، درباره نامه اوباما به روحانی گفت: این نامه رد و بدل شده و مربوط به تبریک انتخاب آقای روحانی به سمت ریاست جمهوری ایران بود.

البته موضوع چگونگی ارسال این نامه نیز برای خیلی از رسانه ها مهم بود که افخم درباره آن نیز گفت: ساز و کار تبادل این نامه از طریق کانال‌های دیپلماتیک جاری انجام شده است.

اوباما؛ رگه های اشتیاق برای مذاکره با طعم تهدید

پس از علنی شدن ارسال نامه از سوی رئیس جمهور آمریکا برای حسن روحانی،‌ رئیس جمهور آمریکا نیز در مصاحبه ای با شبکه ان بی سی از بخش دیگری از این نامه نگاری پرده برداشت.

وی مدعی شد با حسن روحانی درباره بحران سوریه نامه‌نگاری کرده است.

اوباما اعلام کرد که حسن روحانی از پتانسیل راه حل دیپلماتیک برای برنامه هسته ای کشورش آگاه است. البته رئیس جمهور آمریکا در همین مصاحبه ترجیح داد کمی تهدید درباره مساله هسته ای را نیز چاشنی کار اشتیاق خود برای مذاکره کند.

کاخ سفید هم مشتاق مذاکره می شود!

با نزدیک شدن به زمان سفر روحانی به نیویورک گمانه زنی ها درباره احتمال دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل بیشتر شد ولی این گمانه زنی ها بیشتر از سوی رسانه های غربی و آمریکایی صورت می گرفت و حتی مقامات کاخ سفید و وزارت امورخارجه آمریکا نیز از قافله مشتاقان آمریکایی مذاکره مستقیم با روحانی عقب نمانند.

آلن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت امورخارجه آمریکا که با پایگاه خبری «ترند» گفت‌وگو می‌کرد، در روز 27 شهریور در پاسخ به سوالی در مورد نامه‌نگاری‌های اخیر بین روسای‌جمهوری ایران و آمریکا، گفت: ما در مورد محتویات مکاتبات دیپلماتیک، مخصوصا نامه های رییس جمهور حرف نمی‌زنیم. به این نکته بسنده می‌کنم که امید ما این است که با روی کار آمدن دولت جدید، این دولت بطور جدی و محتوایی آماده تعامل باشد، تا به راه حل دیپلماتیکی برسیم که نگرانی‌های جامعه جهانی در مورد برنامه هسته‌ای ایران را برطرف کند.

وی افزود: ما در جهت رسیدن به راه حلی مسالمت آمیز برای معضل هسته‌ای ایران آماده تعامل با دولت جناب آقای دکتر روحانی بر اساس احترام متقابل هستیم.

سخنگوی کاخ سفید هم با شیوه ای محتاطانه موضوع علاقه و اشتیاق اوباما برای مذاکره مستقیم با رئیس جمهور اسلامی ایران را پیش کشید و آنرا به موضوع هسته ای و عزم جدی ایران برای حل این مساله گره زد.

جی کارنی تصریح کرد که اوباما مایل است گفت‌وگوهای دو جانبه با ایران داشته باشد مشروط به اینکه ایرانی‌ها در پاسخ دادن به خواست جامعه بین‌المللی مبنی بر اینکه تهران از برنامه نظامی- هسته‌ای خود دست خواهد کشید، جدی باشند.

بنابر این گزارش، اظهارات مقامات آمریکایی نشان می داد که موضوع مذاکره مستقیم با ایران یکی از اولویت های پیش روی آمریکاست ولی برای اینکه این علاقه یکطرفه و بدون امتیاز برای این کشور نباشد، مساله هسته ای نیز چاشنی تمام این اعلام علاقه هاست.

روحانی: برنامه ای برای دیدار با اوباما ندارم

رئیس دولت یازدهم  در گفت و گو با شبکه خبری آمریکایی ان بی سی،‌ نظر خود را درباره احتمال دیدار و گفت و گو با اوباما در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد.

روحانی در پاسخ به پرسش خبرنگار آمریکایی، مبنی بر دیدار احتمالی او با باراک اوباما در نیویورک گفت: دیدار با اوباما در دستور کار سفر من نیست؛ اما هرچیزی در دنیای سیاست شدنی است.

وی ادامه داد: ‌ صدای من در واقع تکرار صدای ملت ایران است. ملت ایران در این انتخابات، راه اعتدال و میانه‌روی را برگزید و اعتدال و میانه‌روی در سیاست خارجی به معنای تعامل سازنده با کشورهای جهان است.

البته رئیس جمهور در سخنرانی خود در مراسم رژه 31 شهریور با بیان اینکه ایران طرفدار گفت و گو است تصریح کرد که جمهوری اسلامی آماده است بدون پیش شرط و در فضای احترام متقابل با غرب گفت و گو کند.

بنابر این گزارش، روحانی در اظهارات خود در چند هفته اخیر جمهوری اسلامی ایران را آماده گفت و گو با غرب اعلام کرد ولی رسانه های غربی طی هفته های گذشته تلاش کردند موضوع مذاکره مستقیم ایران و آمریکا را مورد توجه قرار دهند.

کلینتون و تلاش برای دست دادن با رئیس جمهور ایرانی/آیا اوباما می تواند با روحانی دست بدهد؟

این اولین بار نیست که ماجرای دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا و احتمال گفت و گوی مستقیم (هرچند کوتاه) پیش می آید.

اولین سفر سید محمد خاتمی به نیویورک برای خیلی از رسانه های جهان مهم بود؛ چون رئیس جمهور وقت ایران با شعار گفت و گوی سازنده با جهان عازم مجمع عمومی سازمان ملل شده بود.

بنابر این گزارش،‌ در آن سفر نیز موضوع گفت و گو و دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا مطرح شده بود و ظاهرا برخی مقامات دیپلماتیک فضایی قصد داشتند تا دیداری هرچند کوتاه را برای آب شدن یخ روابط دو کشور ترتیب دهند.

قرار بود سید محمد خاتمی و کلینتون روسای جمهور وقت ایران و آمریکا در خلاف رسم معمول، هنگام سخنرانی یکدیگر جلسه را ترک نکنند و پس از آن در مسیر خروج از سالن هیات دیپلماتیک دو کشور با یکدیگر روبرو شده و خاتمی و کلینتون با یکدیگر دست بدهند.

مرحله اول برنامه درست اجرا شد ولی بخش دوم، یعنی دیدار دو رئیس جمهور هیچگاه انجام نشد.

اما نکته جالب این است که برخی منابع درباره این موضوع می گفتند که ظاهرا رئیس جمهور وقت آمریکا در ساختمان سازمان ملل اتاق به اتاق به دنبال خاتمی می‌گشت تا با او روبه‌رو شده و با وی دست بدهد.

حتی گفته شده که گویا کلینتون با دو ایرانی مرتبط با نمایندگی ایران و همچنین محافظ و راننده خاتمی دست داده اما موفق به دست دادن با خاتمی نشده است

یک روزنامه ایتالیایی نیز در گزارشی  که سال ها بعد در این باره منتشر کرد ماجرا را اینگونه روایت می کند: بر اساس توافق میان ایرانی ها و آمریکایی ها، آن روز صبح قرار بود کلینتون پس از ایراد سخنرانی در سازمان ملل در سالن منتظر بماند تا به سخنرانی خاتمی گوش دهد. همچنین قرار بود خاتمی پس از اتمام سخنرانی توسط اسکورت از در سمت راست سالن خارج شود و در همان لحظه نیز اسکورت کلینتون وی را از در چپ خارج کند به طوری که دو رئیس جمهور همزمان به وسط سالن از دو جهت مخالف برسند.

در ادامه این گزارش آمده است: در آن لحظه کلینتون و خاتمی که همزمان با یکدیگر روبرو می شدند، به خاطر ادب و نزاکت و با یکدیگر احوالپرسی می کردند. قرار بود فیلمبرداران و عکاسان از این صحنه تصویربرداری کنند و بلافاصله این خبر به سرتاسر جهان منتشر شود.

به گزارش فارس، اما این دیدار هیچگاه اتفاق نیفتاد و امروز بعد از حدود 16 سال دوباره رسانه های غربی و مقامات آمریکایی دیدار احتمالی میان روسای جمهور دو کشور را مورد توجه قرار دهند تا جایی که برخی از فعالیت های رسانه ای پیرامون این موضوع بیشتر به جوسازی رسانه های شبیه است تا یک واقعیت از پیش طراحی شده.

اظهارات مقامات آمریکایی و همچنین رسانه های غربی نشان می دهد اشتیاق دیدار میان روسای جمهور دو کشور در میان طرف آمریکایی بسیار بیشتر از طرف ایرانی است و حال باید منتظر حضور رئیس جمهور در سازمان ملل باشیم و ببینیم آیا اوباما نیز برای «دست دادن دیپلماتیک» به دنبال حسن روحانی می گردد و او را می یابد یا خیر؟

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 مهر 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

فضاسازی رسانه‌ای غرب در آستانه مذاکرات هسته‌ای/ادعای اشپیگل تکذیب شد

در آستانه مذاکرات هسته‌ای ‌ایران و 5+1، برخی رسانه‌های غربی با هدف تاثیرگذاری بر روند گفت‌وگوها مدعی شدند ایران آماده بستن فردو است!
درحالی که با روی کار آمدن دولت جدید در ایران، دو طرف ایرانی و غربی در حال آماده‌سازی زمینه‌ها برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای در آینده‌ای نزدیک هستند، برخی منابع خبری با هدف تاثیرگذاری بر این روند، شروع به جنجال‌سازی‌های رسانه‌ای کردند.
اوج این جنجال‌های بی‌پایه را می‌توان در گزارش دروغین و بی‌سند اشپیگل دید.
این نشریه آلمانی در گزارش خود مدعی شد ایران آماده تعلیق سایت فردو است و این گام می‌تواند منجر به برقراری روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا شود. انگار فعالیت سایت فردو که چند سالی بیشتر از عمر آن نمی‌گذرد، دلیل قطع روابط و خصومت میان واشنگتن و تهران بوده است!
به گزارش فارس، «اشپیگل» روز دوشنبه به نقل از منابع اطلاعاتی بی‌نام مدعی شد رئیس‌جمهور جدید ایران آماده است در برابر لغو گسترده تحریم‌ها با تعلیق فعالیت سایت غنی‌سازی «فردو» موافقت کند.
این هفته‌نامه می‌نویسد: «اشپیگل» از طریق منابع اطلاعاتی خود مطلع شده است که «حسن روحانی» احتمالا آماده است تا فعالیت سایت غنی‌سازی فردو را تعلیق کند و به بازرسان بین‌المللی اجازه دهد بر برداشته شدن سانتریفیوژها نظارت کنند. در مقابل، او می‌تواند از ایالات متحده و اروپا برداشته شدن تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، لغو تحریم صادرات نفت و صدور مجوز فعالیت‌های بین‌المللی بانک مرکزی ایران را درخواست کند.
این گزارش می‌افزاید: گزارش شده است که روحانی قصد دارد جزئیات این پیشنهاد را احتمالا در جریان سخنرانی خود در برابر مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کند. «محمد جواد ظریف» وزیرخارجه وی در دیدار یکشنبه آینده خود با «کاترین اشتون» دیپلمات ارشد اتحادیه اروپا، در نیویورک کلیات این پیشنهاد را مطرح می‌کند. در صورتی که وی (رئیس‌جمهور ایران) حاضر شود چنین امتیازات گسترده‌ای را ارائه دهد، روند مذاکرات به طرز قابل قبولی حتی ممکن است به از سرگیری روابط دیپلماتیک دو جانبه با واشنگتن منجر شود.
یک مقام آگاه در این زمینه به ایسنا گفت؛ اخبار رسانه‌های غربی درباره تعطیلی فردو کذب است.
وی تاکید کرد: برخلاف جنجال رسانه‌های غربی، ایران در نیویورک، پیشنهاد جدیدی ارائه نمی‌کند و منتظر پیشنهادهای طرف مقابل است.
گفتنی است تهران در مذاکرات مسکو، به5+1 پیشنهاد کرد حاضر است در قبال لغو تحریم‌های ظالمانه، غنی‌سازی 20 درصدی را متوقف کند.
غنی‌سازی 20 درصدی از سوی ایران برای تامین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران بود که وقتی غرب در اقدامی غیرقانونی حاضر به تامین سوخت آن نشد، متخصصان داخلی کشورمان در کمال ناباوری آنان، اقدام به تامین سوخت این رآکتور از طریق غنی‌سازی 20 درصد اورانیوم کردند.
در این میان سرگئی‌لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز دوشنبه در جمع خبرنگاران گفت: همکاران ایرانی ما درباره توقف غنی‌سازی 20درصدی اورانیوم گفت‌وگو کرده‌اند، این گام بسیار مهمی است.
به گزارش خبرگزاری نووستی، لاوروف گفت: لازم است 5+1 برای واکنش مناسب به این مسئله آماده باشد.
خبرگزاری شینهوا گزارش داد که این دیپلمات عالی رتبه روس لغو تحریم‌ها علیه تهران را یک واکنش مناسب در برابر این اقدام ایران دانست.
وزیر امور خارجه روسیه علاوه بر آن از آمادگی دولت جدید ایران برای تضمین شفافیت بیشتر برنامه هسته‌ای‌اش تقدیر کرد.
همچنین «ماشینگرویی»، رئیس نهاد انرژی اتمی چین و نیز رئیس هیئت نمایندگی این کشور در کنفرانس عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد که موضوع هسته‌ای ایران باید به نحو مناسب و از طریق گفت‌وگو تحت چارچوب آژانس حل شود. وی گفت: آژانس باید موضع منصفانه و بی‌طرفانه‌اش را حفظ کند و نقشی سازنده در ارتقای حل دیپلماتیک مسائل مربوطه داشته باشد.
علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در واکنش به اظهارات وزیر امور خارجه روسیه گفت: آنچه برای جمهوری اسلامی ضرورت دارد این است که غنی‌سازی به عنوان یک حق مسلم ملی هیچگاه متوقف نخواهد شد.
به گفته وی، حق غنی‌سازی حقی تصریح شده در عهدنامه ان.پی.تی است که ما عضو آن هستیم.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یادآور شد: در شرایطی که آژانس به وظایف و تعهداتش عمل نکرد، ایران ناگزیر شد برای تامین سوخت مورد نیاز رآکتور تهران غنی‌سازی اورانیوم 20 درصد را در تهران انجام داده و تولید کند که این جزو نیازهای ما بوده و منافاتی با عهدنامه ان.پی.تی ندارد چون این کار جزو حقوق قانونی ماست.
بروجردی ادامه داد: طبیعی است هرگونه تغییری در این روند باید براساس منافع ملی ما شکل گیرد، آمریکا و همپیمانانش در گروه 5+1 باید به جد دنبال راهکار رفع تحریم‌های غیرقانونی تحمیل شده به ملت ایران باشند.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در پاسخ به این پرسش که تضمین متقابل غرب برای توقف غنی‌سازی 20 درصد باید چه باشد؟ گفت: باید تحریم‌ها را بردارد، تحریم‌ها به صورت غیرقانونی و با فشار سیاسی آمریکا وضع شد از این رو لازمه اعتمادسازی رفع تحریم‌هاست.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 شهریور 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

بشار اسد: انقلاب ایران انقلابی كاملا مردمی بود/غرب پس از انقلاب اسلامی در ایران كمك خود را به القاعده افزایش داد

بشار اسد رئیس جمهور سوریه در مصاحبه با روزنامه الثوره انقلاب ایران را انقلابی مردمی خواند.
به گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگاران؛"بشار اسد" رئیس جمهور سوریه در مصاحبه با روزنامه الثوره این كشور اظهار داشت:تفكر استعماری از روش های مختلف از جمله جنگ علیه لبنان كه با هدف تشكیل وطن جداگانه برای مسلمانان ومسیحیان بود آغاز شد وپس از آن یكی از نتایج تاسیس اخوان المسلمین به تشكیل القاعده كه غرب پس از وقوع انقلاب در ایران كمك خود را به این گروه افزایش داد منجر شد.

وی در ادامه با بیان اینكه براساس تجربه تاریخی انقلاب واقعی آن انقلابی است كه صرفا داخلی بوده واز دور ویا نزدیك با خارج ارتباط نداشته باشد افزود:انقلاب های روسیه،فرانسه وحتی ایران انقلاب های واقعی و مردمی بودند كه تنها عوامل داخلی در آنها دخیل بود وبه صورت كاملا خودجوش وبا رهبری نخبگان فكری وایدئولوژیك پدید آمد.

رئیس جمهور سوریه در بخش دیگری از مصاحبه خود با اشاره به اینكه غرب ورسانه های آن به دنبال این هستند كه ما را در دام خود انداخته وحقایقی را تحریف كنند اضافه كرد:ملت سوریه با تمامی فشارهایی كه بر آن تحمیل شده به مقاومت خود ادامه خواهد داد.

"اسد" در ادامه با اشاره به اینكه سوریه به سرزمین جهاد مبدل نخواهد شد افزود:آنچه كه هم اكنون در سوریه روی می‌دهد این است كه سوریه به سوی سرزمین ترور سوق پیدا می كند.

وی همچنین گفت:زمانیكه افراد از بحران اخلاقی رنج ببرند اجازه مداخله خارجی در كشورشان به وجود ‌می‌آید.

رئیس جمهور سوریه با محكومیت شدید اقدام تروریست هایی كه به كارهای شنیعی مانند خوردن قلب دست می زنند اظهار داشت:دین اسلام دین تسامح ورحمت است وباید به سفارش های قرآن كریم برگردیم.

"بشار اسد" همچنین با بیان اینكه دین اسلام به خاطر تحكیم جایگاه انسانیت وتقویت رحمت،محبت وكاهش كشتار آمده است افزود:قرآن وحدیث بر محبت ،تسامح ،احقاق حق ،عدل وانسانیت تاكید كردند.

رئیس جمهور سوریه در ادامه مصاحبه خود با روزنامه "الثوره" این كشور تصریح كرد:سوریه با هرگونه تجاوز آمریكا به دولت برادر و دوست خود مخالف بوده ومن پیش از این به مسئولان آمریكایی گفتم كه جنگ در افغانستان تروریسم را تقویت كرده وباعث انتشار آن می شود.

"بشار اسد" همچنین خاطر نشان كرد:پس از حوادثی كه در كشورهای عربی در دوره اخیر به وقوع پیوست برخی ها خیال كردن  كه فرصت برای ضربه زدن به سوریه با هدف ضربه به محور مقاومت در منطقه ایجاد شده است ودر راستای تشویش افكار عمومی سوریه برآمدند كه با شكست مواجه شدند.

وی همچنین در پاسخ به سوالی در خصوص اوضاع كنونی مصر اظهار كرد:آنچه كه در مصر در شرایط كنونی می گذرد شكست تجربه اخوان المسلمین در حكومت است.

"اسد" همچنین به امور داخلی سوریه هم پرداخت وگفت:در صورتیكه به آینده خوشبین نباشم توانایی مقاومت را ندارم ودر صورتیكه ملت سوریه به آینده خوشبین نباشند امكان مقاومت نداشته واین آغاز شكست ما می شود.

"بشار اسد" رئیس جمهور سوریه در پایان مصاحبه خود با روزنامه "الثوره" این كشور با بیان اینكه ملت سوریه ملتی زنده به معنای واقعی كلمه هستند افزود:تروریستها تمام تجهیزات مادی وروانی خود را برای ایجاد بحران در سوریه به كار گرفتند وهمانطوریكه پیش از این گفتم هیچ كسی توان پایان بخشیدن به جنگ را نداشته وكسی نمی‌داند كه چه زمانی به اتمام می رسد اما با این وجود دولت وملت سوریه از این مراحل با صلابت وآگاهی عبور كرده وچیز دیگری كه ما را نگران كند وجود ندارد پس من نگران نیستم.

نوشته شده در تاریخ جمعه 14 تیر 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

غرب و پیروزی انتخاباتی روحانی

با پیروزی «روحانی» در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر، غرب با بن‌بست در «تحلیل» و «راهبرد» مواجه شد به‌گونه‌ای که علیرغم آنکه هفت روز از اعلام نتایج این انتخابات گذشته، هنوز نتوانسته است مواجهه منسجمی از خود بروز دهد. بعضی از شخصیت‌های سیاسی اروپا و آمریکا با صراحت اذعان کرده‌اند که انتخابات 24 خرداد واقعاً آزاد بوده و رای مردم هم همین بوده است اما در عین حال می‌گویند غرب باید به تحریم‌ها علیه ایران ادامه دهد تا روحانی پذیرش رای جامعه بین‌المللی را رسماً اعلام نماید.
مواجهه غرب با انتخاب روحانی نشان داد که غرب به هیچ وجه تمایل ندارد که مردم ایران، سیاست مستقلانه خود را در عرصه منطقه‌ای و نیز عرصه بین‌المللی دنبال نماید. آنان می‌دانند که رای دهندگان به روحانی حتی اگر دنبال فضای بازتر و درون‌گرایانه‌تری هستند، تمایلی به کوتاه آمدن در برابر غرب را ندارند و لذا نباید از روحانی انتظار داشته باشند که آنچه را در سعد‌آباد و پاریس به تروئیکای اروپا ارائه کرد، تکرار نماید. یک نشریه معتبر اروپایی سه روز پیش نوشت: «زمان به عقب‌ بازنمی‌گردد و روحانی برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نمی‌‌کند و از این رو نباید درباره روحانی به خطا رفت» در عین حال غرب اگر بخواهد روی این موضوع که پیروزی روحانی، اتفاق جدیدی در ایران نیست مانور کند، پاسخی برای این سؤال ندارد که پس چرا در دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، اصولگراها، جلیلی و احمدی‌نژاد را عامل اصلی تحریم‌ها علیه ایران معرفی کرده است. روحانی هیچ تمایلی ندارد که خود را در مقابل میلیونها رای دهنده‌اش قرار دهد که صیانت از دستاوردهای هسته‌ای را از دولت طلب می‌نمایند. از این رو وقتی او در اولین مصاحبه رادیو تلویزیونی گفت:‌ «تعلیق به گذشته تعلق دارد» غرب فهمید که رای به روحانی، رأی به تعلیق نیست. در عین اینکه دکتر روحانی نمی‌خواهد روند هسته‌ای را تغییر دهد در عین حال به خوبی هم می‌داند که این و موضوعاتی از این قبیل از دایره اختیارات رئیس‌جمهور فراتر است و از یک سو به ملت و از سوی دیگر به شوراهای فرادستی تعلق داشته و در نهایت به تأیید رهبری نیازمند می‌باشد و همه می‌دانند که ملت و رهبری با سستی در برنامه هسته‌ای کشور مخالف هستند.
غرب در مواجهه با روحانی نمی‌داند خود را تسلی بدهد و یا به خود تبریک بگوید چرا که از یک طرف طی 8 سال گذشته بر اهمیت بازگشت به تکنوکراسی و مدیران غرب باور تأکید کرده و اطرافیان حجت‌الاسلام هاشمی‌رفسنجانی و از جمله دکتر روحانی را تکنوکرات معرفی کرده است و از این رو مخاطب توقع دارد با پیروزی‌ روحانی در انتخابات، غرب از شادی در پوست خود نگنجد ولی در همان حال تصاویر عبوسانه و عبارات محتاطانه سران آمریکا، فرانسه، انگلیس و اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که غرب واقعاً عزادار است و نتایج انتخابات را برای خود یک تهدید تلقی می‌نماید! چرا؟ پاسخ این موضوع چندان دشوار نیست. غرب از یک طرف ناچار است اعتراف کند که در ایران انتخابات واقعی وجود دارد و نمی‌توان در درستی آن تردید کرد. ویکلی استاندارد دو روز پیش در تحلیلی نوشت: «انتخابات ریاست جمهوری در ایران کاملاً آزاد برگزار شده و نمونه آن را در هیچ کشور دیگر منطقه خاورمیانه نمی‌توان یافت.» از سوی دیگر غرب به تجربه آموخته است که رؤسای جمهور از هر سلیقه سیاسی که باشند قادر به تغییر روند، سیاست‌ها و ساختار نظام و اصول برخاسته از انقلاب اسلامی نیستند و در نهایت در چارچوب همان سیاست‌ها به ایفای نقش می‌پردازند و سود آنان برای نظام چند بار از زیان آنان بیشتر است کما اینکه متقابلاً از چنین انتخاباتی آنچه برای غرب به جای می‌ماند یک سیاهه از بدهکاری‌هایی است که نزد ملت ایران روی دستشان می‌ماند بنابراین غرب می‌داند که فقط می‌تواند در عرصه رسانه‌ای تا حدی خود را تسلی بدهد ولی در صحنه واقعی، عزادار انتخابات و نتایج آن است. وقتی در ایران انتخابات برگزار شود و در داخل کشور بگو مگوهایی مبنی بر ناعادلانه بودن انتخابات به وجود آید، آمریکا و کشورهای وابسته‌ای نظیر فرانسه و انگلیس بهانه مناسبی برای چالش با جمهوری اسلامی و سیاه‌نمایی از آینده ایران پیدا می‌کنند و از آن در حوزه‌های مختلف از جمله در حوزه‌های حساس امنیتی بهره می‌برند. اگر نگاهی ولو گذرا به مواضع اعلام شده این کشورها طی 4 سال گذشته بیندازید می‌بینید که «تهدید به حمله نظامی» و سخن گفتن کنایی از اینکه «همه گزینه‌ها روی میز است» مکرر مطرح شده و حتی در چندین مورد زمان این حمله را هم به دروغ مشخص کرده بودند. در یک مورد آمریکایی‌ها -در تیر 1388- به گمان آنکه شدت اختلافات، بنیه دفاعی ایران را آسیب‌زده است، یگانهایی از نیروی نظامی خود که در عراق مستقر بود را به سمت مرزهای غربی ایران به حرکت درآوردند حالا در این فضا غرب نمی‌تواند ایران را به اقدام نظامی تهدید کند و استدلال آوردن از اینکه تهدیدات زمینه جدا شدن مردم از نظام را فراهم می‌کند، خریدار ندارد.
در این فضا که انتخابات برگزار شده، بدون آنکه در روز رأی‌گیری نزاعی در گرفته باشد و بدون آنکه در اعلام نتایج تردید یا تاخیری روی داده باشد و بدون آنکه کاندیداها و یا هواداران آنها به نتایج اعلام شده، اعتراضی داشته باشند- و حال آنکه در همه دنیا اعتراض به نتایج‌آرایی که با ابطال چند صندوق نتیجه کاملا تغییر می‌کند، پدیده‌ای طبیعی است-غرب نمی‌تواند اهداف خود را پیگیری کند. در واقع از عجائب دنیاست که یک انتخابات پر مشارکت بدون درگیری گروهی با گروه دیگر برگزار شود و نتایج هم به گونه‌ای باشد که به آسانی بتوان درباره آن بحث کرد اما هیچ بحثی صورت نگیرد و همه آن را بپذیرند. غرب با چنین نظام و مردمی نمی‌تواند مواجهه‌ای جدی داشته باشد. غرب در مواجهه با این انتخابات روی مشارکت گسترده مردم حرفی نزد و اوباما در یک اظهارنظر مرعوبانه گفت «نتایج انتخابات ایران را می‌پذیرد و در انتظار تغییر سیاست‌های ایران می‌ماند» و مقامات انگلیسی گفتند روحانی را رئیس‌جمهور آینده ایران می‌شناسند و در انتظار راه‌حل‌های او برای بهبود پرونده‌ هسته‌ای می‌مانند.»
غرب روحانی را در مجموع برای خود یک «مشکل» می‌داند و به موازات آن و بطور طبیعی برای ایران یک فرصت مهم به حساب می‌آورد از نظر غرب از این نظر که روحانی سیاست‌های خارجی و سیاست هسته‌ای خود را تغییر نمی‌دهد یک مشکل مهم به حساب می‌آید و از این نظر که با یک انتخابات آرام و منطبق با استاندارد روی کار‌آمده و به اصول و سیاست‌های بنیادی نظام جمهوری اسلامی کاملا اعتقاد دارد یک فرصت مهم برای جمهوری اسلامی به حساب می‌آید. از نظر غرب، ایران یک فرصت جدید 4 ساله پیدا کرده تا با دیالوگ جدید روی اصول و موازین خود حرکت کند و اهداف سیاست خارجی ایران را محقق گرداند.
از منظر غرب، روی کارآمدن روحانی، ائتلاف ضدایرانی غرب را دچار بحران جدید می‌کند چرا که پیش از روی کار آمدن رئیس‌جمهور جدید هم اکثر کشورهای عضو ائتلاف غرب ناراحتی خود را از سیاستهای یک جانبه غرب علیه ایران ابراز می‌داشتند، حالا که روحانی در ایران به قدرت رسیده است تمایل این کشورها برای جدا کردن راه خود از آمریکا و انگلیس بیشتر می‌شود و این، تاکید بیشتر ایران بر سیاست مستقلانه خود را افزایش می‌دهد که برای غرب تلخ خواهد بود.
پیروزی روحانی در شرایط جدید منطقه‌ای نیز یک رکن نگرانی غرب است. روحانی در ایران بعنوان عضو ارشد یک جریان میانه‌رو به حساب آمده است و این در حالی است که رژیم‌های عربی منطقه طی سالهای گذشته، دولت ایران را دولتی تندرو معرفی کرده و توانسته‌اند یک تقابل عربی ایرانی را شکل بدهند. حالا روحانی بر سر کار آمده که در تبلیغات آنان نسبتی با تندروی ندارد و از این پس باید با فردی در مسایل منطقه‌ای تعامل نمایند که او در عین میانه‌رو خوانده شدن، علیه اقدامات بی‌ثبات‌کننده و تروریزم، در عراق، سوریه، لبنان، پاکستان، افغانستان و... خواهد ایستاد و از آنجا که همین رژیم‌های عربی- نظیر عربستان- عامل اصلی‌تروریزم در این کشورها به حساب می‌آیند با روحانی به چالش جدی می‌رسند.
بنابراین می‌توان گفت پیروزی روحانی در ایران برخلاف آنچه تصور می‌شد یک مشکل کلیدی برای غرب محسوب می‌شود کما اینکه برای ایران یک فرصت طلایی و راهبردی محسوب می‌شود. انقلاب ایران با وجود ولایت‌فقیه و نهادهای قدرتمند آن و هواداری اکثریت قاطع مردم دچار انحراف نمی‌شود و به دلیل اقتدار فراوان آن می‌تواند از فرصت‌ها به نحو مطلوب استفاده کند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 تیر 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آتلانتیکو: غرب با غرور و اجماع ملی ایرانیان درگیر شده است


نشریه فرانسوی آتلانتیکو در گزارشی نوشت: تحریم‌ها نه تنها بر ایران اثر نکرده بلکه باعث مقاومت بیشتر این کشور شده است. ایرانی‌ها بر سر برنامه هسته‌ای غرور و اجماع ملی دارند.
آتلانتیکو از قول تییری کویل استاد اقتصاد دانشگاه پاریس نوشت: تحریم‌های اعمال شده غرب علیه ایران تأثیرگذار نبوده و از این نظر، غربی‌ها سخت اشتباه کردند، زیرا مجازات‌ها حتی به بیشتر شدن عزم ایران در ادامه این مسیر انجامیده و سبب تقویت مواضع تندروهای این کشور شده است.
وی اضافه می‌کند: برنامه هسته‌ای در ایران موضوع اجماعی است که از حس ملی‌گرایی ایرانیان ناشی می‌شود و حتی اگر کشور در فشار قرار دارد، اما مردم از سیاست هسته‌ای حمایت می‌کنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 خرداد 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

گاردین:غنی‌سازی خط قرمز است/غرب به نتیجه انتخابات ایران امید نبندد


یک روزنامه انگلیسی در تحلیلی با اشاره به انتخابات 24 خرداد اعلام کرد که پذیرش غنی‌سازی در ایران یک اصل است و غرب نباید منتظر نتیجه انتخابات در این کشور باشد.
گاردین در یادداشتی به قلم «پیتر اوبورن» و «دیوید موریسون» با اشاره به عدم احراز صلاحیت برخی کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری آتی کشورمان، تصریح کرد: از منظر مواضع در قبال برنامه هسته‌ای ایران، تفاوت چندانی بین آن‌ها و سایر کاندیداها نیست چرا که همه کاندیداها از برنامه هسته‌ای فعلی ایران حمایت می‌کنند و اصرار دارند که ایران در خاک خود دست به غنی‌سازی اورانیوم بزند.
این گزارش می‌افزاید: تمام کاندیداها در رد خواسته غرب مبنی بر اینکه ایران باید برنامه هسته‌ای خود را کنار بگذارد، اتفاق نظر دارند.
به نوشته تحلیلگران گاردین، سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد ایران که گفته می‌شود در انتخابات عملکردی قوی دارد، یک تندرو خوانده می‌شود اما این بد نیست چرا که وی اگر از اعتماد رهبری ایران برخوردار باشد، ممکن است آزادی عمل بیشتری برای مذاکره در خصوص برنامه هسته‌ای ایران به دست آورد.
در ادامه این تحلیل آمده است: کاندیدای دیگر که در اردوگاه اصلاح‌طلبان حضور دارد، حسن روحانی است که از سال 2003 تا 2005 مسئول تیم مذاکره‌کننده ایران بوده است. در دوران او بود که ایران پیشنهاد خود را در خصوص حل و فصل مناقشه هسته‌ای با غرب ارائه کرد. وی در این پیشنهاد در برابر حضور دائم بازرسان آژانس در تأسیسات هسته‌ای ایران، تبدیل فوری سوخت تولید شده به میله سوخت و از بین بردن احتمال غنی‌سازی بیشتر آنها و عدم فرآوری سوخت مصرف شده، خواستار آن بود که ایران بتواند برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای خود را ادامه دهد.با این حال، این پیشنهاد رد شد و همه می‌دانند که چرا رد شد؟ اروپایی‌ها تحت فشار آمریکا مجبور بودند قبول نکنند که حتی یک سانتریفیوژ در ایران بچرخد. این امتناع از اذعان به حق ایران در غنی‌سازی صلح‌آمیز بزرگ‌ترین مانع در به دست آوردن راه حل چالش هسته‌ای بوده است.
در دوره اصلاحات، تیم مذاکره کننده هسته‌ای کشورمان با هدف اعتمادسازی تمام فعالیت‌های هسته‌ای را داوطلبانه تعلیق کرد اما غرب با صدور چندین قطعنامه در شورای حکام و محور شرارت نامیدن ایران، به این سیاست تیم مذاکره کننده کشورمان پاسخ داد!
گاردین در پایان تأکید می‌کند که اگر حق غنی‌سازی ایران به رسمیت شناخته نشود، هیچ پیشرفتی در روند مذاکرات هسته‌ای رخ نخواهد داد و فرقی هم نمی‌کند که چه کسی در انتخابات پیروز شود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: هسته ای، انتخابات،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید

آمریکا با ورود به سوریه در آتش فتنه خواهد سوخت

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: آمریکا با ورود به سوریه و جنگ افروزی در آتش این فتنه خواهد سوخت.

"ابراهیم آقامحمدی" نماینده مردم خرم‌آباد در مجلس در گفتگو با خبرنگار پارلمانی باشگاه خبرنگاران با اشاره به اظهارات اخیر اوباما مبنی بر اینکه "ما نمی‌دانیم چه کسی و چه زمانی و چگونه از سلاح شیمیایی در سوریه استفاده کرده است"، گفت: ادعای اخیر "باراک اوباما" (رئیس‌جمهور آمریکا) همانند ادعای "جورج بوش"(رئیس‌جمهور سابق آمریکا) زمانی که حمله به عراق را با هدف مبارزه با سلاح شیمیایی مطرح کرد، بیان شده است.

وی با اشاره به فیلم منتشر شده از سوی معارضین در خصوص به‌کارگیری سلاح شیمیایی در حیوانات، تصریح کرد: انتشار این فیلم تنها در راستای این مهم بود که دولت و ارتش "بشار اسد" را تهدید کرده تا خود حکومت را در دست گیرند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خانه ملت افزود: ادعاهای اوباما در خصوص استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه همانند بهانه‌ای است که رئیس‌جمهور سابق آمریکا به عراق حمله کرد،‌ همچنین آمریکا تنها در پی آن است تا حمایت خود از تروریست‌های سوری را توجیه کند.

نماینده خرم‌آباد در پایان با تاکید بر اینکه آمریکا نمی‌تواند به راحتی وارد خاک سوریه شود، خاطرنشان کرد: ورود غرب به سوریه به راحتی صورت نخواهد گرفت چراکه این مهم می‌تواند یک جنگ جهانی تمام عیاری را به بار آورد، منطقه خاورمیانه را به چالش کشد و به‌دنبال آن غرب و آمریکایی که حامی اصلی معارضین سوری‌ بوده را در آتش این فتنه به‌سوزاند

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 اردیبهشت 1392   | توسط: رضا منصوری   | طبقه بندی: بین الملل،    | نظرات()   بازدید ها:بازدید